تبلیغات
مذهبی فرهنگی

آیا علمای با تقوا هیچ مشکلی با دراویش نداشته‌اند؟

انتشار این برگه ها با این هدف صورت می گیرد تا محورهای مطرح شده توسط آوایی در جلسه مذکور به گونه ای که مصلحت نماینده اقتضا می کند اطلاع رسانی شود و تقابل دو دیدگاه و دو تفکر به تقابل میان نماینده و امام جمعه آن هم یکی در جایگاه دفاع از مردم و دیگری در جایگاه طرد افراد خیّر و پارسا (بخوانید دراویش ذهبیه) تاویل و ترویج نماید.
 

مقدمه:

به دنبال افشای مواضع سید احمد آوایی در حمایت از دراویش ذهبیه در حضور امام جمعه محترم و فرماندار دزفول، اخیرا برگه های زنجیره ای از طرف دفتر نماینده دزفول تحت عنوان افشاگری در شمارگان وسیع تکثیر و منتشر گردیده است.

انتشار این برگه ها با این هدف صورت می گیرد تا محورهای مطرح شده توسط آوایی در جلسه مذکور به گونه ای که مصلحت نماینده اقتضا می کند اطلاع رسانی شود و تقابل دو دیدگاه و دو تفکر به تقابل میان نماینده و امام جمعه آن هم یکی در جایگاه دفاع از مردم و دیگری در جایگاه طرد افراد خیّر و پارسا (بخوانید دراویش ذهبیه) تاویل و ترویج نماید.

البته مردم هوشمند دزفول به فراست دریافته اند در طول شش سال اخیر جریانی استحاله شده با رها کردن خط ولایت و پیوستن به فتنه گران اموی و در تقابل با روحانیت اصیل و بسترسازی برای مسلط کردن دراویش و سکولارها بر گُرده مردم و فراموش کردن مشکلات مردم و لشکر جوانان متعهد و متخصص جویای کار، وجهه همت خود را حاکمیت مستبدانه بر مقدرات شهرستان قرار داده و برای همگان از جمله انقلاب، مسئولان، روحانیت، امام جمعه، مردم، متدینین تعیین تکلیف کرده و حتی در مقام یک فقیه و اسلام شناس، ادعا می کند علمای با تقوا هیچ مشکلی با اینها (دراویش) ندارند. جمله ای که هیچ کس قبل از او بر زبان نرانده و هیچ فردی در آینده بر زبان نخواهد راند. چرا که علاوه بر احادیث متعدد از ائمه معصومین در طرد و نفی صوفیه، تاکنون بیش از 200 کتاب مستقل در نقد تصوف و آراء صوفیان نگاشته شده که بسیاری از آنها را علمای بزرگ و فقهای جلیل القدر نوشته اند. همچنین درباره فرقه ذهبیه و خانقاه آنان دهها فتوا از مراجع معاصر صادر شده است.

آیا بر آوایی که در خانواده ای منتسب به فرقه ذهبیه و در دامان پدری صوفی و ذهبی بزرگ شده این حقیقت بزرگ نامکشوف مانده است؟ در این صورت باید این سخن امیرالمومنین (ع) در نامه ی سی ام نهج البلاغه را به او یادآور شد که «اِرجِع اِلی معرفهِ مالا تُعذَرُ بجَهاله» به شناخت چیزی اقدام کن که در ندانستن آن معذور نیستی.

و اگر می داند ولی وارونه قضاوت می کند بر عالمان و بزرگان و روحانیت اصیل و شجاع است که روشنگری کنند و مواضع بدعت و انحراف و گمراهی را برای مردم بنمایانند.

در همین مسیر است که رسانه جنوب، حسب قولی که در شماره گذشته داده است به انعکاس برخی از روایات ائمه معصومین (ع) و دیدگاه های علما و فتاوای مراجع درباره پدیده ی انحرافی صوفیه مبادرت ورزیده است. هر چند بررسی و استقصای نظرگاه همه ی عالمان بیدار و مرزبانان حریم ایمان، اخلاق و عقیده و احکام، فضای موسع و مفصلی را می طلبد.

آوایی: علمای با تقوا هیچ مشکلی با اینها (دراویش) ندارند!

1- امام حسن عسکری (ع) می فرماید: از امام جعفر صادق (ع) پرسیدند: ابوهاشم کوفی (موسس صوفیه) چگونه آدمی است؟ فرمود: وی شخصی فاسدالعقیده است که مذهبی را بدعت می گذارد که آن را تصوف می نامند و وی این مذهب را پناهگاهی برای عقیده زشت خود قرار داده است.

2- امام صادق (ع): صوفیه دشمنان ما هستند هر کس به سوی آنها اظهار تمایل کند از آنها محسوب می شود و با آنها محشور خواهد شد. زود است که عده ای از مدعیان دوستی ما اهل بیت نسبت به آنان تمایل خواهند نمود خود را به آنها تشبیه کرده و به نام و لقب آنها ملقب خواهند شد و گفته های آنان را تاویل و توصیه خواهند کرد. آگاه باش هر کس به آنها تمایل پیدا کند از ما نیست و من از او بیزارم.

3- استاد مطهری در پانزدهمین داستان از کتاب داستان راستان، مطلب جامعی را در رد طرز تفکر صوفیه به نقل از گفتگوی سفیان ثوری (یکی از صوفیه) با امام صادق(ع) آورده است که خواندن آن را به علاقه مندان توصیه می کنیم.

فتاوای مراجع عظام تقلید

فتواهایی که با علامت (*) مشخص شده اند ناظر به فرقه ذهبیه درفول و خانقاه آنها صادر شده است.

1- چون فتوایی که مرحوم آیت ا... العظمی بروجردی «ره» دربارة فرقه ذهبیه داده اند مربوط به سال 1330 شمسی و ناظر به استفتای مفصل یکی از پیوستگان به فرقه ذهبیه دزفول است لذا بخش اعظم این استفتاء را به جهت روشنگری در اینجا و فتوای آیت ا... بروجردی را در ادامه می آوریم.

متن استفتاء:

قریب دو سال است اشخاصی که نسبتاً سابقه خوب و ظاهری کاملا متشرع دارند خلاصه از مردمانی هستند که تمام اهالی اطمینان دیانتی و اخلاقی به ایشان دارند شب های شنبه و دوشنبه بطور نسبتاً لازم و سایر شب ها به استثنا شب چهارشنبه که تعطیل است جلسه دارند و اعمال و اذکاری می خوانند. بنده از ایشان خواستار شدم که در جلسه آنها شرکت کنم ابتدا حاضر نشدند بعد از مدتی گفتند باید شما تقاضایی بنویسید مبنی بر این که اینجانب می خواهم در این مجمع شرکت کنم به قول خودشان تقاضای دستگیری نمائید و درخواست شما را شیراز یا تهران که شعبه ای از شیراز است بفرستیم اگر قبول شدید آن وقت ورود شما در مجمع ممکن می شود به هر صورت این آقایان می گویند ما طریقه حقّة ذهبی را پیروی می کنیم و بطوریکه اظهار می کنند تمام بزرگان ایشان صاحب اجازه هستند که اولی ایشان را امام هشتم اجازه داده خلاصه بنده همین تقاضا را کردم درجواب دستوری دادند که ذیلاً بطور مسأله سئوال می شود و چون حقیر مقلّد شما هستم از شما سئوال می کنم آیا به این دستور می شود عمل نمود یا خیر یعنی آیا چنین دستوری از خانواده عصمت رسیده یا خیر؟

