آرمان شهر منتظران
اشاره:
تا جایی كه در تاریخ درج شده، هیچگاه انسان از اندیشه و رؤیای بهزیستن فارغ نبوده و همیشه نگاه او برای رسیدن به آیندهای بهتر و آسودهتر، به دوردستها بوده است. آنچه در این مجال در پی آن هستیم یافتن نسبت و ارتباط موضوع مهدویت و ظهور امام زمان(ع) با اندیشة مدینة فاضله است، و به واقع میخواهیم بدانیم مؤلّفههای تمدن و مدنیّتی كه پس از ظهور امام زمان(ع) تشكّل مییابد، كدام است؟
ویژگیهای آرمان شهر در عصر ظهور
1. مدینة عدل
عدالت، واژهای غریب نیست امّا حقیقتی قریب هم نیست. سدهها و هزارههای بسیاری است كه بشر با این رؤیا روز و شب كرده لیكن جز زور و اختناق و ظلم و بیداد نصیبی نبرده است.
امّا میدانیم، هرچه بر شمارة اوراق تاریخ افزون گردد، از شمارة انتظارمان خواهد كاست و این، همان چراغ امیدی است كه قرنهاست در دل انسانها به عشق آمدن آن منجی، روشن و افزون است. به عشق او، كه نامش «عدل» است:
السلام علی العدل المشتهر.
كلامش عدل است و راهش عدل. او كه حكومتش، حكومت عدالت است و این گمشدة بشریت را در فرجام تاریخ به او باز خواهد گرداند.
در خصوصیات قیام و حكومت امام زمان(ع) هیچ ویژگی به اندازة عدالت و قسط روشنی و نما ندارد و این نشان از برجستگی این مهم در سازمان مدینة فاضلة اسلامی در دوران ظهور دارد.
نام «عدل» كه بر آن مولا نهادهاند، در واقع ترجمان كامل رسالت اوست.
نویسندة مكیالالمكارم، در اثر شریف خود، در این رابطه چنین مینویسد:
عدالت، آشكارترین صفات نیك آن امام است. برای همین [آن بزرگوار] در دعای شبهای رمضان، «عدل» نامیده شده است:
خداوندا به ولی امر خود كه قیام كننده و ... و عدل مورد انتظار همه است، درود فرست.1
و در جای دیگر، همین عنوان را به گونهای دیگر مییابیم:
اوّل العدل و آخره2.
السّلام علی القائم المنتظر و العدل المشتهر.3
در مدینة فاضلة اسلامی و در بستر ظهور آن منجی نیز، همه جا سخن از عدالت و قسط است. سخن از لبریز شدن زمین از عدل و داد است. دامنة عدالت او تا اقصی نقاط منزل و زوایای ناپیدای جامعه گسترده است حتی عدالت و دادگری همچون گرما و سرما در درون خانههای مردمان نفوذ میكند و مأمن وجود آنان را سامان میبخشد؛4 و در روایات ظهور، عدالت چنان عطشبرانگیز و سیریناپذیر و فراموشنشدنی ترسیم گردیده است كه انسان را در این گمان میافكند كه اصولاً جهان برای رسیدن به این نقطه و فرجام، باقی مانده است و برنامه و تنظیم متعمّدانة الهی بر این است كه آخرین سطور تاریخ، با برگهای دادخواهی به انجام رسد و خداوند چنان بر این مهم تأكید دارد كه اگر حتی یك روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، او آن را چنان طولانی خواهد كرد5 تا آن رؤیای موعود مردمان از راه رسد و درخت عدالت را بر ضمیر آگاه تشنگان بكارد و جامعة بشری را با آن گمشدة خویش رو به رو سازد. زمین را از عدل و قسط سیراب كند و آن قدر بر بادة عدالت بیافزاید كه جان آدمیان از آن مدهوش گردد.
در سایة این عدالت، هیچ انسانی در قید بندگی و بردگی باقی نمیماند.6 حقوق به یغما رفتة انسانها به آنها بازمیگردد.7 بندهای پیدا و ناپیدای بندگی از سر و گردن انسانها بازمیگردد و زمینة استثمار انسان از انسان به كلی برچیده میشود.8
كارگزاران ظلم و بیداد، مورد بازخواست قرار میگیرند. قاضیان و حاكمان خلافكار، از مسئولیت خویش، عزل میشوند و زمین، از هر نوع خیانت و نادرستی پاك میگردد.9
گردنكشان و مستكبران در هم كوبیده میشوند و محرومان و مستضعفان در استرجاع حق خویش كامیاب میگردند.10 دیگر نالة هیچ مظلومی در گلو خفه نمیگردد، اشك و آه دلسوختهای بلند نمیگردد، هیچ انسانی گرسنه سر بر بالین نمیگذارد و هیچ محرومی با كینه و دغدغة ناامنی، روزگار سپری نمیكند.
