سفیانی و قرقیسیا در گذر تاریخ
گفتوگو با حجّتالاسلام و المسلمین علیاكبر مهدیپور
اشاره:
در شمارة 98 موعود گفتوگویی پیرامون «شام در گذر تاریخ» با استاد گرامی حجّتالاسلام و المسلمین جناب آقای مهدیپور، محقّق و نویسندة ارجمند ترتیب داده بودیم كه تقدیم خوانندگان شد. در ادامة موضوع، در این شماره، مبحث قرقیسیا و فرجام سفیانی را پی میگیریم. پیشاپیش از اینكه استاد محترم، ما را به حضور پذیرفتند از ایشان سپاسگزاریم. در این شماره گفتوگویی پیرامون «قرقیسیا» داریم كه از شهرهای شامات، در شمال سوریه و محلّ وقوع بزرگترین نبرد جهانی در آستانة ظهور میباشد.
- لطفاً در آغاز گفتوگو اشارهای به مفهوم واژة «قرقیسیا» و موقعیّت جغرافیایی این منطقه داشته باشید.
قرقیسیا شهری در شمال سوریه، در طول جغرافیایی 64 درجه و 45 دقیقه و عرض جغرافیایی 35 درجه، ـ براساس تحدید بطلمیوس ـ است.2 این شهر در شش فرسخی رَحبة مالك بن طَوْق، در نزدیكی «رَقّه» در استان الجزیره، بر كرانة رود خابور قرار دارد.3 خابور بزرگترین رودخانة الجزیره است، كه از دو طرف كوه «قراجه داغ» واقع در جنوب دیار بكر تركیه سرچشمه میگیرد. این رود پس از عبور از بستری به طول 350 كیلومتر در محلّ قرقیسیا به فرات میریزد.4
قرقیسیا در 35 كیلومتری جنوب شرقی «دیر»5 بر كرانة غربی فرات، در محلّ التقای فرات و خابور قرار دارد.6
- این شهر از چه زمانی بنا شده، چه پیشینة تاریخی دارد و موقعیّت فعلی آن چگونه است؟
به سال 16 ق. سعد بن ابی وقّاص سپاهی به فرماندهی عمرو بن مالك زهری به هَیْت و قرقیسیا فرستاد. به سال 19 ق. عیاض بن غنم، الجزیره را فتح كرد و حبیب بن مسلمه را به قرقیسیا فرستاد. اهالی قرقیسیا بدون جنگ و خونریزی به آغوش اسلام آمدند و حبیب «عمیر بن سعد» را به عنوان والی قرقیسیا تعیین كرد.10 مردم قرقیسیا با معارف اسلامی آشنا شدند و آنجا را مركز نشر تعالیم اسلامی قرار دادند، محدّثان و حافظان بسیاری در این شهر پرورش یافتند كه اسامی شماری از آنها را سمعانی آورده است.11
هنگامی كه معاویه با خاندان عصمت و طهارت به مخالفت برخاست و بر فراز منبر، صریحاً امیرمؤمنان(ع) را سبّ كرد، جمعی از دوستداران اهل بیت(ع) به سوی قرقیسیا مهاجرت كردند، كه از آن جمله بود: عدیّ بن حاتم، جریر بن عبدالله بجلی و حنظلـة الكاتب.12 محدّثان منسوب به قرقیسیا را با عناوینی چون: قرقسانی، قرقسایی13 و قرقسیانی میخوانند.14
قرقیسیا در صدر اسلام، شهری آباد و فرهنگی بود و در سفرهای بازرگانی بین شام و عراق نقش مهمّی ایفا میكرد.15
از اینكه سمعانی در قرن ششم، یاقوت و ابن اثیر در قرن هفتم از آن به عنوان «شهر» یاد كردهاند معلوم میشود كه تا آن زمان موقعیّت شهری قرقیسیا محفوظ بوده است، ولی بعدها به كلّی ویران شد و اینك قصبهای بر ویرانههای آن به نام «ابوسرای» وجود دارد.16
طرفهای درگیر در نبرد قرقیسیا چه كسانی هستند؟ در احادیث، از افراد زیادی به عنوان طرفهای درگیر با سفیانی در نبرد قرقیسیا یاد شده كه از آن جمله است:
1. ابقع: در احادیث فراوان، از جمله در فرازی از یك حدیث طولانی از امام باقر(ع)، از خروج «ابقع» و كشته شدنش به دست سفیانی با همة هوادارانش سخن رفته است.17 ابقع در لغت به ابلق، یعنی: هر چیز سیاه و سفید، به ویژه به كلاغ سیاه آمیخته با سفیدی، هر شخص پلید، به ابرص، شورهزار و كسی كه لباس رنگارنگ و وصلهدار بپوشد، گفته میشود.18