اینک صورت مسأله و دستور: بسمه تعالی  شأنه- بعد از غسل توبه از غفلت از حق، بعد از نمازهای عشا و صبح در هر کدام سیصد مرتبه بگوئید سبحان ا... العظیم و بحمده استغفرا... و بعد سیصد مرتبه بگوئید اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم، بعد از نمازهای پنج‌گانه تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فراموش نشود و خوانده شود از کلام ا... هر مقدار ممکن باشد روزانه قرائت شود که از روزی یک جزء کمتر نباشد. از کتب اولیا! هم در روز خوانده شود کمتر از 120 کلمه نباشد. اگر چنانچه تا حال در خواب و غیره حضور حضرات معصومین(ع) مشرف شده اند در موقع ذکر و عبادت همان جمال مبارک را در نظر بگیرید اگر چنانچه تا حال به این دولت نائل نشده اند تا موقع درک این نعمت وقت اشتغال به قلب متوجه باشند. اگر این توجه در همه حال باشد تا ملکه گردد خیلی اثرات دارد اواخر شب هم اگر اتفاقاً بیدار شدند یا عادت به بیداری داشته باشند از هر دو ذکر بعد از ادای دو رکعت نماز هر مقدار ممکن باشد بخواند ولی عددشان مطابق باشد. التماس دعا دارم.

بی مورد نیست جریان جلسه ایشان را هم عرض کنم که مطلب را کاملاً رسانیده باشم. عصرهای جمعه زیارت جامعه کبیره می خوانند. شب ها هم پس از نماز یومیه همان ذکر فوق را می خوانند (ذکر فوق ممکن است در بعضی تفاوت کند یعنی ممکن است بعضی دستور داشته باشند ذکر دیگر بخوانند)، بعد دو سوره و چند آیه از قرآن می خوانند بعد قدری اشعار از شمس تبریزی و شیخ عطار در مدح علی علیه السلام و سایر ائمه می خوانند. در موقع خواندن ذکر، اظهار مشاهداتی می کنند که بعضی از مشاهدات را مدرک می دانند و به آن عمل می کنند و عبارت مشاهدات ایشان این است که مثلاً حضرت مولا آمد و چه گفت و یا جناب پیر آمد و فلان چیز را گفت!

و مطلب دیگر این است که این آقایان سابقاً علاقه زیادی به نماز جماعت داشتند ولی از آن وقتی که این طریقه (ذهبیه) راگرفته‌اند کمتر به نماز جماعت حاضرمی شوند ولی نهی هم نمی‌کنند.

آیت ا... العظمی بروجردی:

«1- در موقع عبادت صورت پیغمبر صلی ا... علیه واله یا یکی از ائمه صلوات ا... علیهم را به نظر آورده شرک است و خداوند تعالی توبه از تمام گناهان را وعده قبول فرموده الّا شرک را- ان ا... لایغفر الا یشرک به و یغفر مادون ذالک لمن یشاء

2- اذکار و قرائت قرآن که نحو اطلاق استحباب آن از شرع رسیده اگر به اذن و تعیین عدد و اوقات مخصوص کسی تعیین کند و داعی بر عمل، اذن و تعیین آن شخص باشد تشریع و حرام است.

3- خوب است مردم بیدار باشند و به هر چیزی گوش ندهند.

استفتای دوم

جواب مسأله که راجع به طریقه حضرات ذهبی مرقوم داشته اید جایز است به اطلاع مردم و اشخاصی که وارد این طریقه هستند برسانم، یا نه؟

* آیت‌ا... العظمی بروجردی:

باسمه تعالی- البته هر فتوا نسبت به هر موضوعی داده می شود حکایت کردن آن برای غیر مانع ندارد، بلکه در صورت احتیاج غیر، لازم است. کتاب الحجه ص 131

استفتاء از آیت‌ا... العظمی گلپایگانی

س) چند ماهی است ضمن انجام تکالیف دینی، شب های جمعه برای دعا و انابه به درگاه خدا، در خانقاه شرکت می کنم چون مشاهده کردم به جز قرائت قرآن و دعا و ثنا و یک ذکری برای مولا، چیز دیگری در آنجا انجام نمی دهند. حالا رفتن من به آنجا ثواب دارد یا نه؟

بسمه تعالی- واضح است که معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر برای این باشند که گمان کنید آنجا خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد بدعت و حرام است و به علاوه این تشکیلات موجب تفرقه مسلمین و اختلاف و ضعف آنها می شود و ذکرهایی که در آنجا خوانده می شود اگر مدرک و سند معتبری نداشته باشد خواندنش به قصد ورود جایز نیست و اگر اعتبار آن با عقاید حقه موافق نباشد خواندنش مطلقاً حرام است. شما در وظایف خود به رساله های عملیه و در اذکار و ادعیه به کتب دعا مانند مفاتیح الجنان رجوع کنید.

سئوال: شرکت کردن در مجالس صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقای آنها چه صورتی دارد؟

حضرت آیت‌ا... العظمی خامنه ای:

جایز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه علیه السلام معتقدند چه بهتر است که اسم جداگانه ای را که لازم نیست بلکه مضّر است کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلک باشند.

حضرت آیت‌ا... العظمی مکارم شیرازی:

تمام فرقه صوفیه دارای انحرافاتی هستند و شرکت در فعالیت های آنان و کمک به اهدافشان جایز نیست.

فتوای دوم: تمام فرق صوفیه و از جمله فرقه ذهبیه احمدیه دارای انحرافاتی هستند و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی بسیاری از مراکز آنان تعطیل شد. مسئوولین محترم دزفول هم نباید اجازه تاسیس یا تعمیر خانقاه تحت هر اسم و عنوانی به آنها بدهند. همیشه موفق باشد 29/2/78

* حضرت آیت‌ا... العظمی بهجت:

هر چه سبب تفرقه در بین مسلمانها باشد جائز نیست و آنچه در اسلام معروف است همان مساجد و حسینیه ها و امثال آنهاست و هر عنوانی که سبب تشکیل حزب و گروهی شود که مولد فرقه ای از 72 فرقه شود باطل است و تاسیس و ترویج آن جائز نیست. وا... العالم 26/10/83

حضرت آیت‌ا... العظمی سیستانی:

اجتناب از حضور در مجامع آنان و دور کردن مردم از آنها لازم است.

* حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی: معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر برای این باشد که گمان کنند خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد صحیح نیست بلکه اگر به عنوان این بروند که آنجا شرعا پایگاه ذکر و مدح و منقبت است حرام می باشد لذا بر عموم مسلمانان است که برای امور عبادی، مذهبی و اعیاد موالید ائمه علیهم السلام در مساجد اجتماع کنند که «انما یعمر مساجد الله من آمن بالله» و شما هم در مقابله با این حرکت، طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر عمل کنید. 13/2/78

* حضرت آیت‌ا... العظمی صافی گلپایگانی:

صوفیه با فرقه ها و انشعابات زیادی که دارند اگر چه در انحراف در یک سطح نیستند و بسا که برخی از آنها از ربقه ی اسلام شمرده نشوند در مجموع منحرف اند و عقاید خاصه ای که دارند غیر اسلامی است. بنابراین مشارکت در ایجاد بناها و مراکز تبلیغی آنها و شرکت در محافل آنها خلاف شرع و حرام است.

فتوای دوم: چون روش گروه مذکور برخلاف روش رسول اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) است و در اسلام محلی به نام خانقاه وجود ندارد و بالاخره این روش، انحراف از طریقه متشرعه که متلّقاه از ائمه هدی (ع) است و موجب اضلال می باشد مباشرت در ساختن خانقاه و کمک مالی برای ساختن آن و همکاری با این گروه و موافقت با ساختن آن به هر شکل حرام است. خداوند مومنین را از فتن مضلّه محفوظ بدارد. وا... العالم لطف ا... صافی 19 المحرم الحرام 1420

حضرت آیت‌ا... العظمی تبریزی:

هر مسلمانی که برخلاف آنچه علمای شیعه در رساله های عملیه فرمودند عمل کند باطل است و ترویج و اعانت و شرکت در مجالسی که برخلاف آنچه علمای شیعه فرمودند تشکیل شود مشروعیت ندارد.

حضرت آیت‌ا... العظمی مدنی تبریزی:

1- شرکت در مجالس فرق صوفیه جایز نیست و بر جوانان عزیز امت اسلامی لازم است که هوشیاری خود را کاملا حفظ نمایند و با اینگونه فرقه ها که راهی جدا از قاطبه ی امت اسلامی طی می کنند همکاری ننمایند و در مجالس آنها که معمولا برای فریب جوانان است به هیچ وجه حضور پیدا نکنند. 2- تحت هیچ عنوان از عناوین خیریه کمک به آنها جایز نیست. 31/2/84

* حضرت آیت‌ا... سید علی شفیعی:

1) عرفان اسلامی دارای تفاوت ها و فرق های اساسی با تصوف می باشد که فرق عمده آنها همانا مخالفت و مباینت اصول تصوف با مبانی اصیل اسلام و تشیع است.

2) فرقه های گوناگون تصوف هر چند دارای مراتب مختلف و درجات شدت و ضعف می باشند لکن تماما جدای از اصول دینی و مذهبی بوده و تشرع ظاهری برخی از افراد که چه بسا معلول جهل و ناآگاهی هم باشد سودی نخواهد داشت چنانکه با وجود اشکالات اساسی و عقیدتی که با اصول شریعت دارند، انجام اعمال به ظاهر عام المنفعه دالّ بر مشروعیت آنان نبوده هر چند در دنیا آثار سطحی هم داشته باشند.

3) اصولا آنچه در قرآن کریم و لسان روایات اهل بیت علیهم السلام مطرح شده همانا مسجد است که با دست مبارک خاتم الانبیاء (ص) ساخته شده است لهذا عنوان خانقاه در متن اسلام وجود ندارد. بنابراین جز بدعت چیزی نیست و حدیث متواتر نبوی هم تعیین تکلیف فرموده که «کل بدعهٍ ضلال و کلُ ضلالهٍ سبیلها الی النار» لذا وظیفه شرعی همگان اعم از مسئولین و سایر اقشار محترم مردم مقابله و مبارزه با هر بدعت و ضلالت می باشد که در شرایط گوناگون به حسب موارد باید ابراز مخالفت و برخورد نمایند. خداوند همه مسلمین را به وظایف شرعیه عالم و عامل فرماید و از نفوذ استعمارگران و سلطه اجانب حفظ نماید. انشاءا...- الاحقر: سید علی شفیعی 30/11/83

س) سالهاست در دارالمومنین دزفول فرقه ای به نام ذهبیه احمدیه مشغول به فعالیت می باشند که البته امور عام المنفعه هم انجام می دهند لطفا بفرمایید:

1- این گروه مصداق بدعت هستند یا خیر؟

2- شرکت در مجالس این فرقه که در خانقاه خود برگزار می کنند چه حکمی دارد؟

3- استفاده از امور خیریه آنها جایز می باشد؟

* حضرت آیت‌ا... العظمی بهجت:

از این گروه ها که معمولا عقاید انحرافی دارند کلا باید اجتناب و دوری کرد.

* حضرت آیت‌ا... العظمی نوری همدانی:

این گروه دارای انحراف هایی هستند و شرکت در مجالس آنها جایز نیست و استفاده از کمک های آنها چنانچه موجب تقویت و ترویج آنان باشد نیز جایز نیست.

* حضرت آیت‌ا... العظمی علوی گرگانی:

1- این گروه از فرقه های صوفیه می باشند و از فرق ضاله هستند. بر مومنین و جوانان است که فریب اینگونه فرقه ها را نخورند. 2- جایز نیست و مومنین شایسته است که تبلیغات این فرقه ها را نقش بر آب کنند. 3- اگر موجب تقویت آنها باشد قطعا استفاده از این امور جایز نیست.

س) شرکت در مجالس ذکر و دعای فرقه های صوفیه از جمله ذهبیه احمدیه که در اماکنی همچون خانقاه و حسینیه و نام هایی از این دست که ویژه عبادت این فرق ساخته می شود چه حکمی دارد؟

کمک مادی یا معنوی (مثل دادن مجوز قانونی از طریق دولت) در ساخت و عمران اماکن عبادت و ذکر فرقه های منحرفی همچون ذهبیه احمدیه چه حکمی دارد؟

وظیفه مومنین نسبت به قصور و احیانا تعمد بعضی مسئولین در صدور مجوز قانونی (برای ساختن حسینیه احمدی) که هیچ وجهه شرعیه ای ندارد چیست؟

با توجه به قصور و اهمال مسئولین شهر دزفول، آیا از باب وظیفه نهی از منکر، تخریب این حسینیه که معبد فرقه ذهبیه احمدی و بدعتی آشکار در دین اسلام است چگونه است؟

* حضرت آیت ا... العظمی بهجت:

تاسیس و ترویج این قبیل اماکن و مجالس کلا جایز نیست و نهی از منکر و جلوگیری از آنها با احراز شرایط امر به معروف بر همگان واجب است.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

گفت‌وگو با آیت الله حاج شیخ محمّد آل اسحاق

 الآن طب دو بخش است: طبّ مافیایی و طبّ سنتی. طبّ سنتی  مثل تعلیم قرآن، مقدّس است و معلّم طبّ حقّ پول گرفتن ندارد. ما از اوّل در اینجا یك قِران از كسی پول نگرفتیم؛ نه برای تدریس و نه برای معالجه. اینجا هم مثل قضاوت و تعلیم قرآن نمی‌شود اجرت گرفت؛ [بلكه] دولت باید از بیت‌المال زندگی طبیعی و آبرومندی برای آنها تأمین كند. امّا طبّ مافیایی بر گرد گوسالة طلایی، یعنی پول طواف می‌كند. آنها تاكتیك‌هایی دارند؛ اوّلاً آنها می‌ترسانند؛ در مقابل در طبّ سنّتی طبیب تا مریض را می‌بیند می‌گوید: «بسم الله الرّحمن الرّحیم»، شفا دست خداست و طبیب بهانه است.
 
