حكایت دیدار
ناگاه سیّد بزرگواری را دیدم كه به سیمای علما بود. او به تمام ما فیالضمیر من خبر داد و گفت: بلادی كه در جزیرة خضرا، است صحیح میباشد. سپس فرمود آیا میخواهی به چشم خود ببینی تا عبرتی برای تو و سایر اولیالابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آیات الهیّه، شهر و بلدی را دیدم كه خانههای آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درختها و گلها سبز و خرّم بود.اولیای الهی در مقام و درجه نزد پروردگار خویش، به جایی میرسند كه نه تنها نیازهای جسمی و روحی خود را به لطف و توفیق الهی برطرف میكنند، بلكه گاه نیازهای علمی خویش را نیز به واسطة حقایق الهی از درگاه پروردگار علیم دریافت مینمایند. سیّد شفتی از جملة این بزرگان و اولیای الهی است كه مقبرة ایشان در خیابان مسجد سیّد اصفهان و جنب آن، دارای گنبد و بارگاه است و زیارتگاه خاصّ و عام میباشد. داستان دیدار ایشان از «جزیرة خضرا» به قلم خودشان نوشته شده است. مرحوم نهاوندی در جلد نخست كتاب «العبقری الحسان»1 حكایت سیّد شفتی را اینچنین مینویسد. مرحوم حاج سیّد احمد برای من نوشت كه: از ارث مرحوم والدم، كتاب «تحفـة الابرار» را كه رسالة عملیّة سیّد العلماء حجّتالاسلام حاج سیّد محمّد باقر شفتی رشتی بود، خریدم. او اوّلین كسی بود كه به «حجّتالاسلام» مشهور شد. سفارشهای زیادی بر پشت كتاب، به خطّ خوش، مرقوم كرده بود. از جمله اینكه در تمام اوقات، اقبال و توجّه كامل به حضرت ولیّعصر(عج) داشته باشید كه آن جناب، پدر شفیق خلق است و مبادا از یاد حضرتش غفلت نمایید و توجّه به غیر پیدا كنید. من از آن حضرت میخواستم كه «بحر ابیض» و جزیرة خضرا را مشاهده كنم و بلادی را كه اولاد آن حضرت در آن حكومت دارند، ببینم. خدا را به حقّ امام زمان(ع) قسم دادم كه صحّت این امر را برای من ظاهر كند. شب عید غدیری كه مصادف با شب جمعه بود، تا ثلث آخر شب، كنار باغچهای كه در خانة ما، واقع در خیابان مسجد سیّد بود، قدم میزدم. ناگاه سیّد بزرگواری را دیدم كه به سیمای علما بود. او به تمام ما فیالضمیر من خبر داد و گفت: بلادی كه در جزیرة خضرا، است صحیح میباشد. سپس فرمود آیا میخواهی به چشم خود ببینی تا عبرتی برای تو و سایر اولیالابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آیات الهیّه، شهر و بلدی را دیدم كه خانههای آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درختها و گلها سبز و خرّم بود. گویی «جناتٌ تجری من تحتها الأنهار» را میدیدم. سپس گفت: به آخر آن درختها توجّه كن. نگاه كردم. گفت: برو آنجا مسجد و امام جماعتی را میبینی. نماز را با او بخوان و پشت سر او صفوفی هست كه انتها ندارد. او از طبقة هفتم اولاد حضرت صاحبالامر(ع) و نامش عبدالرّحمن است. رفتم و متوجّه شدم زمین زیر پای من طیّ میشود. امام جماعت در محراب ایستاده بود. صورتش مانند ماه میدرخشید و نور از سیمایش بالا میرفت. هر دو نگاهی به یكدیگر كردیم. فرمود: «مرحباً بك، همانا خدا بر تو منّت نهاده است». از مسائل مشكل علمی, از آن آقا پرسیدم و ایشان جواب فرمودند. بسیار مهربانی كرد و از ما فی الضمیر من خبر داد. نماز فجر را با آقا خواندم و به او اقتدا كردم. مشغول به تعقیبات شدم. نزدیك طلوع آفتاب در ذهنم آمد كه در این وقت با مردم نماز میخواندم