تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب دی 1387

امتحان حضرت ایوب علیه السلام تضرع ا‌یوب به درگاه خدا

حضرت ایوب

حضرت ا‌یوب (علیه السلام) رنج‌های فراوان د‌ید، دچار بیمار‌ی‌های بسیاری شد، اهل او و همه‌ بستگان نزد‌یكش از او فاصله گرفتند و او تنها ماند.(فرزندانش مردند و همسرش هم او را رها كرد) نه ‌یارای حركت داشت و نه كسی بود تا وی را كمك دهد و از آن جهت كه به مقام والای تسلیم رسیده بود، هرگز جزع و ناله نكرد و جز به خدا به احدی متوسل نشد و بدون اذن خداوند چیزی هم از آن ذات اقدس نخواست تا آن كه اجازه داده شد.

پس، در آن حال، به خدا گفت: "انی مسّنی الشیطان بنصبٍ و عذابٍ"(1)؛ پروردگارا، شیطان مرا به زحمت انداخته و عذابم كرده است. شیطان در روح انبیا و مجاریِ ادراكی و ارادی آنها راه ندارد، ولی در بدن آنها ممكن است نفوذ كند.

اهل او را كه رحلت و ‌یا هجرت كرده بودند، برگرداند‌یم و مانند آنان را به او بخشید‌یم، ‌یعنی اعضای خانواده‌‌ او را دو چندان كرد‌یم و ا‌ین رحمتی بود از سوی ما كه شامل حال ا‌یوب شد و تذكره‌ای است برای صاحبان خرد و فرزانگان، تا در سختی‌ها صابر و به لطف غیبی حق امیدوار باشند و انجام كاری را كه عادتاً ممكن نیست از خداوند ممكن بدانند.

خداوند در پاسخ ندای تضرع‌آمیز حضرت ایوب فرمود: "اركض برجلك هذا مغتسل باردٌ و شراب"(2)؛ تو كه همه امكانات را از دست داده‌ای و تنها و بیمار هستی و قدرت حركت نداری، پا‌یت را به ‌زمین بزن، در ز‌یر پا‌یت چشمه‌ای می‌جوشد و تو در آن شستشو می‌كنی و همه‌‌ بیمار‌ی‌ها‌یت برطرف می‌شود و آبش را می‌نوشی، عطشت فرو می‌نشیند و همه‌‌ آن مشكلاتی كه داشتی از بین می‌رود: "و وهبنا له أهله و مثلهم معهم رحمة منّا و ذكری لأُولی الألباب"(3)؛ اهل او را كه رحلت و ‌یا هجرت كرده بودند، برگرداند‌یم و مانند آنان را به او بخشید‌یم، ‌یعنی اعضای خانواده‌‌ او را دو چندان كرد‌یم و ا‌ین رحمتی بود از سوی ما كه شامل حال ا‌یوب شد و تذكره‌ای است برای صاحبان خرد و فرزانگان، تا در سختی‌ها صابر و به لطف غیبی حق امیدوار باشند و انجام كاری را كه عادتاً ممكن نیست از خداوند ممكن بدانند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

مباهله ترازوی حقانیت اسلام

مباهله

محور رسالت پیامبران می بایست مبتنی بر حجت و اقامه دلیل تام باشد تا مردم بی جهت پشت سر هر مدعی رسالت به راه نیفتند و هر کس نتواند از احساسات و فطرت خداپرستانه آنان سوءاستفاده نماید از این رو خداوند پیامبرانش را با احتجاج های گوناگون همراه ساخته است تا برای هر طبقه ای از طبقات جامعه، حجتی موافق درک و فهم آنان اقامه نمایند و هر کس که بخواهد به فرستاده پروردگار ایمان بیاورد از روی بینش و بصیرت و آگاهی باشدچنانکه خداوند متعال می فرماید: "از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند." (1)

و در آیه 125 سوره نحل نیز خطاب به پیامبر می فرماید: "با حکمت و پند و اندرز نیکو به راه پروردگارت، دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن، پروردگارت، از هر کسی بهتر می داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت یافتگان داناتر است."

