جایزه 600 میلیونی وهابیون برای انکار امامت

یک شبکه ماهواره ای وهابی مبلغی افسانه ای برای زیر سوال بردن اصل امامت و ولایت به عنوان جایزه مشخص کرده است.
به گزارش مشرق ، شبکه ماهواره‌ای موسوم به " نور " وابسته به وهابیون در راستای مقابله با اصل امامت و ولایت جایزه دو میلیون درهمی را برای کسانی اعلام کرده که علیه شیعه اقدام کنند.

این شبکه ماهواره‌ای که در برخی استان‌های کشور بینندگانی به خود اختصاص داده، اخیرا اعلام کرده که هر کس بتواند آیه یا آیاتی بیاورد که به امامت و ولایت دلالت داشته باشد دو میلیون دینار یا درهم معادل 600 میلیون تومان جایزه خواهد داد.

این شبکه با اعلام این مبلغ گزاف ادعا کرده است که در قرآن، امامت به طور قطع مطرح نشده و آن را شیعیان از خودشان ساخته‌اند.

برنامه‌های شبکه " نور " که به ادعای وهابیون با دلیل و برهان مباحث را مطرح می‌کند در بین برخی جوانان مسلمان بویژه شیعه در برخی کشورها اثرگذاری هایی داشته است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

معرفی کتاب نه ده نوشته حسین قدیانی

نه، ده

تألیف: حسین قدیانی

تاریخ انتشار: اردیبهشت 1389

تعداد صفحات: 508

شابک: 5ـ424ـ419ـ964ـ978

نوبت چاپ: اول، بهار 1389

قیمت: 60,000 ریال

شمارگان: 2000

 

معرفی کتاب:

در علم سیاست گفته می‌شود «گاه نخبگان سیاسی مانع توسعه سیاسی می‌شوند» كه بی‌شك حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم مصداق عینی این سخن است. در حالی كه شركت چشمگیر مردم در انتخابات نویدبخش شكل‌گیری فضایی آرام برای جامعه بود تا با قوت و طراوات بیشتر به تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی پرداخته شود، مع‌الاسف اعتراض به نتیجه انتخابات و طرح شایعه تقلب و موضع‌گیری غیرشفاف و دو پهلوی نخبگان باعث شكل‌گیری فضای متشنجی گردید كه از آن با عنوان «فتنه» یاد شد. این جو ناآرام میدان آزمایشی نیز برای بسیاری از نخبگان بود تا نسبت خود را با خط ولایت مشخص سازند. ملت ایران در پاسخ به گستاخی فتنه‌گران حماسه 9 دی را آفریدند و نقطه‌ی پایانی بر هشت ماه متشنج گذاشتند. نظر به اینكه رسانه‌های بیگانه اعم از بی.بی.سی و صدای آمریكا و صدها سایت خبری ضدانقلاب صحنه‌گردان این فتنه بودند مقابله با تبلیغات و شایعه‌پراكنی آنها در فضای سایبر ضروری می‌نمود. حسین قدیانی یكی از نویسندگان جوان و متعهد این عرصه است كه پس از انتخابات قدرت قلم خود را در دفاع از حریم ولایت و برملا ساختن خیانت‌های اصحاب فتنه و دروغگویی‌های رسانه‌های بیگانه به كار بست. دل‌نوشته‌های ایشان كه همانند شطحیاتی به نگارش درآمده است، از عمق جان و دل نشأت می‌گیرد و لاجرم بر دل می‌نشیند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: معرفی كتاب،     | نظرات()

اغفال زنان برای جست و جوی قدرت، نه عشق

افسون و زیبایی آن دختر شرقی، به بسیاری از مردان برای تشكیل خانه و خانواده الهام می‌بخشد. اما با بلند كردن بارهای سنگین، شادابی خود را می‌پژمرد و وزنش بیشتر می‌شود. و وقتی به آستانه فارغ التحصیلی رسید، دیگر نمی‌تواند سرها را به سمت خود برگرداند.
 
