عاشورا فرارروی ملل و نحل
در این جا، به برخی از جنبههای اثرگذاری نهضت عاشورا در پهنة گیتی نگاهی كوتاه میافكنیم.
1. عاشورا و امام حسین(ع) از دیدگاه اندیشمندان بزرگ جهان1
عظمت قیام، اوج فداكاری و ویژگیهای دیگر امام حسین(ع) و یارانش، سبب شده كه نویسندگان و اندیشمندان بزرگ جهان، در بارة این نهضت و حماسهآفرینان عاشورا اظهار نظرهای بسیاری داشته، حتی برخی از نویسندگان غیرمسلمان دربارة این واقعه كتاب بنویسند. اكنون به برخی از این دیدگاهها اشاره میكنیم.
- جرج جرداق (دانشمند و ادیب مسیحی)
- آنطون بارا (اندیشمند مسیحی)
- اگر حسین از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر میافراشتیم و در هر روستایی، برای او منبری برپا میكردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیّت فرا میخواندیم.
- تاملاس توندون (رئیس سابق كنگرة ملّی هندوستان)
- فردریك جِمس
- بنت الشاطی (نویسندة معروف مصری)
نقش برانگیزاننده داشت.
- عباس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری)
- چارلز دیكنز (نویسندة معروف انگلیسی)
- محمد علی جناح (رهبر بزرگ پاكستان)
- ل. م. بوید
- مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان)
- توماس كارلایل (دانشمند انگلیسی)
- توماس ماساریك:
- ادوارد براون (پروفسور):
- واشنگتن ایرونیگ (تاریخنگار امریكایی):
- موریس دوكبرا:
- بروكلمان كارل (خاورشناس و پژوهشگر آلمانی):
2. اثر گذاری قیام عاشورا بر جنبشهای آزادیبخش جهان
قیام كربلا به صورت یك حادثه هر چند جانكاه در دل تاریخ مدفون نگشت و دیری نپائید كه به یك حماسة جاویدان تبدیل شد. قیام حسینی به صورت قیام و انقلابی الگو آفرین و تاریخ ساز درآمد و الهام بخش جنبشهای گوناگون در تاریخ گردید.
یكی از دستاوردهای مهمّ قیام كربلا، تبیین شیوهای اصولی و بسیار مؤثّر در مبارزه با حكومتهای سلطهگر و زورمدار بوده است. حادثة كربلا، یك قیام اسوه و یك سیرة عام برای تئوری انقلاب و یك پیام انقلابی ـ تاریخی است كه برای هر عصری، پیام ویژهای دارد. بر اساس ویژگیهای شاخص نهضت امام حسین(ع)، میان جنبشهای اسلامی در سراسر جهان اسلام، پیوند به وجود آمد و موج بیداری و انقلاب، مناطق وسیعی از جهان اسلام مانند مصر، سوریه، لبنان، عراق، تركیه، افغانستان، پاكستان، الجزایر، تونس، مراكش، حجاز، اندونزی، هندوستان و ایران را در بر گرفت.
در بیشتر كشورهای اسلامی، ویژگی مردمی بودن روحانیّت، رسالت رهبری حركتها و جنبشها را بر دوش رهبران دینی نهاد. «شاه ولیالله دهلوی» و فرزندش، «سیّد احمد خان هندی»، «سیّد جمال الدّین اسدآبادی»، «اقبال لاهوری»، «محمّد علی جناح»، «شیخ محمد عبده»، «شیخ عبدالرّحمان كواكبی»، «حسن البنا» و امام خمینی(ره)، نمونههایی برجستة مبارزه بر ضدّ استكبار و طاغوت بر اساس نظام هدفمند انقلاب حسین بودند.