2. اصهب: در احادیث فراوان از جمله حدیث یاد شده، پس از كشته شدن ابقع، از كشته شدن اصهب به دست سفیانی گفتوگو شده است.19 اصهب در لغت به معنای شتر سرخ مو، شتر سفید آمیخته با سرخی، نام چشمهای در میان بصره و بحرین، به معنای دشمن و به رومیان از جهت رنگ چهره و دشمنی با اسلام گفته میشود.20
در احادیث فراوان از ویران شدن شام به سبب اجتماع سه سپاه ابقع، اصهب و سفیانی در آن سخن رفته است.21 در حدیثی از امام باقر(ع) در مورد اصهب هشدار داده شده كه، از گروه اصهب برحذر باشید.22 در احادیث عامّه آمده است كه همة خاندان و هواداران اصهب در این فتنه كشته میشوند.23
3. رومیان: آنگاه سپاه سفیانی وارد «قرقیسیا» میشود، در آنجا با تركان و رومیان به نبردی سخت میپردازند24 كه تعداد 100 هزار نفر از آنها كشته می شوند.25
4. كوفیان: سفیانی پس از این كشتار وارد كوفه میشود. سه روز آنجا را قتلعام میكند. 60 هزار نفر از اهل كوفه را به قتل میرساند و 18 روز در كوفه توقّف میكند.26 تعداد لشكر سفیانی در تهاجم به كوفه در حدیثی از امام باقر(ع) 70 هزار نفر آمده است.27
5. رزمندهای از اهل كوفه: مردی سلحشور با عدّهای از مستضعفان اهل كوفه در برابر سپاه سفیانی خروج میكند. او نیز به دست فرماندة لشكر سفیانی در میان كوفه و حیره به قتل میرسد.28
6. سپاه خراسانی: در آن گیر و دار سپاهی از خراسان با شور و شتاب، با پرچمهای برافراشته، به سوی كوفه حركت میكنند، كه شماری از اصحاب مهدی(ع) در میان آنها میباشند.29
7. سیّد حسنی: در حدیثی از امام صادق(ع) از خروج سیّد حسنی و درو شدن یارانش به دست سفیانی سخن رفته است.30 ولی در حدیثی از طریق عامّه آمده است كه مردی از اولاد امام حسن(ع) از مشرق خروج میكند، كه اگر با كوه مواجه شود آن را در هم كوبد و برای خود راهی فراهم نماید.31 و در حدیثی از امام صادق(ع) از كشته شدن سیّد حسنی به دست اهل مكّه و ارسال رأس شریفش به سوی سفیانی سخن رفته است.32
8. آل قیس: در برخی از احادیث عامّه «قیس» از یاران حضرت مهدی(ع) و پشتوانة آن حضرت در قیام جهانی یاد شده33 و در حدیثی از پیامبر اكرم(ص) از اجتماع قیس و كشته شدنشان توسط سفیانی سخن رفته است.34 به جزیرة كیش در دریای عمّان «قیس» گویند35 و قیس نام محلّی در مصر است.36
در احادیث فراوان از خیزش قیس،37 به اهتزاز درآمدن پرچمهای قیس در مصر،38 آنگاه فرود آمدنشان در الجزیره و درگیری آنان با سفیانی گفتوگو شده است.39
9. اهل بصره: در برخی از منابع عامّه پس از تشریح جنایات سفیانی در كوفه، پیرامون كشت و كشتار و تعدّی به حریم بانوان آمده است: «چون این خبر به اهل بصره میرسد، از دریا و خشكی گسیل میشوند و زنان را از دست سپاه سفیانی رهایی میدهند».40
به نقلی دیگر این عدّه از اهالی كوفه میباشند و در میان آنها عدّهای از اهل كوفه هستند، كه به سپاه سفیانی تهاجم نموده، اسیران را از دست آنها بیرون میآورند.41
10. شیصبانی: در حدیثی از امام باقر(ع) از خروج شیصبانی در آستانة خروج سفیانی در كوفه سخن رفته و با قاطعیّت آمده است كه هرگز سفیانی بدون شیصبانی نخواهد بود. وی در كوفه خروج میكند و همانند جوشش آب از زمین میجوشد. وی هواداران زیادی پیدا میكند و با دوستان اهل بیت(ع) درگیر میشود.42
شیصبان در لغت به مورچة نر، لانة مورچگان، شیطان و پری گفته میشود.43 در اینجا، رمز یكی از ستمگران است كه با خوی شیطانی خروج كرده، همانند لانة مورچه طرفداران فراوانی به گرد خود جمع میكند.
