آیندة دین و دین آینده
چند سال قبل در ایران بعضی روزنامهها مشابه همین مطالب را نوشته بودند كه نماز، نماز جمعه و این حرفها چیست(!) هفتهای یك روز بنشینیم، اگر حال داشتیم چند دقیقه به یك جایی وصل بشویم همین كفایت میكند. این ترفندی است كه كلیسای كاتولیك و مسیحیت اندیشیده است تا به این صورت، مطالب دینی خودش را با رنگ و لعاب بسیار زیبایی به خورد دیگران بدهد و خود را از سختی گفتوگو و مذاكرة علمی برهاند.سخنرانی حجتالاسلام و المسلمین دكتر احمد كثیری استاد دانشگاه واتیکان (اتریش)
دانش کسانی كه این رشته را در ایران تدریس میكنند [عمدتاً] برگرفته از دایرتالمعارفهای غربیان است که در آنها گفته شده است ما از دهه 60 قرن بیستم بحث و رویكرد الهیات آپولوجتیك را کنار گذاشتیم تا به بحثهای معنویتگرایی برسیم؛ بحثهایی نظیر: مدیتیشن (meditation)، تحمل و كارهای این گونهای؛ هفتهای یك روز اگر وقت شد رابطهای با عالم ماوراء برقرار میكنیم. چند سال قبل در ایران بعضی روزنامهها مشابه همین مطالب را نوشته بودند كه نماز، نماز جمعه و این حرفها چیست(!) هفتهای یك روز بنشینیم، اگر حال داشتیم چند دقیقه به یك جایی وصل بشویم همین كفایت میكند. این ترفندی است كه كلیسای كاتولیك و مسیحیت اندیشیده است تا به این صورت، مطالب دینی خودش را با رنگ و لعاب بسیار زیبایی به خورد دیگران بدهد و خود را از سختی گفتوگو و مذاكرة علمی برهاند. مدرّسان هموطن ما نمیدانند كه به جای الهیات آپولوجتیك یك رشته مهمّ الهیاتی به نام الهیات بنیادی تأسیس شده كه بنیادهای عقیدتی و الهیاتی ادیان دیگر را در بازخوردی كه از دیگران میگیرند برای توجیه عقلانی در اختیار دیگران قرار میدهند. الهیات و الهیدانان، رشتهها و تخصصهای مختلفی دارند: الهیات دگماتیك (dogmatic theology)، الهیات كتاب مقدس (biblical theology)، الهیات ایتولوژیک (ethologic theology)، الهیات اخلاق (moral theology)، الهیات بنیادی و... . متخصص و متألّه رشته الهیات بنیادی وظیفهاش این است كه برای ما مفاهیم اساسی و بنیادی مسیحیت را طوری جلوه دهد و تفسیر كند كه ما به این حقیقت برسیم که مسیحیت عقلستیز نیست؛ یعنی اینكه گفته میشود تثلیث؛ یعنی خدا یكی است؛ یكی یعنی سه تاست، سه تا یعنی یكی؛ این لطیفه نیست و واقعیت دارد. توحید در عین تثلیث؛ یعنی یكی سه تاست و سه تا یكی. هیچ بشری در طول تاریخ پیدا نشده است كه این را توجیه كند. قرآن در مقابل این مطلب موضع گرفته تا آن را تصحیح كند. آنها میخواهند ثابت کنند که این عقیده عقلستیز نیست و حتماً عقلپذیر است، لذا میگویند شما ابتدا تعمید بیابید بعداً درك خواهید كرد؛ یك ترفند بسیار زیبا. الآن در تهران با همین توجیهات رشد گرایش به مسیحیت، 60 در صد بیشتر از سالهای قبل شده است. خیلی از دانشمندان امروز از طریق همین توجیهات دست از دین كشیده و به سمت معنویت منهای دین و اخلاق، ایمانگرایی منهای اسلامگرایی روی آوردهاند. طبق آموزههای قرآن كریم در اینكه دین در آینده وجود خواهد داشت شكی نداریم؛ زیرا انسان فطرتاً طالب ایجاد رابطة خاص با خدایی است كه از طریق وحی ـ همان وحی رسالی ـ به مردم معرفی شده است. |
برای ما كه دیندار هستیم این سؤال مطرح است كه دین آینده چه دینی خواهد بود. علاوه بر متخصصان الهیات بنیادی، دانشمندان آیندهشناس یا فتورولوگها (futurologs) نیز به این موضوع میپردازند. گفته میشود اینها انسانهای كمحوصلهای هستند که منتظر فرارسیدن حوادث تاریخی نماندهاند و میخواهند برای سالهای آینده تصمیم بگیرند. فتورولوگها معمولاً بیشتر پیشگوییها و گمانهزنیهایشان را متوجه حقایق بیولوژیك میكنند. اخیراً آلمان فیلمی ساخته كه در آن تصویری از قارة اروپا را در 240 میلیون سال آینده ارائه كرده است؛ که مثلاً در اروپا از روسیه تا ایتالیا و اسپانیا، چه حوادثی اتفاق خواهد افتاد. چه حیواناتی دوباره به وجود خواهند آمد، طبیعت چگونه دیده خواهد شد و زمین و انسانها چه شكلی پیدا خواهند كرد. جالب است كه در این فیلم هیچ نقشی برای انسانها قائل نشدهاند؛ چون انسان امروز دچار خودفراموشی است.
