چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست!

حسین قدیانی

تقدیم به طلبه سیرجانی

دلت خوش است تو هم ای طلبه سیرجانی ها. همه دارند چادر از سر بر می دارند، تو نشسته ای در چادر؟ چادر محل زندگی کودک آواره فلسطینی است. تو را حکما بی عدالتی آواره کرده. تو هم می رفتی زمین می خوردی خب. زمین خواری روزه را باطل نمی کند. بگذار من هم به تو طعنه بزنم؛ بنز به تو نرسیده یا بی ام و؟ ای بابا! تو الان برای خودت طلبه معروفی شده ای. برو صیغه محرمیت بخوان برای سارا و ندار. برو پای منبر. من خودم می شوم راننده ات. تو چرا نمی خواهی یک روحانی باکلاس باشی؟ سیرجان اصلا کجاست، تا وقتی رفسنجان هست؟ تو غصه بخور، پسته خوردنش با آقازاده ها. تو عرضه نداشتی که با امام عکس بگیری، تو عرضه نداشتی در هواپیما، در پلکان ششم دست امام را بگیری، تقصیر قوه قضاییه چیست؟ تو دیر به دنیا آمدی، همه کاخها پر شد، آقازاده ها مقصرند؟ تو داری اکسیژن می خوری، هوا می خوری، باد می خوری، غصه می خوری، چیزی نیست، زمین خواری عده ای اما گناه است! چادر تو دمار از روزگار تراکم درآورده. می خواهی من هم برایت حرف دربیاورم؟ تو نمازت در این چادر باطل است؛ مکان غصبی است. تو چشم دیدن پیشرفت آقازاده ها را نداری. تو دلت خوش است. حجره و حوزه را ول کرده ای و داری یک تنه بار نواب را به دوش می کشی. اگر مردی تونل توحید را تو افتتاح می کردی. تنگه احد همین چادر توست. ول کن این تنگه را. تو بمیری بنیاد شهید حتی تو را منافق هم حساب نمی کند و هیچ مسئولی زیر تابوتت را نمی گیرد. ول کن این تنگه را. غنیمت را بچسب. بعد هم خودت یک پا ملایی. ۴ تا کلاه شرعی برایش بدوز و خلاص. وسواس خوب نیست. تو وسواسی هستی و می خواهی شمع بیت المال را با وسواس خاموش کنی. چه کسی به تو این ماموریت را داده است؟ گور بابای عدالت. سرت درد می کندها. پس فردا خود تو را می کنند مصداق ظلم به سران فتنه، که چرا مثلا در چادرت از گل نازکتر گفتی به فلان زالوصفت. تو متهمی. پس فردا همین عدالت را چماق می کنند بر سرت. به اسم مالک اشتر علی، ملک و املاک خود، شترهای خود را می کوبانند بر سرت. تو داری تند می روی. این خبرها هم نیست. همه جا امن و امان است و تو داری شورش را در می آوری. آخر چادر هم شد جای زندگی؟ خودت را آواره کوه و بیابان کرده ای که چه؟ امنیت ملی ما را جان سران فتنه تعیین می کند. تو باید با عباس بمیری و حاج کاظم باز هم باید بنشیند روی زمین و برای “ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی”، قصه حسین کرد بخواند. من به جای تو بودم به جای غصه، پسته می خوردم و برای نسل آینده در زیرزمین متروی تهران کار فرهنگی انجام می دادم. دغدغه عدالت داری؟ بنده خدا، برایت حرف در می آورند که عشق شهرتی. دلت را می شکنند. خون می کنند به دلت. پشت سرت حرف در می آورند. بیا بیرون از چادر و دختران مانتویی را جذب اسلام کن. بگو که اسلام دین گل و بلبل است. مخ عدالت الان دارد سوت می کشد و هیچ قطاری به مقصد دوکوهه سوت نمی کشد. تو اگر می خواهی مثل رزمنده ها با نان خشک افطار کنی، آقازاده ها هم حق دارند همه ما را خرمقدس خطاب کنند. ناراحت نشوی ها. این حرفها را دارند پشت سر تو می زنند. بیا بیرون از چادر و در مصاحبه زنده با فرزاد جمشیدی از فواید سبک خوردن سحری برایمان بگو. حافظ بخوان. کلیله و دمنه که زمین خوار نبودند. برای ما از نصرالله منشی بگو و از عبدالله ابن مقفع که آخر سر هم نفهمدیم کدام شان مترجم بود، کدامشان مولف! بیا بیرون از چادر و مجنون کوی لیلی باش. عدالت هم خدا بزرگ است و چادر تو از خانه خدا هم ساده تر. پس فردا برایت حرف در می آورند که تو می خواهی ادعای خدایی کنی. تو هم می توانی عمار علی باشی و در عین حال سایت بالاترین تحویلت بگیرد. به وقتش شمر باش، به وقتش بسیجی، به وقتش ابوموسی و به وقتش در تنب کوچک خم شو تا کمر جلوی آقازاده بزرگ. چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست. یکی دیگر از صحن های “سیدالکریم” است و این امنیت سرمایه داری را به خطر می اندازد. تو باید کیش شوی وقتی در کیش، بچه فیل هم به تو رخ نشان می دهد. بیا بیرون از چادر و برای دخترکان دم بخت استخاره بگیر. بیا بیرون از چادر و ول کن این بساط را. تو چهره شهر را خراب کرده ای. چادر تو زیر خط فقر است.

