تصویر اسلام و مسلمانان در کتب درسی رژیم صهیونیستی
- اشاره:
برای پرداختن به این پژوهش، گروهی پژوهشگر به تجزیه و تحلیل كتابهای درسی رسمی رژیم صهیونیستی پرداخت. گروه پژوهشگران، دو روش را برای رسیدن به این هدف برگزید: 1. تحلیل محتوای كتابها 2. تجزیه و تحلیل پیامهایی كه از آن كتابها دریافت میشود. این گروه در ضمن پژوهشهای خود به ترجمههای این كتابها بسنده نكرد. بلكه در كنار ترجمه، از متن اصلی كتابها نیز با ذكر نام كتاب و شمارة صفحه، استفاده كرد.
تجزیه و تحلیل محتوا
تجزیه و تحلیل مطالب این كتابها به این صورت انجام گرفت:
1. مقایسة مطالبی كه در این كتابها در مورد دین اسلام آمده با مطالبی كه در آنها در مورد ادیان دیگر آمده است.
2. بررسی و مطالعة سیاق و بافتهایی كه از اسلام در آن یاد شده یا مطالعه و بررسی موضوعاتی كه به دین اسلام مربوط است.
3. تمركز بر متون و نوشتهها و اسناد و عناوین موضوعات و همچنین تمركز بر تصویرها، عكسها و نقشهها.
4. بررسی و مطالعه تصاویر و نقشها و آثار هنری و عنوانهای اصلی كتابها و هر چه كه به طور كلی برای رساندن پیامها و مفاهیم پنهان به كار میرود.
5. مطالعه و بررسی دقیق معانی و مفاهیم كلمات و اشارات آنها و پیامدهای عاطفی و فرهنگی و تمدنی و دینی مربوط به آن.
6. پژوهش در مورد آنچه كه متون در مورد آن سكوت كرده، از طریق روشن ساختن پیامهای ضمنی و رمزهای موجود داخل متن یا به بیان دیگر، بازجویی و واپژوهی متن.
7. استفاده از روشهای گزینشی در ارائة اطّلاعات و به كارگیری آن و ژرفنگری در اعماق سطوح مختلف پیامهای آن در این متون.
در این پژوهش محتوا و پیامهای 23 كتاب درسی رسمی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
بیگمان كتابهای درسی، نقش اصلی را در شكلدهی ذهن و اندیشه دانشآموزان، ایفا میكنند و تا حد بسیار زیادی، چگونگی رفتار و برخورد دانشآموز با جامعة خود و جوامع اطراف را مشخص میكند و اینها همه تحت تأثیر آن طرحها و تصاویر روشمندی است كه این كتابها در طول مراحل مختلف تحصیلی به دانشآموزان ارائه میدهند.
این پژوهش، در پی آن است كه تصویر عربها و مسلمانان در كتابهای درسی را در مراحل مختلف آموزشی و در مدارس دینی مورد بررسی قرار دهد و نقش آنها را در تشكیل تصویر روشمند از عربها و مسلمانان مشخص كند.
نتایج این پژوهش و تحلیل تحت ابعاد عناوین زیر بیان شده است:
1. بعد اسلامی
2. بعد قومیتی
3. بعد صهیونیستی
4. بعد سیاسی
5. نتایج و توصیهها
این پژوهش، این ابعاد یا محورها را با تمركز بر عناوین و موضوعات اصلی كه در بیشتر كتابهای شده، مورد بررسی و مطالعه قرار داد. این موضوعات، تقریباً ساختار اصلی مفاهیم و ارزشهای آنها را تشكیل میدهد و این پیامهای تربیتی و آموزشی، در تمام كتابهای درسی كه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت، تجلی دارد.