اینها افسانه نیست بلكه به راستی تمام آن چیزی است كه بر ما وعده دادهاند و ما را در انتظار آن به برترین عبادت فرا خواندهاند كه انتظار آمدن او انتظار گامهای عدالت است.
. مدینة رفاه
مدینة فاضلة اسلامی، مدینة رفاه و آسایش همگانی است. رفاه و تنعم بدانسان كه دیگر نیازمند و صاحب حاجتی در سطح جامعه یافت نمیشود. یك دلیل مهم بر این امر، توزیع عادلانة ثروتها و منابع است. در شهر عدالت كه حقوق انسانها محور توجه و برنامهریزی است، بالطبع بذر این توجه محصولی چون رفاه و برخورداری همگانی از مواهب الهی در پی خواهد داشت. هم در تعالیم دینی و هم در آموزههای علمی و تجربی بشر، به روشنی، به این واقعیت راه بردهایم كه در صورتی جامعه از غنا و بهرهمندی عمومی سرشار خواهد گشت كه پیشاپیش از عدالت سیراب گردیده باشد و مشكل كشورها در حال حاضر و در قرون و اعصار متمادی، كمبود منابع و مواهب طبیعی بر گسترة خاك نبوده، بلكه توزیع ناعادلانة آنها بوده است.
آنچه در روایات ظهور در این خصوص آمده است، نشان میدهد كه خواستها و آرزوهای مادی انسان، در جدول توجهات آرمانشهر اسلامی، نه تنها از یاد برده نشده، بلكه حتی در صدر توجه و عنایت قرار گرفته است و انسانها، به دلیل داشتن چنین خواستهایی، نه تنها مورد نكوهش قرار نگرفتهاند، بلكه بر توجه خداوند در پاسخ به این خواهشها تأكید فراوان رفته است.
پیامبر گرامی خدا(ص) میفرماید:
در امت من، مهدی قیام كند... و در زمان او، مردم به چنان نعمت و برخورداری و رفاه دست یابند كه در هیچ زمانی دست نیافته باشند. [و این رفاه شامل تمامی انسانها خواهد بود] چه نیكوكار و چه بدكار. آسمان مكرر بر آنان ببارد [كنایه از وفور مواهب طبیعی] و زمین چیزی از روییدنیهای خود را پنهان نسازد.11
در روایات دیگر، سخن از كثرت مال12، وفور نعمت، بارانهای پی در پی، سبكباری و رهایی از بارهای سنگین زندگی، آسودگی از رنج طلب كردن و نیافتن، سخن از ادای قرض تمام مقروضان و ادای دین تمام صاحبان دین است؛ سخن از بینیازی تمام انسانهاست و سخن از بذل و بخشش امام(ع) بر همگان است به طوری كه از طلب مال و بخشش دیگران بینیاز گردند. در آنجا سخن از عمران و آبادی تمام عرصة خاك است، به گونهای كه چون آن حضرت قیام كند همة خرابیها را آباد كند،13 تمامی سطح زمین را از سرسبزی و نشاط و طراوت بپوشاند،14 گنجها و معادن زمین، همگی مورد استخراج قرار گیرند و زمین، آنچه را كه در درون مخفی داشته، برای رفاه و آسایش انسانها به دست او خواهد سپرد.15
3. مدینة امن اسلام
به اعتقاد روانشناسان از مهمترین نیازهای اساسی بشر كه در هرم نیازهای وی جایگاه ویژهای دارد، نیاز به امنیت است. البته این نیاز در ابعاد مختلفی تجلی مییابد؛ امنیت اخلاقی، امنیت اقتصادی، امنیت حقوقی، امنیت اجتماعی و خانوادگی و ... آنچه از حجم زیادی از روایات ظهور برمیآید، نشان میدهد كه مدینة فاضلة اسلامی، شهر امن و سلام است، آن هم امنیت در معنای واقعی و در تمامی ابعاد آن. در روایتی از امام صادق(ع) در تفسیر آیة شریفه:
خدا به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كردهاند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمین جانشین [خود] قرار دهد... و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند.16
میفرماید:
[این آیه] در مورد قائم و یارانش نازل شده است.17
یعنی انسانها در آن موعد شریف است كه میتوانند، با قلبی آسوده و فارغ از هرگونه دغدغة اقتصادی، حقوقی، اخلاقی و اجتماعی، سر بر بالین آرامش بگذارند و زندگانی دنیا را دور از خطرهای دلهرهآمیز همیشگی ببینند. بنابراین گردنههای پرخطر و پرنشیبی كه در زندگی هر انسان به واسطة روابط نادرست حاكم در اجتماع پدید میآید، در آرمانشهر اسلامی جایگاهی ندارد. این نیز سعادتی است زمینی در یك شهر آرمانی و آسمانی.
