حجت الاسلام علیرضا پناهیان در برنامه دیروز، امروز، فردا
استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخی در خاطرات خود این گونه ادعا می كنند كه هرچه سعی و اصرار می كردیم موضوعی را بر امام راحل تحمیل كنیم، نمی شد، در حالی كه سوال ما این است كه شما به چه حقی به خود اجازه می دادید موضوعاتی را به امام تحمیل كنید؟

حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان در برنامه "دیروز، امروز، فردا" كه شب گذشته از شبكه سوم سیما پخش شد، افزود: مردم در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری نشان دادند كه از راست و چپ خسته شده اند و اگرچه منتخبشان به راست نزدیك تر بود اما نه چپ بود و نه راست.
پناهیان در بخش دیگری از سخنانش ادامه داد: انقلاب ما در سال 1357 ضد استبداد بود و سپس ضداستكبار شد و اتفاقاتی كه هم اكنون رخ می دهد، ضداستعلاء و ضدخودبزرگ طلبی های موهوم برخی خواص است.
وی افزود: اكنون برخی متفرعنانه وارد عرصه سیاسی شده اند و نمی توانند تحمل كنند كه مردم به آنها رأی ندهند و به جوان ترها اقبال كنند، البته همین جوان ها هم اگر متفرعنانه عمل كنند، به زمین می خورند.
پناهیان گفت: استكبار هم اكنون به زمین خورده است و از استعلاء طلبها استفاده می كند كه برگردد.
وی استعلاء طلبها را افرادی خواند كه حب جاه و مقام و منفعت دارند و اضافه كرد: حضور حماسی مردم در 9 دی امسال بر ضد استعلاء طلبها بود و اتفاقی كه در عاشورای امسال افتاد، نتیجه خودبزرگ طلبی برخیها بود.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: همه باید متواضعانه برخورد كنند و هیچ كس نمی تواند بگوید من زنبیل گذاشته ام و جلوترم.
پناهیان افزود: مقام معظم رهبری در سخنانی فرمودند همانطور كه انقلاب مال جوان های 57 بود، به جوان های كنونی هم اختصاص دارد اما ظاهرا عده ای انقلاب را از آن خود می دانند.
وی گفت: یك روز، دوره دفاع مقدس از جسم انقلاب بود و اكنون دوره دفاع مقدس از روح انقلاب است.
پناهیان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینكه صداوسیما باید از دو سال پیش جلسات مناظره را برگزار می كرد، ادامه داد: اگر این اقدام صورت می گرفت، هم شفاف سازی و هم هزینه ها كم می شد.
وی افزود: از ابتدای انقلاب تاكنون حركاتی از مصلحت به حقیقت داشتیم، عزل منتظری و افول بنی صدر و موضوع نهضت آزادی نمونه این حقیقت گراییهاست اما متاسفانه برخیها هم اكنون می خواهند موتور حقیقت گرایی انقلاب متوقف شود.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینكه بسیاری از ریزشهای امروز انقلاب مسئله تازه ای نیست، اضافه كرد: مواضع سیاسی گذشته این افراد موضوع را روشن می كند و نشان می دهد كه هیچ كس خطش تغییر نكرده است.
پناهیان با اشاره تلویحی به استعفای موسوی از نخستوزیری گفت: همان هایی كه در زمان كنونی ریزش كردند، كسانی بودند كه 3 روز مخفی شدند و استعفا كردند.
وی افزود: این آقا، همان آقاست اما آن زمان مصلحت نبود، راز از پرده برون افتد اما اكنون حقیقت برملا شده است.
پناهیان، نظام جمهوری اسلامی را نظامی ولایی خواند و اضافه كرد: جمهوری بدون ولایت معنا ندارد و نظام ولایی معنای دقیقی است برای حقیقت جمهوری اسلامی.
پناهیان در ادامه سخنان خود گفت: قصد ندارم به مظلومیت های اصل ولایت فقیه بپردازم اما برخی كه در آن زمان موضوعاتی را به امام تحمیل می كردند، اكنون نیز قصد دارند تحمیل گری خود را به ولایت ادامه دهند.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: برخی در خاطرات خود این گونه ادعا می كنند كه هرچه سعی و اصرار می كردیم موضوعی را بر امام راحل تحمیل كنیم، نمی شد، در حالی كه سوال ما این است كه شما به چه حقی به خود اجازه می دادید موضوعاتی را به امام تحمیل كنید؟
وی با اشاره به اینكه بر حضرت علی(ع) نیز برخی تحمیل گری می كردند، گفت: مردم ما از تحمیل بر ولایت خوششان نمی آید و اینكه برخی به مقام معظم رهبری نامه می نویسند و آن را علنی می كنند، از این اقدام بوی تحمیل به مشام می رسد. در هر حال، جریان تحمیل گری به ولایت رو به كاهش است
پناهیان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینكه از آغاز انقلاب تاكنون روند جدایی ما از تمدن غرب آغاز شده است، افزود: هم اكنون غربگرا به معنای واقعی كلمه نداریم اما در مناظره های انتخاباتی برخی می گفتند این خرافات است كه برخی می گویند تمدن غرب رو به فروپاشی است.
پناهیان ادامه داد: اگر به تمدن غرب كاری هم نداشته باشیم، این تمدن رو به افول است.
در ادامه، گزارشگر این برنامه با موضوع مقایسه جوانان امروز و دیروز با مردم مصاحبه هایی داشت كه پناهیان پس از این مصاحبه ها گفت: شما فكر می كنید همه جوانان گذشته ما به جبهه ها می رفتند؟ خیلیها بودند یك بار رفتند و از ترسشان دیگر نرفتند اما آنهایی كه رفتند، الگو شدند.
پناهیان گفت: یادم نمی رود وقتی كه عده ای در حال اعزام به جبهه بودند، برخی فوتبال بازی می كردند.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: آن زمان در لشكر 27 روحانی گردان بودم و سخنرانی می كردم و اكنون هم در جمع دانشگاهیان هستم و به طور قطع می توانم بگویم كه جوانان امروز هزاران برابر بهتر و عمیق ترند.
وی گفت: این جوانان در فضایی تربیت شده اند كه متاسفانه ما خوب عمل نكردیم و یك سریال خوب درباره حجاب و یك سریال سیاسی خوب و یك سریال كه اصل ولایت فقیه را جا بیاندازد، تولید نكردیم و برخی هنرمندان اصلاً جرأت نمی كنند وارد این عرصه شوند.