این گروه پژوهشی همچنین اقدام به تحلیل كیفی این نمونه از كتابها كرد تا بافت و سیاقها و افكاری كه گروهها و واحدهای تحلیل ابعادی كه پژوهش بر آن تمركز دارد، معانی و مفاهیمی كه گرایشهای مثبت یا منفی یا بیطرفانه نسبت به عربها و مسلمانان و اسلام دارند، را دریابد.
اوّل: بعد اسلامی
گروه تحلیل محتوای كتابهای درسی در این بخش به برخی موضوعات مانند پیامبر(ص)، قرآن، اصول دین اسلام،جهاد و تروریسم و اسلام به عنوان یك دین پرداخت.
1. دین: نتایج تحلیل و بررسی این كتابها نشان داد كه كتابهای درسی اسرائیل، دین اسلام را با خشونت و شمشیر ربط داده و تأكید كرده است كه دین اسلام با شمشیر گسترش یافته است. این كتابها در جاهای مختلف مدعی شدهاند كه دین اسلام، دین شمشیر است.
در این چارچوب، در برخی كتابها، تصاویری به چاپ رسیده است كه ادعا میكند دین اسلام ارتباط تنگاتنگی با خشونت دارد. یكی از این كتابها، تصویر مسجدی را چاپ كرده و در این تصویر مشاهده میشود كه «سپاه اسلام» در كنار آن مسجد هستند و در پایین این تصویر، نماد و آرم جنگ نزد مسلمانان كه عبارت از دو شمشیر كه یك هلال از بالا بر روی آن است، مشاهده میشود، سپس این كتاب در شرح این تصویر این مطلب را آورده است: «اسلام، دین جنگجویان»...
این كتابها در تأكید بر نكتة ارتباط دین اسلام با خشونت، از عبارت «فتوحات اسلامی» استفاده كردهاند تا بگویند این فتوحات «اشغال اسلامی» سرزمینهای مختلف بوده و جنگهای اسلام، فتوحات اسلامی1 نامیده شده است. در متن این كتابها آمده است: «عملیات اشغال اسلامی، بزرگترین حملات جنگی در تاریخ بشریت به شمار میآید و عنوان میكنند كه جهان از زمان اسكندر مقدونی یعنی قرن چهارم میلادی تا آن زمان، مانند آن را مشاهده نكرده بود». این كتابها، عربهای فاتح را، اشغالگر نامیده است و فتوحات اسلامی را نیز به منزلة حملة نظامی به قصد به اشغال درآوردن سرزمینهای دیگر دانسته است.2 البته این سخن با آیات قرآنی كه تجاوز به دیگران را حرام میداند و جنگ را فقط برای دفاع از خود جایز میداند، در منافات است. قرآن كریم در این مورد میفرماید: «و قاتلوا فی سبیل الله الّذین یقاتلونكم و لاتعتدوا إنّ الله لایحبّ المعتدین».3
این كتابها، تأكید میكنند كه مسلمانان، مردم جهان را به دو گروه مؤمنان و كافران تقسیم میكنند و در متون مورد نظر آمده است: «مسلمانان، ساكنان جهان را به دو گروه تقسیم كردهاند: 1. دار الاسلام كه همان مسلمانان هستند. 2. دار الحرب».
مؤلّفان در این میان اشاره نكردهاند كه این تقسیمبندی ناشی از سیاست دشمنانی است كه به مسلمانان حمله میكنند. دانشمندان مسلمان، متفقالقولند كه اصل در روابط میان مسلمانان و غیرمسلمانان، صلح و آرامش است نه جنگ.4
در برخی از این كتابهای درسی آمده است كه دین اسلام، از طرف خدا نیست، بلكه از طرف محمد، بر قبایل شبهجزیرة عربستان تحمیل شده است و آمدن اسلام باعث به وجود آمدن مشكلات زیادی برای مسلمانان شده است. این دین و باور جدید، زندگی مردم در صحرا را سخت و دشوار كرده. امّا حقیقت، عكس این است، زیرا اسلام در تمام میادین و حوزهها، انقلابی برپا كرده است، كه باعث به وجود آمدن تمدن اسلامی عربی شد و این تمدن، زندگی بشر در صحرا و شهرها را بسیار آسانتر كرد.
