فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم (قسمت اول)
ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی19 – استفاده ی مکرر از پیشگویی های نوستراداموس علیه ایران و کشورهای اسلامی:
میشل نوستراداموس، پزشکی یهودی الاصل و اهل فرانسه بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.(266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست بوده است.(267) در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛ زیرا که وی، افراد بسیاری را در سراسر جهان و در طول تاریخ فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:
منظور ما از « فریبکارترین پیشگوی تاریخ » این نیست که همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.
در هر حال، شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند(268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)
از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی دستگاه جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1 – نوستراداموس بدون هیچ شکی یهودی الاصل و کابالیست بوده است.(269) همان طور که قبلاً ذکر شد، کابالا تعالیمی کاملاً الحادی است و با ذات ادیان الهی تناقض دارد.(270) حضور نوستراداموس در گروه های کابالایی به عنوان یک عضو معروف و قدرتمند، نشان می دهد که وی تا چه اندازه در بین کابالایی های همزمانش ارج و قرب داشته است. (271) مطمئناً این ارج و قرب بی دلیل نبوده و احتمالاً به دلیل خدمات وی به کابالا از طریق پیشگویی هایش بوده است.
البته بعضی از طرفداران نوستراداموس ممکن است بگویند که وی انسانی کاملاً مذهبی و خداترس بوده و حتی در نامه اش به پسرش این مطلب را به وضوح بیان کرده است.(272) اما این گفته درست نمی باشد؛ زیرا امروزه نیز افراد فاسدی چون جرج بوش برای کسب مشروعیت، خود را به عنوان فردی مذهبی معرفی می کنند؛ این در حالی است که عضویت جرج بوش در گروه ماسونی و شیطانی (Skull & Bones) گوش فلک را نیز کر کرده است. بنابراین، ادعای نوستراداموس در نامه به پسرش نیز فریبی بیش نیست؛ زیرا عضویت وی در کابالا، هر گونه ادعایی را در مورد مذهبی بودن وی باطل می کند.
از سوی دیگر، اذعان به جادوگری و کفر به خداوند متعال در زمان نوستراداموس (قرن 16 میلادی) مطمئناً خطرناک بوده و به مرگ او می انجامیده است. بنابراین اگر نوستراداموس کافر بوده است، در نامه اش به پسرش، نمی توانسته اعتقاد قلبی به کفر و جادوگری را مستقیماً ذکر کند. (البته کاملاً مشخص نیست که واقعاً نامه ی مذکور، نامه ای حقیقی است یا خیر؟)
2 – بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس در رابطه با آخرالزمان بوده است و در این پیشگویی ها، مطالب فراوانی وجود دارند که از مسلمانان (به خصوص ایرانیان) چهره ای خشن و جنگجو ساخته اند و منجی مسلمانان (حضرت مهدی (عج) را انسانی جنگ طلب معرفی کرده اند. در واقع بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس، با لحنی هشدارگونه بیان شده اند و هدف از آن ها ایجاد ترس و تکاپو در دل غربی ها بوده تا آن ها خود را برای مقابله با این موج اسلامی آماده کنند.
نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر ملاحظه می فرمایید:(273)

3 – استفاده ی فراوان کشورهای ماسونی (آمریکا و اسراییل) از پیشگویی های نوستراداموس بر علیه مسلمانان و ایرانیان، خود گواه دیگری بر این حقیقت است که نوستراداموس کابالیست، با پیشگویی های فریبنده اش راه را برای کابالیست ها ی جدید (فراماسون ها) باز کرده و به آن ها در رسیدن به اهداف شیطانی آخرالزمانیشان کمک کرده است؛ چرا که اهداف فراماسون ها و تلاش آن ها برای به دست گیری قدرت جهان، همان اهدافی بود که قبل از آن ها کابالیست ها و شوالیه های معبد دنبال می کردند.
