یمانی و واقعة ظهور كبری
پژوهشگران در مورد شخصیت یمانی با دو مشكل اصلی روبهرو هستند: 1. كم بودن روایات مربوط به این شخص؛ 2. رمزگونه بودن روایات.
در مورد رمزگونه بودن این روایات، باید گفت كه این مسئله در مبحث ملاحم و فتن امری شایع است و این خود علل مختلفی دارد؛ از جمله اینكه مسئلة تقیه و پوشیده نگاه داشتن حقایق، یكی از علل این امر از جانب راویان بوده است. اهل بیت(ع) به خاطر حفظ جان و دور ساختن خطرها از یمانی با عدم ذكر نام و صفات متمایزكنندهاش، توجه داشتهاند مبادا دشمنان با استفاده از آن نشانهها او را شناسایی و نابود كنند. همچنین اهل بیت(ع) نامهای مختلفی برای اینگونه شخصیتها برشمردهاند تا نیروهای مخالف، نتوانند آنها را شناسایی كنند و به عنوان مثال یمانی در برخی روایات، «قحطانی» نامیده شده و در برخی دیگر المنصور و در برخی دیگر، خلیفة یمانی و در برخی دیگر «پادشاه یمانی» (الملك الیمانی) و در برخی «حارث خراسانی» و در برخی روایات «حسنی» و در برخی دیگر «هاشمی» و در برخی دیگر از روایات «صاحب پرچمهای سیاه» نامیده شده است.
امّا در مقابل شخصیتهایی كه نقش منفی در ظهور دارند، به عنوان خطری كه حقیقت را تهدید میكنند، دقیقاً معرفی شدهاند تا مردم آنها را به خوبی بشناسند و در جرگة یاران آنها در نیایند. به عنوان مثال، در مورد سفیانی در روایات آمده است:
نام او عثمان بن عنبسه است، او اموی است و نسبت او به خالد بن یزید بن معاویه میرسد. برخی از روایات هم میگویند او حرب بن عنبسـة بن مرة بن كلب بن سلمـة بن یزید بن خالد بن یزید بن معاویه بن ابی سفیان بن صخر بن امیه بن عبدالشمس است.1 برخی روایات نیز قائل به وجود دو سفیانی هستند. با دقت در روایات مربوط به سفیانی متوجه میشویم كه ائمه و بزرگان دین، تمایل زیادی به شناساندن این شخص داشتهاند.
یمانی و نشانههای ظهور
نشانهها و علامات ظهور، اهمیّت خاصی در فرهنگ مهدویت دارند، به ویژه اینكه این نشانهها، شخصیتهای دوران ظهور را به ما میشناسانند. این نشانهها در حقیقت یك لطف بزرگ الهی است كه جهان به وسیلة آن خود را برای استقبال از آن رویداد سرنوشتساز و بسیار مهم آماده میكند. نشانههایی كه روی داده یا در آینده روی خواهد داد، خود اشاره به این امر دارد كه انسان میتواند در زمانهای مختلف، گرایشها و تفكرات و وابستگیهای خود را به جریانهای مختلف مشخص كند و بداند چه در انتظار اوست. یكی از این نشانههای حتمی، یمانی است.
یمانی، از نشانههای حتمی ظهور
یمانی یكی از اشخاص مهم است كه روایات دوران ظهور، از او ستایش كردهاند. در این روایات، پیوسته همراه با نام یمانی، نام یك شخصیت دیگر ذكر میشود كه دشمن سرسخت امام مهدی(عج) است. او دست به جنایتهای زیادی میزند و دشمنی زیادی، به ویژه با اهل بیت(ع) و شیعیان دارد و گفته شده او در پی نبش قبر حضرت فاطمه(س) است. نام او سفیانی است. و این اقدامات سفیانی باعث برانگیخته شدن حسّ نفرت مردم از او میشود و مردم هر جنبش و حركتی را كه ضدّ سفیانی باشد، را یاری میكنند.