www.ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چرا مشایی ولو مسئله صدم ماست؟!

حسین قدیانی

نه “سکوت”، نه “فریاد”؛ به پیروی از ولایت، حرف مان را می زنیم

خوب یادم هست برخی روزنامه های دوم خردادی و نیز رسانه های خواص بی بصیرت چقدر به دکتر الهام بابت چند شغله بودن، تذکر می دادند اما تا به حال ندیده ام یکی شان به هزار شغله بودن اسفندیار رحیم مشایی خرده گرفته باشد. بر عکس، او را تیتر یک می کنند و سخنانش را به شکلی وسیع پوشش می دهند و او را تبدیل به مسئله اول کشور می کنند و دلسوزان را مجبور می کنند اگر نه در حد مسئله اول که لااقل در همان حد که آقا گفت؛ “حرف تان را بزنید”، بر مشایی خرده بگیرند و اگر نه در تیتر یک لااقل در خبر ویژه و سرمقاله به وی بپردازند. رحیم مشایی خواسته یا ناخواسته آن روی سکه خواص بی بصیرت و سران فتنه است و هرچند به روایت ولایت مسئله درجه اول ما نیست اما مسئله ما ولو مسئله صدم ما که هست. کسی که خود را برای نظام تبدیل به مسئله ولو مسئله ای کوچک می کند، آن روی سکه فتنه گران است. مشایی بسیار دوست دارد مسئله باشد و اصولا فتنه یعنی همین مسئله سازی. یعنی عمل مشایی به گونه ای تنظیم می شود که عکس العمل بسیاری را در پی داشته باشد و تو مجبور باشی بعد از چند بار خود را به ندیدن و نشنیدن زدن، عاقبت واکنش نشان دهی. مشایی پازل را طوری چیده که سکوت و بی خیال شدن ما بازی در زمین اوست و فریاد و داد و بیداد ماهم به هکذا اما ما می توانیم در زمین خودمان بازی کنیم و نه سکوت کنیم و نه فریاد برآوریم، بلکه همانطور که “آقا” گفت؛ “حرف مان را بزنیم”. حرف زدن نه سکوت کردن است نه داد زدن و حرف ما این است؛ دوم خردادی ها و سران فتنه و خواص بی بصیرت به جای خدمات دکتر احمدی نژاد، از مسئله سازی های مشایی استقبال می کنند و دقیقا از همین روست که سفرهای استانی دولت را محروم نوازی دولت را عدالت محوری دولت را خدمات دولت را و کار شبانه روز احمدی نژاد عزیز را انعکاس نمی دهند اما مشایی را در حد مسئله اول و تیتر یک برجسته می کنند. یعنی احمدی نژاد را با هزار نمره خوبش کتمان می کنند و کار او را گداپروی می خوانند اما از دیکته غلط مشایی با شور و شوق استقبال می کنند. مشایی را در حد تیتر یک نباید تحویل گرفت اما در حد خبر ویژه چرا، آنهم نه به سبب خودش که به سبب همکاری خواسته و یا ناخواسته با جبهه مقابلی که با اصول ما مشکلات اساسی دارد. یعنی ما با کسانی که به فرموده ولی امر نباید وحدت کنیم، مع الاسف مشایی را در عمل، متحد ایشان می بینیم. باورم هست که مسئله مشایی و حتی مسئله طرف مقابل ما اصلا احمدی نژاد و دولت نیست، بلکه ولایت است و حکومت. آیا جز این است که سران فتنه عمود خیمه را نظام را به پشتیبانی آمریکا نشانه گرفته اند؟ و آیا جز این است که مسئله سازان در تضعیف جایگاه ولایت به یک نقطه واحد می رسند؟ هیچ اندیشیده اید که اصولا چرا از نظر همه ما و از منظر مولای ما برخی ها تبدیل به مسئله ولو نه مسئله درجه اول ما شده اند؟ آیا مشایی دقیقا همان جایی را نشانه نگرفته که سران فتنه نشانه گرفته اند؟ این وسط به نظر می رسد مظلوم بزرگ دکتر احمدی نژاد و مظلوم بزرگتر رای ما به دکتر است. این چه صدایی است که دارد در گوش دکتر، ادبیاتی متفاوت را زمزمه می کند؛ “اگر حرفهای ارزشی نمی زدی، بیشتر رای می آوردی”، “حمایت حزب اللهی ها اگر نبود رای شما بیشتر می شد”، “من بدون واسطه ماه، شما را به خورشید وصل می کنم”؟! چه کسانی دارند به رئیس جمهور خط خطا می دهند؟ چرا خواص بی بصیرت و به خصوص سران فتنه از مشایی خوش شان می آید؟ چرا دشمن سخنان مشایی را در بوق می کند؟ چرا عده ای احمدی نژاد را نه با هزار حسنش که فقط با همین یک عیبش می خواهند و کارهای خوبش را بد می خوانند و اندک معایبش را مشایی را حسن می شمرند؟ چرا دوم خردادی ها به شرط مشایی از احمدی نژاد خوب می گویند ولی به شرط عدالت و خدمت و ولایت، دکتر را تخریب می کنند؟ چرا همان کسانی که متاثر از مناظره می خواهند سر به تن دکتر نباشد اما روی رئیس دفتر رئیس جمهور حساب ویژه  باز کرده اند؟ آیا این بار گوشت قربانی به جای عباس، همان راهی نیست که عباس برایش به شهادت رسید؟

