سفر محرمانه سیدحسن ‌نصرالله به دمشق

یك منبع آگاه فلسطینی صبح امروز اعلام كرد كه سید حسن نصرالله، دبیركل حزب الله لبنان هفته گذشته طی سفری محرمانه به دمشق پایتخت سوریه رفت و با 'خالد مشعل' رئیس دفتر سیاسی حماس و 'رمضان عبدالله شلح' دبیركل جنبش جهاداسلامی دیدار و گفتگو كرد.

به گزارش شیعه آنلاین، این منبع آگاه فلسطینی در ادامه افزود: سید حسن نصرالله در این دیدار خود با 'مشعل' و 'شلح'، پیروزی مقاومت فلسطین در نبرد اخیر 22 روزه ارتش صهیونیستی بر نوار غزه را به آنان تبریك گفت.

این منبع آگاه در ادامه افزود: در بیانیه اخیر صادر شده توسط دفاتر جنبش حماس و جهاد اسلامی آمده بود كه دبیركل حزب الله لبنان مدت طولانی با 'مشعل' و 'شلح'‌ گفتگو كرد. این بیانیه به طور غیر مستقیم به همان دیدار اشاره می‌كرد اما به دلایل امنیتی سفر دبیركل حزب الله به طور محرمانه انجام شد.

این منبع آگاه فلسطینی همچنین افزود: سید حسن نصرالله در این دیدار خود به 'مشعل' و 'شلح' گفت، این پیروزی از این جهت ارزش پیدا می‌كند كه اولا شما درخواست پایان جنگ یا آتش بس ندادید بلكه خود صهیونیست‌ها یكطرفه آتش بس اعلام كردند و از سوی دیگر نیز پس از پایان جنگ شما به هیچ وجه قبول نكردید كه نیروهای بین المللی در غزه مستقر شوند. شما باید از نتایج این پیروزی خود درس بگیرید و استفاده كنید تا در برابر كاهش نفوذ و محبوبیت محور میانه‌روها، جایگاه خود را تقویت كنید.

'مشعل' و 'شلح' نیز در این دیدار به نوبه خود از سید حسن نصرالله و حزب الله لبنان به خاطر تمام مواضع و خدماتی كه طی 22 روز جنگ ارائه داد، سپاسگذاری كردند و گفتند: اگر حزب الله در جنگ 33 روزه پیروز نمی‌شد، گروه‌های فلسطینی به هیچ وجه نمی توانستند در جنگ 22 روزه پیروز شوند زیرا آنان از تجربیات جنگ 33 روزه خیلی استفاده كردند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

ناگفته‌های عضو سابق گروهك منافقین از هجده سال زندگی در قرارگاه اشرف (قسمت دوم)

- شما از چه سالی وارد پادگان اشرف شدید؟ فضای حاكم بر پادگان اصلی سازمان چه طور است؟

اشرف یك پادگان نظامی است كه من از سال 66 وارد آنجا شدم با این تفاوت كه شما در پادگان می‌توانی روزهای پنجشنبه و جمعه را مرخصی بگیری و از آن خارج شوی ولی در اشرف این طورنیست. شما حق خارج شدن از پادگان را نداری مگر اینكه یا مریض خاصی داشته باشی یا مثلا زیارت كربلا باشد كه آنهم نه به صورت فردی بلكه دسته‌جمعی و یا اینكه از نیروهای پشتیبانی باشی كه سازمان به تو اعتماد صد در صد داشته باشد.
اگر اعتراضی هم بكنی می‌گویند تو یك نیروی پیشتاز هستی كه با میل خودت به اینجا آمدی. مگر تو یك نیروی عادی هستی؟ برای چه می‌خواهی به شهر بروی؟ هوای بورژوازی به سرت زده؟ مگر در شهر چه خبره؟
در پادگان اشرف همه چیز از خوراك و پوشاك با سازمان است و شما فقط به عنوان نیروی رزمنده برایشان می‌جنگی. آنجا كسی حقوق ندارد، وسایل زندگی در اختیار كسی نیست، دقیقا مثل یك پادگان نظامی. كسی نمی‌تواند بنابر سلیقه خودش رفتار كند. كسی تلویزیون یا رادیوی شخصی در اختیار ندارد.
در آنجا شما هر روز باید گزارش كار بدهی و این گزارش كار در نشست عمومی خوانده می‌شود كه به آن «عملیات جاری» گفته می‌شود. این نشست هر شب برگزار شده و هر كسی باید گزارش كار خود را بخواند.