 
 
هنری مكوو1

چكیده:


فمنیسم به عنوان یكی از سكه‌های رایج زمانه، از جمله تمهیداتی است كه گروه‌های صاحب منافع به منظور سیطره بر روح و روان زنان و در نتیجه واداشتن آنها به دنبال كردن ایده آل‌هایی كه آنها برایشان ترسیم می‌كنند، ابداع كرده‌اند. فمنیسم با فرا خواندن زنان به كسب استقلال از طریق اشتغال و بریدن رشته‌های وابستگی خود با مردان، تلاش دارد سكس و اقتدار را به جای ازدواج و مادر شدن بنشاند و از این طریق زنان را بیشتر و بیشتر از زنانگی خود دور كند. به این ترتیب است كه زنان بیگانه شده با فطرت خود، در پی گزاره‌های نادرستی چون مستقل شدن از مردان در تمامی زمینه‌ها و كسب برابری با مردان هستند. وضعیتی كه از دهه‌ها قبل در غرب و به خصوص آمریكا، میلیون‌ها زن را از ازدواج و توانایی عشق ورزیدن نسبت به مردان و در نتیجه بی‌اعتمادی گزنده ای كه نسبت به آنها دارند، دور كرده است.

در یكی از دیدارهایم از تورنتو، چشمم به یك زن زیبای شرقی افتاد كه در حال كمك به برادرش برای بردن اسباب و اثاثیه‌اش به درون یكی از خوابگاه‌های دانشگاهی بود كه من در آنجا اقامت داشتم. او شش ساعت را صرف بردن جعبه‌ها و اثاثیه سنگین به درون خوابگاه كرد.از او پرسیدم:«مگر برادرت هیچ دوست پسری ندارد كه به كمكش بیاید؟»

دختر همین طور كه یك قفسه سنگین را بلند می‌كرد، با سرزندگی جواب داد: «اوه، من یكی از معتقدان پروپا قرص برابری هستم.» برابری! سكه رایجی برای زنان. در روزگار قدیم، زنان اجازه نداشتند كارهای سخت فیزیكی مانند این كارها را انجام دهند.

با اینكه این دختر تحصیلات دانشگاهی داشت، جوری اغفال شده بود كه به سادگی زنانگی‌اش را انكار می‌كرد. به آنها گفته شده كه زنانگی، از لحاظ اجتماعی «محدودیت» می‌آورد و او باید «مستقل» شود. از چه وقت غرایز بیولوژیك از نظر اجتماعی به محدودیت تبدیل شده‌اند؟ با این حال او در چنین فضایی قرار دارد و با به تأخیر انداختن ازدواج و بچه دار شدن به منظور پرداختن به اشتغالات كاری اش، جلوی تكامل طبیعی خود را می‌گیرد. فمنیسم در كسوت «حقوق» زنان، یك حمله شوم همجنس بازی زنانه را به زنانگی صورت داده است.

برابری به معنای همانندی نیست. همگی ما دارای یك حق برابر برای برخورداری از منزلت انسانی و رسیدن به رضایت هستیم، اما راه‌های ما برای رسیدن به اینها شبیه هم نیست. مردان از طریق حمایت و راهبری خانواده به رضایت می‌رسند. زنان از طریق وقف كردن خود به همسر و خانواده و از طریق تجربه كردن عشق خود است كه به رضایت می‌رسند.(البته زنان هم می‌توانند به اشتغال بپردازند، اما نباید خانواده را در درجه دوم اهمیت قرار دهند.)

افسون و زیبایی آن دختر شرقی، به بسیاری از مردان برای تشكیل خانه و خانواده الهام می‌بخشد. اما با بلند كردن بارهای سنگین، شادابی خود را می‌پژمرد و وزنش بیشتر می‌شود. و وقتی به آستانه فارغ التحصیلی رسید، دیگر نمی‌تواند سرها را به سمت خود برگرداند.