 
 
 
گفت‌وگو با آیت الله حاج شیخ محمّد آل اسحاق؛ مؤسّس و مدیر مجمع پژوهشگران طبّ سنّتی بوعلی سینا

اشاره

در هیاهوی كر كنندة مراكز گوناگون پزشكی، درست وسط این همه مطبّ دكترهای از فرنگ برگشته، این همه داروخانه، آزمایشگاه‌های عظیم بیمارستانی، این همه مجلّات پزشكی با مقالات فوق تخصّصی، توصیه‌های درمانی و... گوشه‌ای از خاكی كه روزی بوعلی سینا و زكریّا زاده شدند. خانه‌ای پُر از شكوفه‌های انار را می‌توانی بیابی كه در آن، هر روز به نام خدا و بی‌نیاز از خلق خدا به روی مریض‌های دكتر جواب كردة امروزی، باز است. از هر جای قم كه به یك تاكسی آشنا به شهر، بگویی مرا ببر مطبّ آیت‌الله آل اسحاق، او چند دقیقه بعد جایی در نزدیكی «جمكران» معروف به «زاویه» تو را پیاده می‌كند.

ساعت 10 صبح جمعه، روزی، با قرار قبلی برای انجام مصاحبه‌ای با آیت الله آل اسحاق، به منزل ایشان رفتیم. می‌گفت اگر دیروز اینجا بودید، می‌دیدید كه از كنار من تا داخل حیاط بزرگ خانه، به ردیف آدم ایستاده بود، برای طبابت...


  • چه شد كه شما به حوزة طبّ روی آوردید و در ادامة تحصیلات حوزوی خود، طبّ را انتخاب كردید؟ در این زمینه آیا خودتان كار كردید، یا استاد داشتید؟

من در «مسجد امام قم» حدیثی شنیدم و به این دلیل جذب طبّ شدم. آن حدیث این بود: «العلم علمان؛ علم الأدیان و علم الأبدان؛1 دو علم از همة علوم ارزش و اهمّیت بیشتری دارد. اوّل علم دین و مذهب و دوم علم الأبدان (علم طب).» من ابتدا مدّتی در «حوزة زنجان» و قم بودم و بعد به «نجف» به دنبال علوم دینی رفتم. آخرین مرحله را برای شما عرض می‌كنم، امام خمینی(ره) تازه به قم آمده بود و [تدریس] مكاسب را شروع كرده بود. من كه می‌خواستم به ایران بیایم آیت‌الله سیّد نصرالله مستنبط، كه به جای آقای خویی نماز جماعت می‌خواند و مورد اعتماد همه بود و طلبه‌ها به او اقتدا می‌كردند تا ساعت 12 شب، سه مرتبه به منزل ما آمد و گفت: فلانی، علمای نجف به تقوا و علم تو ایمان دارند. تو بیشتر از یك وجب تا مرجعیّت فاصله نداری. من می‌دانم تو می‌روی و جذب امام كه به ضدّیت با سلطنت و شاه معروف بود، می‌شوی و دیگر برنمی‌گردی؛ نرو. من گفتم: تابستان است و ما می‌خواهیم به ییلاق برویم؛ چون نجف گرم است. گفت: این بهانه است. تو می‌روی و دیگر برنمی‌گردی.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: طب اسلامی،     | نظرات()

خاطرات خواندنی صدیقی از آیت‌الله بهجت

امام جمعه موقت تهران آیت الله بهجت را رجلی الهی دانست و گفت :‌ ایشان بدنشان اینجا بود، اما قلب ایشان اصلا به این دنیا آشنا نشد و محرمیتی با این دنیا پیدا نکرد. جسمشان اینجا بود، اما مامور آن دنیا بود.

حجت الاسلام صدیقی در گفت وگو با وطن امروز درباره ابعاد شخصیتی آیت الله بهجت چنین می گوید :

• قبل از به دنیا آمدن آیت‌الله بهجت، پدر ایشان به بیماری سختی دچار شده و در زمان بیماری، صدایی می‌شنود و کسی به ایشان می‌گوید که محمدتقی در راه است. همین امر نشان می‌دهد که آیت‌الله محمدتقی بهجت ذخیرهًْ‌‌الله است و گوهر خاص و نایابی است که خداوند عطا کرد.

• مرحوم آقای بهجت قبل از 18 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند.

• با یک واسطه از شیخ عباس قوچانی نقل می‌کنند که محضر استادمان میرزاعلی آقای قاضی بودیم، استاد فرمودند شیخ محمدتقی بهجت نامه‌ای نوشته و در این نامه مساله‌ای را سؤال کرده است. اگر کسی 3 روز روح را از بدن خارج کند حال که روح به بدن باز‌گردد آیا باید قضای نماز را به جای آورد؟ استاد بیان کردند که من مطمئن هستم این کار، کار خود شیخ محمدتقی بهجت است و ایشان سیر ملکوتی داشته است.

• ایشان در نماز، نماز نمی‌دید، بلکه خدا را می‌دید. وقتی نماز می‌خواند 3 روز بدنش خسته بود. عده‌ای می‌گفتند ما نگران نماز آقا بودیم و درخواست داشتیم که از نماز مستحبی خود کم کنند. یکی از مراجع قم بیان می‌کردند که آیت‌الله بهجت نقال نیست و هرچه می‌گوید جزو جانش است.

• در آن زمان که مبارزه با شاه باب نبود، جمعی آمده بودند خدمت مرحوم آیت‌الله بروجردی و اعلام آمادگی کرده بودند که اگر ایشان دستور دهند، حاضرند علیه شاه قیام کنند. آیت‌الله بروجردی از این امر استقبال نکرده بودند و اجازه چنین حرکتی را نداده بودند. بعدها در جمعی فرموده بودند «با فرض اینکه شاه از سلطنت خلع شد، چه کسی را می‌توانیم برای اداره مملکت معرفی کنیم.» لذا دلیل عدم حمایت ایشان از این حرکت، این احساس بود که شخصی برای جایگزینی شاه نداریم. مرحوم آقای بهجت همان زمان فرموده بودند «چرا نمی‌توان کسی را پیدا کرد؟ با توکل بر خدا و پس از شروع حرکت و سقوط شاه، شخص جایگزین او پیدا می‌شود» لذا در اوج عرفان و فقاهت مسائل سیاسی آن زمان را دقیقا رصد کرده و از حرکت‌های ضد شاه حمایت می‌کرد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

آیا امام زمان (عج) در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد؟


 




ابراهیم شفیعی سروستانی

یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند.

برای روشن‌تر شدن این موضوع، ابتدا به برخی از این روایت و سخنان اشاره می‌کنیم و در ادامه نیز به بررسی طبقات مختلف یاران آن حضرت می‌پردازیم.


