تبلیغات
مذهبی فرهنگی

آیت ‌الله نوری همدانی: قرآن تنها دلیل حقانیت دین یهود و مسیح در عصر حاضر است

آیت‌الله نوری همدانی با صدور پیامی ضمن محكوم كردن هتك حرمت قرآن كریم، اعلام كرد: دنیای استكبار نمی‌داند غیر از قرآن دلیلی برای حقانیت دین یهود و مسیح در عصر حاضر وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، در پیام آیت‌الله نوری همدانی آمده است: فاجعه آتش‌زدن قرآن مجید به وسیله تعدادی از دیوانگان فرهنگ استكباری موج شدیدی از خشم مسلمانان جهان را بر انگیخت.
در ادامه این پیام آمده است: ما پس از محكوم كردن این عمل شیطانی، به دنیای استكبار به سركردگی آمریكا اعلام می‌كنیم كه پرده عناد آنقدر فكر شما را زائل و چشم خردتان را پوشانده است كه نمی‌دانید غیر از قرآن دلیلی برای حقانیت دین یهود و مسیح در عصر حاضر ندارید.
در بخش پایانی این پیام آمده است: بالاخره دنیای استكبار باید بداند كه چیزی از عظمت قرآن با این عمل وحشیانه كاسته نمی‌شود و باید منتظر نتایج خشم آتشین مسلمانان جهان در سراسر عالم باشند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

واکنش گرافیست‌ های ایرانی به اقدام جنون آمیز علیه قرآن کریم + عکس

گرافیست‌های ایرانی با اقدامات ابتکاری و طراحی پوسترهای مختلف، به این موضوع واکنش نشان دادند.

به گزارش شبکه ایران، اقدام توهین‌آمیز برخی کلیساهای آمریکا مبنی بر آتش زدن کتاب مقدس مسلمانان با واکنش گسترده مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام نیز روبرو شده است و افراد، نهادهای دانشجویی و مردمی و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شدت این اقدام هتاکانه را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

در همین راستا، گرافیست‌های ایرانی نیز با اقدامات ابتکاری و طراحی پوسترهای مختلف، به این موضوع واکنش نشان دادند.


 


 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

اتفاقی که قرار بود رسانه‌ای نشود/ بازداشت سه بازیكن در پارتی شبانه

 پخش سریال "در مسیر زاینده‌رود" برای خیلی از فوتبالی‌ها اتفاق دردناکی بود چون آنها معتقد بودند این سریال بر اساس تخیلات نویسنده این سریال به نگارش درآمده و حقیقت فوتبال ایران پاک و بی آلایش است. منتقدان تازه از راه رسیده این سریال تلویزیونی که تا دیروز سنگ ناپاکی در فوتبال ایران را به سینه می‌کوبیدند، زمانی که دیدند جامعه در حال آگاهی از اتفاقات پشت پرده فوتبال ایران است ترجیح دادند ساز مخالفت با این سریال را كوك كنند.

به گزارش رجانیوز، اما واقعیت ماجرا این است که این اگرچه سریال واقعیت جامعه فوتبال ایران را مطرح کرد اما تا حدود زیادی نیز بر بد اخلاقی‌های ستاره‌های کاغذی فوتبال ایران پرده انداخت چرا که اگر قرار به ذکر تمامی رفتارهای این طیف از جامعه ورزش بود دیگر كمتر کسی حاضر می‌شد وقت خود را برای دنبال کردن رفتارهای این افراد تلف کند.

با این حال، درست در روزهایی که همه از فوتبال پاک و رعایت اصول اخلاقی از سوی فوتبالیست‌های ایران سخن می‌گویند و افشاگری‌های بجای رسانه ملی را غیرواقعی می‎خوانند، خبری تکان دهنده باعث شد برگه‌ سیاهی دیگری به پرونده بداخلاقی برخی ستاره‌های فوتبال اضافه شود تا شاید به واسطه این اتفاق مدعیان فوتبال پاک کمی در اظهارنظرهای خود تجدیدنظر کنند و این حقیقت را بپذیرند که فوتبال ایران آنچنان که می‌گویند پاک نیست.

ماجرای افتضاح اخلاقی سه ستاره فوتبال ایران که در شب عید فطر در حومه شهر تهران به وقوع پیوست، بیانگر این حقیقت است که ستاره‌های کاغذی فوتبال ایران تنها از مسائل حرفه‌ای فوتبال دریافت رقم‌های میلیونی را آموخته‌اند.

