تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اردیبهشت 1389

خاطرات خواندنی صدیقی از آیت‌الله بهجت

امام جمعه موقت تهران آیت الله بهجت را رجلی الهی دانست و گفت :‌ ایشان بدنشان اینجا بود، اما قلب ایشان اصلا به این دنیا آشنا نشد و محرمیتی با این دنیا پیدا نکرد. جسمشان اینجا بود، اما مامور آن دنیا بود.

حجت الاسلام صدیقی در گفت وگو با وطن امروز درباره ابعاد شخصیتی آیت الله بهجت چنین می گوید :

• قبل از به دنیا آمدن آیت‌الله بهجت، پدر ایشان به بیماری سختی دچار شده و در زمان بیماری، صدایی می‌شنود و کسی به ایشان می‌گوید که محمدتقی در راه است. همین امر نشان می‌دهد که آیت‌الله محمدتقی بهجت ذخیرهًْ‌‌الله است و گوهر خاص و نایابی است که خداوند عطا کرد.

• مرحوم آقای بهجت قبل از 18 سالگی به درجه اجتهاد رسیدند.

• با یک واسطه از شیخ عباس قوچانی نقل می‌کنند که محضر استادمان میرزاعلی آقای قاضی بودیم، استاد فرمودند شیخ محمدتقی بهجت نامه‌ای نوشته و در این نامه مساله‌ای را سؤال کرده است. اگر کسی 3 روز روح را از بدن خارج کند حال که روح به بدن باز‌گردد آیا باید قضای نماز را به جای آورد؟ استاد بیان کردند که من مطمئن هستم این کار، کار خود شیخ محمدتقی بهجت است و ایشان سیر ملکوتی داشته است.

• ایشان در نماز، نماز نمی‌دید، بلکه خدا را می‌دید. وقتی نماز می‌خواند 3 روز بدنش خسته بود. عده‌ای می‌گفتند ما نگران نماز آقا بودیم و درخواست داشتیم که از نماز مستحبی خود کم کنند. یکی از مراجع قم بیان می‌کردند که آیت‌الله بهجت نقال نیست و هرچه می‌گوید جزو جانش است.

• در آن زمان که مبارزه با شاه باب نبود، جمعی آمده بودند خدمت مرحوم آیت‌الله بروجردی و اعلام آمادگی کرده بودند که اگر ایشان دستور دهند، حاضرند علیه شاه قیام کنند. آیت‌الله بروجردی از این امر استقبال نکرده بودند و اجازه چنین حرکتی را نداده بودند. بعدها در جمعی فرموده بودند «با فرض اینکه شاه از سلطنت خلع شد، چه کسی را می‌توانیم برای اداره مملکت معرفی کنیم.» لذا دلیل عدم حمایت ایشان از این حرکت، این احساس بود که شخصی برای جایگزینی شاه نداریم. مرحوم آقای بهجت همان زمان فرموده بودند «چرا نمی‌توان کسی را پیدا کرد؟ با توکل بر خدا و پس از شروع حرکت و سقوط شاه، شخص جایگزین او پیدا می‌شود» لذا در اوج عرفان و فقاهت مسائل سیاسی آن زمان را دقیقا رصد کرده و از حرکت‌های ضد شاه حمایت می‌کرد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: علما و بزرگان،     | نظرات()

آیا امام زمان (عج) در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد؟


 




ابراهیم شفیعی سروستانی

یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند.

برای روشن‌تر شدن این موضوع، ابتدا به برخی از این روایت و سخنان اشاره می‌کنیم و در ادامه نیز به بررسی طبقات مختلف یاران آن حضرت می‌پردازیم.


   1. بررسی روایات و سخنان علمای شیعه


در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «صاحب این امر [امام مهدی(ع)] ناگزیر از کناره‌گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.»1

از این روایت برمی‌آید که در دوران غیبت، حداقل سی نفر در خدمت امام مهدی(ع) هستند و آن حضرت را یاری می‌کنند. در روایت دیگری که از آن بزرگوار نقل شده است، ایشان به ترکیب یاران آن حضرت اشاره کرده، می‌فرماید: «سیصد و اندی به عدد اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت می‌کنند. در میان آنها، برگزیدگان (نجبا) از اهل مصر، مردان صالح و پرهیزکار (ابدال) از اهل شام و نیک مردان (اخیار) از اهل عراق وجود دارند.»2

اگرچه این روایت دربارة زمان ظهور است، ولی از برخی کلمات بزرگان می‌توان استفاده کرد که همین گروه‌ها در دوران غیبت هم در خدمت آن حضرت هستند.
شیخ کفعمی(ره) در حاشیة كتاب «المصباح» خود در شرح بخشی از دعای «ام داوود» كه در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است،3 مطلبی نقل می‌کند که در زمینة پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید:

«گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون  قطب هستند.»4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

ای مردم، من فاطمه ام و پدرم محمد (ص)

فاطمه

آن هنگام که نور وجود پیامبر اکرم (ص) به خاموشی گرایید و حضرت برای همیشه در جوار حق به آرامش رسید، فاطمه زهرا (س) با تمام وجود تنهایی را حس کرد. با اینکه همسرش علی (ع) و فرزندانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در کنارش بودند، جای خالی وجود دلگرم کننده ی پدر را پر نمی کردند.

