تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب آذر 1387

حضرت لوط علیه السلام

اخلاق ناپسند قوم لوط

آنگاه كه ابراهیم علیه السلام از سرزمین مصر كوچ كرد، لوط نیز به همراه وی حركت كرد، ایشان با مال فراوان و اندوخته ای بسیار از مصر خارج و به سرزمین مقدس فلسطین وارد شدند، ولی پس از مدتی به علت افزایش احشام و گوسفندان محیط فلسطین را بر خود تنگ دیدند، لذا لوط از سرزمین عموی خود ابراهیم كوچ كرد و در شهر سدوم رحل اقامت افكند. مردم سدوم دارای اخلاقی فاسد و باطنی ناپاك بودند؛ از انجام هیچ معصیتی پرهیز نمی كردند و در اعمال ناشایستی كه انجام می دادند، نصیحت پذیر نبودند. این قوم در فسق و فجور و زشتی سیرت كم نظیر بودند. دزدی و راهزنی و خیانتكاری را پیشه خود ساخته بودند، بر راه هر رهگذری كمین و از هر سو به او حمله می كردند و اموالش را می ربودند. ایشان دین و آیینی نداشتند كه مانع اعمال ناپسندشان شود و هرگز از ستمكاری شرمگین و سرافكنده نمی شدند، و پند هیچ واعظ و نصیحت هیچ عاقلی را گوش نمی دادند!

گویا روح قوم لوط تشنه جنایت بود و جنایات مكرر، روح عصیانگر و طبیعت ستمكار آن قوم را اقناع نمی كرد؛ دل های آنان آلوده به مفاسد بود و هر روز جنایت و عمل ناشایست تازه ای را مرتكب می شدند، تا جایی كه عمل ناشایستی را كه قبلاً كسی مرتكب نشده بود بر گناهان پیشین خود افزودند و به عمل نامشروع و غیر اخلاقی لواط روی آوردند. این قوم نابكار، زن ها را كه خدا برای تسكین ایشان خلق كرده بود را ترك كرده و به رابطه با مردان روی آوردند. و در كمال بی شرمی این عمل ناپسند را آشكارا انجام می دادند و هرگز به فكر ترك این مفاسد نبودند بلكه بر انجام آن اصرار می ورزیدند. این قوم مردم را ناگزیر می ساختند با فاسدین همراهی كنند و آنها را به این كار دعوت می كردند و پیوسته به گمراهی خود می افزودند. آنقدر عمل زشت خود را تعقیب و تبلیغ كردند تا ارتكاب به منكرات علنی و آشكار شد، جنایات افزایش یافت و قلب آنان با گناه و فحشاء آمیخته شد.


دعوت لوط علیه السلام

هنگامی كه قوم لوط غرق در معصیت گشتند، گمراهی را بر راه حق ترجیح دادند و جهالت را بر هدایت مقدم داشتند و شیطان در دل آنان نفوذ كرد و آنان را به تداوم اعمال ناشایست وادار ساخت و پیروی از شهوات را بر آنان چیره كرد. خداوند به لوط وحی كرد كه آنان را به پرستش حق بخواند و از ارتكاب به آن جرائم باز دارد.

پس لوط علیه السلام دعوت خود را آغاز كرد و رسالت خویش را در میان قوم اعلان نمود، ولی گوش آنان از شنیدن سخن لوط عاجز و چشم هایشان از دیدن حق ناتوان بود، قلب های آنان در حجاب شهوات اسیر بود و به شدت به سوی مفاسد كشانده می شدند و به انجام اعمال زشت خود اصرار داشتند و هر روز در یاغیگری دستشان بازتر می شد و از گمراهی خود غافل بودند و نفس اماره، آنان را به انجام كارهای زشت و ناشایست وادار می كرد!

سرانجام لوط و پیروان او را تهدید به اخراج از شهر و تبعید نمودند در حالی كه جرم لوط اجتناب از گناهان آنان بود. گناه وی دوری از رذیلت و دعوت به فضیلت بود و از زندگی توأم با اندیشه های فاسد آنان بیزار بود؛ به همین دلیل او مورد بی مهری مردم قرار گرفت و از شهر خود تبعید گشت.

آنگاه كه لوط علیه السلام بی میلی قوم را به دعوت خود مشاهده كرد، از شكنجه و عذاب خدا بیمشان داد ولی قوم لوط از هشدار و اعلام خطر وی نهراسیدند و تهدید وی را جدی نگرفتند، اما لوط در پند و اندرز آنان اصرار كرد و آنان را از عاقبت و كیفر كردارشان برحذر داشت ولی قوم دست از زشتی ها و اعمال غیر انسانی خود بر نداشتند، بلكه به جنایات بیشتر چنگ زدند و تمایل بیشتری به انجام آن از خود نشان دادند و از سر تحقیر و استهزاء به لوط گفتند، عذاب خویش را بیاور! و آنچه كیفر ماست و مستحق آن هستیم برایمان نازل گردان!!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: داستان انبیاء علیهم السلام،     | نظرات()

نامه امام خمینی به هویدا

در 27 فروردین 1346 امام خمینی طی نامه‌ای به امیرعباس هویدا نخست‌وزیر، خیانتها، خطاها، وابستگی‌ها و جنایات رژیم شاه را بر شمرد و فجایع حكومت نسبت به دین و دنیای مردم را محكوم كرد. متن نامه امام به این شرح است:

 

بسم‌ الله‌الرحمن الرحیم

و لا حول و لا قوه‌الا بالله العلی العظیم

5 محرم الحرام 1387

«جناب آقای هویدا! لازم است نصایحی به شماها بكنم و بعضی از گفتنی‌ها را تذكر دهم چه مختار در پذیرش آن باشید یا نه. در این مدت طولانی كه به جرم مخالفت با مصونیت امریكایی‌ها كه اساس استقلال كشور رادر هم شكست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسی در تبعید به سر می‌برم مراقب مصیبتهایی كه به ملت مظلوم و بی‌پناه ایران وارد می‌شود بوده‌ام و از آنچه به این ملت اصیل از ظلم دستگاه جبار می‌گذرد كم و بیش مطلع شده و رنج برده‌ام. موجب كمال تأسف است كه نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریباً از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه‌های غیر آزاد و بعضی نوشته‌های مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگی ملت افزوده می‌شود و ورشكستگی بازار و بازرگانان محترم روز افزون است. نتیجه این همه هیاهو و تبلیغات سرتاپا گزاف بازار سیاه برای اجانب است و ملت را به حالت فقر و عقب‌افتادگی به اسم ملت مترقی نگهداشته است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات،     | نظرات()

وصیت نامه شهید نواب صفوی

هوالعزیز

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام مقدس آخرین وصی و قائم آل محمد پیشوای غایب جهان و بشر وجود منزه امام زمان اعلی منزلت والا پایگاه مهدی عجل الله تعالی فرجه و حقق آمالنا و فیه آمین الله العالمین

 

برادران مسلمانم در سراسر دنیا، دوستان ثابت قدم خدا و محمد و آل محمد (ص) السلام علیكم و رحمه الله و بركاته ان الدنیا قد ادبرت و ان الاخره قد اقبلت. همانا دنیا از ما رو گردانده و آخرت به ما رو كرده است، آنچه از عمر ما گذشت و فانی شد از دنیا بود و آنچه بسوی ما رو كرده و بسویش شتابان می‌رویم آخرت است. پس بكوشید از ابناء این گذشته فانی نبوده از ابناء آن آینده حتمی باشید و خود را برای آن سرای جاوید آماده نمایید.

