دستخط مقام معظم رهبری در تجلیل از نواب صفوی

در سال 1379، درست در اوج حملات تبلیغاتی سنگین و بی سابقه جریان اصلاح طلب به فدائیان اسلام و مبارزات آنان مقام معظم رهبری در ذیل تصویری از شهید نواب صفوی ، رهبر فدائیان اسلام جمله ای در تكریم ایشان نوشتند .

به گزارش خبرگزاری فارس ، پس از قدرت یابی جریان موسوم به دوم خرداد ، در سال 1376 ، جریان تبلیغاتی جدیدی علیه تمامی مبانی و ارزش های انقلاب اسلامی آغاز گردید. این جریان كه تا چند سال از ده ها تریبون كتبی ، با تیراژ بالا و گستره توزیع وسیع برخوردار بود حركتی را در جهت بازروایی ریشه های تاریخی نهضت اسلامی مردم ایران آغاز نمود كه بازه ای از نهضت كربلای حسینی ، در سال 61 هجری تا نهضت جنگل و فدائیان اسلام در تاریخ معاصر را شامل می شد. در این تحرك موذیانه ، موج بی شرمانه ای از تحریف و تاویل انحرافی به سوی موارد مذكور روان گردید و حجم سنگینی از مطالب و تفاسیر خلق الساعه و بی بنیاد در جامعه منتشر شد. این فضای مسموم و خفقان آور ،د مجال هرگونه دفاعی را از ریشه های مسلم نهضت اسلامی و عقبه تاریخی ملت ایران را در برابر طواغیت و مستكبران گرفته بود تا جایی كه حتی در میان نیروهای ارزشی و باورمند به انقلاب اسلامی و حكومت اسلامی ، استناد به چنین مواردی دشوار و دارای تبعاتی فرساینده بود. یكی از مصادیق این قبیل ریشه های تاریخی ، مبارزات فدائیان اسلام و خصوصا رهبری منحصربفرد آن یعنی شهید نواب صفوی بود.


در سال 1379، درست در اوج حملات تبلیغاتی سنگین و بی سابقه تربون ها و تئوری پردازان جریان اصلاح طلب به فدائیان اسلام و مبارزات آنان ، مقام معظم رهبری در ذیل تصویری از شهید نواب صفوی ، رهبر فدائیان اسلام جمله ای در تكریم ایشان نوشت . این جمله گرچه كوتاه بود اما احیاگر جایگاه رفیع این شهید عزیز در میان وفاداران به انقلاب اسلامی بود. متن كامل جمله مقام معظم رهبری از این قرار است:

[بسمه تعالی
سلام بر آن پیشاهنگ جهاد و شهادت در زمان ما
سید علی خامنه ای]

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی،     | نظرات()

پیام تسلیت رهبر معظّم انقلاب اسلامی: آیت‌الله علی صافی عمر با بركت خود را در خدمت علم و دین گذراندند

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به حضرت آیت الله حاج شیخ لطف الله صافی، ارتحال مرحوم آیت الله علی صافی رحمت الله علیه را تسلیت گفتند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت آیت الله آقای حاج شیخ لطف الله صافی دامت بركاته
ارتحال اخوی مكرّم مرحوم آیت الله آقای حاج آقا علی صافی رحمت الله علیه را به آن جناب و دیگر بازماندگان و به همه ارادتمندان ایشان بویژه مردم مومن گلپایگان تسلیت عرض میكنم. این فقیه عالیقدر كه از شاگردان برجسته مرحوم آیت الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه بودند، عمر با بركت خود را در خدمت علم و دین گذرانیدند و امید است مشمول فضل و رحمت و مغفرت الهی بوده باشند. علوّ درجات آن مرحوم و بقاء وجود شریف جنابعالی را از خداوند متعال مسألت میكنم.
سید علی خامنه ای
14/دی/1388

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار عمومی، سخنان مقام معظم رهبری،     | نظرات()

اژه ای: محاربه و اعدام؛ حكم شورشگران

دادستان كل كشور اعلام كرد: حكم شورشگران، بانیان شورش، قیام كنندگان علیه نظام اسلامی و وحشت آفرینی با سلاح، محاربه و اعدام است.

به گزارش فارس حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی‌اژه‌ای امروز در حاشیه همایش مبارزه با قاچاق كالا و ارز در جمع خبرنگاران گفت: كسانی كه بانی شورش و قیام علیه نظام و ولی حق شوند باغی لحاظ شده و از نظر شرعی و قانونی حكمشان اعدام است.كسانی كه با سلاح سرد و گرم موجب ایجاد وحشت در جامعه می‌شوند طبق شرع و قانون محارب شناخته شده و حكمشان اعدام است.

وی اظهار داشت: از این به بعد طبق قانون با آشوبگران برخورد شده و هیچ اغماضی نخواهد شد زیرا به اندازه كافی و در چندین نوبت به آنان فرصت داده شده است.

دادستان كل كشور تأكید كرد: پلیس و دستگاه قضایی با آشوبگران اتمام حجت كرده و باید مرز میان آشوبگران و مردم مشخص شود.

حجت‌الاسلام اژه‌ای در ادامه افزود: افرادی كه در حوادث روز عاشورا دستگیر شدند در حال بازجویی و تحقیق هستند و به زودی دادگاه آنان تشكیل شده و طبق اصل و قانون با آنان برخورد خواهد شد.
وی در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر درخواست مردم برای دستگیری عوامل و سران فتنه گفت: همان طور كه رئیس قوه قضائیه اعلام كرده با قاطعیت و سرعت مقتضی با همه عوامل فتنه و حوادث عاشورا بدون هیچ امتیاز و اغماضی برخورد خواهیم كرد.

محسنی‌اژه‌ای گفت: اقدام قضایی سیر خاصی دارد كه باید طبق قانون و در چارچوب مقررات به عمل آید اما سعی می‌كنیم تا طبق مقررات در كوتاه‌ترین زمان ممكن اقدامات لازم برای پاسخ به درخواست مردم را انجام دهیم.

دادستان كل كشور با تجلیل از حضور مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه گفت: حماسه بی‌نظیر حضور مردم در راهپیمایی روز چهارشنبه نهم دی ماه 88 و حمایت از ولی فقیه در نوع خود جالب توجه بود و این افراد خواستار محكومیت افرادی شدند كه علیه امنیت و مصالح كشور اقدام كرده و مقدسات مردم را به بازی می‌گیرند.

وی اظهار داشت: به عنوان یك مسئول كوچك اذعان می‌كنم كه از مردم عقب‌تر هستم. یكی از خواسته‌های به حق مردم برخورد قاطع دستگاه قضایی با سران اصلی آشوب‌ها است.

