ضدّیت فلسفة اسلام و روح ایمان با كاهش جمعیّت
![]() علّامه آیت الله سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(ره) كاهش جمعیّت، به هر نحو که باشد، از ترس فقر و مشكلات زندگی، ضدّ فلسفة اسلام و روح ایمان است. «و در آسمانهاست روزی شما و چیزهایی كه به شما وعده داده شده است، پس قسم به پروردگار آسمان و زمین، آن حقّ است به مثل همین گفتار و سخنی كه بر سر زبانتان دارید!.»1 یعنی روزی و جمیع مواعید الهی، همه در آسمان به طور حتم و یقین وجود دارد و قطعیّت آن بدون شبهه و تردید میباشد، در روزی ابداً نباید كسی به خود شكّی راه دهد. «و هر كس از خدا پروا كند [خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار میدهد و از جایی كه حسابش را نمیكند به او روزی میرساند و هر كس بر خدا اعتماد كند او برای وی بس است. خدا فرمانش را به انجام رساننده است. به راستی خدا برای هر چیزی اندازهای مقرّر كرده است.» 2 در این آیة مبارك با اختصارش 5 قانون فلسفی الهی گنجانیده شده است: 1. كسی كه تقوا پیشه كند، كارش به بنبست برنمیخورد و همیشه مفرّی خواهد داشت؛ 2. از طریقی كه اصلاً نمیپندارد و به گمانش نمیرسد، خدا به او روزی میرساند؛ 3. كسی كه خدا را در امور خود وكیل بگیرد، خدا برای وی كافی است و به جای وی مینشیند؛ 4. خداوند پیوسته به امر و اراده و خواست خود میرسد و چیزی نمیتواند او را برگرداند؛ 5. خداوند برای هر چیز، اندازه و مقداری معیّن قرار داده است كه کم و بیش نخواهد شد. «و چه بسیار جاندارانی كه نمیتوانند متحمّل روزی خود شوند. خداست كه آنها و شما را روزی میدهد و اوست شنوای دانا.» 3 در این آیة شریف به وضوح بر این موضوع تصریح میشود كه روزی جمیع جنبندگان و انسان از توان آنها بیرون است. «خدا نسبت به بندگانش مهربان است، هر كه را بخواهد روزی میدهد و اوست نیرومند غالب.» |
لطیف به معنی نافذ در خصوصیّات و جزئیّات، یعنی خداوند به قدری به بندگانش از حیث وجودی و صفتی و فعلی، قریب و نزدیك است كه گویا در تمام سراسر وجود نفسانی و مثالی و طبیعی بندگانش نفوذ كرده است. روزی دادن از اختیار خداوند بیرون نیست كه نتواند بدهد یا جبری و اضطراری به همه یكسان بدهد؛ بلكه طبق اراده و اختیار خود، هر كس را كه بخواهد روزی میدهد و او قوی است، ضعیف نیست، در روزیاش فتور و سستی پایدار نمیگردد و دارای مقام عزّت، تمكین و استقلال است، نه ذلّت و انفعال كه مغلوب حوادث و امر غیر گردد.
در نُه جای از قرآن کریم با عبارات مختلف و معنی واحد آمده است که بسط رزق و تنگی آن، هر دو فقط به دست خداوند است.
مانند آیة:
«بگو (ای پیامبر): در حقیقت پروردگار من است كه روزی را برای هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده یا برای او تنگ میگرداند و هر چه را انفاق كردید عوضش را او میدهد و او بهترین روزی دهندگان است.» 6
این منطق دین مبین و شرع قویم است كه بر اساس آن امّت را تربیت مینماید و امّا منطق یهود عكس این است. ایشان خدا را دست بسته و تنگ چشم میدانند و اعتقاد دارند كه قدرت انفاق و سعة روزی برای وی نیست.