(آه من قلة الزاد و بُعد السفر) امیر المومنین وجود اقدس علی (ع) كه جهانی پر از عشق و معرفت خدا بود و جهانی معرفت باید تا به شخصیتش كمی پی برد و جهان، وجود همانندش را پس از پسرعموی كرامش صلی الله علیه و آله ندیده و نخواهد دید, از قلت توشه و دوری و هیبت این سفر می‌نالید، بیایید و از خواب خرگوشی برخیزید و بپرهیزید از اینكه به بازی آزمایشی دنیا فریب خورده و آلوده شوید و تمام براهین استوار و آیات منیره خدا و حقایق نوربخش جهان را كه بسوی خدا و معاد از راه انبیاء عظام علیهم السلام و محمد و آل محمد (ص)  رهبری می‌كنند فراموش كنید.

ندایی در رویا رسیده كه گویا رفتنی هستم

آه، آه، حاشا و كلا خدا نخواهد كه من و شما در زمره خاسرین و بدبختان قیامت و اصحاب جحیم شمرده شویم.

آه، بشری كه تاب مشقات آسان و زودگذر دنیا را نداشته در مصیبت كوچكی متزلزل و عاجز گردیده بی‌تاب می‌شوی چگونه تن ناتوان و زبون را مهیای آن آتشی می‌كنی كه از غضب قهار خدای آتش و آب مشتعل گردیده است.

آه، عجبا این بشر ضعیف كه با این سرعت ورود و خروجش از این آزمایشگاه دنیا طی گردیده هم آغوش خاك تیره می‌گردد با اینكه برای اصطبل و رباط هم معتقد است كه باید از سوی صاحبش قانون و دین و مقصودی باشد چگونه قانون و نظام دین و مقصود خدای جهان و نماینده و نماینده عزیزش وجود اقدس پیغمبر اسلام حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله توجهی نكرده محیط فكر و زندگی خود را از طویله و اصطبل هم تنزل داده خود را برای همیشه در آتش جهل و شهوت پستش كه افروزنده آتش غضب خداست می‌سوزاند؟

(اولئك كالانعام بل هم اضل) اینان مثل حیواناتند بلكه گمراه‌ترند.

آه، ای برادران،  شما برای اتمام حجت حق و كسب رضای رحمان و طاعتش و برای نجات و تبرئه خود در پیشگاه عظیم خدای عزیز (و معذره الی ربكم) حق را بگویید و تبلیغ كنید و این بیچارگان را از بیچارگی فردا خبر دهید. و انذار نمایید و عدم رضای خودتان را نسبت به معاصی و نافرمانیها و تبهكاریها و طغیانهای آنها اعلام دارید (اما شاكراً و اما كفوراً) یا هدایت پذیر گردیده و یا كفران می‌كنند.

 Image

خدای عزیز از طاعتشان بی‌نیاز بوده از معصیت آنها هم حكومت بی‌زوالش زیانی نبیند و جهنمش وسیع بوده (تقول هل من مزید) میگوید آیا سركش و عاصی بیشتری هستی؟ و الفاظ و فلسفه‌های پوچ و مظاهر رنگین و قدرتها و ژست‌ها و لباسهای فریبنده دنیا در آنجا ذلیل و پوسیده گردیده و دردی دوا نمی‌كند و به كاری نمی‌خورد.

آه از این غیبت طولانی، آه، برادران،‌ من دیدم و دیده هر عاقلی می‌بیند كه محبت خدا از هر محبتی شیرین‌تر و اطاعت فرمانش از اطاعت شیطان و شهوت و نفس گرامی‌تر و پرهیز از عذاب آینده جاویدی كه انبیاء برای بدكاران وعده كرده‌اند از پرهیز معصیتهای زودگذر دنیا عاقلانه‌تر و امید به رحمت و نعمت و لذت الهی حتمی و بی‌آلام بهشت از امید به ذلت فانی و خیالی احتمالی دنیا پابرجاتر و استوارتر می‌باشد و گردانیدن عنان وفا و عاطفه و محبت و غیرت بسوی آفریننده عزیز وفا و غیرت و محبت و غیرت نزدیكتر و صحیح‌تر و به حق و به جا بوده و پروانه شمع محبت او گردیدن و در راهش سوختن و به دریای رحمت و لطفش پیوستن سعادتی است كه در زیر آسمان علم و عقل و وجود شهیرش فوق هر عنقا و همایی است كه در خاطرها خطور كند و در تصور اندیشه كنندگان بگنجد.

آه به راه او خواستم كه دنیا را در برابر  حقایق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احكام منور اسلام را اجرا نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام بر پیكر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه‌گر سازم و اگر هزار سال هم بر این منوال پرچم فداكاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌كشیدم عاقبت مرگ بوده باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ، و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می‌باشد (نیته المومن خیر من عمله) و نیت مومن بهتر از عملش بوده خدا به نیت پاك لطف می‌كند و بس. امید است به لطفش نیت پاكی و عشق سرشاری نسبت به ذاتش مرحمت فرموده به فضلش با ما رفتار فرماید.

الحقنا الله بالحسین و جده و امه و ابیه و اخیه و ولده آمین الله العالمین.

فراموش نكنید كه راه راست از هر كجا كج شد بیراهه و به سوی هلاكت است.

و پس ای پیغمبر، راه از خانه اوصیاء او علی و یازده فرزند عزیزش تا امام زمان بوده كه زنده و غایب است (و بملا الله الارض به قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا) كه به اتفاق احادیث مسلمین (شیعه و سنی) خدا به وسیله او زمین را پر از عدل و داد می‌كند بعد از آنكه پر از ظلم و جور شود، انشاء الله.

خداحافظ، بر شما وفاداران راه خدا همگی سلام. تهران، به یاری خدای توانا.

 

برادر شما سید مجتبی نواب صفوی

24جمادی الاولی 1374 هجری قمری  29 دیماه 1333 هجری شمسی

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

وصیت نامه شهید حاج محمد ابراهیم همت

به تاریخ 19/10/59 شمسی ساعت 10:10 شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان  می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی   می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.   ای کاش به خود می آمدند.  از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود  نه شرقی - نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی ...  ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.  مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم  صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام كاری‌ترین ضربات را بر پیكر ظلم، جور،شرك و الحاد می‌زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود  مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .

و السلام؛

محمد ابراهیم همت

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

وصیت نامه شهید حسین خرازی

بسم رب الصدیقین

خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:

- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»

- اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.

- اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟

- در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.

- هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.

- سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تأناثثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.

- همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.

- مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.

- مسأله من تنها جنگ است و در همان جا هم مسأله من حل می‌شود.

- همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.

- من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.

وصیتنامه اول:

... از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.

وصیت نامه دوم :

استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.

و السلام

حسین خرازی - 1/10/1365

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

وصیت نامه شهید مهندس مهدی باكری

یا الله،‌یا محمد،یا علی،‌یا فاطمة زهرا،‌یا حسن،یا حسین،‌یا مهدی (عج) و تو ای روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات كه نفهمیدم. یا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش ، و چه كنم كه تهیدستم،خدایا تو قبولم كن.

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر كفر و الحاد،‌عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شكرگزار خدا باشیم كه سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی ودنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.

ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نمائیم تا بلكه قدری از تكلیف خود را در شكر گزاری بجا آورده باشیم.

وصیت به مادرم وخواهران و برادرانم و اهل فامیل بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید،‌پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،‌اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید وفرزندان خود را نیز همانگونه تربیت كنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابولفضل برای اسلام ببار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.

                   خدایا مرا پاكیزه بپذیر

                                   مهدی باكری

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

وصیت نامه شهید احمد كشوری

خدایا شیطان را از ما دور كن

«بسم الله الرحمن الرحیم»

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند

روبه صفتان زشت خو را نكشند

پایان زندگی هر كسی به مرگ اوست

جز مرد حق كه مرگش آغاز دفتر اوست.

هر روز ستاره ای را از این آسمان به پایین می كشند امّا باز این آسمان پر از ستاره است. این بار نیز در پی امر امام، دریایی خروشان از داوطلبین به طرف جبهه های حق علیه باطل روان شد و من قطره ای از این دریایم و نیز می دانید كه این اقیانوس بی پایان است و هر بار بر او افزوده می شود. راه شهیدان را ادامه دهید. كه آنها نظاره گر شمایند مواظب ستون پنجم باشید كه در داخل شما هستند.

بی تفاوتی را از خود دور كنید، در مقابل حرف های منحرف بی تفاوت نباشید.

مردم كوفه نشوید و امام را تنها نگذارید. در راهپیمایی ها بیشتر از پیش شركت كنید. در دعاهای كمیل شركت كنید. فرزندانتان را آگاه كنید. و تشویق به فعالیت در راه الله كنید.

و وصیت به پدر و مادرم:

پدر و مادرم! همچنان كه تا الآن صبر كرده اید از خدا می خواهم صبر بیشتری به شما عطا كند. فعالیتتان را در راه خدا بیشتر كنید. در عزایم ننشینید،‌ نمی گویم گریه نكنید ولی اگر خواستید گریه كنید به یاد امام حسین (ع) و كربلا و پدر و مادرانی كه پنج فرزندشان شهید شده گریه كنید، كه اگر گریه های امام حسینی و تاسوعا و عاشورایی نبود،‌ اكنون یادی از اسلام نبود. پشت جبهه را برای منافقین و ضد انقلاب خالی نگذارید،‌ در مراسم  عزاداری بیشتر شركت كنید كه این مراسم شما را به یاد شهیدان می اندازد و این یاد شهیدان است كه مردم را منقلب می كند.

امام را تنها نگذارید.

فراموش نكنید كه شهیدان نظاره گر كارهای شمایند.

ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم.

موجیم كه آسودگی ما عدم ماست

والسلام 

 قطراه ای از دریای خروشان حزب ا…

 احمد  كشوری

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

وصیت نامه شهید حاج احمد كاظمی

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهید ان علیاً ولی الله

خداوندا فقط می‌خواهم شهید شوم شهید در راه تو، خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزی شهادت می‌خواهم كه از همه چیز خبری هست الا شهادت، ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه كس هستی و قادر توانایی، ای خداوند كریم و رحیم و بخشنده، تو كرمی كن، لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعی تویی و عشق شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق.

نمی‌دانم چه باید كرد، فقط می‌دانم زندگی در این دنیا بسیار سخت می‌باشد. واقعاً جایی برای خودم نمی‌یابم هر موقع آماده می‌شوم چند كلمه‌ای بنویسم، آنقدر حرف دارم كه نمی‌دانم كدام را بنویسم، از درد دنیا، از دوری شهدا، از سختی زندگی دنیایی، از درد دست خالی بودن برای فردای آن دنیا، هزاران هزار حرف دیگر، كه در یك كلام، اگر نبود امید به حضرت حق، واقعاً چه باید می‌كردیم. اگر سخت است، خدا را داریم اگر در سپاه هستیم، خدا را داریم اگر درد دوری از شهدای عزیز را داریم، خدا داریم. ای خدای شهدا، ای خدای حسین، ای خدای فاطمة زهرا(س)، بندگی خود را عطا بفرما و در راه خودت شهیدم كن، ای خدا یا رب العالمین.

راستی چه بگویم، سینه‌ام از دوری دوستان سفر كرده از درد دیگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به امید و لطف حضرت تو امیدوار هستم. خداوندا خود می‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهیدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را باید تحمل كنم. ای خدای كریم، ای خدای عزیز و ای رحیم و كریم، تو كمك كن به جمع دوستان شهیدم بپیوندم.

گرچه بدم ولی خدا تو رحم كن و كمك كن. بدی مرا می‌بینی، دوست دارم بنده باشم، بندگی‌ام را ببین. ای خدای بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا می‌كنم، از روی سركشی نیست. بلكه از روی نادانی می‌باشد. خداوندا من بسیار در سختی هستم، چون هر چه فكر می‌كنم، می‌بینم چه چیز خوب و چه رحمت بزرگی از دست دادم. ولی خدای كریم، باز امید به لطف و بزرگی تو دارم. خداوندا تو توانایی. ای حضرت حق، خودت دستم را بگیر، نجاتم بده از دوری شهدا، كار خوب نكردن، بنده خوب نبود،... دیگر...

حضرت حق، امید تو اگر نبود پس چه؟ آیا من هم در آن صف بودم. ولی چه روزهای خوشی بود وقتی به عكس نگاه می‌كنم. از درد سختی كه تمام وجودم را می‌گیرد دیگر تحمل دیدن را ندارم. دوران لطف بی‌منتهای حضرت حق، وای من بودم نفهمیدم، وای من هستم كه باید سختی دوران را طی كنم. الله اكبر خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهدای عزیز و همة بندگان خوبت قسم می‌دهم، شهادت را در همین دوران نصیب بفرمایید و توفیق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهیدم برسم، انشاء الله تعالی.

