نگاه نهج البلاغه به نوجوانان
نهجالبلاغه یكى از برترین كتابى است كه به اخالقرآن (برادر قرآن) شهرت یافته است. این كتاب «آن چنان بزرگ و با عظمت است كه دست عقول بشر به این آسانى به آن نمىرسد. دلیل آن همین است كه این كتاب تراوش روح با عظمت كسى است كه مظهر اسم اعظم خداوند است، معلّم جبرائیل، قرآن ناطق و بزرگترینِ مفسّران و تربیت شده پیامبر عظیمالشّأن است.»1
سخنان حضرت على علیهالسلام كه نهجالبلاغه بخشى از آن مىباشد، از نظر قواعد ادبى و لفظى و اخلاقى در حدّ معجزه است و تا كنون هیچ كلام بشرى به پاى آن نرسیده و با آن برابرى ننموده است. ابن ابىالحدید معتزلى ـ شارح بزرگ نهجالبلاغه ـ در مقدّمه كتاب خود مىنویسد: «بحق، سخن على علیهالسلام فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق مىباشد.» نهج البلاغه مشحون از مواعظ و حكم آموزنده درباره موضوعات مختلف از جمله «نوجوانان» است كه به كارگیرى آن، مهمترین راهحل جهت تربیت و سعادت مىباشد. ما در بحث «نگاه نهجالبلاغه به نوجوانان» به چند محور اشاره مىكنیم كه عبارتند از: الف: نوجوان و تربیت. ب: نوجوان و عبادت. ج: نوجوان و الگوپذیرى. د: نوجوان و دوستیابى. ه: نوجوان و سیاست. و: نوجوان و گناه. الف) نوجوان و تربیت در تربیت نوجوانان باید به چند اصل تربیتى توجّه نمود؛ از جمله: شناخت مسائل این نسل، توجّه به پایههاى خُلقى این نسل، توجّه به اصل محبت و انس و دوستى با نوجوانان و پرهیز از اعمال قدرت و اجبار. على علیهالسلام به تربیت نفس توجّه ویژهاى دارد و مىفرماید: «اى مردم! خودتان عهدهدار تربیت نفس خویش باشید و آن را از كشیده شدن به طرف هوسها و عادات ناروا باز دارید.»2 و نیز مىفرماید: «زنهار! زنهار! در تربیت و سازندگى خویشتن تلاش كن».3 امام على علیهالسلام به پدران نیز توصیه مىكند: «با فرزندان خود دوست شوید؛ زیرا مودّة الآباء قرابة بین الأبناء؛ دوستى میان پدران سبب خویشاوندى میان فرزندان است».4 و نیز به علت تأثیر خانودهها بر شخصیت نوجوانان، سفارش مىكند: «روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خانوادههاى صالح و خوشسابقه، برقرار ساز».5 امام تأثیر محیط و جامعه را در تربیت فرزندان، به ویژه نوجوانان، گوشزد مىكند و مىفرماید: «واسكن الأمصار العظام فانّها جِماع المسلمین، واحذر منازل الغفلة و الجفاء و قلّة الأعوان على طاعة اللّه؛ در شهرهاى بزرگى كه مركز اجتماع مسلمانان است، مسكن گزین و از محیط و جوامعى كه اهل غفلت و ستمكارى در آنجا هستند و یارانِ مطیع خدا كمتر در آن نواحى یافت مىشوند، بپرهیز.»6 ب) نوجوان و عبادت طرز ارائه مسائل مذهبى به نوجوانان اهمیت بسیارى دارد. امور مذهبى را به گونهاى باید به آنها ارائه داد كه آنها احساس كنند در زندگى روزمره، این امور قابل پیاده شدن است. و باید علم و دین را توأمان به نوجوانان آموخت. «عبادت» مهمترین بخش اصول اسلام مىباشد و در نهجالبلاغه به بندگى خدا و عبادت توجّه و تأكید بیشتر شده است. عبادت اثرات دنیوى بسیارى دارد كه از جمله آن آرامش روانى و سلامت نفس مىباشد. على علیهالسلام مىفرماید: «در تمام امور زندگى خود، خداوند را اطاعت كن؛ زیرا اطاعت از خداوند، بر هر كارى مقدّم است. نفس خود را به سوى عبادت بكشان و با آن مدارا كن.»7 از مهمترین اركان عبادت، نماز و روزه و عمل به قرآن مىباشد. على علیهالسلام توجّه به نماز و روزه و خواندن قرآن را گوشزد فرموده، از جمله: «نماز، گناهان انسان را مىریزد»8، «بهترین وسیله نزدیكى به خداوند، روزه ماه مبارك رمضان است»9 و «حقّ فرزند بر پدر این است كه نام نیكویى براى او انتخاب كند، اخلاق و ادب به او بیاموزد و قرآن را به او آموزش دهد».10 ج) نوجوان و الگوپذیرى «الگوها» در تربیت، تأثیر بسیار زیادى دارد و هر چقدر الگو محبوبتر باشد، تأثیرپذیرى آن نیز بیشتر است. حضرت على علیهالسلام از یك طرف بهترین الگو براى نوجوان و جوان مىباشد، چون امام دوران كودكى و نوجوانى را در كنار پیامبر اكرم صلىاللهعلیهوآله گذراند و رفتار او را براى خود الگو قرار داده است؛ لذا مىفرماید: «پیامبر صلىاللهعلیهوآله مرا از دوران كودكى تحت تربیت خود گرفتند و هر روز یك اخلاق نیكو را به من تعلیم و