ماجرا از این قرار است که سه نفر از ستاره‌های یکی از تیم‌های مطرح پایتخت در شب عید فطر برای شرکت در یک میهمانی شبانه راهی یکی از باغ‌های حومه تهران می‌شوند که بر حسب اتفاق در این میهمانی شبانه میهمانانی خاص هم حضور داشتند که از نظر اخلاقی و شرعی اساس این ضیافت شبانه با حضور چنین میهمانانی زیر سوال است!

هیجان حاکم بر این ضیافت شبانه به قدری بالا بوده که همسایگان محل برگزاری این میهمانی تصمیم می‌گیرند برای پایان دادن به این ضیافت شرم‌آور با ماموران انتظامی منطقه مذکور تماس بگیرند. پس از اعلام ماجرا به پلیس، ماموران نیروی انتظامی به محل برگزاری این ضیافت مراجعه می‌کنند و با مشاهده وضعیت نامناسب میهمانان حاضر در این پارتی شبانه شرکت کنندگان در آن را به منطقه انتظامی منتقل می‌کنند، تا پس از تشکیل پرونده به مراجع قضایی تحویل شوند.

براساس گزارش‌هایی نیمه رسمی در بین دستگیرشدگان این میهمانی شبانه سه بازیکن نام آشنای یک تیم تهرانی هم حضور داشتند، این بازیکنان که سابقه ارتکاب جرایم مشابهی را نیز دارند، بنا به صلاحدید مقام قضایی راهی منطقه انتظامی می‌شوند.

این بازیکنان از طریق یكی از نزدیکان خود ماجرای دستگیری را به اطلاع مدیران تیم و سرمربی تیم مذکور می‌رسانند تا شاید با کمک آنها از این مهلکه فرار کنند. آقای مدیرعامل در دسترس نیست از این رو سرمربی تیم لیگ برتری با سند یکی از املاک خود راهی این منطقه ییلاقی حومه تهران می‌شود تا شاید بتواند سه بازیکن را که با تصمیم وی جذب این تیم تهرانی شدند، از بازداشت خارج كند و ماجرا برای او و تیمش دردسرساز نشود.

پس از مراجعه حضوری آقای سرمربی به منطقه انتظامی و پادرمیانی برای رهایی بازیکنانش از بازداشت موقت، بازیکنان شب زنده‌دار! با قید وثیقه آزاد می‌شوند تا در زمان مشخص برای پاسخگویی به رفتار غیر مسوولانه خود را به مراجع قضایی مراجعه کنند.

شاید آقای سرمربی و مدیرعامل از خواندن این گزارش تعجب کنند اما برای اطلاع این دوستان که خیلی تلاش کردند این خبر رسانه‌ای نشود باید گفت دوستان عزیز که سعی دارند خود و باشگاه مورد نظر خود را موجه جلوه دهند، ماه همیشه پشت ابر باقی نخواهد ماند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

حاتمی‌ کیا: خدا پدر «فارسی‌وان» را بیامرزد!/ برای ‌همه فیلم‌هایم تکه‌تکه ‌شده‌ام

کارگردان «آژانس شیشه‌ای» گفت: واقعیت این است که هر بار خواسته‌ام درباره جنگ بگویم حقیر و تکه تکه شدم. برای همین در دیدار با رهبری گفتم به ما هم درجه بدهید تا در برابر درجه‌دارها مجبور نباشیم مثل یک سرباز صفر، گردن کج کنیم.

به گزارش خبرآنلاین، برنامه «راز» در شب عید فطر میهمان ویژه‌ای داشت. ابراهیم حاتمی‌کیا، که قرار بود چند شب قبل میهمان برنامه راز شود، شب گذشته همراه با «حسین بهزاد» لحظات نادری را در شبکه چهارم سیما خلق کردند.

حاتمی‌کیا در این برنامه زنده که «نادر طالب‌زاده» آن را اجرا می‌کرد، ناتوانی عرضه جهانی و افت کیفی سینمای دفاع مقدس را رمز گشایی کرد.

