‌سید عباس‌ موسویان‌

‌از میان‌ شأن‌ نزول‌هایی‌ كه‌ برای‌ این‌ آیات‌ نقل‌ شده، آن‌چه‌ با سیاق‌ آن‌ها تناسب‌ دارد این‌است‌ كه: سران‌ مشركان‌ عرب‌ در آستانة‌ موسم‌ حج‌ به‌ شور پرداختند كه‌ در برابر سؤ‌الات‌ مردمی‌ كه‌ از اطراف‌ به‌ مكه‌ می‌آیند و مطالبی‌ دربارة‌ ظهور پیامبر اسلام6 شنیده‌اند، چه‌ بگویند؟ اگر هر كدام‌ جواب‌ جداگانه‌ای‌ بدهند، اثر منفی‌ خواهد گذاشت، پس‌ باید با وحدت‌ كلمه‌ به‌ مبارزة‌ تبلیغاتی‌ بر ضد پیامبر6 برخیزند. نتیجة‌ گفت‌وگو این‌ شد كه‌ بهتر از همه‌ این‌ است‌ كه‌ بگویید: ساحر است! زیرا یكی‌ از آثار پدیدة‌ سحر، جدایی‌ افكندن‌ میان‌ دو همسر و پدر و فرزند است‌ و پیامبر6 به‌ گمان‌ ایشان، با عرضة‌ آیین‌ اسلام، چنین‌ كاری‌ را انجام‌ داده‌ بود. این‌ سخن‌ به‌ گوش‌ رسول‌ خدا6 رسید. سخت‌ ناراحت‌ شد، غمگین‌ به‌ خانه‌ آمد و در بستر آرمید. پس‌ آیات‌ فوق‌ نازل‌ شد و او را دعوت‌ به‌ قیام‌ و مبارزه‌ كرد.18

تفسیر آیه‌

            ‌در تفسیر آیة‌ «وَ‌لاَ‌ تَمنُن‌ تَستَكثِرُ» بین‌ مفسران‌ اختلاف‌ است‌ و می‌توان‌ نظرات‌ آنان‌ را در نُه‌ معنا جمع‌بندی‌ كرد:

            ‌1 - مقصود این‌ است‌ كه: ای‌ پیامبر! وقتی‌ اوامر الهی‌ را امتثال‌ كردی، یعنی‌ قوم‌ خود را انذار كردی‌ و پروردگار خود را بزرگ‌ شمردی‌ و جامه‌ات‌ را تطهیر كردی‌ و از پلیدی‌ها دوری‌ نمودی، بر خداوند منت‌ مگذار؛ در حالی‌ كه‌ اطاعت‌ خود را بزرگ‌ و بسیار ببینی‌ و نسبت‌ به‌ آن‌ عُجب‌ ورزی. روایتی‌ نیز بر همین‌ مضمون‌ از امام‌ صادق7 نقل‌ شده‌ است:

لا‌ تَستَكثِر‌ ما عَمِلتَ‌ مِن‌ خَیرٍ‌ لِله؛‌     ای‌ پیامبر! كار نیكی‌ را كه‌ برای‌ خدا انجام‌ می‌دهی‌ هرگز زیاد مشمار.19

            ‌مفسران‌ زیادی‌ چون‌ علامه‌ طباطبائی، سیدقطب، طبری‌ و ربیع‌ بن‌ انس، این‌ معنا را پسندیده‌ و گفته‌اند: این‌ بهترین‌ معنایی‌ است‌ كه‌ با سیاق‌ آیات‌ تناسب‌ دارد.20

            ‌2 - ای‌ پیامبر! چیزی‌ به‌ مردم‌ هدیه‌ نده، به‌ امید این‌ كه‌ بیش‌تر از آن‌ را به‌ تو هدیه‌ دهند.

            ‌این‌ معنا نیز در روایات‌ آمده‌ است:

لا‌ تُعطِ‌ تَلتَمِس اَكثَرَ‌ مِنها؛21‌            چیزی‌ را به‌ دیگری‌ عطا مكن‌ كه‌ انتظار بیش‌تر از آن‌ را داشته‌ باشی.

            ‌از مفسران، ابن‌عباس، مجاهد، قتاده، نخعی، ضحاك، عكرمه، زمخشری، طبرسی، قرطبی، ابن‌كثیر، شبر و آلوسی‌ این‌ معنا را پذیرفته‌اند.22

            ‌اكثر این‌ گروه‌ گفته‌اند: این‌ حكم‌ اختصاص‌ به‌ پیامبر اكرم6 دارد و برای‌ مردم‌ جایز است‌ به‌ امید گرفتن‌ هدیة‌ بیش‌تر به‌ یكدیگر هدیه‌ دهند. برخی‌ نیز چون‌ زمخشری‌ گفته‌اند: در آیه‌ دو احتمال‌ هست: اگر مقصود از نهی، تحریم‌ باشد، اختصاص‌ به‌ پیامبر6 دارد، اما اگر مراد كراهت‌ و تنزیه‌ باشد، عام‌ است‌ و شامل‌ مسلمانان‌ نیز می‌گردد.