- وضعیت‌ زن‌ها چه طور بود؟ آیا مثلا در عملیات‌های مهم از آنها استفاده می شود؟

عملیات آفتاب كه قبل از چلچراغ انجام شد اولین باری بود كه زنها مستقیما وارد صحنه درگیری شدند. تا قبل از آن، یا نیروی پشتیبانی بودند و یا درعملیات‌های منطقه‌ای و خمپارزدن‌ها شركت می‌كردند. بعدا مسعود از قول مریم گفت كه زن‌ها توانمندی‌های زیادی دارند و می‌توانند مسولیت‌های بالاتری بگیرند.
مسعود همیشه می‌گفت: مشكل انقلاب‌هایی مثل نیكاراگوئه، امریكای لاتین یا چین این بود كه نتوانستند مشكل برابری مرد و زن راحل كنند و این را به افراد بفهمانند كه یك مرد با نگاه یك انسان به زن نگاه كند. به همین خاطر چون زن همواره مورد استثمار قرار داشته، ما مسولیت آنها را از مردها بالاتر قرار می‌دهیم. از آن زمان «بند دال» كه مسولیت پذیری زنان در سازمان بود، اجرا شد.
زن در سازمان تابوی مرد است و هرگونه علامتی كه قدرت جنسی مرد را تحریك كند باید منع ‌شود. در واقع بحث انقلاب ایدئولوژیك را می‌خواهند از راه فیزیكی و با زور حل كنند.

- نشست‌های غسل هفتگی هم به این موضوع مربوط است؟

بله، در نشست‌های غسل‌ هفتگی هم مثل عملیات جاری باید گزارش كار بدهی و بگویی كه مثلا روز شنبه با دیدن فلان هنرپیشه فیلم خارجی یاد فلان زن فاحشه در ایران زمان شاه افتادم یا با دیدن فلان خواهر در بیرون یاد فلان هنرپیشه افتادم و دچار «بند جیم» (تحریك جنسی) شدم.

- شما هم گزارش غسل هفتگی می‌دادید؟

بله . همه باید این كار را می‌كردند ولی بعد از چند بار گزارش، حرفها تكراری می‌شد. دیگر چقدر بنویسیم فلان فیلم را دیدیم و یاد فلان كس افتادم. فلان زن رادیدم یاد فلان هنرپیشه افتادم! دیگر مسخره شده بود. خودشان هم این موضوع را می‌دانستند كه بی‌فایده است ولی در سازمان رسم نیست كه بگویند ما اشتباه كردیم.

-برای مثال اگر كسی قصد ازدواج و تشكیل خانواده را داشت چطور با او رفتار می‌كردند؟

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

ناگفته‌های عضو سابق گروهك منافقین از هجده سال زندگی در قرارگاه اشرف

ناگفته‌های عضو سابق گروهك منافقین از هجده سال زندگی در قرارگاه اشرف
خبرگزاری فارس: سال 65 به ما ماموریت دادند تا برای زدن راهپیمایی 22 بهمن اصفهان به ایران بیاییم. تیم ما دو نفر بود و قرار شد تا همزمان با عملیات ما در اصفهان، یك تیم 2 نفره هم راهپیمایی شیراز را بزند.