http://ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

حفاظت از آخرین منجی

 در فیلم "جاده" برخلاف دیگر آثار آخرالزمانی دقیقا مشخص نیست که به چه دلیل زندگی در روی کره زمین به نابودی کشیده شده اما از طریق همین چند جمله راوی یعنی همان پدر می توان به فضای فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" رسید و اینکه شاید همان توحش و میل به کشتن ، بشر را به چنین سرنوشتی دچار نموده است.

 

 

یک فیلم دیگر آخرالزمانی و این بار براساس کتابی از "کورمک مک کارتی" که پیش از این(حدود دو سال پیش) اقتباسی از نوول قبلی او یعنی  "سرزمینی برای پیرمردها نیست" را ساخته برادران کوئن دیدیم که اسکار بهترین فیلم سال را هم دریافت کرد.

"کورمک مک کارتی" نویسنده 77 ساله ای که در دنیای ادبیات امروز ، معروف به سیاه نمایی و تلخ اندیشی درباره جامعه کنونی آمریکا شده است ، نیز اینک در نوول "جاده" همچون بسیاری دیگر از نویسندگان و سینماگران غربی و آمریکایی در جریان حاکم تفکر امروز غرب ، به آخرالزمان رسیده است.  قهرمان های مک کارتی که اغلب دچار نفرت و خشم کور توصیف می شدند و در صحراهای خشک و بی آب و علف ، پناه می گرفتند اینک در گریز از توحش آخرالزمانی ، برای نجات بشریت ، به اصطلاح خود را به آب و آتش می زنند و در مرگزار قحطی و گرسنگی و مرگ ، سخن از امید و انسانیت و خانواده می کنند. پیش از این ، داستان "سرزمینی برای پیرمردها نیست" که در سال 2003 منتشر شد ، به شدت مورد استقبال قرارگرفت و البته اقتباس برادران کوئن از آن ، یکی از وفادارانه ترین برداشت های ادبی این زوج فیلمساز به شمار آمد.

"کورمک مک کارتی" در کتاب "سرزمینی برای پیرمردها نیست" ، یک غرب وحشی را روایت کرده بود که در آن آدم ها می کشتند ، نه برای پول و طلا و دفاع از خود ، بلکه برای اینکه فقط کشته باشند!!