            ‌3 - ای‌ پیامبر! به‌ خاطر نعمت‌ نبوت‌ و قرآنی‌ كه‌ خداوند به‌ تو عطا فرموده‌ است، بر مردم‌ منت‌ مگذار، تا بدین‌ وسیله‌ اجر بیش‌تری‌ از آنان‌ بگیری. این‌ معنا را مفسران‌ از ابن‌زید نقل‌ كرده‌اند.23

            ‌4 - ای‌ پیامبر! به‌ خیال‌ این‌ كه‌ طاعت‌ تو بسیار است، در انجام‌ وظیفه‌ سست‌ مشو. این‌ معنا از مجاهد نقل‌ شده‌ است.24

            ‌5  - ای‌ پیامبر! وقتی‌ به‌ مردم‌ چیزی‌ عطا می‌كنی‌ بر آنان‌ منت‌ مگذار و بخشش‌ خود را بسیار ندان. این‌ معنا را زمخشری‌ مطرح‌ كرده‌ است.25

‌6  - از زید بن‌ اسلم‌ نقل‌ شده‌ كه: ای‌ پیامبر! وقتی‌ هدیه‌ای‌ به‌ كسی‌ می‌بخشی، به‌ خاطر پروردگارت‌ باشد و صبر كن‌ تا پاداش‌ دهنده‌ات‌ او باشد.26

            ‌7 - ای‌ پیامبر! در مقابل‌ آن‌ چه‌ از امور دینی‌ به‌ مردم‌ یاد می‌دهی، بر آنان‌ منت‌ مگذار و عمل‌ خود را زیاد مپندار. این‌ معنا را فخر رازی‌ به‌ عنوان‌ یك‌ احتمال‌ مطرح‌ كرده‌ و طنطاوی‌ آن‌ را پذیرفته‌ است.27

            ‌8  - بعضی‌ از مفسران‌ معنای‌ عامی‌ رامطرح‌ ساخته‌ و معانی‌ گذشته‌ را تحت‌ آن‌ قرار داده‌اند: ای‌ پیامبر! در مقابل‌ هیچ‌ كاری‌ (انجام‌ تكالیف، نبوت، هدایا و غیره) بر هیچ‌كس‌ (خدا، مردم) منت‌ مگذار و آن‌ عمل‌ را بزرگ‌ مشمار.28

            ‌9 - ای‌ پیامبر! اگر به‌ كسی‌ قرض‌ می‌دهی‌ برای‌ این‌ نباشد كه‌ بیش‌تر از آن‌ را مطالبه‌ كنی.

            ‌چنان‌ كه‌ قبل‌ از این‌ گفتیم، این‌ معنا را طبرسی‌ از ابی‌مسلم‌ نقل‌ می‌كند. وی‌ معتقد بود: خداوند با این‌ آیه‌ از رباخواری‌ نهی‌ فرموده‌ است.29 عبداللطیف‌ مشهور از نویسندگان‌ معاصر اهل‌ سنت‌ نیز گفته‌ است: این‌ آیه‌ اولین‌ اشاره‌ از طرف‌ خداوند متعال‌ در مورد تحریم‌ رباست‌ و این‌ برداشت‌ را به‌ ابن‌تیمیه‌ نسبت‌ داده‌ است.30

            ‌با توجه‌ به‌ سیاق‌ آیات‌ قبل‌ و بعد و با توجه‌ به‌ زندگی‌ پیامبر اكرم6 كه‌ هیچ‌ سابقة‌ رباخواری‌ از ایشان‌ نقل‌ نشده‌ است‌ و با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ غالب‌ مفسران‌ معنایی‌ غیر از معنای‌ نهم‌ از آیه‌ شریفه‌ فهمیده‌اند، حمل‌ آیه‌ بر معنای‌ نهم‌ و قرار دادن‌ آن‌ از آیات‌ تحریم‌ ربا، به‌ شدت‌ ضعیف‌ و موهون‌ است. بنابراین، این‌ آیه‌ نمی‌تواند مؤ‌ید نظریه‌ تدریج‌ باشد و از آیات‌ مراحل‌ تحریم‌ ربا به‌ حساب‌ آید.

بررسی‌ مرحله‌ دوم‌ (سورة‌ روم، آیه‌ 39)

زمان‌ نزول‌ آیه‌

            ‌معروف‌ است‌ كه‌ تمام‌ سورة‌ روم‌ مكی‌ است؛ به‌ طوری‌ كه‌ برخی‌ از مفسران‌ بر این‌ امر ادعای‌ اجماع31 و عدم‌ خلاف‌ كرده‌اند.32 البته‌ علامه‌ طباطبائی‌ در ذیل‌ این‌ آیه‌ می‌گوید: این‌ آیه‌ و آیات‌ پیش‌ از آن‌ به‌ آیات‌ مدنی‌ شبیه‌ترند تا به‌ مكی، و این‌ كه‌ بعضی‌ ادعای‌ وجود روایت‌ یا اجماع‌ بر مكی‌ بودن‌ آن‌ نموده‌اند، گفته‌ آنان‌ اعتباری‌ ندارد. با وجود این،33 خود علامه‌ در تفسیر آیات‌ ربای‌ سورة‌ بقره، همین‌ آیة‌ سورة‌ روم‌ را مكی‌ می‌داند.34

تفسیر آیه‌

            ‌در تفسیر این‌ آیه‌ مفسران‌ شش‌ معنا مطرح‌ كرده‌اند:

            ‌1 - تعداد زیادی‌ معتقدند كه‌ این‌ آیه‌ در مورد هدیه‌ و عطیه‌ است‌ و ارتباطی‌ به‌ ربای‌ حرام‌ ندارد؛ یعنی‌ خداوند می‌فرماید: آن‌ هدایایی‌ كه‌ به‌ منظور دریافت‌ پاداشی‌ بیش‌تر و بهتر به‌ مردم‌ می‌دهید، پیش‌ خداوند ارزشی‌ ندارد؛ زیرا در این‌ گونه‌ هدایا، نه‌ استحقاق‌ فرد در نظر گرفته‌ می‌شود و نه‌ شایستگی‌ها و اولویت‌ها، بلكه‌ تمام‌ توجه‌ به‌ این‌ است‌ كه‌ هدیه‌ به‌ كسی‌ داده‌ شود كه‌ هدیة‌ بهتری‌ برگرداند و طبیعی‌است‌ چنین‌ كاری‌ كه‌ جنبة‌ اخلاص‌ در آن‌ نیست، از نظر اخلاق‌ و معنویت‌ فاقد ارزش‌ است‌ و در مقابل، آن‌ انفاق‌هایی‌ كه‌ تنها با هدف‌ جلب‌ رضایت‌ الهی‌ انجام‌ می‌شود، پیش‌ خداوند ارزش‌ بسیار دارد و صاحبان‌ آن‌ پاداش‌ مضاعف‌ دریافت‌ می‌كنند.

