سیدمجتبی مجاهدیاندر آمد


چندی پیش دانشجویی، پرسشی درباره «عرفان كیهانی» طرح نمود. در پاسخ، مقاله ذیل را تحریر و برایش ارسال كردم. اینك مشروح آن پرسش و پاسخ پیش روی شماست:
پرسش
می خواستم از شما درباره عرفان کیهانی بپرسم. بنیانگذار این عرفان فردی به نام «استاد محمدعلی طاهری» است که دو کتاب با عناوین «عرفان کیهانی(حلقه)» و «انسان از منظری دیگر» دارد. چون می خواستم در این مورد از افراد صاحب نظر بپرسم، می خواهم نظر شما رو در این باره بدانم. چقدر صحت این عرفان را تأیید می کنید؟ آیا اصلا ادعاهای این فرد قابل قبول هست؟ خواهشمندم در این رابطه من را راهنمایی بفرمایید.
پاسخ
دوست عزیز! در ابتدا از اعتماد و حسن ظن شما سپاسگزارم و از بابت دقت نظرتان در پرسش از ماهیت، چیستی و چرایی اینگونه گروه های ناشناخته و محافل معنوی نوپدید، تا دستیابی به حقیقت امر، به شما تبریک می گویم. پرسش شما را در چند بخش پاسخگو خواهم بود:
مدعای عرفان كیهانی
برخی مدعیان فرقه های معنوی نو ظهور و روشنفكران عارف نما، برای تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان، سعی در القای ادعاهای خود با ظواهر موجه علمی دارند؛ مانند انرژی درمانی، فرا درمانی، واژه درمانی، كیهان درمانی و نیز عرفان كیهانی!
آقای محمد علی طاهری، مبلغ عرفان كیهانی، مدعی دستیابی به «شعور كیهانی» است. وی شعور كیهانی را عبارت از لایه محافظ و حلقه ایمنی می داند كه انسان می تواند به سبب ارتباط مستقیم با خداوند، صاحب آن شود و دارنده آن می تواند با استفاده از این لایه، افراد بیمار را درمان كند! هرچند، پیش از این نیز كسانی چون پائولو كوئیلو در كتاب «كیمیاگر» (ص 8) اصطلاح «روح كیهانی» را عنوان كرده بودند، اما طاهری در كلاس عرفانی خود كه پس از واریز كردن مبلغ 50 هزار تومان توسط مرید به حساب او تشكیل می شود(!) می گوید: «انسان موجود پیچیده ای است و درمان او بسیار پیچیده تر، كه نیاز به یك نوع نیروی فوق العاده و یك هوشمندی برتر دارد كه ما اسم آن را «شبكه شعور كیهانی» گذاشته ایم». او با طرح شعور كیهانی و سعی در بهره گیری از آن، مدعی «فرا درمانی» و دستیابی به «طب مكمل» شده و ادعا می كند كه حضرت عیسی (ع) نیز از همین روش در زنده كردن مردگان استفاده كرده بود! او مدعی شفا دادن بیماران لاعلاج و حتی مادرزادی است!