این برنامه که شب گذشته به بررسی چالش‌ها و آسیب‌های سینمای دفاع مقدی پرداخت، در فضایی صریح و انتقادی سینمای دفاع مقدس را بررسی کرد. ضمن اینکه عملیات مرصاد و عدم بیان ویژگی‌های منحصر به فرد مقاومت در این عملیات از مدیوم سینما، به عنوان مباحث آغازین برنامه مطرح شد.

سیستم نتوانسته کاری بکند

ابراهیم حاتمی‌کیا در پاسخ به این پرسش نادر طالب‌زاده درباره این که چرا درباره مسایلی همچون وضعیت فرزتدان شهدا و همین طور شکست‌ها و به تعبیر پژوهشگر حاضر در این برنامه «عدم الفتح»های هشت سال دفاع مقدس فیلمی نساخته است، گفت: فرزندان شهدا هم به صراحت این سوال را از من می‌پرسند که جای ما در فیلم های تو کجاست؟ و کلا در سینما چطور؟ و باید اینجا بگویم که ما در این زمینه بسیار کم حرف زده‌ایم. وآنچنان که باید و شاید از این معدن عظیم در سینمایمان نگفته‌ایم.

وی افزود: حتی به نسبتی که شهدا به اسامی کوچه‌ها راه یافته‌اند هم اتفاقی در سینما نیفتاده است.

کارگردان «دیده‌بان» تصریح کرد: در پاسخ به سوال فرزندان شهدا، من معتقدم یک نوع قرائت سخت نسبت به اینکه من درباره شهدا بگویم و یا اینکه از بچه‌های شهدا حرفی بزنم، وجود دارد و به نظر می‌رسد که سیستم نتوانسته در این زمینه کاری بکند و ظلم مضاعفی به این بچه‌ها شده است.

حاتمی‌کیا در این باره ادامه داد: این در حالیست که این‌ها خودشان هم درباره بسیاری از امورشان چیزی نمی‌گویند و حرفی نمی‌زنند؛ و شدیدا پنهان کاری هم می‌کنند. مثلا آنهایی که در دانشگاه درس می‌خوانند در حالی که از هیچ امتیازی استفاده نکرده‌اند و توانسته‌اند به دانشگاه بروند، برای اینکه دیگران فکر نکنند که با سهمیه در دانشگاه قبول شده‌اند پنهان کاری می‌کنند که فرزند شهدا هستند و حتی وقتی در این باره صحبت می‌کنیم موضع هم دارند و تاکید می‌کنند که از سهمیه استفاده نکرده‌اند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 19 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()

دعای وداع با ماه مبارک رمضان با نوای حاج منصور + صوت

امام سجاد علیه السلام در دعای وداع با ماه مبارک رمضان می فرماید: اکنون این ماه بعد از آنکه پایانش فرا رسید، از ما جدا شد و تنهایمان گذاشت و ما با این ماه وداع می کنیم. وداع با این ماه، وداع جانکاه و دشواری است که اهل رمضان را دچار غم و اندوه می‌کند.

 

مخاطبان محترم می‌توانند این نوا را با صدای حاج منصور ارضی از اینجا دریافت کنند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: ادعیه و زیارات، دانلود مولودی و مداحی،     | نظرات()

رییس فرقه انحرافی"حلقه"دست به دامن پزشکان

رهبر بازداشتی فرقه عرفان حلقه که مدعی ارتباط و اتصال به انرژیهای کیهانی است، مدتی است دست به دامان پزشکان شده تا برای وی تأییدیه هایی مبنی بر اصالت فرادرمانی بفرستند.    

به گزارش مشرق، در این تاییدیه ها پزشکانی که از طریق فرادرمانی بیماران خود را (انسان، حیوان و ...) تحت درمان قرار داده اند برای وی نامه می نویسند و نوع درمان، زمان و اثر درمان را توضیح داده و این روش را به عنوان یکی از روش های خارق العاده تأیید می نمایند.

همچنین نفرات اصلی حلقه شعور کیهانی به دنبال این هستند تا از علما فتوایی مبنی بر صحت فرادرمانی در درمان بیماری ها اخذ نمایند و بدین وسیله مریدان خود را که در حال حاضر نسبت به فرادرمانی تردید پیدا کرده اند به مبدأ اصلی باز گردانند.