یمانی و جنبش اصلاحگری
در سایة آن شرایط و اوضاع بحرانی و آشفته كه سفیانی دست به حمله میزند و شهرهای زیادی را به اشغال خود درمیآورد و در شرایطی كه گروهها و حزبهای مختلف به رقابت سیاسی و به جنگ برای به دست آوردن قدرت میپردازند و در كنار حملات گسترده، ضدّ مذهب اهل بیت(ع)، تحركاتی اصلاحگرانه و حقیقی نیز پا به عرصة وجود خواهد گذاشت و به مقابله با این حملات خواهد پرداخت. در آن شرایط، آن گروهها هم، شعار اصلاحگرایی واقعی سر میدهند، در این شرایط یك انقلابی قحطانی از اهل یمن به حركت درمیآید و تلاش میكند رهبر نیروهای مخالف ستمگران باشد و در مقابل آنها بایستد. او شعار اصلاح جامعه و تلاش برای بهبود بخشیدن اوضاع مردم و نجات آنها از بدیها و مصیبتهای مختلف سر میدهد. در این زمان، یمن عرصة نبرد دو جریان اصلاحگرایانه و ستمگران میشود. یمانی دارای گرایشهای اصلاحگرایانه است و تصمیم میگیرد برای مقابله با ضدّ ارزشها به پا خیزد و قیام كند. یمانی همانند دیگر مؤمنان، تحركات جهانی و اوضاع داخلی یمن را مورد مطالعه قرار میدهد. او كم كم رهبر جریان اصلاح طلبی میشود كه خواهان نابودی ستم و تروریسم است. دعوت او در آغاز، یك دعوت فرهنگی برای بازگشت به اصول اسلام ناب محمّدی است و خواهان كنار گذاشتن خشونت میشود و میخواهد همگی با صلح و آرامش در كنار هم زندگی كنند. در مقابل عدّهای علناً خواهان براندازی مذهب اهل بیت(ع) هستند و آنها یاران سفیانی هستند.
دلیل خروج یمانی از یمن
نباید فراموش كرد كه جبهههای درگیری میان سفیانی و یمانی، شام و یمن هستند و هر یك از این دو منطقه دارای موقعیّت جغرافیایی و لجستیكی خاصّی هستند. شام، محلّ تجمع گروههای تندرو و ضدّ اهل بیت(ع)است. جدا از این، یهودیان نیز نزدیك آنجا هستند و در تحركات سفیانی بیتأثیر نیستند، از سوی دیگر، یمن، محلّ مناسبی برای جنبش اصلاحگری است كه یمانی آن را رهبری خواهد كرد. یمن در گذشته از درگیری جنبشهای تندرو بسیار رنج برده و نسبت به رهایی از این درگیریها و نزاعهای افراطی بسیار احساس نیاز میكند. جدا از این، زیدیها در یمن ریشه دواندهاند و زیدیه واقعی میتواند پلی برای رسیدن به سواحل مذهب اهلبیت(ع) باشد. امّا زیدیه سیاسی از اصالت مذهبی خود تهی و پناهگاه جریانهای ضدّ اهل بیت شده است. در این میان یك جریان در یمن، یمنیها را به گذشتهشان باز میگرداند، و از نو به بررسی و مطالعة حوادث میپردازد و خواهان بازگشت به اصالت و حقیقت انسان میشود. این جریان دعوت به بازگشت به زیدیه بدون انحراف میكند و این خود گذرگاهی برای ورود به مذهب اهل بیت(ع) است به همین دلیل، این جریان، از هر جریان دیگری بیشتر مورد پذیرش قرار میگیرد.
جدا از این، یمن هممرز با دو كشور است كه شیعیان زیادی در خود جای دادهاند 1. عربستان كه شیعیان در جنوب آن سكونت دارند. 2. عمان، همچنین یمن هممرز سواحل آفریقا. از (اتیوپی، سومالی و جیبوتی) است و در این مناطق مستضعفان زیادی زندگی میكنند و سطح زندگی اقتصادی آنها بسیار پایین است. علاوه بر این، آنها با وجود داشتن منابع بسیار زیاد ثروت، در محرومیت زندگی میكنند و این خود باعث میشود آن دعوت اصلاحگرایانه را با آغوش بازتری بپذیرند.