حجت‌الاسلام اژه‌ای در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر نصب ترمز ضد قفل بر روی خودروهای تولید داخل و اقدام دادستانی در این خصوص گفت: دادستانی به عنوان مدعی‌العموم می‌تواند وارد حوزه‌های عمومی شود اما فعلا هدف ما این است كه دستگاه‌های ذیربط وارد عمل شده و خودشان با سازمان‌ها و افراد خاطی و قاصر برخورد كنند اگر این دستگاه‌های نظارتی در اقدامات خود كوتاهی كنند و موجب ضایع شدن حقوق مردم شوند برخورد خواهیم كرد.

وی اظهار داشت: دادستان كل كشور به طور جد حقوق مردم را در بخش ترمز‌های ضد قفل پیگیری می‌كند.

حجت‌الاسلام و المسلمین اژه‌ای گفت: باید همه دستگاه‌ها در بحث قاچاق كالا باور كنند كه قاچاق برای اقتصاد، بیكاری، سلامت و امنیت كشور مضر است و نباید نگاه ترحم آمیز به افراد قاچاقچی داشت.

دادستان كل كشور تأكید كرد: دستگاه‌های مبارزه با قاچاق باید تمام تلاش خود را برای مبارزه با این اقدام به كار گیرند و از نیروهای دارای انگیزه در این زمینه استفاده كند.

وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر كافی نبودن مجازات‌ها در بحث قاچاق كالا گفت: در این زمینه نواقص قانونی خیلی مشكل‌زا نیست. نقص در قانون كمتر از اجرای مقررات است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

چگونه می توان امام را از معرکه برگرداند!

چگونه جام زهر می خورانند؟


حتما نامه محسن رضایی سرباز ملت و جنابعالی[مقام معظم رهبری] را به رهبر حکیم انقلاب خوانده اید. بدون مقدمه باید گفت بوی خیانت می آید. شاید شباهت های نامه میرحسین و نامه محسن رضایی را ندیده باشید، بخوانید. حتما شنیده اید که این دو نامه از یک مرکز صادر شده است،ببینید . افسران جنگ نرم تشخیص جام زهر داده اند. ولی آیا این رضایی و موسوی و هاشمی هستند که دوباره می خواهند جام زهر را به امام وقت ملت بخورانند؟


سکوت مقام معظم رهبری نسبت به واقعه عاشورا و بسنده کردن به خون جگری از انحراف و سست عنصری از کسانی که چنین وضعی بدی را بوجود آورده اند، در ذهن شما سوال ایجاد نکرده است. ان شا الله که مشکلی پیش نیامده است!


عقب نشینی آقای میرحسین موسوی از انكار دولت آقای احمدی‌نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینكه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو كردن دولت عمل كنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می‌تواند سر آغاز یك حركت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.

دوباره سوال می کنم آیا این محسن رضایی و هاشمی هستند که می خواهند چنین خبطی را تکرار کنند؟پاسخ من به این سوال «خیر» است. این دو نفر دیگر از چنان مقام و رتبه ای برخوردار نیستند که بتوانند به تنهایی کاری از پیش ببرند. پس این دم خروس به چه پشتوانه ای از زیر عبا بیرون زده است.



آیا شما در این هفت ماه اقدامی از مسئولین قضایی و تقنینی دیده اید؟ آیا حرکت جدی و روشنگرانه ای از سوی مراجع دیده اید؟ پس به چه باید دلخوش کنیم و خود را قانع کنیم که اظهارات مشعشع علی لاریجانی و مصطفی پورمحمدی و سیدرئیسی و محموداحمدی نژاد که مسئولین مستقیم برخورد با فتنه گران بوده اند امروز از سر صداقت است و جدیت!



گذشت زمان موجب ایجاد یک نارضایتی شدید و یک خستگی شدید شده است. نارضایتی شدیدی که در مردم ایجاد شده است و خستگی شدیدی که در مسئولین ایجاد شده است. آقای لاریجانی که شنبه دوم پس از انتخابات برخلاف صریح سخنان رهبری راهکارهای دیگری را برای حل بحران (بخوانید تداوم بحران) ارائه داد و تمام عمر ریاست مجلس پس از انتخاباتش جلوگیری از حرکت توفنده مجلس برعلیه فتنه گران بود چگونه امروز مدعی عدالت خواهی و جدیت با فتنه گران شده است. آیا او متنبه شده است؟ جواب این سوال قطعا خیر است. چرا که تا پیش از این رهبر معظم انقلاب به خوبی معیارها و روشها و مسیرها را مشخص کرده است. برای جوان بصیر و ولایی هر کس بسته به التزام «عملی» و نه «گفتاری» به این سخنان محترم و صاحب احترام است. چه رسد به آن که التزام گفتاری هم با نوشته ها و سخنان دوپهلو، سکه ای بود که صاحبش در روزنامه های فتنه تیتر یک می شد.


قوه قضائیه قبلی و فعلی چه با پخش اعترافات و چه بدون پخش اعترافات نسبت به آن چه جرم بزرگ انتخاباتی از سوی حاکم شرع خوانده شد چه کردند که امروز بعد از وقایع عاشورا بخواهند بدان بپردازند. آیا جنایت ضدانقلاب در یورش به عزاداران حسینی و تسخیر خیابانهای اصلی شهر آنها را ترسانده است؟ آیا حماسه نهم دی ماه آنها را به غیرت آورده است و دلگرم کرده است؟ خیر چرا که در تمام طول این مدت مهم تر از همه حمایت شایسته و جدی رهبری و مردم حزب الله پشت سر این جماعت بود و باگذشت زمان هنوز عملا اتفاقی نیفتاده است بلکه متهمان کودتای مخملی در مرخصی و حبس های تعزیری به سر می برند.




برادران و خواهران ولایی الحذر الحذر به هوش باشید که اتفاقی در حال وقوع است که ان شا الله اینگونه نباشد و نباید بشود: برخورد با آفتابه دزدهای خیابانی و فراموشاندن اصل و مرکز فتنه گری!


آن گونه که در نظر می آید هیچ اجماعی در برخورد با سران فتنه در مسئولین وجود ندارد و جز رسانه ها و تریبون های دینی سیاسی جدیتی دیده نمی شود. این فضا کاملا شبیه فضایی است که روزهای 598 را به یاد می آورد. زمانی که همه مسئولین با رگ های ورم کرده گردن نسبت به صدام و آمریکا موضع گیری های افسانه ای می کردند و مردم و بسیجیان در میانه میدان منتظر اعزام و تامین سلاح و مهمات بودند و امام خواستار تنبیه متجاوز بود، ناگهان شد آن چه نباید می شد.


تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به گوش جان از سوی مردم شنیده می شود ولی آن کسی که باید آنها را به صورت تصمیم و عملیات اجرایی در آورد مسئولان مربوطه هستند. شش ماه مدارای رهبری و تقاضای برخورد قانونی با برهم زنندگان امنیت مردم و هتک کنندگان آبروی نظام به جایی نرسیده است. هر چند مردم صمیمانه و غیورانه خواستار خواست رهبری هستند ولی اگر عده ای رهبری کوتاه بیاید و رهبر را به صورت ناگفته ای در معرض تهمت تندروی و وحدت شکنی قرار دهند چه باید کرد. وقتی نامه محسن رضایی را بخوانید خواهید دید که بعد از آن همه فرمایشات راهگشا خواستار مماشات با میرحسین و گذشتن از جنایات آنها شده است.

پس از انتخابات مشاجرات سیاسی صورت گرفت، آیا این مشاجرات به حیثیت نظام در بیرون کمک کرد؟ تا این حد مسئله عجیب شد که کشورهای بیچاره هم سروصدا کردند.


دوستان این خطر همیشه بوده است و امروز بیش از همیشه است که عده ای از رهبری بخواهند که از حق خویش بگذرد و به دروغ پایمردی آقای ما آقای خامنه ای را بر حق مردم و انقلاب، را به یک دعوای سیاسی خانوادگی تقلیل دهند.


برخلاف دوستانی که فتنه انتخابات را صفین خواندند که آن فتنه جمل بود امروز بوی صفین می آید. زمانی که مردم تمام قد وارد صحنه شده اند عده ای می خواهند با به موضع تهمت کشیدن رهبر انقلاب و اعلام ناتوانی در پی گیری خواسته های ایشان خیالهایی باطلی را عینیت بخشند. دوستان از تکرار جام زهر گفته اند ولی این بار ماجرا فرق می کند چرا که در روز عاشورا لشکرکشی کامل خیابانی –البته بدون سلاح- تجربه شد و با برخورد ضعیف نیروی انتظامی به نتایج دلخواه رسید. خود رهبری فرمود که دیگر صلح حسنی در کار نخواهد بود، فرمود اگر یزیدیان بخواهند صلح را تحمیل کنند عاشورا در پیش خواهد بود.


دوستان قبل از اینکه منتظر محرم باشیم و منتظر کم شدن مویی از سر علی، تیغ خود را نه بر سران فتنه بلکه بر گلوی خواص تنبل و یا ناآگاه بگذاریم تا خدای نکرده هوای دیگر بر سرشان نیفتد.

منبع: وبلاگ تاملات

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

پروژه جام زهر

چند ماه پیش از انتخابات بود که عطریانفر از سران شناخته شده اصلاح طلبان اعلام کرد که هاشمی رفسجانی هدایت جریان اصلاحات در کشور را برعهده گرفته است. هر چند ماجرای هاشمی را می توان از پیش از آن شروع کرد، اما بگذارید این داستان طولانی را از نامه توهین آمیز او به رهبر معظم انقلاب پیگیری کنیم.

نامه ای بی عرض سلام و ادب، که از آتش هایی در خیابان خبر می داد! و رهبر عزیز را با گستاخی به امر مطلوب خود می خواند.
همسر او عفت مرعشی هم در روز رای گیری در مقابل دوربین های خبرنگاران اعلام کرد که اگر موسوی انتخاب نشد، تقلب شده است و مردم به خیابان ها بریزند!

کارشکنی های هاشمی در روند پیگیری شکایات و رفع مشکلات، واضح تر از آن بود که مردم از آن بی خبر بمانند، حضور مداوم فرزندان او در مرکز اغتشاشات نیز با سکوت رضایت آمیز هاشمی همراه شد و کار را به جایی رساند که خوشبین ترین افراد هم نتوانند نقش جدی هاشمی را در این میانه نادیده بگیرند.

بعد از مراحل مختلفی که هر روز یک توطئه و آشوب علیه نظام، به اجرا در آمد و سخنرانی های گاه و بیگاه هاشمی بر آتش ها افزود، سرانجام در عاشورای 88، کار به خطرناکترین جا رسید و آشوب طلبان بر علیه مقدس ترین اعتقادات مردم حمله بردند، واکنش سریع و خودجوش مردم در این روز به قدری سنگین بود که نشان می داد ماجراجویان بعد از انتخابات به انتهای خط رسیده اند.

بلافاصله بعد از این ماجرا بود که علی مطهری با آن مشخصاتی که همه سیاسیون از آن آگاه هستند، طرحی را با عنوان آشتی 7 ماده ای ارائه کرد که غیر از اینکه در حد و اندازه های علی مطهری نبود، مشخصا احمدی نژاد را هدف گرفته بود و با تکرار خواسته های هاشمی، بیش از آنکه موسوی و خاتمی و کروبی و سرکردگان آشوب ها را محاکمه بکشد، به احمدی نژاد حمله کرده بود!!

این طرح که به سرعت در سایت های حامی هاشمی رفسنجانی منتشر شد، مشخصا سعی می کرد تا اذهان عمومی را از فجایع خشونت طلبان در روز عاشورا منحرف کند و تنها چند روز بعد از آن، موسوی در بیانیه 17 خود، مشابه همان راه حل ها را ارائه کرده بود تا سران پنهان و آشکار فتنه را از دنیای اموات بازگرداند.

در پی این اتفاق بود که محسن رضایی که از نزدیکان خاص هاشمی محسوب می شود، در اتفاقی نادر و تنها در عرض چند ساعت نامه ای درباره  بیانیه موسوی به “محضر مبارك رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی” نوشت و ادعا کرد از آنجایی که “آقای میرحسین موسوی از انكار دولت آقای احمدی‌نژاد عقب نشینی کرده است” شما با آن همراهی کنید!

در مورد این نامه نکاتی چند به ذهن می رسد:

1) انتشار سریع نامه محسن رضایی در حالی صورت می گیرد که اگر رضایی، از محتویات دقیق نامه، پیشاپیش اطلاع نداشت، برای تحلیل چنین شرایطی و مشورت با مشاوران، زمان زیادی صرف می شد و واکنش به چنین نامه ای که با حرکت غیر منتظره موسوی، همراه بوده، طبعا زمان بیشتری را هم می برد!
حال چگونه ممکن است کسی که
از نوشتن یک پیام تسلیت ساده عاجز است، به چنین سرعتی موضوع بدین مهمی را تحلیل کند و با مشاوران مشورت کند و درباره آن، نامه ای به این مهمی هم بنویسد؟!