جالب اینکه مسترهای این فرقه تماماً تصور می کنند که در لحظات خاصی می توانند از طریق اتصال به روح القدوس روی بیمار تأثیر مثبت داشته باشند. آنها می گویند این طریق اتصال از طرف رهبر این فرقه به آنها تفویض شده است و هر کس در این حلقه قرار گیرد از طریق این تفویض می تواند به درمانگری بپردازد. آنها عمیقاً اعتقاد دارند به حلقه شعور کیهانی متصل اند و این اتصال را عرفان تلقی کرده و می گویند این راه درمان راهی است عرفانی. اما اینکه چرا در این راه عرفانی بعضی از مسترها اصول و احکام دین را زیر سئوال می برند مشخص نمی باشد!

رهبر این فرقه معتقد است فرادرمانی یکی از علائم اصلی اتفاقات سال 2012 می باشد، لذا باید جدی گرفته شود تا در آن سال از این طریق بتوان به شبکه های منفی و شیطانی فائق آمد!

خبرمرتبط:»

فعالیت فرقه انحرافی "حلقه" در كشور و سوءاستفاده از مریدان

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

پناهیان: مرگ بر اسرائیل بدون مرگ بر لیبرال دموكراسی بی معنا است

استاد حوزه و دانشگاه گفت: همه جنایت‌هایی كه در غزه مشاهده می‌شود نتیجه لیبرال دموكراسی است، آن وقت این احمقانه است كه مرگ بر اسرائیل بگوییم اما مرگ بر دموكراسی لیبرال گفته نشود.

حجت‌الاسلام علیرضاپناهیان، استادحوزه و دانشگاه در مصاحبه با فارس ، گفت: ابزار رسانه‌ای تهاجم فرهنگی غرب قدرت و اثر زیادی ندارند چراكه فعالیت‌های دشمنان ما در جریان تهاجم فرهنگی از طریق ماهواره‌ها چندان موثر نیست و مردم به دلیل داشتن آئین و فرهنگ اسلامی غنی، توانسته‌اند‌‌‌ با آثار سوء چنین تهاجم‌هایی تا به حال مقابله كنند.

وی با بیان اینكه هرچند ممكن است ماهواره‌ها در بخش‌های سیاسی تاثیراتی در ذهن برخی گذاشته باشند، افزود: در واقع این تاثیرات بسیار كمتر از آن هزینه و سرمایه‌گذاری‌هایی است كه آنها پیش‌بینی كرده بودند.

*علت تحت تاثیر قرار ‌گرفتن برخی مقابل رسانه‌های بیگانه ضعف بنیان فكری است

این استادحوزه و دانشگاه درخصوص بخشی از تاثیراتی كه ابزار رسانه‌ای تهاجم فرهنگی در بخش‌های سیاسی داشت، تصریح كرد: یكی از دلایل آن ناشی از كم‌كاری‌های خود ما است؛ اما اگر كم‌كاری نداشته باشیم خیلی موثٌر‌تر ‌توان ایستادگی در برابر آن را خواهیم داشت؛ از طرف دیگر علت تحت تاثیر قرار ‌گرفتن عده‌ای در مقابل چنین رسانه‌هایی، ضعف بنیان فكری آنها است؛ رسانه‌ها تنها بهانه هستند اما اگر آنها مبانی فكری صحیحی داشتند، چه بسا خودشان پاسخ رسانه‌ها را می‌توانستند بدهند و از تحت تاثیر آنها خارج شوند.

وی ادامه داد: در زمینه‌های فرهنگی و اخلاقی هم رسانه‌ها تأثیر بسیار اندكی گذاشتند آنها انتظار داشتند با این هجوم گسترده، جامعه ما را به اوج فساد و تباهی بكشند و اكنون از اینكه هنوز زنان كشور ما حجاب دارند و هنوز ازدواج امر ارزشمندی است و در چارچوب خانواده محترم است و به سبك غربی‌ها به طور مطلق زندگی نمی‌كنیم، متعجب و عصبانی هستند.

حجت الاسلام پناهیان با طرح سوالی انتقادی مبنی بر اینكه، ما برای اصلاح نگرش‌ها و تقویت حجاب و بنیان‌ خانواده چه كارهایی انجام داده‌ایم، اظهارداشت: آنها محصولات فرهنگی و رسانه‌ای كه بتواند روابط زن و مرد را تحت تاثیر شدید قرار داده و ذهن‌ها را تخریب و مورد هجوم قرار دهد، تولید می‌كنند؛ كم كاری ما در این زمینه زیاد است، لذا بیشتر از هر شخصی خود هنرمندان باید به فكر باشند كه در مقام مقابله با این تهاجم فرهنگی درآیند، البته مدیران نیز باید زمینه‌سازی و بستر لازم را ایجاد كنند، چراكه نحوه مدیریت مدیران در استفاده مطلوب از هنرمندان تاثیر خیلی زیادی در تقابل با تهاجم فرهنگی دارد.