دینی که بر پایه علم و عقل استوار است، همواره از مبانی خویش دفاع می کند زیرا اگر بخواهد بماند و گسترش پیدا کند باید مردم را با مبانی خود آشنا کند چنین دینی با گسترش عقل و علم در جامعه گسترده خواهد شد یعنی هم ظهور چنین مکتبی با ظهور فرهنگ علمی و عقلی، هماهنگ است و هم دوام و گسترش آن با دوام و گستردگی آن آمیخته است که در این بخش سخن فراوان وجود دارد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

گوشه ای از روانشناسی صدا در قرآن

روانشناسی صدا

در قرآن كریم آیات و اشارات تأمل انگیزی درباره‌صدا وجود دارد. چند آیه هست كه از صدای بلند و بی‌ملاحظه بانگ برداشتن انتقاد كرده است:

1- «واقصد فی مشیك واغضض من صوتك إنّ انكر الاصوات لصوت الحمیر؛ و در راه رفتنت میانه‌روی كن و صدایت را آهسته بدار، چرا كه ناخوشترین آوازها بانگ دراز گوشان است» (سوره لقمان، آیه19).

در این آیه و آیات نظیر آن، خداوند درباره بلند نكردن صدا، پند و رهنمود اخلاقی می‌دهد. به ویژه به اعراب (كه نباید با عربها اشتباه كرد؛ زیرا اعراب در عرف قرآن به اهل بادیه كه بی‌فرهنگ هستند اطلاق می‌گردد) و نیز آنان كه بی‌ملاحظه یا بی توجه هستند، می آموزد كه وقتی در حضور پیامبر‌(ص) هستند، آهسته حرف بزنند و صدای خود را بلند نكنند؛ و از این جمله است آیه:‌«یا ایها الّذین آمنوا لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النّبِّی ولاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط اعمالكم وانتم لاتشعرون. انَّ الّذین یغضّون اصواتهم عند رسول‌الله اولئك الّذین امتحن اللّه قلوبهم للتَّقوی لهم مغفرة وأجر عظیم. إنّ الّدین ینادونك من وراء الحجرات اكثرهم لایعقلون؛ ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، صداهایتان را از صدای پیامبر بلندتر مسازید؛ و در سخن گفتن با او، مانند بلند حرف زدنتان با همدیگر، بلند حرف مزنید، مبادا كه اعمالتان تباه شود و آگاه نباشید. بی‌گمان، كسانی كه صداهایشان را نزد پیامبر خدا [آهسته و] پوشیده می دارند، اینانند كه خداوند دلهایشان را به تقوا پالوده است‌؛‌ایشان از آمرزش و پاداشی عظیم برخوردارند. بی‌گمان، كسانی كه تو را از پشت درِ حجره‌ها صدا می‌زنند، بیشترشان نابخردند» (سوره حجرات، آیات2 ـ4).

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

حدیث جعلی مشهور

راههای خداشناسی

یكی از عبارت‌هایی كه معمولا به آن حدیث قدسی گفته می‌شود و اخیراً در بعضی از فیلم‌ها نیز به آن استناد شده، این است: «الطریق الی الله بعدد انفاس الخلائق؛ راه‌های رسیدن به خدا، به تعداد جان‌های مخلوقات است».

جهاد فرحات، نویسنده لبنانی، در مقاله خواندنی خود، به نام بررسی سند چند حدیث مشهور، سخنانی بدین مضمون را قلمی كرده است:

«این عبارت در میان مردم و به خصوص در میان عارفان - آن گونه كه گفته می‌شود - و بیشتر در میان صوفیان، شهرت دارد و متداول است؛ تا آن جا كه مردم گمان می‌كنند این عبارت، بی‌تردید، حدیث قدسی است و آنان هرگاه بخواهند درستی روشی معین یا شكلی مشخص را برای نزدیكی به خداوند بزرگ، اثبات كنند، به این عبارت استشهاد می‌نمایند. شهرت این عبارت به حدی است كه برخی از عالمان آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نسبت می‌دهند و آن را حدیثی مأثور و منقول از جانب آن حضرت قلمداد می‌كنند1