وی ادامه داد: اگرچه اندكی كارهای تبلیغاتی هم كرده ایم اما اگر این همه دانشجوی محجبه در دانشگاه ها وجود دارد، به سبب فطرت پاك آنهاست.
پناهیان در ادامه در پاسخ به سوال مجری مبنی بر اینكه مردم باید با نخبه ها چه كنند، گفت: مردم خودشان می دانند و در 9 دی نشان دادند اما صداوسیما فقط بخش هایی از خشم مردم و كیفیت فریادهای آنها را پخش كرد.
وی گفت: در روز 9 دی، دانشجویانی حضور یافتند كه به افراد مختلفی رأی داده بودند اما در آن روز فریادهایی داشتند كه رسانه ملی جزئیات آن را پخش نكرد و نباید مسائل ر ا جسته گریخته بیان می كردیم. در همان روز 9 دی، برخی نخبگان هم در تظاهرات شركت كردند اما سپس نامه ای ضعیف نوشتند و به قول عوام ماست مالی كردند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینكه برخی نخبگان مردم را درك نمی كنند و هنوز در حال و هوای 25 سال پیش هستند، گفت: سرعت جامعه فوق العاده بالاست.
پناهیان جوانان را پربصیرت خواند و گفت: گروهی از این جوانان به من می گفتند اگر برخی امسال در روز عاشورا امدند و پرچم امام حسین(ع) را آتش زدند، سال اینده دیگر اشتباه نمی كنند و پرچم امام حسین(ع) را بر می دارند و در قالب عزاداری حرف های خود را می زنند. این دانشجویان تاكید می كردند كه باید از اكنون آماده باشیم.
وی گفت: جوانان ما بسیار هوشیارند و به نخبگان پیام می دهند اما آنها به روی خود نمی آورند.
استاد حوزه و دانشگاه گفت: در شرایط كنونی، رسانه ها باید نخبگانی را كه در میان مردم می جوشند، برجسته كنند.
وی در ادامه به ارادت خود به شهید دیالمه و سخنرانی های جذاب این شهید اشاره كرد و گفت: اكنون امثال شهید دیالمه كم نداریم و رسانه ها باید آنها را مطرح كنند.
وی گفت: رسانه باید در ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه تلاش كند تا بازار نقد و گفتوگو رونق پیدا كند.
این استاد حوزه و دانشگاه، طرح موضوعات موهومی چون چپ و راست و محافظه كار را مربوط به عصر حجر خواند و گفت: محیط های مذهبی ما باید با شفافیت موضوعات سیاسی را تحلیل كند و بیشترین انحرافات سیاسی در جمع هایی رخ می دهد كه مدعی می شوند باید از سیاست فاصله گرفت.
پناهیان ادامه داد: امروز هیچ كس نباید ساكت باشد و محیط غیرسیاسی نداریم اما متاسفانه برخی ها مانند ابوموسی اشعری ژست می گیرند كه دخالت ما در مسائل سیاسی اختلافات را بیشتر می كند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به ویژگی های دوران فتنه گفت: یكی از ویژگی های این دوران دوپهلو و مبهم صحبت كردن برخی نخبگان است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم مازندران
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از مردم استان مازندران، از جمله مردم آمل و همچنین علما و مسئولان استان، حوادث تاریخی را درس آموز و عبرت انگیز برای ادامه مسیر آینده، دانستند و با اشاره به بی اثر بودن طراحی های مختلف سی سال گذشته به دلیل ایمان و حضور هوشمندانه مردم در صحنه تأکید کردند: امروز نیز مهمترین وظیفه آحاد مردم به ویژه جوانان و افراد تأثیرگذار، حضور در صحنه دفاع از انقلاب و نظام اسلامی و اعتماد به مسئولان است، و اصلی ترین وظیفه مسئولان هم تلاش و کار بی وقفه و همه جانبه و تدبیر برای حل مشکلات و سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلوی کشور است.
به گزارش
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر لزوم درس و عبرت گرفتن از حوادث مختلف انقلاب اسلامی بویژه حماسه ششم بهمن مردم آمل، خاطرنشان کردند: تعبیر ظاهری هزار سنگر از شهر آمل به دلیل سنگربندی خیابانها در حادثه ششم بهمن سال 60 است اما تعبیر واقعی آن به معنای سنگر دلها است که با این تعبیر، به عدد هر انسان مؤمن و با انگیزه ای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.
ایشان ضمن آسیب شناسی از شکست حرکت برخی ملتها در جهت اهداف و آرمانهای بزرگ تأکید کردند: علت اصلی توقف و شکست حرکت این ملتها، آماده نبودن برای مواجهه با خطرات بود و یکی از درس های حوادث تاریخی، آماده شدن برای خطرات پیش رو و شناخت دقیق آنها است.
رهبر انقلاب اسلامی در تحلیل حوادث سی ساله انقلاب اسلامی و چگونگی انحراف برخی جریانها و گروهها و در نهایت ایستادگی آنها در مقابل مردم، افزودند: در اوائل انقلاب برخی افراد و جریانها که مدعی روشنفکری و طرفداری از رأی مردم و خلق بودند و شعار دموکراسی می دادند در مقابل خلقی که نظام اسلامی را با بهای سنگینی برسر کار آورده و به آن رأی داده بودند، ایستادند و با مردم مقابله مسلحانه کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ترکیب این جریانها و گروهها که شامل منافقین، افراد کافر، طرفداران غرب، و حتی متظاهرین به دین بودند، خاطرنشان کردند: این جریانها ابتدا با سخنان روشنفکرانه به مبانی امام (ره) و جمهوری اسلامی اعتراض کردند و سپس به تدریج میدان مبارزه فکری و سیاسی را به میدان مبارزه مسلحانه و اغتشاش گری تبدیل و برای مردم و مسئولان در زمان جنگ مزاحمت ایجاد کردند.
ایشان با تأکید بر اینکه هویت جمهوری اسلامی ایران همان هویت مردم و عزم و ایمان آنها است، افزودند: در آن زمان با لطف و هدایت الهی، مردم در صحنه حاضر شدند و همه توطئه ها را خنثی کردند. البته این به معنای تمام شدن توطئه ها نبود ولی مهم آن بود که مردم بیدار و در صحنه حاضر بودند و به حرکت خود تا به امروز ادامه دادند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در تحلیل عملکرد جبهه معارضان نظام اسلامی در طول سی سال گذشته خاطرنشان کردند: در این جبهه همواره دو خطای فاحش وجود داشته است، نخست آنکه خود را بالاتر از مردم می دانستند و دوم آنکه به دشمنان ملت دل بسته بودند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین خطای اول معارضان نظام اسلامی افزودند: نتیجه بالاتر دانستن خود، از مردم، این می شود که اگر مردم در یک حرکت قانونی، اقدام و یا انتخابی کردند، معارضان در مخالفت با اقدام مردم آن را عوام گرایی و مردم را عوام می خوانند.