   1. بررسی روایات و سخنان علمای شیعه


در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «صاحب این امر [امام مهدی(ع)] ناگزیر از کناره‌گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.»1

از این روایت برمی‌آید که در دوران غیبت، حداقل سی نفر در خدمت امام مهدی(ع) هستند و آن حضرت را یاری می‌کنند. در روایت دیگری که از آن بزرگوار نقل شده است، ایشان به ترکیب یاران آن حضرت اشاره کرده، می‌فرماید: «سیصد و اندی به عدد اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت می‌کنند. در میان آنها، برگزیدگان (نجبا) از اهل مصر، مردان صالح و پرهیزکار (ابدال) از اهل شام و نیک مردان (اخیار) از اهل عراق وجود دارند.»2

اگرچه این روایت دربارة زمان ظهور است، ولی از برخی کلمات بزرگان می‌توان استفاده کرد که همین گروه‌ها در دوران غیبت هم در خدمت آن حضرت هستند.
شیخ کفعمی(ره) در حاشیة كتاب «المصباح» خود در شرح بخشی از دعای «ام داوود» كه در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است،3 مطلبی نقل می‌کند که در زمینة پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید:

«گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون  قطب هستند.»4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

ای مردم، من فاطمه ام و پدرم محمد (ص)

فاطمه

آن هنگام که نور وجود پیامبر اکرم (ص) به خاموشی گرایید و حضرت برای همیشه در جوار حق به آرامش رسید، فاطمه زهرا (س) با تمام وجود تنهایی را حس کرد. با اینکه همسرش علی (ع) و فرزندانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در کنارش بودند، جای خالی وجود دلگرم کننده ی پدر را پر نمی کردند.

پیامبر (ص) تا وقتی زنده بود مرتباً به مسلمانان تاکید می کرد که بعد از من به قرآن و عترت چنگ زنید و حضرت علی (ع) را برادر و جانشین خود معرفی می کرد، اما حوادث بعد از رحلت پیامبر به گونه ای دیگر رقم خورد. از طرفی حضرت علی (ع) و یاران صدیق پیامبر (ص) به کار کفن و دفن پیکر پاک پیامبر مشغول بودند و از طرف دیگر ابوبکر و عمر و عده ی دیگری از مسلمانان در سقیفه گرد آمدند و به بهانه ی جلوگیری از آشوب و جنجال و بدون توجه به واقعه ی غدیرخم و سایر وقایعی که در آن پیامبر از جانشینی حضرت علی (ع) سخن رانده بود، ابوبکر را به جانشینی پیامبر و فرماندهی امت اسلام برگزیدند و سپس به مردم اعلام کردند که با ابوبکر دست بیعت بدهند (سبحانی، ص 508). ابوبکر نتوانست از خاندان پیامبر (ص)، یعنی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، بیعت بگیرد. ابوبکر در ربیع الاول سال یازدهم هجری، با نقشه ی عمر، به خلافت رسید (حکیم، ص 148، 152).

پیامبر (ص) تا وقتی زنده بود مرتباً به مسلمانان تاکید می کرد که بعد از من به قرآن و عترت چنگ زنید و حضرت علی (ع) را برادر و جانشین خود معرفی می کرد

ابوبکر بعد از نشستن بر مسند خلافت احدی از خاندان بنی هاشم را در امر حکومت دخالت نداد. حدود ده روز پس از ماجرای سقیفه نیز کسی را فرستاد تا فدک را از وکیل قانونی فاطمه ی زهرا(س) بگیرد. فدک روستایی بود در نزدیکی خیبر که، بعد از جنگ خیبر، اهالی آن پیش قدم شدند و نیمی از درآمد سالیانه و بخشی از املاک خود را به پیامبر (ص) بخشیدند. پیامبر (ص) در زمان حیاتش فدک را به دختر خود، فاطمه (س)، بخشید (آیتی، ص 506؛ سبحانی، ص 273)، اما ابوبکر به این بهانه که فدک جزو اموال مسلمین روایت شده که امام علی (ع) پیش ابوبکر آمد و گفت: «ابوبکر چرا فاطمه را از ارث پدرش محروم کردی؟ فدک در زمان حیات پدر بزرگوارش به مالکیت زهرا در آمده بود».

ابوبکر در پاسخ گفت که این غنیمت متعلق به مسلمانان است و فاطمه هیچ مدرکی دال بر تملک فدک ندارد. حتی با اینکه ام ایمن، دایه ی پیامبر، بر به ارث رسیدن فدک به فاطمه (س) گواهی داد ابوبکر و عمر آن را نپذیرفتند و فدک را از زهرای اطهر (س) گرفتند (حکیم، ص 174- 175؛ سبحانی، ص 275). حضرت زهرا (س) وقتی شنید ابوبکر او را از فدک محروم کرده است رهسپار مسجد مدینه شد و خطابه ای آتشین ایراد فرمود (حکیم، ص 178).

اما دخترم فاطمه

چکیده ی خطبه ی فاطمه زهرا (س) چنین است:

خدا را برای نعمت ها و توفیقاتش شکر و سپاس گفته، او را به سبب مواهبی که به ما ارزانی داشته و نعمت های گسترده ای که به ما عنایت و احسان نموده می ستایم. گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست. خدایی که چشم ها از دیدنش ناتوان بیان اوصافش با زبان محال است. خدایی که بندگان را با قدرت و اراده ی خویش آفرید و مردم را به اطاعت خود دعوت نمود و برای این کار مزد و پاداش تعیین کرد و بر معصیت و نافرمانی کیفر قرار داد. گواهی می دهم پدرم، محمد (ص)، بنده و فرستاده ی خداست. خداوند پیامبر (ص) را برگزید تا فرمانش را تکمیل و حکمش را اجرا کند. خداوند با نور محمد (ص)، پدر بزرگوارم، تاریکی های جهل و نادانی را روشن نمود و ابرهای تیره و تار را از برابر دیدگان مردم برطرف ساخت و آنگاه که پدرم مأموریت خود را انجام داد، خداوند وی را با نهایت محبت و به اختیار خود وی به پیشگاه خود خواند. درود و سلام و رحمت و برکات خدا بر پدرم باد. آنچه که حضرت رسول (ص) پس از خود به جا گذاشته کتاب ناطق خداو قرآن صادق است که از طریق آن می توان به دلایل روشن الهی رسید. ای مردم، ایمان داشته باشید که خداوند ایمان و نماز، زکات، روزه، حج، عدالت، امامت، جهاد، صبر و شکیبایی، امر به معروف، نیکی به پدر و مادر، صله ی ارحام، قصاص، وفا به نذر، جلوگیری از کم فروشی، نهی از شراب خواری، پرهیز از تهمت، ترک دزدی، تحریم شرک را بر شما واجب گرداند تا در راه عبودیت و بندگی خدا قدم بردارید و مسلمان از دنیا بروید.