برخی از جنبشها عبارتند از:
1. جنبش اسلامی شبه قارة هند
2. جنبش اسلامی در شمال آفریقا و كشورهای عربی (به ویژه مصر)
الف) جنبش سیّد جمالالدّین اسدآبادی در مصر
ب) جنبش شیخ محمّد عبده
ج) جنبش شیخ عبدالرّحمان كواكبی
د) جنبش حسن البنا
3. جنبشهای اسلامی ایران
الف) جنبش تنباكو
ب) جنبش مشروطیّت
ج) جنبش سردار جنگل
ه) قیام شیخ محمّد خیابانی
و) جنبش آیتالله كاشانی
ز) جنبش فدائیان اسلام
ح) جنبش آزادی ایران
ط) جنبش امام خمینی (ره)
3. برداشت نمادین هالیوود از عاشورا10
عاشورا و حماسة پر شكوه آن پدیدهای است كه همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشكار شیعیان و آزادی خواهان بوده است. قدرت این رمز و راز آن چنان است كه دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سردرگمی فرو برده است. از همین رو، دشمنان، به ویژه صهیونیسم جهانی بر آنند تا با شبیهسازی و بهرهگیری از این واقعه، برای دنیای پوشالی و خیالی خود، جلوههای مقدّس و آسمانی بیافرینند. برای مثال، در سه كنفرانس جهانی تورنتو، واشینگتن و اورشلیم، «فرانسیس فوكویاما» كتاب پایان تاریخ خود را ارائه كرد. این كتاب در برابر كتاب برخورد تمدّنها اثر «ساموئل هانتینگتون» است. فوكویاما مدّعی است كه خرده تمدنها و فرهنگهای جزئی به دست فرهنگ غالب بلعیده میشوند و رسانهها، دنیا را به سمت دهكدة واحد پیش میبرند و به ناچار دنیا درگیر جنگی خانمانسوز خواهد شد. بنابراین، برای پیشگیری از این جنگ باید یكی را به عنوان كدخدایی بپذیریم و در ادامه ثابت میكند كه كدخدا، امریكا است. فوكویاما میگوید: این نبرد حتمی است، ولی برندة آن غرب نخواهد بود و او با اسناد و مدارك ثابت میكند كه برندة نبردِ آخرالزّمان، شیعیان هستند.
فوكویاما در كنفرانس اورشلیم با عنوان «بازشناسی هویّت شیعه» میگوید:
شیعه، پرندهای است كه افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست. پرندهای كه دو بال دارد: یك بال سبز و یك بال سرخ.
او بال سبز این پرنده را مهدویّت و عدالت خواهی و بال سرخ را شهادتطلبی كه ریشه در كربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر كرده است، معرفی میكند.
فوكویاما معتقد است شیعه بُعد سومی هم دارد كه اهمیّتش بسیار است. او میگوید:
این پرنده، زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان میشود. شیعه، عنصری است كه هر چه او را از بین میبرند، بیشتر میشود.
وی جنگ عراق و ایران را مثال میزند و میگوید:
اینها فاو را تسخیر كردهاند، میروند كربلا را هم بگیرند و این، یعنی فتح قدس، اگر كربلا را بگیرند، اینجا را هم قطعاً میگیرند.
او برای دفع این خطر پیشنهاد میكند با امتیاز دادن به ایران، جنگ را متوقّف كنید.
فوكویاما، مهندسی معكوسی را برای شیعه و مهندسی صحیحی را برای خودشان طراحی میكند و مینویسد:
مهندسی معكوس برای شیعیان این است كه ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید. تا این را خط نزنید، نمیتوانید به ساحت قدسی كربلا و مهدویّت تجاوز كنید... برای پیروزی بر یك ملّت باید میل مردم را تغییر داد... ابتدا ولایت فقیه را خط بزنید، در گام بعد، شهادت طلبی اینها را به رفاهطلبی تبدیل كنید. اگر این دو تا را خط زدید، خود به خود اندیشههای امام زمانی از جامعة شیعه رخت میبندد... شما بیایید برای غرب هم امام زمان و كربلا و ولی فقیه بتراشید.
فوكویاما برای این كار، مكتب جدیدی به نام اونجلیس عرضه كرد. مكتبی كه قدمتش به 1987 میلادی بر میگردد. طرفداران این مكتب معتقدند عیسای ناصری خواهد آمد. فوكویاما به آنها توصیه میكند در فیلمهایشان هر چه را شیعیان دربارة امام زمان میگویند، بر شخصیّت عیسای ناصری تطبیق بدهند. بر اساس دستور فوكویاما، فیلمهایی بر اساس مدل «روایت فتح» شهید آوینی، ساخته شد؛ با همان اسلوب متن و با به كارگیری مؤلّفههای احساسی برنامههای شهید آوینی، با همان تیپها و همان دیالوگها كه شهید آوینی میگفت.
