گروه خبرنگاران افتخاری / محمد دریابان: «محمدالمشاط» آخرین سفیر صدام در آمریكا هم اكنون در كانادا به سر می‌برد. وی در یك سال گذشته در چند گفت‌وگوی تلویزیونی و مطبوعاتی گوشه‌هایی از جنایات و خیانت‌های صدام و سال‌ها زمام‌داری بعثی‌ها را افشا و اظهار كرده است: خرمشهر برای صدام كلیدی‌ترین نقطه جنگ به شمار می‌رفت.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا) در خرمشهر، گفت‌وگوی منتشر نشده‌ای از این دیپلمات سابق رژیم صدام با دو تن از پژوهشگران عرب در خصوص جنگ تحمیلی به ابعاد مختلفی درباره نبرد و تجاوز صدامیان به ایران اسلامی می‌پردازد.

المشاط بخش مهمی از این گفت‌وگو را به آغاز و پایان جنگ، دلایل حمله صدام به ایران و جایگاه خرمشهر در استراتژی تهاجم دیكتاتور معدوم عراق اختصاص می‌دهد.

وی می‌گوید: روی كارآمدن صدام به عنوان قدرت اول عراق پس از كنار گذاردن احمد حسن البكر كه در یك كودتای بدون خونریزی رخ داد همزمان با پایان كار شاه ایران و پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود. صدام مدت‌ها منتظر این فرصت بود او با اتكا به قدرت جهنمی خود در داخل عراق و پاكسازی وسیع مخالفانش، همه حواس خود را متوجه این كرد كه سردار بلامنازع اعراب شود و سپس به تصفیه حساب با ایران بپردازد او در درون شخصیت خود نفرت از ایرانی‌ها را كه از دایی‌اش به صدام منتقل شده بود و همزمان با سال‌های حكومت عبدالكریم قاسم در عراق نیز تبلیغ می‌شد پرورش می‌داد. او قرارداد 1975 الجزایر را مظهر خفت برای عراقی‌ها برمی‌شمرد و بر سیادت عراق بر تمام اروند و دو بخش‌هایی از استان خوزستان ایران تأكید می‌كرد.

المشاط تصریح می‌كند: بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران صدام فضا را برای عملی كردن اقدامات خود آغاز كرد. به ویژه اینكه تعدادی از نظامیان و وابستگان حكومت پهلوی نیز به این رژیم پناهنده شده بود، همچنین وقوع انقلاب در ایران و عدم تمركز دولت مركزی بر مناطق گسترده مرزی ایران با عراق این امكان را فراهم می‌كرد كه صدام بتواند نیات خود را در ایران دنبال كند اگرچه او متوجه بود كه باید مراقبت قدرت‌های جهانی نیز باشد به ویژه آمریكا برای او بسیار مهم بود. او از این مطلب هم ترس داشت كه آمریكایی‌ها را نیز در بدو قدرتش عصبانی كند.پس منتظر ماند تا زمان مناسب فرا برسد.

سفیر صدام در آمریكا ادامه می‌دهد: برابر شهادت نزدیكان صدام و برخی از افسران بلند پایه ارتش عراق او در جلسات مهم و ویژه‌ای كه برگزار می‌كرد و متوجه ایران بود بر دو نكته بسیار تأكید می‌كرد اول خوزستان، دوم اروند رود و خرمشهر، سپس دستور داد تا دوباره عوامل داخلی حزب بعث در خوزستان تجهیز شوند در نتیجه گروه‌هایی مانند چهارشنبه سیاه و خلق عرب با حمایت مستقیم صدام در خوزستان شكل گرفتند ما به آنها سلاح و مهمات می‌دادیم و به نام اعراب در خوزستان بمب‌گذاری و عملیات تروریستی انجام می‌گرفت این اقدامات در شهرهای اهواز، آبادان و خرمشهر با كشتار مردم و حمله به تأسیسات نفتی ایران دنبال شد.