            ‌در روایات‌ نیز این‌ آیه‌ به‌ معنای‌ هدیه‌ تفسیر شده‌ است؛ برای‌ مثال، از امام‌ صادق7 نقل‌ شده‌ كه‌ فرمود:

ربا دو نوع‌ است: ربای‌ حلال‌ و ربای‌ حرام. اما ربای‌ حلال‌ عبارت‌ است‌ از این‌ كه‌ به‌ فردی‌ هدیه‌ای‌ بدهی، در حالی‌ كه‌ می‌خواهی‌ پاداش‌ بهتری‌ از او بگیری. این‌ ربایی‌ است‌ كه‌ می‌توان‌ خورد و همین‌ است‌ معنای‌ قول‌ خداوند - عز و جل‌ - كه‌ می‌فرماید: «وَمَا آتَیتُم‌ مِن‌ رِباً‌ لِیَربُوَ‌ا فِی‌ أَموَ‌الِ‌ النَّاسِ‌ فَ‌لاَ‌ یَربُوا عِندَ‌ اللَّهِ» و اما ربای‌ حرام‌ عبارت‌ است‌ از ربایی‌ كه‌ خداوند از آن‌ نهی‌ كرده‌ و مرتكب‌ شوندة‌ آن‌ را وعدة‌ آتش‌ جهنم‌ داده‌ است.35

            ‌اهل‌سنت‌ نیز در ذیل‌ این‌ آیه‌ از عكرمه‌ نقل‌ كرده‌اند:

ربا دو نوع‌ است: ربای‌ حلال‌ و ربای‌ حرام. اما ربای‌ حلال‌ عبارت‌ است‌ از هدیه‌ای‌ كه‌ داده‌ می‌شود به‌ انتظار این‌ كه‌ پاداش‌ بهتری‌ به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و ...36

            ‌مفسران‌ زیادی‌ چون‌ ابن‌عباس، مجاهد، طاووس، ابوعلی، سعید بن‌ جبیر، ابراهیم، قتاده، ضحاك، عكرمه، طبری، قمی، شبر و طنطاوی‌ این‌ تفسیر را پذیرفته‌اند.37

            ‌2 - ابن‌عطیه‌ معنای‌ وسیعی‌ برای‌ آیه‌ مطرح‌ می‌كند و می‌گوید: منظور خداوند متعال‌ این‌ است‌ كه‌ هر كاری‌ را كه‌ انسان‌ انجام‌ می‌دهد (بخشش‌ یا غیر آن) تا بهتر از آن‌ را در مورد او انجام‌ دهند، پیش‌ خداوند ارزش‌ ندارد، حتی‌ سلام‌ كردن، پس‌ بایستی‌ كارهای‌ خیر را تنها به‌ خاطر خدا انجام‌ داد.38

            ‌3 - ابن‌عباس‌ و نخعی‌ گفته‌اند: آیه‌ در مورد افرادی‌ است‌ كه‌ به‌ خویشاوندان‌ خود، مالی‌ را قرض‌ می‌دهند تا آنان‌ با به‌ كارگیری‌ آن‌ مال، ثروتمند شوند.39

            ‌4 - شعبی‌ و عامر گفته‌اند: مراد خداوند كسی‌ است‌ كه‌ همراه‌ دیگری‌ به‌ مسافرت‌ می‌رود تا او را كمك‌ كرده‌ و خدمت‌ نماید و در مقابل، بخشی‌ از سود را به‌ عنوان‌ پاداش‌ بگیرد. از آن‌ جا كه‌ این‌ خدمت‌ به‌ قصد رسیدن‌ به‌ مال‌ بوده‌ است‌ نه‌ به‌ خاطر خدا، پس‌ نزد خداوند ارزشی‌ ندارد.40

            ‌5  - عده‌ای‌ از مفسران‌ مانند حسن، جبایی، سدی، زمخشری، آلوسی‌ و علامه‌ طباطبائی‌ معتقدند كه‌ این‌ آیه‌ در ارتباط‌ با ربای‌ معروف‌ یعنی‌ ربای‌ حرام‌ است.

            ‌حسن‌ و زمخشری‌ می‌گویند: این‌ آیه‌ دقیقاً‌ به‌ معنی‌ آیه‌ «یَمحَقُ‌ اللهُ الرٍّبَا وَیُربِی‌ الصَّدَقَاتِ»41 است‌ و معنای‌ این‌ آیه‌ می‌شود: آن‌ چه‌ شما رباخواران‌ از اموالتان‌ می‌دهید تا در اموال‌ مردم‌ رشد و نمو كند، از نظر خداوند رشد نمی‌كند.42

            ‌جبایی‌ می‌گوید: معنای‌ آیه‌ این‌ است‌ كه‌ آن‌ چه‌ از مالتان‌ را به‌ صورت‌ ربا در اختیار دیگران‌ قرار می‌دهید تا به‌ این‌ وسیله‌ ثروت‌ خود را زیاد كنید، پیش‌ خداوند زیاد نمی‌شود و آن‌ چه‌ گرفته‌ است‌ در مالكیت‌ صاحب‌ قبلی‌ باقی‌ می‌ماند.43