2) محسن رضایی در جایگاهی نیست که بتواند برای رهبر عزیز انقلاب، تعیین تکلیف کند، پس چگونه حاضر می شود که چنین نامه عجیبی را به رهبر انقلاب بنویسد؟
حتی اگر محسن رضایی قصد کمک به کشور را هم داشت، می توانست این موضوع را به صورت خصوصی و محرمانه با امام خامنه ای در میان بگذارد؛ این در حالی است که انتشار عمومی این نامه، انتظارات متفاوتی در جامعه ایجاد می کند و عده ای را منتظر جواب مستقیم رهبری به آن می کند و خود این در مضیقه قرار دادن رهبری، نکته مهمی است.

3) نامه محسن رضایی این نتیجه را به همراه دارد که موسوی و بقیه سران فتنه را که بعد از راهپیمایی میلیونی مردم، در آستانه حذف سیاسی و حقوقی بودند، هم طراز رهبری قرار می دهد و این انتظار را به وجود می آورد که رهبری به آن ها پاسخگو باشد و عملا این اقدام، نه تنها موسوی را از مرگ سیاسی نجات می دهد، بلکه جایگاهی بالا به او می بخشد و مشخص است که رضایی از این نتیجه آگاه است و عامدانه دست به چنین کاری زده است.

4) اشاره رضایی به “نگرانی‌ها و ابهامات ماه‌های اخیر در سرمایه گذاریهای اقتصادی و سایر فعالیتهای كشور” که تکرار همان حرف های بیانیه موسوی است، این موقعیت را فراهم می کند تا موسوی از یک “محارب” دین و نظام به یک “منتقد” دولت تبدیل شود و چه کسی است که نداند این کار، خنثی کردن انتظارات شدید مردم برای محاکمه سران فتنه است؟!

5) بر خلاف آنکه رضایی ادعا کرده است که موسوی از انکار دولت احمدی نژاد دست برداشته است و به واسطه آن از رهبری خواسته شده است تا موسوی را مورد گذشت قرار دهد، دقت در بیانیه موسوی، خلاف این موضوع را نشان می دهد و چناچه یکی از حامیان موسوی در مطلبی با عنوان “نرمش بدون سازش میرحسین: پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد!” اشاره کرده است:

میرحسین موسوی تلویحا ایده “عدم کفایت سیاسی دولت احمدی نژاد” را به عنوان اولین و مهمترین گزینه پیشنهادی خود برای حل بحران فعلی پیشنهاد می کند.

آن جایی که می نویسد : “اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف‌هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است،به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.” معنی این “مسئولیت پذیری و پاسخگویی در برابر مشکلات ایجاد شده” در مقابل مجلس و قوه قضاییه،بعید است مصداقی جز “تصویب عدم کفایت سیاسی در مجلس شورای اسلامی” باشد.

با توجه به این موارد به نظر می رسد که محسن رضایی هدفی بالاتر در ذهن دارد و همان طور که از لابه لای نامه او به خوبی مشخص شد، قصد اتمام کاری را دارند که هاشمی با نامه خشمگینانه خود در پیش از انتخابات آغاز کرد و در تمام 7 ماه اخیر به نتیجه نرسید.

مثلث هاشمی و موسوی و رضایی که در زمان جنگ، در اقدامی پرابهام، امام راحل را به “نوشیدن جام زهر” وادار کردند، این بار و در پروژه ای پیچیده تر قصد دارند تا رهبری را به نوشیدن این جام و تمکین به خواسته های غیرقانونی خود وادار کنند و موسوی را که حتی حاضر به پذیرش مسئولیت بیانیه های خود و عواقب قانون شکنی هایش نشده است به قدرت بازگردانند و رئیس جمهور منتخب مردم که اتفاقا “نظرش به نظر رهبری نزدیک تر است” را کنار بزنند.

البته این بار، این مثلث که نقش فرماندهی هاشمی در آن، روشن است، برگ های برنده کمتری در اختیار دارد و حمایت های آشکار و پنهان آن ها از خشونت گرایان و آشوب طلبان، نفرت خاصی را در مردم از آن ها ایجاد کرده است و این خشم مقدس را نمی توانند در کوتاه مدت و حتی میان مدت از بین ببرند، از این رو به نظر می رسد که تنها راهکار آن ها برای پیشبرد جریانشان، حملات شدید به رهبری است که در ماه های اخیر و تجمعات اخیرشان هم به طور مکرر تمرین کرده اند.

در این میان، برای از بین بردن آخرین برگ برنده آنان،  باید حمایت خود از رهبری را محکم تر و قوی تر از همیشه کنیم و برای ناکامی پروژه جام زهردهندگان به امام، از یاد نبریم که آنچه امام (ره) را وادار به این کار کرد، تضعیف جبهه های مردمی بود که امکان مقاومت را از ایشان گرفت.

حالا که مالک اشتر، به چشم فتنه رسیده است؛ نگذاریم که او را برگردانند.

پس چون یاران حسین (ع)، همراه رهبری می ایستیم و آگاهی و روشنگری را فراموش نمی کنیم.

منبع:وبلاگ داداشی

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

تولید نسل منافقین ‌جدید با گزینش كادر از میان آشوبگران فراری

استاد حیدر رحیم‌پور ازغدی به شرح گفت‌وشنود خود با یكی از اعضای بریده از سازمان منافقین پرداخت.

به گزارش رجانیوز، در این نوشتار به یكی از انگیزه‌های مهم و احتمالی غرب در دامن زدن به آتش فتنه و خشونت‌های خیابانی این جریان یعنی "ادامه نسل منافقین جدید با گزینش كادر از میان آشوبگران فراری" اشاره شده كه در رسانه‌ها كمتر به آن پرداخته شده است:

دوستی در مجلسی عمومی مرا به سوی خود خواند و هنوز ننشسته بودم، برخوروشید و به گله پرداخت که چرا اجازه می دهید مشتی ناپاک این همه به اسلام و انقلاب ما اهانت کنند؟! عرض کردم بنده بی تقصیرم، شوخی نمی کنم. گفت چرا با اینهمه قدرت و اینهمه ثبات در مقابل آن 2درصد اینهمه سکوت بی معنی و بی تفاوتی و بسنده کردن به تظاهرات و شعار؟! پاسخ دادم زیرا می خواهند ریزش‌ها به حداقل برسد . فردی که کنار او نشسته بود، با دیدن من و شنیدن و گفت‌وگوی ما با کناری‌اش چیزهایی گفت، من تصور کردم که او عرب است ولی بعد دانستم ایرانی و از مجاهدین خلقی بوده است که 28 سال پیش به هوش آمده و از همه بریده و ساکن و کاسب دبی شده است.