به گزارش خبرگزاری فارس، چندی پیش قسمتی از مصاحبه با یكی از اعضای جداشده گروهك منافقین در رابطه با عملیات مرصاد در خبرگزاری فارس درج شد كه از سوی مخاطبین با استقبال مواجه شد. گفتگوی زیر متن كامل مصاحبه با هادی شعبانی عضو جداشده گروهك منافقین است كه به بیان خاطرات و مشاهدات خود در طول بیست سال ارتباط و زندگی با گروهك تروریستی منافقین از جمله نحوه جذب و آموزش نیروها، وی‍ژگی‌های سركردگان این گروهك و مقاطع مهمی مانند عملیات مرصاد (فروغ جاویدان)، اوضاع پادگان اشرف و نحوه فرار از سازمان می‌پردازد.

- از چه سالی و چطور جذب سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شدید؟

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 من هوادار چریك‌های فدایی خلق بودم و چون در حال و هوای گروه‌های چپ قرار داشتم احساس می‌كردم اینها هستند كه در میدان مبارزه حضور دارند و می‌توانند انقلاب را به موفقیت برسانند. سال 58 رفتم سربازی تا سال 60 كه این اواخر دیگر چریك‌های فدایی ضعیف و نیروهایش ریزش كرده بودند. بعد از آن در نظرم تنها گروهی كه در مبارزه باقی مانده و با گوشت و پوست خود مبارزه می‌كرد سازمان مجاهدین بود. این بود كه بعد از كشته شدن موسی خیابانی و اشرف (همسر مسعود رجوی) هوادار سازمان شدم.

- شما در آن زمان مطالعه هم می‌كردید؟ راجع به جریان‌های انقلابی چه نظری داشتید؟

بله، كتاب‌هایی را در رابطه با انقلاب‌های امریكای لاتین و آسیای شرقی مطالعه می‌كردم و آن مدینه فاضله‌ای كه در ذهنم بود در سازمان مجاهدین خلق دیدم و همین انگیزه‌ام شد تا برای امر مبارزه و آزادی به این سازمان بپیوندم.

- شخصیت و الگوی ذهنی شما در آن مقطع چه كسی بود؟

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

عمل جراحی همسر رهبر انقلاب در بیمارستان دولتی


گفته می شود این عمل بر خلاف توصیه پزشك مبنی بر انجام جراحی در یکی از بیمارستانهای خصوصی وتحت مراقبتهای خاص، در یك بیمارستان دولتی و عمومی انجام شده است.
شنیده‌های خبرنگار آینده حاكی از آن است كه اخیرا، همسر رهبر انقلاب تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

گفته می شود این عمل بر خلاف توصیه پزشك مبنی بر انجام جراحی در یکی از بیمارستانهای خصوصی وتحت مراقبتهای خاص، در یك بیمارستان دولتی و عمومی انجام شده است.

بنا براین گزارش آیت‌الله خامنه‌ای هفته گذشته برای عیادت همسرشان در این بیمارستان حضور یافتند.

رئیس بیمارستان که از حضور سرزده رهبر انقلاب بی اطلاع بوده است، پس از ورود آیت الله خامنه ای به بیمارستان از طریق تلفن مطلع می گردد.

گفته می‌شود پزشک معالج همسر رهبر انقلاب توصیه کرده بود این عمل جراحی در یک بیمارستان خصوصی و تخصصی انجام شود، اما آیت الله خامنه‌ای با این اقدام مخالفت کرده و اظهار کرده اندکه عمل همسر ایشان مانند مردم عادی در یکی از بیمارستان های دولتی انجام شود.

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    |    | نظرات()

به حال چشم تَرم بی‌قرار می‌خندم

امام زمان علیه السلام

به حال چشم تَرم بی‌قرار می‌خندم                                                   به حال این دل پر از شرار می‌خندم

نیامدی تو و بدجور حال من خوش نیست                                             عجیب نیست که بی‌اختیار می‌خندم

ز سوز آتش این انتظار می‌پوسم                                                         به حال و روز خودم زار زار می‌خندم

پرنده‌ای که نمک‌گیر دام و دانه شده                                                     پریده است برای چه کار؟ [می‌خندم]

غزل سرود ز مدح تو بلبلی عاشق                                                        به روی شاخه‌ی غم قار قار می‌خندم

خبر رسیده که آقا غریب افتادی                                                            خبر رسیده که من داغدار می‌خندم؟