شهرها مملو از آدم هایی بود که با اسلحه رفت و آمد می کردند و مغازه های اسلحه فروشی نیز به راحتی ، انواع تفنگ و گلوله هایش را به فروش می رساندند. در روایت مک کارتی از آن غرب وحشی ، همه یک جور زندگی می کردند و یک مدل حرف می زدند ،مثل همان جمله معروفی که اغلب کاراکترهای فیلم تکرارمی کردند :"...همیشه همین را می گویند که لازم نیست این کار را بکنی"!

اما تام بل (کلانتر شهری که قصه در آن می گذشت) در میان آن همه کشت و کشتار و قتل و غارت ، سعی داشت به دستیار تازه کارش ، آموزش دهد. صدای او در نریشن ابتدای فیلم با غم و حسرتی عمیق از روزگاری حکایت می کرد که کلانترها ،حتی بعضا اسلحه حمل نمی کردند. آنچه که امروز باورنکردنی نشان می داد. او می گفت:"...همیشه دوست دارم درباره آن دوران قدیم بشنوم. هیچ وقت چنین موقعیتی را از دست ندهید...نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه در برابر خودتان که در مقابل آن دوران قرار گرفته اید ، بایستید. نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه دریابید چگونه آنها عمل می کردند..."

تام برای توصیف شرایط غیرانسانی حاکم بر روزگارش به ماجرای پسری اشاره می کرد که دختری14ساله رابه قتل رسانده ودر پرونده اش درج گردیده بود که این قتل را با انگیزه ارضاء جنسی انجام داده ، درحالی که خود آن پسر ، دلیل یاد شده را نفی می کرد و می گفت که او را کشتم ، چون تا جایی که به خاطر می آورم ، همیشه برنامه ای داشتم ، یک کسی را بکشم! و می دانم که با این عمل به جهنم خواهم رفت!!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

آیت الله سیّد علی شفیعی

مرحوم رئیس المحدّثین، شیخ صدوق(ره) در كتاب شریف «اكمال الدّین» روایت می‌كند از سعید بن جبیر كه او گفت: شنیدم از سیّد العابدین، حضرت علیّ بن الحسین(ع) كه می‌فرمود:

«در وجود امام قائم ما چند سنّت از سنّت‌های پیامبران وجود دارد. یك سنّت از حضرت آدم و یكی از نوح و د یگری از ابراهیم و یكی از موسی و دیگری از عیسی و سنّتی از ایّوب و سنّتی از حضرت محمّد(ص)، امّا سنّت مأخوذ از آدم و نوح همان طول عمر است. سنّت از ابراهیم استتار زایمان و دوری از مردم می‌باشد. سنّت موسی همانا ترس و غایب بودن. سنّت عیسی اختلاف عقاید مردم دربارة او. سنّت ایّوب گشایش پس از بلاهای الهی و سنّت مأخوذ از پیامبر اكرم(ص) قیام مسلّحانه است.»1

این نشانه‌‌های متعدّد از پیامبران پیشین چون در امام زمان(ع) جمع گردد، او خود تنها مجمع انبیا می‌گردد كه خود برهان قاطعی است بر حقّانیت امام مهدی(ع) و اینكه او بقیّـ[ السّلف الصّالح است و آینة تمام نمای انبیای قبل اوست كه بدین وسیله آخرالزّمان را به اوّل الزّمان پیوند می‌زند و این خود حقیقتی ارزشمند است كه در دیگران یافت نمی‌شود.

فأمّا من آدم و من نوح فطول العمر...
امّا نشانه و علامت موجود در قائم(ع) از حضرت آدم و حضرت نوح، طول عمر و درازی مدّت زندگانی آنان است.

1. حضرت آدم ابوالبشر(ع):
او سر حلقة انبیای الهی و نخستین فرد انسان از نسل بشر كنونی و اوّلین فرد مصرّح و یاد شده در قرآن كریم است.
علّامه محدّث جزایری در كتاب «النور المبین فی قصص الانبیا و المرسلین» (معروف به قصص الانبیای محدّث جزایری) از كتاب اكمال الدّین شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) و او از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «آدم ابوالبشر 930 سال عمر كرد.»