ای مردم، من فاطمه ام و پدرم محمد (ص) است. او پدر من بود نه پدر شما، برادر پسرعموی من بود نه برادر مردان شما. او در طی سال های بسیار با خرافات و بت پرستی در سرزمین حجاز جنگید و تمام رنج ها و دشواری ها را در راه خدا تحمل کرد و آنگاه که خداوند امر کرد سرای پیامبران خویش ر اعلیحضرت  برای رسول خدا (ص) برگزیند، ناگهان آثار نفاق و دورویی میانتان پدیدار شد و گمراهان جنجال و هیاهو کردند. شیطان شما را فریب داد و آن هنگام که هنوز پیکر پاک پیامبر خدا (ص) به خاک سپرده نشده بود، شتابزده شتر خلافت را در اختیار گرفتید و آتش فتنه ها را دامن زدید. ندای شیطان گمراه گر را قبول کردید و برای منزوی ساختن خاندان رسول خدا (ص) و فرزندان او هر کاری کردید.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

شما اکنون مدعی هستید که ما از پیامبر (ص) چیزی به ارث نمی بریم. ای فرزند ابوقحافه (ابوبکر) آیا در قرآن آیه ای است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارثی نبرم؟ اگر چنین است دیدار من و تو در قیامت، که در آن روز بهترین داور خداوند است و شاهد آن حضرت رسول (ص). ای یاوران اسلام، چرا حق مرا و فرزندان مرا نادیده می گیرید؟ شگفتا ای مردم! آیا رواست که ارث من، فاطمه بنت محمد(ص)، پایمال شود و شما دم برنیاورید؟! به هوش باشید! شما را می بینم که به سمت رفاه و آسایش رفته اید. کسی را که برای سرپرستی و اداره ی امور مسلمانان از همه شایسته تر بود از صحنه دور کردید و خود در گوشه ی خلوت به تن پروری و آسایش رو آوردید.

اکنون این مرکب خلافت و آن هم فدک، همه از آن شما! آن را بگیرید و رها مسازید، اما پشت این مرکب زخم و کف پایش شکافته است و با آن نمی توانید خود را به سر منزل مقصود برسانید. من دخت پیامبری ام که شما را از عذاب سخت الهی بیم داد. اکنون هر چه از دستتان برمی آید انجام دهید. ما نیز به وظیفه ی الهی خود عمل خواهیم کرد. شما منتظر باشید و ما نیز در انتظار خواهیم بود (حکیم، ص 179،181،183،185- 197).

بعد از این خطبه ی آتشین، مجلس آشفته شد و صدای ناله و فریاد مردم از هر سوی مسجد پیامبر برخاست. ابوبکر و عمر در صدد فریب دادن مسلمانان و آرام کردن دخت رسول خدا (ص) برآمدند و با نیرنگ عمر مردم متفرق شدند. حضرت فاطمه (س)، پس از به پایان رساندن سخنانش، بر سر قبر مطهر رسول خدا (ص) رفت و آن قدر گریست که لباسش از اشک دیدگان تر شد. بعد از مدتی، حضرت فاطمه (س) اعلام کرد که رابطه اش را با خلیفه قطع می کند و گفت: «تا زنده ام کلمه ای با تو (ابوبکر) سخن نخواهم گفت» همو، ص 208). این حرکت دخت رسول اکرم (ص) بر خلیفه ی مسلمین بسیار گران آمد؛ زیرا از اعتبار وی در نزد مردم می کاست. مبارزه ی سیاسی حضرت فاطمه (س) برای گرفتن اموال خود از ابوبکر مقدمه ای بود برای اعتراض او به مسئله ی اصلی، یعنی خلافت، تا مردم بدانند لحظه ای که از علی (ع) روگردان شده، به ابوبکر روی آوردند دچار لغزش و خطا شده اند و با قرآن به مخالفت برخاستند (همو، ص 198- 199).

 

منبع : فرهنگ و تمدن اسلام و ایران - دکتر علی اکبر ولایتی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام...

غزل مرثیه‌ای از علی انسانی در وصف مصیبت حضرت زهرا (س)؛

 حاج علی انسانی، شاعر و مداح پیشكسوت اهل بیت غزل مرثیه‌ای در بیان مصیبت حضرت صدیقه كبری (س) سروده است.

گل، بر من و جوانی من گریه می‌كند
بلبل به خسته جانی من گریه می‌كند

از بس كه هست غم به دلم، جای آه نیست
مهمان به میزبانی من گریه می‌كند

از پا فتاده پا و ز كار اوفتاده دست
بازو به ناتوانی من گریه می‌كند

گل‌های من هنوز شكوفا نگشته‌اند
شبنم به باغبانی من گریه می‌كند

در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه می‌كند

گردون، كه خود كمان شده با چشم ابرها
بر قامت كمانی من گریه می‌كند

این آبشار نیست كه ریزد كه چشم كوه
بر چهره‌ خزانی من گریه می‌كند

فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام
بر مرگ ناگهانی من گریه می‌كند

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اشعار،     | نظرات()

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت دوم)

نمونه ششم: درهای آسمان

به این سه مطلب توجه كنید:

الف: عرفان كیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوك عرفانی است، كه مباحث عرفانی را مورد بررسی نظری و عملی قرار می‌دهد؛ و از آن جا كه انسان شمول است، همه‌ی انسان‌ها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین، مذهب و عقاید شخصی، می‌توانند جنبه‌ی نظری آن را پذیرفته و جنبه‌ی عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند.54

ب: اصل 17: در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم و در مسایل زمینی(دنیوی) تلاش، عوامل تعیین كننده هستند.55

ج: اصل 33: تسلیم در حلقه، تنها شرط تحقق موضوع حلقه‌ی مورد نظر است؛ در غیر این صورت، باید از توان‌های فردی استفاده شود كه آن نیزمحدودیت خواهد داشت.56

حاصل جمع این سه فراز این است كه در عرفان كیهانی برای تشكیل حلقه و اتصال به شعور كیهانی و كسب فیض خدا و درمان، دین و مذهب شخص مهم نیست؛ زیرا این مكتب انسان‌شمول است. از سوی دیگر چون جریان اتصال كیهانی امری آسمانی(معنوی) است و در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم تعیین كننده است تنها كافی است شخص تسلیم باشد تا موضوع حلقه مورد نظر تحقق یابد. بنابراین درهای آسمان برای هركسی با هر دینی باز خواهد بود.

این معنا با آیه قرآن كه می‌فرماید:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت اول)

گزارشی از یک انحراف
مقاله‌ای كه در ذیل می‌آید به بررسی محتوایی جریان شعور كیهانی و نقد افكار آقای محمدعلی طاهری موسس جریان شبه عرفانی می‌پردازد. وی مدتی پیش به اتهام برخی از افكار انحرافی توسط مراجع ذیربط بازداشت شد.

درآمد

 الف‌. انسان امروز با وجود نابسامانی‌ها، پریشانی‌ها، نگرانی‌ها و گرفتاری‌ها و تلاش برای رهایی از بحران‌ها، در پی راهی هماهنگ‌تر و كم‌تعارض‌تر با خواسته‌های خود می‌گردد. در این میان ظهور مكاتب مختلف فكری و معنوی با رویكردی هر چند موافق‌تر و كم‌تنش‌تر با خواسته‌های انسان رو به فزونی است. به بیان دیگر انسان امروزه گرفتار است و برون رفتی می‌جوید اما برون‌رفتی تا حد امكان، موافق با خواسته خود. از این رو روح حاكم بر مكاتب معنوی نوظهور روح انسان‌محورانه است. در این عرفان‌ها یا خدا نیست و یا در حاشیه است.