منزل ظهر جمعه 6/4/82

 بــه پایان آمد این دفتر                  حكایت همچنان باقی است

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: شهداء،     | نظرات()

درنگی در روایات جنگ های آغازین دولت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)

نویسنده : نجم الدین ثابتی

تدوین : سید حسن واعظی



اشاره
با ظهور حضرت (علیه السلام) و اعلام ‌آغاز انقلاب جهانی اش ستمگران و گردن كشان و... به مقابله با حضرت بر می خیزند . حضرت (علیه السلام) به دفاع بر می خیزد. در این میان عده ای از دو طرف كشته می شوند.
برخی عدد كشته شدگان را بسیار زیاد می دانند و از این رهگذر می خواهند، حضرت را یك چهره خون ریز معرفی كنند. گروهی نیز تعداد آن كشته ها را كم می دانند. این نوشته ، به نقد و بررسی سندی و دلالتی روایات مربوط به این قتل ها می پردازد و افراط و تفریط را در این باره می زداید.


پیشگفتار
برخی در مورد قتل و كشتار در دوران ظهور ، افراط می كنند و از امام زمان علیه السلام و یاران اش ، چهره ای خشن ارائه می دهند. آنان ، به روایاتی استدلال می كنند كه در آن ها ، اشاره به كشته شدن دو سوم مردم ، (از هر نه نفر ، هفت نفر ، از هر هفت نفر ، پنج نفر ) و یا این كه بیش تر مردم كشته می شوند و از كشته ها ، پشته ساخته می شود و جوی خون جاری می گردد و ... دارند.
برخی دیگر ، تفریط می كنند و می گویند حتی ، به مقدار محجمه (مقدار خون در ظرف حجامت) خون ریزی نمی شود و...
در این نوشتار، به نقد و بررسی روایی و دلالی احادیث مربوطه می پردازیم تا افراط و تفریط بودن اندیشه های موجودمشخص گردند.
نكاتی كه قابل تامل است ، این ها است :

الف)قتل و كشتار ، قبل از ظهوراست و یا بعد از آن

ب ) شیوه ی رفتار امام با دشمنان چه گونه خواهد بود

ج)حجم كشتار و اعدام و خون ریزی ها چه مقدار است

د) مقتولان ، چه كسانی هستند

هـ) روایاتی كه ناظر بر این موضوع است . آیا به نحو موجبه ی كلیه است یا به نحو موجبه ی جزئیه .

اخباری كه در آن ها كشتار در حجم وسیعی مطرح شده اند ، بر دو قسم است :

الف ) یك سری از ‌آنها مربوط به ملاحم و فتن قبل از ظهور است و هیچ ربطی به دوران ظهور ندارد و تنها ناظر به اوضاع نابسامان جهان در پیش از ظهور دارد. این دسته‌، بیش تر از مراسیل عامه است . اگر تعدادی از آن ها هم جزء مسانید باشد، هیچ گونه ارتباطی با بحث ما ، یعنی قتل های دوران حكومت امام مهدی عج الله و تعالی فرجه الشریف ، ندارد.

ب ) یك سری از آنها ، مربوط به هنگامه ی ظهور و حكومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. این نوع روایات ، نیز دو گونه اند :

1. روایاتی كه از طریق عامه و از نبویات است و بیش تر آن ها ، مشكل سندی دارند، به طوری كه بعضی از آن ها ، مرسل ، و برخی از آن ها ، به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) منتهی نمی شوند، بلكه از افرادی مانند كعب الاحبار كه در زمان آن حضرت مسلمان نشده بود ، نقل شده است .

عمده ی این روایات‌. از اسرائیلیات است كه با اغراض مختلفی وارد كتاب های روایی شده است . عالمانی از اهل تسنن ، مانند ابن كثیر ، وقتی به روایات نقل شده از امثال كعب الاحبار می رسد، می گوید : خدا ما را از این همه اخبار دروغی كه وارد تفسیرها و كتاب های روایی و كرده اند بی نیاز كند1

2. روایاتی كه از طریق اهل بیت (علیه السلام) نقل شده و یا در كتاب های شیعه ذكر گردیده است . در این كتاب ها ، اخبار منقول از حضرات معصوم (علیه السلام) و بعض دیگر كه نقل شده ، به اهل بیت (علیه السلام) منتهی نمی شود .مانند اخبار معمرین كه شیخ صدوق در كتاب كمال الدین از اهل تسنن نقل كرده است.

اندیشه های تفریطی در كشتار به هنگام ظهور
گروهی بر آن اند كه امام زمان به هنگام ظهور ، از طریق ولایت و تصرف تكوینی ، همه ی خلایق را مطیع و مسخر می كند و كارها را با اعجاز و غیر عادی انجام می دهد. لذا كشتار و اعدام ، خیلی اندك خواهد بود. برای روشن شدن مطلب و دریافت پاسخ، به احادیثی از امام باقر و امام صادق (علیه السلام) متمسك می شویم.

حدیث 1ـ عن بشیر بن ابی اراكه النبال ـ و لفظ الحدیث علی روایه ابن عقده قال : لما قدمت المدینه انتهیت الی منزل ابی جعفر الباقر (علیه السلام) قلت (انهم) یقولون : انه اذا كان ذالك استقامت له الامور فلا یهریق محجمه دم . فقال :كلاً! والذی نفسی بیده! حتی تمسح و انتم العرق و العلق و او ما بیده الی جبهته2 .

بشیر بن ابی اراكه نبار ـ لفظ حدیث به روایت ابن عقده است ـ گوید هنگامی كه به مدینه وارد شدم ، به طرف منزل ابو جعفر امام باقر (علیه السلام) رفتم گفتم : (آنان (مرجثه) می گویند، هنگامی كه آن امر (قیام قائم عج) روی دهد ، همه ی كارها برای او درست واستوار می گردد و به اندازه ی یك ظرف حجامت هم خون نمی ریزد. پس فرمود : هرگز چنین نیست ! سوگند به آن كه جانم به دست او است ! كار به آنجا می انجامد كه ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاك خواهیم كرد. (كنایه از سختی ها و دشواری های جنگ و درگیری است كه موجب پدید آمدن عرق و ایجاد زخم های خونین می شود)

در این هنگام ، ایشان ، با دست خود ، به پیشانی شان اشاره فرمودند .(كنایه از برطرف كردن عرق جبین است )

حدیث 2ـ ... عن موسی بن بكر الواسطی عن بشیر النبال ، قال قدمت المدینه و ذكر مثل الحدیث المتقدم ، الا انه قال : لما قدمت المدینه قلت لابی جعفر(علیه السلام) : انهم یقولون : ان المهدی لوقام لاستقامت له الامور عفوا ، و لا یهریق محجمه دم . فقال : كلا ! و الذی نفسی بیده ! لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حین ادمیت رباعیته و شج فی وجهه! كلا ! والذی نفسی بیده ! حتی نمسح نحن و انتم العرق و العلق3 . ثم مسح جبهته4 .