1. Henry Makow، نویسنده کتاب «راه طولانی برای رسیدن به یک تاریخ» است. او دارای مدرک دکترا در ادبیات انگلیسی از دانشگاه تورنتو است.
 
نشریه سیاحت غرب شماره 80

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()

بازهم عرفان های دروغین،این بار فالون دالفا

تبلیغ برخی عرفان های دروغین و وارداتی در برخی شهرستانها افزایش یافته است.

به گزارش«جوان آنلاین»،در همین راستا اخیراً تبلیغات وسیع و گسترده ای از عرفان وارداتی چینی به نام "فالون دافا" در شهرستان کرج در حال افزایش می باشد و طرفداران این عرفان با توزیع کتاب (فالون گونگ )، جزوات و لوح فشرده بدنبال گسترش این فرقه می باشند.

همچنین این فرقه از طریق سایتهای اینترنتی نیز در حال تبلیغ می باشد. از اعتقادات این فرقه این است که این آیین مالکیت شخصی را حرام نموده و به مالکیت عمومی اعتقاد دارد. فالون دافا می گوید : مردان مالک همه زنان و زنان مالک همه مردانند و مرد حق ندارد همسرخود را از عشق و معاشرت با مردان دیگرمنع نماید و بالعکس و بدنبال آن ترویج کمونیسم جنسی در این فرقه به وضوح دیده می شود. لذا بسیاری از زنان آمریکایی و یهودی به این فرقه شیطانی روی آورده اند.

تمرینات وحرکاتی که در این فرقه انجام می گیرد بدلیل ناآگاهی عمومی و شباهت زیاد به ورزش های رزمی مانند کونگ فو و ووشو حساسیتی را در مردم عادی بوجود نیاورده و برخی از مردم از روی ناآگاهی به این فرقه پیوسته اند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

مدافعان علوم انسانی غرب یا غرب‌زده‌های وابسته؟

سید حسین طاهری

كسانی كه این روزها روشنفكرمابانه از علوم انسانی غرب دفاع می كنند و هر گونه نقدی بر آن را بر نمی‌تابند و به حساب عقب ماندگی ذهنی منتقدین می گذارند، در یك كلام در زمره جریانی جا می گیرند كه اساساً مقوله‌ای به عنوان غرب‌زدگی را قبول ندارد. آن هم هیچ قرائتی از غرب‌زدگی را! اعم از نظر مخالفان سطحی‌نگر غرب‌زدگی و یا مخالفانی كه غرب‌زدگی را به‌طور عمیق كاویده و به اصطلاح ته و توی شیطانی آن را در آورده اند.

اگر علوم انسانی غرب مقبول است، پس آنچه به‌عنوان غرب‌زدگی در خلال چند دهه گذشته تا كنون مطرح شده است، چه موضوعاتی را در بر می گیرد؟ آیا مراد از غرب‌زدگی این است كه از علوم تجربی و ریاضی غرب كه ریشه در كاوش های علمی عالمان دنیای اسلام چون ابن سینا و زكریای ریاضی و جابربن حیان و... دارد، نباید استفاده كرد؟! این كه می شود ارتجاع محض!

آنچه در طول چند دهه از جانب بزرگان شریعت و روشنفكران دینی در خصوص غرب‌زدگی مطرح بوده، رجوعش در نهایت به علوم انسانی غرب و نوع نگرش اندیشه غربی از دریچه علوم انسانی به انسان بوده است كه دلیل آن هم روشن است چرا كه انسان قرآنی و انسان طراز تفكر و آموزه های وحیانی هیچ نسبتی با موجود ممسوخ و بی هویتی كه امثال كارل پوپر صهیونی و اسپینوزای ماسونی و هنا آرنت یهودی در كتاب‌های خود مطرح می كنند، ندارد؟

آیا عقل معاد كه فلسفه حیات بر مبنای آن شكل می گیرد، با عقل معاش صرفاً مادی و دنیا زده غرب یكی است؟ آیا آزادی شكورانه ای كه قرآن برای انسان رقم می زند تا كرامت او را محفوظ بدارد با آزادی كفورانه‌ای كه دنیای استكباری غرب منادی آن است و هویت آدمی را می گیرد تا از او ابزاری در دست تولید انبوه و مصرف زدگی مسرفانه بسازد، سنخیتی دارد؟!