در دایرتالمعارفهای دین، شاید بیش از هزار تعریف از دین وجود دارد و این تعریفها هم تا قیامت ادامه خواهد داشت و هیچ كس را به جایی نخواهد رساند. ما باید در تعیین مصادیق دین، دینهایی را بررسی کنیم كه امروز دینهای زندة دنیا هستند. در میان دینهای زندة دنیا، سه دین وحیانی هستند: یهودیت، مسیحیت و اسلام. چند دین غیر وحیانی نیز هستند که عبارتند از: بودیسم و هندویسم. این دینها قرار است ادامه پیدا كنند، چون برای آینده برنامه دارند و در نظام الهیاتی و آموزههای دینیشان برای آیندة انسان برنامهریزی شده است. یعنی انسان مؤمن به این ادیان با ایمانی كه به این آموزهها دارد، میتواند برای آیندة خودش برنامهریزی كند.
- یهودیت و مسیحیت؛ گسسته از مبدأ و معاد
در اوّلین سِفر «كتاب مقدس» ـ سِفر پیدایش ـ که به قصة پیدایش جهان و انسان میپردازد، پس از آنکه خلقت آب، خاك، انسان و... را مطرح میكند به ترتیب ایام به هفتمین روز میرسد و میگوید که در این روز خدا استراحت كرد. در مقابل این دیدگاه، در قرآن كریم تصریح شده است که: «كلّ یومٍ هو فی شأنٍ».1 خدا اصلاً استراحت نمیکند. اندیشه فلسفی كه در قرون 18 و 19 پیدا شد و الآن نیز مطرح است، یکی از صفاتی را كه برای خداوند قائل است او را «ساعتساز لاهوتی» میخواند؛ به این معنی که خداوند ساعت عالم را ساخت، آن را كوك كرد و به حال خود رها نمود. این سؤال مطرح میشود که او عالم را به كی سپرد؟ پاسخ آن فیلسوفان این است: به دست نخستزادگان و فرزندان خاصّ خودش. امروز و فردای عالم به دست اینهاست و خدا الآن استراحت میکند. در نظر داشته باشیم که مرور هر روزة این مطالب، از واجبات دینی یهودیان است.
مسیحیت نیز بریده از مبدأ است. الآن بیش از دو هزار سایت اینترنتی و صدها شبكة تلویزیونی به زبان فارسی و حتی به لهجههای زیبای لری یا یزدی در حال فعّالیت هستند و مسیحیت، عشق، محبت خدا و صفا و صمیمیت را تبلیغ میكنند. بنده متخصص این رشتهام و به تعداد شما1 در واتیکان، كشیشها، شاگرد بنده هستند. در کلاسهای درس، مشكل ما این است که باید به آنها توضیح بدهیم که چطور از مبدأ بریدهاند و به خدای مردهای عقیده دارند. اگر یهودیها عقیده دارند كه خدایشان به آسمان، یا هر جای دیگری كه آنها میگویند رفته است، ولی به هرحال كاری دارد و بیكار نیست، اما در مسیحیت آنقدر آموزههای عقیدتی پیچیده است كه در عصر مدرن و پسامدرن یا فرامدرن كه در آن زندگی میکنیم، دانشمندان عالم به اینجا رسیدهاند كه اصلاً با خدا قطع رابطه كنند، بلكه حتی خدا را مرده و بیمعنی در نظر گرفتهاند.