* باید بودجه و برنامه جداگانه‌ای برای تربیت نیروی انسانی متخصص فرهنگی تعریف شود

این استاد حوزه و دانشگاه مسائل فرهنگی را به دو بخش عمومی و ویژه تقسیم و درعین حال اظهارداشت: مدیران در مقام تدبیر و برنامه‌ریزی باید دو طیف كار فرهنگی را كاملا از هم تفكیك و حتی بودجه‌هایشان را از هم جدا كنند.

حجت‌الاسلام پناهیان گفت: برخی مسائل مربوط به موضوع‌‌های عمومی فرهنگی جامعه و یك سلسله اقدامات، از امور ویژه فرهنگی هستند كه می‌تواند برخی از بحران‌ها را برطرف كند؛ لذا باید بودجه و برنامه‌های مجزایی از بودجه و برنامه‌های عمومی فرهنگی را به صورت ویژه به پروژه‌های فرهنگی كه می‌توانند به رفع بحران اقدام كنند، اختصاص داد.

وی با بیان اینكه دانشكده‌های هنری و فرهنگی در كشور مامور تربیت هنرمندان هستند، گفت: آنها نیز مانند سایرین از بستر فعالیت عمومی فضای فرهنگی و دینی دانشكده و جامعه بهره‌مند می‌شوند.

*نباید تربیت هنرمند را به دست «جریان عمومی تعلیم و تربیت» در نظام آموزش عالی سپرد

پناهیان با بیان اینكه نباید تربیت هنرمند را به دست «جریان عمومی تعلیم و تربیت» در نظام آموزش عالی سپرد، خطاب به مسئولان، گفت: باید بودجه و برنامه جداگانه‌ و ویژه‌ای برای تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد تعریف شود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 14 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست!