نام و نسب یمانی
به طور قطع نمیتوان گفت نام یمانی چیست زیرا در اخبار و روایات، نامهای مختلفی برای او ذكر شده است. امّا اینكه این نامها واقعی باشد یا نام مستعار، الله اعلم. نامهایی كه برای او ذكر شده عبارتند از:
1. حسین یا حسن، آنگونه كه در خبر نقل شده از كعب آمده،
2. صالح، كه نعیم بن حماد در كتاب خود به نقل از الحكم بن نافع از جراح از أرطأة آورده: «پس موالی خشمگین شده و با مردی به نام صالح بن عبدالله بن قیس بن یسار بیعت میكنند».2
3. اصبغ بن زید: در صاحب روم، مردی از بنیهاشم كه نام او اصبغ بن زید است و او روم را فتح میكند.3
4. اصبغ بن یزید: ابوقبیل میگوید: پس از آن مردی از بنیهاشم كه به او اصبغ بن یزید گفته میشود، خواهد آمد. او صاحب روم است و آنجا را فتح میكند.4
البتّه از این روایات اینگونه بر میآید كه اصبغ بن یزید، همان اصبغ بن زید باشد.
روایات اشاره كردهاند كه نسب او، یمانی قرشی هاشمی قحطانی است.
او از روستایی به نام بكلی كه در یك منزلی پشت صنعا است، خروج میكند پدرش قرشی و مادرش یمانی است.5
هاشمی: حدیث ابوقبیل: او از بنی هاشم است.
قحطانی: تأكید بر یمنی بودن اوست؛ زیرا قبایل یمن همگی قحطانی هستند.
وطن یمانی
یمانی منسوب به یمن است. برخی اخبار نیز یادآور شدهاند كه او از عمان است. نعیم بن حماد روایت میكند: «ثم یلی من بعده المضری العمانی القحطانی یسیر بسیرة أخیه المهدی و علی یدیه تفتح مدینـ[ روم»6 و البتّه كسی كه روم را فتح میكند، یمانی است. از آنجا كه به عمان، یمن نیز اطلاق میشود بنابراین انتساب او به عمان، در حقیقت انتساب او به یمن است. حموی در معجم البلدان عمان را نیز جزء یمن به شمار آورده است.7
نعیم بن حماد در «الفتن» میگوید: «او از روستایی به نام بكلی كه در یك منزلی پشت صنعاء است، خروج میكند».8
به طور كلی، یمانی منسوب به یمن است. یا اهل آنجاست یا شخصی است كه از آنجا خروج میكند.
سیاستهای كلّی یمانی
او یك جنبش اصلاحگر را رهبری میكند و در گرایشهای منطقهای و بینالمللی تأثیرگذار خواهد بود. تشنجات سیاسی باعث به وجود آمدن یك مجموعه نزاع و درگیریهای بینالمللی خواهد شد و یك طرف این درگیریها، یمانی و طرف دیگر، كشورهای غربی است كه با هم پیمانهای سیاسی و امنیتی امضا میكنند. پس از قدرت گرفتن یمانی، آن كشورها، تلاش میكنند امنیّت و آیندة خود را تضمین كنند و همین باعث میشود، اموری پیش بیاید كه موجودیت و امنیت یمانی به خطر افتد. روایات در این مورد تنها به جنگ روم اشاره كردهاند. روم عموماً به كشورهای غیر عربی و غیر اسلامی اطلاق میشود. أرطة نقل كرده، در زمان آن خلیفة یمانی و به دست او، روم فتح میشود.9
اینگونه به نظر میرسد كه انگیزههای سیاسی و امنیتی خاصّی وجود داشته باشد كه باعث میشود یمانی برای جلوگیری از حملات كشورهای غربی به پا خیزد. شاید منظور از فتح روم، غلبه و سیطره بر آنها برای در امان بودن كشورهای منطقه و یمن از خطر آنها باشد. و یمانی توانایی ایستادگی در مقابل آنها را دارد و الزاماً به معنای این نیست كه تسلّط نظامی بر آنها پیدا میكند یا آنجا را به اشغال در میآورد. جدا از این، یمانی با مخالفت شدیدی از طرف گروههای سیاسی و جنبشهای دیگر در منطقه روبهرو میشود.
این رویارویی هنگامی كه سفیانی به كوفه میرسد تا ویرانی و كشتار در آنجا به راه اندازد و شدیداً پی قتل و آزار شیعیان است، حتمی میشود و اینها همه باعث میشود یمانی به سوی او حركت كند و از پیروان اهلبیت(ع) دفاع كند و آنجاست كه جنگهای خونینی میان این دو روی میدهد.