آیا عقل رحمانی قرآنی همان عقل شیطانی است كه علوم انسانی غرب برای طاغی ساختن انسان در مقابل خداوند تدارك می بینند كه عده‌ای مغرضانه و بعضی ساده لوحانه این دو را در یك كفه قرار می دهند و منافقانه التقاطی از خدا و شیطان می سازند و دانشگاه‌های ام القرای اسلام را به دانشی قلب شده به نام اصل آلوده می كنند؟

 آیا انسان را از مقام خلیفة اللهی بر كشیدن و در جای خدا به بهانه لیبرال دموكراسی و اومانیسم و اصالت بشر نشاندن و در نهایت مقام خالق و مخلوق را وارونه كردن، چیزی غیر از سوغات علوم انسانی است كه در غرب تدریس می شود؟

آیا مقام محمود آدم كه او را تا اعلی علیین بر می كشد با مقام معلومی كه غربی ها برای بشر تدارك دیده اند و سر از اسفل السافلین بر می آورد، یكی است كه عده ای اینگونه بی محابا سنگ علوم انسانی غرب را به سینه می زنند و تلاش می كنند حق الناس قرآن را با حقوق بشر غرب با یك سنگ محك بزنند؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: غرب شناسی، سیاسی،     | نظرات()

تکلیف سینمای ایران در قبال حجت حی خداوند

 ما در عالم غربی سیر کرده ایم و حالا متاسفانه در سینمایش نیز کار می کنیم. در سینما بدون شناخت از سینما در عالم غرب حرکت می کنیم . در کشورهای شرقی بدون شناخت عالم دینی سیر می کنیم. به همین دلیل گیج می شویم. چه نویسنده باشم و چه سینماگر . به اتاق فکر نیاز داریم. این سیستم فرهنگی اگر اتاق فکر نداشته باشد ، به کجا می خواهد برود؟ قطعاً اتاق فکر باید با حضور مردان فرهیخته فرهنگی باشد نه سیاستمداران و سیاست بازان.
 
 
 
سال گذشته همزمان با برپایی بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر ، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران نیز بنا بر مسئولیت ها و وظایفی که در قبال سینمای ایران برعهده دارد ، همایشی 5 روزه برگزار کرد با حضور کارشناسان ، منتقدان ، هنرمندان ، مسئولین  و اساتید این سینما تحت عنوان "سینمای ایران ؛ چشم انداز دهه 90" که سعی داشت با فراخوان نظرات مختلف کارشناسانه ، آینده سینمای ایران در دهه 90 قرن چهاردهم  و همچنین برآستانه قرن پانزدهم هجری شمسی را بررسی و تحلیل نماید. در طی این همایش، دو کارگاه آموزشی فیلمبرداری و جلوه های ویژه و همچنین 3 نشست برگزار گردید که نشست پایانی به موضوع سینمای آرمان گرا اختصاص داشت . در این نشست علاوه بر سعید مستغاثی به عنوان دبیر علمی همایش ، دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی ( مدرس دانشگاه و مدیر موسسه فرهنگی موعود عصر) و همچنین سید احمد میرعلایی ( تهیه کننده و مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی ) حضور داشتند. این نشست که نزدیک به 3 ساعت به طول انجامید،  در اواخر خود با سخنان دکتر شفیعی درباره مسئولیت های سینمای ایران نسبت به آخرالزمان و موعود عصر(عج) به نقطه اوج خود رسید. بی مناسبت نیست در آستانه میلاد با سعادت حضرت ولی عصر (عج) بخش هایی از آن سخنان را در اینجا درج نماییم. به نظرم این سخنان بیشتر برای مسئولین و متولیان سینمایی ما قابل توجه است.