- مسیحیت و اعتقاد به خدای مرده(!)
- غرب و معضل بریدگی انسان
امروز یكی از راحتترین كارها در غرب، خودكشی است. بالاترین آمارها مربوط به سه كشور مجارستان، اتریش و سوئیس است. در این سه کشور خیلی مواظباند كه حادثة خاصی پیش نیاید. مثلاً اگر در ایام كریسمس هوا خوب نباشد در آن روزها خودكشی خیلی زیاد میشود. شب كریسمس سه سال قبل 24 نفر در اتریش خودشان را كشتند؛ این یعنی بریدگی. این کشورها، كشورهای عقبافتادهای نیستند. در چنین شرایطی جالب اینجاست كه انسان با خودش هم نمیتواند ایجاد رابطه بكند و با خودش قطع رابطه كرده است. چون آموزههای دینی آنها به شکلی است كه آنها را از همه چیز بریده است، لذا خودكشی راحتترین راه است.
- اسلام، بزرگترین دین آینده
در جهان ادیان هم امروز ما با این پدیده مواجه هستیم. دینها در خانههای خودشان با مشكل دینفراری مواجه شدهاند. در اروپایی كه به عنوان مثال، الآن مسیحی بوده است، مسیحیت به فراموشی سپرده میشود. امّا در عوض در ژاپن، چین، هند و ایران خودمان گرایش به مسیحیت زیاد میشود. در كشورهایی نیز كه ادیان بودایی و هندویی دارند مانند هند، چین، ژاپن، سریلانكا و تایلند گرایش به مسیحیت بیشتر میشود. در عوض از بودیسم، هندویسم و سنتهای شرقی فاصله گرفته میشود.
در چنین شرایطی جالب است توجه داشته باشیم، اسلام دینی است كه در همه جا جاذبه دارد. گرایش به اسلام در همه جا وجود دارد. این گرایش آنقدر سریع و شدید است كه برای بعضیها اصلاً قابل تحمل و پیشبینی نیست. بعضی از دینداران مهم و عقیدهمندان به آیین مسیحیت تلاش كردند جلوی حركت اسلام را بگیرند، ولی نتوانستند. به هر مسئولی مراجعه كردند كه به درد اینها پاسخ بدهد و جلوی اسلام را بگیرد، موفق نشدند. از همینرو راحتترین كار برای آن كشیش معروف آلمانی این بود كه مُشرّف به خودسوزی شود و با بنزین خودش را آتش بزند!!
یک سوءتفاهم را نیز باید اینجا تصحیح كنم. گاهاً در رسانههای جمعی اعلام میشود: اسلام رشد سریعی در عالم دارد؛ این عبارت معنایش این نیست كه شما هر جا بروید بگویند آقا شما مسلمانید بفرمایید من باید چگونه مسلمان بشوم و شما هم شهادتین را به او یاد بدهید تا مسلمان شود. نه، اینطور نیست. ما باید پدیدة رشد گرایش به اسلام را در یك مجموعه ببینیم. با توجه به بمباران تبلیغاتی غرب برای تحریف اسلام، با توهین به مسلمانان و به كار گرفتن انواع و اقسام هنرها، اسلام هنوز زنده و رو به ایمانزایی است. یعنی اگر رقبای کشیش ما جوانان مسلمان را در تركیه، امارات، بحرین، عراق، پاكستان و حتی بم، تهران و قم مسیحی میكنند، با وعدة شهوترانی، پول، ویزا، اقامت یا شرابی است که به آنها میدهند. در صورتی که ما هیچ كس را با استفاده از این ابزارها مسلمان نمیكنیم. ذات اسلام عاری از این حرفهاست. اسلام برای هدایت انسانها مسلمان میكند. بعضیها میگویند با مسلمان شدن اینها، یک نفر به عوام مسلمانان اضافه کردیم. كشیشی اتریشی، اول كمونیست شد و بعد از آن با تحقیق پاسخ را یافت. او رشتههای مختلف فكری، فرهنگی و فلسفی را مطالعه كرد و مسلمان و شیعه شد. بنده مهمانش بودم. وقتی به اتاقش رفتم سجادهاش پهن بود. آنقدر سجده کرده بود که جای زانوهایش روی سجاده ساییده شده بود. قرآنی داشت. او آنقدر قرآن خوانده بود که نه تنها زركوب روی جلد آن رفته بود بلکه کاغذ آن هم سوراخ و فرسوده شده بود. آیا این آقا عوام است؟!