2. پیامبر، حضرت محمد(ص): كتابهای درسی رژیم صهیونیستی، پیامبری حضرت محمد(ص) را به رسمیت نشناخته و ایشان را فرستاده خداوند بزرگ و بلندمرتبه نمیدانند. در این كتابها اینگونه القا میشود كه محمد خود ادعا میكرد كه خداوند او او را برگزیده و به پیامبری مبعوث كرده و او خودسرانه خود را فرستادة الهی خوانده است. آنها همانگونه كه حضرت موسی(ع)5 و حضرت عیسی(ع) را با صفت پیامبر آمده، از پیامبر چنین توصیفی ندارند و بدون ارجگذاری جایگاه ایشان، به عنوان یك پیامبر، از ایشان تنها با عنوان «محمد» یاد كردهاند.6
بسیاری از این كتابهای درسی، هنگامی كه نام حضرت محمد را ذكر میكنند، به هیچ عنوان كلمات احترامآمیزی كه پیش یا پس از نام پیامبران دیگر به كار میبرند، به كار نمیبرند. این كتابها میگویند پیامبر(ص) مؤسس و بنیانگذار دین اسلام است و او تا سال 622 م.7 در مكه سكونت داشته و خداوند به او تجلی كرد و بر اثر این تجلی الهی، محمد از ساكنان مكه خواست كه به خدای واحد ایمان بیاورند امّا ساكنان مكه به مخالفت با او پرداختند، زیرا آنها از زیان دیدن منبع روزیشان و همچنین عقاید و باورهایشان، در صورت منتفی شدن عبادت در كعبه، هراس داشتند، كعبهای كه در آن زمان، ساكنان شبهجزیرة عربستان، بتهای خود را در آن میگذاشتند و آنجا تبدیل به مركز عبادت بتها شده بود. محمد از ترس جان خود، همراه با خانوادهاش به یثرب گریخت و مردم یثرب اسلام را نپذیرفتند. این گریختن، هجرت نامیده شد و هجرت محمد به یثرب، آغاز تقویم مسلمانان است كه در سال 622 م. صورت گرفت. از آن زمان به بعد، باورهای محمد در شبه جزیرة عربستان گسترش یافت و محمد توانست مسلمانان را متّحد كند و آنها را در چارچوب یك گروه متحد و واحد گرد هم آورد. محمد این كار را یا با قانع كردن قبایل مختلف انجام میداد، یا با زور شمشیر. اینگونه، محمد، امت اسلامی را بنیانگذاری كرد و آنها را از جنگ با هم برحذر داشت. در مقابل، محمد از مؤمنان به خود خواست كه برای گسترش اسلام در تمام جهان، دست به حملاتی بزنند.
اینجا ملاحظه میشود كه مؤلفان این كتابها، آیههایی از قرآن را كه حمله و تجاوز به دیگران را حرام میدانند، نادیده میگیرند. آیههایی مانند آیة 190 سورة بقره. قرآن كریم مجبور كردن غیرمسلمانان را به گردن نهادن به دین اسلام را نیز منع كرده و در آیة 256 سورة بقره میفرماید «لا إكراه فی الدین».