«و یهود گفتند: دست خدا بسته است، دستهای خودشان بسته باد و به [سزای] آنچه گفتند از رحمت خدا دور شوند، بلكه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد، میبخشد و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو فرود آمده بر طغیان و كفر بسیاری از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنی و كینه افكندیم هر بار كه آتشی برای پیكار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمین برای فساد میكوشند و خدا مفسدان را دوست نمیدارد.»7
قاضی بیضاوی در تفسیر «یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ» گفته است: «باز كردن دستها، مبالغه در نفی بخل است و اثبات غایت جود، چون نهایت آنچه را كه شخص سخاوتمند از مال خود بذل مینماید، آن است كه با دو دست خودش میدهد و اشاره است به عطایای دنیا و آخرت و به آنچه خداوند، گاهی به جهت استدراج و نقمت میدهد و گاهی به جهت اكرام و نعمت و در «یُنفِقُ كَیْفَ یَشَاء» تأكید همین نكته است؛ یعنی خداوند در انفاق خودش اختیار دارد، گاهی توسعه میدهد و گاهی تضییق میكند بر حسب مشیّت و بر مقتضای حكمتش، نه آنكه پیوسته بر فردی یك سره توسعه و بر فردی یك سره تضییق نماید.
و در «وَلَیَزِیدَنَّ كَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْیَانًا وَ كُفْرًا» گفته است: یهودیان اهل طغیان و كفران هستند و هر وقت از قرآن چیزی را بشنوند موجب زیادتی طغیان و كفرانشان میگردد، همان طوری كه مریض هر چه از غذای مردم سالم بخورد، موجب شدّت مرض او میشود.
و در «وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ» گفته است: همیشه به طور مداوم در میان خودشان عداوت، كینه، حسد، آز و دشمنی جریان دارد، به طوری كه ابداً دلهایشان با یكدیگر موافقت ندارد و گفتارشان با هم نمیخواند.
و در عبارت «كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله» گفته است: هر وقت ایشان نبرد و كارزاری را علیه رسول اكرم(ص) برپا میكردند و هرگاه كه شعلة شرّی را میافروختند، خداوند آن را به خودشان بازمیگرداند، به طوری كه بغض و عداوت در بین آنها پدیدار میشد و به این وسیله شرّشان از جهت رسول خدا(ص) به خودشان منعطف میگردید.
آنان هر وقت ارادة كارزاری علیه كسی داشتند، خودشان مغلوب میشدند؛ زیرا وقتی كه مخالفت حكم «تورات» را نمودند، خداوند بر آنها بخت النّصر را مسلّط گردانید و باز پس از این مخالفت كردند، خداوند بر آنها فُطرس رومی را برانگیخت و پس از آن نیز مخالفت کردند، خداوند مجوس را بر ایشان مسلّط كرد و چون باز هم دست به فساد و افساد گشودند، خداوند مسلمانان را تسلّط داد.8
باری، حقیقتاً این معجزة قرآن است كه از حقیقت زشتی نفوس و آثار تبعات كردار یهودیان پرده برداشته است. تمام جمعیّت آنها كه امروزه با غصب اراضی مسلمانان، دولت اسرائیل را سرپا نمودهاند، از چند میلیون نفر تجاوز نمیكند و مخالفت درونی بینشان زیاد است و اتّحاد و اتّفاق ندارند؛ با آنكه دولت انگلستان، قدیمیترین دشمن اسلام و مسلمانان و آمریكا دست به كار حیلهگری و مكّاری، به وسیلة تبلیغات و گماشتن مزدوران عرب بر سر مسلمانان به جهت جلوگیری از انهدام یهود و صرف مبالغ خطیر برای تشكیل دولت به نام آنان فعّالیت میكنند، با این اوصاف ابداً رشد ندارند. مهاجران یهودی را از نقاط دور دست دنیا بدانجا میبرند و مهاجران پشیمان میشوند و قصد مراجعت مینمایند. از شوروی كه یك میلیون یهودی را بدانجا سوق دادند. پانصد نفر زن یهودی به واسطة نداشتن خوراك و پوشاك دست به خودفروشی زدهاند و هر روز در مقابل سفارت شوروی در اسرائیل صف طویلی از مهاجران برای اخذ ویزا و مراجعت به «شوروی» تشكیل میشود.