            ‌آلوسی‌ می‌گوید: مراد از ربا در این‌ آیه، همان‌ زیادی‌ معروف‌ در معامله‌ است‌ كه‌ خداوند آن‌ را تحریم‌ كرده‌ است.44

            ‌علامه‌ طباطبائی‌ می‌فرماید: اگر این‌ آیه‌ مكی‌ باشد مراد از «ربا» هدیه‌ و بخشش‌ است، اما اگر مدنی‌ باشد، مراد از آن‌ ربای‌ حرام‌ و مراد از «زكاة» زكات‌ واجب‌ است‌ و نیز در تفسیر آیات‌ ربا در سورة‌ بقره، در عین‌ حال‌ كه‌ این‌ آیة‌ سورة‌ روم‌ را مكی‌ می‌دانند معتقدند: مراد از آن‌ همان‌ ربای‌ محرم‌ است.45

            ‌6  - معنای‌ ششم‌ معنایی‌ است‌ كه‌ قبلاً‌ از قائلین‌ به‌ نظریه‌ تدریج‌ نقل‌ كردیم‌ و آن‌ این‌است‌ كه: این‌ آیه‌ اگرچه‌ در مورد ربای‌ معروف‌ است‌ لكن‌ خداوند در این‌ آیه‌ حكمی‌ در مورد آن‌ صادر نكرده‌ و تنها به‌ بیان‌ این‌ مطلب‌ كه‌ رباخواری‌ از نظر خداوند عمل‌ نامطلوب‌ و ناپسندی‌ است، اكتفا كرده‌ است.

            ‌نتیجه: از بررسی‌ اقوال‌ مفسران‌ و روایات‌ وارد شده‌ در ذیل‌ آیه‌ به‌ دست‌ می‌آید كه‌ نظر غالب‌ در این‌ آیه، معنای‌ اول‌ و پنجم‌ است؛ به‌ این‌ معنا كه‌ اگر معتقد باشیم‌ می‌توان‌ با استناد به‌ خبر واحد از ظهور قرآن‌ دست‌ برداشت، با استناد به‌ روایات‌ منقول‌ از طریق‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ معتقد می‌شویم‌ كه‌ آیه‌ دربارة‌ ربای‌ حلال‌ و هدیه‌ سخن‌ می‌گوید و اگر قائل‌ شویم‌ كه‌ نمی‌توان‌ با خبر واحد از ظهور قرآن‌ رفع‌ ید كرد، معنای‌ پنجم‌ صحیح‌تر است؛ چرا كه‌ ظهور آیه‌ در ربای‌ معروف‌ و محرم‌ است، علاوه‌ بر این‌ كه‌ مطالعه‌ تاریخ‌ اسلام‌ نیز نشان‌ می‌دهد كه‌ ربا در سال‌های‌ نخستین‌ اسلام‌ و در مكه‌ حرام‌ شده‌ بود.

            ‌به‌ هر حال، هیچ‌ شاهد و مؤ‌یدی‌ برای‌ معنای‌ ششم‌ وجود ندارد؛ چون‌ مفسرانی‌ كه‌ معنای‌ پنجم‌ را مطرح‌ كرده‌اند همگی‌ بر این‌ نظرند كه‌ این‌ آیه‌ همانند آیات‌ سورة‌ بقره، بر تحریم‌ ربا دلالت‌ می‌كند.

بررسی‌ مرحله‌ سوم‌ (سورة‌ نسأ، آیه‌ 161)

زمان‌ نزول‌

            ‌مطابق‌ نظریه‌ تدریج، آیه‌های‌ مربوط‌ به‌ مرحله‌ سوم، بعد از آیة‌ 39 سورة‌ روم‌ و قبل‌ از آیه‌های‌ 130 و 131 سورة‌ آل‌عمران، نازل‌ شده‌اند و خداوند با فرستادن‌ این‌ آیه‌ها و طرح‌ داستان‌ عبرت‌آموز یهود، قصد داشت‌ مسلمانان‌ را برای‌ نزول‌ آیه‌های‌ سورة‌ آل‌عمران‌ و تحریم‌ ربا برای‌ مسلمانان‌ آماده‌ كند. لكن‌ مطابق‌ تحقیق‌ علمای‌ علوم‌ قرآن، مشهور این‌ است‌ كه‌ سورة‌ نسأ بعد از سورة‌ آل‌عمران‌ نازل‌ شده‌ است.46 بنابراین، این‌ آیه‌ها چون‌ بعد از تحریم‌ ربا در سورة‌ آل‌ عمران‌ نازل‌ شده‌اند، نمی‌توانند زمینه‌ ساز تحریم‌ به‌ حساب‌ آیند.

شأن‌ نزول‌ و محتوای‌ آیه‌

            ‌از جهت‌ شأن‌ نزول‌ گفته‌اند: بعد از هجرت‌ پیامبر اكرم6 به‌ مدینه‌ و تشكیل‌ حكومت‌ اسلامی، نگرانی‌هایی‌ برای‌ یهودیان‌ مدینه‌ به‌ وجود آمد، لیكن‌ امیدوار بودند پیروان‌ آیین‌ جدید، توسط‌ اقوام‌ خودشان‌ (مشركین‌ مكه) شكست‌ خورده‌ و از بین‌ بروند، به‌ همین‌ خاطر تا مدتی‌ با آنان‌ مخالفت‌ جدی‌ نكردند و بر پیمانی‌ كه‌ با پیامبر6 بسته‌ بودند وفادار ماندند. به‌ تدریج‌ كه‌ اسلام‌ عزت‌ و عظمت‌ پیدا كرد، امید یهودیان‌ به‌ یأس‌ تبدیل‌ شد و به‌ فكر مبارزه‌ با اسلام‌ و مسلمانان‌ افتادند. این‌ مبارزه‌ در آغاز به‌ شكل‌ مبارزة‌ فكری‌ و فرهنگی‌ بود. آنان‌ با طرح‌ خواسته‌های‌ عجیب‌ و غیرمعقول، قصد عاجز كردن‌ پیامبر6 و مسلمانان‌ را داشتند47 و این‌ آیه‌ و آیات‌ قبل‌ از آن‌ اشاره‌ به‌ یكی‌ از این‌ مبارزه‌ها دارد.