اكنون ملاحظه و مقایسه7 می‌شود كه ما فعلاً و تا این تاریخ كه در سال 1431 ق. هستیم و امام زمان(ع) ما در سال 255 ق. ولادت یافته است. پس عمر مبارك ایشان تا این تاریخ به 1176 سال می‌رسد.

حال نمی‌خواهیم بگوییم طول عمر مهدی(ع) از عمر آدم(ع) گذر كرده و افزون شده است؛ با اینكه چنین است؛ زیرا تشبیه میان آدم و مهدی(ع) اجمالاً از جهت اصل درازی عمر است نه از جهت تطابق دقیق عمر هر دو. منظور امام چهارم(ع) این است كه آدم ابوالبشر هنگامی كه عمر او به بالای 900 یا پایین هزار سال (یا بالای هزار سال) رسید و هر كس آن را شنیده یا خوانده، تعجّب نكرده، چگونه است كه عمر طولانی حضرت مهدی(ع) را مورد استنكار یا استعجاب قرار می‌دهند؟

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

اگر تهدید نظامی عملی شود میدان مقابله ملت ایران فقط منطقه ما نخواهد بود

حضرت آیت الله خامنه ای درباره تهدید نظامی امریکا نیز تأکید کردند: بعید است آنها این حماقت را انجام دهند اما همه بدانند اگر این تهدید عملی شود، میدان مقابله ملت ایران فقط منطقه ما نخواهد بود بلکه این مقابله، میدان گسترده تری خواهد داشت.

به گزارش رجانیوز به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام ضمن تبیین سیاستهای جمهوری اسلامی در مسائل مهم داخل و خارجی، ماه رمضان را فرصتی بی بدیل برای توبه و طهارت و خلوص و توجه به ابعاد اجتماعی و سیاسی تقوا دانستند و با تأکید ویژه بر ضرورت وحدت و همدلی افزودند: وحدت مسئولان یک فریضه مهم است و تعمد در بر هم زدن آن، خلاف شرع به شمار می رود.

ایشان ماه رمضان را ماه توبه و اِنابه – ماه تسلیم دل و جان در برابر اراده و شریعت الهی – ماه طهارت بخشی و ماه خالص شدن از آلودگی ها خواندند و افزودند: ماه رمضان در مقیاس هر سال ، مانند فرصتهای نماز در هر شبانه روز، فرصت بیدار باش و خلوت با خدا و ایجاد نورانیت در دل و نفس است.

حضرت آیت الله خامنه ای، توبه و اِنابه را در میان خصوصیات ماه رمضان یک ویژگی بسیار مهم دانستند و با اشاره به وظیفه سنگین تر مسئولان و کارگزاران در این زمینه افزودند: بازگشت از «راه و فکر و کار» غلط و انابه به درگاه خداوند، در گام اول نیازمند شناخت اشکالات، غفلتها و تقصیرها و قصورهاست.

رهبر انقلاب اسلامی دایره توبه و بازگشت را در تمامی ابعاد فردی و جمعی ، گسترده خواندند و افزودند: همه کسانیکه به هر علت در حوزه های مختلف جامعه تاثیر گذارند باید کاملا مراقب خود، زیر مجموعه ها و حوزه های تاثیرگذاری کلام و رفتار خود باشند چراکه غفلت ها و خطاهای زیر مجموعه ها نیز اگر مستند و متکی به رفتار و گفتار آن مسئول باشد به پای او نوشته خواهد شد.

ایشان هدف «توبه و تصحیح فکر و عمل» را تقوای الهی دانستند و افزودند: رعایت ابعاد فردی تقوا و ترک محرمات و انجام واجبات مهم است اما تقوا ابعاد مهمتری دارد که عمدتاًٌ از آنها غفلت می شود.

رهبر انقلاب اسلامی با استناد به دعای شریفه مکارم الاخلاق در صحیفه سجادیه، گسترش عدالت، فرو بردن خشم، اصلاح ذات البین، ایجاد وحدت، فرو نشاندن آتش هایی که در جامعه ایجاد می شود و گرد آوردن کسانی را که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شده اند از ابعاد مهم تقوا برشمردند و تأکید کردند: این موارد، از جمله مسائل اساسی امروز ما نیز هست.

رهبر انقلاب اسلامی تلاش برای گسترش عدالت در همه ابعاد را از بالاترین ابعاد تقوا دانستند و افزودند: عدالت قضایی – اجرایی – اجتماعی – عدالت در تقسیم منابع و فرصتها و عدالت در گزینش افراد، از جمله مصداقهای عدالت در مفهوم حقیقی آن است.