افراد و گروههایی كه با سفیانی درگیر میشوند به این افراد محدود نمیشوند ولی ما به همین تعداد بسنده میكنیم. در مورد درگیریهای او با «یمانی» و دیگر یاران حضرت، به خواست خداوند در گفتوگوهای بعدی سخن خواهیم گفت.
- چه افراد یا گروههایی سفیانی را در این نبرد یاری میكنند؟
1. مؤمّل بن نباته، از بنی زهره با او بیعت میكند، او را به سرپرستی نیروهای مسلّح خود برمیگزیند.
2. همّام بن ورد، مشهور به «برقی» با او بیعت میكند، او را به ریاست نیروی زمینی خود نصب میكند.
3. عقیل بن عقال، مشهور به «جرهمی» با وی بیعت میكند، او را فرماندار جبل میكند.
4. زمامدار مصر با او بیعت و او را در سمت خود ابقا میكند، اهالی مصر اطاعت نمیكنند، لشكری به مصر گسیل میكند، نبرد سختی در كنار پل «فرما» رخ میدهد، مصریها 70هزار كشته میدهند و شكست میخورند.
5. مردی از خزاعه با او بیعت میكند كه او را به ارمنستان میفرستد.
6. مردی از بنی عبس با او بیعت میكند، او را به عسقلان میفرستد و مرزبانی حدود رومیان را به او واگذار میكند.
7. مردی از بنی تغلبه با او بیعت میكند، مرزهای ارمنستان تا مصیصه (در نواحی انطاكیه) را به او میسپارد.
8. مقدام بن هقل، از جهینه با او بیعت میكند، او را سرپرست نیروهای پیشاهنگ خود قرار میدهد.
9. عبید بن نباته زهری را به جانشینی خود برمیگزیند.
10. پسرش «عنبسه» را به استانداری خراسان نصب میكند و... .43
در نبرد تاریخی قرقیسیا، علاوه بر سپاه سفیانی از نیروهای دیگری در احادیث سخن رفته، كه به شماری از آنها اشاره میشود:
الف ـ عبدالله با عبدالله: در فرازی از یك حدیث طولانی كه از عمّار یاسر نقل شده، از درگیری عبدالله با عبدالله سخن رفته و چنین آمده است: «تركان در حیره فرود آیند و رومیان در فلسطین درآیند، پس عبدالله از عبدالله پیشی گیرد و سپاهیانشان در قرقیسیا در كرانة رودخانه با یكدیگر درگیر شوند و نبرد سختی رخ دهد». 44
در احادیث ملاحم از دو تن مدّعی خلافت به نام عبدالله یاد شده، كه همزمان در شام و مصر فرمانشان خوانده شود.45 امام صادق(ع) در حدیثی میفرماید: «هر كس مرگ عبدالله را برای من تضمین كند، من ظهور قائم(ع) را برای او تضمین میكنم».46
ب ـ عبّاسیان و مروانیان: امام باقر(ع) فرمود: «برای فرزندان عبّاس نبرد سختی با مروانی در قرقیسیا اتّفاق میافتد كه جوان نیرومند با مشاهدة آن پیر میشود. خداوند نصرت خود را از آنها برمیدارد، به پرندگان هوا و درندگان صحرا الهام میكند كه از گوشت ستمگران شكم خود را سیر كنند». آنگاه سفیانی خروج میكند.47
در حدیثی از امام صادق(ع) از درگیری سه نیروی حسنی، اموی و قیسی سخن رفته كه تحت عنوان: حسنی و آل قیس اشاره كردیم و در احادیث فراوان از درگیری سه نیروی عظیم ابقع، اصهب و سفیانی گفتوگو شده، كه تحت عنوان ابقع و اصهب سخن گفتیم.