وی اظهار می‌كند: در مناطق مرزی ایران با استان بصره از جمله جزیره مینو، سلاح و پول برای خرابكاری فرستاده شد حتی در آشوب‌های سال 1358 در خرمشهر تعدادی از افسران بعثی از كشورهای سودان، سوریه و عراق نیز به این منطقه اعزام شدند كنسولگری عراق و مدرسه عراقی‌ها در خرمشهر به مكانی برای تجهیز این خرابكاری‌ها تبدیل شده بود و وضعیت خرمشهر را ما از همین طریق زیر نظر داشتیم.

 المشاط:
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران صدام فضا را برای عملی كردن اقدامات خود آغاز كرد. به ویژه اینكه تعدادی از نظامیان و وابستگان حكومت پهلوی نیز به این رژیم پناهنده شده بود، همچنین وقوع انقلاب در ایران و عدم تمركز دولت مركزی بر مناطق گسترده مرزی ایران با عراق این امكان را فراهم می‌كرد كه صدام بتواند نیات خود را در ایران دنبال كند

المشاط در ادامه می‌گوید: صدام در جلسه‌ای كه ده ماه قبل از یورش به ایران انجام شد با اشاره به خرمشهر و اهمیت آن می‌گوید تصرف خرمشهر راه گرفتن آبادان و پالایشگاه مهم این شهر را فراهم می‌كند به علاوه ایران را از ساحل اروند محروم و مسیر را برای تصرف اهواز ممكن می‌كند ضمن اینكه تصرف این دو شهر مهم در دنیا موقعیت ایرانی‌ها را تضعیف می‌سازد برهمین اساس او دستور داد برای تصرف خرمشهر ارتش عراق در منطقه القرنه قسمت‌هایی از این شهر را بازسازی نمایند. دو ماه بعد این كار انجام شد و واحدهایی از ارتش عراق این مانورها را برگزار كردند.

وی می‌گوید: بحران گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریكایی در تهران و شدید شدن خصومت دولت وقت آمریكا با ایران به ویژه پس از حمله ناكام نظامی آمریكا به ایران، صدام را در حمله به ایران مصمم‌تر كرد اوضاع سیاسی ایران و ارتش پاكسازی شده ایران و ناآرامی در برخی مناطق این كشور و طرح كودتای نوژه، راه صدام را هموارتر كرد و زمانی كه كارتر رئیس‌جمهور وقت آمریكا این چراغ سبز را به صدام نشان داد، سردار قادسیه ماشین جنگی خود را متوجه ایران ساخت كه مهمترین این حملات متوجه خرمشهر شد.

المشاط اظهار می‌كند: صدام و فرماندهان ارتش او هیچ‌گاه فكر نمی‌كردند در خرمشهر یك ماه به دردسر خواهند افتاد و باید گفت مقاومت مدافعان ایرانی این شهر هدف دستیابی آسان به آبادان و دیگر شهرها و مناطق استان خوزستان ایران را به خطر انداخت و در آینده نیز نشان داد كه آبادان به دلیل پایداری خرمشهر هرگز گشوده نشد.

وی می‌گوید: ارتش عراق دستور داشت شدیدترین خشونت‌ها را در خرمشهر اعمال كند او تأیید كرد بسیاری از كسانی كه در مقابل ارتش صدام در خرمشهر مقاومت كرده و اسیر شده بودند توسط جوخه‌های ارتش عراق اعدام شدند. در نبردهای یك ماه آغاز تجاوز صدام در خرمشهر ارتش بعث به اندازه بیش از یك لشگر دچار آسیب انسانی و امكانات نظامی شد.

المشاط به غارت خرمشهر و جنایات دیگر صدامیان نیز اشاره دارد و می‌گوید: آموزش‌های مهندسی مستشاران نظامی روس در ارتش بعث به ما آموخته بود از خرمشهر یك دژ مستحكم ایجاد كنیم و صدام به واسطه خرمشهر به سران كشورهای عربی فخرفروشی كند. ما وضع هوای خرمشهر و قیمت میوه و تره‌بار در این شهر را از رادیو و تلویزیون عراق اعلام می‌كردیم. اگرچه ایرانی‌ها ماشین جنگی عراق را متوقف كرده بودند.

