سرنوشت ستمپیشگان- قسمت ششم
در طول مدتی كه ما حركت میكردیم دیدم حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه آن ملك برایم توصیف كرده بود بر فراز صندلى بلند پایهاى كه میدرخشید و به گمانم از لؤلؤ بود نشسته بود.دو پیرمرد موجه و آبرومند طرف راست آن حضرت بودند. من از آن ملك جویا شدم: «اینان كیانند؟» گفت: «ایشان حضرت نوح و ابراهیم علیهما السلام هستند.»
این ده هزار درهم را بگیر و سر مطهر سیدالشهدا علیه السلام را پیشاپیش ما قرار بده. ما را هم در پشت مردم بر شتران سوار کن؛ شاید تماشای سر مقدس توجه مردم را از ما بگرداند. حاجب درهمها را گرفت و چنین کرد. فردا که سراغ پولها رفت در نهایت ناباوری دید که همگی به سنگ سیاه بدل گشتهاند و در یک روی آنان این آیه نوشته شده است: وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُون (سوره ابراهیم(14)، آیه 42). و مپندار كه خدا از كردار ستمكاران غافل است. و بر روی دیگرش این آیه: وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ (سوره شعراء(26)، آیه 227). و ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مىگردند.
رزق و روزى من بدین لحاظ فراوان شد و نام من در میان آنان شیوع پیدا كرد، تا اینكه امام حسین علیه السلام با لشكر خود آمد. ما به سوى كربلا حركت نمودیم و در كنار علقمه خیمه زدیم. قتال در بین آنان شروع شد. آب را بروى امام حسین علیه السلام بستند و آن حضرت را با یاران و فرزندانش شهید نمودند. مدت توقف و حركت ما نوزده روز بود. من در حالى كه ثروتمند شده بودم در حالی که اسیران با ما بودند به سوى منزل خود مراجعت كردم. وقتى اسیران به ابن زیاد عرضه شدند او دستور داد تا آنان را براى یزید به جانب شام بفرستند. چند صباحى بیش نگذشت كه من در منزل خود بودم. یك شب در میان رختخواب خود خوابیده بودم. ناگاه در عالم خواب دیدم كه گویا قیامت بر پا شده و مردم نظیر ملخهایی كه راهنماى خود را از دست داده روى زمین موج میزدند و زبان عموم آنان از شدت تشنگى روى سینههاشان قرار گرفته است. من این طور مىپنداشتم كه تشنگى هیچ كدام از ایشان از من شدیدتر نیست؛ زیرا گوش و چشم من از شدت تشنگى از كار افتاده بودند. اضافه بر آن تشنگى، مغز من از حرارت آفتاب میجوشید.زمین نیز مانند قیرى جوشان شده بود كه آتش زیر آن روشن كرده باشند. من این طور خیال میكردم كه مچ پاهایم كنده شده است. به خداى بزرگ قسم اگر من مخیّر میشدم بین تشنگى و بریدن گوشت خویشتن كه خون از آن جارى شود و من آن خون را به جاى آب بیاشامم آشامیدن خون خود را از آن تشنگى كه داشتم بهتر میدانستم. |
تبلیغات
در طول مدتی كه ما حركت میكردیم دیدم حضرت محمّد صلی الله علیه و آله كه آن ملك برایم توصیف كرده بود بر فراز صندلى بلند پایهاى كه میدرخشید و به گمانم از لؤلؤ بود نشسته بود.دو پیرمرد موجه و آبرومند طرف راست آن حضرت بودند. من از آن ملك جویا شدم: «اینان كیانند؟» گفت: «ایشان حضرت نوح و ابراهیم علیهما السلام هستند.»
عواملی كه موجب تنهایی سیّدالشّهدا(ع) شده چیست؟ مرحوم علامه طباطبائی فرموده بودند: «همة كتاب وسایل الشیعه را از اول تا آخر مطالعه كردم تا ببینم چند روایت فقهی از سیّدالشّهدا(ع) نقل شده است, سه روایت بیشتر پیدا نكردم»!!
بلكه مردم ایران اسلامی امروز و پس از برگزاری نمازهای جمعه در تهران و شهرستانها یكپارچه عشق به خمینی را فریاد كردند و از مسئولان خواستند عوامل این جسارت و فتنههای پس از انتخابات را شناسایی و مجازات كنند.

مدیر : 