خبر رسیده که اشکی نمانده در چشمم؟                                             خبر رسیده که در شوره‌زار می‌خندم؟

خبر رسیده که یک شهر دور من جمعند؟                                               خبر رسیده که دیوانه‌وار می‌خندم؟

خبر رسیده...؟ رسیده...؟ رسیده آقا جان؟                                           که عاری از تو به این روزگار می‌خندم

به خنده‌های مکرر که گریه می‌پاشند                                                     به این ردیف سمج چند بار می‌خندم

ز ناله‌های دلم ‌های های می‌گریم                                                        به اشک‌های بسی بی‌شمار می‌‌خندم

اجل حیات مرا سایه سایه می‌آید                                                           به زیر سایه‌ات ای سایه‌سار می‌خندم

اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم                                                       به روی حلقه و بالای دار می‌خندم

میان گریه‌کنان، گریه‌کن‌ترین چشمم                                                       امید دارم و در انتظار... می‌خندم

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اشعار،     | نظرات()

همزیستی ادیان از منظر قرآن (4)

رنگ

سفید، سیاه، زرد، قرمز = یک رنگ

دیدگاه قرآن کریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

در این سلسله مطالب درصدد اشاره به آیاتی از قرآن کریم در زمینه راههای تأمین هم زیستی مسالمت آمیز میان ادیان هستیم. سومین راه از راههای 10 گانه اشاره شده توسط قرآن کریم عبارت است از:

3. نفی نژاد پرستی

قرآن کریم، هرگونه تفکر نژادپرستانه را محکوم نموده است و همه انسان ها را فرزند یک پدر و مادر و قهراً فاقد برتری نژادی، قومی و مذهبی می داند.

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و أنثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا إن اکرمکم عند الله أتقاکم إن الله علیم خبیر ؛ همانا شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و به شکل اقوام و قبایلی درآوردیم تا با یکدیگر انس و آشنایی یابید؛ بی گمان گرامی ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست؛ خداوند دانای آگاه است » (1)

از اصول مهم هم زیستی مسالمت آمیز، تساوی و برابری انسان ها است؛ نژادپرستی، خود برتربینی و تحقیر ملت ها و مذاهب دیگر، موجب مشکلات فراوانی برای جامع? بشری شده، جنگ جهانی اول و دوم نمونه بارز این مشکلات است.

تفاوت در رنگ، نژاد و ملیت، مای? فضیلت کسی بر دیگری نیست.

 از نظر قرآن، اختلاف زبان ها و رنگ ها از نشانه های الهی و وسیله ای برای شناخت اشخاص از یکدیگر است؛ اگر همه انسان ها یک شکل، یک رنگ و دارای قد یکسان باشند، زندگی دچار مشکل می گردد.

از نظر قرآن کریم، انسان ها نسبت به یکدیگر فضیلتی جز به تقوا و پرهیزگاری ندارند و مجموعه انسان ها، «خانواده بشری» و «امت واحد» را تشکیل می دهند:

«کان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و أنزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه؛ در آغاز مردم امت یگانه ای بودند، آن گاه خداوند پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت، و با آنان، به حق، كتاب آسمانی فرستاد، تا در میان مردم در آن چه اختلاف می ورزند داوری كند » (2)

بسیاری از آیات قرآن كریم خطاب به جمیع بشر است؛ مانند «یا بنی آدم» و «یا ایها الانسان». این خطاب ها و تعبیرها به این اشاره دارد كه انسانیت یک معنای مشترک بین تمام ساکنین زمین است. افراد مناطق مختلف از حیث انسانیت هیچ فرقی با یك دیگر ندارند. بشر در طول تاریخ از حیث زبان، رنگ،‌ نژاد و ... مختلف بوده است، ولی از نظر اسلام، همه فرزندان یك پدر و مادر (آدم و حوا) هستند و این تفاوت ها در انسانیت انسان خدشه ای وارد نمی سازد.

ادامه دارد

پی نوشتها: 

1- سوره حجرات، آیه 13.