روش فرا درمانی طاهری در سه بخش: «راه دور، راه نزدیك و درمان های كمكی» خلاصه می شود كه مطابق آن، شركت كنندگان می توانند با اسكن كردن (لمس و مالش) فرد درمانگیر (بیمار) به وسیله دست دادن(!) و قرار دادن دست در محل درد، به بیمار كمك كنند! این مهندس مدعی، در كلاس هایش به مریدان القاء می كند: «ما از امشب یك ارتباط از راه دور با هم داریم، یعنی همه شما در یك ساعت مشخص با من ارتباط برقرار می كنید و بُعد مسافت نیز در این ارتباط هیچ معنا و مفهومی ندارد»(!) به این ترتیب طاهری و شاگردانش كلاس هایی تحت عنوان «عرفان كیهانی» در تهران، كرج، همدان، نظر آباد و چند شهر دیگر برگزار كرده و سایت ها و وبلاگ های تبلیغی چندی در فضای مجازی راه اندازی كرده است. تنها کافی است با خواندن گزارش یكی از كلاس های ایشان، پی به آثار سوء اخلاقی و نتایج بد روانی آموزه های این مهندس مدعی بر شاگردانش برد: «وی در یكی از جلسات و آموزش اسكن (تماس و لمس) بیماری ها، از شاگردان خود درباره فعالیت هایشان می پرسد. یكی از خانم های حاضر در جلسه كه آرایش غلیظی داشت، می گوید: استاد، من از اصل غافلگیری استفاده كردم و آزمایش را در مورد یك فرد بیمار (درمان گیر) انجام دادم و درمان گیر پس از اسكن (تماس) دستهایم گفت: تو گذشته مرا جلوی چشمم آوردی و كتفم گرم شده است(!) او می خواست به من حمله كند و به من گفت در گذشته من یك مار بودم و می خواهم تو را گاز بگیرم(!) و سپس عنوان كرد كه تمام دردهایش كم شده است.(خنده حضار)»(ویژنامه كژراهه،ص 9، اسفند 86)

نقد
1. نکته حائز اهمیت آن است که بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، ملاک حقانیت یک ادعا، انطباق آن با سنجه های مورد تأئید «دین» و «عقل» است. دو چشم بینای عقلِ ملازم شرع و نقل (اعم از کتاب و سنت)، محك راستی آزمایی هر ادعایی است. پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) وظیفه مسلمانان را هوشیاری دانسته و بر این نكته پای می فشرند كه حتی آنچه از ما معصومین (ع) نقل می شود را با محک قرآن بسنجید و در صورت عدم انطباق، با تیر آن را بر دل دیوار بدوزید. پس ملاك و میزان در رد و یا قبول یك ادعای معنوی، صرف تأیید و مقدمه زدن فلان آقا بر صورت مكتوب آن نمی تواند باشد.
2. مدعی عرفان كیهانی در اولین گام ناگزیر از پاسخگویی به چند پرسش ساده ذیل است: اولاً) فارغ از راستی آزمایی و سنجش میزان درستی گفته ها و بر فرض صحت ادعاهای علمی، تجربی و پزشکی ایشان، باید بگوید كه اساساً انرژی درمانی، فرا درمانی، طب مكمل، كیهان درمانی و شعور کیهانی چه ربطی به «عرفان» دارند که ترکیب نامأنوس «عرفان كیهانی» را بر آن نهاده اند؟! در خوشبینانه ترین صورت، شاید بتوان اثبات كرد كه این ادعاها، فرایندی پزشکی ـ تجربی برای درمان امراض جسمی و یا روانی بیماران و در جهت تسلط آرامش و تمدد اعصاب درمانگیران و یا در مجموع «نظریه ای روانشناسی» می باشد، اما مگر هر نظریه روانشناسی را می توان عرفان نامید؟! مگر در بستر اسلام و به ویژه در حوزه شفاف تشیع، «عرفان» مفهوم، مراد و تعریف خاص و مشخصی ندارد؟! ثانیاً) آیا می توان عرفان را به صرف دریافت 50 هزار تومان (!) ولو از جنس آن خانم بزك كرده، به دیگران منتقل كرد؟! آیا هر شخصی با پرداخت مبلغی مشخص، مستعد فراگیری و طی طریق عرفانی خواهد شد؟! آیا در طول تاریخ اسلام، عارفان در قبال دریافت پول و اجرت مادی به نشر آموزه های ناب اسلامی و اسرار ناگفته الهی و رموز هستی به دیگران مشغول بوده اند یا اینكه به ظرفیت، زمینه، مرتبه، استعداد، توان، تشرع، تعهد و شوق طالب توجه داشته اند؟! منش و روش اولیاء الله و سلوك بزرگانی كه نام آنها در تاریخ عرفان اسلامی ـ شیعی ثبت است، اینگونه نبوده و نیست! عرفای بالله از دكان داری و تجارت از راه معنویت و سوداگریهای مادی به نام دین و عرفان، مبرّی بوده و اصولا ادعایی نداشته اند كه به مرتبه ای رسیده اند؛
هر كه را اسرار حق آموختند مهر كردند و دهانش دوختند
ثالثاً)آیا می توان با تشكیل كلاس های مختلط، با شركت خانم های جوان، با وضع زننده در كنار پسران چشم دریده، به خدا رسید و با عشوه های زنانه و پزهای روشنفكر مأبانه، روح و روان را صیقل داد؟! مگر طبق آموزه های دینی، همنشین انسان، نشانه ای از وجود انسان نیست؟ آیا سفارشات اكید اولیاء دین بر پرهیز از تشكیل و شركت در مجالسی كه شئونات اسلامی و حیای انسانی، بهایی ندارند، به ما نرسیده اند؟! مگر فقهای عالیقدر شیعه، به عنوان مرزبانان بیدار آئین، مراودات بی پرده و دریده مرد و زن عجنبی را حرام ندانسته اند؟!