و الآن آنها بر عادت همه روزه منتظرند. با خود میگفتم: امروز گذشت و نمیرسم. ناگاه شنیدم كه آن سیّد امام جماعت فرمود: نگران نباش كه به زودی تو را به جای خود میرسانیم و با آنها نماز میخوانی. همان سیّدی كه ابتدا نزد من آمده بود، دست مرا گرفت و گفت: برویم. به بركت امام زمان(ع) ناگاه خود را در مسجد محلّة خودمان یافتم و با جماعت نماز خواندم، امّا آن سیّد را دیگر ندیدم. اگر چه نیستم از یاورانت و یا در زمرة دیوانگانت همین بس افتخار من در عالم كه بوسم خاك پای عاشقانت نشانم گر دهی رخسار ماهت شود روشن دل از برق نگاهت شما با یك نگاه جان فزایت چنانم كن شوَم جزو سپاهت |
- پیامها و برداشتها
- 1. رسالة عملیّه برای تأمین نیازهای مقلّدان به احكام فقهی است. مقلّد در مقام عمل به وظایف خویش در زندگی، برای تشخیص عمل صالح، به دانستن احكام نیاز دارد و چون خود در این حد نیست، پس از پیدا كردن اعلم از طریق اهل خبره، به وی مراجعه نموده، احكام را از او یاد میگیرد. درست مثل كسی كه برای تحصیل سلامتی جسمانی خویش به دانستن مسائل پزشكی نیاز دارد و آنگاه كه خود پزشك نباشد، پس از پیدا كردن ماهرترین آنها با مشورت اهل خبره، به وی مراجعه كرده، در مسائل پزشكی از وی تقلید میكند. این تقلید از متخصّص كه زیر بنای آن تحقیق از تخصّص است، یك نوع تقلید آگاهانه محسوب میشود و در همه جای دنیا، حتّی نزد كسانی كه دین ندارند یك كار عقلائی به حساب میآید.
2. خداوند متعال چون ربّ ما است، آنچه را ما به آن نیاز داریم، برطرف كرده است. یك مربّی وقتی میتواند به خوبی، نیاز افراد تیم خویش را برطرف كند كه دارای سه خصوصیت: علم به نیاز، قدرت برطرف كردن نیاز و مهربانی و دلسوزی برای اقدام كردن به برطرف نمودن نیاز باشد. امّا آنگاه كه مربّی نداند، یا بداند و قدرت نداشته باشد، یا عالم و قادر باشد ولی شفیق و مهربان نباشد، نیاز افراد را برطرف نمیكند. ربّ ما از جهل و عجز و بخل منزّه است، پس اگر كمبودی در زندگی مادی یا معنوی ما وجود دارد، نتیجة كم كاری یا معصیت ما است: «سبحانك إنّی كنت من الظّالمین».2
از طرفی چون معصومین(ع) واسطة همة فیوضات از خدا به خلقاند، پس میتوان گفت كه آنها ربّ ما به اذن پروردگار هستند. اطلاق ربّ به آنها در بعضی از ادلّة نقلی نیز آمده است. مثلاً آنجا كه قرآن كریم میفرماید: «و أشرقت الأرض بنور ربّها»؛3 امام صادق(ع) میفرمایند: «ربّ الأرض إمام الأرض».4
همه میدانیم مردم در روز قیامت به دست امیرالمؤمنین(ع) ازحوض كوثر سیراب میشوند و قرآن كریم از آن خاندان، تعبیر به ربّ مردم كرده است و میفرماید: «و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً»؛5
در نتیجه میگوییم همة ما تحت یك «ربّ بالذّات» هستیم كه ربوبیّت او اصلی و به گونهای صدوری است، امّا تحت «ربّ بالعرض» نیز هستیم كه ربوبیّت او عارضی و به گونهای ظهوری است. یعنی ربوبیّت از او صادر و در امام(ع) ظاهر میشود. چنانچه قدرت از ما صادر و در دست ما متجلّی و ظاهر میگردد. جملة «بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء»6، یكی از نمونههای همین ربوبیّت امام زمان(ع) برای روزی دادن به همة موجودات و نگه داشتن زمین و آسمان است. چنانكه در زیارت جامعة كبیره نیز به موارد دیگری از این ربوبیّت امامان(ع) اشاره میكنیم.