از موسی بن بكر واسطی ـ از بشیر نبال ـ گفت :به مدینه رسیدم و همانند حدیث قبلی را ذكر كرد ، جز این كه گوید : هنگامی كه به مدینه رسیدم . به ابو جعفر اما باقرعلیه السلام گفتم , آنان مرجثه می گویند : همانا اگر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قیام كند، همه ی كارها به خودی خود، برای او درست و برقرار می شود و به اندازه ی یك ظرف حجامتی خون نمی ریزد ، پس فرمود هرگز چنین نیست! سوگند به آن كه جانم در دست اوست ! اگر كارها ، خود به خود، برای كسی هموارمی شد ، مسلما برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمانی كه دندان های پیشین آن حضرت شكسته و صورت اش زخمی شد ، درست و برقرار می گردید! هرگز چنین نیست ! سوگند به آن كه جانم به دست اوست! كار ، به آن جا می انجامد كه ما و شما، عرق و خون بسته شده را پاك كنیم. سپس پیشانی خود را پاك كرد.

حدیث 3- ... عن المفضل بن عمر ، قال :سمعت ابا عبدالله ، و قد ذكر القائم (علیه السلام) فقلت انی لارجو ان یكون امره فی سهوله فقال : لایكون ذالك حتی تمسحوا العلق و العرق5 .

مفضل بن عمر گوید :در حضور امام صادق علیه السلام شنیدم كه از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه و الشریف) یاد شد. پس عرض كردم : همانا امیدوارم كار ایشان به اسانی صورت پذیرد. فرمود : آن امر صورت نمی پذیرد تا این كه عرق و خون بسته شده را برطرف سازید.

در سه حدیث مذكور ملاحظه می كنیم، آن طور نیست كه تمامی كارها در زمان قیام قائم علیه السلام به خودی خود و با اعجاز و تصرفات تكوینی صورت پذیرد، هر چند ولایت تكوینی و تصرف تكوینی حضرت مهدی وسایر امامان طاهر، هیچ گونه تردیدی نیست بلكه كار ، دشوارتر از آن چیزی است كه امثال مرجثه معتقدند.

ما ، مطابق روایات متعدد، نمی توانیم ادعا كنیم كه در هنگام ظهور، هیچ قتل و كشتاری رخ نمی دهد. زیرا در آن دوران‌، بحث از انتقام، اجرای حدود الهی و اقامه ی حكومت عدل جهانی است و مسلما، این امر عظیم ، بدون برطرف كردن خارها و سنگ های سر راه آن حضرت ، میسر و محقق نمی شود.

از طرفی ، تاریخ گواه است كه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و امامان طاهر (علیه السلام) سعی داشته اند، امور را به طور عادی و در مسیر طبیعی انجام دهند، لذا می بینیم ، دندان های پیشین حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در جنگ می شكند و زخم هایی در جنگ احد و...6 بر ایشان وارد می شود و امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در جنگ احد ، نود زخم بر می دارد و ...7

البته آن حضرت و عترت طاهراش ، مخصوصا ، حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قدرت بر انجام دادن تصرفات تكوینی را دارند و همواره معجزات و امدادهای غیبی و الهی ، با آن حضرات و نیز مومنان مخلص و ایثارگر و حتی مستعضفان بوده و خواهد بود. امام صادق (علیه السلام) می فرماید خداوند،حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سه لشكر یاری می دهد : فرشتگان ، مومنان ، رعب (ترس انداختن دردل دشمن)8

نیز حضرت (علیه السلام) می فرماید : ... خداوند ، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) را با فرشتگان وجنّ وشیعیان مخلص ، یاری می کند .9

به هر حال، لزومی ندارد كه ادعا كنیم امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام كارهایشان رااز طریق غیرعادی و به صورت اعجاز انجام می دهد و بنابراین ، هیچ خونی ریخته نخواهد شد.

اندیشه ی افراطی در كشتار به هنگام ظهور
در احادیثی كه ازطریق عامه رسیده است ، خون ریزی های خیلی زیاد وحشتناك ذكر شده است . اینك به نقد و بررسی یكی از آن ها می پردازیم.

یوسف بن یحیی مقدسی شافعی در كتاب عقدالدرر روایت مرسله ای را از امیرالمومنین (علیه السلام) درباره ی حوادث رم (رومیه)10 نقل می كند و می گوید :

... فیكبر المسلمون ثلاث تكبیرات ، فتكون كالرمله علی نشز ، فیدخلونها ، فیقتلون بها خمسئه الف مقاتل ، و یقتسمون الاموال، حتی یكون الناس فی الفی ء شیئا واحدا، لكل انسان منهم مئه الف دینار، و مئه راس ، ما بین جاریه و غلام11

پس مسلمانان، سه تكبیر می گویند و مانند ریگ و شن های روانی كه از بلندی ها فرو می ریزند‌، داخل (روم) می شوند ودر آن جا ، پانصد هزار جنگجو را می كشند و غنائم و اموال را به طور مساوی تقسیم می كنند ، و به هر یك از آنان ، صد هزار دینار و صد كنیز و یا غلام می رسد. ...

این روایت ـ مرسل است و مشكل سندی دارد و ازنظر محتوا نیز قابل اعتماد نیست. پیدا است كه جاعلان این گونه احادیث ، در خدمت حكومت های جائر بوده اند و به جهت توجیه پاره ای جنگ های پس از پیامبر اكرم (صلی الله علیه واله وسلم) و قتل های عام ها و كشتارهای وسیعی كه در آن صورت گرفت ، این چنین مجعولاتی را وارد كتاب های روایی كرده اند. مانند روایتی كه به امام علی علیه السلام نسبت داده اند كه آن حضرت فرمود: فیقتل من الروم حتی یتغیرماء الفرات بالدم یعنی آنقدر ازرومیان را به قتل می رساند كه آب فرات به خون تغییرمی كند12!

ابن كثیر، درباره ی جنگ قادسیه می گوید :

انهزم الفرس و لحقهم المسلمون، ... فقتل المسلمون بكمالهم و كانوا ثلاثین الفاء و قتل فی العمركه عشره الاف و قتلوا قبل ذالك قریبا من ذالك 13.

لشكر ایرانیان ، منهزم شد و فرار كردند. مسلمانان، به تعقیب آنان پرداخته اند و تمامی فراریان را كه سی هزار نفر بودند ، به قتل رساندند. در جنگ سیزده هزار نفر انان را كشته بودند. همین عدد را نیز قبل از آن كشته بودند. ..

وقتی به كتاب های تاریخی كه در آن ها فتوحات را نوشته اند، مانند البداء و التاریخ ، و النهایه ، و ... مراجعه می كنیم .می بینیم كه فرماندهان و زیر دستانشان ، جنایات زیادی را مرتكب شده اند.

روایاتی كه می گویند ، ازهر نه نفر هفت نفر ، ویا از هر هفت نفر ، پنج نفر و یا دو ثلث مردم كشته می شوند، به جنگ های قبل از ظهور ، نظر دارند و نه زمان ظهور.

از طرفی ، اختلاف در تعداد مقتولان نیز علت های گوناگونی می تواند داشته باشد كه از جمله آنها ، ممكن است تفاوت مناطق و محورهای درگیری و یا مراحل مختلف جنگ باشد.