دکتر شفیعی سروستانی : درباره گرایش غرب به موضوع آخرالزمان و رویکرد به این موضوع اشاره مختصری باید داشته باشم که چرا طی 35 – 36 سال اخیر به صورت جدی موضوع آخرالزمان برای سینمای غرب مطرح شده است. اگرچه در میان آثار متنوعی که در گذشته ساخته شد، اشاراتی درباره آخرالزمان می بینیم اما در سه دهه گذشته به صورت جدی این موضوع در دستور کار سینماگران غربی قرار گرفته است.

غرب با گذر از فراز و نشیب ها طی 400 سال موفق به وجود آوردن فرهنگی شد که امروزه شاهد آن هستیم و در آخرین منزل ، تمدن تکنولوژیک غرب در کل جهان غلبه پیدا کرده است. این تمدن به دلیل نگاه تک ساحتی به انسان، عالم و غفلت از عالم معنا در خود نوعی خستگی و بحران نیز احساس می کند. وقتی همه عالم و اجزای هستی در حال حرکت هستند ، زمانی که یک قوم خلاف آن جهت بخواهد حرکت کند، بحران به وجود می آید. این بحران در مراحل اولیه خود را نشان نمی دهد اما در سیر اکمالی خود به صورت تمام قد جلوه می کند. با گذر از فراز و نشیب ها از قرن نوزدهم به بعد، زمینه های بحران در غرب فراهم شد. غربی ها خودشان بن بست ها و بحران ها را بیان کردند.

بحران در وجوه مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به وجود آمد و از آن به بعد غرب در این بحران ماند. تاریخ غرب در بحران شکل گرفت. تجربه بحران ها که مهمترینش بحران ایدئولوژیک و هویت و اخلاق در غرب است ، عامل موثری برای به وجود آمدن نگاه آخرالزمانی در غرب شد.

خستگی عمومی مردم از مدرنتیه نیز عامل دیگری است. مدرنیته در کشورهای شرقی هنوز کعبه آمال است. هنوز شرقی ها برای رسیدن به قافله تمدن همه چیز خودشان از جمله دین، فرهنگ، اخلاق و... را به حراج می گذارند. به همین دلیل شرقی ها حقیقت مدرنیته را درک نمی کنند.

پیامدهای آن را نیز هنوز تجربه نکرده اند. چیزهایی در زمینه ترافیک و بحران خانواده را تجربه کرده اند اما تمامیت مدرنیته این نیست. به همین دلیل چون فکر می کنند که بد روشی را انتخاب کرده اند، می خواهند باز با مدرنیته ، بحران را از بین ببرند. کشورهای اسلامی نیز به این گونه هستند. غرب به دلیل اینکه تمامی مراحل را طی کرده، به خوبی با مدرنیته آشناست و بحران ها را نیز خوب می فهمد. زمانی که از بحران صحبت می کند، نمی گوید بحران یعنی ترافیک ، جدی تر به قضیه نگاه می کند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

وقتی هنر پیشه آمریکایی ناجی اسلام می شود

هالیوود با ساخت فیلمی هدفمند به نام 'SALT' به کارگردانی'فیلیپ نویس' یکبار دیگر در خدمت دستگاه سیاسی و اطلاعاتی ایالات متحده قرار گرفت.
 