دستور مىدادند.»11 قرآن كریم به مسلمانان خطاب مىفرماید: «رسول خدا صلىاللهعلیهوآله یك الگو و سرمشق كامل مىباشد.» و حضرت على علیهالسلام و فرزندانش بهترین الگو براى نوجوانان و جوانان مىباشند. از این رو با تبیین سیره زندگى امام مىتوان امام را در تمام مراحل به عنوان الگو انتخاب كرد. باید توجّه نمود افرادى كه در سمت مربّى و معلّم نوجوان مىباشند، الگوى مناسب در تربیتاند و نوجوان آداب زندگى را غالباً از اطرافیان ـ به ویژه مربّیان ـ فرا مىگیرد. پس لازم است آنها خود را با الگوى برتر تطبیق نمایند و نفس خود را اصلاح سازند، و عملاً به تربیت نسل جدید بپردازند. على علیهالسلام مىفرماید: «هر كس كه خودش را در منصب رهبرى مردم قرار دهد، لازم است قبل از تعلیم دیگران، نفس خودش را اصلاح كند.»12 د) نوجوان و دوستیابى نوجوان به داشتن «دوست» احساس نیاز مىكند و از اینرو باید او را در انتخاب دوست یارى نمود. دوست به حدّى در یك نوجوان تأثیر دارد كه او خود را همرنگ دوستش مىكند و حتّى از لباس، رفتار و كلام او تقلید مىنماید. داشتن دوست، نوجوان را از تنهایى كه ممكن است افسردگى و انزوا را در برداشته باشد، مىرهاند. امام على علیهالسلام در نهجالبلاغه به یافتن «دوستان خوب» اشاره مىفرماید و تأكید دارد كه: دوستان را ابتدا مورد آزمایش و امتحان قرار دهید و وقتى دوستى را خوب یافتید، او را از دست ندهید. امام علیهالسلام مىفرماید: «عاجزترین مردم كسى است كه از به دست آوردن دوست، ناتوان باشد و از او عاجزتر كسى است كه دوستانِ به دست آورده را ترك گوید.»13 نوجوان وقتى دوستى را یافت و یا درصدد یافتن دوستانى مىباشد، باید به چند مسأله توجّه نماید: ابتدا اینكه به آراء و افكار دیگران احترام بگذارد و خود، فردى فروتن و متواضع باشد. و دیگر اینكه در دوستى، افراط و تفریط روا ندارد كه ثمره آن، پشیمانى و ثمره دوراندیشى و میانهروى، سلامت و رستگارى است.14 و سوم اینكه راستگو بوده و به عهد خود وفا نماید، چون «هر كس امانتدار نباشد ضرر كرده و به مقصد نمىرسد»15 و چهارم اینكه با دوستانش خوشرو بوده و حُسن خُلق را سرمشق خود قرار دهد. امام على علیهالسلام مىفرماید: «اكرم الحسب حُسن الخلق؛ برترین خویشاوندى، خوشرویى و حُسن خلق است.»16 اما به پیروان خود گوشزد مىفرماید: «از دوستى با افرادى كه ضعیفالعقل و بدعمل هستند، بپرهیز؛ زیرا انسان را با دوستش مىشناسند.»17 و یا مىفرماید: «از رفاقت با كسانى كه افكار و ظاهر اعمالشان ناپسندیده است، برحذر باش؛ چرا كه آدمى به رویّه و روش رفیقش خو مىگیرد و به افكار و اعمال او معتاد مىشود.» ه) نوجوان و سیاست نوجوان و جوان كه پرجمعیتترین بخش هر جامعه ـ بهویژه جهانآسیائى و آفریقائى را تشكیل مىدهد، طبعاً باید با «سیاست» آشنا بوده و نقش برجستهاى در امور ادارى ایفا نماید و نظام سیاسى حاكم نیز با حُسن نیّت، اعتماد این قشر عظیم را به خود جلب سازد. آرى، لازم است با تشكیل جلسات متعدّد، جوانان و نوجوانان را با مسائل سیاسى آشنا كرده و نقش قدرتهاى سلطهگر را به آنها گوشزد نمود و آنها را آزاده بار آورد. حضرت در اینباره مىفرماید: «بنده دیگران مباش، خداوند تو را آزاد آفریده است.»18 و) نوجوان و گناه على علیهالسلام دوران نوجوانى را از سه جهت بسیار حسّاس بیان مىكند: اوّل اینكه قلب نوجوان مانند زمین، خالى و مساعد است كه هرچه در آن بكارى همان درو مىكنى: «انّما قلب الحدث كالأرض الخالیة مهما اُلقى فیها من كلّ شىء قبلته»19 و دوم اینكه دوران نوجوانى را زودگذر مىداند و گوشزد مىفرماید سریعاً آن را دریابید: «بادر شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك»20 سوم اینكه شیطان در این زمان به نوجوان زیاد روى مىآورد و لازم است براى آن پناهگاه خوبى در نظر گرفت كه بهترین پناهگاه، قرآن كریم، ائمه علیهمالسلام و ادعیه مىباشد و گرنه، گناه انسان را در دنیا و آخرت رسوا مىسازد و بركت را از مال او برمىدارد و ناراحتىهاى روانى را نصیبش مىسازد. از نظر على علیهالسلام هر گناهى در زندگى، آثار سوئى دارد، مثلاً: دروغ، ایمان را از انسان دور مىكند21؛ فحش و بدزبانى، زهد را دور مىسازد و سخنچینى، رابطه دوستى را از بین مىبرد.22
تبلیغات
مدیر : 