گویا او نوشتاری از من خوانده بود و نادیده مرا می شناخت که چون دوستش مرا معرفی کرد، با لبخندی مرا به اسم خواند و سلام کرد و با او گفت‌وگوی یک ساعته پرباری داشتیم که خلاصه اش اینهاست:

از من پرسید به نظر شما غرب برای براندازی حکومت ایران و نابودی جمهوری اسلامی این کارهای احمقانه را انجام می دهد؟! گفتم چه علت دیگری می تواند داشته باشد و او با تعجب گفت شما واقعاً سیاست‌مردان غرب را تا این اندازه احمق تصور کرده اید که خواسته باشند با چند شیطان پرست که در غفلت شما در جمهوری اسلامی ساخته‌ شده و چند همجنس‌باز، مزدور رضا پهلوی و چند هزار لائیک ترسو و چند صد خیال پرداز سیاسی به جنگ با جمهوری اسلامی برخیزند؟! و با امتی که اینک در اوج قدرت است ولی در روزهای ابتدایی حرکت، آن‌چنان با سازمان امنیت و نیروهای قوی ایران شاهنشاهی شاه را از کشور بیرون راندند، ایران را سقوط دهد؟! و با ملتی که هشت سال با جهان استکبار جنگید و وجبی از خاکشان را از دست ندادند با اینکه امروزه همه جانبه از همیشه قدرتمندتر و متحدترند، در پی براندازی حکومت است؟!

پاسخ دادم مگر چیز دیگری هم به ذهن ها می رسد و شگفت اینکه همان اظهارنظرهایی را کرد که من برخی از آنها را در مقاله ای نوشته بودم و خلاصه‌ی گفتارش اینکه اکنون که زر و زور غرب جهانخوار فلج شده است، مجبور است با نیروی تزویر به جهانخواری پرداخته و از تزویرش تا از پای درآوردن کشورهای موردهجوم با تخریب و ترور تا جایی به پیش رود که دولت‌ها و مردم از پای درآیند. مگر ندیدید در پاکستان در ظرف چند ماهی با بهای اندکی که به تزویر و ترور و تخریب پرداخته است، بازدهی کارش بیش از مخارج تریلون دلاری لشکر کشی‌ها به خاورمیانه و تحمل آن همه بدنامی و شوراندن ملت‌های خودشان بود؟ و بنا بر همین تجربه و ورشکستگی مالی و از پای درافتادن زورش برآن است که در آینده همه‌ی همت استثماری خود را خرج تزویر و ترور و تخریب و ایجاد وحشت تا مرحله‌ی تسلیم کشورها سازد.

و من به پاسخش گفتم با همین کارهای خیابانی روز عاشورا که پدرشان را درآورد، می خواهند ما را بترسانند! آیا اینکه با سخنرانی اوباما حتی بی خبران هم دانستند که وی غلام بچه‌ی دو حزب دست اندر کار سیاست آمریکاست، می خواهند ما را بترسانند و او خندید و گفت: نه استاد عرض کردم سیاست غرب پخته تر از اینهاست که بخواهند به یاری بی‌هنرترین و احمق ترین و ترسوترین رجاله های سیاسی، دولت مقتدر جمهوری اسلامی و چنین امتی را ترسانده و از میدان به در کنند.

من کم کم درمانده شده بودم و به تکرار می گفتم پس چه پس چه؟ و پاسخ داد مگر نگفتید طرح آینده‌ی دشمن تقویت نیروی تزویر و ترور و تخریب است؟ آیا ترور و تخریب ابزاری نمی خواهد و چه ابزاری برای ترور و تخریب در ایران پخته تر و کارکشته تر از سازمان مجاهدین خلق و به پاسخش که تصور کردم، هنوز هم خودباخته سازمان است، با لبخندی تحقیرآمیز گفتم به نظر شما اینک تنها آرزوی آن پیرمرد و پیرزن‌های همه جا شناخته شده تنها این نیست که بتوانند بقیه‌ی عمر را در گوشه‌ی جنگلی در امن و امان زندگی را به پایان برسانند و آن پخته مرد با لبخندی متقابل اینچنین پاسخ داد آنچه را که فرمودید صحیح، بفرمایید آیا تجربه ها و شهرت مجاهدین خلق و وحشتی هم که جامعه از آنان دارد نیز پیر شده؟ گفتم نه ولی حالا چه کاری از مشتی مفلوک شناخته شده برمی آید و او پیروزمندانه پاسخ داد حالا به جان مطلب رسیدیم: آری به همین دلایلی که شما گفتید، امروز کار ترور و تخریب از دست این پیر پفتل‌های شناخته شده برنمی آید، بنابراین سیاست تزویر برآن شده است که برای سازمان، نیروهای جوان و خامی را گردآوری کند و تنها هدفش از این آشوب‌های مسخره و کور خیابانی و سوزاندن سطل زباله و چند مغازه و شکستن شیشه های بانکی، این است که مشتی جوان و نوجوان دور از سیاست و ناآشنا با فرهنگ این انقلاب را با امت و حکومت درگیر سازد. درنهایت ترساندن آنها و فراری دادن‌شان از ایران است یا فرستادن‌شان به خانه های تیمی و آماده ساختن آنان برای هرگونه جنایت و حمله های انتحاری و نهادن قرص سیانوری در زیر لب‌شان که از هیچ چیزی نترسید زیرا با ترکاندن این کپسول در دهان‌تان قهرمانی نام آور و از همه‌ی مصایب این دنیا راحت می شوید.