ب‌. پایه‌گذاری مكتب عرفانی، مبتنی بر دیدگاه خاصی در خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی است. این سه حوزه ستون‌های فكری یك مكتب را تشكیل می‌دهد و چگونگی یك مكتب عرفانی به نوع نگاه آن مكتب به این سه حوزه وابسته است.

ت‌. یكی از مكاتب نوظهور معنوی، مكتبی با عنوان «عرفان كیهانی» یا «عرفان حلقه» است. هدف اصلی این مكتب «ایجاد آشتی بین دنیای مذهب، عرفان و علم و نیز رفع سوء تفاهم‌های موجود بین آن‌ها»1، «كمك به انسان در راه رسیدن به كمال و تعالی»2 یعنی حركت انسان‌ها به سوی وحدت و دوری از تفرقه3 و درمان انواع بیماری‌ها4 و كسب «اعتباری بی‌سابقه برای عرفان ایران در دنیا»5 است. راهكار عملی كه در این زمینه ارائه نموده اتصال به شبكه‌ی شعور الهی است6.

ث‌. پایه‌گذار این مكتب تاكنون دو كتاب به نام‌های «عرفان كیهانی» و «انسان از منظری دیگر» منتشر نموده است و این مكتب را « قادر به ارایه‌ی آسان، ساده و همه فهم این عرفان»7 معرفی نموده است و سایر مكاتب را به «كلی‌گویی و حرف‌های صرفا زیبا»8 مبتلا دانسته و از نوعی رقابت سخن گفته است اما واقعیت این است كه با ملاحظه متن كتاب «عرفان كیهانی» این كتاب را پر از مبهم‌گویی و یا خلاف تصریحات قرآنی می‌یابیم. بیشتر اصل‌های این كتاب و بلكه مقدمه آن نیز حرف‌های مبهم دارد. این ابهامات ممكن است این مكتب را برای افراد غیر متخصص در زمینه معارف دینی، بزرگ جلوه داده و آنان را گمراه نماید اما از نگاه كسانی كه با اصطلاحات دینی آشنایی دارند یا نویسنده از روی غرض‌ورزی مطالب خود را چنین بیان كرده است و یا ناآشنا به معارف دینی است. اگر چنین كاری از روی غرض‌ورزی باشد كه قضاوت آن با خود نویسنده است و اگر از روی ناآشنایی باشد این سؤال جدّی مطرح می‌شود كه چرا كسی كه نسبت به معارف اسلامی آشنایی كامل ندارد دست به تأسیس یك مكتب عرفانی بزند. آیا در طول تاریخ كم نبوده‌اند كسانی كه بر اثر عدم آشنایی كامل به مبانی دین اسلام و ساده انگاشتن دین الهی با تلفیق مطالبی از این و آن و افزودن چند مطلب و اصطلاح دینی، به ایجاد مكاتب و فرقه‌های متعدد دست زده‌اند.

در این نوشته و ان شاء الله در نوشته‌های آتی به موارد یاد شده خواهیم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

نطق پیش از دستور علیرضا زمانی راد عضو شورای اسلامی شهر دزفول

با سلام به قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عج) و نائب بر حقش حضرت آیت اله العظمی امام خامنه ای و با سلام و درود به مردم فهیم و با لیاقت پایتخت مقاومت ایران اسلامی ، دزفول قهرمان .
ابتدا ایام حزن و ماتم اهل البیت ایام فاطمیه را تسلیت عرض نموده و مناسبتهای متعدد اردیبهشت بویژه روز پرستار ، روز بهورز ، روز ماما ، روز شورا ، روز کارگر و روز معلم را گرامی میداریم .
رئیس و اعضاء محترم شورای اسلامی شهر
بر اساس اصول مصرح قانون اساسی اداره امور شهر باید زیر نظر شورای اسلامی شهر امور شهرستان زیر نظر شورای اسلامی شهرستان و امور استان زیر نظر شورای اسلامی استان صورت گیرد . لیکن به دلیل ضعف شورا در مطالبه این حق و عدم دخالت مؤثر برای تحقق این امر ، کار را به آنجا رسانده که امروز اگر شورائی بخواهد در راستای وظایف خود که بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسائی های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و سایر امور رفاهی و ارائه راه کار اجرائی به متصدیان امور است اقدام نماید ، بدون شک به زیاده طلبی و دخالت در امور متهم می گردد در حالیکه برخی نمایندگان مجلس که براساس نص صریح قانون هیچگونه مسئولیتی در اداره امور ندارند براحتی و تقریباً در سراسر کشور در امور اجرائی دخالت می کنند و کم کم این اقدام غیر قانونی برخی نمایندگان مجلس به یک عرف پذیرفته شده تبدیل شده است .
حکومت جمهوری اسلامی بر مبنای تفکیک قوا و شامل قوای مقننه ، مجریه و قضائیه زیر نظر ولایت مطلقه امر امامت امت و مستقل از یکدیگر شکل گرفته اند . اعضای قوه مقننه یعنی نمایندگان محترم مجلس علاوه بر تصویب قوانین وظیفه نظارت بر قانون را نیز بر عهده دارند و در مقابل تمامی ملت ایران مسئولیت دارند و حق دارند تا در همة مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نمایند و رئیس جمهور که عالیترین مقام مسئول کشور است ، رئیس قوه مجریه و مسئولیت اجرای قانون اساسی به جز در مواردی که مستقیماً به رهبری مربوط می شود را بر عهده دارد . و بازوهای اجرائی قوه مجریه یعنی وزراء در مقابل رئیس جمهور و مجلس پاسخگو هستند .
با این همه واضحات ومصرّحات قانون اساسی ، رویه حاکم در کشور دخالت بی حد و حصر برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اجرا از طریق دخالت در عزل و نصب مدیریت هاست بطوریکه این دخالت از دخالت در انتخاب استاندار هم فراتر رفته و علاوه برآن به  دخالت در انتخاب فرمانداران ، بخشداران ، تا مدیران دستگاه های اجرائی نیز تسّری یافته است. این دخالت ها اگر چه به هیچ وجه مورد تأیید نیست لیکن در مواردی که نمایندگان منتخب مجلس هم رأی و نظر با منتخب اکثریت مردم یعنی رئیس جمهور باشند از آثار سوء کمتری برخوردار است .(نمایندگان مجلس با کسب حداقل      آرا و رئیس جمهور با کسب ۵۰% به اضافه یک رای انتخاب می شوند.)
لیکن در مواردی که مردم با اکثریت بسیار بالائی به خط و راه و مرام و شعار رئیس جمهور رأی بدهند و اتفاقاً نماینده مردم همان منطقه که نوعاً با رأی اکثریت یک سوم رأی دهندگان بر کرسی نمایندگی تکیه زده است .مخالف و مغایر باشد ، این دخالت ها هنجار شکن بوده و مردم آنرا نمی پذیرند و نمایندگان دولت در استان و شهرستان می بایست این موضوع مهم را  با جدیت مورد توجه قرار دهند .
نماینده مردم دزفول در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از مجموع ۱۲۱۰۱۳رای اخذ شده تعداد۳۷۲۸۱  رأی از آراء را به خود اختصاص داده در حالیکه در دهمین انتخابات ریاست جمهوری که یکسال پس از آغاز به کار مجلس هشتم صورت گرفته آقای دکتر احمدی نژاد از مجموع۱۹۱۴۸۴ رای اخذ شده تعداد ۱۳۱۱۷۴ رأی آراء و از نظر تعداد سه و نیم برابر آراء نماینده را به خود اختصاص داده است .
بنابراین و بویژه در شرایط خاص سیاسی دهمین انتخاب که مخالفین به جای پذیرش قاعدة بازی تا مرز سرنگونی نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی نمودند و متأسفانه نماینده منتسب به مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی علی رغم رأی و نظر قاطع مردم در حمایت از دکتر احمدی نژاد، در صف مخالفان ایشان ایستاد و هم اینک نیز به انتخاب خود مباهات می کند .
نمی بایستی به خود اجازه بدهد که در عزل و نصب مسئولین اجرائی استان یا شهرستان دخالت نمایند و مدیران اجرائی استان و شهرستان باید به این مهم توجه داشته باشند که تأمین نظر چنین نماینده ای در عزل و نصب ها هیچگونه وجاهت شرعی و قانونی و عرفی ندارد مدیران و نمایندگان دولت باید توجه داشته باشند که درعزل و نصب و بکارگیری نیروها درهر رده مدیریتی و اجرائی علاوه بر تعهد و تخصص ، همراهی وهماهنگی و اعتقاد به راه و برنامه دولت دکتر احمدی نژاد باید ملاک انتخاب قرار گیرد .
و به آقای سید احمد آوائی یادآور می شود که درست است که نماینده مجلس حق اظهار نظر در همة امور کشور را دارد لیکن باید فراموش نکند که ایشان وکالت مردمی را بر عهده دارند که در دو نوبت انتخاب ریاست جمهوری نهم و دهم هر بار نزدیک به۷۰% آنان به آقای دکتر محمود احمدی نژاد رأی داده اند . بنابر این نباید در جایگاه نمایندگی این مردم در صف مخالفان دولت ایستاده و نطق و سخنرانی هائی شبیه آنچه را که در جبهه سبز نفاق و دیکتاتورهای قانون شکن طراحی می شوند بر زبان جاری کند . یاران احمدی نژاد در شهرستان حق خود را در مخالفت با گزینه هائی که فاقد ویژگیهای تعهد،تخصص و اعتقاد به راه و مرام ولایت و رهبری
و ریاست محترم جمهوری ، برای تصدی موقعیت های اجرائی توسط هر کسی پیشنهاد شوند محفوظ دانسته و برای جلوگیری از تنش پیشنهاد می شود ازورود به عزل و نصب ها که هیچ ارتباطی به قوه مقننه ندارد جداً  خود داری نمایند.
والسلام علی من التبع الهدی