«باران به واسطة (وجود) شما نازل میشود، آسمان به واسطة (وجود) شما از فرو افتادن بر زمین نگهداشته میشود و به واسطة شما اندوه و گرفتاری رفع و دفع میگردد».7
3. بیداری ثلث آخر شب، بهخصوص دقایق نزدیك طلوع فجر، تأثیر فراوانی در گرفتن الطاف و رحمتهای رحیمی خداوندی است. اگر قرآن كریم متّقین را به این خصوصیّت توصیف میكند كه آنها همیشه كمی از شب را میخوابند8 لكن امام صادق(ع) در تفسیر آیه اینگونه میفرمایند: «متّقین شبهای كمی از دست آنها فوت میشود كه قیام به عبادت در آن شبها نكنند».9
عمل كردن به فرمایش امام صادق(ع) كاری آسان و میسور است، به خلاف ظاهر آیة شریفه كه مطابق آن، بیدار بودن اكثر شبها كاری بس مشكل و دشوار میباشد. از این جهت امام(ع)، ظاهر آیة قرآن را تأویل به معنای آسانی نمودهاند.
4. حكایات فراوانی در مورد جزیرة خضرا گفته شده است. از جمله داستان علی بن فاضل مازندرانی كه علّامه مجلسی (ره) آن را در «بحارالانوار» نقل نموده است.10 همچنین مرحوم محدّث نوری در كتاب شریف «نجمالثاقب» در باب هفتم، حكایت دوم حكایت شخصی را كه در سال 522 ق. به جزیرة خضرا رفته، ذكر كردهاند. همچنین مرحوم حاج شیخ علیاكبر نهاوندی در جلد دوم كتاب «العبقریّ الحسان» (صفحة 121 به بعد) در رابطه با شهرهای امام زمان(ع) و بحر ابیض و جزیرة خضرا مطالبی را عنوان نمودهاند. چنانكه داستان سیّد شفتی(ره) نیز مؤیّد همین معنا میباشد و معروف است كه جناب آقای مولوی قندهاری(ره) و افراد دیگری كه بعضی از آنها در قید حیات هستند، تشرّف به جزیرة خضرا داشتهاند. امّا نمیتوان به جزم و یقین ادعا كرد كه این جزیرة خضرا همان مثلث برمودایی است، كه در غربیترین نقطة اقیانوس اطلس قرار گرفته است و تاكنون كشتیهای فراوان و هواپیماهای زیادی كه به سمت آن رفتهاند، نابود شدهاند و عكسبرداری از آن، نتیجهای به دنبال نداشته است. فقط میتوان گفت كه آخرین جملهای كه بعضی از خلبانان مخابره كردهاند، پس از آن، دیگر صدا قطع شده و اثری از هواپیما و خلبان آن معلوم نشده است، این بوده كه به آبهای سفید رنگ مثل شیر برخورد كردیم. این جمله دقیقاً عین جملهای است كه هفت قرن پیش، علی بن فاضل مازندرانی نقل كرده است.
5. همة مصلحتها برای وقوع یك قضیه مختصّ یك شخص نیست و گاه مصلحت فهم دیگران نیز وجود دارد. چنانچه آن سیّد نورانی به جناب سیّد شفتی فرمودند: آیا میخواهی به چشم خود، جزیرة خضرا را ببینی «تا عبرتی برای تو و سایر اولیالابصار باشد؟» چنانچه گاهی فقر یك انسان، بیماری او یا هر نوع گرفتاری، علاوه بر مصلحت برای شخص او، مصلحت برای دیگران و امتحان آنها در انجام وظایف را در پی دارد.
7. اذكار مختلف و از جمله صلوات بر محمّد و آل محمّد(ع)، نیروی قوی در تأثیرگذاری در جهان تكوین و از جمله طیّالارض دارد. لكن ذكر به تنهایی كافی نیست و به شرایط و حالاتی نیاز است. گاهی اجازة فردی صاحب نفس باعث تأثیرگذاری ذكر خاص برای نتیجة خاصّی میشود. لذا میبینیم مرحوم كربلایی محمّدكاظم آیة «و من یتّقالله» را برای توسعة رزق به كسی تعلّم داده بود كه تا ده روز به فلان مقدار بخواند، امّا به دیگری تعلیم ندهد كه اثر آن از بین میرود. یا ذكری كه به حضرت آیتالله شیخ عبدالنّبی اراكی برای تشرّف خدمت امام زمان(ع) یاد داده بودند، خواندن آیـ[الكرسی به عددی خاص بوده كه در بیرون شهر با وضو و طهارت لباس و بدن و رو به قبله و با كشیدن خطی به دور خود، انجام دهد و معلوم است صرف انجام دادن این عمل، نتیجهای به دست نمیدهد.