لازم به ذکر است که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کتاب ها و فیلم های زیادی درباره ی پیشگویی های نوستراداموس نوشته شده که فیلم معروف « مردی که آینده (فردا) را دید » از آن جمله است.(274) در این فیلم ها، به کرات از مسلمانان و ایرانیان به عنوان انسان های خطرناک یاد شده است. یقیناً با این ترفند، سران ماسونی قصد دارند تا مردم مغرب زمین را از اسلام و ایران بترسانند و از آن ها برای انجام اهداف شیطانیشان کمک بگیرند.
حال که به اهداف شیطانی پیشگویی های نوستراداموس پی بردیم، بهتر است پیرامون صحت و سقم این پیشگویی ها نیز بحث کنیم. در مورد صحت این پیشگویی ها می توان گفت که:
1 – بسیاری از پیشگویی های نوستراداموس مبهم بوده و می توان از آن معانی مختلف و حتی متضاد استنباط کرد. اکثر پیشگویی های نوستراداموس از این دسته بوده و مبهم می باشند و بدین ترتیب قابل استناد نیستند.(275)
2 – با وجود پیشگویی های مبهم فراوان در بین پیشگویی های نوستراداموس، در بعضی قسمت ها که وی صریح سخن گفته است، اشتباهات فاحشی در پیشگویی هایش مشهود است. برای نمونه به پیشگویی زیر توجه فرمایید:(276)
در این پیشگویی، نوستراداموس پیشگویی می کند که رود سلتیک (Rhine : راین) تا زمان نجومی خاصی (که دقیقاً بر سال 2006 میلادی منطبق است)، مسیر خود را تغییر داده و دیگر از شهر آگریپینا (شهر Cologne : کلن امروزی) رد نمی شود.(277) اما این پیشگویی کاملاً غلط بوده و در حال حاضر که سال 2007 میلادی است، رود راین دقیقاً از وسط شهر کلن عبور می کند و کماکان در مسیر سابق خود جاری است. تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google Earth برداشته شده است، این مطلب را به وضوح نشان می دهد:
3 – پیشگویی های بسیاری نیز در کتب و سایت های اینترنتی وجود دارند و منتسب به نوستراداموس هستند، اما هیچکدام از آن ها در بین پیشگویی های نوستراداموس یافت نمی شوند! بسیاری از این مطالب یا به کلی جعلی هستند و یا بخشی از عبارت آن ها جعل شده است. البته تعداد کمی از این دسته پیشگویی ها نیز وجود دارند که عمداً به صورت غلط ترجمه و تفسیر شده اند. در زیر به چند نمونه ی مهم از این گونه پیشگویی ها اشاره می کنیم:
A) پیشگویی زیر، یکی از پیشگویی های معروف نوستراداموس می باشد که طرفداران نوستراداموس، آن را به واقعه ی ساختگی 11 سپتامبر ارتباط می دهند:(278)
این قطعه از پیشگویی های نوستراداموس، سر و صدای زیادی به پا کرده است و عده ی زیادی از نویسندگان، آن را از شاهکارهای نوستراداموس دانسته و ادعا می کنند که این قطعه کاملاً با حادثه ی 11 سپتامبر ارتباط دارد و نوستراداموس توانسته است این واقعه را پیشگویی کند. این افراد می گویند که نوستراداموس توانسته است مدار محل وقوع حادثه (مدار شهر نیویورک) را نیز حدس بزند! متاسفانه در مقالات فارسی نیز سهواً این سخن نادرست به چشم می خورد.(279)
اما باید بگوییم که مطالب گفته شده، کاملاً غلط می باشد. در رد ادعای بالا، می توان به نکات زیر اشاره کرد:
(aاولین نکته ی مهمی که می توان به آن اشاره کرد، این است که مدار 45 درجه به هیچ عنوان مدار شهر نیویورک نیست، بلکه مدار شهر نیویورک در حدود 41 درجه است. بنابراین مدار نامبرده در سانتوری نوستراداموس، به هیچ عنوان با مدار شهر نیویورک مطابقت ندارد.