و سپس با قیافه‌ی حکیمانه‌ای گفت این حکایت را گوش کنید: هنگامی چند نفر از ما در خانه ای تیمی ذخیره می زیستیم برای همه‌ی ما خبر یا نامه ای از خانواده های ما می رسید لیکن برای نوجوان ساده دلی که مچول به نظر می رسید، نه خبری می‌آمد و نه هم نامه ای و دیوانه می شد. ‌روزی چند نفر از سران با پوشیدن لباس سیاه به سراغش آمدند، یکی صورتش را می بوسید و دیگری دستش را و دیگری اشک‌هایی را که نمی دانم چگونه خلق می کرد، از چشمانش پاک می کرد، هر کدام بساطی راه انداخته بودند و هنرنمایی می کردند و در پایان معرکه گیری ها خبرشهادت والدینش را زیر شکنجه دژخیمان حاکم بر ایران به خاطر مقاومت در بازجویی ها به اودادند و بزرگی او را در بغل گرفت و با لبخندی گفت: پسر خیلی زود چگووارا شدی و او را با احترامی در حد یک قهرمان سابقه دار از میان ما بردند و تا روزهایی که از سازمان گریختم، دیگر خبری از او نداشتم لیکن سال بعد دریافتم آن طفلکی در یکی از خیابان های همدان پس از ترور پیرمردی رهگذر با اینکه می توانسته است از معرکه بگریزد، قرص خود را در دهان ترکانده و مرده است ولی در آن روزها که در سازمان بودیم، پس از این گزارش برای ما کلاسی گذاشتند که تا چه مرحله باید استقامت کرد و کپسول را نفشرد و حرف‌شان این بود که ما پس از دریافت ضعف اندیشه و ناتوانی، او را از سازمان اخراج و راه برگرداندن او را به جامعه‌ی بی تفاوت و زندگی ساده فراهم کردیم لیکن او خودسرانه دست به چنین ترور ناشیانه‌ای زده و خود کشی کرده بود. اما من پس از آنکه از سازمان جدا شدم دریافتم پدر و مادر پسرک زنده و او را پس از پیوستن به سازمان مجاهدین خلق آق کردند و سازمان پس از جدایی او از ما، وی را برای ترور شخصیتی آماده ساخت و پسرک به اشتباه پیرمرد راهگذری را به جای او شهید ساخته و از وحشت خود را کشته بود.

آری! هدف تزویر جهان از این حرکاتی که به دست گروهی احمق و بی دین و دور از سیاست انجام می دهند این است که چند صدتایی از این نوجوانان و جوانان پوچ را بترساند و به سازمان بکشانند و از نیروی جوانی و خامی آنها و ناآشنایی با اسلام و انقلاب اسلامی کار بکشند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

انتقاد شدید اللحن بسیج دانشگاه امام صادق(ع) از رضایی

بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) در نامه ای خطاب به محسن رضایی آورده است: چند ماهی بیشتر از نامه سرگشاده و به ظاهر دلسوزانه آقای هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری نمی‌گذرد که این بار ملت ایران باید شاهد نامه‌ای دیگر به ولی فقیه زمان خود باشد و بار دیگر رنج بی‌بصیرتی خواص را متحمل شود.

به گزارش ایرنا به نقل از بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)، در این نامه خطاب به دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام آمده است: آنچه در حال شکل‌گیری است جریانی است که در لوای اصولگرایی و ولایت مداری در پی وحدت با کسانی است که خیانت و لجبازی کورکورانه آنها بر همگان روشن است و چگونه است کسانی که خود را یار امام و سرباز ولایت می‌نامند این بار نیز در پی جام زهر دیگری هستند!! "ویل لکم و لما تعلمون"

در ادامه جنبش دانشجویی با دلی آکنده از اندوه تذکراتی را به رضایی یادآور شده است:

1- اینکه عده‌ای بی‌شرمانه به خود جرات دهند فاجعه هتک حرمت عاشورای حسینی را به وجود آورند و دیگرانی که آنها را سران فتنه می‌دانیم با تکرار رفتارهای غلط خود بستر چنین جسارتی را فراهم آورند، هرگز بخشودنی و "جبران‌پذیر" نیست. حضور شکوهمند ملت در روز چهارشنبه تنها التیامی بر این درد بود و موج اعلام انزجار مردم از سران معلوم‌الحال فتنه تا زمان محاکمه آنها ادامه خواهد داشت.

**عقب نشینی موسوی بخاطر انحراف افکار عمومی از فجایعی به بارآمده است

2- شما خود می‌دانید که اگر بتوان بیانیه اخیر آقای موسوی را عقب‌نشینی از مواضع غلط پیشین خویش و به رسمیت شناختن دولت منتخب مردم دانست، این امر صرفا برای مظلوم‌نمایی و انحراف افکار عمومی از فجایعی است که به بار آورده‌اند و چه زود فراموش کردید سخن مقام معظم رهبری را در نماز جمعه 29 خرداد که فرمودند: "اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند خواسته یا ناخواسته مسئول خون‌ها، خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها خواهند بود".
3- اشاره شما به "پیشنهاد سازده"!! جناب آقای موسوی جهت "پاسخگو کردن دولت" نیز جالب می‌باشد. گویا بر طبق گفته‌های شما و آقای موسوی تاکنون هیچ گونه نظارتی از سوی مجلس و قوه قضاییه بر عملکرد دولت نبوده است که این سخن بیانگر زد و بندهای پشت پرده مسئولان نظام است و خود می‌دانید که این به منزله توهینی آشکار به قوای سه‌گانه و منتخبین مردم خواهد بود.

**زیر سوال بردن اصل جمهوریت نظام و ناکارآمد نشان دادن قانون اساسی، عوامل اصلی اختلاف بوده است

4- چگونه توانستید پیشنهاد به ظاهر سازنده آقای موسوی را شروعی بر وحدت مشاهده کنید، در صورتی که از همان بدو امر اختلاف بر سر فرد و دولت خاصی نبوده است بلکه زیر سوال بردن اصل جمهوریت نظام و ناکارآمد نشان دادن قانون اساسی و سیاه‌نمایی شرایط کشور و... عوامل اصلی اختلاف بوده‌اند. آیا فراموش کرده‌اید که مقام معظم رهبری فرمودند: "بزرگترین جرم زیر سوال بردن اصل انتخابات است".

**آنچه در ادامه دیدیم چیزی جز تکرار رفتارهای غلط موسوی نبود

5- جناب آقای رضایی آنچه ما در این چند ماه از کلام مقام معظم رهبری در یافته‌ایم چیزی غیر از بیانات وحدت‌آفرین نبوده است و در این 20 سال نیز که از رهبری با برکت ایشان می‌گذرد، مکررا به وحدت بین جناح‌های درون نظام، جذب حداکثری و دفع حداقلی اشاره کرده‌اند.
ما سخنان وحدت‌آفرین مقام عظمای ولایت را در نماز جمعه 29 خرداد از یاد نبرده‌ایم. ایشان ضمن تاکید بر وحدت و جلوگیری از بروز اختلاف، تاکید ورزیدند که "بنده زیر بار بدعت‌های غیرقانونی نمی‌روم چرا که در هر انتخاباتی طبعا برخی برنده نیستند. اگر امروز چهارچوب‌های نظام شکسته شود. در آینده نیز هیچ انتخاباتی مورد اعتماد نخواهد بود و مصونیت نخواهد داشت". اما آنچه در ادامه دیدیم چیزی جز تکرار رفتارهای غلط آقای موسوی نبود. ایشان همچنان بر ابطال انتخابات تاکید ورزیدند و مردم را به تجمعات خیابانی دعوت کردند.