حضرت آیت الله خامنه ای، جلوگیری از خشمی را که موجب انحراف در فکر و عمل می شود از دیگر ابعاد تقوا دانستند و با اشاره به اهمیت مقابله و مهار اختلاف افکنی ها افزودند: عده ای در حال آتش افروزی های سیاسی میان جناحها و عناصر مختلف جناحها هستند و مقابله با این تحرکات، از مصادیق بارز تقوای الهی است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مجدد بر جذب حداکثری و دفع حداقلی به عنوان یک سیاست اصولی و اساسی افزودند: البته میزان و معیار این کار اصول و ارزشهاست اما باید توجه کرد که ایمان اشخاص درجات متفاوتی دارد و باید کسانی را که جزو مجموعه بوده اند اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتاده اند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.
رهبر انقلاب اسلامی، روزه را یک عمل جمعی خواندند و خاطرنشان کردند: اگر همه کسانی که بر سر سفره پربرکت رمضان جمع هستند یعنی ملت ایران و دیگر ملل اسلامی، از این فرصت الهی برای توبه و بازگشت به خدا استفاده کنند، مسائل داخلی و مشکلات امت اسلامی علاج خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی، سخنان مقام معظم رهبری،     | نظرات()

پیروزی نهایی حق بر باطل

 آگاه باشید، قسم به جان كسی كه جان من در دست اوست، این گروه (اهل شام) بر شما پیروز می‌‌شوند، امّا نه ‌‌به ‌‌این ‌‌علّت‌‌ كه‌‌ آنها از شما به حق سزاوارترند؛ بلكه از این جهت كه اینها برای‌‌ به‌‌ دست ‌‌آوردن ‌‌باطل، رهبر و فرماندة خود، سرعت می‌‌گیرند و شما نسبت ‌‌به آنچه كه حقّ من است‌‌، به كندی حركت می‌‌كنید.»


رسول هادیان شیرازی


«وَ قل جاء الحقّ و زهق ‌الباطل انّ ‌الباطل كان زهوقاً؛1
و بگو حق فرا رسید و باطل مضمحل و نابود شد و باطل نابود شدنی است.»

یكی از آرزوهای دیرین بشر، برچیده شدن بساط ظلم و بیدادگری از جامعه ‌‌و حكم‌فرمایی‌‌ صلح ‌‌و آرامش و اجرای ‌‌عدالت ‌‌در سراسر جهان است.

این اندیشه هماهنگ با سرشت انسان است. به همین جهت، هرگاه برای گروهی از ملّت‌ها، زمینة قیام فراهم شده، به مبارزه با حكومت ظلم و جور پرداخته‌‌اند و بسیاری از این مبارزه‌‌ها نتیجه‌‌اش پیروزی اهل حق بوده است. امّا اوّلاً این پیروزی‌ها در گوشه‌‌ای از جهان اتّفاق افتاده است، نه در سراسر جهان و ثانیاً ممكن است، همین گروه حاكم نیز به تدریج از اهداف خود دور شوند و دوباره طاغوتی دیگر بر مردم مسلّط شود.

بنابراین در طول تاریخ مردم تحت ‌‌سیطرة زورمدارانی بوده‌‌اند كه بنای حكومت آنها بر پایة ظلم و فساد و ناامنی پایه‌‌ریزی شده است و به بیان قرآن از قول ملكة سباء
«انّ ‌‌الملوك اذا دخلوا قریة افسدوها و جعلوا اعزّة اهلها اذّلة و كذلك یفعلون‌‌؛2
پادشاهان هنگامی كه وارد منطقة آبادی ‌‌شوند، آن را به فساد می‌‌كشند و عزیزان‌ ‌آن ‌‌را ذلیل می‌‌كنند، كار آنها همیشه همین گونه است.»