وی می‌افزاید: بعد از عبور از سال اول جنگ، ایرانی‌ها در جبهه‌ها آرایش هجومی به خود گرفتند حمله گسترده آنان در آغاز بهار سال 1361 كه ده روز جنگ سنگین را در جبهه‌های خوزستان در پی داشت و در پی آن حتی می‌رفت صدام نیز به اسارت ایرانی‌ها در بیاید ضربات سنگینی به ارتش عراق وارد ساخت صدام در این روزها بسیار عصبانی بود. او بستان را در ابتدای زمستان از دست داده بود و از جبهه‌های میانی خوزستان عقب رفته بود. در جبهه‌های شمالی خوزستان ارتش او تقریبا نابود شده بود. آبادان هم كه شش ماه قبل خود را از محاصره ارتش عراق نجات داده بود. همه اینها او را مجاب كرده بود كه هدف بعدی آنها (ایرانی‌ها) خرمشهر خواهد بود.

المشاط می‌گوید: خودم از صدام شنیدم كه از آرایش جنگی ایرانی‌ها در سال 1361 بسیار در تعجب هستم دقیقاً یك ماه پس از حمله (فتح المبین) آنها حمله به خرمشهر را آغاز كردند صدام به همین دلایل خطوط مقدم جبهه خرمشهر را كه به خط الفلوجه مشهور بود را به شدت تقویت كرد و تمام امكانات خود را متوجه این جبهه كرد. اما ایرانی‌ها بسیار سخت بودند جنگجویان ارتش بعث علی‌رغم داشتن كلكسیونی از سلاح‌های مختلف باز هم ناتوان نشان دادند. وقتی صدام در آغاز عملیات بیت‌المقدس، آغاز پیشروی ایرانی‌ها را شنید به ژنرال‌های خود تأكید كرد یا مواضع خود را حفظ كنید و یا خود را مرده حساب كنید.این تهدید در مرحله دوم حمله ایرانی‌ها به خرمشهر اندكی اثر كرد اما ایرانی‌ها دست بردار نبودند. حملات خردكننده آنان پس از گذشت 20 روز نبرد سنگین در بیانان‌های گرم جنوبی خوزستان اكنون آنان را به دروازه‌های خرمشهر رسانده بود. صدام بسیار وحشت كرده بود او هر آنچه را كه در مدت چند روز در آغاز جنگ به دست آورده بود از دست رفته می‌دید.

 آخرین سفیر صدام در آمریكا:
صدام و فرماندهان ارتش او هیچ‌گاه فكر نمی‌كردند در خرمشهر یك ماه به دردسر خواهند افتاد و باید گفت مقاومت مدافعان ایرانی این شهر هدف دستیابی آسان به آبادان و دیگر شهرها و مناطق استان خوزستان ایران را به خطر انداخت و در آینده نیز نشان داد كه آبادان به دلیل پایداری خرمشهر هرگز گشوده نشد

وی ادامه می‌دهد: ارتش او در مقابل تهدیدی جدی قرار گرفته بود او داشت به نقطه یك روز قبل از شروع جنگ یعنی بازگشت به مرزهای بین‌المللی دو كشور باز می‌گشت بدون اینكه امتیازی كسب كند و این امكان نیز بود كه ایرانی‌ها ارتش در حال فرار او را نیز تعقیب كنند.

آخرین سفیر صدام در آمریكا می‌افزاید: وقتی خبر سقوط خرمشهر را به او می‌دهند او دو دست خود را به لبه میز گرفته و با حالتی كه نشان از سرافكندگی است شروع به فحاشی به فرماندهان عراقی و رزمندگان ایرانی می‌كند. او مرتب لب‌های خود را با دندان فشار می‌دهد با مشت آرام بر میز می‌كوبد و مرتبا پاهای خود را به لرزه درمی‌آورد. این وضعیت بیش از 40 دقیقه طول می‌كشد و او سپس به مقصد نامعلومی، دفترش را ترك می‌كند. هیچ كس جرات نزدیك شدن به او را ندارد. حتی فرماندهان بسیار نزدیكش می‌ترسند تا به او نزدیك شوند. صدام این خشم را چند روز بعد در جلسه اهدای مدال به فرماندهان شكست خورده‌اش اینگونه نشان می‌دهد من مردی در این تالار نمی‌بینم بروید سبیل‌های خود را بتراشید، چهره‌های شما همانند زنان است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: جنگ تحمیلی،     | نظرات()