مسلمانان صهیونیست
زیارت عاشورا، مرامنامة شیعه بودن است. در همة زیارات و ادعیة ماثوره این اصل ضروری لحاظ شده است. تولّی و تبرّی جستن باید همراه با معرفت و آگاهی، گواهی قلبی، تضمین عملی، بیان لفظی و بالاخره به روز و همراه با مصداق شناسی باشد. تنها از این طریق دین و دینداری و دینداران از لابهلای اعصار و قرون به صحنة تاریخ و حیات اجتماعی، سیاسی روز كشیده شده و دوام میآورد و كاركرد جدّی و مؤثّر پیدا میكند. در غیر اینصورت تنها به دردِ استخوان سبك كردنِ دمِ مرگ پیرمردها و پیرزنها میخورد.
چنانكه ملاحظه میكنید این اصل ضروری دو سویه است. در یك سو یعنی تولّی متوجّه دوستی و ولایت ورزی و اردوگاه خودی است و در یك سو یعنی تبرّی و برائت جستن متوجّه اردوگاه بیگانه و غیرخودی است...
چنانكه باور مهدوی و گفتمان موعودگرایانة مسلمین، دورمانده و عاری از این امر باشد جز عباراتی بیخاصیّت، شاعرانة بی وضع و موضع، بدون كاركرد، تزئینی و ادبیّاتی مخصوص تفنّن و تفریح نیست.
حال اگر سؤال شود، مهدویون، در تبرّی جستن و توّلا، از چه میزان آگاهی و معرفت دربارة ائمّة دین و كفر برخوردارند، تا كجا این مهرورزی و تبرّی جستن در كنج خانة قلبشان وارد شده، چه شناختی از مصادیق بارز جبهة دشمنی و دوستی دارند و به چه صورت و شیوهای این باور را اعلام كرده و برایشان هزینة عملی و عینی میپردازند چه پاسخی حاضر داریم؟ پاسخ هر كس به خودش برمیگردد امّا، به هر روی، توسعة آگاهی و معرفت دربارة هر یك از این وجوه میتواند باعث توسعه و ارتقا و ژرفای معرفت مهدوی و موعودی ما و مخاطبین ما شود.
امروزه، مؤمنین آل محمّد(ص) مبتلای جبهه و ائتلاف شوم «صلیب و صهیون و سلفیگری» هستند.
آگاهی و وضعگیری مقابله ما در برابر این اردوگاه باید وسیع، به روز و همراه با وضعگیری باشد. ما كه در قرن 2 هـ .ق زندگی نمیكنیم. مؤمنین، همین امروز در قرن پانزدهم هجری توسط پیاده و سوارة سربازان صلیب و صهیون و سلفیون در حوزههای نظامی، سیاسی، فرهنگی، طب، تغذیه و سایر مباحث پایمال و لگدكوب میشوند.
هفتة پیش، از مسیحیّت صهیونیستی و ظهور ایدئولوژی آرماگدون توسّط ائتلاف صلیب و صهیون در طبّ و تغذیه و كشاورزی گفتم، امّا، مطمئن هستم گفتوگوی جدّی از «مسلمانان صهیونیست» برخی را برخواهد انگیخت. بله، مسلمانان صهیونیست؛ اگر اشرار یهود در طی قرون و به تدرج موفق به نفوذ در آموزههای مسیحیان و مسیحیت شدند و با سكولاریزه كردن مسیحیت و فاسد كردن مسیحیان از آنها سواری گرفته و باعث شكلگیری مسیحیت صهیونیستی شدند، همین اشرار، با نفوذ در برخی جماعت مستعد، ایجاد التقاط از قرن دوازدهم هـ . ق به تدریج زمینههای شكلگیری دلتایِ شومِ مسلمانان صهیونیست شدند. وهابیّت، بهائیت و روشنفكری لیبرال، اضلاع مثلثی را به وجود آوردند كه از میانة آن مسلمانان صهیونیست سر برآوردند. سه جریان كه بن مایة باور مهدوی و فرهنگ انتظار را نشانه رفتند.
سه جریان كه از خانة استعماری غربی سر برآوردند، سه جریانِ حامی یهودیت صهیونیستی، سه جریانِ مقابله كننده با امام زمان(ع) در حال حاضر و در هنگامة ظهور.
روز قدس امسال یكی از مظاهر این مثلث شوم مسلمانان صهیونیست را دیدیم. به همان سان كه همه روزه شاهد كشتار مؤمنین در یمن، پاراچنار (در مرز پاكستان و افغانستان) و عراق هستیم.
زمینهساز شكلگیری این سه جبهه یعنی وهابیّت، بهائیّت و روشنفكری لیبرال كه از عصر قاجار به جان جهان اسلام افتاده تضعیف اصل «تولّی و تبرّی» و غفلت از آن بود. روزنهای كه اشرار یهود و استعمارگران از آن وارد شدند و بر جماعتی از مسلمانان مسلّط شدند. از همین طریق ما شاهد احیاء بدعتهای بنیامیّه، حمایت از زایشگاه بنیامیّه، یعنی، یهودیّت صهیونیستی شدیم و در آینده نیز همینها در حمایت از نمایندة تمام عیار ائتلاف صلیب و صهیون و سلفیگری یعنی «سفیانی» از میان سرزمینهای اسلامی برخواهند خاست. مگر جز این است كه سفیانی ملعون از نوادههای معاویه با حمایت رومیها و فرنگیها برای حمایت از یهودیان حاكم بر بیت المقدّس خروج كرده و با در نوردیدن میدانی به وسعت شامات وارد عراق شده و همة مهدویون و مؤمنین را تهدید میكند؛ در آن روز هم مسلماننمایان صهیونیست یعنی «وهابیون، بهائیان و روشنفكران لیبرال» هوادار سفیانی خواهند بود. كاش روایات آخرالزّمانی مندرج در منابع را بخوانیم تا دریابیم در كجاییم و به كجا میرویم. صلیب آویخته بر گردن پادشاهان یكی از كشورهای اسلامی در كنار ملكة انگلیس همان اندازه معرّف دلتای مسلمانان صهیونیست است كه استقرار مركز بهائیان در حیفا و عكّا و بالاخره اظهار چاكری و افتادگی روشنفكران لیبرال در برابر كعبة فرهنگی و لژهای فراماسونری فرانسوی و انگلیسی.
سربازی در اردوگاه حضرت صاحبالزّمان(ع)، در گرو معرفت دربارة امام و دشمنان امام است. این شایستگی بدون ولایت تام به امام و تبرّی تمام از جبهة دشمنان امام ممكن نیست.
سربازی، شایستة مردان و زنانی است كه با روحیة جهادی و به قصد مبارزة فكری، فرهنگی و عملی با مظاهر كفر و شرك و نفاق جاری در عصر حاضر و سالهای قبل از ظهور امام، در میدان حاضر میشوند؛ وگرنه در هر كجای دنیا و زیر هر درخت سرو صنوبری میشود نغمه سرود، شعر خواند و خط نوشت. قصد كرده بودم از دستور كار بیلدربرگ بگویم وقت از دست رفت. باشد تا بعد انشاءالله.
تبلیغات
مدیر : 