در بسیاری از آیات، «قرآن كریم» با قاطعیت تمام نوید تحقّق پیروزی نهایی و فرا رسیدن روزی را می‌‌دهد كه حق در سرتاسر جهان حكم‌فرما، بساط حكومت‌‌ باطل برچیده و صالحان وارث زمین می‌‌شوند. در روایات زیادی نیز كه از فریقین نقل شده، این پیروزی نهایی مربوط به قیام امام مهدی(عج) است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: ظهور و نشانه ‌ها،     | نظرات()

اولین شماره نشریه یالثارات الحسین (ع ) ویژه شهرستان دزفول منتشر شد

به گزارش شبکه خبری دزفول ،انصار حزب الله دزفول در پی ممانعت از چاپ نشریه پلاک که قریب به ده سال در شهر دزفول از سوی این ارگان منتشر می شد ، ویژه نامه “یالثارت الحسین” ویژه شهرستان دزفول را با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر نمود.
پایگاه اینترنتی “پلاک” وابسته به انصار حزب الله دزفول در این رابطه نوشت:
تمایل داشتیم که نشریه پلاک را که از سال ۷۹ اولین شماره آن را چاپ نمودیم تا زمانی که توان داریم ادامه دهیم اما تقدیر این‌چنین بود که قریب به یک ماه پیش به دستور کتبی اداره ارشاد و به تصمیم شورای محترم تأمین شهرستان به دلیل نداشتن مجوز لازم پس از ۱۰ سال از ادامه انتشار آن جلوگیری کنیم لذا طی مکاتبه و مذاکره‌ای که با شورای مرکزی انصار حزب‌الله در تهران صورت گرفت، شورای مرکزی اجازه چاپ ویژه‌نامه نشریه رسمی یالثارات‌الحسین(ع) را جهت انصار دزفول صادر کرد.
هفته‌نامه یالثارات، یکی از هفته‌نامه‌های پرتیراژ کشور است که از سال ۷۳ با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتشار خود را آغاز کرد و طبق قانون هر نشریه رسمی می‌تواند ویژه‌نامه‌هایی را منتشر کنند. لذا از این پس مطالب خود را از این طریق به جای پلاک منتشر می‌کنیم و امید داریم که با همکاری مسئولان محترم مجددا نشریه پلاک را منتشر نماییم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 23 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

40 حدیث ماه مبارک رمضان؛ ثواب روزه و آداب روزه دار

1-پایه ‏هاى اسلام
قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه
قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: احادیث و روایات،     | نظرات()

روایت شجونی از جلسات خوئینی‌ها و شکل‌گیری گروه فرقان

ایران: در آستانه پیروزی انقلاب، آقایی در مسجد «جوستان» منبر می‌رفت و علیه آقای مطهری بد و بیراه می‌گفت. ما در آستانه تحول بودیم، ولی ایشان بالای منبر پرت و پلا می‌گفت. مسجد جوستان فعال بود و ایشان هم منبر می‌رفت و بعداً گرفتار شد. بعد هم بازاری‌ها می‌خواستند برایش خانه بسازند، پیغام داد حالا که می‌سازید یک کمی بزرگتر بسازید! به هر حال این شخص در مسجد جوستان کارش گرفته بود و فکر می‌کرد تا ابد ادامه دارد.

روزی ایشان منبر بود. آقای کروبی پائین نشسته بود. شیخ قاسمی نامی هم پهلوی او نشسته بود، ولی دو سه تا از این جوان‌ها محو سخنرانی او بودند. یکی از آنها اکبر گودرزی بود که بعدها رئیس گروه فرقان شد، یکی محمود کشانی بود که شهید مفتح را او کشت. محمود کشانی را من خودم شخصاً دیده بودم، چون هشت ماه در مسجد المتقین کنار بولینگ عبده پیش‌نماز بودم.

قبل از من آخوندی آنجا بود که می‌گفتند ساواکی است و وقتی او را بیرون بردند، مرا بردند که آنجا تطهیر شود! هر روز پلیس از کلانتری قلهک به آنجا می‌آمد و مزاحمت ایجاد می‌کرد و می‌گفت که من ممنوع‌المنبر هستم.

موسوی خوئینی‌ها آیه «یصدون عن سبیل‌الله» را این‌طور معنی می‌کرد که یک عده‌ای سد راه انقلاب هستند، با دولت‌ها سازش می‌کنند، بعد هم بهشتی و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونین فرخ‌رو پارسا معرفی می‌کردند. آقای مطهری را هم علناً اسم می‌برد و می‌گفت با دولت سازش کرده است و اینها را مزاحم انقلاب می‌دانست. می‌گفت که اینها مزاحم و سد راه انقلاب هستند و نمی‌گذارند انقلاب خمینی پیروز شود. این شیخ قاسمی به آقای کروبی می‌گوید: «ببین! این جوانها چه جوری او را نگاه می‌کنند؟ من گمان می‌کنم انقلاب که پیروز شود اینها آن سه چهار نفر را بکشند.» یک مرتبه آقای کروبی دستش را بلند کرد و محکم روی پای قاسمی زد و گفت: «نه بابا!» آقای آقارضی شیرازی به اتفاق آقای مطهری به دیدن آیت‌الله انواری که از زندان آزاد شده بود، رفت.