فیلم نجات سرباز رایان با محتوای تجلیل از مادر سه شهید؛ فیلم نبرد پرل هاربر با محتوای جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم؛ فیلم زمانی سرباز بودیم با تئوری بازسازی كربلا و بر اساس الگوی عملیّات كربلای 5؛ فیلم سقوط شاهین سیاه، بازسازی صحنةكربلا، فیلم جنگیر كه در آن از نمادهای اسلامی شیعه استفاده شده بود.
نكته:
در تمامی این فیلمها، بر اساس نظریة فوكویاما، امام حسین(ع) و كربلا، یك طرف و سوی دیگر، شمر است. لباس هم بر اساس الگوی شیعی انتخاب شده است. لباس سربازان امریكایی، سبز رنگ و لباس سربازان مقابل، قرمز است. در بعضی از این فیلمها خون سربازان آمریكایی سبز است؛ آن هم به دلیل تقدّس این رنگ در آرمانهای شیعی. هنر پیشهها تا پایان فیلم ناشناختهاند و همچنین تا آخر فیلم فقط نقشهای قدسی بازی میكنند.
4. نقش CIA در مقابله با فرهنگ عاشورا11
از آنجا كه مرجعیّت، روحانیّت و فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی از عناصر مهمّ پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی و جنبشهای ضدّ استعماری است، غرب تمام تلاش خود را به كار گرفته است تا با سست كردن این دو، ضربة نهایی را به انقلاب اسلامی وارد كند. در همین راستا به تازگی كتابی به نام نقشههایی برای جدایی مكاتب الهی در امریكا انتشار یافته كه در آن گفتوگوی مفصّلی با «دكتر مایل برانت» ، یكی از معاونان سابق سیا (سازمان اطّلاعاتی امریكا) انجام شده است. او در این زمینه میگوید: «بعد از مدّتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم كه قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تأثیر گذار بوده است. ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم كه شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی، فعّال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد كه بر روی مذهب شیعه، تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات، برنامه ریزیهایی داشته باشیم. به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله انجام شد. پس از نظرسنجیها و جمعآوری اطّلاعات از سراسر جهان، به نتایج مهمّی دست یافتیم و متوجّه شدیم كه قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیّت است... این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند كه به طور مستقیم نمیتوان با مذهب شیعه رودر رو شد و امكان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده كار كنیم. ما به جای ضربالمثل انگلیسی «اختلاف بینداز و حكومت كن» از سیاست «اختلاف بینداز و نابود كن» استفاده كردیم و در همین راستا، برنامهریزیهای گستردهای را برای سیاست های بلندمدت خود طرح كردیم، مانند حمایت از افرادی كه با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج كافر بودن شیعیان به گونهای كه در زمان مناسب بر ضدّ آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گستردهای را بر ضدّ مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیّت خود را در میان مردم از دست بدهند.
یكی دیگر از مواردی كه باید روی آن كار میكردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود كه هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه میدارند و ما تصمیم گرفتیم با حمایتهای مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلی این گونه مراسم كه افراد سودجو و شهرت طلب هستند؛ عقاید و بنیانهای شیعه و فرهنگ شهادتطلبی را سست و متزلزل كنیم و مسائل انحرافی در آن به وجود آوریم، به گونهای كه شیعه، یك جاهلِ خرافاتی در نظر آید. در مرحلة بعد باید مطالب فراوانی بر ضدّ مراجع شیعه جمعآوری شده و به وسیلة مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389، مرجعیّت را كه سدّ راه اصلی اهداف ما هستند، تضعیف و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود كنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم».