**در زمانی که نظام به شما نیاز داشت با مواضع خود آتش فتنه را بیش از پیش شعله‌ور کردید

6- آقای رضایی؛ در زمانی که انقلاب و نظام به شما نیاز داشت تا با تاکید بر صحت انتخابات و پشتیبانی از مقام عظمای ولایت کمی از غبار برخاسته از فتنه فتنه‌گران را کنار بزنید شما با اظهارنظرها و مواضع خود بر "دروغ بزرگ تقلب" دامن زدید و آتش فتنه را بیش از پیش شعله‌ور کردید؟ چگونه هنوز خود را سرباز ولایت می‌نامید؟
جنبش دانشجویی به عنوان چشمان تیزبین ملت نخواهد گذاشت ذره‌ای از حقوق حقه ملت پایمال شود و تا محاکمه سران فتنه به خروش آگاهانه خود ادامه خواهد داد. در انتها نیز به شما عنوان هم رزم همت‌ها و باکری‌ها پند می‌دهیم که همچون یاران پیشین خود با دفاع قاطعانه از حریم ولایت، موضع خویش را نسبت به سران فتنه اعلام کنید و با اعلام برائت خویش از این موج شوم، چشم امید طرد شدگان ملت را ناامید کنید.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

ابوموسی ‌اشعری ‌ها به دنبال "حکمیت" در آستانه پیروزی در صفین

با گذشت ساعاتی از انتشار بیانیه میرحسین موسوی پیرامون وقایع روز عاشورا که در آن با "مردم" خواندن آشوبگران و هتاکان این روز از آنها حمایت کرده و سعی کرد عزادارن حسینی را حامیان خود بنامد، عقب نشینی وی در پذیرش نتایج انتخابات پس از شش ماه آشوب که پس از مشاهده جمعیت ملیونی عاشورائیان در 9 دی صورت گرفت، سبب شده است تا اشخاص و رسانه های وابسته به این جریان برای جلوگیری از یاس و ریزش حامیان باقی مانده موسوی، به توجیه این عقب نشینی بپردازند.

به گزارش رجانیوز، در همین حال سایت جمعی بالاترین که منبع لینک های ضد دینی در وبسایت های زبان فارسی شناخته می‌شود، با ذکر برخی نمونه های تاریخی تلاش ویژه ای را برای توجیه این عقب نشینی موسوی آغاز کرده است.
از سوی دیگر مسعود بهنود، سر حلقه روزنامه نگاران ایرانی مرتبط با شبکه انگلیسی بی بی سی نیز با انتشار یادداشتی احساسی تلاش کرد، این عقب نشینی موسوی را که پس از مطالبه جدی مردم برای محاکمه وی صورت گرفته، در لفافه الفاظ و اصطلاحات احساسی پنهان کند.

این در حالی است که ابوالفضل فاتح، یار رسانه‌ای میرحسین موسوی و هدایت کننده امور تبلیغاتی وی، که چند هفته پس از اعلام نتایج انتخابات به انگلستان سفر کرده و همچنان در آن کشور به سر می برد، در مصاحبه ای که وب سایت کلمه از او منتشر کرده است، در یک رویکرد تبلیغاتی دو پهلو، ضمن تهدید نظام این عقب نشینی موسوی را "حسن نیت بزرگ!" وی خوانده است. وی در ادبیات تهدید گونه خود که شبهات زیادی به ادبیات هاشمی رفسنجانی در نامه پیش از انتخاباتش دارد گفته است: " اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری های سهمگین آینده بر عهده ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت سوزی تا ابد بر پیشانی شان حک خواهد شد. آیا در میان مدعیان مصالح کشور گوش شنوایی هست؟"

این فرار به جلوی جریان موسوی در روی دیگر سکه توسط محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و بواسطه نامه وی به رهبر انقلاب پیگری شد، چنانکه رضایی بلافاصله پس از پذیرش نتایج انتخابات از سوی موسوی در بیانیه اش، با ذوق زدگی این امر را سرآغاز وحدت برشمرد!

این در حالی است که میزان جرائم و خطای موسوی، قطعا با یک بیانیه پر کنایه و حمایت آمیز از اغتشاشگران قابل جبران نبوده و همانگونه که میلیون ها ایرانی در 9 دی فریاد زدند، موسوی پیش از هرچیز باید در محاکم قضایی پاسخگویی جنایات و اتفاقاتی باشد که به واسطه خطاهای بزرگ وی بر مردم تحمیل شد.

در همین حال روح الله حسینیان نیز با اشاره به بیانیه موسوی و برخی واکنش ها نسبت به آن، و ضمناشاره به محورهای مشترك نامه رضایی و بیانیه اخیر موسوی درباره وحدت و آشتی ملی گفته است: محورهایی از نامه و بیانیه سیاسی محسن رضایی و موسوی با هم مشترك است كه این امر نشان می‌دهد اینگونه نامه‌ها و بیانیه‌ها از یك مركز مشترك برنامه‌ریزی می‌شود.

به نظر می رسد پس از وقایع خونین و صفین گونه عاشورای 88 و پس از رسیدن به نزدیک خیمه معاویه های زمان، اینک جماعتی با علم کردن موضوع "حکمیت" به دنبال فراری دادن خاطیان از مجازات و تحمیل جام زهری دوباره به رهبر انقلاب باشند، حکمیتی که بی شک "اشعری‌های" زمان در آن بی تاثیر نخواهند بود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

رجزخوانی ایتالیا در قبال دستگیری "کروبی"!

مجلس ایتالیا به دلیل حمایت خود از کروبی نیز اشاره کرده و دلیل آن را همکاری و رابطه زیاد کروبی با مجلس ایتالیا در زمان ریاست وی در مجلس ایران اعلام کرد.

به گزارش شبکه ایران، سایت اینترنتی فرقه سبز موسوم به "جرس" از حمایت رئیس و روسای ادوار گذشته مجلس ایتالیا از مهدی کروبی خبر داد.

این پایگاه اینترنتی که توسط روزنامه‌نگاران فراری و در آن سوی مرزها گردانده می‌شود با ذوق زدگی بسیاری نوشت که این نامه به سران نظام نوشته شده و در آن تاکید شده که در صورت دستگیری کروبی "عواقب سختی" در انتظار ایران خواهد بود.

البته مجلس ایتالیا به دلیل حمایت خود از کروبی نیز اشاره کرده و دلیل آن را همکاری و رابطه زیاد کروبی با مجلس ایتالیا در زمان ریاست وی در مجلس ایران اعلام کرد.

این در حالی است که مهدی کروبی نیز در مناظره انتخاباتی خود با دکتر احمدی نژاد، بارها به موضوع روابط خود با ایتالیا اشاره کرده بود.