            ‌مطابق‌ نقل‌ مفسران، گروهی‌ از یهودیان‌ پیش‌ پیامبر6 آمدند و گفتند: ای‌ محمد! اگر تو واقعاً‌ پیامبر خدا هستی‌ همان‌ طور كه‌ حضرت‌ موسی‌ تورات‌ را به‌ صورت‌ كامل‌ و یك‌جا آورد، توهم‌ جلو چشم‌ ما به‌ آسمان‌ برو و یك‌ كتاب‌ كامل‌ بیاور. خداوند با فرستادن‌ آیات‌ 153 به‌ بعد سورة‌ نسأ، توطئه‌ یهودیان‌ را افشا كرد و به‌ پیامبر6 خبر داد كه‌ خواسته‌های‌ یهودیان‌ به‌ قصد هدایت‌ نیست‌ بلكه‌ به‌ جهت‌ عناد و دشمنی‌ است؛ و آنان‌ قبل‌ از این، از حضرت‌ موسی‌ درخواست‌های‌ بزرگ‌تری‌ می‌كردند و می‌گفتند: خداوند را آشكارا به‌ ما نشان‌ بده‌ و ... . سپس‌ خداوند متعال‌ اعمال‌ و رفتار نكوهیده‌ یهودیان‌ را یادآور می‌شود و می‌فرماید:48 «فَبِظُلمٍ‌ مِنَ‌ الَّذِینَ‌ هَادُوا حَرَّمنَا عَلَیهِم‌ طَیٍّبَاتٍ‌ أُحِلَّت‌ لَهُم‌ ...» و از جمله‌ اعمال‌ ناپسند یهود این‌ بود كه‌ خداوند ربا را بر آنان‌ حرام‌ كرده‌ بود و آنان‌ با انواع‌ توجیه‌ها و حیله‌ها رباخواری‌ می‌كردند.

            ‌بنابراین، این‌ آیات‌ نیز از جهت‌ تاریخ‌ و شأن‌ نزول‌ و محتوا نمی‌توانند مؤ‌یدی‌ برای‌ نظریة‌ تدریج‌ باشند.

بررسی‌ مرحله‌ چهارم‌ (سورة‌ آل‌عمران، آیه‌های‌ 130 و 131)

زمان‌ و شأن‌ نزول‌

            ‌چنان‌ كه‌ گذشت‌ سورة‌ آل‌عمران‌ از سوره‌های‌ مدنی‌ و سومین‌ سوره‌ای‌ است‌ كه‌ در مدینه‌ بر پیامبر اكرم6 نازل‌ شده‌ است.49 در شأن‌ نزول‌ این‌ دو آیه‌ آمده‌ است: مشركان‌ مكه‌ بعد از شكست‌ جنگ‌ بدر، با هزینه‌ كردن‌ اموالی‌ كه‌ از ربا جمع‌آوری‌ كرده‌ بودند، لشكری‌ علیه‌ مسلمانان‌ تجهیز كردند و این‌ انگیزه‌ای‌ شد كه‌ بعضی‌ از مسلمانان‌ نیز به‌ این‌ فكر بیفتند كه‌ از طریق‌ ربا مالی‌ جمع‌ كرده، لشكری‌ آماده‌ سازند و از مشركان‌ انتقام‌ بگیرند. خداوند متعال‌ با فرستادن‌ این‌ آیه‌ها آنان‌ را از این‌ كار نهی‌ فرمود.50

تفسیر آیه‌ها

            ‌این‌ آیه‌ها در حقیقت‌ اولین‌ آیه‌هایی‌ بود كه‌ خداوند متعال‌ با فرستادن‌ آن‌ها به‌ طور صریح‌ مسلمانان‌ را از رباخواری‌ نهی‌ كرد، زیرا چنان‌ كه‌ گذشت، آیه‌ سورة‌ مدثر بر حرمت‌ ربای‌ معروف‌ دلالتی‌ ندارد و آیة‌ سورة‌ روم‌ محل‌ خلاف‌ بوده‌ و از صراحت‌ برخوردار نیست‌ و سورة‌ نسأ، علاوه‌ بر این‌ كه‌ از جهت‌ زمانی‌ متأخر از سورة‌ آل‌عمران‌ است، بیش‌تر سرنوشت‌ یهود را بیان‌ می‌كند. آیات‌ ربا در سورة‌ بقره‌ نیز چنان‌ كه‌ توضیح‌ خواهیم‌ داد، از حیث‌ زمان‌ نزول، متأخر از این‌ آیه‌ها می‌باشند و به‌ اعتقاد اكثر مفسران، در سال‌های‌ آخر عمر پیامبر اكرم6 نازل‌ شده‌اند.

            ‌نكته‌ای‌ كه‌ در تفسیر این‌ آیه‌ها مهم‌ است‌ - و چه‌ بسا روح‌ نظریة‌ تدریج‌ نیز در آن‌ نهفته‌ است‌ - تفسیر تركیب‌ «اضعافاً‌ مضاعفةً» می‌باشد. برخی‌ چون‌ عبدالعزیز جاویش‌ گمان‌ كرده‌اند خداوند در این‌ آیه‌ تنها نوع‌ خاصی‌ از ربا یعنی‌ ربای‌ فاحش‌ را حرام‌ كرده‌ است‌ و عده‌ای‌ برای‌ جواب‌ از این‌ شبهه، نظریة‌ تدریج‌ را مطرح‌ كرده‌اند. با بررسی‌ تركیب‌ مذكور معلوم‌ می‌شود نه‌ برداشت‌ جاویش‌ از این‌ آیه‌ صحت‌ دارد و نه‌ برداشت‌ قائلین‌ به‌ نظریه‌ تدریج.

