امید حسینی- اول: چند شب پیش، آقای میرباقری در برنامه «دیروز، امروز و فردا» حرف قشنگی زد. اینكه راه امام و خط امام، نیازی به تحلیل و تفسیر ندارد. افكار و سخنان امام كاملا مشخص است و برای پیدا كردنش، باید به صحیفه و وصیت نامه امام مراجعه كنیم. دیگران هم اگر حرفی دارند، مرد باشند و از زبان خودشان حرف بزنند، چرا حرف دل خودشان را به نام امام مطرح می‌كنند؟

دوم: این سالها خاطره گفتن مدعیان خط امام، خیلی مد شده و این مساله كم‌كم دارد جای اسناد معتبری چون وصیت‌نامه و صحیفه امام را می‌گیرد. برای جلوگیری از تحریف راه امام، صحیفه امام را بخوانیم. صحیفه امام، البته 21 جلد دارد و باید از صفحه اول آن شروع كرد و تا آخرین صفحه‌اش را خواند كه همان آخرین برگ وصیت‌نامه‌ی امام و آخرین جمله‌اش است: «میزان در هركس، حال فعلی اوست!» خواندن صحیفه، سیر چند ساله‌ی خط فكری، اعتقادی، عرفانی، سیاسی و حكومتی امام را از آغاز تا پایان عمر مادی آن مرد الهی به ما نشان می‌دهد.

سوم: در سال‌های اخیر و مخصوصا ماه‌ها و روزهای گذشته، برخی از مدعیان خط امام دست گذاشته‌اند بر بخشی از آراء امام كه مربوط است به آزادی، مردم، انتخابات، قانون و … در برابر این آدم‌ها، برخی تصور كرده‌اند كه باید بخش دیگر افكار امام یعنی ولایت فقیه، انقلاب اسلامی، مبارزه با آمریكا و … را پر رنگ كنند. غافل از اینكه افتادن به چنین دامی، خود از نقشه‌های آن مدعیان است. آنها می‌خواهند این دروغ را القاء كنند كه آزادی و قانون در این مملكت فراموش شده است و اینكه آنها طرفدار واقعی آزادی و قانون هستند! در حالی كه اگر پرونده سیاسی خود آنها را بررسی كنیم، می‌بینیم هرجا در برابر قانون و رای مردم مقاومتی صورت گرفته، اصلاح‌طلبان و مدعیان خط امام هم حضور فعال دارند!

نباید فضا را دو قطبی كرد و یك گروه را نماینده افكار آزادی‌خواهانه امام و گروه دیگر را نماینده مسائل دینی و اسلامی و مذهبی دانست. مگر آراء و اندیشه‌های امام از هم جدا هستند؟ شیوه درست این است كه به تمامی صحیفه و افكار پایبند باشیم نه فقط به یك پاراگراف آن! البته قطعا در میان آراء امام، بعضی مسائل از اهمیت بیشتری برخوردارند. مثلا نمی‌شود از قانون دم زد، اما اساس نظریه امام و اصلی‌ترین بند قانون اساسی یعنی ولایت فقیه را نادیده گرفت.

چهارم: دشمنان امام را بشناسیم. بطور كلی دشمنان امروز امام، همان دشمنان دیروز امام هستند و هیچ تغییری در این دشمنی‌ها و مرزبندی‌ها ایجاد نشده است. البته علاوه بر دشمنان دیروز، دشمنان دیگری هم ظهور كرده‌اند كه اگر در شناختشان دقت نشود، خودشان را به عنوان دوست به ما معرفی می‌كنند!

پنجم: امام معصوم نبود! این جمله‌ی تكراری جزو بدیهی‌ترین حرف‌هایی است كه مدام از سوی آدم‌هایی خاص و با منظوری خاص بیان می‌شود. البته ما هم قبول داریم كه به غیر از 14 معصوم، كسی از اشتباهات مصون نیست. اما باید دید كه منظور این آقایان از چنین جمله‌ای چیست و آنها به دنبال پیدا كردن و یا جبران كدام اشتباه امام هستند؟

به نظر می‌رسد دو گروه، بیشتر از بقیه روی اشتباهات امام تاكید دارند. اول منتقدان و مخالفان قدیمی امام یعنی جبهه ملی، نهضت آزادی و ملی‌ مذهبی‌ها و … این جماعت، اصلی‌ترین عقاید سیاسی و مذهبی امام را جزو اشتباهات امام می‌دانند. یعنی اصل ولایت فقیه، ایجاد جمهوری اسلامی، صدور حكم ارتداد جبهه ‌ملی، صدور حكم اعدام سلمان رشدی، بركناری آقای منتظری، نامه به محتشمی در خصوص فعالیت نهضت آزادی و …

گروه دوم، مدعیان خط امام هستند كه اخیرا به دنبال جبران اشتباهات امامند! هرچند فعلا جرات نكرده‌اند رك و پوست كنده نیت اصلی خودشان را بگویند، اما رفتار، كردار و گاهی گفتار آنها دقیقا این مساله را روشن می‌كند. سخنان اخیر سید محمد خاتمی در خصوص اینكه استثنائات دوران امام، امروز به قاعده تبدیل شده‌اند، در همین راستاست. نامه كروبی به آیت الله موسوی اردبیلی، درباره اعدام‌های سال 67؛ همچنین مصاحبه میرحسین موسوی با سایت كلمه در خصوص نقد دوران امام، بیانگر همین نكته است. البته موسوی ترجیح داد پاسخ صریح و روشنی به اصرار مشكوك سایت كلمه ندهد و به طور سربسته بگوید كه فعلا فضا برای نقد امام خمینی مهیا نیست(!) اما همین چند جمله هم مورد استقبال دوستان خارجی‌اش قرار گرفت!