ممكن است برخی گروههای سیاسی و سازمانهای خاص در این بحران سیاسی كه منطقه را فرا گرفته، غرق شده باشند. شاید این سازمانها و گروههای بسته و خشك مغز مخالف هرگونه جنبش اصلاحگرایانه باشند و شاید این سازمانها كه فلسطین را مقرّ خود قرار میدهند، باعث به خطر افتادن امنیّت یمانی شوند و باعث ایجاد مشكلاتی برای یمانی شوند كه ممكن است او را از مأموریت اصلیاش باز دارند. شاید سرنوشت این سازمانها با سرنوشت سفیانی كه بر سرزمین شام تسلط مییابد، گره خورده باشد.
در آن زمان این سازمانها، در ساحل دریای مدیترانه تمركز دارند و شهر عكا را مركز خود قرار میدهند و شاید آنها با كشورهای غربی همپیمانیهایی داشته باشند.
حكیم بن عمیر از كعب نقل كرده است: «در زمان آن یمانی، جنگ كوچك عكا روی خواهد داد و آن زمانی است كه پنجمین خاندان هركول پادشاه شود».10
برخی از گروهها و سازمانها پس از اینكه متوجه میشوند یمانی نفوذ و قدرت فكری و سیاسی قابل توجهی به دست آورده و پذیرای اندیشههای باز و روشن شده است، به مقابله با جریان اصلاحگرایانه یمانی میپردازند و همین باعث ایجاد یك مجموعه درگیریها میشود و یمانی ناچار میشود به آنها حمله كند تا آیندة سیاسی خود را تضمین كند.
یزید بن سعید از ابوعطاء از كعب نقل كرده: «قریش به دست یمانی كشته میشوند».11
قریش اصطلاحی است كه بر جریانهای مخالف اهل بیت(ع) و پیروان ایشان اطلاق میشود.
آیا یمانی رئیس یك حكومت است؟
باید گفت: یمانی كه صاحب یك جنبش اصلاحگرایانه است در عین حال ممكن است یك سیاستمدار هم باشد و شاید او وارد معادلات سیاسی منطقهای یا بینالمللی هم بشود تا یك مقام و منصب سیاسی به دست آورد و بتواند دست به تحركاتی بزند و انقلابیها را سازماندهی كند.
هیجانات سیاسی كه منطقه را فرا میگیرد، همچنین درگیری جریانها و جناحهای سیاسی و اصلاحگرا، برای این مصلح، شرایطی فراهم میسازد كه بتواند یك مقام و منصب سیاسی مهم به دست آورد. او میتواند از خشونتهای موجود در منطقه استفاده كند و آن را تبدیل به یك جنبش اصلاحگرایانه نماید یا از فرصتها استفاده كند و وارد معادلات سیاسی شود.
در روایات گفته شده «سپس پادشاهی از صنعا خروج میكند. سفید همانند پنبه. نام او حسین یا حسن است. او با خروجش وارد قلب حوادث میشود. آنجا یك مبارك و پاك و هادی و مهدی و سیدی علوی ظهور میكند. پس مردم به خاطر منتی كه خداوند بر آنها گذاشته و آنها را هدایت كرده شادمان میشوند. پس او با نور خود تاریكی را كنار میزند و به وسیلة او، حق پس از پنهان بودن آشكار میشود».12
واژة پادشاه در این روایت، اشاره به مقام و منصب سیاسیای دارد كه یمانی در اختیار دارد تا بتواند دست به تحركاتی بزند و هرگونه جریان مخالف امام مهدی(ع) را نابود سازد. شاید امام خود بر جنبش یمانی به صورت میدانی تكیه میكند تا شرایط تحرك با آزادی تمام برای آن واقعة بزرگ فراهم آید و آن پس از تلاش یمانی برای جلوگیری از گسترش حركت سفیانی و حداقل متوقف كردن آن صورت میگیرد.
از آنجا كه سفیانی نقش سیاسی در تسلط بر منطقة شام خواهد داشت، یعنی او رئیس حكومت یكی از این سرزمینها خواهد بود و تحركات او در پرتو داشتن مقام سیاسی خواهد بود، او حكومتهای سفیانی كشورهای همسایه را از بین میبرد تا به سمت كوفه حركت كند. بنابر روایات، او در كوفه شیعیان علی(ع) را به قتل میرساند شاید علّت تمركز سفیانی بر كوفه این باشد كه كوفه در آن زمان پایگاه مهمی را برای شیعیان علی(ع) میشود و شاید آنجا پایگاه آیندة شیعیان از بعد سیاسی، اقتصادی و علمی باشد. به هر حال، آنجا، خطری بزرگ برای آینده سفیانی به شمار میآید یا حداقل با تسلط بر آنجا، سفیانی میتواند برای مدّتی امنیت و استقرار خود را تضمین كند. شاید تحركات نظامی سفیانی ضدّ كوفه و شیعیان، خود دلیلی مبنی بر درخشان بودن آینده شیعه در آنجا باشد. بنابراین، ممكن است، یمانی دارای مقامی سیاسی باشد و سفیانی هم رقیب آن باشد و شاید تحرك یمانی ضدّ سفیانی، بر اساس معادلات سیاسی در منطقه باشد.