            ‌مفسران، چند نظر پیرامون‌ این‌ تركیب‌ مطرح‌ كرده‌اند:

            ‌1 - اكثر مفسران‌ معتقدند واژة‌ «اضعافاً» در آیة‌ شریفه‌ از جهت‌ تركیب‌ نحوی‌ حال‌ از كلمة‌ «الربوا» است‌ و واژة‌ «مضاعفةً» وصف‌ آن‌ می‌باشد، و مقصود از «الربوا» قرض‌ یا دین‌ همراه‌ با زیادی‌ است. در نتیجه‌ معنای‌ آیه‌ این‌ می‌شود: ای‌ كسانی‌ كه‌ ایمان‌ آورده‌اید! ربا را نخورید در حالی‌ كه‌ (در اثر تمدید و تكرار) به‌ چند برابر اصل‌ سرمایه‌ رسیده‌ است.

            ‌ابن‌كثیر در تفسیر آیه‌ می‌نویسد: «اضعافاً‌ مضاعفة» اشاره‌ به‌ ربای‌ جاهلی‌ است؛ در زمان‌ جاهلیت‌ وقتی‌ موعد پرداخت‌ فرا می‌رسید طلبكار می‌گفت: یا بدهی‌ات‌ را پرداخت‌ كن‌ یا مبلغ‌ آن‌ را بیفزای! اگر بدهكار قدرت‌ بر پرداخت‌ نداشت‌ با توافق‌ یكدیگر مبلغ‌ آن‌ را اضافه‌ می‌كردند و این‌ مسئله‌ هر سال‌ تكرار می‌شد و چه‌ بسا وام‌ اندكی‌ به‌ وام‌ سنگینی‌ تبدیل‌ می‌گشت.51

            ‌علامه‌ طباطبائی‌ می‌گوید: «اضعافاً‌ مضاعفة» اشاره‌ به‌ وصف‌ غالب‌ رباها دارد. وی‌ معتقد است: ربا به‌ طبیعت‌ اولیه، خود به‌ خود زیاد می‌شود و به‌ چند برابر اصل‌ سرمایه‌ می‌رسد؛52 به‌ عبارت‌ دیگر، به‌ تدریج‌ با تمدید و تكرار و با ضمیمه‌ كردن‌ بهره‌ و بهرة‌ بهره‌ به‌ اصل‌ سرمایه، مال‌ اندك‌ به‌ چند برابر می‌رسد.

            ‌شبیه‌ این‌ مضمون‌ را مفسران‌ زیادی‌ چون‌ شیخ‌ طوسی، طبرسی، فیض‌ كاشانی، قرطبی، سیوطی، شبر، مقدس‌ اردبیلی، زمخشری، بیضاوی‌ و سید قطب‌ مطرح‌ كرده‌اند53 و هیچ‌ یك‌ در صدق‌ این‌ آیه‌ شرط‌ نكرده‌اند كه‌ در همان‌ معامله‌ اول‌ بایستی‌ بدهی‌ به‌ دو یا چند برابر اصل‌ سرمایه‌ برسد. تنها زید بن‌ اسلم‌ گفته‌ است: ربای‌ جاهلی‌ به‌ دو برابر كردن‌ بود. وقتی‌ طلبكار طلب‌ خود را از بدهكار می‌خواست، اگر وی‌ قادر بر پرداخت‌ نبود باید سال‌ بعد دو برابر می‌پرداخت‌ و اگر سال‌ بعد هم‌ نمی‌توانست‌ باز برای‌ سال‌ بعد دو برابر می‌شد (چهار برابر مبلغ‌ بدهی) لذا خداوند دربارة‌ آن‌ فرمود: «لاَ‌ تَأكُلُوا الرٍّبَا أَضعَافاً‌ مُضَاعَفَةً».54

            ‌فخر رازی‌ دو برابر كردن‌ را حد‌ بالای‌ ربای‌ جاهلی‌ می‌داند و می‌گوید: در جاهلیت‌ وقتی‌ كسی‌ از انسانی‌ صد درهم‌ طلب‌ داشت‌ و موعد پرداخت‌ فرا می‌رسید و او قادر بر پرداخت‌ نبود، طلبكار می‌گفت‌ مبلغ‌ بدهی‌ را افزایش‌ بده‌ تا مدت‌ را برایت‌ تمدید كنم‌ و گاهی‌ مبلغ‌ به‌ دویست‌ درهم‌ افزایش‌ می‌یافت. سپس‌ وقتی‌ موعد فرا می‌رسید، مثل‌ قبل‌ عمل‌ می‌شد و نتیجه‌ این‌ می‌شد كه‌ بعد از چند سررسید، در مقابل‌ آن‌ صد درهم، چند برابر می‌گرفت.55

            ‌2 - برخی‌ احتمال‌ داده‌اند مقصود از «الربوا» در این‌ آیه‌ خصوص‌ «زیادی» باشد نه‌ قرض‌ یا دین‌ همراه‌ با زیادی. در این‌ صورت‌ مراد از «اضعافاً‌ مضاعفة» بهره‌های‌ مركب‌ خواهد بود؛ یعنی‌ رباهای‌ مركبی‌ كه‌ در آن‌ها علاوه‌ بر اصل‌ قرض، بر خود بهره‌ هم‌ بهره‌ تعلق‌ می‌گیرد،56 مانند بهره‌ وام‌های‌ بانكی؛ برای‌ مثال، اگر فردی‌ یك‌ میلیون‌ تومان‌ با بهرة‌ مركب‌ بیست‌ درصدی‌ از بانك‌ وام‌ بگیرد و بخواهد آن‌ را بعد از ده‌ سال‌ بپردازد، باید مبلغی‌ بیش‌ از شش‌ میلیون‌ تومان‌ به‌ بانك‌ بازگرداند، در حالی‌ كه‌ اگر نرخ‌ بهره‌ ساده‌ بود و تنها به‌ اصل‌ وام‌ تعلق‌ می‌گرفت، تنها سه‌ میلیون‌ تومان‌ به‌ بانك‌ می‌پرداخت.

