همخوانی زیارت ناحیه مقدسه

علی اصغر

قسمت پنجم

أَلسَّلامُ عَلَیْك َ وَ عَلى ابآئِك َ الطّاهِرینَ ، سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاك و طاهِـرَت

أَلسَّلامُ عَلَیْك َ وَ عَلى أَبْنآئِكَ الْمُسْتَشْهَدینَ ، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت

أَلسَّلامُ عَلَیْك َ وَ عَلى ذُرِّیَّتـِك َ النّـاصِرینَ ، سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده‌ات (به دین الهى)

أَلسَّلامُ عَلَیْك َ وَ عَلَى الْمَلآئِكَةِ الْمُضاجِعینَ ، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت

أَلسَّلامُ عَلَى الْقَتیلِ الْمَظْلُومِ ، سلام بر آن كشته مظلوم

أَلسَّلامُ عَلى أَخیهِ الْمَسْمُومِ  ، سلام بر برادرِ مسمومش

أَلسَّلامُ عَلى عَلِىّ الْكَبیرِ ، سلام بر على اكبر

أَلسَّلامُ عَلَى الرَّضیـعِ الصَّغیرِ ، سلام بر آن شیر خوارِ كوچـك

أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ ، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده

أَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْقَریبَةِ ، سلام بر آن خانواده اى كه نزدیك (و همراه سَروَرشان) بودند

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلینَ فِى الْفَلَواتِ ، سلام بر آن به خاك افتادگان در بیابانها

أَلسَّلامُ عَلَى النّازِحینَ عَنِ الاَْوْطانِ ، سلام بر آن دور افتادگان از وطنها

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونینَ بِلا أَكْفان ، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون كفن

أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الاَْبْدانِ ، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن

أَلسَّلامُ عَلَى الْمُحْتَسِبِ الصّابِرِ ، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شكیبا

أَلسَّلامُ عَلَى الْمَظْلُومِ بِلا ناصِر ، سلام بر آن مظلومِ بى یاور

أَلسَّلامُ عَلى ساكِنِ التُّرْبَةِ الزّاكِیَةِ ، سلام بر آن جاى گرفته در خاكِ پاك

أَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّةِ السّامِیَةِ ، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ طَهَّرَهُ الْجَلیلُ ، سلام بر آن كسى كه ربّ جلیل او را پاك و مطهّر گردانید.

در این زیارت تا به علی كوچولوی آقام حسین می‌رسم دیگر تاب نمی‌آورم.

بلند بلند زار می‌زنم و چشمهایم را می‌بندم.

 

* * * ‌* *

 

در آن سو حسین را می‌بینم كه علی را به روی دو دستش به آسمان گرفته است و در این سوی تمام آدمهای تاریخ را كه به صف ایستاده‌اند.

تیرها پیاپی می‌آیند و گویا علی مدام زنده است و مدام شهید می‌شود.

آدمها برخی به علی تیر می‌زنند و برخی خود را سپرش می‌كنند.

 آنها كه فدای علیِ كوچك می‌شوند حسینی‌اند و آنانكه تیر می‌زنند حرمله‌های تاریخند.

نوبت كه به من می رسد، فریاد می زنم

نه ، نه ! من علی را دوست دارم، من حسینیم!

 

* * * ‌* *

 

چشمهایم را باز می‌گشایم!

اشكم را پاك می‌كنم و تصمیم می‌گیرم كه دیگر از امروز آدم خوبی باشم تا در صف حرمله‌های روزگار نباشم.

 

نوشته شده توسط: حسین عسگری - گروه دین و اندیشه سایت تبیان

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()