حسین قدیانی

تقدیم به طلبه سیرجانی

دلت خوش است تو هم ای طلبه سیرجانی ها. همه دارند چادر از سر بر می دارند، تو نشسته ای در چادر؟ چادر محل زندگی کودک آواره فلسطینی است. تو را حکما بی عدالتی آواره کرده. تو هم می رفتی زمین می خوردی خب. زمین خواری روزه را باطل نمی کند. بگذار من هم به تو طعنه بزنم؛ بنز به تو نرسیده یا بی ام و؟ ای بابا! تو الان برای خودت طلبه معروفی شده ای. برو صیغه محرمیت بخوان برای سارا و ندار. برو پای منبر. من خودم می شوم راننده ات. تو چرا نمی خواهی یک روحانی باکلاس باشی؟ سیرجان اصلا کجاست، تا وقتی رفسنجان هست؟ تو غصه بخور، پسته خوردنش با آقازاده ها. تو عرضه نداشتی که با امام عکس بگیری، تو عرضه نداشتی در هواپیما، در پلکان ششم دست امام را بگیری، تقصیر قوه قضاییه چیست؟ تو دیر به دنیا آمدی، همه کاخها پر شد، آقازاده ها مقصرند؟ تو داری اکسیژن می خوری، هوا می خوری، باد می خوری، غصه می خوری، چیزی نیست، زمین خواری عده ای اما گناه است! چادر تو دمار از روزگار تراکم درآورده. می خواهی من هم برایت حرف دربیاورم؟ تو نمازت در این چادر باطل است؛ مکان غصبی است. تو چشم دیدن پیشرفت آقازاده ها را نداری. تو دلت خوش است. حجره و حوزه را ول کرده ای و داری یک تنه بار نواب را به دوش می کشی. اگر مردی تونل توحید را تو افتتاح می کردی. تنگه احد همین چادر توست. ول کن این تنگه را. تو بمیری بنیاد شهید حتی تو را منافق هم حساب نمی کند و هیچ مسئولی زیر تابوتت را نمی گیرد. ول کن این تنگه را. غنیمت را بچسب. بعد هم خودت یک پا ملایی. ۴ تا کلاه شرعی برایش بدوز و خلاص. وسواس خوب نیست. تو وسواسی هستی و می خواهی شمع بیت المال را با وسواس خاموش کنی. چه کسی به تو این ماموریت را داده است؟ گور بابای عدالت. سرت درد می کندها. پس فردا خود تو را می کنند مصداق ظلم به سران فتنه، که چرا مثلا در چادرت از گل نازکتر گفتی به فلان زالوصفت. تو متهمی. پس فردا همین عدالت را چماق می کنند بر سرت. به اسم مالک اشتر علی، ملک و املاک خود، شترهای خود را می کوبانند بر سرت. تو داری تند می روی. این خبرها هم نیست. همه جا امن و امان است و تو داری شورش را در می آوری. آخر چادر هم شد جای زندگی؟ خودت را آواره کوه و بیابان کرده ای که چه؟ امنیت ملی ما را جان سران فتنه تعیین می کند. تو باید با عباس بمیری و حاج کاظم باز هم باید بنشیند روی زمین و برای “ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی”، قصه حسین کرد بخواند. من به جای تو بودم به جای غصه، پسته می خوردم و برای نسل آینده در زیرزمین متروی تهران کار فرهنگی انجام می دادم. دغدغه عدالت داری؟ بنده خدا، برایت حرف در می آورند که عشق شهرتی. دلت را می شکنند. خون می کنند به دلت. پشت سرت حرف در می آورند. بیا بیرون از چادر و دختران مانتویی را جذب اسلام کن. بگو که اسلام دین گل و بلبل است. مخ عدالت الان دارد سوت می کشد و هیچ قطاری به مقصد دوکوهه سوت نمی کشد. تو اگر می خواهی مثل رزمنده ها با نان خشک افطار کنی، آقازاده ها هم حق دارند همه ما را خرمقدس خطاب کنند. ناراحت نشوی ها. این حرفها را دارند پشت سر تو می زنند. بیا بیرون از چادر و در مصاحبه زنده با فرزاد جمشیدی از فواید سبک خوردن سحری برایمان بگو. حافظ بخوان. کلیله و دمنه که زمین خوار نبودند. برای ما از نصرالله منشی بگو و از عبدالله ابن مقفع که آخر سر هم نفهمدیم کدام شان مترجم بود، کدامشان مولف! بیا بیرون از چادر و مجنون کوی لیلی باش. عدالت هم خدا بزرگ است و چادر تو از خانه خدا هم ساده تر. پس فردا برایت حرف در می آورند که تو می خواهی ادعای خدایی کنی. تو هم می توانی عمار علی باشی و در عین حال سایت بالاترین تحویلت بگیرد. به وقتش شمر باش، به وقتش بسیجی، به وقتش ابوموسی و به وقتش در تنب کوچک خم شو تا کمر جلوی آقازاده بزرگ. چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست. یکی دیگر از صحن های “سیدالکریم” است و این امنیت سرمایه داری را به خطر می اندازد. تو باید کیش شوی وقتی در کیش، بچه فیل هم به تو رخ نشان می دهد. بیا بیرون از چادر و برای دخترکان دم بخت استخاره بگیر. بیا بیرون از چادر و ول کن این بساط را. تو چهره شهر را خراب کرده ای. چادر تو زیر خط فقر است.

www.ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چرا مشایی ولو مسئله صدم ماست؟!