            ‌3 - بعضی‌ دیگر احتمال‌ داده‌اند «اضعافاً‌ مضاعفة» حال‌ باشد برای‌ فاعل‌ «لاتأكلوا»، یعنی‌ ای‌ كسانی‌كه‌ ایمان‌ آورده‌اید! ربا نخورید در حالی‌ كه‌ ازاین‌ طریق‌ اموالتان‌ را زیاد و زیادتر می‌كنید. این‌ معنا را شیخ‌ طوسی، طبرسی‌ و مقدس‌ اردبیلی‌ به‌ صورت‌ احتمال‌ مطرح‌ كرده‌اند.57

بررسی‌ شبهة‌ اختصاص‌ تحریم‌ به‌ ربای‌ فاحش‌

            ‌چنان‌كه‌ گذشت‌ برخی‌ با استناد به‌ «اضعافاً‌ مضاعفة» اد‌عا كرده‌اند: تحریم‌ اختصاص‌ به‌ ربای‌ فاحش‌ دارد؛ ربایی‌ كه‌ در آن‌ مبلغ‌ بدهی‌ به‌ چند برابر اصل‌ مال‌ می‌رسد و این‌ در صورتی‌ است‌ كه‌ نرخ‌ بهره‌ بیش‌ از صددرصد باشد.

            ‌در جواب‌ از این‌ شبهه‌ می‌گوییم:

            ‌1 - اگرچه‌ زید بن‌ اسلم‌ گفته‌ است‌ ربای‌ جاهلی‌ برای‌ تمدید بدهی‌ دو برابر كردن‌ بود و فخر رازی‌ گفته‌ است‌ گاهی‌ مبلغ‌ بدهی‌ به‌ دو برابر می‌رسید، لكن‌ هیچ‌ مفسر و فقیهی‌ در طول‌ تاریخ‌ اسلام‌ حرمت‌ ربا را مشروط‌ به‌ دو برابر بودن‌ و نرخ‌ بهرة‌ بالای‌ صددرصد نكرده‌ است، بلكه‌ چنان‌ كه‌ گذشت‌ غالب‌ مفسران‌ قید «اضعافاً‌ مضاعفة» را وصف‌ غالبی‌ برای‌ ربا گرفته‌اند؛ به‌ این‌ معنا كه‌ هر ربایی‌ به‌ خودی‌ خود بعد از تمدید و تكرار، به‌ چند برابر اصل‌ سرمایه‌ می‌رسد.

            ‌2 - اختصاص‌ تحریم‌ ربا به‌ ربای‌ فاحش‌ مستلزم‌ این‌ است‌ كه‌ بگوییم: (نعوذ با) پیامبر اكرم6، ائمه‌ اطهار: و صحابه، هیچ‌یك‌ معنای‌ آیه‌ را نفهمیده‌اند والا‌ به‌ جای‌ این‌ كه‌ این‌ بزرگواران‌ این‌ همه‌ شدت‌ و سخت‌گیری‌ در مورد ربا و رباخواران‌ به‌ خرج‌ دهند و یك‌ درهم‌ ربا را بالاتر از هفتاد بار زنا در خانه‌ خدا بدانند و رباخواران‌ را به‌ جنگ‌ تهدید كنند، می‌توانستند به‌ رباخواران‌ بگویند به‌ جای‌ بهرة‌ صددرصد، بهرة‌ نود درصد بگیرند یا توصیه‌ كنند كه‌ در جامعه‌ اسلامی‌ بایستی‌ ربا و بهره‌ عادلانه‌ باشد؛ چنان‌ كه‌ در روایات‌ متعددی‌ به‌ قیمت‌ها و سود عادلانه‌ سفارش‌ كرده‌اند. در حالی‌ كه‌ هر كس‌ اندكی‌ تحقیق‌ نماید درمی‌یابد كه‌ نه‌ تنها در كلمات‌ نبی‌ اكرم6 و ائمه‌ اطهار: بلكه‌ در كلمات‌ هیچ‌ صحابی‌ و فقیه‌ و مفسری‌ تا صد سال‌ پیش، هیچ‌گونه‌ تفكیكی‌ بین‌ نرخ‌ بهرة‌ كم‌ و زیاد دیده‌ نمی‌شود و اصولاً‌ تعابیری‌ چون‌ نرخ‌ بهرة‌ عادلانه‌ و نرخ‌ بهرة‌ فاحش‌ بعد از نفوذ نظام‌ سرمایه‌داری‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ پیدا شده‌ است.