به گزارش مشرق به نقل از مهر ، در این فیلم جدید بازار پرجنجال و امپریالیستی هالیوود که در ژانر اکشن سیاسی قرار می گیرد "آنجلینا جولی" بازیگر آمریکایی نقش اصلی را ایفا کرده و به ناجی جهان اسلام تبدیل می شود و حوادث این فیلم به سرعت شکل می گیرد و پر از صحنه های متعدد تعقیب و گریز است.
سناریوی فیلم که بر اساس اهداف اطلاعاتی ساخته شده از آنجا جالب می شود که یک جاسوس روسی در ماموریتی از جانب کرملین مامور حمله هسته ای به تهران و مکه با استفاده از کلاهکهای اتمی آمریکا از خاک این کشور می شود تا با این اقدام علاوه بر کشتن میلیونها مسلمان خشم جهان اسلام را از آمریکا برانگیزند.
اینجاست که قهرمان آمریکایی فیلم با بازی آنجلینا جولی وارد می شود و از وقوع جنگ جهانی سوم جلوگیری می کند.
فیلیپ نویس کارگردان استرالیایی تبار فیلم "سالت" به ساخت فیلم های جاسوسی در هالیوود مشهور است.
به واقع این سوال مطرح است که گردانندگان هالیوود که ارتباط آنها با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) علنی و مشخص است این بار با سناریوی این فیلم سیاسی چه هدفی را دنبال می کنند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

رسوائی خانقاه

احمد باقریان ساروی

قطبهای خانقاه سالیان متمادی به اسم حقیقت مردم ساده‌لوح را گرد خود جمع کرده بودند.

بزرگترین معجزه قرن به تحقق پیوست، فریادهای اسلام‌خواهی و انقلابی مردم مسلمان ایران نظام طاغوتی شاهنشاهی را سرنگون و پرده از چهره‌های تزویر و خیانت زدوده شد. سناگویان طاغوت و نوکران حلقه‌ به گوش آمریکا از انقلابیون و مجاهدان فی سبیل الله مشخص گردیدند. آنان که از شریعت و طریقت سخن میگفتند معلوم شد که حقیقتشان چیزی جز نوکری طاغوت و حمایت از ظالمان و ائمه کفر نیست

در اینجا نمونه‌های از عملکرد روحانیت شیعه در برابر دستگاه طاغوت را بیان کرده تا خواننده عزیز خود به داوری نشسته و آن را با عملکرد خانقاهیان و مدعیان رهبری طریقت مقایسه نماید.

در ایام سیاه ستمشاهی ـ که جوانان و علمای راستین اسلام به عنوان زندانی سیاسی در زندانهای طاغوت شکنجه می‌شدند ـ خانقاه بیدخت سالروز تولد شاه و تاجگذاری او را جشن می‌گرفت، و روز 21 فروردین و 15 بهمن هر سال مجلس دعا برای طاغوت زمان محمدرضا شاه گرفته و پیام‌های تبریک و تلگراف می‌فرستادند.

اما روحانیت گناباد ـ و من جمله نویسنده کتاب ـ به دنبال خدمت به مردم و پرهیز از سناگویی شاه بودند، به طوری که در اکثر روستاها از هر کس سؤالی درباره مسجد و حمام، حسینیه یا کتابخانه می‌شد مردم پاسخ می‌دادند: روحانیت گناباد و مخصوصاً حاجی مدنی با پول و کمک مردم این بناهای خیریه را ساخته‌اند.

خانقاه بیدخت نیز به جای خدمت به مردم به دنیال آن بود که به هر طریقی که امکان دارد مرا در یکی از جلسات دعا برای شاه برده تا موقعیت اجتماعی و مردمی مرا لکه‌دار نمایند، زیرا مردم چنان نفرتی از شاه داشتند که هر کس در جلسات مربوط به او شرکت می‌کردند به طور کلی آبرو و شخصیت اجتماعی خود را از دست می‌داد.

آری نه تنها رهبران خانقاه افتخار ـ و بلکه بهتر بگویم لکه ننگ نوکری و سناگویی شاه را داشتند بلکه تلاش می‌کردند تا دیگران را نیز در این ننگ سهیم گردانند، بنده همیشه قبل از فرا رسیدن روزهای جشن یا دعا برای شاه به مسافرت می‌رفتم.