شیخ اصلاحات که از این طریق می‌خواست بگوید رابطه ایران با برخی از کشورهای سلطه طلب نسبت به قبل خراب شده، گفته بود: "مشکلات جدی پیش آمده، با ایتالیا، با خود اروپا، با خیلی کشورها."

وی حتی در بخش دیگری از سخنان خود در این مناظره گفته بود: "من خودم به دو کشور می‌خواستم بروم که گفتند معمول ما نیست رئیس مجلس که می‌آید با رئیس جمهور ملاقات کند گفتم نمی‌آیم و وقتی رفتم ایتالیا به وزیر وقتمان گفته بودند در حد رئیس جمهوری از فلانی تجلیل کردیم."

اما نقل خاطرات کروبی از کشور ایتالیا در شب مناظره، که با هدف اثبات دیپلماسی ضعیف دولت نهم مطرح شده بود، احمدی‌نژاد را نیز به واکنش وا داشت.

رئیس جمهور در پاسخ به این سخنان شیخ اصلاحات گفت: شما رفتید ایتالیا تحویلتان گرفتند نوش جانت اما از نظر من دنیا تنها چند کشور اروپایی و امریکا نیست.

احمدی نژاد همچنین به کروبی خاطرنشان کرد: جناب آقای کروبی برگردید به مواضع امام(ره) این همه انحراف از مواضع امام(ره) از شما بعید است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظرات()

عاشورا؛ زنگ مرگ حیات سیاسی جریان فتنه

استاد حیدر رحیم ‌پور ازغدی

انسان موجودی اجتماعی است تا آن‌جا که ادامه‌ی زندگی انفرادی او اگر هم محال نباشد، سخت دشوار می نماید. دلیل هم این که هر چه زمان گذشته و انسان متمدن تر شده، اجتماعی‌تر نیز شده است.

و از طرف دیگر، با خلق و خوی زیاده خواهی‌ای که در انسان برای تکاملش به ودیعت گذاشته شده به خوبی در می یابیم اگر مقتدری در جامعه گونه‌ی نظمی نیافریند، تجاوز قوی بر حقوق ضعیف به اقتضاء زیاده خواهی ذاتی او، همیشگی و حتمی است و این تجاوز تا آنجا ادامه پیدا می کند که جامعه متلاشی شود. به نظر شما چرا نخستین ها با این که فرزندان یک خانواده بودند، برخی به غارها پناهنده شدند و برخی به جنگل‌ها گریختند و گروهی بادیه نشینی دشوار را بر ماندن در جامعه ترجیح دادند. آری به آفت زیاده خواهی انسان‌های تربیت‌ناپذیر است که فرستادگان الهی و فلاسفه هر یک برای نظم جامعه، گونه‌ای قانون ارائه دادند و همگان اعلان داشتند که اداره‌ی هر جامعه‌ای را مدیری یا مدیرانی لازم است و تا آنجا که علی(ع) امام عدل و پیشوای دادگران می فرماید هر جامعه را حاکمی باید «و لوکان جائر» زیرا جور جائر یعنی حاکمی که مردم را از اجرای قوانین الهی باز می دارد، بهتر از آن است که در جامعه نظم و ناظمی نباشد؛ چه در جامعه‌ی بی نظم ظلم مدام گسترش یابد و فراگیر و همگانی و خلق و خوی مردم شود.

و از همین رو برای اجرای نظامی صحیح و مناسب با خلقت و فطرت انسانی و بازدهی همه جانبه نیکویی از زیاده خواهی بشر، آفریدگار، خود پروردگاری جهانیان و آموزگاری انسان را به عهده گرفته است و از آغاز هبوط آدم در هر زمان، قوانین مناسب اجتماعی انسان روز را به وسیله‌ی کتابی و فرستاده ای ابلاغ داشته است و نیز از همین روست که دشمنان عدالت در هر زمان با نیرویی در پی نابودی نظام الهی و شکست عدالتخواهان کمر بربسته‌اند. نمرود و فرعون و چنگیز و هیتلر و بوش به شمشیر زورشان عدالت را ذبح می کنند. بتخانه‌های فراعنه و کنیسه های تلموتیان و کلیساهای دست ساز سلاطین جور و صهیونیست‌ها که فرزندان فرهنگی همان تلموتیان‌اند با تزویرشان به مقابله به مسخ عدالت می‌پردازند و قارونیان دیروز و کمپانی های رانت‌خوار امروز به یاری زرهایی که از مستضعفان دزدیده اند، در این قتال مشارکت می‌جویند و پایگاه تزویر امروز همه سازمان مللی که چون ملکی شخصی در قبضه‌ی زر و زور و تزویر است نیز بر همین طریق ره می پیماید.

آری این سه نیروی اهریمنی در هر زمان پشتکارشان درباره‌ی مبارزه با فرستادگان خدا و عدل و عدالتخواهان تا آنجاست که هر کجا یک نیرو، کاربردی نداشته باشد، دو نیروی دیگر به یاریش شتافته و با همکاری یکدیگر عدالت را به خاک و خون می کشند و قدرت را صید می کنند و پایان جنایت‌شان هر یک به اندازه‌ی سهمی که پرداخته اند، از گوشت شکار می خورند.

با همه‌ی این‌ها آنچنان که آفریدگار مقرر داشته و تجربه ها نشان داده، در جهان آفرینش پیروزی و شکست بر پایه‌ی علت‌ها و سبب‌ها می باشد و آفریدگار نیز خود فرماید من ابا دارم از این که حادثی بی اسباب مناسب ایجاد شود. و جنبه‌ی رحمانیت حضرت حق نیز می فرماید: «لیس للانسان الا ما سعی» آن چنان که اگر شمشیر برّان در کف بازوی علی (علیه السلام) باشد، پای عمربن عبدوود را از تجاوز به حقوق بشر قطع می کند و اگر در کف ابن ملجم مغز علی (علیه السلام) را از کار انداخته و چراغ هدایت را خاموش می کند. بنابراین تا ظهور منجی بشر هیچ گونه حکومتی پایدار نیست و جنگ حق و باطل همیشه ادامه دارد و پیروزی از آن کسانی است که اسباب پیروزی را فراهم سازند و از آن اسباب ایمان به خدا. لیکن گرچه هماهنگی همیشگی زر و زور و تزویر مانع اجرای عدالت است و اگر هم پیروز نشود، خدمت دادگران را فلج می‌سازد اما توان ریشه زنی عدالت و ریشه کنی عدالت خواهان را ندارد و پس از هر تک کشنده‌ی خود دگربار پاتکی می‌خورد و نور عدالت متجلی شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 12 دی 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()