كتابهای درسی رژیم صهیونیستی، هجرت شریف پیامبر را «گریختن» میدانند و در مورد معجزه معراج پیامبر و اسراء میگویند: «آن، افسانه و خرافاتی بیش نیست كه اسلام و پیامبرش آن را به وجود آوردهاند و مسلمانان به این دلیل آن را باور دارند كه محمد خود، آن را برای خانواده و یارانش تعریف كرده است». برخی از این كتابها حاوی تصاویری از پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) در جایگاههای مختلف است كه شایستة شأن پیامبری نیست و به هیچ وجه به عقاید و احساسات مسلمانان احترام نگذاشتهاند.8
برخی از این كتابها به ذكر برخی عادات و خصال برای پیامبر میپردازند كه حاوی صفات منفی است و پیامبر را شخصی كه در بیداری غرق خواب است، و شخصیتی جنگجو و مخترع دین اسلام، توصیف میكنند و به گونهای ایشان را به تصویر میكشند كه گویی ایشان به دور از فروتنی، تسامح، بخشش، پارسایی و سادهزیستی بوده؛ صفاتی كه ایشان و دیگر پیامبران با آن شناخته میشدند.9
برخی از این كتابها تلاش میكنند جایگاه پیامبر اسلام(ص) را به عنوان یك پیامبر پایین بیاورند و ایشان را به گونهای به تصویر میكشند كه گویی دعوت ایشان دنیوی بوده نه دینی. برخی از این كتابها، اینگونه بیان میكنند كه پیامبر با خلفا همانند كسانی شبیه به كارمندان یك سیستم حكومتی كه مقام نماینده یا كارگزار، رئیس دارند، برخورد میكرد و البته این نكته به طور كامل عاری از حقیقت است.
با تجزیه و تحلیل این متون همچنین مشاهده میشود كه این كتابها قصد دارند ذهنیت و تفكر دانشآموزان یهودی را به سمت و سوی خاصی بكشانند و به آنها موضعگیری خاصی را القاء كنند و آن تثبیت واقعیتی است كه یهودیان از آغاز برانگیخته شدن پیامبر، آن را به عمل درآوردند و آن واقعیت چیزی جز، به رسمیت نشناختن محمد(ص) به عنوان پیامبر و فرستاده خداوند نبود و آنها میخواستند بگویند دین اسلام، چیزی جز اندیشهها و مفاهیمی كه محمد از یهودیان و مسیحیان گرفته نیست، آنها میگفتند محمد آن مفاهیم را از آنان گرفته و به صورتی كه عربها آن را بفهمند، برای آنان بیان كرده است.10 این كتابها، فراموش كردهاند كه قرآن تصدیق كننده تورات و انجیل است.
3. نگرش آنها به قرآن: مطالعه و بررسی كتابهای درسی رژیم صهیونیستی نشان داد كه مؤلفان قصد القای مفهوم مقدس نبودن قرآن كریم به دانشآموزان را دارند. این كتابها، قرآن را ساخته و پرداخته و بافتة ذهن محمد(ص) میداند و میگویند بیشتر مطالب قرآن در كتابهای دینی یهودیان آمده است. برخی از این كتابها زبان قرآن را همان زبان تورات میدانند و میگویند قرآن برگرفته از تورات است. قرآن كریم ـ بنابر گمان برخی از كتابهای درسی رژیم صهیونیستی ـ كتابی است كه حاوی تعدادی پیشبینی و پیشگویی در مورد آینده است. در چارچوب این تصور نادرست، برخی از این كتابها اشاره میكنند كه محمد قرآن را از آسمان پس از معراج رفتن و در حادثة اسراء، فرود آورده است. محمد از قدس به آسمان عروج كرد و قرآن را از آنجا نازل كرد. آنها با این مطالب، میخواهند این حقیقت را كه قرآن با وحی الهی بر پیامبر فرو فرستاده شده، انكار كنند. برخی از كتابهای درسی رژیم صهیونیستی، برای بیان عناصر تشكیلدهنده دین اسلام و كلمات و عبارات اسلامی، از عبارات و كلمات دینی یهودی استفاده میكنند: آنها قرآن را تورات محمد به شمار میآورند و احادیث نبوی و سنت را تورات شفاهی میدانند كه قرآن را كامل میكند. این در حالی است كه اسلام، اصل آزادی ادیان را محترم میشمارد و دین یهودیت و مسیحیت را تصدیق میكند و آن را آسمانی و الهی میداند. امّا آنها به هیچ وجه عقاید و احساسات مسلمانان احترام نمیگذارند.11
4. اصول دین اسلام: با تجزیه و تحلیل كتابهای درسی آموزش عمومی و مدارس دینی رژیم صهیونیستی به این نتیجه میرسیم كه این كتابها در پی بد و نادرست جلوه دادن آداب و مناسك اسلامی در حال حاضر هستند و آن آداب و مراسم را عادت بتپرستی كهن میدانند كه پیامبر با اندك تغییراتی، آن را به صورت كنونی درآورده است. بنابر گمان این كتابها، اصول دین اسلام را پیروان این دین تعیین كردهاند و از جانب خداوند مشخص و تعیین نشده است. این كتابها باورهای دین یهودی را با باورها و اعتقادات دین اسلام با طرح این شبهه كه پیامبر از یهودیان، مسیحیان در طی سفرهایش تأثیر پذیرفته است، خلط كردهاند.12 این كتابها، آیات قرآنی مربوط به اصول دین اسلام را نادیده گرفتهاند.