با توجه به احادیث زیر و امعان نظر در دلالت آن ها ، به این واقعیت پی می بریم كه جهان ، اندكی پیش از ظهور ، دچار جنگ های خونین خواهد بود.

حدیث 1ـ عن ابی بصر و محمد بن مسلم، سمعنا ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : لا یكون هذا الامر حتی یذهب ثلث الناس فقیل له : اذا ذهب ثلث الناس فما یبقی  فقال ، (علیه السلام) : اما ترضون ان تكونوا الثلث الباقی14


حدیث 2ـ ... عن زراه ، قال : قلت لابی عبدالله(علیه السلام) :النداء حق قال: ای والله حتی یسعمه كل قوم بلسانهم. و قال، علیه السلام : لا یكون هذا الامر حتی یذهب تسعه اعشار الناس.15

زراره گوید : به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم : آیا ندای آسمانی حقیقت دارد فرمود: بلی ، به خدا قسم چنان است كه هر قومی با زبان خودشان ، آن را می شنوند آن حضرت فرمود:, این امر محقق نمی شود تا این كه نه دهم مردم از میان بروند.

حدیث 3ـ ... عن سلیمان بن خالد ، قال : سمعت ابا عبدالله (علیه السلام) یقول : قدام القائم موتتان، موت احمر و موت ابیض ، حتی یذهب من كل سبعه خمسه، الموت الاحمر السیف ، و الموت الابیض ، الطاعون.16

... سلیمان بن خالد گوید : از امام صادق (علیه السلام) شنیدم كه می فرمود : قبل از قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دو نوع مرگ ومیر رخ می دهد :

مرگ سرخ و مرگ سپید . ا این كه از هر هفت نفر ، پنج نفرشان از بین بروند. مرگ سرخ با شمشیر . مرگ سفید با طاعون است.

با ملاحظه ی این احادیث واحادیث دیگر، معلوم و مبرهن می شوند كه حجم وسیعی از مرگ ومیرها و خون ریزی ها ، مربوط به دوران پیش از قیام امام عصر ، (علیه السلام) و قبل از ندای آسمانی است. بنا به روایت یونس بن رباط كه می گوید :

سمعت ابا عبد الله (علیه السلام) :ان اهل الحق لم یزالوا منذ كانوا فی شده . اما ان ذاك الی مده قریبه وعافیه طویله17

از اباعبدالله (علیه السلام) شنیدم كه می فرمود :همانا، اهل حق ، از هنگامی كه در شدت و سختی بوده اند، پیوسته در آن حال خواهند بود (سختی با‌ آنان همراه است) و همانا بدانید كه پایان آن سختی ها ، نزدیك وعافیتش طولانی است.)

بالاخره در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است . كه ان مع العسر یسرا فان مع العسر یسرا

خلاصه این كه یك دسته از روایات در مورد خون ریزی ها ، مربوط به دوران قبل از ظهور است و یك دسته از اخبار ، از مجعولات و از اسرائیلیات است كه با هدف و انگیزه های مختلفی ، مانند خدشه دار كردن چهره نهضت جهانی و حكومت حضرت مهدی ... ویا توجیه كشتارها در فتوحات و ... وارد كتابهای روایی شده است .

نیز یك سری از آنها ، مرسله و مرفوعه است و مشكل سندی دارد ، مرفوعه ی فضل بن شاذان از امام صادق (علیه السلام ) از این قبیل است :

یقتل القائم (علیه السلام) حتی یبلغ السوق، قال : فیقول له رجل من ولد ابیه : انك لتجفل الناس اجفال النعم، فبعهد من رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) او بماذا  قال : ولیس فی الناس رجل اشد منه باسا فیقوم الیه رجل من الموالی فیقول له : لتسكتن اولا ضربن عنقك فعند ذالك یخرج القائم(علیه السلام) عهداً من رسول الله (صلی الله علیه و ‌اله و سلم)18 ؛

حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن قدر از انسان ها می كشد تا ساق پا را خون فرا می گیرد. شخصی از فرزندان پدرش19 به حضرت اعتراض شدید می كند و می گوید : مردم را از خود دور می كنی ، هم چنان كه گله و گوسفندان را رم می دهند ! آیا این روش طبق دستور رسول خدا است  به چه دلیلی این چنین رفتار می كنی  یكی از یاران حضرت از جای بر می خیزد و می گوید : سكوت می كنی یا گردن ات را بزنم حضرت ،عهد و پیمانی را كه از رسول خدا (صی الله علیه و آله و سلم) همراه دارد ، بیرون می آورد و ارائه می كند.

البته همچنان كه در ابتدای حدیث ذكر شد این حدیث ، مرفوعه است و مشكل سندی دارد و از طرفی محتوا و دلالت اش ، ناقص و ناتمام است، زیرا ، سوق ، هم ساق پا را گفته اند و هم ممكن است نام شهر یا محلی باشد ، محلی همانند سوق الاهواز ، (نام اهواز فعلی)، سوق حكمه (نام یكی از مناطق اطراف كوفه) ، سوق اسد (در اطراف كوفه) ، سوق الثلاثاء (منطقه ای در بغداد قبل از ساخته شدن شهر)20 ... بنابراین نمی توانیم بگوییم حتی یبلغ السوق به معنای رسیدن خون به ساق پا است ، خصوصا ، با توجه به اینكه در حدیث مذكور ، صحبت از خون به میان نیامده است ، بلكه چنین به نظر می رسد كه سوق به معنای رسیدن به محل ومكانی باشد.

البته ، ما طبق روایات صحیح جنگ و خونریزی ، اعدام ها و انتقام ظالمان را در عصر ظهور می پذیریم ، لكن نه به این اندازه ها ، روایاتی از اهل بیت (علیه السلام) موجود است كه تعداد قتل ها و مشخصات فردی و گروهی مقتولان‌، در آنها مشخص شده است ،ودر ذیل بعد از نگرش به شیوه ی رفتار حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) با دشمنان و معاندین به معرفی آنان می پردازیم.

شیوه ی رفتار امام (علیه السلام) با دشمنان
ستمگران و زراندوزان ، در همه ی نقاط عالم، بر ملت های مظلوم و مستضعف سیطره داشته اند و دارند و فرهنگ سازی كرده اند. در این میان‌، جامعه ی اسلامی ، خسارت های بیشماری را متحمل شده به طوری كه دشمنان اسلام از اغاز رسالت نبی مكرم اسلام . (صلی الله علیه و‌اله و سلم) ، همواره ، در ایذا و اذیت آن حضرت و پیروانش بوده اند. بالاخره آن حضرت پس از تحمل مشقت های فراوان توانست مسلمانان را از تاریكی ها به سوی روشنایی راهنمایی و سوق دهد ، و حكومت اسلامی را برقرار نماید . مع الاسف طولی نكشید كه در هنگامه ی رحلت و بعد از آن ، به گفته امام غزالی ریاست طلبان و منافقان با حیله های مختلف و فریب دادن مسلمانان ، صاحب غدیر را كه منصوب از طرف خداوند حكیم بود وهمگی به ولایت اش تبریك و بخ . بخ یا علی گفته بودند، كنار گذاشته و بر اریكه ی قدرت و سیاست سوار شدند و نطفه ی فاجعه و جنایات هولناك در جامعه ی اسلامی منعقد گردید.