اما باید گفت كه این عبارت، حدیث نیست؛ زیرا تا آن جا كه ما جست‌و‌جو كرده‌ایم، اثری از آن در میان كتاب‌های حدیثی مسلمانان نیافته‌ایم؛ بعضی از فضلا نیز به عدم دسترسی بر مستندی روایی برای آن، تصریح كرده‌اند.2

مرحوم آیه‌الله مرعشی نجفی قدس سره نیز در شرح كتاب احقاق الحق، به ساختگی بودن این حدیث و افترا بودن آن و استفاده كردن صوفیه از این عبارت در مقاصد فاسد خویش، اشاره كرده است.3

از این رو، باید گفت كه این عبارت، عبارت مشهوری است كه اساس ندارد.»4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

چه چیزی پیامبر را به پرواز درآورد؟

پرواز

سوره‌ی مبارکه‌ی اسراء 

 

اسراء، هفدهمین سوره‌ی قرآن با 111 آیه است كه بنی اسرائیل نیز خوانده می‌شود. این سوره‌ی مبارکه، بیانگر امر توحید خداوند تعالی و منزه دانستن او از شریک می‌باشد.  تسبیح در سوره‌ی مبارکه بر حمد غلبه دارد و با توجه به داستان معراج به این امر اشاره می‌کند که برای عروج به سوی خداوند منزه باید از نقایص و آلودگیها منزه شد. سوره با تسبیح آغاز شده و به معراج رسول خدا -صلی الله علیه وآله-اشاره می‌کند. داستان بنی اسرائیل و بالا رفتن و سقوط کردن آنها بیان می‌شود . ذکر می‌گردد هر زمان اطاعت خداوند تعالی را نمودند آنها را بالا برد و هر زمان گردنکشی کردند خداوند آنها را پایین آورد. حال امت اسلامی ذکر و شباهت آنها به بنی اسرائیل بیان می‌گردد. آنها نیز مانند بنی اسرائیل اگر اطاعت کردند پاداش گرفتند و اگر عصیان ورزیدند عقاب شدند. این گونه سنت پروردگار عز و جل در بین امتها جاری می‌گردد.در بخش دیگر، معارف بلند راجع به مبدأ و معاد و شرایع عمومی از قبیل بیان می‌گردد.

 

«و ننزّل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمةٌ للمؤمنین و لا یزید الظالمین إلا خسارا»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

سوره ای برای انفاق

وَ یُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکیناً وَ یَتیماً وَ اَسیراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُریدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا(1)

و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند جز این نیست که شما را برای خدا اطعام می کنیم و از شما نه پاداشی می خواهیم نه سپاسی.»

 

انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی(ع) زبان زد خاص و عام و حتی دشمنان آن حضرت است. آیات قرآن کریم هم چون آیة ولایت و نیز سورة مبارکة "هل اتی" گواه انفاق، ایثار، سخاوت و جود علی(ع), و خانواده بزرگوارش است. و گوهر انفاق و ایثار آنان عشق آنان به خدای متعال است .

امام حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.»

حضرت علی علیه السلام فرمود: « نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

پیامبری که معجزه بود

عیسی علیه السلام
مسیح علیه السلام به روایت قرآن

راه بیابان در پیش گرفته بود و به سوی هدفی نامعلوم، ناکجاآبادی را می جست تا در سایه سار سنگی، صخره ای و شاید درختی، اندکی بیاساید.

درد آبستن لحظه به لحظه بر وجودش پنجه می افکند و او از شدت درد بر خود می پیچید. لحظات اما به کندی می گذشت؛ پرده ای از سیاهی و تاری بر چشمانش نشسته بود و خط نگاهش تا اندکی آنسوی تر امتداد نداشت.