ایشان با اشاره به دل بستن معارضان نظام اسلامی به دشمنان مردم خاطرنشان کردند: در طول سی سال گذشته دولت امریکا و رژیم صهیونیستی و صهیونیستهای دنیا، دشمن ترین دشمنان ملت ایران بوده اند و امروز هم حقاً و انصافاً دشمن ترین دشمنان هستند و دل بستن به این دشمنان خطای بزرگی است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: وقتی دشمن وارد میدان شده است، باید متوجه شویم و اگر خطا و اشتباهی هم انجام دادیم، آن را تصحیح کنیم.
حضرت آیت الله خامنه ای بی اثر بودن توطئه های امریکا در سی سال گذشته را بسیار واضح و آشکار دانستند و تأکید کردند: دلیل بی اثر بودن توطئه ها، این است که امروز جمهوری اسلامی ایران دهها برابر قویتر از روزها و سالهای اولیه شده است و به حرکت خود با شتاب و قدرت بیشتر ادامه می دهد.
ایشان با اظهار تعجب از عبرت نگرفتن دشمنان ملت ایران، از بی اثر بودن توطئه های قبلی و تلاش برای برنامه های جدید و در عین حال تکراری افزودند: آمریکاییها می گویند 45 میلیون دلار بودجه تصویب کرده اند تا از طریق اینترنت جمهوری اسلامی ایران را شکست دهند که این نشان دهنده اوج درماندگی دشمن است زیرا آنها تاکنون دهها 45 میلیون دلار صرف مقابله با نظام اسلامی از طریق کار دیپلماسی، تحریم، اعزام جاسوس، استخدام مزدور و روشهای دیگر کرده اند ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده اند.
رهبر انقلاب اسلامی ناتوانی دشمن در فهم واقعیت انقلاب اسلامی و قدرت مردمی آن را از سنت های الهی دانستند و خاطرنشان کردند: دشمنان ملت ایران مدتها طراحی کردند تا بتوانند به بهانه ای در تهران آشوب ایجاد کنند اما نتیجه این طراحی، آیا غیر از بیداری و هوشیاری بیشتر مردم در دفاع از جمهوری اسلامی شد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه کنند.
ایشان خاطرنشان کردند: البته در مقاطعی برخی طراحی های دشمن برای وادار کردن نظام اسلامی به باج دادن بوده است اما امام بزرگوار (ره) هیچگاه باج نداد و همه بدانند ما نیز از طرف ملت ایران و از طرف خود به هیچکس باج نخواهیم داد.
رهبرانقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه ملت ایران بر حرف حق خود ایستاده است و از آن کوتاه نخواهد آمد، افزودند: ملت ایران می خواهد ملتی مستقل، پویا، حرکت کننده به جلو، عامل به احکام اسلامی، و قدرتمند برای دفاع از حقوق و عقاید خود باشد. آیا این خواسته های بحق، جرم است؟
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: ما براساس دستورات اسلام معتقدیم هرگاه حق و باطل در مقابل یکدیگر قرار گیرند، اگر اصحاب حق، صادقانه در مسیر خواسته حق خود ایستادگی کنند، قطعاً باطل شکست خواهد خورد و تجربه سی سال گذشته نیز همین موضوع را اثبات کرده است.
ایشان در تشریح وظایف مردم و مسئولان در شرایط فعلی خاطرنشان کردند: مهمترین وظیفه آحاد مردم و مسئولان به ویژه جوانان و افرادی که سخن آنان در میان مردم تأثیرگذار است، حفظ احساس مسئولیتِ حضور در صحنه است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: امروز هیچکس نباید بگوید من تکلیف و مسئولیتی ندارم بلکه همه باید در دفاع از نظام جمهوری اسلامی که دفاع از اسلام، حقوق مردم و عزت کشور است، احساس مسئولیت کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: مردم همواره این احساس مسئولیت را به اثبات رسانده اند که نمونه واضح آن راهپیمایی نهم دی بود و در 22 بهمن نیز مردم حضور، آمادگی و سرزندگی خود را همچون گذشته نشان خواهند داد.
ایشان وظیفه مسئولان کشور را نیز کار و تلاشِ همراه با تدبیر برای حل مشکلات دانستند و خاطرنشان کردند: مسئولان قوای سه گانه و همه مسئولان باید کار برای مردم و تدبیر در امور را وظیفه خود بدانند و لحظه ای از آن غفلت نکنند.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: نباید حرکت رو به جلوی کشور لحظه ای کُند شود بلکه باید با سرعت بیشتر و همه جانبه تر ادامه یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین وظیفه آحاد مردم در قبال مسئولین را، اعتماد به آنها و پشتیبانی از مسئولان برشمردند و خاطرنشان کردند: یکی از هدفهای دشمن، بی اعتماد کردن مردم به مسئولان است و همه باید در این خصوص هوشیار باشند.
ایشان افزودند: البته پشتیبانی از مسئولان به معنای تذکر ندادن و یا پرهیز از انتقاد بجا و صحیح، نیست اما این تذکر و یا انتقادِ لازم باید همانند تذکر دو همسنگر به یکدیگر باشد و نه بصورت مقابله و رودرویی.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قرائن فراوان نشان می دهد که دست قدرت الهی پشتیبان این ملت است و خداوند متعال با فضل و عنایت خود، و دعای مستجاب حضرت ولی عصر(عج) این ملت را به هدفهای بلند خواهد رسانید و دشمن را در مقابل این ملت بزرگ ذلیل و خاکسار خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود در تجلیل از افتخارات و رشادتهای مردم مؤمن مازندران بویژه مردم آمل خاطرنشان کردند: چهره آمل در عرصه های مختلف از جمله عرصه مجاهدت فی سبیل الله و وادی علم، فقاهت، معرفت و عرفان چهره درخشانی است و امروز نیز بزرگان روحانی آملی از افتخارات حوزه های علمیه و از ذخائر با ارزش روحانی کشور هستند.