امّا آنچه ما در اخبار و روایات داریم: قیام و اقدام یهودیان، چون مخالف حقّ و عدالت هستند و به علّت آنكه مردمی ستمگر و تجاوزپیشهاند، پا نخواهد گرفت و خیال اسرائیل صغیر و سپس اسرائیل كبیر را با خود با شمشیر امام ما، امام زمان(عج) به گور خواهند برد و اگر نوبت حیات به ما برسد در ركاب آن حضرت؛ وگرنه به طور مسلّم فرزندان ما با آن حضرت پس از سرنگونی این مردم متجاوز و متعدّی و حرف حق نشنو، به طرف انگلستان سالخورده و پیر دِیْر استعمار و شیطنت حركت میكنند و مالتوس گرایان متجاوز به حقّ و حقوق اوّلیة بشریّت را به خاك هلاكت در میافكنند و عالم را به نور عدالت، سخاوت، كرامت، تجرّد، نور، سرور، حُبور، فراخی، گشایش، معرفت و توحید مبدّل میسازند.
اینكه میبینید: اینك مالتوسگرایان داخلی و خارجی، همه و همه دست به هم داده و در تبلیغ انهدام بشریّت و نطفة انسانیّت و وجود آدمیّت سعیی بلیغ دارند و بر زبانشان جز شعارهای تكراری و سخرهانگیز چیزی نیست، این مقدّمة ظهور همان نور وجود و طلوع حقیقت ولایت است كه «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً.»
دین مقدّس اسلام نه تنها دین توحید است، بلكه جمیع آیات و روایات، سنن و فلسفة اسلام را بر بنیاد أخذ از ذات پروردگار گذارده است و از عالم محض بالا كه نقطة نور و تجرّد و احاطه و بساطت است، جمیع امور، افعال، وقایع و حوادث عالم ملك و ملكوت اسفل را مُستند میداند. بنابراین هر فعلی و هر كار و حادثة تكوینی از خداوند است و بس. اوست كه افاضه میفرماید و سپس بر عوالم كثرات، مخروطی شكل پخش میگردد. بنابراین هر ذرّهای كه موجود یا معدوم گردد، مستقیماً مربوط و منوط به ارادة اوست: «و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر [اینكه] آن را میداند و هیچ دانهای در تاریكیهای زمین و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در كتابی روشن [ثبت] است.»9
و این سرّ همة ادیان الهی و پیامبران مرسل از حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی(ع) و نبیّنا، محمّد(ص) است و همة شرایع الهی بر این روش، امم گذشته را دعوت نمودهاند، امّا در میان راه، تشعّب و تفنّن در مسلكها و مرامها موجب آرا و انظار خاصّه شخصیّهای گردیده است كه چه با آن روح توحید، توسّل و توكّل به خدا را مقرون به شرك و مادّهپرستی و توجّه به كثرت و غفلت از وحدت نموده است و ملل و نحلی در این موارد پدیدار گشته است.
مذهب و مرام فعلی یهودیان چنین است. آنها همه چیز را مستند به مادّه، طبیعت و قوای مردة طبیعی میكنند و بنابراین استمداد از عالم غیب، تجرّد و حقیقت الحقائق، اصولاً در این مكتبها معنی ندارد.
یكی از صفات خداوند كه در هفت جای قرآن كریم آمده، صفت واسع است، «و الله واسع علیم؛ و خداوند باز و گسترده و وجودش دارای سعه میباشد و بسیار داناست.» به جمیع وقایع ممكن و حقایق موجود و حوادث واقع.
«و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو كنید، آنجا روی [به] خداست آری خدا گشایشگر داناست.» 10
حقیقتاً این صفت واسع چقدر عالی و پرمحتوا است. در هر امری از امور از ذات و وجود و از صفت حیات و علم و قدرت خداوند گسترده است، ضیق و تنگی در آن راه ندارد، در این صورت چگونه شما از فقر، تنگدستی، ضیق معیشت و كثرت اولاد و فرزندان شکوه دارید؟ با آنكه اوست رازق و رزّاق و واسع و علیم؟!
شما مسلمانید و حیف نیست كه بر سر زبانهایتان شعار یهودیها به تبلیغ و ترویج یهودیها جاری باشد؟!