تعداد سپاهیان سفیانی روزی كه از وادی یابس خروج میكند هفت نفر میباشد، هنگامی كه به دمشق میرسد به 360 نفر بالغ میشود و شمار بیعتكنندهها در مدّت یك ماه به 30 نفر میرسد.48
- نبرد قرقیسیا در روایات چگونه به تصویر كشیده شده است؟
امام باقر(ع) به «میسر» فرمود:49 «از محلّ شما تا قرقیسیا چقدر فاصله هست؟» میسر گفت: نزدیك است، بر كرانة فرات قرار دارد. امام(ع) فرمود: «بیگمان در آنجا جنگی رخ خواهد داد كه از روزی كه خداوند آسمانها و زمین را آفریده، چنین جنگی اتّفاق نیفتاده و تا هنگامی كه آسمانها و زمین پابرجاست چنین جنگی رخ نخواهد داد. سفرة گستردة پرندگان خواهد شد، درندگان زمین و پرندگان هوا از آن سیر میشوند. قیس در آن نبرد كشته میشود و كسی به خونخواهی او برنمیخیزد». جمعی از راویان، این حدیث را روایت كردهاند و افزودهاند كه: «منادی بانگ برآورد كه به سوی گوشت ستمكاران و سركشان بشتابید».50
همچنین آن حضرت در فرازی از یك حدیث طولانی فرمود: «لشكر سفیانی از قرقیسیا عبور میكند، در آنجا به نبرد میپردازد و 100 هزار نفر از سركشان و ستمپیشگان را به قتل میرساند».51
امام صادق(ع) در این رابطه فرمود: «برای خداوند منّان فراخوان همگانی و سفرة گستردهای در قرقیسیا هست، كه منادی از آسمان بانگ برمیآورد: هان! ای مرغان هوا و ای درندگان صحرا، برای سیر شدن از گوشت ستمگران سركش بشتابید».52
مولای پرواپیشگان، امیرمؤمنان(ع) فرمود: «سفیانی بر شام سیطره پیدا میكند، پس در قرقیسیا حادثهای رخ میدهد كه پرندگان آسمان و درندگان زمین از لاشههای آنها سیر میشوند».53 آن حضرت در فرازی از یك حدیث طولانی فرمود: «آنگاه سفیانی به محلّ معروف به قرقیسیا میرود. در آنجا حادثة بزرگی رخ میدهد كه گزارش آن به همة شهرها میرسد و اضطراب عجیبی آنها را فرا میگیرد».54
- در برخی روایات، از حضور فعّال شیطان در یاری و پشتیبانی سفیانی، سخن به میان آمده است، لطفاً اشارهای به این موضوع داشته باشید.
سرآغاز حركت سفیانی با یك خواب شیطانی آغاز میشود. شیطان در عالم رؤیا به او فرمان خروج میدهد، او میگوید: من یار و یاوری ندارم. بار دوم همان رؤیا تكرار میشود. بار سوم شیطان میگوید: تو بیرون برو ببین چه كسانی در بیرون خانه منتظر خروج تو هستند؟ او بیرون میرود و میبیند هفت نفر منتظر او هستند، پرچمی در دست دارند و میگویند: ما یاوران تو هستیم. او با هفت نفر خروج میكند و شماری از روستاییهای وادی یابس به او میپیوندند.56
امیرمؤمنان(ع) میفرماید: «سفیانی با هفت تن از وادی یابس حركت میكند كه در دست یكی از آنها پرچم پیچیدهای هست كه آن را رمز پیروزی خود میدانند، تا 30 میل پیشاپیش او حركت میكند. كسی از افراد مهاجم این پرچم را نمیبیند جز اینكه شكست میخورد».57
با توجّه به اینكه آن پرچم از سوی شیطان در اختیار سفیانی قرار گرفته و با توجّه به گفتار علی(ع) كه آن پرچم را رمز پیروزی آنها تعبیر میكند، روشن میشود كه شكست مهاجمان با مشاهدة این پرچم دسیسهای از دسیسههای شیطانی برای پیشبرد اهداف سفیانی است.