در ابتدای این دیدار آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در استان مازندران و امام جمعه ساری، در سخنانی ضمن اشاره به سوابق تاریخی و ارادت ویژه مردم مازندران به اهل بیت علیهم السلام و جانفشانی مردم این منطقه در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب اسلامی از جمله
ناگفته های رهبر انقلاب از آغاز تا انجام نهضت
با نزدیك شدن به دهه مبارك فجر در هر سال معمولاً خاطرات و ناگفتههایی به نقل از شخصیتهای دخیل در پیروزی
انقلاب اسلامی مطرح میشود. با این حال، بهدلیل بیان ثابت بسیاری از این مسایل توسط چهرههای ثابت، نوعی انحصارگرایی، دامان روایت تاریخ انقلاب را گرفته است.
در این میان، اما نكته قابل توجه تواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای در نقل خاطره از امام(ره) و انقلاب است، بهطوری كه ایشان در طی سالهای حیات پربركت امام(ره) و پس از آن، برخلاف برخی شخصیتهای سیاسی كه از امام(ره) برای توجیه رفتار
خاطرات زیر، بخشی از خاطرات حضرت آیتالله خامنهای از آغاز تا انجام نهضت انقلاب اسلامی است كه ماهنامه یادآور چندی پیش آن را منتشر كرده بود.
من خودم جوانی پرهیجانی داشتم، هم قبل از شروع انقلاب به خاطر فعالیتهای ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود و هم بعد كه مبارزات در سال 1341 شروع شد كه من در آن سال، بیست و سه سالم بود. طبعاً دیگر ما در قلب هیجانهای اساسی كشور قرار گرفتیم. من در سال 42 دو مرتبه به زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. میدانید كه اینها به انسان هیجان میدهد. بعد كه انسان بیرون میآمد و خیل عظیم مردمی را كه به این روشها علاقهمند بودند و رهبری مثل امام رضوانالله علیه را كه به هدایت مردم میپرداخت و كارها و فكر و راهها را تصحیح میكرد، مشاهده مینمود، هیجانش بیشتر میشد. این بود كه زندگی برای امثال من كه در این مقولهها زندگی و فكر میكردند، خیلی پرهیجان بود، اما همه این طور نبودند...
آن وقتها بزرگترهای ما -كسانی كه در سنین حالای ما بودند – چیزهایی میگفتند كه ما تعجب میكردیم چه طور اینها این طور فكر میكنند؟ حالا میبینم نخیر، آن بیچارهها خیلی هم بیراه نمیگفتند. البته الآن من خودم را به كلی از جوانی منقطع نكردهام. هنوز هم در خودم چیزی از جوانی را احساس میكنم و نمیگذارم كه به آن حالت بیفتم. الحمدالله تا به حال نگذاشتهام و بعد از این هم نمیگذارم، اما آنها كه خودشان را در دست پیری رها كرده بودند، قهراً التذاذی را كه جوان از همة شئون زندگی دارد، احساس نمیكردند. آن وقت این حالت بود. نمیگویم كه فضای غم حاكم بود، اما فضای غفلت و بیخبری و بیهویتی حاكم بود.
آن وقت من و امثال من كه در زمینة مسائل مبارزه، به طور جدی و عمیق فكر میكردیم، همتمان را بر این گذاشتیم كه تا آنجایی كه میتوانیم جوانان را از دایرة نفوذ فرهنگی رژیم بیرون بكشیم. مثلاً من خودم مسجد میرفتم، درس تفسیر میگفتم، سخنرانی بعد از نماز میكردم، گاهی به شهرستانها میرفتم و سخنرانی میكردم. نقطة اصلی توجه من این بود كه جوانان را از كمند فرهنگی رژیم بیرون بكشم. خود من آن وقتها این را به «تور نامرئی» تعبیر میكردم. میگفتم یك تور نامرئی وجود دارد كه همه را به سمتی میكشد! من میخواهم این تور نامرئی را تا آنجا كه بشود پاره كنم و هر مقدار كه میتوانم جوانان را از كمند و دام این تور بیرون بكشم. هر كس از آن كمند فكری خارج میشد – كه خصوصیتش هم این بود كه اولاً به تدین و ثانیاً به تفكرات امام گرایش پیدا میكرد – یك نوع مصونیتی مییافت. آن روز این گونه بود. همان نسل هم بعدها پایههای اصلی انقلاب شدند. الآن هم كه من در همین زمان به جامعة خودمان نگاه میكنم، خیلی از افراد آن نسل را – چه كسانی كه با من مرتبط بودند، چه كسانی كه مرتبط نبودند – را میتوانم شناسائی كنم.(1)
پورنو گرافی غیرعادی؛ آخرین نشانه آخر الزمان فرهنگی آمریکا
![]() چکیده: سیزده هزار فیلم پورنو هر سال در آمریکا تولید می شود . بر پایه گزارش Internet filter review ، عایدی جهانی پورنو، شامل اتاق های پخش فیلم در هتل ها ، کلوب های سکس و صنعت رو به گسترش سکس الکترونیک.، نود و هفت میلیارد دلار در سال 2006 بوده است . این عایدی، با درآمد شرکت های پیشرو درامر فن آوری مثل «مایکروسافت»، «گوگل»، «آمازون»، «ای بی»، «یاهو»، «اپل»، «نت فلیکس» و «ارث لینک» برابری می کند . فروش سالانه صنعت پورنوگرافی در آمریکا حدود ده میلیارد دلار یا حتی بالاتر تخمین زده می شود . شکست علم و پیروزی توهم من در کتاب تازه ام، از کنار رینگ مسابقات کشتی حرفه ای در مدیسون اسکوایر گاردن گرفته تا لاس وگاس و صنعت فیلم های پورنو اش، تا همایش های دانشگاهی که توسط روان شناسان تفکر مثبت که ادعایشان این است که مهندس شادی اند و دست آخر از دانشگاه ها برای وقایع نگاری و ثبت حرکت دهشتناکمان به عنوان یک فرهنگ به سمت وضعیت توهم و پوچی، مطلب نوشته ام. با دقت به مجموعه ای