اما یکسال بر اثر آنکه 21 فروردین مسادف با یازدهم محرم بود نتوانستم مسافرت بروم. عصر روز عاشورا نیز آقای هوسمی که فرماندار بود، و رئیس شهربانی آقای شیخ‌الاسلامی، و رئیس ژاندارمری آقای جوانمرد و آقای دیمی رئیس اداره اوقاف پای منبر بنده در حسینیه گناباد آمده و پس از سخنرانی تقاضا کردند که فردا صبح مجلس دعا برای شاه در مسجد جامع منعقد است و شما نیز شرکت کنید، فرماندار اضافه نمود که: چون جلسه دعا برای شخص اول مملک است باید شرکت کنید.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

آیت ‌الله مصباح یزدی در دیدار با هیئت رئیسه دانشگاه تربیت مدرس:

ریشه همه مشكلات فرهنگی عدم اعتقاد راسخ برخی مسئولان به ارزش‌های اسلامی است

عضو مجلس خبرگان رهبری ریشه همه مشکلات فرهنگی را عدم اعتقاد راسخ و محکم برخی مسئولان به دین و ارزش‌های اسلامی دانست و خاطر نشان کرد: گاهی اسلام به گونه‌ای معرفی می‌شود که مردم خوش‌شان بیاید در حالی‌که جایگاه اسلام تضعیف می‌شود.

به گزارش رجانیوز، رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار با هیئت رئیسه دانشگاه تربیت مدرس با تأکید براینکه بینش اسلامی، عقلانی‌ترین بینش‌هاست، خاطرنشان کرد: مهم‌ترین بعد شخصیتی انسان وابسته به عقاید و ارزش‌هایش است که اگر این بعد از انسان گرفته شود، به سختی می‌شود یک تفاوت جوهری بین انسان و سایر حیوان‌ها قایل شد.

وی ادامه داد: بر خلاف سایر موجودات، انسان آفریده شده تا با افعال اختیاری خود به کمال برسد؛ کمالی که تنها در سایه ارتباط با خدا حاصل می شود و حتی بقای حیات مادی و سایر مسایل دیگر نیز در راستای این هدف است.

آیت الله مصباح یزدی هدف از انقلاب اسلامی را نیز در راستای این کمال دانست و گفت: متأسفانه وقتی به سیر فعالیت های فرهنگی به معنای خاص آن یعنی اعتقادات و ارزش ها بنگریم می بینیم یک سیر نزولی طی شده است، یعنی از زمان تأسیس ستاد انقلاب فرهنگی تا زمان فتنه اخیر یک منحنی نزولی در زمینه فرهنگی ترسیم می شود، هر چند اخیرا خداوند به کسانی توفیق داد تا اندکی توانستند این منحنی را به طرف صعود تغییر جهت دهند، اما ما هنوز به نقطه آغاز انقلاب هم نرسیده‌ایم.

وی با اشاره به تأکیدات امام(ره) در زمینه مسائل فرهنگی ، نیاز به تحول فرهنگی را ضروری خواند و ادامه داد: نمی توان توقع داشت این تحول به سرعت صورت گیرد بلکه باید به صورت تدریجی و با برنامه ریزی مناسب حاصل شود و مدت زمان ایجاد تحول نیز متناسب با برنامه‌ریزی صحیح همراه با درک واقعیت‌های جامعه و شناخت راهکارهای موجود برای تحول خواهد بود.

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

جاهلیّت مدرن

 ولایت تعطیل بردار نیست؛ یعنی اگر کسی در حوزة اختیار، مسئولیّت و آگاهی خودش، تسلیم ولایت حقّه نشد و از این ولایت اعراض کرد، حتماً ولایت دیگری بر او اعمال خواهد شد و آن ولایت باطل است و نتیجة ولایت باطل، این است: «ولى كسانى كه كفر ورزیده‏ا ند سرورانشان [همان عصیانگران] طاغوتند كه آنان را از روشنایى به سوى تاریكی‌ها مى‏برند.»
 