سه پرچم
آشفتگیهای سیاسی در آن زمان باعث پیدایش برخی جنبشها در منطقه میشود. آن جنبشها، هر یك تلاش میكنند حقانیت خود را اثبات كنند یا فرصتهای مختلف را برای استفاده از شرایط متشنج سیاسی حاكم برای خود فراهم آورند تا راهی برای گسترش طرحها و برنامههای فكری و سیاسی خود بیابند.
در آن زمان یك مجموعه هرج و مرجها و آشفتگیهای سیاسی، جهان اسلام را فرا میگیرد و این، باعث ایجاد كشمكشها و درگیریهای سیاسی دیگر و به اوج رسیدن رقابت میان كشورها در سطح جهانی و میان جناحها و گروههای داخلی میشود و اینها همه باعث برافروخته شدن آتش درگیریهای واقعی میشود و این خود میتواند امنیت و آرامش منطقه را دچار آسیبهای جدّی كند. روایات نقل شده از بزرگان دین حاكی از آن است كه یك مجموعه درگیریهای بینالمللی در جاهای مختلف جهان اسلام درمیگیرد. علاوه بر این، انقلابها، كودتاها و شورشهایی در ضمن جریانهای سیاسی داخلی روی میدهد. این درگیریها و كشمكشها به طور خلاصه عبارتند از:
1. جنبشی مسلّحانه از جانب خراسان و از آن به عنوان «پرچمهای سیاه از سمت خراسان» تعبیر شده است؛
2. جنبش اصلاحطلبانه و انقلابی از طرف یمن به رهبری یمانی كه از یمن میآید (خروج یمانی)؛
3. حركتی انقلابی در مصر از جانب مردی مغربی كه بر مصر تسلّط مییابد و سرزمین شام به آن میپیوندد (ظهور مغربی در مصر و به تملّك درآوردن شامات)؛
4. گرایش و تمایل ترکها برای استیلا بر کشورهای عربی منطقه (فرود آمدن ترکها در جزیره)؛
5. طمعورزیهای غربیها در منطقه و به اشغال درآوردن سرزمین شام و به ویژه فلسسطین (فرود آمدن رومیها در رمله)؛
6. قیامهای مردمی در كشورهای عربی و شورشهایی بر ضدّ حكومتهای آنان (زمام گسیختگی عربها، در در اختیار گرفتن مناطق مختلف و خارج شدن از تسلّط غیرعربها)؛
7. تشنّجات و كشمكشهای سیاسی در مصر و ترور رئیسشان (كشته شدن امیر مصر به دست مصریان)؛
8. آشفتگیهای داخلی در سرزمین شام و پیدایش سه جبهة سیاسی رقیب (ویرانی شام، اختلاف سه پرچم در شام)؛
9. درگیریهای سیاسی كه هر جریان تلاش میكند بر مصر تسلّط یابد (ورود پرچمهای قیس و عرب به مصر)؛
10. هیجانات سیاسی در ایران (ورود پرچمهای كنده به خراسان)؛
11. بحرانها و آشفتگیها و نابسامانیها در عراق (ورود اسبانی از جانب عربها تا آنكه در حیره بسته شوند)؛
12. نابسامانیهای سیاسی و اختلافات نیروهایی در ایران (اختلاف دو گروه از غیر عربها، خونریزی بسیار زیاد در میان خود).13
این به طور كلی، مهمترین نابسامانیها و درگیریهایی است كه رقابتهای سیاسی، آنها را به وجود میآورند و تقریباً منطقهای از مناطق اسلامی نیست كه از این نابسامانیها و درگیریهای سیاسی كه امنیّت و آرامش آن را به خطر میاندازد، در امان باشد. روایات تأكید میكنند سه پرچم در یك روز خروج میكنند و برای زودتر رسیدن به كوفه با هم به رقابت میپردازند. این پرچمها بر روز ظهور تأثیر خواهند داشت و بر حركت امام مهدی(ع) نیز تأثیر مستقیم خواهند گذاشت.