از فرایندها نگریسته ام که هدفشان منحرف کردن ما از ویرانی های سیاسی، اقتصادی و اخلاقی اطرافمان است. رؤیاهایی در سر پرورانده ام که اگر منابع و امتیازات درونی و ذاتی خود را به کار گیریم، اگر بفهمیم که ما واقعاً استثنائیم، به هرچه که آرزویش را داریم خواهیم رسید . تفکر بچه گانه ای که ما همیشه داریم، یعنی فکر می کنیم که واقعیت سد راه خواسته های ما نیست، بن مایه اصلی توهماتی است که از «تاک شوها»، از «کریستین رایت»، از هالیوود، از صنعت اخبار و بنگاه های خبری و یا از مرتاضان و راهبان بریده از دنیا آب می خورد. واقعیت همیشه می تواند غلبه پیدا کند. آینده همیشه می تواند افتخار آمیز باشد، می تواند شادی و سرگرمی را به وسیله توهم و یا سلبریتی هایی که نمونه ایده آل شده خود ما هستند، به ما عرضه نماید و به ما اطمینان دهد که ما هم یک روز مثل آنها خواهیم شد . فرهنگ فرو رفتن در توهم و خیال و همچنین فرهنگ سلبریتی که در اطراف آن رشد و نمو کرده است، دست به دست هم داده اند و پوچی وحشتناکی نصیب جامعه کرده اند؛ این گونه است که ما اکنون از یک فرهنگ تولیدی به یک فرهنگ مصرفی تبدیل شده ایم. در واقع ما خصلت مزخرف «صنعتی شدن» را به خود نیز تعمیم داده ایم، آن هم به بهانه پرورش روح، و اعتقاد داریم که زندگی فقط به خاطر پیشرفت و شادی ما است، آن هم از جیب و به خرج دیگران. شرکت ها، ورای چهره استتار شده اشان، بی رحمانه در حال نابودی بنیان های تولیدی ما و در حال ضعیف کردن طبقات محروم ما هستند. بازار آزاد مبدل به خداوندگار ما شده است و از طرفی هم دولت تبدیل به گروگان شرکت ها و بنگاه ها. همان شرکت ها با تصاویر خیالی و اوهام تولید شده توسط رسانه های جمعی، بنگاه های سرگرمی و فرهنگ عامه در حال فریب دادن و وسوسه ما هستند. هر قدر ما از دنیای دانش، دنیای مکتوب ( کتاب، روزنامه و ...)، دنیای پیچیده و پر از ریزه کاری و دنیای تضارب آرا جدا می شویم و به سمت راحت طلبی، سرگرمی، شعار و خشونت می رویم، بیشتر درآستانه نابودی قرار می گیریم. ما مثل خیل عظیم طرفداران کشتی کج یا کسانی که عشق را با سکس و پورنو اشتباه می گیرند، با دروغ تغذیه می شویم. اصلاً خود ما خواستار دروغ هستیم. دروغ هایی از قبیل شعارها و تصاویری که ماهرانه دستکاری شده اند، همچون سیل بر سر امواج تلویزیونی خراب شده و حتی بر گفتمان های سیاسی نیز تأثیر می گذارند و بر حقیقت نقاب می زنند، ولی ما هیچ اعتراضی نمی کنیم. پیشگویان تنهایی که همه حقیقت را در مورد جنگ های امپریالیستی نابخردانه، از بین رفتن اقتصاد جهانی و خطر قریب الوقوع آلودگی ها که در حال از بین بردن اکوسیستمی است که ضامن بقای بشر است، پیشگویی کردند، اکنون مانند گلادیاتورها بر خاک افتاده و جمعیت از هر سو فریاد کشتن آنها را سر می دهد و مخاطبان تلویزیونی نیز دیگر حوصله آنها را ندارند. اینجاست که واقعیت کم کم نمایان می شود؛ واقعیتی که مردم درمانده دوست ندارند آن را بشنوند، اما این حقیقت است که در لابلای شایعات و موضوعات بی اهمیت اطراف افراد مشهور، خود را نمایان می کند. فرهنگی که قادر نباشد تفاوت بین واقعیت و خیال را تشخیص دهد، محکوم به مرگ است. پس ما الان در حال مرگیم. ما باید از وضعیت کودکی محتوم خویش برخیزیم. وضعیتی که شایعات خاله زنکی و پوچ، به جای اخبار و اطلاعات به خورد ما داده می شود. وضعیتی که اهداف ما با یک شادی مبهم و غیر قابل دسترسی سنجیده می شود. سرانجام یا با محدودیت های پیش روی خود مقابله خواهیم کرد یا همچنان به عقب نشینی و پناه بردن به خیال و سرگرمی ادامه خواهیم داد. کسانی که در زمان ها و دوره های پر از یأس و نا امیدی و آشوب زندگی و رشد کرده اند، به طور اجتناب ناپذیری برای سرگرمی و ایجاد حس اعتماد به نفس، به سمت افراد عوام فریب و شارلاتان گرایش پیدا خواهند کرد و همین مردم عوام فریب، همانطور که در طول تاریخ چنین بوده است، مردم کور و دلخوش را به سوی دیکتاتوری و خودکامگی رهنمون خواهند ساخت. بسیاری از کاربران سایت های سکسی در اینترنت ـ که به علت مجانی بودن بسیاری از محصولات، سود خود را از طریق فروش مجلات و دی وی دی در حال کاهش می بینند ـ افراد بین دوازده تا هفده سال می باشند. تولید کنندگان محصولات پورنو هم می دانند که سن مشتریانشان به طور فزاینده ای دارد پایین می آید. استیو آنست، مدیر تولید «بلوبرد فیلمز» می گوید: «سن استفاده از سایت های پورنو در حال کاهش است، به ویژه در ایالات متحده و بریتانیا.» وی می افزاید: «پورنو هم اکنون تبدیل به یک «راک اند رول» جدید شده است. جوانان و زنان خواهان و خریدار صنعت پورنو اند. پورنوگرافی نوجوانان، جوانان و سنین بالاتر را هدف گرفته است.» سیزده هزار فیلم پورنو هر سال در آمریکا تولید می شود. بر پایه گزارش Internet filter review ، عایدی جهانی پورنو شامل اتاق های پخش فیلم در هتل ها، کلوب های سکس و صنعت رو به گسترش سکس الکترونیک، نود و هفت میلیارد دلار در سال 2006 بوده است. این