مولای متقیان ، امیرمومنان، منصوب خدا بردار رسول خدا(صل الله علیه و اله) اولین مسلمان در میان مدران فاتح خیبر و جانشین بی واسطه رسول خدا(صل الله علیه و اله) را با آن همه مناقب خانه نشین كرد و یگانه دختر جوان ریحانه آن حضرت، در اندك زمانی پس از رحلت پدر بزرگوارش ، نه تنها از طرف منافقان و ریاست طلبان ، مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، بلكه به طور وحشیانه ای بین دیوار و در فشار داده شده ومحسن اش سقط می شود و در نهایت پس از 75 روز بعد از رحلت پدر ،دنیا را با دلی آزرده و جراحاتی بسیار وداع می كند.

پس از آن حرمت شكنی دردناك و فاجعه ها وحشتناك و وحشتناك تر می شود و اهل بیت علیهم السلام و پیروانشان در روزگار ستم وفشار به سر برده ویكی پس ازدیگری مظلومانه به شهادت نائیل می گردند و در روز عاشورا فاجعه به اوج رسیده و اهل بیت پیامبر اكرم (صل الله علیه و اله) وشیعیان مخلص شان از طفل شیخوار تا پیر هفتاد سال مورد هجوم واقع می شوند به طوری كه روح و عواطف انسانی با شنیدن آن همه وحشیگری ها جریحه دار می گردد. این ستمگری ها ادامه دارد تا قیام قائم‌ آل محمد (عجل الله تعالی فرجه) و هر روز با رنگ های مختلفی جلوه گری نموده فاجعه ای وحشتناك رخ می دهد، و ظلم و فساد در عالم فراگیر می گردد.

یقینا ، پیش از ظهور و مقارن با آن ، بر دنیا ، ستمگران خون ریزی حاكم اند كه از هیچ جنایتی فرو نمی گذارند ، حال ، امامی ، كه قیام می كند. در برابر این همه كج روی ها و بیدادگری ها چه گونه برخورد كند تا جهان را پر از عدل و داد سازد  بی تردید ، گروه های معاندی كه دست شان به خون بشریت آلوده گردیده است و حق مردم را غصب كرده اند و یا پست و مقامشان به خطر افتاده ، در مقابل حركت اصلاح گرانه و نهضت امام ، ایستادگی می كنند. بنابراین ، امامی كه قیام می كند و ماموریت تشكیل حكومت جهانی اسلام را دارد، باید برای برطرف كردن موانع نقشه و برنامه داشته باشد. در این جا ، مروری به این برنامه ها خواهیم داشت.

تربیت سپاهیان و تدارك مقدمات جنگ
اما عصر عج برای انتقام و خون خواهی از دشمنان اسلام و به ثمر رساندن انقلاب جهانی و اجرای حدود الهی و برقراری حكومت عدل جهانی ، ناگریز از جنگ خواهد بود و در مقابل اش ، دشمنان تا دندان مسلح و كج اندیشان دنیانگر، با در دست داشتن امكانات گسترده و چرخه های اقتصادی جهان و برخورداری از فن آوری پیشرفته و سازماندهی ارتش های قدرت مند‌، پرچم مخالفت بر می دارند و مانع مسیر اصلاح گرانه ی امام می شوند. لذا قبل از قیام ، جنگاوران دریادل و دست یارانی توان مند و كارآمد، به هدایت خاص و عام آن حضرت ، تربیت می شوند و تعداد آنان ، در بعضی از روایات، سیصد و سیزده نفر و در ، برخی ده هزار نفر و در تعدادی از آن ها صد هزار نفر و ... ذكر شده است .

تجهیزات جنگی و وسیله ی دفاعی
تجهیزات آنان ، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) شمشیرهایی از آهن امّا نه این آهن شناخته شده است (لهم سیوف من حدید غیرهذا الحدید) كه اگر یكی از آنان با شمشیر خود ، بر كوهی ضربه زند‌، آن را دو نیم میكند21...وسیله ی دفاعی آنان ، طبق روایتی از امام صادق (علیه السلام) به گونه ای است كه اسلحه ی دشمن هرگز ، بر آنان كارگرنیست.22

قاطعیت امام در رویارویی با دشمنان
اما علی (علیه السلام) می فرماید :

لا یقیم امرالله سبحانه الا من لایصانع ، و لایضارع ، و لا یتبع المطامع23

فرمان خداوند سبحان را بر پاندارد، مگر كسی كه در اجرای دستور الهی ، مدارا نكند و سازشكار نباشد و پیرو طمع ها و آرزوها نگردد.

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) نیز قیام به اقامه ی حدود و فرمان الهی می كند و در برخورد با دشمنان از یك نوع مجازات استفاده نمی كند، بلكه نسبت به جرم اشخاص و گروه ها مجازات متناسب با آن را اجرا می كند و برخی از آنان را در جنگ نابود می سازد و حتی فراریان و زخمیان آنان را نیز تعقیب می كند و گروهی را اعدام ، گروهی را تبعید ، و دست برخی را قطع می كند و... به فرمایش امام باقر (علیه السلام)... یقوم القائم .... و لا تاخذه فی الله لومه لائم24 ...

قائم ، قیام می كند، .... و در اجرای احكام الهی ، از ملامت هیچ ملامت كننده ای بیم نمی كند.

بنابراین ، به آن حضرت نقمت و عذاب كننده ی مجرمان و دشمنان لقب داده اند. از امام صادق (علیه السلام) نقل شده كه فرمود : اذا تمنی احدكم القائم فلیتمنه فی عافیه فان الله بعث محمدا. صلی الله علیه و آله ، رحمه ویبعث القائم نقمه25

هنگامی كه یكی از شما ، ظهورقائم را آرزو وتمنا بكند (كه در ركاب اش باشد) پس باید آرزو كند كه در عافیت و تندرستی باشد. زیرا خداوند حضرت محمد (صل الله علیه و اله) را برای خلائق رحمت فرستاد و حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) را عذاب ونقمت می فرستد

امام صادق (علیه السلام) دلیل ملقب شدن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به لقب نقمت را چنین بیان میدارد.

... فنتم حجه الله علی الخلق حتی لایبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدین و العلم ، ثم یظهر القائم (علیه السلام) و یسیر (و یصیر) سببا لنقمه الله و سخطه علی العباد ، لان الله لا ینتقم من العباد الا بعد انكارهم حجه26

پس ما ، بر خلق خدا ، اتمام حجت می كنیم تا این كه همگان ، نسبت به دین‌، شناخت پیدا كنند، بر روی زمین ، كسی باقی نماند كه دین به او ابلاغ نشده باشد. سپس (در آن هنگام) حضرت قائم (علیه السلام) ظهورمی كند و سبب نقمت خدا و خشم و غضب او بر بندگان می گردد، زیرا ، خداوند، از بندگان اش انتقام نمی گیرد، مگر بعد از ان كه حجت اش را انكار كنند .