این كتابها، سعی میكنند دین اسلام را نسخة تغییر و تعدیل یافتة دین یهودیت و آداب و مراسم آن را برگرفته از تورات بدانند و میگویند: محمد تلاش طاقتفرسایی برای مطابقت دادن دین خود با دین یهودیت و همسو كردن با آن انجام داده است. از نظر آنها محمد(ص) به پیروانش دستور داده روزة روز بخشش یهودیان را بگیرند و به سوی قدس نماز بخوانند و زمانی كه او با مقاومت یهودیان در مقابل دین او مواجه شد، دست از تقلید آداب و مناسك دین یهودی برداشت و به پیروانش دستور داد ماه رمضان را روزه بگیرند و در آن ماه، نماز زیادی بخوانند و بسیار صدقه بدهند و سه روز پس از پایان ماه جشن بگیرند، این در حالی است كه عید فطر تنها یك روز است. این كتابها تصور میكنند هدف از این كار، پوشاندن لغزشها، خطاها و گناهانی است كه در این ماه مردم مرتكب آن شدهاند.12 البته این سخنان با اجماع نظر دانشمندان مسلمان در مورد روزه ماه رمضان منافات دارد، زیرا دانشمندان و علمای مسلمان. ماه رمضان را یك عبادت دینی و روحی میدانند كه در آن با مستمندان و تهیدستان اعلام همبستگی میكنند. این كتابها تصور میكنند كه محمد به پیروانش دستور داده تا زمان نماز پایان هفته را از روز شنبه به روز جمعه، تغییر دهند. این كتابها، همچنین حاوی اطلاعات نادرستی از حج است. از جمله اینكه قربانی كشتن، مراسمی است كه با آن مراسم حج پایان مییابد. این كتابها بیان میكنند كه محمد یك متن دینی جدید آماده كرد كه با این عقیده جدید همسو است و لغو یك عادت قدیمی مانند حج برای او بسیار دشوار بود، عادتی كه در جای جای شبه جزیرة عربستان رایج بود و مردم در زمان بتپرستی آن را انجام میدادند. به همین دلیل بود كه آن مراسم قدیمی بتپرستی (حج) تغییری نكرد، هرچند مراسم جدیدی به آن اضافه شد.13 حال این سؤال پیش میآید كه چگونه برچیدن یك عادت بتپرستانة قدیمی و كهن برای پیامبر اسلام(ص) دشوار بود، در حالی كه ایشان بتپرستی را به طور كلی از میان برداشت.