3. شبه عرفان های منهای شریعت
الف)بشر همواره در جستجوی پاسخ پرسش های اساسی خود است تا دنیا را برای خود معنادار كند. امروزه واقعیتی به نام «خلاء معنویت» در زندگی انسان مدرن، علی رغم اثبات واقعیت امید بخش عطش شدید انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، آسیب های جدی را نیز با خود به همراه دارد؛ یعنی هم دست افراد، گروه ها و قدرت های فرصت طلب را برای بهره برداری و سوء استفاده از این احساس نیاز معنوی باز می‌ گذارد و هم دلخوشی و تشبث به هر سرابی را برای این انسان تشنه، توجیه می‌كند. در این روزگار، بعضاً نسل تشنه معنویت، نادانسته عطش خود را با سراب‌های عرفان نما فرو می‌نشاند. این مسئله تنها مختص به ایران نیست، بلكه بنا به گزارش میلتون، پركارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، گریبانگیر غرب نیز شده است، آنجا كه می‌نویسد: «بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریكا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست كه درصد كمی از آنها مشتركند.» (حمیدرضا مظاهری سیف، عوامل پیدایش معنویت‌های نوظهور، ماهنامه موعود، ش89)
برای تفنن هم كه باشد، اصطلاح «مدعیان دروغین» یا «عرفان های مدرن» و یا «معنویت های مجازی» را در اینترنت جستجو كنید، تا با انبوهی از آمار، اخبار، افراد و گروه های مدعی، در صفحات سایت‌ها و خبرگزاری‌ها برخورید. بنا بر آخرین گزارش رسمی نیروی انتظامی، «بیش از 50 فرقه و گروه تخدیری به ایران وارد شده كه نیمی از آن‌ها‌ فعال اند و قریب 200 عنوان كتاب تألیف، ترجمه و چاپ و توزیع» كرده اند.(جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، خبرگزاری فارس، 26/6/87.)
ب)تجربه ثابت كرده است كه نتیجه و نهایت شبه مكاتب عرفانی و معنویت های مجازی، تنها یك نوع معنویت گرایی زمینی (نه آسمانی) است؛ یعنی به سمت نوعی از تجربه های شبه معنوی و نهایتاً فراتر از توان انسان معمولی مثل هیپنوتیزم و یوگا و مدیتیشن سوق پیدا می كنند كه در آنها بیش از هر چیز، «فردگرایی افراطی»، «درون گرایی» و تكیه بر استعدادهای درونی بشر، به چشم می خورد نه معنویت و عرفان! در فرهنگ ما بكار گیری لفظ «عرفان»، عرفان اسلامی ـ شیعی با مولفه های خاص آن را تداعی می كند، نه هر نوع گرایش غیر طبیعی را. شبه عرفان های زمینی مانند «عرفان كیهانی» اغلب انسان را به واكاوی درون خود برای دستیابی به انرژی و استعداد ذخیره در آن سفارش می كنند تا او را در دفع مشکلات جسمی و گرفتاری های زندگی و دستیابی به آرامش عمیق، كمك كنند؛ هر چند كه در بیشتر مواقع انسان سرگشته در این اوهام و ادعاها مانند خوانندگان حرفه ای كتاب های «پائلوكوئیلو»، «اشو»، «كریشنامورتی»، «كارلوس كاستاندا» كه نوید بخش آرامش و تعالی هستند، بعد از طی مسافتی، خود به پوچ گرایی معرفت شناختی می رسند؛ چرا كه اساساً این مكاتب در پی پایه ریزی مبانی معرفت شناختی نیستند. پس در واقع می توان گفت که اغلب این مكاتب بیشتر به «نظریه های روان شناسی» شباهت دارند تا عرفان ناب اسلامی با ویژگی های خاص آن. (فصلنامه كتاب نقد، ش 45، زمستان 1386، مقاله های: سحر و جادو در آثار پائولوكوئیلو و آرامش پایدار/ كتاب «آفتاب و سایه ها»، دكتر محمد تقی فعالی)