2- سوره بقره، آیه 213.


گردآوری: مهدی ملکی

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()

اهل بیت؛ از شام تا مدینه

حرم امام حسین علیه السلام
حركت از شام

پس از هفت روز كه اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید، نعمان بن بشیر(1) وسائل سفر آنان را فراهم نمود و به همراهى مردى امین آنان را روانه مدینه منوره كرد.(2)

در هنگام حركت، یزید امام سجاد(علیه‏السلام) را فراخواند تا با او وداع كند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت كند! اگر من با پدرت حسین ملاقت كرده بودم، هر خواسته‏اى كه داشت، مى‏پذیرفتم! و كشته شدن را به هر نحوى كه بود، گرچه بعضى از فرزندانم كشته مى‏شدند از او دور مى‏كردم! ولى همانگونه كه دیدى شهادت او قضاى الهى بود!! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار یافتى، پیوسته با من مكاتبه كن و حاجات و خواسته‏هاى خود را براى من بنویس!(3) (كه اینهم نیرنگی دیگر از عوامفریبی یزید بود.)

آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و براى رعایت حال و حفظ آبروى اهل بیت به او سفارش كرد كه شب‌ها اهل بیت را حركت دهد و در پیشاپیش آنان خود حركت كند و اگر على بن الحسین(علیهماالسلام) در بین راه حاجتى بود برآورده سازد؛ و نیز سى سوار در خدمت ایشان مأمور ساخت؛ و به روایتى خود نعمان بن بشیر را و به قولى دیگر بشیر بن حذلم را با آنان همراه كرد.(4)

همانگونه كه یزید سفارش كرده بود كاروان به آهستگى و مدارا طى مسافت كردند و به هنگام حركت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گرداگرد آنان را مى‏گرفتند، و چون در مكانى فرود مى‏آمدند از اطراف آنان دور مى‏شدند كه به آسانى بتوانند وضو سازند.

 

اربعین شهادت امام حسین(علیه السلام)

 اهل بیت(علیهم ‏السلام) به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مكان رسیدند، از امیر كاروان خواستند تا آنان را به كربلا ببرد، و او آنان را بسوى كربلا حركت داد. وقتی به كربلا رسیدند، جابر بن عبدالله انصارى(5) را دیدند كه با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت امام حسین(علیه‏السلام) آمده بودند، همزمان با آنان به كربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى كردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله‏هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند(6)، حضرت زینب(علیهاالسلام) در میان جمع زنان آمد و با صوتى حزین كه دلها را جریحه‌دار مى‏كرد می‌گفت: «وا اخاه! وا حسیناه! وا حبیب رسول الله و ابن مكة و منا! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن على المرتضى! آه ثم آه!»، پس بیهوش گردید.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

زندگی نامه شهید ابراهیم بیرانوند

نام : ابراهیم
نام خانوادگی : بیرانوند
تاریخ شهادت : 29/9/1363
محل شهادت : سلیمانیه عراق
شهرستان :  خرم آباد