مروزی گوید: زمامدار شام برای درگیری و پیكار با سفیانی به سوی او حملهور میشود و با مشاهدة پرچم او شكست میخورد.58
از دیگر دسیسههای شیطانی سفیانی این است كه سفیانی سه نی در دست دارد، با آن نیها به هر كس بزند میمیرد.59
- سفیانی، قیام خود را چگونه و از كجا آغاز میكند؟
آنگاه ایل و تبارش را گرد آورده، فرماندهان لشكری و كشوری خود را تعیین میكند و هویّت خود را با این بیان ابراز میدارد: «هان! ای اهل دمشق! من یكی از شما هستم، شما خواصّ یاران پدربزرگم معاویـة بن ابی سفیان هستید. او پیش از آنكه به سلطنت برسد، دوست و سرپرست شما بود. او به شما نیكی كرد و شما به او نیكی كردید. هنگامی كه سرورش (عثمان) كشته شد، برای خونخواهی او برخاست، از شما یاری خواست و شما نیز او را یاری كردید و سركردههای شما در ركاب او كشته شدند. من امروز به خونخواهی خاندان خود و بزرگان شما برخاستهام، كسی از شما شایستهتر نیست كه مرا یاری كند». پس او را اجابت میكنند و با او بیعت مینمایند.61
همة پیروان سفیانی از تیرة كلب هستند، با آنها خروج میكند، خرد و كلان را میكشد، به كسی رحم نمیكند، شكم زنان را میدرد، آل قیس در برابرش میایستند، آنها را درو میكند، دیگر كسی نمیتواند در برابرش بایستد.62
- سفیانی، در قیام خود به چه دستاوردهایی میرسد و بر چه مناطقی مسلّط میشود؟
4. فلسطین و 5. حلب دانستهاند.63 در برخی از احادیث به جای حلب «قنّسرین» بیان شده است.64 در احادیث فراوان مبدأ حكومت او را از روز سیطرة او بر مناطق پنجگانه حساب كرده، مدّت فرمانرواییاش را نُه ماه دانستهاند.65 و در بـرخـی از احـادیـث آمـده اسـت: «او هشـت ماه تمام حكومت میكند، حتّی یك روز هم بر آن اضافه نمیشود».66
در احــادیــث فراوان تأكید شده كه خروج سفیانی در مــاه رجـــب خواهد بود، شش ماه تمام میجنگد تا بر مناطق پنجگانه سیطره پیدا كند، آنگاه نُه ماه تمام حكومت میكند و همة مدّت حركتش از روز خروج تا روز هلاكتش مجموعاً 15 ماه میباشد.67
- چنانكه در روایات آمده است، سفیانی در قیام خود به جنایات گستردهای دست میزند، انگیزة او از این جنایات چیست؟
الف ـ امام باقر(ع): «همة خشم و كینة او بر شیعیان ما میباشد».69
ب ـ امام صادق(ع): «در كوفه مستقر میشود و منادیاش بانگ برمیآورد كه هر كس سرِ یك نفر از شیعیان علی را بیاورد یك هزار درهم جایزه دارد».70
د ـ امیرمؤمنان(ع): «هر كس كه نامش محمّد، علی، حسن، حسین، فاطمه، جعفر، موسی، زینب، رقیّه و خدیجه باشد، سفیانی او را برای كینهای كه از آلمحمّد(ع) در دل دارد از دم شمشیر میگذراند».72
ه ـ عمّار یاسر: «لشكر سفیانی چون سیل خروشان وارد كوفه میشود. هر كجا شیعهای از شیعیان آلمحمّد را پیدا كنند به قتل میرسانند».73
ماهنامه موعود شماره 101
پینوشتها:
1. ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 280.
2. یاقوت، معجم البلدان، ج 4، ص 328.
3. سمعانی، الأنساب، ج 10، ص 105.
4. شمسالدّین سامی، قاموس الأعلام، ج 3، ص 2007.