ج) در یك تقسیم بندی كلی می‌توان اهداف و انگیزه‌ها‌ی مدعیان نحله های شبه عرفانی را به: «انگیزه‌های شخصی» و «اهداف گروهی و تشكیلاتی» (كه اغلب مستقیم و یا غیر مستقیم، دارای رگه‌های وابستگی سیاسی هستند)، تقسیم كرد. می‌توان موارد ذیل را از اهم اهداف و انگیزه‌های مدعیان فرق نوظهور معنوی برشمرد: 1.كسب شهرت و آوازه 2.كسب ثروت و سودجویی از افراد ساده لوح 3.شهوترانی و سوء استفاده جنسی به ویژه با اغفال زنان و جوانان 4.احساس خود برتربینی، خود دیگربینی ـ الینه شدن ـ قدرت طلبی و مرید پروری؛ معمولا این نوع مدعیان، بیماران روانی هستند كه دچار تخیل و توهم شده اند 5.جبران شكست‌های زندگی و پایان دادن به سرخوردگی‌های گذشته و پاسخ به عقده حقارت 6.جبهه گیری و ضدیت با دین، مذهب و نظام اسلامی 7.تشكیل شبكه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر، ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی مانند سرقت، قتل و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی 8.تشكیل شبكه‌های سیاسی ـ امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات‌های خرابكارانه در كشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59)
د) درباب شگردهای جذب مدعیان و مبلغان گروه های مدعی، باید یادآور شد كه آنها، بسته به موقعیت، امكانات و اهداف خود، هم از «روش فردی» ـ چهره به چهره ـ و هم از «روش‌های سازمانی» ـ با تعیین سرگروه‌ها و حلقه‌های رابط ـ به جذب مرید مشغولند. در مجموع روش‌ها و شگردهای تاثیر گذاری این جماعت به قرار ذیل می‌باشند: 1.شناسایی و جذب افراد ساده لوح و زودباور 2.تأمین مایحتاج مریدان و تطمیع جوانان با پول، مواد، مسكن و تأمین اسباب عیش و نوش آنها 3.تشویق جوانان به ارتباطات آزاد جنسی و تن پروری؛ مانند برگزاری جلسات فساد اخلاقی و اردوهای مختلط و توصیه به زنان برای كشف حجاب در مراسمات خود 4.دادن اذكار و اوراد غیر مأثور و ختومات عجیب و غریب و توزیع دستورالعمل‌های غیرشرعی و به ظاهر جذاب 5.چشم بندی، كف بینی، رمالی و انجام امور خارق العاده و یا غیر عادی نما مانند احضار اجنه و تسخیر ارواح 6.ادعاهای گزاف و دروغ پردازی‌های بزرگ مانند: ادعای كرامت و معجزه، ادعای دانستن اسرار و رموز هستی و كشف اسرار و رازهای مگو، تسلط بر علوم غریبه و دانستن خواص حروف و اعداد و جداول 7.خواب سازی و یا تعبیر خواب‌های مریدان به شكل جذاب و دلخواه 8.لفاظی و سخنوری و سوء استفاده از قدرت بیان خود در جذب مخاطب 9.تفسیر به رأی قرآن و منابع مذهبی و بدعت در انجام مناسك دینی و صدور فتواهای من درآوردی مانند خواندن نماز به زبان فارسی و یا ترك كامل آن در مواقع تشخیص مراد 10.انتقال حس شخصیت كاذب به مریدان مانند دادن سفارت و مأموریت‌های خاص به هر مرید 11.ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج 12.ادعای ارتباط و وابستگی به نهادهای حوزوی، قضایی، امنیتی و انتظامی و دیگر مراكز موجه نظام برای جلب اعتماد مریدان 13.ادعای ایصال آسان و بدون زحمت مریدان به مقامات معنوی؛ مثلا تنها با بیعت كردن و دستبوسی و تبعیت بی چون و چرا از مراد 14.نفوذ درNGO‌ها ـ تشكلات غیر دولتی ـ با وعده كمك‌های مادی و دستگیری‌ها‌ی معنوی. (بازخوانی پرونده متمهدین، ماهنامه معارف، شماره 59).
در پایان برای آشنایی بیشتر با «برخی از مولفه های عرفان ناب اسلامی» مطالعه مقاله ای به همین نام در سایت «پرسمان» پیشنهاد می شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: پرسش و پاسخ،     | نظرات()