شهید ابراهیم در سال 1345 متولد شد در کودکی بسیار مهربان بود و نیز احساس مسئولیت می کرد و به پدر و مادر خود احترام می گذاشت . کودکی باهوش و زیرک بود از همان دوران کودکی  نماز می خواند نه اینکه تمام نماز را بلد باشد بلکه هنگامی که مرحوم پدرش نماز می خواند او نیز با او کلمات را تکرار می کرد و نماز می خواند در سال 1351 راهی مدرسه شد دوران ابتدائی را گذراند . دوران راهنمایی وی  (که سال اول راهنمایی سال 1357 بود و انقلاب شده بود) تظاهرات در خیابانها وجود داشت و مردم راهپیمایی می کردند شهید ابراهیم نیز سال اول راهنمایی در راهپیمائیها و تظاهرات بر علیه رژیم ستم شاهی شعار می داد در تمام راهپیمائیها که علیه رژیم شاه بر پا  شد شرکت داشت و در هنگامی که در حال شعار دادن بود به وسیله گاردی ها مجروح شده و پای چپ او تیر خورده و زخمی شده و مدت 40 روز در خانه بستری بود . در حالی که شهید با عصا راه می رفت و زخمی بود ولی در خانه طاقت نمی آورد و به راهپیمایی می رفت بعد از آن به جهاد سازندگی رفت و مدت یک سال و سه ماه در آنجا خدمت نمود بعد از چندی از طرف جهاد اعزام میدان جنگ شد به بسیج ملحق شد وقتی که وارد جهاد شد 15 سال تمام داشت وقتی که به جبهه اعزام شد اولین مأموریت او در فکه حمله ی محرم بود و در اهواز آموزش بسیج را به نحو احسن گذراند بعد از آن به تنگه ی چزابه اعزام شد و در همان جا به عنوان تخریب چی مشغول خدمت شد . سال 1361 بود که پای راست و دست راست او که سه انگشت نیز از کار افتاده شد تیر خورد و مدت 40 روز در بیمارستان ساسان تهران بستری بود بعد از 40 روز به خانه آمد بعد از چند ماه استراحت آن هم چه استراحتی که در پادگان حمزه مشغول خدمت بود بعد از آن در 7/9/1362 به عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خرم آباد درآمد در این مدت که در سپاه بود به مدت 6 ماه در کردستان مشغول خدمت بود در تیپ تکاوران قدس واقع در سنندج در تیپ 15 امام حسن (علیه السلام) در واحد تخریب و انفجارات به مدت 2 ماه  در واحد بسیج خرم آباد به مدت 8 ماه مشغول خدمت بود و  در اهواز به مدت 3 ماه و 20 روز دوره عمومی سپاه پاسداران را دیده و به مدت 45 روز دوره تخصصی در رشته انفجارات را با جان بر کفان اسلام طی کرد . در سال 1363 عضو گروه اطلاعات عملیات سپاه پاسداران شد. در همان سال  ازدواج نمود که حاصل آن دختری به نام زهرا می باشد . بالاخره  در 29/9/1363 در منطقه زبیدات در حین آتش تهیه شدید دشمن بعثی به فیض عظمای شهادت نایل آمد . ایشان همیشه سفارش می کردند که امام را دعا کنید و حجاب را رعایت کنید و مطیع فرمانهای رهبر باشید و هرگز او را تنها نگذارید به مادرم سفارش می کرد که افتخار کن که این چنین فرزندی را تقدیم اسلام نمودی و به پدرم سفارش می کرد که پدر مرا ببخش چون نتوانستم جواب زحمات تو را به خوبی بدهم تو خیلی زحمت کشیدی تا این چنین فرزندی را تربیت نمایی و تقدیم اسلام کنی مرا ببخش که وقت تنگ است ، موقع نشستن در خانه نیست ، مرا ببخش که موقع آن است که از جان و مال خود گذشت کنیم و در راه خدا شهید شویم.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

پایان اسارت اهل بیت(علیهم السلام)

پایان اسارت اهل بیت علیهم السلام

خواب كنیزی از قصر یزید

كنیزى كه از قصر یزید بیرون آمده بود، وقتی صحنه دلخراش بی‌احترامی به سر امام حسین (علیه‌السلام) را از سوی یزید دید، گفت: خدا دست و پایت را از بدن جدا كند و به آتش دنیا پیش از آتش آخرت، بسوزاند، اى ملعون! دندان‌هایى كه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) بارها آنها را مى‏بوسید را چوب مى‏زنى؟!

یزید گفت: این چه سخنى است كه در این مجلس بر زبان مى‏آورى؟! خدا سر از بدنت جدا كند!