ترس از فقر نه تنها مذموم است، بلكه باید با آن مبارزه نمود و به نكاح دست برد؛ طبق آیة قرآن «مثنی و ثلث و ربع» زیرا خود وجود زن و نكاح آن، موجب خیر و بركت و رحمت است. با نكاح بیشتر، رحمت افزونتر و با فرزندان بیشتر، سرمایة وجودی و بركت بیشتر خواهد شد. بسیاری از مسلمانان فقیر بودهاند، ازدواج موجب غنای ایشان گردید. این آیه را ملاحظه كنید كه چگونه پروردگار به آنان از فضل خود وعدة توسعه میدهد:
«بیهمسران خود و غلامان و كنیزان درستكارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بینیاز خواهد كرد و خدا گشایشگر داناست.»11
«و آنان كه تمكّن بر نكاح ندارند، باید عفّت را پیشه گیرند تا وقتی كه خداوند از فضل خود ایشان را بینیاز گرداند.» 12
آنان كه قدرت بر نكاح ندارند، نباید دست به شهوت زنند، بلكه لازم است در عفّت و قلع و قمع شهوت بكوشند تا هنگامی در رسد كه اسباب نكاح فراهم گردد و بتوانند نكاح كنند.13
خداوندِ رازقِ عالمِ قادرِ حكیم، كه از عوالم غیب روزی را نازل میفرماید، برای هر فرد به خصوص روزی جداگانه میرساند، برای یكی، یكی؛ برای هزار، هزار.
بسیار عجیب است این شرع مبین و آیین توحیدی و معرفتی كه چگونه در عمل و متن كار، ما را به خدا پیوسته و مربوط میسازند.
مردی به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شد و از تنگدستی و نیازمندی به او شكایت آورد. حضرت به او فرمود: «ازدواج كن!» چون ازدواج كرد، روزیاش فراخ شد.
باری این بود نظریّة اسلام دربارة محبوبیّت كثرت مسلمانان و موحّدان در جهان و ما به حمدالله آنچه دربارة این امر به نظر میرسید، در طیّ این مطالب ذكر نمودیم و از مساعی در جمعآوری آن دریغ ننمودیم، شاید مورد نظر حضرت قائم به حق، ولیّ امر، امام زمان(عج) قرار گیرد و با توجّهات كامله خود دست این امّت را بگیرد و از ورطههای هلاكت نجات بخشد و كید كائدان و مكر ماكران و خدعة خادعان را به خودشان باز گرداند و دعای این مساكین را خواه از جهت نفرین بر دشمنان اسلام و خواه از جهت دعای خیر بر شیعیان و پیروان اسلام، مقرون به اجابت فرماید و دشمنان را در پیآمد زشتیها و سیّئات نفوس خودشان درگیرد و به خاك هلاكت ظاهری در افكند، همان طور كه به هلاكت ابدی و شقاوت نفسانی و استكبار محض در افكنده است، به طوری كه امروزه چنان گرفتار بدبخت، نكبت زده، سرافكنده و بیچاره شدهاند كه هیچ مفرّی ندارند و به طور دائم و پیوسته نتایج نفسانیّات كریه و زشت دامنگیرشان میشود.
«و كسانى كه كافر شدهاند پیوسته به [سزاى] آنچه كردهاند مصیبت كوبندهاى به آنان مىرسد یا نزدیك خانههایشان فرود مىآید تا وعدة خدا فرا رسد آرى خدا خلف وعدة نمىكند.»17
ماهنامه موعود شماره 114
پینوشتها:
1. سورة ذاریات(51)، آیات22و23.
2. سورة طلاق(65)، آیات2و3.
3. سورة عنكبوت(29)، آیة60.
4. سورة شوری(42)، آیة19.
5. سورة یونس(10)، آیات31ـ33.
6. سورة سبأ(34)، آیة39.
7. سورة مائده(5)، آیة64.
8. تفسیر «بیضاوی»، ج 1، صص 347 ـ 348.
9. سورة انعام(6)، آیة59.
10. سورة بقره(2)، آیة115.
11. سورة نور (24)، آیة32.
12. همان، آیة 33.
13. تفسیر بیضاوی، ج 2، صص 139ـ140.
14. نهج البلاغه، ص 495، حكمت 141.
15. همان، ص494، حكمت139.
16. وسائل الشّیعه، شیخ حرّ عاملی، صص24 ـ 25، باب 10و 11، روایت اوّل از هر باب.
17. سورة رعد (13)، آیة31.
تبلیغات

مدیر : 