پیامبر (ص) تا وقتی زنده بود مرتباً به مسلمانان تاکید می کرد که بعد از من به قرآن و عترت چنگ زنید و حضرت علی (ع) را برادر و جانشین خود معرفی می کرد، اما حوادث بعد از رحلت پیامبر به گونه ای دیگر رقم خورد. از طرفی حضرت علی (ع) و یاران صدیق پیامبر (ص) به کار کفن و دفن پیکر پاک پیامبر مشغول بودند و از طرف دیگر ابوبکر و عمر و عده ی دیگری از مسلمانان در سقیفه گرد آمدند و به بهانه ی جلوگیری از آشوب و جنجال و بدون توجه به واقعه ی غدیرخم و سایر وقایعی که در آن پیامبر از جانشینی حضرت علی (ع) سخن رانده بود، ابوبکر را به جانشینی پیامبر و فرماندهی امت اسلام برگزیدند و سپس به مردم اعلام کردند که با ابوبکر دست بیعت بدهند (سبحانی، ص 508). ابوبکر نتوانست از خاندان پیامبر (ص)، یعنی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، بیعت بگیرد. ابوبکر در ربیع الاول سال یازدهم هجری، با نقشه ی عمر، به خلافت رسید (حکیم، ص 148، 152).

پیامبر (ص) تا وقتی زنده بود مرتباً به مسلمانان تاکید می کرد که بعد از من به قرآن و عترت چنگ زنید و حضرت علی (ع) را برادر و جانشین خود معرفی می کرد

ابوبکر بعد از نشستن بر مسند خلافت احدی از خاندان بنی هاشم را در امر حکومت دخالت نداد. حدود ده روز پس از ماجرای سقیفه نیز کسی را فرستاد تا فدک را از وکیل قانونی فاطمه ی زهرا(س) بگیرد. فدک روستایی بود در نزدیکی خیبر که، بعد از جنگ خیبر، اهالی آن پیش قدم شدند و نیمی از درآمد سالیانه و بخشی از املاک خود را به پیامبر (ص) بخشیدند. پیامبر (ص) در زمان حیاتش فدک را به دختر خود، فاطمه (س)، بخشید (آیتی، ص 506؛ سبحانی، ص 273)، اما ابوبکر به این بهانه که فدک جزو اموال مسلمین روایت شده که امام علی (ع) پیش ابوبکر آمد و گفت: «ابوبکر چرا فاطمه را از ارث پدرش محروم کردی؟ فدک در زمان حیات پدر بزرگوارش به مالکیت زهرا در آمده بود».

ابوبکر در پاسخ گفت که این غنیمت متعلق به مسلمانان است و فاطمه هیچ مدرکی دال بر تملک فدک ندارد. حتی با اینکه ام ایمن، دایه ی پیامبر، بر به ارث رسیدن فدک به فاطمه (س) گواهی داد ابوبکر و عمر آن را نپذیرفتند و فدک را از زهرای اطهر (س) گرفتند (حکیم، ص 174- 175؛ سبحانی، ص 275). حضرت زهرا (س) وقتی شنید ابوبکر او را از فدک محروم کرده است رهسپار مسجد مدینه شد و خطابه ای آتشین ایراد فرمود (حکیم، ص 178).

اما دخترم فاطمه

چکیده ی خطبه ی فاطمه زهرا (س) چنین است:

خدا را برای نعمت ها و توفیقاتش شکر و سپاس گفته، او را به سبب مواهبی که به ما ارزانی داشته و نعمت های گسترده ای که به ما عنایت و احسان نموده می ستایم. گواهی می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست. خدایی که چشم ها از دیدنش ناتوان بیان اوصافش با زبان محال است. خدایی که بندگان را با قدرت و اراده ی خویش آفرید و مردم را به اطاعت خود دعوت نمود و برای این کار مزد و پاداش تعیین کرد و بر معصیت و نافرمانی کیفر قرار داد. گواهی می دهم پدرم، محمد (ص)، بنده و فرستاده ی خداست. خداوند پیامبر (ص) را برگزید تا فرمانش را تکمیل و حکمش را اجرا کند. خداوند با نور محمد (ص)، پدر بزرگوارم، تاریکی های جهل و نادانی را روشن نمود و ابرهای تیره و تار را از برابر دیدگان مردم برطرف ساخت و آنگاه که پدرم مأموریت خود را انجام داد، خداوند وی را با نهایت محبت و به اختیار خود وی به پیشگاه خود خواند. درود و سلام و رحمت و برکات خدا بر پدرم باد. آنچه که حضرت رسول (ص) پس از خود به جا گذاشته کتاب ناطق خداو قرآن صادق است که از طریق آن می توان به دلایل روشن الهی رسید. ای مردم، ایمان داشته باشید که خداوند ایمان و نماز، زکات، روزه، حج، عدالت، امامت، جهاد، صبر و شکیبایی، امر به معروف، نیکی به پدر و مادر، صله ی ارحام، قصاص، وفا به نذر، جلوگیری از کم فروشی، نهی از شراب خواری، پرهیز از تهمت، ترک دزدی، تحریم شرک را بر شما واجب گرداند تا در راه عبودیت و بندگی خدا قدم بردارید و مسلمان از دنیا بروید.