منبع : سایت شورای اسلامی شهر دزفول

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

سهمگین ‏ترین کلمات امام(ره) علیه انواع اسلام‏ هاست

گروه فرهنگی: ششمین جسله از جلسات هفتگی هیئت محبین اهل بیت(ع) هنر نیز به همان بحث انسان انقلابی اختصاص داشت تاتفکیک چهار اسلام متظاهرانه، منافقانه، عافیت‌طلبانه،و صوفی مئابانه از اسلام انقلابی میسر شود.

اگر چه بحث ها حول یک مفهوم کلی که همان انسان انقلابی است، پیش می رود، اما در حواشی بحث و آنجا که سخن از انحرافات و اسلام های غیرانقلابی می شود، می توان رگه هایی از نقد را نسبت به انقلابیون شرمنده یا کسانی که از خط امام فاصله گرفتند، دید.

جلسات سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان چند وقتی است کهدر میدان آرژانتین، ابتدای خ احمد قصیر، کوچه 19، پ4، دفتر هنر و ادبیات دانشجویی برگزار می‌شود. گزیده و متن کامل سخنرانی جلسه ششم در پی می آید:

بریده‌هایی از بحث

تابه‌حال برایتان سؤال پیش آمده که چرا سهمگین‌ترین کلمات حضرت امام(ره) علیه انواع اسلام‌هاست؟!

غرض ما برای سخن گفتن از اسلام انقلابی مقابله با چهار مدل اسلام تحریف شده و رواج یافته است. یکی از این اسلام‌ها اسلام متظاهرانه است.

دومین اسلامی که در مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام منافقانه است. مردم ما هنوز مسلمانی منافقانه را تجربه نکرده‌اند و نشناخته‌اند. مسلمانی منافقانه این است مثلاً کسی در عرصة سیاست سال‌ها قشنگ‌ترین و بهترین حرف‌ها را علیه اسرائیل بزند، اما در روابط پنهانش بگوید من معتقد نیستم که باید با اسرائیل درگیر شد. ولی چون جو اقتضا می‌کند، من اینگونه می‌گویم. این خیلی نامردی است.

منافق ویژگی‌های عجیبی دارد. مثلاً رسول خدا می‌فرماید: منافق یکی از کارهایی که خیلی برایش راحت است، گریه کردن است. المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ(میزان الحکمه، ج12،حدیث20603). منافق اختیار چشمِ خودش را دارد. هر وقت بخواهد گریه می‌کند.

منافق کسی است که وقتی می‌گوید امام، اشک بریزد و در تمام مدت علیه خط امام کار کرده باشد و کار بکند. ما هنوز منافق را به صورت جدّی تجربه نکرده‌ایم.

اسلام انقلابی مقابل مسلمانی عافیت‌طلبانه نیز هست. برخی از کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند، همه چیز را قبول داشتند، بغض هم نداشتند، اما شمشیر می‌زدند، فقط تحمّل بلا نداشتند. شنیده بودند یزید با لشکرش به سمت کوفه در حرکت است.

چهارمین نوع مسلمانی که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام صوفی‌گرایانه است. مسلمانی صوفی‌مآبانه هم یک نحوه تبدیل و تحریف اسلام است به آن چیزی که نفس می‌طلبد. امروز برخی روشنفکرنماها اسلام صوفی مآبانه را ترویج می‌کنند. بعضی‌هایشان هم پشت ادبیات عرفانی پنهان شده‌اند و اسلام معنوی، عرفانی و حداقلی را ترویج می‌کنند. در اتاق فکرهای جنگ روانی‌شان می‌گویند ما باید روی اسلام صوفی‌مآبانه تأکید کنیم، تا عشق به مقدّسات، عشق به اسلام و معنویت جوانان ارضاء شود، و اسلام انقلابی بمیرد و نابود بشود.

دردش این شده که چهار تا خانم کنار سفره نذری حضرت ابالفضل غیبت می‌کنند. رفته یک لبنانی که در خط مقدم انقلاب جهانی اسلام است را آورده، او را از آن درد بلند جهانی پاکیزه می‌کند. او را از لب مرز ظهور و نابودی استکبار آورده، آنوقت دردش را این قرار می‌دهد که چرا این دو نفر با هم قهر هستند؟!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()