این سه پرچم، خاتمة حوادثی است كه پیش از ظهور روی میدهد. و براساس تحرّكات این سه پرچم، امام(ع) رفتار میكنند تا از نتایج كار این سه پرچم بهرهبرداری كنند. یكی از این سه پرچم از یمن، دیگری از خراسان و سوم از شام خروج میكند. پرچم یمنی، پرچم یمانی است. و پرچم خراسانی، همان پرچم خراسان و سوم، پرچم سفیانی است و این سه پرچم در مقدّمهسازی برای ظهور نقش خواهند داشت.
كدامیك از این سه پرچم هدایتگرتر است؟
حال كه این سه پرچم در تعیین سرنوشت حوادث نقش دارند، كدام یك هدایتگرتر است؟ كدامیك شایستهتر است كه از آن پیروی شود و كدامیك باید كنار گذاشته شود.
در آن زمان مذهب اهل بیت(ع) با اصول علمی و منطقیاش، درخشان شده و مكاتب فكری دیگر در مقابل این مذهب احساس ضعف میكنند و همین باعث میشود طبقات مختلف روشنفكران به این مذهب در آیند و در مقابل، مكاتب دیگر میخواهند مانع گرایش مردم به این مذهب شوند و تلاش میكنند مانع گسترش جریان شیعهگرایی شوند. پس از آن سفیانی برای از میان بردن شیعیان، راهی كوفه شده و در مقابل، یمانی و خراسانی به مقابله با او میپردازند.
امّا میان این دو پرچم (یمانی و خراسانی) تفاوتهایی وجود دارد. یمانی جنبشی اصلاحگرایانه است كه به دور از هرگونه شائبه سیاسی، دعوت به حق میكند. پرچم یمانی پرچم هدایت و اصلاح است؛ زیرا مستقیماً دعوت به پیوستن به امام مهدی(ع) براساس اصلاح در امور، روشهای فكری و عقیدتی میكند امّا پرچم جوان خراسانی كه آن نیز دعوت به مذهب اهل بیت(ع) میكند، دارای گرایشهای سیاسی و رقابتی است. شاید خراسانی مردم را دعوت میكند به او بگروند؛ زیرا دعوت خود را دعوت اهل بیت(ع) و پیروزی خود را پیروزی اهل بیت(ع) میداند، در حالی كه یمانی تنها دعوت به گرویدن به امام(ع) میكند و منیّت و خودیّتی ندارد یا اینكه تمام همّ و غم یمانی، پیروزی امام(ع) است. اینها همه باعث شده روایات بر یاری رساندن به یمانی تأكید كنند و حتی یاری به آن را واجب كنند و تنها گذاشتن او را حرام بدانند و حتّی پا را فراتر گذاشته و خواهان تحریم خرید و فروش اسلحه در زمان قیام یمانی شدهاند تا راه دیگر گرایشها و جریانها را ببندند و مانع قیام آنها ضدّ جنبش یمانی شوند.
در روایت ابوبصیر به نقل از ابوجعفر(ع) آمده است.
«خروج سفیانی و یمانی و خراسانی در یك سال و در یك ماه و در یك روز واحد خواهد بود مانند دانهای تسبیح كه به دنبال هماند وای بر كسی كه با آنها مقابله كند.14 در میان پرچمها، پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست؛ زیرا دعوت به صاحبتان (امام مهدی(ع)) میكند. هنگامی كه او خروج میكند، فروش اسلحه را بر مردم و تمام مسلمانان حرام میگرداند، هنگامی كه او خروج كرد، به سوی او برو، زیرا پرچم او پرچم هدایت است و جایز نیست مسلمانها به ستیزه و مخالفت با او بپردازند، هركس چنین كند، شایستة آتش است زیرا یمانی به راه حق و راه راست دعوت میكند».15
ویژگی اصلاح فكری، اندیشهای و عقیدتی در جنبش یمانی بسیار آشكار و روشن است. این در حالی است كه سفیانی تلاش میكند مذهب اهل بیت(ع) و شیعیانشان را ریشهكن كند.
