گروه فرهنگی- سنتی در سینمای ایران مدت هاست که رواج دارد؛ عده ای  گمان می کنند که اگر فیلم سیاه با مایه هایی از تلخی و یاس بسازند، مایه هنری فیلم شان بالا می رود. این مسئله امسال با "هیچ" شروع شد و حالا به "هفت دقیقه تا پاییز" و "كیفر" رسیده است.
 
البته گاه نمی توان منكر ساختار مناسب تكنیكی، بازی های در خشان بازیگران و یا توانایی فنی كارگردانان شد اما تم مشترک بسیاری از فیلم های روی پرده در هفته های اخیر وی یا فیلم های در حال اکران نشانگر شیوع این امر است. در این فیلم ها، داستان ها مایوس كننده و بدون پایان و مبهم هستند، رنگ كمترین نقش را در تصاویر دارد، عموما همه چیز چرك مرده و خاكستری است و شخصیت های داستان رو به نابودی می روند و نابود می شوند.
 
"هفت دقیقه تا پاییز" یكی از فیلم هایی كه هم اكنون در حال اكران است نیز همین حالت را دارد، اضطراب، خیانت زن به شوهر،‌كشته شدن فرزند به بد ترین صورت، صاحبخانه هوسران و ...در طول فیلم ما هیچ وجه مثبت و نیكی نمی بینیم.
 
همه چیز به بدترین شكل ممكن پیش می‌رود و زندگی رو به قهقراست. تلاش مرد خانواده به هیچ جا راهی نمی برد و دنیا تیره و تار است و همه دیوارها بر سر شخصیت های اصلی داستان آوار می شود و ما در پایان یك فیلم هنری دیده ایم.
 
چهل سالگی دیگر فیلمی است كه از این فضا" رنج می برد" و مخاطب را هم رنج می دهد. باز هم خیانت دستمایه است، زنی در فضایی سرد زندگی میكند، همسرش نمیداند چه می خواهد و مدام در رنج و عذاب است او در مانده است و در پایان ابهام... باز هم باید بگوییم كه یك فیلم هنری دیدیم!
 
"كیفر" را بررسی كنیم، همه به هم خیانت می كنند و از هم دیگر می‌دزدند، برادر به خواهر رحم نمی كند ناموس پرستی دروغ است، برادری معنایی ندارد همه شخصیت های فیلم تا خرخره در لجن هستند و به قول یكی از شخصیت ها كثیف اند. ایرانی ها دغل باز و كلاهبردارند و ... اما باز هم در پایان ما یك فیلم هنری دیدیم...
 
اما باید آغازگر این سندرم در سال 89 را فیلم "هیچ" ساخته عبدالرضا كاهانی دانست: مردی كه از پرخوری رنج می برد، همه با او به بدترین شكل ممكن رفتار می كنند و او را دست می اندازند. شخصیت های داستان از جزئی ترین تا اصلی ترین آنها سود جو، عصبی، پرخاشگر، ابله، حسود و ... هستند. پستی و دنائت از سر و روی فیلم هیچ می بارد، همه چیز از هم می پاشد و شخصیت ها یا در سراشیبی نیستی قرار می گیرند و یا خودكشی می‌كنند و یا دچار فحشا می شوند.
 
اینها نمونه هایی شاخص از فیلم های روی پرده هستند. اما اینکه کارگردان ما برای اثبات هنری بودن و هنری جلوه دادن خود رو به سوی نشان دادن هر تباهی و سیاهی آورده، قطعا ریشه ها و دلایلی دارد.

رویکرد به فضایهای سیاه، مرده و بی روح و همچنین نا امیدانه و اضطراب آور (از نوع بی دلیل و بیهوده اش) در میان اهل سینمای کشورمان چند دلیل دارد:
 
1-  فیلمساز ما گمان می کند با رفتن به سمت اینگونه فضاها از فضای سینمایی موسوم به فیلمفارسی رهایی یافته است ، فیلم فارسی هایی که پیش از انقلاب اسلامی و با الهام از فیلم های هندی و سینمای مصر(البته یا کمی تغییر و بومی شدن) کار خود را آغاز کرد و تا پیروزی انقلاب فضای قالب سینمای ایران بود و البته پس از انقلاب و با آغاز دهه هفتاد شمایلی دیگر از خود بروز داد و تا کنون به حیات خود به طور جدی ادامه می دهد.
 
 2-  دهه چهل سینمای موج نوی فرانسه به سردمداری کارگردانانی چون " گدار" تاثیر خود را بر سینمای ایران گذاشت و کارگردانانی با رویکردی متفاوت پا به عرصه سینمای کشورمان گذاشتند، کارگردانانی که با تاسی از فضای روشنفکرانه و نیهیلیستی به فیلمسازی روی آوردند و در زمان خود با استقبال خوبی مواجه شدند. برخی از فیلم سازان با گرایش به سمت سینمای موج نو بنا را بر ساخت اینگونه فیلم ها گذاشته که البته در میان فضای سینمای آن زمان هنری محسوب می شد.
 
3-  در این میان البته عده ای هم هستند که بنا به سفارش دوستان، گفته ها و شنیده ها و تنها برای نشان دادن این مسئله که "من هم فیلم هنری میسازم" وارد فضای ذکر شده می شوند تا در میان روشنفکران و برخی از اهالی سینما و مجله ها اصطلاحا خودی نشان داده و شان از هنری بودن را برای خود قائل شوند.
 
به هرحال بسیاری از این فیلم ها یا ژست هستند یا ادا در می‌آورند و یا تنها بر مبنای تحویل گرفتن سازنده در جامعه به اصطلاح هنری سینمای كشورمان ساخته می شوند.
 
اهل سینمای ما خود را در میان این معضل می بیند كه باید اینگونه فیلم بسازد تا به او مانند یك هنرمند و سینماگری كه دید هنری دار نگاه شود.
 
در این میان شاید عده ای به خیال خود این گونه فیلم ها را نیهیلستی بدانند، اما در مجال دیگری به طور مفصل اشاره خواهیم کرد، جریان شبه روشنفکری در  ایران شبه نیهیلیسم را هم به دنبال خود آورد و دغدغه ای که تلاش کرده است، ادایش را از دوران مشروطه تا کنون در آورد به هیچ وجه اصیل نیست و محصول سیر تاریخی و تطور کشورمان نبوده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سینما و رسانه، فرهنگی و اجتماعی،     | نظرات()