حسین قدیانی

نه “سکوت”، نه “فریاد”؛ به پیروی از ولایت، حرف مان را می زنیم

خوب یادم هست برخی روزنامه های دوم خردادی و نیز رسانه های خواص بی بصیرت چقدر به دکتر الهام بابت چند شغله بودن، تذکر می دادند اما تا به حال ندیده ام یکی شان به هزار شغله بودن اسفندیار رحیم مشایی خرده گرفته باشد. بر عکس، او را تیتر یک می کنند و سخنانش را به شکلی وسیع پوشش می دهند و او را تبدیل به مسئله اول کشور می کنند و دلسوزان را مجبور می کنند اگر نه در حد مسئله اول که لااقل در همان حد که آقا گفت؛ “حرف تان را بزنید”، بر مشایی خرده بگیرند و اگر نه در تیتر یک لااقل در خبر ویژه و سرمقاله به وی بپردازند. رحیم مشایی خواسته یا ناخواسته آن روی سکه خواص بی بصیرت و سران فتنه است و هرچند به روایت ولایت مسئله درجه اول ما نیست اما مسئله ما ولو مسئله صدم ما که هست. کسی که خود را برای نظام تبدیل به مسئله ولو مسئله ای کوچک می کند، آن روی سکه فتنه گران است. مشایی بسیار دوست دارد مسئله باشد و اصولا فتنه یعنی همین مسئله سازی. یعنی عمل مشایی به گونه ای تنظیم می شود که عکس العمل بسیاری را در پی داشته باشد و تو مجبور باشی بعد از چند بار خود را به ندیدن و نشنیدن زدن، عاقبت واکنش نشان دهی. مشایی پازل را طوری چیده که سکوت و بی خیال شدن ما بازی در زمین اوست و فریاد و داد و بیداد ماهم به هکذا اما ما می توانیم در زمین خودمان بازی کنیم و نه سکوت کنیم و نه فریاد برآوریم، بلکه همانطور که “آقا” گفت؛ “حرف مان را بزنیم”. حرف زدن نه سکوت کردن است نه داد زدن و حرف ما این است؛ دوم خردادی ها و سران فتنه و خواص بی بصیرت به جای خدمات دکتر احمدی نژاد، از مسئله سازی های مشایی استقبال می کنند و دقیقا از همین روست که سفرهای استانی دولت را محروم نوازی دولت را عدالت محوری دولت را خدمات دولت را و کار شبانه روز احمدی نژاد عزیز را انعکاس نمی دهند اما مشایی را در حد مسئله اول و تیتر یک برجسته می کنند. یعنی احمدی نژاد را با هزار نمره خوبش کتمان می کنند و کار او را گداپروی می خوانند اما از دیکته غلط مشایی با شور و شوق استقبال می کنند. مشایی را در حد تیتر یک نباید تحویل گرفت اما در حد خبر ویژه چرا، آنهم نه به سبب خودش که به سبب همکاری خواسته و یا ناخواسته با جبهه مقابلی که با اصول ما مشکلات اساسی دارد. یعنی ما با کسانی که به فرموده ولی امر نباید وحدت کنیم، مع الاسف مشایی را در عمل، متحد ایشان می بینیم. باورم هست که مسئله مشایی و حتی مسئله طرف مقابل ما اصلا احمدی نژاد و دولت نیست، بلکه ولایت است و حکومت. آیا جز این است که سران فتنه عمود خیمه را نظام را به پشتیبانی آمریکا نشانه گرفته اند؟ و آیا جز این است که مسئله سازان در تضعیف جایگاه ولایت به یک نقطه واحد می رسند؟ هیچ اندیشیده اید که اصولا چرا از نظر همه ما و از منظر مولای ما برخی ها تبدیل به مسئله ولو نه مسئله درجه اول ما شده اند؟ آیا مشایی دقیقا همان جایی را نشانه نگرفته که سران فتنه نشانه گرفته اند؟ این وسط به نظر می رسد مظلوم بزرگ دکتر احمدی نژاد و مظلوم بزرگتر رای ما به دکتر است. این چه صدایی است که دارد در گوش دکتر، ادبیاتی متفاوت را زمزمه می کند؛ “اگر حرفهای ارزشی نمی زدی، بیشتر رای می آوردی”، “حمایت حزب اللهی ها اگر نبود رای شما بیشتر می شد”، “من بدون واسطه ماه، شما را به خورشید وصل می کنم”؟! چه کسانی دارند به رئیس جمهور خط خطا می دهند؟ چرا خواص بی بصیرت و به خصوص سران فتنه از مشایی خوش شان می آید؟ چرا دشمن سخنان مشایی را در بوق می کند؟ چرا عده ای احمدی نژاد را نه با هزار حسنش که فقط با همین یک عیبش می خواهند و کارهای خوبش را بد می خوانند و اندک معایبش را مشایی را حسن می شمرند؟ چرا دوم خردادی ها به شرط مشایی از احمدی نژاد خوب می گویند ولی به شرط عدالت و خدمت و ولایت، دکتر را تخریب می کنند؟ چرا همان کسانی که متاثر از مناظره می خواهند سر به تن دکتر نباشد اما روی رئیس دفتر رئیس جمهور حساب ویژه  باز کرده اند؟ آیا این بار گوشت قربانی به جای عباس، همان راهی نیست که عباس برایش به شهادت رسید؟

http://ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

حفاظت از آخرین منجی

 در فیلم "جاده" برخلاف دیگر آثار آخرالزمانی دقیقا مشخص نیست که به چه دلیل زندگی در روی کره زمین به نابودی کشیده شده اما از طریق همین چند جمله راوی یعنی همان پدر می توان به فضای فیلم "سرزمینی برای پیرمردها نیست" رسید و اینکه شاید همان توحش و میل به کشتن ، بشر را به چنین سرنوشتی دچار نموده است.