اشک آمیخته با گرد و غبار را از دیدگانش سترد، ناگهان در دوردستها، درخت نخلی پدیدار شد، رفت و رفت تا به درخت رسید و در سایه آن آرام گرفت.

درد و رنج زایمان که اینک با عطش گرسنگی دو چندان شده امانش را بریده بود؛ آه می کشید و با خود زمزمه می کرد:

کاش پیش از اینها مرده بودم و از خاطرها کوچ می کردم.(مریم/23) کاش ...

انگار کسی صدای او را شنید..

نگاهش به چهار سوی صحرا دوید اما کسی آنجا نبود.

دخترک می پنداشت خیالاتی شده است.

اما طنین صدا آنقدر زنده و رسا بود که راه رابر هر گونه خیالی می بست.

درون خود را کاوید، دید ندا از درون بر می خیزد.

حیرت زده و اندکی ترسان به صدا گوش سپرد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

شرط زنده ماندن

آنچه از نظر و محضرتان می گذرد گزیده ا‌ی از  سخنرانی "امام موسى صدر" است که در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامى قم در حضور علمایی چون شهید مطهری و شیخ مرتضی حایری ایراد کرده اند.

امام موسی صدر

بسم اللَّه الرحمن الرحیم

الرحمن، علّم القرآن، خلق الانسان، علّمه البیان، الشمس و القمر بحسبان، و النجم و الشجر یسجدان، و السماء رفعها و وضع المیزان، ألّا تطغوا فى المیزان. (رحمن، آیات 8-1)

 

نظم و انظباط؛ شرط زنده ماندن

آیه‌ای را که در ابتداى سخنانم از سوره الرحمن قرائت کردم، مورد توجه قرار مى‌ دهم: و السماء رفعها و وضع المیزان. از این آیه چه چیزى به نظر آقایان مى‌‏رسد؟ خداوند در مقام بیان نعمت‌هاى خود، پس از ذکر چند نمونه، مى‌‏فرماید که «آسمان را برافراشت». بعد مى‌‏فرماید «و ترازو گذاشت»؛ و السماء رفعها و وضع المیزان...

شاید معنایش این‏طور باشد که بنده مى‌‏فهمم، که منظور از وضع المیزان این است که جهانى که خدا خلق کرده، و آسمانى که برافراشته، بر اساسى منظم، دقیق و حساب ‏شده بوده است. یعنى خدا این جهان آفرینش را بر اساس حسابى دقیق، که با ترازو سنجیده شده، خلق کرده است. عالم منظم است؛ به ‏خصوص که قبل از آن به آیه الشمس و القمر بحسبان نیز اشاره شده است. یعنى خورشید و ماه پدیده ‏هایى حساب ‏شده هستند. منظور آن است که در این آیه اعلان شده است که ایّها الناس، این عالم بزرگى که ما در آن زندگى مى‏ کنیم، با نهایت دقت و نظم و انضباط برقرار شده است. یعنى نظم و انضباط بر جهان حکومت مى ‏کند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

شب را با چه كسی صبح كنیم؟

فانوس

سوره ی مبارکه‌ی کهف

سوره‌ی مبارکه، حاوی دعوت به اعتقاد حق و عمل صالح می‌باشد. همانگونه که آیه پایانی سوره اشاره می‌کند. «فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبهِ فَلیَعمَل عَملاً صالِحاً وَ لا یُشرِک بعِبادَةِ رَبّهِ اَحَداً» 1

یکی دیگر از مطالبی که سوره به آن عنایت ویژه دارد نفی فرزند از ساحت مقدس پروردگار است.