 
گفت‌وگو با حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّدمهدی میرباقری
  •  سپاسگزاریم كه فرصتی را فراهم كردید تا پرسش‌هایی را در زمینة معنا، مفهوم و مصداق جاهلیّت كه در روایت «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیّة» مطرح شده است، مطرح كنیم. نخستین پرسشی كه در این زمینه مطرح است این است كه، جایگاه این روایت شریف در میان متون روایی شیعه و اهل سنّت چگونه است و علمای فریقین چگونه با آن برخورد كرده‌اند؟

 این روایت با عبارات مختلفی كه مضمون آنها بسیار به هم نزدیك است، از پیامبر اكرم(ص) نقل شده است: «من مات و لیس له امام، مات میتة جاهلیّة؛ 1 هر كس در حالی بمیرد كه امامی برای او نباشد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.» یا «من مات و لیس فی عنقه بیعة، مات میتة جاهلیّة؛2 هر كس بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.» یا روایت معروفی كه از شیعه و اهل سنّت نقل شده است: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیّة؛3 كسی كه بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.»

آن روایات نوع اوّل كه می‌گوید: «من مات و لیس له امام» منظور همان امام زمان(ع) است. در روایات متعدّدی این سؤال طرح شده كه آیا مقصود، امام حیّ و زنده است؟ و حضرت فرمودند: «بله مقصود، امام حیّ و زنده است.» این طور نیست كه اگر فرد، امام‌های قبلی را شناخته باشد، این برای هدایت انسان كافی باشد. در مجموع، مضمونی كه در روایات امامیّه آمده، مضمونی است كه در روایت «كمال الدّین» صدوق4 آمده است و مرحوم شیخ حرّ عاملی هم در «وسائل الشّیعه»،5 از كمال الدّین صدوق این روایت را نقل می‌كند كه «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیّة». مضامین دیگر، قریب به این مضمون هستند. مثل اینكه «من مات و لیس له امام یسمع له و یطیعه مات،‌ میتة جاهلیّة؛6 هر كس در حالی بمیرد كه امامی برای او نباشد كه به فرمانش گوش دهد و از اوامرش اطاعت كند، به مرگ جاهلی مرده است.» این مضمون در منابع شیعه به حدّی نقل شده است، كه اگر متواتر نباشد، به لحاظ سندی مورد اعتماد و وثوق قریب به یقین است، ادّعا هم شده كه این حدیث در حدّ تواتر نقل شده و در مجامع اهل سنّت نیز همین طور است و آنها به طور مكرّر آن را در صحّاحشان قریب به همین مضامین از وجود مقدّس رسول خدا(ص) نقل كرده‌اند، در مجموع در منابع اهل سنّت هم در یك حدّ اعتمادبخشی برای خودشان نقل شده است و بنابراین كسی از محقّقان آنها منكر این حدیث نیست. من ندیده‌ام كه كسی این حدیث را انكار كرده باشد. از این جهت برخی هم ادّعا كرده‌اند كه این حدیث در حدّ تواتر نقل شده است كه البتّه من نتوانستم تحقیق كنم، ولی می‌شود تحقیق كرد. آنچه مسلّم است و می‌توان ادّعا كرد این است كه، این خبر بیش از یك خبر واحد و در حدّ خبر مستفیض؛ بلكه بالاتر از آن است. اهل سنّت هم این خبر را به هیچ وجه انكار نكرده‌اند و فقط دربارة دلالتش بحث كرده‌اند. بنابراین این حدیث از نظر سند و جایگاه، در متون روایی شیعه و متون روایی اهل سنّت، جایگاه مورد قبولی دارد و در بسیاری از موضوعات مورد پذیرش فریقین، حدیثی به اندازة این حدیث نقل و تكرار نشده است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()