سپس معلوم می شود آنانكه مورد غضب امام عصر (علیه السلام) قرار می گیرند ، همان كسانی هستند كه حجت بر آنان تمام شده است، ولی آنان حجت خدا را نمی پذیرند و سخت انكار می كنند.

محمد بن مسلم ، ضمن حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل می كند كه آن حضرت می فرماید :

.. اما شبهه من جده المصطفی (صلی الله علیه وآله و سلم) فخر وجه بالسیف و قتله اعداء رسوله (صل الله علیه و اله) و الجبارین و الطواغیت ، و انه ینصر بالسیف و الرعب و انه لا تردید له رایه27 ...

اما شباهت او به جدش محمد مصطفی (صل الله علیه و اله) خروج او با شمشیر است و این كه او ، دشمنان خدا و رسول اش و جباران و طاغوت ها را خواهد كشت و او با شمشیر و رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات،     | نظرات()

آخرالزمان و امام مهدى، علیه ‏السلام


محمد دشتى


به انگیزه انتشار كتاب امام‏ مهدى، علیه ‏السلام، از ولادت تا ظهور نوشته سید محمدكاظم قزوینى، ترجمه حسین فریدونى

ظهور موعود الهى و منجى بشر متضمن دو عنصر اساسى و به هم پیوسته است: زمان دوران این تحول در رویداد جهانى (آخرالزمان) و وجود شخص منجى و متكفل این امر عظیم (امام مهدى، علیه‏السلام).

آخرالزمان‏ اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آخرین دوران حیات بشر و قبل از برپایى قیامت. در فرهنگ اسلامى، آخرالزمان هم دوران نبوت پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏وآله، تا وقوع قیامت را شامل مى‏شود و هم دوران غیبت و ظهور مهدى موعود، علیه‏السلام، را. در دوران معاصر، عده‏اى از مفسران و متفكران مسلمان از قبیل: مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشیدرضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتكا به آیاتى از قرآن كریم (اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172) استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیكوكاران زمین (وراثت صالحان) و پیروزى حق بر باطل را به‏رغم جولان دائمى باطل به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح كرده‏اند و آیات و روایات مربوط به تحولات آخرالزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى‏دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفایى تكامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان، چنین آینده‏اى امرى است محتوم كه مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به حوادث واقعه‏ بنگرند، بلكه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى و كوشش در خور این انتظار مقدس باشند. در چارچوب این برداشت، آخرالزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است كه او باید در آن حركت تكاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهى ادامه دهد. (1) در حالیكه در كتب علماى متقدم همچون كمال‏الدین‏ شیخ صدوق و كتاب‏الغیبه‏ شیخ طوسى، رحمة‏الله‏علیه، چنین تفسیرى از تاریخ نبوده و تحولات آخرالزمان امرى است غیر عادى كه در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع مى‏گردد و به تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى‏شود. (2)

در نظر متاخران بینا بودن در مورد نشانه‏هاى زمان‏ و ارزیابى رخدادها، در پرتو پیشگوییهاى آخرالزمانى كه در جامعه جریان دارد، ضرورى است . كما اینكه بسیارى از اندیشمندان بر این باورند كه جامعه انسانى اینك در آخرین مرحله غفلت از ذات‏ و در اوج تحمل جوهر مادى‏ و كمیت منطوى در كثرت‏ قرار دارد، و معتقدند هر چه بشر پیشتر مى‏رود; درك جمعى او از خیر و عدل مطلق مفهوم تر و شفاف‏تر مى‏گردد.

شناخت آخرالزمان‏ یا فرجام شناسى (Eschatologie)در ادیان یهود، مسیحیت و زرتشتى نیز حائز اهمیت است.

با عنایت‏به آنچه بیان شد، آخرالزمان‏ پایان همه چیز نیست، بلكه ترمیم جهان است. گویى جهان ناگهان تعادل خود را باز مى‏یابد و به حالت اولیه باز مى‏گردد. همه آشفتگیهاى ممكن اوجش در آخرالزمان است فقط در صورتى آشفتگى مطلق است كه فى نفسه و با دیدى افتراقى ملاحظه شود. ولى چنانچه این بى نظمیها در قبال نظم كل كه سرانجام همگى به آن باز مى‏گردند، قرار گیرد جنبه منفى خود را از دست مى‏دهد و جزو عوامل مقوم و به یك معنى فانى در مرحله ظهور مى‏شود.

به تعبیر رنه گنون‏ در كتاب آخرالزمان یا عصر سیطره كمیت‏ دوران دجال نهایت ظلم و شر است، ولى امر شر و منحوس ناپایدار و موقت است - هر چند كه نمى‏توانست جز آنچه واقعا هست چیز دیگرى باشد - و فقط جنبه خیر و سعادت كه پایایى و قطعیت دارد و به سامان مى‏رسد، به قسمى كه محال است‏سرانجام غالب نشود.

نگاهى به دردها و آلام بشر اندیشمند امروز و غربت او در زوال فطرت پاك آدمى چنین مى‏نمایاند كه در میان همه خواسته‏هاى ضد و نقیضش، امروز یكى هست كه همه در آن مشتركند. همه اقوام و ملل و رژیمهاى سیاسى یكصدا خواهان آزادى‏اند. آزادى برابر با حضور ضرورت حقیقت در وجود آدمى. آزادى‏اى كه جوهر انسان مختار است و امكان عروج او را فراهم مى‏آورد. آزادى رهایى بخش (4) و مقوم اندیشه و حكمت. رهایى انسانى كه مى‏خواهد خودش باشد، رها از گناه و رها از شرارت. آزادى اصیل و واقعى كه نهفته در اطاعت‏حق است. از این رو دستیابى به سعادت به معناى دستیابى به رحمت و عدالتى است‏كه خداوندآن را مقرركرده‏است.

زندگى در جهانى متعالى است كه در آن آدمى به كمال حقیقى و واقعى‏اش برسد، و از اندوه و اضطراب پنهان (aneiety) كه مى‏داند نمى‏تواند امنیت‏حقیقى را با سازمان دادن به زندگى شخصى و اجتماعى به دست آورد. وقایع و مقدراتى وجود دارند كه آدمى نمى‏تواند آنها را در زیر قدرت خود بگیرد. نمى‏تواند كارهاى خود را دوام بخشد، زندگى‏اش زودگذر است و فرجام آن مرگ. هیچگونه امنیت متاثر از اراده بشر وجود ندارد و دقیقا همین نگرانى اصیل است كه باعث مى‏شود انسانها با تمام وجود در آرزوى امنیت‏باشند. (5)

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات،     | نظرات()