- استفادة میسیونرها از روشهای غیرانسانی
- اسلام، یگانه هویت ضدّ سلطه
بنده در اتریش، در دانشگاه واتیکان برای کشیشها الهیات مسیحی تدریس میكنم. هرسال معمولاً چهار پنج ماه آنجا هستم. دانشگاه بزرگترین كلاس درس را به بنده اختصاص داده است زیرا در کلاسهای عادی به دلیل ازدحام و کثرت داوطلبان، امکان برگزاری این کلاس نیست. این به دلیل آن است که من مباحث الهیات مسیحی را به صورت تطبیقی با الهیات اسلامی ارائه میدهم. ویل دورانت در «تاریخ تمدن» خود جملة معروفی دارد. او میگوید: «اسلام صد جان دارد. از این طرف آن را میكشی از آن طرف میآید»، ظاهراً او آگاه نبوده که اسلام دین فطرت است؛ از همین رو دین گذشته، حال و آینده است. آنها نمیتوانند قرآن را از بین ببرند. «إنّا نحن نزّلنا الذكر و إنّا له لحافظون»،2 «إنّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم».3 لذا یكی از درسهای بنده در آنجا این است: «دوباره به قرآن گوش كنید» از شما هم میخواهم دوباره به قرآن گوش كنید. از روحانیان خودمان میخواهم، از سروران خودم، از خواهران و برادران میخواهم یك بار دیگر به قرآن گوش كنند ببینند پیام قرآن چه است و آینده دین را چگونه تصویر میكند.
آنها به این ایمان رسیدند. باور کنید بعضی از آنها ایمانشان به قرآن، بیشتر از ایمان بنده به قرآن است. یک روز یکی از دانشجوهای من که یک خواهر روحانی (مسیحی) بود، به من گفت: قبل از شروع درس با خودم فکر میکردم که شما چه میخواهید بگویید؛ از اسلام که چیزی نمانده است. اسلام دیگر مثل آبكش سوراخ سوراخ شده است، شما چه میخواهید بگویید؟! امّا همین که «بسم الله الرحمن الرحیم» را شنیدم چنان آرامشی در وجود من حاكم شد و به این حقیقت بسم الله رسیدم. ما ممکن است روزی هزار بار بسم الله بگوییم، امّا چند بار تنمان میلرزد! ببینید، ما فکرمان محدود مانده است. ما، نه به رسالت جهانی اسلام كار داریم، نه به دنیا كار داریم. این دینی كه با یك «بسم الله» آتش میزند به جان یك خواهر روحانی، این دینی كه یك روایت از پیغمبرش خانم «ماری شیمل» را میسازد؛ زن نابغهای كه در بیست و یك سالگی دكتریاش را گرفته و استاد دانشگاه شده است. به او گفتند چرا مسلمان شدی؟ میگوید: «پیغمبر شما بود كه من هدایت شدم». از صبح تا غروب قرآن گوش میكرد. كمتر كسی مثل ایشان به اسلام خدمت كرد.