از سوی دیگر می‌توان گفت غرض سوره‌ی مبارکه بیان سه داستان عجیب است که فقط در این سوره آمده است و این سه داستان عبارتند از: داستان اصحاب کهف، داستان موسی و خضر و داستان ذوالقرنین و در پایان از مجموع این سه داستان نفی شریک و تشویق به تقوی استفاده می‌گردد.  2

 

«وَاصبِر نَفسَکَ مَعَ الذِینَ یَدعُونَ رَبَّهُم بالغَداةِ وَ العَشِیِ یُریدُونَ وَجهَهُ»3

در این آیه کریمه به رسول خدا -صلی الله علیه وآله- توصیه می‌شود،همراهی با کسانی داشته باشد که شب و روز خدا را می‌خوانند، متوجه او هستند، او را عبادت می‌کنند و رضای او را می‌طلبند. «وَ لا تَعُد عَیناکَ عَنهُم تُریدُ زِینَةَ الحَیاةِ الدُنیا». توصیه می‌شود آنها را رها نکند و از آنها رو گردان به سوی زینه دنیا نگردد.

مانند بسیاری از موارد دیگر قرآن کریم، پروردگار عالم رسول خدا -صلی الله علیه وآله- را خطاب می‌کند اما مقصود اصلی سایر مسلمانان می‌باشند چرا که آن رسول گرامی هرگز به سوی متاع بی ارزش دنیا میل نکرد و هیچگاه گرفتار غفلت از مقام پروردگار نشد. «وَ لا تُطِع مَن اَغفَلنا قَلبَهُ عَن ذِکرِنا». مراد از اغفال قلب مسلط ساختن غفلت بر قلب و از یاد بردن ذکر خداوند تعالی است. آنها از حق فاصله گرفتند و خداوند نیز به همین دلیل و از باب مجازات غفلت را بر قلوب آنان مسلط کرد. در این آیه توصیه به دوری کردن از این گروه می‌شود. «وَاتبِع هَواهُ وَ کان اَمرُهُ فُرطاً» کسانی که تابع هوا شدند، از مسیر حق خارجند. اتباع هوا و افراطی که از آثار غفلت قلب است. 4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

قرآن از نگاه امام حسین علیه السلام

یا ثارالله

امام حسین علیه‏السلام مراتب و معارف قرآن کریم را این‏گونه بیان می‏فرماید:

کتاب الله عزوجل علی أربعة أشیاء: علی العبارة و الاشارة و اللطایف و الحقایق. فالعبارة للعوم و الاشارة للخواص و اللطائف للأولیاء و الحقایق للأنبیاء. [1] .

کتاب خدا بر چهار چیز استوار است: عبارات و رمزها (اشاره‏ها) و لطایف و حقایق. عبارات آن برای توده‏ی مردم است. اشاره و رموزات، از آن خواص و بندگان ویژه است. لطایف آن برای اولیا است و حقایق آن نیز برای پیامبران و انبیاء است.

در این حدیث، امام حسین علیه‏السلام ضمن بیان این که قرآن، دارای معارف عمیقی است، بهره‏مندی از آن را برای همگان میسر می‏داند. مقصود از عبارات»، شناخت مفاهیم در حد ترجمه و دانستن معانی لغات است که توده‏های مردم در آن سهم دارند. مقصود از «اشارات قرآن» فهم قرآن است، در حد تفسیر آن است که در حوزه‏ی صلاحیت متخصصان قرآن و مجتهدان تفسیر است که به ابزار تفسیر مجهزند. منظور از «لطایف قرآن»، نکات و برداشت‏هایی است که از حد فهم بیش‏تر علمای تفسیر، فراتر بوده، شرط ولایت الهی را طلب می‏کند، آنان که دل به خدا سپرده‏اند و خدا سرپرستی آنان را بر عهده گرفته است و از یاران و حواریون خاص پیشوایان معصومند، به حوزه‏ی لطایف قرآن راه یافته، از آن بهره‏مند می‏شوند. مقصود از «حقایق قرآن»، ذات قدسی و مکنون ملکوتی قرآن است که اتصال و تماس با آن، معصوم را می‏سزد و دست دیگران، از آن حوزه، کوتاه است: «لا یمسه الا المطهرون». [2,3] .

 

پی نوشت ها:

1-بحار الاانوار، ج89، ص20

2-واقعه/79

3- پرسمان قرآنی امام حسین علیه السلام، موسی سلیمانی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()