عایدی، با درآمد شرکت های پیشرو درامر فن آوری مثل «مایکروسافت» ، «گوگل»، «آمازون»، «ای بی»، «یاهو»، «اپل»، «نت فلیکس» و «ارث لینک» برابری می کند. فروش سالانه در آمریکا حدود ده میلیارد دلار یا حتی بالاتر تخمین زده می شود. هیچ ارگان یا نهادی در امر کنترل و مونیتورینگ صنعت پورنو وجود ندارد. به عنوان مثال، «جنرال موتورز»، صاحب Direct tv است که هر ماه چهل میلیون تصویر پورنو روانه خانه آمریکایی ها می کند. At& T Broadband و Comcast Cable هم اکنون به خاطر وجود «شبکه داغ» (سکسی) سرویس های سرگرمی و سرویس pay per view مخصوص بزرگسالان ، بزرگ ترین شرکت خدمات دهی پورنو در آمریکا است . At & T و جنرال موتورز نزدیک به هشتاد درصد دلارهای صرف شده توسط کاربران و مصرفت کنندگان صنعت پورنو را پارو می کنند. کریس هجز منبع : www.alternet.org نشریه سیاحت غرب شماره 75 |
فضا در تسخیر بمب های هوشمند
اندیشه بهره برداری نظامی از سیارك ها و تبدیل آنها به سلاح هایی فوق خطرناك از نوع «كشتار جمعی» نیز به موازات پیشرفت های حاصل در زمینه ردیابی این سیارك ها و امكان منحرف ساختن آنها از مسیر پیش گرفته، در اذهان اربابان قدرت ریشه دوانیده و آنها را در این مسابقه كسب قدرت مطلق و سلطه جویی باز هم حریص تر ساخته است. انبار خروارها سلاح متعارف و هسته ای، فرمانروایی بر آب و هوا با هدف تبدیل آنها به یك سلاح كشتار جمعی وحشتناك (پروژه «هارپ»)، كنترل سیارك ها و...اشاره: مدت هاست كه نگرانی ها بر سر افزایش خطرات مربوط به سیارك ها بالا گرفته و سالی نمی گذرد كه مطبوعات با اعلام این كه سیاركی از فاصله بسیار نزدیك زمین عبور كرده و یا این كه در سال های آینده به كره خاكی اصابت خواهد كرد، به این وحشت عمومی دامن نزنند. با این حال، هیچگونه ارتباطی میان این تعدد «حوادث بالقوه» و افزایش رقم سیارك های نزدیك به زمین وجود ندارد، چرا كه در واقع در امكان ردیابی این سیارك هاست كه پیشرفت های اساسی حاصل گردیده است. ضمن آن كه، چنانچه امكان برخورد یك سیارك به زمین در زمان پیش بینی شده یك در هزار باشد، 999 شانس دیگر وجود دارد كه محاسبات دقیق تر نشان دهند این سیارك از كنار زمین عبور خواهد كرد بی آن كه امكان برخورد با آن فراهم و یا این كه حادثه ای گران بار پدید آید. و اما، اندیشه بهره برداری نظامی از سیارك ها و تبدیل آنها به سلاح هایی فوق خطرناك از نوع «كشتار جمعی» نیز به موازات پیشرفت های حاصل در زمینه ردیابی این سیارك ها و امكان منحرف ساختن آنها از مسیر پیش گرفته، در اذهان اربابان قدرت ریشه دوانیده و آنها را در این مسابقه كسب قدرت مطلق و سلطه جویی باز هم حریص تر ساخته است. انبار خروارها سلاح متعارف و هسته ای، فرمانروایی بر آب و هوا با هدف تبدیل آنها به یك سلاح كشتار جمعی وحشتناك (پروژه «هارپ»)، كنترل سیارك ها و... دیگر چه؟ طمع سیری ناپذیر تا به كی و به كدام مقصود؟! نخستین بار، نظامیان آمریكایی بودند كه توجهات را به خطرات مربوط به سیارك ها معطوف داشتند. این موضوع به سال 1990 باز می گردد. در سپتامبر این سال، كنگره آمریكا سازمان فضایی «ناسا» را موظف ساخت طرحی برای نظارت بر سیارك ها بیابد و پیرامون راه های مبارزه با تهدید آنها نیز به مطالعه بنشیند. و به منظور انجام این ماموریت نخست بود كه «اسپیس گارد» یا «گارد فضایی» ناسا به ریاست «دیوید موریسون» شكل گرفت. بدینسان، كنگره ای در ژانویه 1992 با حضور كارشناسان علم نجوم به ریاست «اوژن شومیكر» و مسئولان دفاعی به ریاست «ادوارد تلر»، پدر بمب «اچ»، در «لس آلاموس» برپا شد و به دنبال آن نیز، دو نشست دیگر در ژانویه 1993 در «تاكسن» و چند ماه بعد در «اریچه» (سیسیل، ایتالیا) برگزار گردید. آن گونه كه ناظران سپس گزارش دادند، طی این نشست ها تنها نظامیان بودند كه نسبت به خطرات اصابت سیارك ها به كره زمین ابراز نگرانی می كردند، چرا كه اخترشناسان صرفاً از این كه امكانات تحقیق درباره سیارك ها به آنها داده شده بود، بسیار خشنود می نمودند. اما، جملگی حاضران بر سر لزوم شمارش سریع رقم دقیق سیارك های بالقوه خطرناك موسوم به «نئو» (Near Earth Orbit NEO) و محاسبه دقیق مدارهای آنها اتفاق نظر داشتند. |
پست های كلیدی VOA در دست بهاییان بد سابقه
در مارس 1942 رادیوی دولتی ایالات متحده با عنوان رادیوی عمومی ملی(NPR) آغاز به كار كرد و چندی بعد نیز بخش بینالمللی آن با عنوان صدای آمریكا (VOA) شروع به كار كرد. هدف از تأسیس این بخش بینالمللی، بهبود چهرة آمریكا در جهان و گسترش آزادی و دموكراسی مورد نظر آمریكا در كشورهای دیگر بود.صدای آمریكا كه روزی ادعا میكرد در میان ایرانیان 10 میلیون بیننده دارد، به اعتراف امیر عباس فخر آور یكی از نیروهای این رسانه، هماكنون تعداد بینندههایش از NITV لسآنجلسی هم كمتر شده و همة اینها به مدد سوء استفادة بهاییان از پول مالیات دهندگان آمریكایی، حمایت دولتمردان آمریكایی از آنها و مدیریت بهاییان بر این رسانه است.