واقعاً این دین چه دینی است كه زخمة روح انسانها شده است و با نواختن در این تار وجودشان، نغمة داوودی «لا اله الّا الله» به آسمان میبرد. حقّش نیست كه دوباره به پیام قرآن گوش كنیم. آیا با توجه به این عوامل، دین دیگری برای انسانها یا در آینده انسانها ایفای نقش خواهد كرد. تازه اگر هم دینهای دیگر نقش داشته باشند كه قطعاً خواهند داشت، آیا به اندازة اسلام خواهد بود. جدای از آیات قرآنی جدای از احادیث نبی اكرم(ص) و روایت ائمه معصومین(ع) جدای از پیشگوییها، اخبار غیبی و... به عنوان یك پدیدارشناس، شما ویژگیهای تفكر اسلامی و دین اسلام را در نظر بگیرید و نیازهای انسان را با آن بسنجید. قطعاً جدای از تمام آن حقایق كه آنها درست هم هستند هر پدیدارشناسی به این نتیجه میرسد كه آینده متعلق به این دین است و زنده بودن آن به همین است که انسانساز است. ما این ادعا را كردیم امّا دیگران زودتر از ما این سرّ را فهمیدند.
غربیها به بعضی از آموزههای اسلام بیشتر از ما ایمان دارند. شما میدانید مسواك، نظافت و طهارت در اندیشة غربی نبود. حتی قصرهایی كه از دویست یا سیصد سال قبل مانده توالت و دستشویی و حمام نداشته است. فاضلابشان را جمع میكردند و شب میبردند بیرون میریختند. امّا در اسلام ـ 1400 سال قبل ـ نبی اكرم(ص) فرموده بود، چاه بكنید و فاصله چاه با اطراف آن باید چقدر باشد. در همین رابطه مستحبات و مكروهات فراوانی داریم، الی ماشاءالله. دربارة مسواک از نبی اكرم(ص) نقل شده «اگر برای امتم دشوار نبود، مسواک را برایشان واجب میکردم». امروز در غرب دارد به آن عمل میشود. آنها به بعضی از آموزههای اسلام خیلی خوب عمل كردند و به بعضی از آموزههای آن خیلی بیشتر از ما ایمان دارند. آنها گوهر اسلام را خیلی بهتر از ما شناختند. یكی از گوهرهای اسلام این است كه اسلام دین آینده است. پس باید آموزههای آن را در زندگی جاری كنیم.
حال این سؤال پیش میآید که ما امروز اسلامهای مختلفی در عالم داریم. ما الآن اسلام صهیونیستی هم داریم چنانکه مسیحیت صهیونیستی داریم. همة مردم كه مسلمان محمدی و مسلمان ولایی نیستند؛ همه كه مسلمان غدیری نیستند، مسلمانهای دیگری هم هستند. قبلاً عرض كردم كه بعد از انقلاب اینها فهمیدند که دین اسلام دارد قدرتش را بیشتر به ظهور میرساند. آنها الآن به این حقیقت رسیدهاند كه آن اسلامی كه در آینده ایفای نقش خواهد كرد اسلام شیعی است. تدابیری که برای این امر اندیشیدند در یك تعامل مثبت با ما قرار بگیرند و حداقل اینكه اسلام دینی الهی و مبتنی بر وحی است را بپذیرند. ما همین را میخواهیم. دوستان از من میپرسند، شما كه غرب میروید كسی را مسلمان كردید. جواب من این است كه من نمیروم كسی را مسلمان كنم بلكه میخواهم به آنها بگویم اسلام یعنی چه، كار بنده همین است و همین یعنی همه چیز. آنها پیش از این عقیده داشتند که قرآن ـ نعوذ بالله ـ هجویات است، امّا الآن در کتابهای درسی که کاتولیکها میخوانند، قرآن را به عنوان وحی پذیرفتهاند. این مطلب از اینکه ما دو نفر را مسلمان كنیم و فردا حسابشان را برسند بسیار مهمتر است. به هر صورت ما میخواهیم این حقیقت را بنویسیم.
- مسیحیت و هدف مسیحی کردن کلّ عالم
- جنگهای صلیبی جدید و رویارویی جدّی با اسلام
الآن واتیكان مركز تصمیمگیری در باب ژئوپولتیك و ژئواستاتیك ادیان است. یعنی صهیونیسم لامایی و رهبرش خود «دالاییلاما» رهبر بوداییهای تبت مدت زیادی برای مذاکرات آنجا بوده است. شما میدانید كه ریگان دوازده بار با پاپ قبلی در واتیكان ملاقات کرد. در این بین آنچه كه فدا میشود مسلماناناند. یک صهیونیسم معروف و از جمله كسانی كه شمشیر را از رو علیه اسلام بسته، مشاور پاپ است. آنها كار را خیلی جدی شروع كردهاند. از جمله برنامههایی که دارند این است که مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوییسم در یك حركت حلقهای كلّ بلاد اسلامی را دور بزنند و به سمت مركزش كه كعبه است. برای كعبه هم برنامهریزی كردهاند. بنده شواهد و عكسهایی دارم كه نشان خواهم داد.
