آیت الله بهاءالدینی

... روزی صحبت از شعر و شاعری به میان آمد. با جمله‎ای كوتاه فرمودند:

«بنده اشعار زیادی درباره اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بویژه حضرت علی ـ علیه السلام ـ شنیده‎ام ولی برای من هیچ شعری همچون اشعار شهریار تبریزی، جذابیت نداشته است، به همین جهت او را دعا كردم، بعداً‌ دیدم برزخ را از وی برداشته‎اند».

گاهی كه سخن از دوران كودكی به میان می‎آید، به گونه‎ای سخن می‎گویند كه در می‎یابیم همه را از خدا می‎داند، از طفولیت تا دوران بلوغ، از تحصیل تا تدریس و از قم تا كربلا و ...

روزی در ملاقات با برخی علاقه‎مندان و ارادتمندان فرمودند:

«حالم خیلی بد بود. اهل خانه هفتاد حمد برایم خواندند، چون ختم سوره حمد آنان تمام شد، حال ما نیز خوب شد ما بارها تجربه كرده‎ایم، غیر از خدا از هیچ كس كاری ساخته نیست، صلاح فعلی بنده در بیماری و خانه نشینی است ... تا كنون چندین نفر را برای معالجه ما آورده‎اند اما ما را به زحمت انداخته‎اند و هیچ كاری از آنان ساخته نبوده است. از هیچ كس غیر از خدا كاری ساخته نیست.»

احترام و ارادت به استادان به طور چشمگیر در سخنان آیه الله بهاء الدینی به چشم می‎خورد.

گاهی از مرحوم بافقی و مجاهدتهای كم نظیر ایشان یاد كرده و نسبت به نیكیها و مهربانیهای وی به طلبه‎ها سخن می‎گویند و چون نام حاج شیخ عبدالكریم حائری به میان می‎آید هاله‎ای از عظمت در كلام ایشان نسبت به آن عالم سخت كوش موج می‎زند. از یك رنگی و صمیمیت، قداست و محبت و همدردی و احترام وی سخن گفته و یاد و خاطره وی را گرامی می‎دارند:

درباره آیات بزرگ و چهره‎های سترگ حوزه علمیه قم؛ آیه الله بهجت، آیه الله خوانساری و آیه الله صدر رحمت خداوند بر آنان باد ـ و انس با ایشان حكایتهای فراوانی در یاد وی وجود دارد و چون از آیه الله سید محمد تقی خوانساری صحبت می‎شود، اشاره‎ای به صدور اجازه اجتهاد خود توسط آن عالم پارسا و فقیه متقی در بیست و پنج سالگی می‎كنند.

برگرفته از:

كتاب گلشن ابرار، ج 2، ص 964

تنظیم برای تبیان: شکوری

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیره عملی بزرگان،     | نظرات()