 

 

یک فیلم دیگر آخرالزمانی و این بار براساس کتابی از "کورمک مک کارتی" که پیش از این(حدود دو سال پیش) اقتباسی از نوول قبلی او یعنی  "سرزمینی برای پیرمردها نیست" را ساخته برادران کوئن دیدیم که اسکار بهترین فیلم سال را هم دریافت کرد.

"کورمک مک کارتی" نویسنده 77 ساله ای که در دنیای ادبیات امروز ، معروف به سیاه نمایی و تلخ اندیشی درباره جامعه کنونی آمریکا شده است ، نیز اینک در نوول "جاده" همچون بسیاری دیگر از نویسندگان و سینماگران غربی و آمریکایی در جریان حاکم تفکر امروز غرب ، به آخرالزمان رسیده است.  قهرمان های مک کارتی که اغلب دچار نفرت و خشم کور توصیف می شدند و در صحراهای خشک و بی آب و علف ، پناه می گرفتند اینک در گریز از توحش آخرالزمانی ، برای نجات بشریت ، به اصطلاح خود را به آب و آتش می زنند و در مرگزار قحطی و گرسنگی و مرگ ، سخن از امید و انسانیت و خانواده می کنند. پیش از این ، داستان "سرزمینی برای پیرمردها نیست" که در سال 2003 منتشر شد ، به شدت مورد استقبال قرارگرفت و البته اقتباس برادران کوئن از آن ، یکی از وفادارانه ترین برداشت های ادبی این زوج فیلمساز به شمار آمد.

"کورمک مک کارتی" در کتاب "سرزمینی برای پیرمردها نیست" ، یک غرب وحشی را روایت کرده بود که در آن آدم ها می کشتند ، نه برای پول و طلا و دفاع از خود ، بلکه برای اینکه فقط کشته باشند!!

شهرها مملو از آدم هایی بود که با اسلحه رفت و آمد می کردند و مغازه های اسلحه فروشی نیز به راحتی ، انواع تفنگ و گلوله هایش را به فروش می رساندند. در روایت مک کارتی از آن غرب وحشی ، همه یک جور زندگی می کردند و یک مدل حرف می زدند ،مثل همان جمله معروفی که اغلب کاراکترهای فیلم تکرارمی کردند :"...همیشه همین را می گویند که لازم نیست این کار را بکنی"!

اما تام بل (کلانتر شهری که قصه در آن می گذشت) در میان آن همه کشت و کشتار و قتل و غارت ، سعی داشت به دستیار تازه کارش ، آموزش دهد. صدای او در نریشن ابتدای فیلم با غم و حسرتی عمیق از روزگاری حکایت می کرد که کلانترها ،حتی بعضا اسلحه حمل نمی کردند. آنچه که امروز باورنکردنی نشان می داد. او می گفت:"...همیشه دوست دارم درباره آن دوران قدیم بشنوم. هیچ وقت چنین موقعیتی را از دست ندهید...نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه در برابر خودتان که در مقابل آن دوران قرار گرفته اید ، بایستید. نمی توانید کمکی باشید مگر اینکه دریابید چگونه آنها عمل می کردند..."

تام برای توصیف شرایط غیرانسانی حاکم بر روزگارش به ماجرای پسری اشاره می کرد که دختری14ساله رابه قتل رسانده ودر پرونده اش درج گردیده بود که این قتل را با انگیزه ارضاء جنسی انجام داده ، درحالی که خود آن پسر ، دلیل یاد شده را نفی می کرد و می گفت که او را کشتم ، چون تا جایی که به خاطر می آورم ، همیشه برنامه ای داشتم ، یک کسی را بکشم! و می دانم که با این عمل به جهنم خواهم رفت!!

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه،     | نظرات()