5. شهادت طلبی زنان فلسطینی12
مكتب عاشورا، مكتب شهادتطلبی در راه آرمانهای الهی است. مكتبی كه جانبازی در آن ارزش محسوب میشود. مكتبی كه عشقبازی در آن، برگرفته از آیات الهی است. خداوند در آیات متعدّدی، جایگاه بلند مجاهدان را بیان فرموده و با بشارت به آنان دربارة نعمتهای اخروی و دنیوی، انگیزههای آنان را برای مبارزه تقویّت كرده است. نمونة این آیات، آیة 74 سورة نساء، آیة 20 سورة فتح، آیة 95 سورة نساء و آیههای 86 تا 89 سورة توبه است. با توجّه به الگوهای فرهنگ شهادت طلبی و جهاد و مبارزه در راه حق كه والاترین آنها نهضت حسینی است، شهادت در راه حق و مبارزه با دشمنان اسلام به بزرگترین ارزش در جامعة فلسطین تبدیل شده است. زنان فلسطینی با بهرهگیری از فرهنگ جهاد در راه خدا، شهادت طلبی را به عنوان راهی برای رسیدن به آرمانهای الهی انتخاب كردهاند. از جمله فعّالیتهای جهادی زنان فلسطینی، شركت در عملیّات شهادتطلبانه است. زنانی كه نامشان در شمار پویندگان این راه آمده است، عبارتند از:
الف) وفا ادریس
هنگامی كه صهیونیستها، شهر الرمله را در سال 1948 م. اشغال كردند، خانوادة وفا ادریس به اردوگاه الامعری در نزدیكی رامالله مهاجرت كرد. وفا در شرایط بسیار سخت اجتماعی زندگی میكرد و تنها فرزند خانواده بود. پیش از عملیّات استشهادی، وفا به مادر و دوستانش گفت: «شرایط بسیار دشواری است و هر لحظه ممكن است انسان به شهادت برسد.» شب فرا رسید و وفا به خانه نیامد خانوادة وفا به دنبال او گشتند. بعضی از دوستانش گفتند: « از ما خداحافظی كرد و گفت كاری میخواهم انجام دهم كه همه شما را سرافراز خواهم كرد.» همه به جست و جوی وفا پرداختند تا این كه خبر آمد وفا در خیابان یافای قدس به عملیّات استشهادی دست زده است. در این عملیّات (27/1/ 2002) دو صهیونیست كشته و یك صد نفر دیگر زخمی شدند.
ب) دارین ابوعشیه
دختری از روستای بیت وزن در نزدیكی شهر نابلس، دانشجوی رشتة اسلامشناسی دانشگاه البخاح و عضو انجمن اسلامی دانشجویان بود. عملیّات استشهادی ابوعشیه در پست ایست و بازرسی صهیونیستها واقع در منطقة ظفه غربی در تاریخ (27/2/2002) رخ داد. مادر دارین ابوعیشه میگوید: «به قلبم الهام شد كه عاقب دارین، شهادت است. دارین همیشه به من میگفت مادرم: برایم دعا كن به شهادت برسم و تو در بهشت با من باشی.»
ج) آیات الاخرس
از كاركنان اردوگاه الدهشیه در نزدیكی بیت لحم بود. وقتی كه دانشآموزان به خانه باز میگشتند، آیات به دوستانشان گفت: « میخواهم كار مهمّی انجام دهم، ولی نمیتوانم آن را بگویم.» آیات، وصیتنامة خود را به دوستش داد و به او تأكید كرد تا 24 ساعت آن را باز نكند. آیات با كیفی پر از مواد منفجره به طرف یكی از خیابانهای قدس رفت و عملیّات شهادتطلبانه را انجام داد. در این عملیّات، یك صهیونیست كشته و دهها نفر دیگر مجروح شدند. این عملیّات در تاریخ 29/3/2002 رخ داد.
د) الهام الدسوقی
زمانی كه صهیونستها در آوریل 2002 به خانة آنها در اردوگاه جنین حمله كردند، به عملیّات شهادت طلبانه دست زد. بر اثر این عملیّات، دو افسر صهیونیست، كشته و ده نظامی اسراییلی دیگر مجروح شدند.
ه ) عندلیب طقاطقه
پس از پایان جنگ جنین، لازم بود دنیا بداند كه عملیّات تروریستی شارون شكست خورده است. عندلیب در آخرین خداحافظی خود با مادرش از او خواست تا برای یك خبر بسیار خوب آماده باشد. مادر عندلیب میگوید: «فكر كردم عصر، خواستگار برای دخترم میآید، ولی عندلیب اقدام به انجام عملیّات استشهادی كرده بود.» این عملیّات در تاریخ 12/4/2002 در شهر قدس انجام گرفت و هشت صهیونیست كشته و چهل نفر دیگر مجروح شدند.
و) هبه ضراغمه
از اهالی روستای طوباس از توابع اردوگاه جنین بود. وی در دانشگاه قدس در رشتة زبان انگلیسی تحصیل میكرد. هبه در تاریخ 19/5/2003 به شهر العفوله در فلسطین اشغالی رفت و در مركز تجاری هكعیم به عملیّات استشهادی دست زد و سه نفر صهیونیست را كشت و هفتاد نفر دیگر را مجروح ساخت.