سوال این است: مدعیان خط امام كه تا چند سال پیش، دیگران را با شعار مخالفت با ولایت مطلقه فقیه، از دور رقابت‌ها خارج می‌كردند و هنوز هم ماجرای آن 99 نفر را بر سر جناح رقیب می‌كوبند، چرا این روزها به نقد اشتباهات امام روی آورده‌اند؟! این جماعت كه كمترین نقدی را درباره نوه امام تحمل نمی‌كنند و چنان هاله تقدسی را اطراف او به وجود آورده‌اند تا كسی حرفی درباره او نزند، چرا خودشان دنبال نقد امام خمینی هستند؟!

اصل ماجرا این است كه این افراد، مدت‌هاست از عملكرد سابق خود شرمنده‌اند. از سوی دیگر دائما در انتخابات و رقابت‌های سیاسی، از سوابق خود دم می‌زنند و عنوان «خط امام و یاران امام» را یدك می‌كشند. این تناقضات باعث شده است كه در حوادث اخیر، برخی حامیان ضدانقلاب آنها، نسبت به نیات موسوی، كروبی و خاتمی دچار شك و شبهه شوند. بنابراین بهترین راه برای آنها این است كه ادعا كنند «امام خمینی هم اشتباهات زیادی مرتكب شده و ما قصد جبرانش را داریم!» (سوال اصلی سایت كلمه از موسوی)

رفتار سیاسی این مدعیان در سال گذشته و رفت و آمدشان با مخالفان امام و مواضع اخیرشان، نشان می‌دهد كه از نظر آنها، اشتباهات امام اینها هستند: «تسخیر لانه جاسوسی، اعدام منافقان، ممانعت از فعالیت گروهك‌های ضدانقلاب و ضدنظام، ممانعت از راهپیمایی مخالفان نظام، ممانعت از فعالیت نهضت آزادی، بركناری آقای منتظری و …» دقیقا به همین علت است كه پخش سخنان امام را از صداوسیما، خشن نشان دادن امام، تعبیر می‌كنند و یا تصمیمات امام را استثنائات آن سال‌ها می‌نامند!

باید از آقای خاتمی پرسید كه آیا منظور از استثنائات همین موارد است؟ اگر اینها را جزو استثنائات و یا اشتباهات امام می‌دانید كه این مسائل، جزو تصمیمات اساسی، مهم و تاریخی امام خمینی هستند و امام در روزها و ماه‌های آخر عمر خود بارها روی این مسائل تاكید كردند. (منشور روحانیت)

ششم: خط امام و یاران واقعی امام چه كسانی هستند؟ آیا سوابق افراد می‌تواند تا ابد ملاك و معیار خط امام باشد؟ آیا نسبت خانوادگی و فامیلی، معیار درستی برای نزدیكی به امام است؟ آیا امام اساسا در یك جمع بسته حزبی و خانوادگی می‌گنجد كه بخواهیم او را بر همین اساس معرفی كنیم؟ اصلا آیا یاران واقعی امام را باید از میان همان چهره‌های شناخته شده سیاسی و حزبی و خانوداگی انتخاب كرد، یا اینكه یاران امام، فراتر از مرزهای جغرافیایی هستند؟

امام هیچگاه، ملاك و معیار دوری و نزدیكی به خود را، مواضع حزبی، گروهی، جناحی و خانوادگی، قرار نداد. چه بسا، افرادی از بستگان و اطرافیانش را به خاطر حفظ انقلاب و نظام، از خود جدا كرد. اگر معیار و ملاك را وصیت‌نامه امام بدانیم، تنها كسانی می‌توانند خود را یاران واقعی امام بنامند كه به بند بند آن عمل كنند. اگر كسی دم از آزادی می‌زند، باید به حریم آزادی هم پایبند باشد. اگر دم از انتخابات می‌زند، به نظارت شورای نگهبان هم راضی باشد. اگر دم از مردم می‌زند، به رای واقعی مردم هم احترام بگذارد. اگر دم از ایران می‌زند، به مظلومان و مستضعفان دنیا هم نظر داشته باشد. اگر جمهوری اسلامی می‌خواهد، در برابر جمهوری ایرانی سكوت نكند! اگر حامی مظلومان و مسلمانان است، شعار «نه غزه ، نه لبنان» را تحمل نكند. اگر مدعی پیروی از خط امام است، ائتلاف با دشمنان امام را یك مساله عادی نداند. اگر خود را نخست وزیر سابق و محبوب امام می‌داند، با دشمنان امام نشست و برخاست نداشته باشد!

هفتم: امام خمینی یك خاطره و یك حس نوستالژیك نیست. خط امام نیز یك رابطه خانوادگی و یا سابقه‌ی حزبی برای كوبیدن بر سر رقیب سیاسی نیست. اگر خط امام را صرفا خاطره‌ای نوستالژیك و رابطه‌ای خانوادگی بدانیم، نتیجه‌اش می‌شود وضعیت امروز مدعیان خط امام كه اصلی‌ترین آرمان‌های امام را كنار گذاشته‌اند.

سابقه مهم است اما حزب‌الله لبنان به سوابقش نمی‌نازد! فرزند جسمی خمینی بودن ارزشمند است، اما فرزند معنوی خمینی بودن ارزشمندتر است! امام خمینی هرگز نمرده است كه وارثی داشته باشد، امام خمینی یك حقیقت همیشه زنده است و یاران و فرزندانش، امروز علاوه بر ایران، در جنوب لبنان، در نوار غزه، در شمال آفریقا، در خاور دور، در آمریكای لاتین و در همه جای دنیا حضور دارند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()