            ‌3 - بر فرض‌ بپذیریم‌ كه‌ عبارت‌ «اضعافاً‌ مضاعفة» در این‌ آیه‌ قید حكم‌ است‌ و نتیجه‌ بگیریم‌ كه‌ این‌ آیه‌ تنها رباهای‌ فاحش‌ را حرام‌ می‌كند، باز نمی‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ كه‌ در اسلام‌ و قرآن‌ تنها این‌ نوع‌ ربا حرام‌ است؛ چرا كه‌ آیات‌ دیگری‌ در قرآن‌ هست‌ كه‌ ربا را به‌ طور مطلق‌ حرام‌ كرده‌ است، مثل‌ آیات: «أَحَلَّ‌ اللهُ‌ البَیعَ‌ وَحَرَّمَ‌ الرٍّبَا»58 و «یَمحَقُ‌ اللهُ‌ الرٍّبَا وَیُربِی‌ الصَّدَقَاتِ»59 و از همه‌ روشن‌تر آیة: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ‌ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ‌ وَذَرُوا مَا بَقِیَ‌ مِنَ‌ الرٍّبَا اًِن‌ كُنتُم‌ مُؤمِنِینَ‌ فَاًِن‌ لَم‌ تَفعَلُوا فَأذَنُوا بِحَربٍ‌ مِنَ‌ اللهِ‌ وَرَسُولِهِ‌ وَ‌اًِن‌ تُبتُم‌ فَلَكُم‌ رُؤ‌وسُ‌ أَموَ‌الِكُم‌ لاَ‌ تَظلِمُونَ‌ وَ‌لاَ‌ تُظلَمُونَ»60 این‌ آیات61 به‌ طور كلی‌ هر نوع‌ ربایی‌ را چه‌ نرخ‌ آن‌ كم‌ باشد یا زیاد، تحریم‌ می‌كنند و این‌ كه‌ برخی‌ از طرفداران‌ نظریة‌ اختصاص‌ تحریم‌ به‌ ربای‌ فاحش‌ گفته‌اند: آیة‌ ربا در سورة‌ آل‌عمران‌ مقیدِ‌ است‌ و آیات‌ مطلق‌ را قید می‌زند،62 از چند جهت‌ اشكال‌ دارد:

            ‌اولاً: حمل‌ مطلق‌ بر مقید جایی‌ است‌ كه‌ بین‌ خطاب‌ مطلق‌ و خطاب‌ مقید تنافی‌ و تعارضی‌ باشد و این‌ معمولاً‌ وقتی‌ اتفاق‌ می‌افتد كه‌ آن‌ دو خطاب‌ از جهت‌ نفی‌ و اثبات، مخالف‌ هم‌ باشند. اما اگر دو خطاب‌ از طرف‌ شارع‌ مقدس‌ برسد كه‌ دریكی‌ عملی‌ به‌ نحو مطلق‌ تحریم‌ شده‌ و در دیگری‌ شكل‌ خاصی‌ از آن‌ عمل‌ حرام‌ گردیده‌ است، منافاتی‌ با هم‌ ندارند و هر دو به‌ حال‌ خود باقی‌ می‌مانند؛ نهایت‌ این‌ كه‌ گفته‌ می‌شود حرمت‌ آن‌ شكل‌ خاص، مورد تأكید است. در مسئله‌ ربا هم‌ مطلب‌ از این‌ قرار است؛ برخی‌ خطابات‌ ربا را به‌ نحو مطلق‌ و برخی‌ (آیه‌ محل‌ بحث) شكل‌ خاصی‌ از ربا را تحریم‌ كرده‌اند و بین‌ این‌ دو هیچ‌ تنافی‌ و تعارضی‌ نیست‌ تا مطلق‌ را حمل‌ بر مقید كنیم. بنابراین، حكم‌ می‌شود كه‌ انواع‌ ربا حرام‌ است‌ و ربای‌ فاحش‌ حرمت‌ مؤ‌كد دارد.

            ‌ثانیاً: حمل‌ مطلق‌ بر مقید در جایی‌ است‌ كه‌ دلالت‌ خطاب‌ مطلق‌ بر اطلاق‌ از باب‌ ظهور باشد، اما اگر خطاب‌ مطلق‌ نص‌ و صریح‌ در اطلاق‌ باشد، حمل‌ مطلق‌ بر مقید صحیح‌ نیست‌ و در مسئله‌ مورد بحث، مطلب‌ چنین‌ است؛ چون‌ آیه‌ «وَ‌اًِن‌ تُبتُم‌ فَلَكُم‌ رُؤ‌وسُ‌ أَموَ‌الِكُم‌ لاَ‌ تَظلِمُونَ‌ وَ‌لاَ‌ تُظلَمُونَ»63 به‌ صراحت‌ دلالت‌ دارد كه‌ طلبكار در صورت‌ توبه‌ از رباخواری، تنها حق‌ دارد اصل‌ مالش‌ را بگیرد، و صراحت‌ این‌ آیه‌ در اطلاق‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ وصف‌ «اضعافاً‌ مضاعفة» در آیه‌ محل‌ بحث‌ مفهوم‌ ندارد و تنها به‌ عنوان‌ موجبة‌ جزئیه‌ ربای‌ فاحش‌ را حرام‌ می‌كند و نسبت‌ به‌ غیرفاحش‌ ساكت‌ است، و این‌ نوع‌ تعابیر متداول‌ است؛ برای‌ مثال، گاهی‌ گفته‌ می‌شود: «از استعمال‌ مواد مخدر خودداری‌ كنید» و گاهی‌ گفته‌ می‌شود: «از استعمال‌ مواد مخدری‌ كه‌ انسان‌ و خانواده‌ را به‌ تباهی‌ می‌كشد خودداری‌ كنید». در این‌ جا هیچ‌ مخاطبی‌ بین‌ این‌ دو خطاب‌ تنافی‌ نمی‌بیند تا مطلق‌ را حمل‌ بر مقید كند و نتیجه‌ بگیرد مواد مخدری‌ كه‌ از جهت‌ كمیت‌ یا كیفیت‌ به‌ درجة‌ نابودی‌ انسان‌ و خانواده‌ نمی‌رسد، استعمالش‌ اشكال‌ ندارد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اقتصاد اسلامی،     | نظرات()