دیدند آقای موسوی خوئینی‌ها آنجا نشسته است. آقای رضی می‌گوید تا من و آقای مطهری وارد خانه انواری شدیم، ... از جا بلند شد و رفت و مطهری به انواری گفت: «آقای انواری! این را می‌شناسی؟» گفت: «نه!» گفت: «از کسانی است که مسائل اسلامی را به شیوه مارکسیستی و کمونیستی تفسیر می‌کند.»
واقعاً این مرد چه افکار بلندی داشت و چطور همه چیز را خوب تشخیص می‌داد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

فراماسونری: آرزوی مرگ بشریت

هنری مكوو1

چكیده:

هنری مكوو در معرفی خود از كتاب«معماران فریب» كه توسط نویسنده استونیایی یوری لینا در نقد و تاریخچه فراماسونری نوشته شده است، به برخی از برجسته‌ترین شواهد ارائه شده در این كتاب می‌پردازد. نویسنده این كتاب تا آنجا پیش می‌رود كه شكل گیری تمدن مدرن غربی از جمله تمام عناصر و مختصات اصلی آن همچون كمونیسم، لیبرالیسم، گلوبالیسم و حتی ظهور هیتلر و رویداد یازده سپتامبر را محصول توطئه‌های پیچیده و مخفی ماسونی‌ها می‌داند.

به اعتقاد نویسنده، صهیونیسم رویه دیگر فراماسونری است و در اصل این بانكداران متنفذ یهودی بوده‌اند كه با استفاده از عوامل خود توانسته‌اند فلسفه‌ای به نام فراماسونری را شكل و انتشار دهند.

كتاب «معماران فریب»، به قلم نویسنده استونیایی یوری لینا، تاریخچه ای ششصد صفحه ای از فراماسونری است كه در آن بینش ژرف نویسنده نسبت به مختصات واقعی تاریخ مدرن را مشاهده می‌كنیم. در اصل، یك بخش غالب جامعه غربی به گروه نخبه مالی یهودی در پذیرش فراماسونری پیوسته است؛ فراماسونری، فلسفه‌ای شیطانی است كه آرزوی مرگ تمدن را دارد. فراماسون‌ها می‌پندارند كه آنها به شكلی از كشتار و رنج ناشی از اسقرار «نظم نوین جهانی» خود، منتفع خواهند شد.

اگر چه باورنكردنی، عجیب و اندوه‌آور به نظر می‌آید، اما آن طور كه لینا می‌نویسد، سیصد خانوده اصلی بانكدار یهودی، از فراماسونری به عنوان یك ابزار برای سرنگون كردن، كنترل و تخریب جهان غرب استفاده كرده‌اند.

این دیدگاه مبتنی بر بازجویی «ان كی وی دی» سال 1938 از یك عضو روشنفكر برجسته است كه از بسیاری از این خانواده‌های بانكدار نام می‌برد و تأیید می‌كند كه فراماسون‌ها ابزارهایی قابل بسط هستند.

بر اساس بایگانی‌های لژ شرقی بزرگ و قدرتمند فرانسه كه در ژوئن سال 1940 ضبط شد و بعدها روس‌ها آنها را علنی كردند، لینا با ذكر جزییات نشان می‌دهد كه چگونه فراماسونری برای سلطه جهانی توطئه كرده و تمام انقلاب‌ها و جنگ‌های بزرگ در دوران مدرن را هماهنگ كرده است.

ماسون‌هایی كه غالباً یهودی بودند، مسئول پیدایش كمونیسم، صهیونیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم (و فمنیسم) هستند. علاقه‌مندی بزرگ آنها تشكیل حكومت بزرگ بود، چرا كه حداكثر انحصار محسوب می‌شد. «حكومت جهانی» (دیكتاتوری) پاداش نهایی است. این دیدگاه را در پشت واقعه یازده سپتامبر و «جنگ با ترور» می‌توان مشاهده كرد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فراماسونری،     | نظرات()