5. «دیر» مركز شهرستان زور، قصبهای در میان الجزیره و برّالشّام، در 120 كیلومتری جنوب شرقی رقّّه و 20 كیلومتری شمال غربی قرقیسیا قرار دارد. [قاموس الاعلام، ج 3، ص 2212]
6. شمسالدّین سامی، همان، ج 5، ص 3615.
7. كیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، ضحاك و فریدون را پادشاهان پیشدادی گویند. [فرهنگ معین، ج 5، ص 364].
8. لویس معلوف، المنجد، الأعلام، ص 548.
9. تهمورث، ملقّب به «دیوبند» سومین پادشاه از پادشاهان پیشدادی بود. [فرهنگ معین، ج 5، ص 405].
10. یاقوت، همان، ص 329.
11. سمعانی، همان.
12. همان.
13. ابن اثیر، اللّباب، ج 2، ص 175.
14. سیوطی، لبّ اللّباب، ص 318.
15. معلوف، المنجد، ص 548.
16. شمسالدّین سامی، قاموس الأعلام، ج 1، ص 721.
17. شیخ مفید، الاختصاص، ص 256.
18. نگارنده، روزگار رهایی، ج 2، ص 997.
19. شیخ مفید، همان.
20. سلیمان كامل، روزگار رهایی.
21. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 373.
22. عبدالحمید نیلی، سُرور اهل الایمان، ص 31.
23. سیوطی، العرف الوردی، ص 125، ح 110.
24. مروزی، الفتن، ج 1، ص 308، ح 893.
25. نعمانی، غیبت، ص 280.
26. سیوطی، العرف الوردی، ص 120، ح 91.
27. نعمانی، غیبت، ص 280.
28. شیخ مفید، الاختصاص، ص 256.
29. همان.
30. عبدالحمید نیلی، سرور اهل الایمان، ص 42، ح 16.
31. سیوطی، العرف الوردی، ص 115، ح 77.
32. كلینی، الكافی، ج 8، ص 189، ح 285.
33. سلمی، عقدالدرر، ص 97.
34. همان، ص 73.
35. یاقوت، معجم البلدان، ج 4، ص 422.
36. سمعانی، الانساب، ج 10، ص 295.
37. نعمانی، غیبت، ص 277.
38. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 369.
39. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 208.
40. مقدسی، فرائد فوائد الفكر، ص 310.
41. مروزی، الفتن، ج 1، ص 309، ح 893.
42. نعمانی، غیبت، ص 302.
43. ابن المنادی، الملاحم، صص 81، 82 و 86 و 200.
44. شیخ طوسی، غیبت، ص 463، ح 479.
45. همان، ص 443، ح 436.
46. همان، ص 447، ح 445.
47. نعمانی، غیبت، ص 303.
48. سلمی، عقد الدرر، ص 82.
49. میسر بن عبدالعزیز از اصحاب خاص امام باقر(ع) بود و حضرت اسرار امامت را به او آموخته بود [تستری، قاموس الرّجال: 10/ 320].
50. كلینی، الكافی، ج 8، ص 245، ح 451.
51. نعمانی، غیبت، ص 280.
52. همان، ص 278.
53. سلمی، عقدالدرر، ص 87.
54. همان، ص 92.
55. سورة انعام (6)، آیة 121.
56. مروزی، الفتن، ج 1، ص 282، ح 823.
57. سلمی، عقد الدرر، ص 73.
58. مروزی، همان.
59. همان، ح 822.
60. ابن المنادی، الملاحم، ص 78.
61. همان، ص 80.
62. سیوطی، العرف الوردی، ص 111، ح 68.
63. نعمانی، غیبت، ص 304.
64. طبرسی، اعلام الوری، ج 2، ص 282.
65. نعمانی، غیبت، ص 300.
66. طبرسی، همان.
67. نعمانی، غیبت، ص 300.
68. مروزی، الفتن، ج 1، ص 206.
69. نعمانی، غیبت، ص 301.
70. شیخ طوسی، غیبت، ص 450.
71. عیّاشی، التّفسیر، ج 1، ص 163، ح 222.
72. حائری، الزام النّاصب، ج 2، ص 199.
73. مروزی، الفتن، ج 1، ص 303، ح 882.
تبلیغات
مدیر : 