4. مدینة تربیت
پیش از این یادآور شدیم كه تمدن غرب اساس پیشرفت خویش را بر مبنای توجه به انسان پایهگذاری كرده و انسان محوری و انسانمداری، جزء نرمافزارهای اساسی در پیشرفت غرب محسوب میگردد امّا همان انسان كه مقصود و غایت پیشرفت تلقی شده، در تمامیت وجودیاش، در این تمدن فراموش شده و بحران تمدن غرب، در ابعاد مختلف اخلاقی، اجتماعی و تربیتی آن، مؤید این غفلت و ناكامی است. انسانی كه فقط از یك سو نظاره شد و تنها ابعاد مادی او، در محاسبه آمد؛ انسانی كاریكاتوری و ابتر است كه بالطبع نمیتوان او را در عالم خارج انسان نامید و مشكل غرب در همین سوء تفاهم كوچك است!
چندین قرن است كه برای آسایش تن، هر چه فرمول اقتصادی و سیاسی به یاد داشتهاند و هرچه امكانات عملی و تكنیكی در اختیار داشتهاند به استخدام درآوردهاند تا شاید بتوانند آسایش این جهانی انسان را به او بازگردانند؛ حال آنكه او پس از این همه تلاش، هیچگونه آرامشی در خود نمییابد، جهان را تنگ و تاریك و سرد میبیند و در آن احساس حقارت و پوچی میكند و این جریان، به اعتقاد منتقدان درون این نظام، جز به نابودی انسان نمیانجامد18 و این آن چیزی است كه باید آن را انسانمداری واژگونه یا انسانگرایی نسیانگرانه نامید.
امّا در آرمانشهر اسلامی، همانگونه كه ترسیم كردیم، فقط سخن از آسایش تن نیست. فقط سخن از وفور ثروت و رفاه مادی نیست. در تصویر مهندسان این مدینه، انسان فقط تن نیست، بلكه موجودی است دارای ابعاد مختلف كه تكامل و رشد او در گرو رشد متوازن تمامی آن ابعاد است و آن بهشت زمینی تحقّق نمییابد، مگر آنكه بارقهای از آسمان نیز در آن حلول كند. تربیت و پژوهش روح انسانها و توجه به اخلاق و فضایل روحی كه از اساسیترین برنامههای ظهور است، در همین راستا معنی مییابد. مدینة فاضله، در عین حالی كه شهر عدالت است، شهر رفاه است و شهر امنیت. در عین حالی كه شهر تربیت است، شهر سجایا و فضایل انسانی است. در آن محیط، انسانهای صالح تربیت مییابند تا جامعهای آرمانی و صالح بنا سازند. در آنجا، در كنار دستیابی انسانها به غنای مالی، از غنای قلبی و روحی بهرهمند میگردند.19 و در كنار اتمام نعمت و وفور ثروت، به اكمال اخلاق و فضیلتهای انسانی راه مییابند.20 كینههای اخلاقی از قلبها ریشهكن میگردد21 و دروغ و تزویر و نامردمی، در روابط اجتماعی، جای خود را به یكرویی و یكرنگی میبخشد و به واقع در چنین بستری است كه رفاه و عدالت و امنیت نیز معنا، مفهوم و حقیقت خویش را باز مییابند و جز با این نگرش همهجانبه به انسان و در كنار هم چیدن اجزای حقیقی او در برابر هم، نمیتوان به تعبیر رؤیای همیشگی انسان در تأسیس آرمانشهر انسانی پرداخت.