ز) هنادی جرادات
وكیل 29 سالة فلسطینی بود. صهیونیستها، برادر و نامزدش را كه از مسئولان جنبش جهاد اسلامی فلسطین بودند، جلوی چشمانش به شهادت رساندند. هنادی پس از ختم قرآن برای هفتمین بار در طول عمرش، شب تا به صبح نماز خواند و از خدا خواست تا او را در مأموریتش موفّق كند. فردای آن روز به شهر حیفا رفت و وارد رستوران مكسیم شد. و با خونسردی غذا سفارش داد. سپس برای تسویه حساب به پای صندوق رفت. در این هنگام، دكمة كمربند انفجاری خود را فشار داد. بر اثر عملیّات استشهادی این زن فلسطینی كه در 4/10/2003 رخ داد، 22 صهیونیست، كشته و 50 نفر دیگر مجروح شدند. بدین ترتیب، جرادات، نام خود را به عنوان اوّلین زن اسشتهادی در سال چهارم انتفاضه ثبت كرد.
ح) ریم الریاشی
مادر دو كودك و اوّلین بانوی استشهادی از منطقة غزّه بود. او در تاریخ 14/1/2004 در حالی كه كمربند انفجاری به خود بسته بود، با دو عصا و لنگلنگان از خروجی معبر ایریز در غزّه گذشت. در این هنگام، دستگاه بازرسی الكترونیكی شروع به آژیر كشیدن كرد. ریم الریاشی گفت: «در پای شكستهام پلاتین نصب شده است». نظامیان اسرائیل، او را به اتاق بازرسی هدایت كردند تا با دقت بازرسی شود. ریم الریاشی نیز با فشار دكمه كمربند انفجاری، چهار نظامی رژیم صهیونیستی را به هلاكت رساند و ده نفر دیگر را مجروح ساخت.
ط) سنادر قدیح
وی از روستای عسبان در منطقه خان یونس و مادر چهار فرزند بود. زمانی كه صهیونیستها وارد روستای عسبان شدند تا باسم قدیح، همسر سنادر و از فرماندهان گردانهای شهید عزّالدّین قسّام را دستگیر كنند، سنادر و باسم متوجّه شدند كه نیروهای ویژة ترور صهیونیستها، خانة آنان را محاصره كردهاند. سنادر و باسم دست به سلاح بردند، درگیری شدّت پیدا كرد. باسم از همسر خود خواست همراه با فرزندانش از خانه خارج شوند، ولی سنادر به همراه همسرش به مقاومت ادامه داد. باسم به شهادت رسید. ولی سنادر همچنان مقاومت میكرد. خلبان بالگرد رژیم صهیونیستی با شلیك چند فروند موشك به سمت سنگر سنادر، وی را به شهادت رساند.
ی) زینب علی ابوسالم
زینب در اردوگاه عسكر در نابلس ساكن بود. او در تاریخ 22/9/2004 به سمت مكانی رفت كه تنها تعداد اندكی از آن خبر داشتند. وقتی زینب به ایستگاه اتوبوس یكی از شهركهای صهیونیستنشین واقع در قدس شرقی رسید، داخل اتوبوس صهیونیستها شد و با فشار دادن دكمة انفجاری، دو نظامی صهیونست را به هلاكت رساند و شانزده نفر دیگر را نیز مجروح كرد.
پینوشتها:
1. فرهنگ عاشورا، صص 279 ـ 283، به نقل از: كتاب درسی كه حسین به انسانها آموخت، عبدالكریم هاشمینژاد، ص 447؛ رهبر آزادگان و منابع دیگر.
2. بر شطی از حماسه و حضور، ص 283، به نقل از مجلة بصائر، ش 7 و 8، ویژهنامة محرّم، ص 25.
3. همان، ص 447.
4. همان، ص 451
5. همان.
6. همان.
7. همان.
8. همان.
9. همان.
10. متولّیان، مقالة «كربلا و بدل كاران» نشریة پویا، با تلخیص، ش 9، صص 78 ـ 81.
11. برگرفته از سخنان سیّد احمد خاتمی، نمایندة محترم مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 16/6/1384 كه در چهارمین اجلاس دورة سوم مجلس خبرگان رهبری ایراد شده است؛ مندرج در روزنامة كیهان، 3/7/1384 ، ش 18340، ص 6.
12. برگرفته از روزنامة كیهان www.kayhan news.ir
ماهنامه موعود شماره 72
تبلیغات
مدیر : 