5. جهاد: با تحلیل و تجزیه محتوای كتابهای درسی رژیم صهیونیستی، متوجه میشویم كه آنها میان جهاد و خشونت تفاوتی قائل نیستند، بلكه آنها گاهی اوقات، تلاش میكنند جهاد را نوعی خشونت و اشغالگری و تجاوز بدانند. در این كتابها نوشته شده است كه مشاركت در امر جهاد واجب است و این یكی از سفارشهای اكید و اصلی دین اسلام است. مؤلفان این كتابها، تصور میكنند جهاد، اصلی است كه به پنج اصل دیگر دین اسلام اضافه میشود به همین دلیل هر دست به این جنگ مقدس نزند، گناهكار است. این كتابها حاوی برخی مفاهیم نادرست در مورد جهاد است، از جمله اینكه، هر كس به جنگ و جهاد بپردازد، ثروت و ستایش نصیب او خواهد شد و جنگجویی كه در این جنگ مقدس، جانش را از دست میدهد، شهید (قدّیس) نامیده میشود.15 زیرا در راه خدا جانش را داده است. مشاهده میشود كه در بیان این مطالب، از كلمات و عبارتها و اصطلاحات برگرفته از میراث دینی یهودی و مسیحی استفاده شده است؛ مانند كلمة «قدّیس». همچنین، مشاهده میشود كه مؤلفان این كتابها معنی اصلی و درست جهاد در اسلام را نادیده گرفتهاند. از جمله اینكه جهاد، تنها برای دفاع از خود بوده است و دفاع، در قوانین بینالمللی جدید نیز جایز و قانونی به شمار میآید. امّا آیاتی كه به مسلمانان دستور میدهد به جنگ با دیگران بپردازند، باید در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گیرند و به طور كلی، علت این دستورها، پاسخگویی به حملات و تجاوزات دیگران بوده است.
6. تروریسم: در این كتابها، مطالبی آمده كه تأكید میكند میان اسلام و مسلمانان و خشونت، رابطة تنگاتنگی وجود دارد و البته این خود، مقدمهای است برای ربط دادن اسلام و مسلمانان به تروریسم. آنها این كار را از طریق بد و نادرست جلوه دادن مفهوم جهاد از یك سو و معرفی كردن فتوحات اسلامی به عنوان اعمال خشونتآمیز و شبه ترور، انجام دادهاند. آنها دین اسلام را دین شمشیر دانسته و مقاومت در مقابل اشغال اسرائیلیها را با این مسئله در هم آمیخته و این مقاومت را دستاویزی برای القای این مطلب كه اسلام دین خشونت است، قرار دادهاند.16
همچنین، این كتابها، حاوی مطالبی در مورد فتوحات اسلامی است و آن را نشانگر روحیة دشمنی و جنگطلبی و خشونت عربها دانسته است. در یكی از این كتابها، این مطلب آمده است: «خلفا كه همان جانشینان محمد بودند، از روحیة جنگطلبی و خشونت عربها برای مقابله با كافران موجود در خارج از شبه جزیرة عربستان، استفاده كردند و عربها را به جنگ امپراتوری ایران و مسیحیانی كه در امپراتوری بیزانس سكونت داشتند، روانه كردند.17
با مطالعة كتب تاریخی و سیرة نبوی، متوجه میشویم كه جنگ ضد بیزانسیها، جنگی پیشگیرانه بوده است؛ زیرا هنگامی كه پیامبر اسلام(ص) نامههایی برای امپراتور بیزانس و برخی از فرمانروایان فرستاد و آنها را دعوت به پذیرش دین اسلام كرد، امپراتور بیزانس، با تهدید پاسخ این نامه را داد و گفت مسلمانان را از بین میبرد، امّا فرمانروایان مصر و حبشه، نه پاسخ مثبت دادند و نه پاسخ منفی و نه كسی را تهدید كردند و به همین دلیل بود كه پیامبر(ص) دست به یك جنگ پیشگیرانه برضدّ آنها زد.
علی بن صالخ الخبتی
ماهنامه موعود شماره 98
پینوشتها در دفتر مجله موجود است.
تبلیغات
مدیر : 