5. مدینة علم
دورة ظهور، دوران گسترش علم و دانایی است و مدینة فاضلة اسلامی، مدینةالعلم است. با آمدن آن منجی حقیقی همانگونه كه ظلم و بیداد جای خود را به عدل و دادگری میسپارد و همانگونه كه نابسامانیهای مختلف اجتماعی به سامان میگراید، به همان ترتیب نیز دانایی و فرزانگی جانشین جهل و نادانی میگردد و جهان از نور عقل و دانش آكنده میگردد.22
او میآید تا همانطور كه جهان را لبریز از عدالت میسازد، از دانایی و فرزانگی نیز سیراب سازد. نیروهای عقلانی مردم را تمركز بخشد و خردها و دریافتهای آنان را به كمال رساند.23 علوم و دانشهایی كه در طول اعصار و قرون در پشت پردهها، مكنون مانده، پراكنده سازد و مرزهای دانایی و یادگیری را تا سراپردة منازل و تا اعماق وجود تك تك انسانها، اعم از زن و مرد، گسترش بخشد.24
6. مدینة مستضعفان
از ویژگیهای مهم عصر ظهور جابجایی قدرت و تغییر در ساختار آن است. حكومت در مدینة فاضله، مدافع مردم محروم و مستضعف جامعه است. آنان كه پیش از ظهور، بار سنگین فقر و بیچارگی و نامردمی را تحمل كردهاند و اكنون در راستای اجرای عدالت باید به حق مسلّم خویش در وراثت و پیشوایی زمین دست یابند.25
آنچه گذشت، برجستهترین ویژگیهای مدینة موعود در عصر ظهور است كه میتوان در فرصتهای بلندتر، بر شمار عناوین اصلی و به زیرمجموعههای آنها افزود، لیكن در این مجال، به همین مختصر بسنده میكنیم.
نتیجه
مشاهده كردیم كه ما در اندیشة جامع دینی بر یگانگی دنیا و آخرت و جسم و جان انگشت تأكید مینهیم و جایگاه و احكام این امور را از هم تفكیك نمیسازیم. به انسان به عنوان یك واحد حقیقی نظر داریم و در هر طرح و برنامه رشد موازی و متوازن او را پی میجوییم. در مدینة فاضلة اسلامی در سرلوحة طرح و برنامة آسمانی آن با كمال شگفتی با یك آرزوی زمینی رو به رو میشویم، با عدالت و در كنار آن رفاه و آسایش و امنیت و برخورداری از مواهب طبیعی.
تعالیم دینی در زندگی زمینی ما مصرّانه ادعای دخالت و تصمیمگیری دارند و آرزوهای زمینی ما به طور جدّی، مورد توجه آنهاست. امّا این همه را در مصاحبت با دیگر ابعاد وجودی انسان میطلبند. بر این اساس است كه مدینه فاضلة اسلامی، علاوه بر این كه مدینة عدالت، رفاه و امنیت است، مدینة علم، عقلانیت، تربیت و انسانپروری نیز هست. یعنی همان عناصری كه نبود آنها در تفكر لائیك غربی، باعث به وجود آمدن بحران جدید تمدن غرب گشته است و این تمدن را به رغم پیشرفتهای چشمگیر مادی در مسیر تحقق سعادت انسانی ناكام گذارده است.
در انتهای نوشتار تأكید میكنیم كه در بحث توسعة اسلامی به طور كامل میتوان از ویژگیهایی كه در مورد مدینة فاضلة اسلامی بر شمردهایم، استفاده كرد و اگر چه مطالب عنوان شده، بیشتر جنبة كیفی داشت لیكن میتوان با مشاركت صاحبنظران در زمینههای مختلف ـ به ویژه در زمینة جامعهشناسی و اقتصاد ـ بر ظرفیتهای كمّی آن نیز دست یافت.
ماهنامه موعود شماره 79
پینوشتها:
1. موسوی اصفهانی، میرزا محمد تقی، مكیال المكارم فی فوائد الدعاء للقائم، ص 118.
2. صدوق، محمدبن علی بن الحسین بابویه، كمال الدّین و تمام النّعمه، ص 120.
3. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الزمان.
4. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج 52، ص 362.
5. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، همان، ص 318.
6. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 52، ص 224 و 225.
7. همان، ج 52، ص 57.
8. همان.
9. همان، ج 51، ص 57.
10. سورة قصص (28)، آیة 5.
11. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 51، ص 78.
12. همان، ص 88.
13. صدوق، محمدبن علی بن الحسین ابن بابویه، همان، ص 331.
14. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 10، ص 104.
15. همان.
16. سورة نور (24)، آیة 55.
17. نعمانی، كتاب الغیبة، ص 240.
18. دو پاسكیه، روژه، اسلام و بحران عصر ما، ترجمة دكتر حسن حبیبی، صص 21 ـ 18.
19. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 84، ص 51.
20. همان، ص 123.
21. صافی گلپایگانی، لطفالله، منتخب الأثر، ص 374.
22. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 75، ص 239.
23. حكیمی، محمد، عصر زندگی، ص 223.
24. نعمانی، همان، ص 239.
25. سورة قصص (28)، آیة 5.
تبلیغات
مدیر : 