یكی از دوستان ما كه میسیونر مسیحی است كتابی نوشته و آن را برای من فرستاده است. اسم كتاب این است: «مسلمانها میپرسند مسیحیها جواب میدهند». روی جلد كتاب دو تا عكس كنار هم قرار گرفته است: یکی گنبد مسجدی است كه بالایش هلال است، ماه نو است. دوم صلیب، اما صلیب را دقیقاً روی كعبه نشانده است. یک روز، یک آفریقایی مسیحی شده به صلیبی که از گردنش آویزان بود اشاره کرد و گفت: میدانی اگر من قدرت پیدا كنم این صلیب را كجا خواهم نشاند؟ گفتم نه، تو بگو. گفت: بر روی كعبه. دارند به اینها آموزش میدهند. و زمینهها را آماده میكنند. الآن كتاب چاپ كردند و صلیب را به روی كعبه نشاندند.
راهبرد دیگرشان این بود که آمدند در آموزههای دینی بودیسمی تغییر ایجاد كردند. لازم بود برای اینكه خودشان را در عالم جا بیندازند آموزههای دینی را به یك معنی نسبی كنند تا به ما ـ مسلمانان ـ فشار بیاورند که شما هم آموزههایتان را نسبی بكنید در حالی که آموزههای ما مطلق است. ما میدانیم خدا چیست، میدانیم نبی كیست، میدانیم وحی چیست و هیچ شكی هم در آن نداریم. بر سر آن بحث هم میكنیم. برای اینكه در قرآن، چندین بار عالمیان و آدمیان را به تحدّی میطلبد. فكر میكنید وحی نیستند، بفرمایید بیاورید هیچ كتاب در عالم این طوری نیست. هیچ فرهنگ و دین و كتابی در عالم نیست كه همه عالمیان و آدمیان را به میدان بطلبد كه ما را باطل كنید. لذا ما هم كه به اروپا رفتیم همین حرف را به آنها گفتیم. اینها دو سه سال فكر كردند بعداً پیش ما زانو زدند که نمیتوانیم. قرآن مطلق است، قرآن سخن خداست. معنی ندارد ما از این آموزه دست برداریم. ما برای خوشآیند دیگران نباید دینمان را دستكاری كنیم.
امروز انسانهای غربی به دینهای دستكاری و تابع انسانشده نیاز دارند، زیرا خدامحوری دیگر حذف شده و زمان خودمحوری است. هرچه كه تو انجام دهی معیار است، نه خدا. عرض كردم طیّ این برنامه، با كمكهای مالی، سیاسی و رسانهای آمریكا بودیسم ـ آیین نسبیگرای غربی شده ـ را جا بیندازد. هفتهای نیست که از دالاییلاما برنامه پخش نكنند؛ از شبكة الجزیره قطر گرفته كه مروج ـ به اصطلاح ـ صهیونیسم اسلامی است و شبكههای سی.ان.ان و ... .
نكتهای كه روی آن بسیار تأكید میشود، ضدّیت او با اسلام است. معلوم است، به كجا میخواهند برسند. به دنبال سرزمینهای از دست رفتة خودشان هستند. برای مسیحیها هم مطلوب است. لذا دالاییلاما، پاپ و این آقای یهودی صهیونیسم ـ كسینجر ـ در یك راستا دارند حركت میكنند.