«شبكة ایران» پیش از این در مطلبی به تحلیل وضعیت تلویزیون رو به تعطیلی صدای آمریكا وابسته به وزارت امور خارجة آمریكا پرداخته بود. در آن گزارش، نویسندگان به تحلیل ابعاد مختلف فروپاشی درونی تشكیلات این رسانة ضدّ ایرانی و سلطنت طلب پرداخته بودند. گزارش پیش رو نیز به بررسی نفوذ و سیطرة فرقة بهاییت در اركان و بدنة این شبكه تلویزیونی ضدّ ایرانی پرداخته است. برای بازشناسی هدف تأسیس VOA، نگاهی به تاریخچة آن ضروری است. از 7 دسامبر 1941 كه حملة ژاپنیها به «پرل هاربر» در جنگ جهانی دوم زمینة ورود آمریكا به جنگ را فراهم كرد، نخستین جرقهها برای تأسیس Voice Of America زده شد. نگاهی به تاریخچة صدای آمریكا در مارس 1942 رادیوی دولتی ایالات متحده با عنوان رادیوی عمومی ملی(NPR) آغاز به كار كرد و چندی بعد نیز بخش بینالمللی آن با عنوان صدای آمریكا (VOA) شروع به كار كرد. هدف از تأسیس این بخش بینالمللی، بهبود چهرة آمریكا در جهان و گسترش آزادی و دموكراسی مورد نظر آمریكا در كشورهای دیگر بود. «صدای آمریكا» در واقع ابزاری بود برای اجرای سیاستهای وزارت امور خارجة ایالات متحده و همچنین تأثیر بر افكار مردم جهان نسبت به ایالات متحده كه از طریق زبان رسانه دنبال میشد. مجموعة صدای آمریكا دارای 44 پخشكنندة رادیویی به زبانهای مختلف و 24 پخش كنندة تلویزیونی است. این مجموعه از بدو تأسیس با هدف استفاده و بهرهگیری از ابزار دیپلماسی عمومی پایهگذاری و تأسیس شد كه گسترة پخش آن، آسیا، اروپا و شمال آفریقا را شامل میشود. رادیوی عمومی ملی (NPR) و مجموعة صدای آمریكا (VOA) هر دو زیر مجموعة هیأت مدیره رسانههای خارجی دولت ایالات متحدة آمریكا یا همان BBG هستند و زیر نظر این هیأت مدیره ـ كه اعضای آن متشكل از شورای روابط خارجی آمریكا و نمایندگان منصوب دستگاه وزارت امور خارجه ایالات متحده است ـ اداره میشود و ریاست BBGنیز با رأی مجلس سنای آمریكا انتخاب میشود. همچنین BBG زیر نظر «تیم بازرسی ویژة ایالات متحدة آمریكا» فعالیت میكند و این تیم گزارشهای خود را به مجلس سنای ایالات متحده و وزارت خارجه ارائه میدهد. هماكنون بودجة سالیانة صدای آمریكا 800 میلیون دلار است كه از محل مالیاتهای مردم آمریكا تأمین میشود. تاریخچة تأسیس بخش فارسی صدای آمریكا در آوریل 1979 یعنی بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، بخش فارسی رادیو صدای آمریكا ابتداء با هدف جهتدهی به انقلاب ایران و در پی ناكامی، با هدف مقابله با انقلاب اسلامی و به چالش كشیدن آن، با 30 دقیقه برنامة روزانه راهاندازی شد. از 22 نوامبر 1979 احمدرضا بهارلو فعالیت خود را در این رسانه آغاز كرد. در كنار بهارلو، مجریان دیگری همچون رامش راسخ، بهروز عباسی و اكبر ناظمی كه از كاركنان رادیو ایران بودند با هدایت بهارلو كارشان را در بخش فارسی صدای آمریكا آغاز كردند. آلن هایت در كتاب «تاریخ VOA»، زمان تأسیس تلویزیون فارسی صدای آمریكا را سال 1996 عنوان میكند. به این ترتیب، نزدیك به دو دهه بعد از آغاز به كار احمدرضا بهارلو در مجموعه صدای آمریكا و راهاندازی رادیو فارسی، مسئولیت راهاندازی تلویزیون این مجموعه نیز به وی سپرده شد. در تاریخ 18 اكتبر 1996، نخستین امواج تلویزیون فارسی صدای آمریكا با اجرای احمد رضا بهارلو برای تمام دنیا پخش شد. |
ژرفای سیاست های هالیوود: ارتباط نزدیک با پنتاگون
توجه دیرینه دولت آمریکا و به ویژه ارتش و سازمان اطلاعاتی این کشور به موضوع بشقاب پرندهها، چهار چوب اصلی این مقاله را شکل می دهد. نویسنده با کندوکاو در پیشینه برخوردهای دولت آمریکا با فیلمهایی که موضوع آنها موجودات فرازمینی است و تلاش همیشگی آن برای نظارت و کنترل این فیلمها، نتیجه میگیرد که در پشت پرده سینما حتماً واقعیتهایی وجود دارد که دولت آمریکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه دچکیده: توجه دیرینه دولت آمریکا و به ویژه ارتش و سازمان اطلاعاتی این کشور به موضوع بشقاب پرندهها، چهار چوب اصلی این مقاله را شکل می دهد. نویسنده با کندوکاو در پیشینه برخوردهای دولت آمریکا با فیلمهایی که موضوع آنها موجودات فرازمینی است و تلاش همیشگی آن برای نظارت و کنترل این فیلمها، نتیجه میگیرد که در پشت پرده سینما حتماً واقعیتهایی وجود دارد که دولت آمریکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه دارد. مقاله به بهانه این موضوع، ارتباط دراز مدت و تأثیرگذاری گسترده ارتش و سیا بر فعالیتهای فیلم سازیهالیوود را نیز مورد بررسی قرار میدهد. قریب 60 سال است که موجودات فضایی از طریق برخی از محبوبترین فیلمهای ماندگار، تأثیر خود را بر گیشههایهالیوود گذاشته اند: از«روزی که جهان از حرکت ایستاد»(1951)، «ای تی: موجود فرازمینی»(1982) و «روز استقلال»(1996) گرفته تا فیلم بسیار جذاب «هیولاها در برابر موجودات فضایی»(2009). دنباله جدید «ترانسفورمرها»،« انتقام فالن »(2009) نیز در تابستان جاری با صرف بودجهای هنگفت و آمیزهای از جلوههای ویژه چشمربا، تخیل تماشاچیپسند و اسطورههای بشقاب پرنده ای، توانسته است گیشه را تصاحب کند. اما جالبترین جنبههای فیلمهای ترانسفورمرها، آنقدر که در پشت پرده جریان دارد، روی نوار سلولوئید مشهود نیست. در روند تولید این قبیل فیلمها، رابطه نزدیکی بینهالیوود، نیروهای نظامی ایالات متحده و ادارات دولتی گوناگون شکل گرفته است. اگرچه جزئیات دقیق تر این