یمانی و خراسانی
دو جنبش یمانی و خراسانی در زمان ظهور فعّالیتهای همراه با پشتكار زیادی دارند، جریانهای منطقة جهانی تلاش میكنند این دو را از میان بردارند. این دو جنبش با هم همكاری خواهند كرد و این دو با هم فعّالیت میكنند؛ زیرا تكروی، باعث نابود شدن هر یك توسط سپاه سفیانی میشود.
یمانی و بحرانهای پیش رو
یمانی در آغاز دعوت خود، با مشكلات زیادی روبهرو میشود. موقعیت استراتژیك یمن و اهمیّت تاریخی آن، باعث میشود كشورهای منطقه، یك موضعگیری سخت در مقابل یمانی و فعالیتهای او كه دعوت به اهل بیت(ع) میكند، داشته باشند. دعوت یمانی با استقبال جنبشهای اسلامی دیگر همراه میشود و برخی تلاش میكنند او و جنبش او را از بین ببرند، یمانی در دعوت خود براساس نگرشهای اصلاحگرایانة اهل بیت(ع) كه نمایندة اسلام ناب محمّدی هستند، فعالیت میكند، در حالی كه كسان دیگر كه شعار اصلاحگری سر میدهند، موضعگیری ضدّ اهل بیت(ع) دارند.
اخبار و روایات اشاره به این دارد كه یك جبهة مخالف یمانی پدیدار میشود امّا نمیتوانند مانع فعّالیتهای یمانی شوند. در بشار\الاسلام نقل شده است: «مصری پیش از یمانی است، یمانی مردم را به گرویدن به مهدی(ع) دعوت میكند».
مصر پایگاه جنبشهای فكری به شمار میآید و خود را در این زمینه پیشرو میداند و نمیخواهد در این كار رقیبی داشته باشد و این گونه است كه جنبشهای دیگر، خطر رشد و گسترش جنبش یمانی را درك میكنند و سعی میكنند آن را ضعیف و فلج كنند و به همین دلیل مصر، پیشرو كار مقابله با یمانی میشود.
رقابتهای اندیشهای، فكری و سیاسی در زمان نزدیك به ظهور به اوج خود میرسد و اندیشههای شیعی، مورد توجه محافل علمی قرار میگیرد و بسیاری از اندیشمندان و اهل معرفت به این مذهب درمیآیند و در مقابل برخی از این جریان بسیار ناراحت و خشمگین میشوند و برخی تلاش خواهند كرد پیروان اهل بیت(ع) را نابود كنند. یمن در آن زمان، پناهگاه خوبی برای دوستداران اهل بیت(ع) خواهد بود. سید بن طاووس روایتی نقل كرده كه در آن آمده است: «زمانی كه فتنه مغرب پیش آمد، به سمت یمن عزیمت كنید، چون سرزمینی جز یمن، باعث نجات شما نخواهد شد».16
در نهایت، گروهی از هدایتیافتگان و اهل بصیرت در زیر پرچم یمانی گرد هم میآیند و یك نیروی قدرتمند به وجود میآورند و مذهب اهل بیت را یاری میرسانند.
سیّد محمّد علی الحلو
مترجم: سیّد شاهپور حسینی
ماهنامه موعود شماره 107
پینوشتها:
1. المقدس الشافعی، عقد الدرر فی اخبار المنتظر، ص 90.
2. نعیم بن حماد المروزی، الفتن، ص 336، ح 1279.
3. همان، ص 313، ح 1210.
4. همان، ص 356، ح 1329.
5. همان، ص 299، ح 1145.
6. همان، ص 299، ح 1145؛ سپس پس از او مصری عمانی قحطانی میآید و به سیره و روش زندگی برادرش مهدی زندگی میكند و به دست او روم فتح میشود.
7. یاقوت الحموی، معجم البلدان، ج 8، ص 509، یمن.
8. نعیم بن حماد، الفتن، ص 299، ح 1145.
9. همان، ص 301، ح 1155.
10. الفتن، ص 377.
11. همان.
12. بحارالانوار، ص 51؛ ص 163، ب 11.
13. همان، ج 52، ص 219.
14. این اشاره، به سختی حوادث دارد، نه نهی از مقابله با آنها.
15. بحارالأنوار، ج 52، ص 232.
16.، سید بن طاووس، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن ص110.
تبلیغات
مدیر : 