بعد از تبلیغ بودیسم، طراحی کردند که اگر انسانهای عالم بودایی شدند رهبری را چگونه میخواهند دست بگیرند، كی باید رهبر اینها باشد و تصمیم گرفتند که خود بوداییها باشند، آنها مراسمی دارند به نام مراسم «كاراچاكرا»، كاراچاكرا متن دعا است؛ خیلی مهم است، متن رسمی است كه باید با حضور دالاییلاما خوانده شود. چند سال قبل در «گرادس» اتریش این مراسم برگزار شده بود؛ چون گرادس پایتخت فرهنگی اروپا بود. راهبهای بودایی یك سال كار میكند یا مدت زمان زیادی وقت صرف میكنند و طرحی از عالم بر روی ماسههای رنگی، بر روی یك بشقاب یا دیس بزرگ ترسیم میكنند؛ مثلاً چند متر و آن شكل به این صورت است كه از چند جهت عالم راههایی را ترسیم میكند كه به یك مركز میرسد و در مركز آن یك مكعب قرار دارد. دعا خوانده میشود و با حضور دالاییلاما این ظرف را میتكانند و نقش عالم را بر آب میزنند و تخریبش میكنند. این مکعب سمبل چه است؛ کعبه.
ایمانآفرینی بودایی با خواندن دعا و مراسم دعا و تخریب این نقش عالم است. حال چرا این طرح را برای ما ریختهاند؟ برای اینكه ما قوی هستیم. آنها دارند برای آینده برنامهریزی میكنند و میدانند كه در آینده، آینده به دین متعلق خواهد شد، لذا دارند جلویش را میگیرند. حالا چرا دین ما قوی است؟ برای اینكه موافق فطرت و ذات انسان است. برای اینكه به همان حقیقتی شهادت میدهیم، و با همان حقیقتی زندگی میكنیم و میمیریم كه انبیا به آن شهادت دادهاند؛ «لا اله الا الله». برای اینكه ما عقیده به توحید، عقلانیت، معنویت و روحانیت كه ویژگیهای اسلام است، داریم. یعنی معنویت ما خلاف عقل نیست و عقلانیت ما خلاف معنویت نیست. دلیل دیگر اینكه ما پاكیم. مگر نگفتند این پیغمبرها را از این قریه اخراجشان كنید؛ چرا؟ «لأنّهم اُناسٌ یتطهّرون»،4 چون پاكند و این افتخار ماست. زیرا ما پیرو وحی رسالی و پیرو انبیای الهی و قرآن كریم هستیم.
بالاتر از همه اینکه ما ولیّ و رهبر زنده داریم. نمایش اقتدارمان ـ حج ـ را نگاه كنید. چرا مردم باید دور خانة خالی بگردند(!) یعنی خانه صاحبخانه و صاحبخانه دارد. اینها به دنبال آن صاحبخانه هستند و میدانند که او زنده است. ما دارای دینی هستیم كه صاحب زنده دارد. در حقیقت با اندیشة اجتهاد و فقاهت و با عنصر ولایت فقیه در تحقق خودش و در نفوذ در جانهای انسانها تلاش میکند و ریشه میدواند.
یقیناً بدانید همانطور كه تزار روس آرزوی دستیافتن به آبهای گرم خلیجفارس را با خود به گور برد، آنهایی هم كه امید پیدا كردهاند كه این قرن، قرن سلطة آنها بر كشورهای اسلامی باشد آرزویشان را به گور خواهند برد؛ مشروط به آنکه ما و مسئولان ما قدر خودمان را بدانیم و امکاناتمان را وقف خدمت به دین، شریعت و مذهب حقّة تشیع و تفكر والای اسلامی کنیم.
انشاء الله.
ماهنامه موعود شماره 100
پینوشتها:
٭ این سخنرانی در پانزدهمین نشست ماهانة فرهنگ مهدوی در جمع اعضای خانوادة موعود ایراد شده است.
1. تعداد حاضران نشست به بیش از دویست نفر بالغ میگردید.
چند سال قبل در ایران بعضی روزنامهها مشابه همین مطالب را نوشته بودند كه نماز، نماز جمعه و این حرفها چیست(!) هفتهای یك روز بنشینیم، اگر حال داشتیم چند دقیقه به یك جایی وصل بشویم همین كفایت میكند. این ترفندی است كه كلیسای كاتولیك و مسیحیت اندیشیده است تا به این صورت، مطالب دینی خودش را با رنگ و لعاب بسیار زیبایی به خورد دیگران بدهد و خود را از سختی گفتوگو و مذاكرة علمی برهاند.
مدیر : 