كنیزك گفت: اى یزید! من در حالتى میان خواب و بیدارى بودم، مشاهده كردم كه درِ آسمان گشوده شد و نردبانى از نور را دیدم كه بر زمین آمد، و دو نوجوان كه لباس‌هاى سبزرنگى بر تن داشتند از آن نردبان به زیر آمدند، بساطى از زبرجد بهشتى براى آنها گسترده شد كه نور آن از شرق تا غرب را فراگرفت - و آن بساط در میان خانه‏اى بود - به ناگاه مردى با صورتى همانند ماه و میان قامت، از آن نردبان به زیر آمد و در كنار آن سفره نشست و با صداى بلند فرمود:

پدرم آدم! به زیر آى! پدرم ابراهیم! و اى برادرم موسى! و اى برادم عیسى! به زیر آیید! سپس بانویى را دیدم كه ایستاده و موى خود را پریشان كرده و فریاد مى‏زند: حوا! ساره! خواهرم مریم! و مادرم خدیجه! به اینجا بیایید. و هاتفى گفت: این فاطمه زهرا، دختر محمد مصطفى و همسر على مرتضى و مادر سیدالشهداء حسین، كشته زمین كربلا است.

آنگاه فاطمه زهرا(علیهاالسلام) گفت: اى پدر! نمى‌بینى كه امت تو با فرزندم حسین چه كردند؟!

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) به شدت گریست و همراهان او نیز با او گریستند، سپس رو به جانب حضرت آدم نمود و گفت: پدرم آدم! مى‌بینى ستمگران بعد از من، با فرزندم حسین چه كردند؟! شفاعت من در روز قیامت به آنان نخواهد رسید.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

همزیستی ادیان از منظر قرآن (3)

نقاط
اشتراک نقطه ها

دیدگاه قرآن کریم در مورد رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان ادیان دیگر چیست؟

در مطالب گذشته بیان شد که قرآن کریم برای تأمین هم زیستی مسالمت آمیز راه های گوناگونی را سفارش نموده است. اولین راه که آزادی عقیده و فکر بود را بررسی کریم و اینک به بررسی دومین راه می پردازیم. لازم به ذکر است که راههای تامین همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان قابل تعمیم و استفاده در بسیاری از بحث های مهم از قبیل اختلافات میان مذاهب و قومیت ها و حتی اختلافات افراد می باشد.

دومین راه از راههای 10 گانه ایجاد همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان عبارت است از:

2. توجه به اصول مشترک

اسلام آیینی است که از زمان پیدایش خود با شعار هم زیستی مسالمت آمیز دعوت خویش را به جهانیان عرضه نموده است و این آیین خطاب به «اهل کتاب» چنین می گوید:

«قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئاً و لا یتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فإن تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون؛ بگو ای اهل کتاب بیایید تا بر سخنی که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و برای او هیچ گونه شریکی نیاوریم و هیچ کس از ما دیگری را به جای خداوند به خدایی برنگیرد؛ و اگر رویگردان شدند، بگویید: شاهد باشید که ما فرمانبرداریم » (1)

این آیه از آیات مهمی است که اهل کتاب را به سوی وحدت دعوت می نماید. استدلال این آیه شریفه با استدلال در برخی از آیات دیگر تفاوت دارد. برخی از آیات قرآن کریم به طور مستقیم دیگران را به سوی اسلام دعوت کرده اند ولی در این آیه به نقطه های مشترک بین «اسلام» و «اهل کتاب» توجه شده است.

توجه به نقاط مشترک زمینه ساز حل بسیاری از سوءتفاهم ها و سرآغاز شروع گفتمان مسالمت آمیز است.

یکی از مهمترین مشکلات امروز جامعه بشری استفاده از ادبیات تکفیری است که موجب پیدایش اختلافات فراوان و ظلم و کشتار انسانهای بی گناه می گردد. قرآن به مسلمانان می آموزد که اگر کسانی حاضر نبودند در تمام اهداف مقدستان با شما همکاری کنند، از پا ننشینید و بکوشید حداقل در قسمتی که با شما اهداف مشترک دارند همکاری آنها را جلب کنید و آن را پایه پیشبرد اهداف مقدستان قرار دهید. (2)

ادامه دارد

پی نوشتها:

1- سوره  آل عمران، آیه 64.

2- تفسیر نمونه، ج 2، ص 450.


گرآوری: مهدی ملکی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: قرآن كریم،     | نظرات()