تصویر ماهواره ای زیر که از برنامه ی Google Earth برداشته شده است، مدار واقعی شهر نیویورک را به وضوح نشان می دهد:
البته دستگاه شیطانی فراماسونری که از پیشگویی های نوستراداموس در جهت منافع خویش بهره برداری می کند، بر آن شد تا این اشتباه واضح را به نحوی توجیه کند؛ بدین ترتیب که بعد از مشخص شدن اشتباه مذکور، حامیان پیشگویی های نوستراداموس اعلام کردند که منظور از (45) درجه در سانتوری نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه و یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد و این عدد نیز تقریباً مختصات نیویورک است!(280) عده ای دیگر نیز اعلام کردند که منظور نوستراداموس از (45) درجه، منطقه ای بین (40) و (45) درجه بوده است!(281) همان طور که ملاحظه می فرمایید، این توجیهات کاملاً غیر منطقی بوده و به راحتی رد می شوند. بعضی از دلایل رد این توجیهات عبارتند از:
1) نیویورک یک شهر بزرگ است و مختصات یک شهر بزرگ به هیچ عنوان درمحدوده ی صدم (0.01) و دهم (0.1) نمی گنجد؛ زیرا این شهرها محدوده ی وسیعی دارند. برای مثال، محدوده ی شهر نیویورک بین (40.48) درجه تا (40.88) درجه ی شمالی عرض جغرافیایی واقع شده است و محدوده ی این شهر در مقیاس صدم، فقط یک نقطه نیست. نکته ی جالب تر این که، حتی محل ساختمان سازمان تجارت جهانی در نیویورک (که در حادثه ی 11 سپتامبر ویران شد) نیز در مدار (40.70) درجه ی شمالی قرار دارد و با اعداد (40.5) درجه و (40.05) درجه مطابقت ندارد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور از (45) درجه در سانتوری نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه و یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، غلط است؛ چرا که محدوده ی شهر ها (به خصوص شهر های بزرگی همچون نیویورک)، در مقیاس صدم (0.01) و دهم (0.1) درجه نمی گنجد.
2) در پیشگویی های نوستراداموس، مدار شهرهای دیگری نیز ذکر شده اند که هیچکدام از آن ها اعداد اعشاری ندارند. بنابراین در اینجا نیز انتظار نمی رود که درجه ی ذکر شده برای « شهر جدید »، عددی اعشاری باشد. بدین ترتیب ادعای کسانی که می گویند منظور از (45) درجه در سانتوری نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه و یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، غلط است.
3) نحوه ی ذکر عدد (45) در این قطعه ی سانتوری مذکور، به قدری واضح است که جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارد و به هیچ عنوان عدد یاد شده، عدد (40.05) یا (40.5) را به ذهن متبادر نمی سازد.(282) از سوی دیگر نحوه ی بیان عدد (45) در این سانتوری به قدری گویا است که هیچ گاه نمی توان از آن، عبارت منطقه ای بین مدار (40) و (45) درجه را استنباط کرد. بدین ترتیب، هم ادعای کسانی که می گویند منظور از (45) درجه در سانتوری نوستراداموس، 40 و 0.05 (40.05) درجه و یا 40 و 0.5 (40.5) می باشد، و هم ادعای افرادی که می گویند منظور نوستراداموس از (45) درجه، منطقه ای بین (40) و (45) درجه است، اشتباه می باشد.
ذکر این نکته حائز اهمیت است که اختلاف بین 41 درجه و 45 درجه ی عرض جغرافیایی کم نیست و در حدود 480 کیلومتر می باشد. بدین ترتیب نمی توان شهر جدید ذکر شده در قطعه ی 97 سانتوری 6 نوستراداموس را که در مدار (45) درجه واقع شده است، همان شهر نیویورک دانست؛ زیرا نیویورک که در مدار 41 درجه واقع شده است، حدود 480 کیلومتر با مدار (45) درجه فاصله دارد.
منبع:موعود
ادامه دارد
تبلیغات
مدیر : 