8. در مورد اولاد امام زمان(ع) و مكان آنها، سخنان زیادی گفته شده است. در زیارت مخصوص امام زمان(ع) در روز جمعه این جمله آمده است: «صلّی الله علیك و علی آل بیتك الطّیبین الطّاهرین». چنانچه سیّد بن طاووس در زیارتی برای آن حضرت، ذكر كرده است: «اللهّم اعطه فی نفسه و ذرّیّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و جمیع أهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه».
در كتاب «مزار» محمّدبن مشهدی آمده است كه حضرت صادق(ع) به ابن بصیر فرمود: «گویا میبینم نزول قائم(ع) را در مسجد سهله با اهل و عیالش». كفعمی در كتاب «مصباح» نقل كرده كه زوجة آن حضرت یكی از دخترهای ابی لهب است.
8. تأكید و سفارش زیادی به خواندن تعقیبات نمازها شده است. چنانچه ثواب و فواید زیادی نیز برای آنها ذكر شده است. مثلاً نماز با تسبیحات حضرت فاطمه(س) با فضیلتتر از هزار نماز بدون تسبیحات است. تأكید زیادی بر سجدة شكر بعد از نمازها شده است. بعد از هر نماز واجب، یك دعای مستجاب وجود دارد و مرحوم كلینی در باب «الدعاء ادبار الصلوات»، دوازده روایت در مورد دعاهایی كه در تعقیب نمازها خوانده میشود، ذكر كردهاند.11
9. آخرین پیام، همان سفارش سیّد شفتی در رسالة «تحفهالابرار» است كه سعی كنید در تمام اوقات، اقبال و توجّه كامل به حضرت ولیّعصر(عج) داشته باشید كه آن جناب، پدر شفیق خلق است. مبادا از یاد آن حضرت غفلت نمایید و توجّه به غیر پیدا كنید.
دلا بسوز كه سوزت اثر كند آخر
شرار تو، شب هجران سحر كند آخر
دلا بسوز كه خاكسترت به همره باد
ز كوی مهدی زهرا(ع) گذر كند آخر
دلا بسوز كه از سوزش شرارة تو
فغان و داد ز داغت جگر كند آخر
دلا بسوز كه آتش ز سوز تو سوزد
شمیم دور تو یارم خبر كند آخر
دلا بسوز كه آوای خوش ترانة تو
به قلب دلبر جانان اثر كند آخر
دلا بسوز كه مرغ تو بر پر سوزان
به شهر عشق به سویش سفر كند آخر
دلا بسوز به همراه هاشمی به سحر
كه دوست سوی تو یك دم نظر كند آخر
مرحوم سیّد محمّد باقر شفتی
سیّد ابوالحسن مهدوی٭
ماهنامه موعود شماره 101
پینوشتها:
٭ امام جمعة موقّت اصفهان و نمایندة مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری.
1. ج 1، ص 127.
2. سورة انبیاء (21)، آیة 87.
3. سورة زمر، آیة 60.
4. تفسیر صافی، ذیل آیة شریفه. جالبتر اینكه در زیارت جامعة كبیره همین آیة شریفه ذكر شده، با این تفاوت كه به جای كلمة رب، نام ائمّة اطهار(ع) گفته شده است: «و أشرقت الأرض بنوركم».
5. سورة انسان (76)، آیة 21.
6. فرازی از دعای عدیله.
7. زیارت جامعة كبیره.
8. كانوا قلیلاً من اللّیل ما یهجعون. سورة ذاریات (51)، آیة 17.
9. تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 122.
10. اصول كافی، ج 4، ص323.
تبلیغات
ناگاه سیّد بزرگواری را دیدم كه به سیمای علما بود. او به تمام ما فیالضمیر من خبر داد و گفت: بلادی كه در جزیرة خضرا، است صحیح میباشد. سپس فرمود آیا میخواهی به چشم خود ببینی تا عبرتی برای تو و سایر اولیالابصار باشد؟ پس چشمت را باز كن. نگاه كردم و از آیات الهیّه، شهر و بلدی را دیدم كه خانههای آن از هم دور و طرف راست و چپ آن از درختها و گلها سبز و خرّم بود.
مدیر : 