رابطه، نسبتاً خوب مستند شده است، اما قصه عجیب دخالت دولت در فیلمهای بشقاب پرندهایهالیوود، نشانگر فصلی از یاد رفته از تاریخچه سینمای آمریکاست. مدیریت بینش: گذشته و حال عجیب ـ و بنا به دلایلی نه کاملاً روشن ـ اینکه دولت آمریکا از روزهای نخست پیدایش این پدیده، علاقه مشتاقانهای به فیلمهای بشقابپرندهایهالیوود داشته است. منشأ گزارشهای رسمی مربوط به UFOها (اشیاء پرنده ناشناس) که در رسانهها بازتاب یافته اند، به پنل رابرتسون بر میگردد که سیا نیز در شکل گیری آن نقش داشت و در سال 1953 به این نتیجه رسید که هیجان عمومی نسبت به بشقابپرندهها را باید فعالانه کاهش داد. پنل توصیه کرد: «ادارات امنیت ملی باید گامهایی فوری در جهت زدودنهاله رازی که متأسفانه به دور اشیاء پرنده ناشناس تنیده شده، بردارند.» توصیه دیگر پنل این بود که این کار باید «با فعالیتهای رسانههای گروهی نظیر تلویزیون و سینما تکمیل شود...» و در این جهت، اشارهای ویژه به «والت دیزنی» داشت. شواهد آشکار تأثیر پنهانی پنل رابرتسون بر حضور UFOها در رسانهها را میتوان در برنامه تلویزیون CBS درباره UFOها: «دوست، دشمن یا فانتزی؟»(1966) برنامه مستندی با روایت گری والتر کرونکیت مشاهده کرد. دکتر ثورنتون پیج در نامهای شخصی خطاب به منشی سابق پنل رابرتسون، فردریک سی.دورانت، تأیید میکند که او «به گنجاندن نتیجه گیریهای پنل رابرتسون در برنامه مستند CBSکمک کرده است.» با اینکه اتفاق سیزده سال بعد رخ داد و با وجود این واقعیت که او شخصاً نسبت به وجود بشقاب پرندهها نگاه مثبتی داشته است. نگرانی دولت در ارتباط با این فیلمها یا دخالت آن در فیلمهایی که UFOها موضوع آنها بوده اند، در بیشتر محصولات جدیدترهالیوود، کماکان مشهود است. برای مثال، فیلم پر فروش سال 1996 با موضوع حمله موجودات فضایی یعنی «روز استقلال» را در نظر بگیرید که با وجود اعمال قهرمانانه غرورآمیز در جهت حفظ ارزشها و مشارکت رهبری آمریکا در این اعمال، وزارت دفاع حاضر به همکاری با این فیلم نشد. مخالفتی که عمدتاً ناشی از وجود یک خط داستانی مربوط به « منطقه 51» در فیلم میشد (یک تأسیسات فوق محرمانه نظامی در صحرای نوادا که شایعات زیادی پیرامون آن وجود دارد مبنی بر اینکه، آنجا یک مرکز آزمایشهای زیرزمینی بر روی فنآوریهای فرازمینی است که به چنگ انسان افتادهاند.) دلیل دیگر این عدم همکاری، اشاره فیلم به اصطلاحاً «حادثه رزول» بود. پنتاگون به طور مشخص درخواست کرد که «هر گونه ارتباط دولت» با منطقه 51 یا حادثه رزول از فیلم حذف شود؛ درخواستی که مشخص است، بر اساس این فرض مضحک انجام گرفته که گویا هم حادثه رزول و هم منطقه 51، تا قبل از آن برای نیمی از آمریکا شناخته شده نبوده است. شاید وزارت دفاع نتوانسته باشد تغییراتی را در فیلمنامه روز استقلال دیکته کند، اما دخالت آن در هر دو فیلم ترانسفورمرها ( 2007 و 2009) ریشههای عمیق تری داشته است. فیلم نامه اصلی این فیلم پر است از اشارات منطقی به UFOها و سخنسراییهای مصرانه برای مبرا کردن ارتش ایالات متحده با همکاری در آنچه که معلوم شد برای سرپوش گذاشتن بر دیدارهای مکرر موجودات فضایی از زمین انجام گرفته است. در عوض، انگشت اتهام رو به «بخش 7» نیمه دولتی نشانه رفت که دهههاست تحقیقات «فوق محرمانه» خود را درباره موجودات فضایی در چهارچوب «پروژههای دسترسی ویژه» مخفی میکند و همه این کارها را با اطلاع و رضایت یک وزیر دفاع شوکزده و نگران انجام میدهد. نیروی هوایی ایالات متحده، سخت افزارهای جنگی به ارزش صدها میلیون دلار را در اختیار کارگردان ترانسفورمرها، مایکل بیقرار داده تا در فیلم سال 2007 خود از آنها استفاده کند، از جمله جنگنده استیلت اف ـ 117 و جنگنده ریپتور اف ـ 22 ـ در اولین حضور خود بر پرده نقرهای. حمایت وزارت دفاع از دنباله ترانسفورمرها(2009) نیز دست کمی از بار اول نداشت و کلیه مزایای «همکاری کامل» پنهانی پنتاگون به بی، اعطا شد. |
مجموعه 65 سخنرانی با موضوع نقد عملکرد و عقاید وهابیت کاری از رادیو معارف





اندیشه بهره برداری نظامی از سیارك ها و تبدیل آنها به سلاح هایی فوق خطرناك از نوع «كشتار جمعی» نیز به موازات پیشرفت های حاصل در زمینه ردیابی این سیارك ها و امكان منحرف ساختن آنها از مسیر پیش گرفته، در اذهان اربابان قدرت ریشه دوانیده و آنها را در این مسابقه كسب قدرت مطلق و سلطه جویی باز هم حریص تر ساخته است. انبار خروارها سلاح متعارف و هسته ای، فرمانروایی بر آب و هوا با هدف تبدیل آنها به یك سلاح كشتار جمعی وحشتناك (پروژه «هارپ»)، كنترل سیارك ها و...
در مارس 1942 رادیوی دولتی ایالات متحده با عنوان رادیوی عمومی ملی(NPR) آغاز به كار كرد و چندی بعد نیز بخش بینالمللی آن با عنوان صدای آمریكا (VOA) شروع به كار كرد. هدف از تأسیس این بخش بینالمللی، بهبود چهرة آمریكا در جهان و گسترش آزادی و دموكراسی مورد نظر آمریكا در كشورهای دیگر بود.
توجه دیرینه دولت آمریکا و به ویژه ارتش و سازمان اطلاعاتی این کشور به موضوع بشقاب پرندهها، چهار چوب اصلی این مقاله را شکل می دهد. نویسنده با کندوکاو در پیشینه برخوردهای دولت آمریکا با فیلمهایی که موضوع آنها موجودات فرازمینی است و تلاش همیشگی آن برای نظارت و کنترل این فیلمها، نتیجه میگیرد که در پشت پرده سینما حتماً واقعیتهایی وجود دارد که دولت آمریکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه د
مدیر : 