ای مردم، من فاطمه ام و پدرم محمد (ص) است. او پدر من بود نه پدر شما، برادر پسرعموی من بود نه برادر مردان شما. او در طی سال های بسیار با خرافات و بت پرستی در سرزمین حجاز جنگید و تمام رنج ها و دشواری ها را در راه خدا تحمل کرد و آنگاه که خداوند امر کرد سرای پیامبران خویش ر اعلیحضرت  برای رسول خدا (ص) برگزیند، ناگهان آثار نفاق و دورویی میانتان پدیدار شد و گمراهان جنجال و هیاهو کردند. شیطان شما را فریب داد و آن هنگام که هنوز پیکر پاک پیامبر خدا (ص) به خاک سپرده نشده بود، شتابزده شتر خلافت را در اختیار گرفتید و آتش فتنه ها را دامن زدید. ندای شیطان گمراه گر را قبول کردید و برای منزوی ساختن خاندان رسول خدا (ص) و فرزندان او هر کاری کردید.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

شما اکنون مدعی هستید که ما از پیامبر (ص) چیزی به ارث نمی بریم. ای فرزند ابوقحافه (ابوبکر) آیا در قرآن آیه ای است که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم ارثی نبرم؟ اگر چنین است دیدار من و تو در قیامت، که در آن روز بهترین داور خداوند است و شاهد آن حضرت رسول (ص). ای یاوران اسلام، چرا حق مرا و فرزندان مرا نادیده می گیرید؟ شگفتا ای مردم! آیا رواست که ارث من، فاطمه بنت محمد(ص)، پایمال شود و شما دم برنیاورید؟! به هوش باشید! شما را می بینم که به سمت رفاه و آسایش رفته اید. کسی را که برای سرپرستی و اداره ی امور مسلمانان از همه شایسته تر بود از صحنه دور کردید و خود در گوشه ی خلوت به تن پروری و آسایش رو آوردید.

اکنون این مرکب خلافت و آن هم فدک، همه از آن شما! آن را بگیرید و رها مسازید، اما پشت این مرکب زخم و کف پایش شکافته است و با آن نمی توانید خود را به سر منزل مقصود برسانید. من دخت پیامبری ام که شما را از عذاب سخت الهی بیم داد. اکنون هر چه از دستتان برمی آید انجام دهید. ما نیز به وظیفه ی الهی خود عمل خواهیم کرد. شما منتظر باشید و ما نیز در انتظار خواهیم بود (حکیم، ص 179،181،183،185- 197).

بعد از این خطبه ی آتشین، مجلس آشفته شد و صدای ناله و فریاد مردم از هر سوی مسجد پیامبر برخاست. ابوبکر و عمر در صدد فریب دادن مسلمانان و آرام کردن دخت رسول خدا (ص) برآمدند و با نیرنگ عمر مردم متفرق شدند. حضرت فاطمه (س)، پس از به پایان رساندن سخنانش، بر سر قبر مطهر رسول خدا (ص) رفت و آن قدر گریست که لباسش از اشک دیدگان تر شد. بعد از مدتی، حضرت فاطمه (س) اعلام کرد که رابطه اش را با خلیفه قطع می کند و گفت: «تا زنده ام کلمه ای با تو (ابوبکر) سخن نخواهم گفت» همو، ص 208). این حرکت دخت رسول اکرم (ص) بر خلیفه ی مسلمین بسیار گران آمد؛ زیرا از اعتبار وی در نزد مردم می کاست. مبارزه ی سیاسی حضرت فاطمه (س) برای گرفتن اموال خود از ابوبکر مقدمه ای بود برای اعتراض او به مسئله ی اصلی، یعنی خلافت، تا مردم بدانند لحظه ای که از علی (ع) روگردان شده، به ابوبکر روی آوردند دچار لغزش و خطا شده اند و با قرآن به مخالفت برخاستند (همو، ص 198- 199).

 

منبع : فرهنگ و تمدن اسلام و ایران - دکتر علی اکبر ولایتی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام...

غزل مرثیه‌ای از علی انسانی در وصف مصیبت حضرت زهرا (س)؛

 حاج علی انسانی، شاعر و مداح پیشكسوت اهل بیت غزل مرثیه‌ای در بیان مصیبت حضرت صدیقه كبری (س) سروده است.

گل، بر من و جوانی من گریه می‌كند
بلبل به خسته جانی من گریه می‌كند

از بس كه هست غم به دلم، جای آه نیست
مهمان به میزبانی من گریه می‌كند

از پا فتاده پا و ز كار اوفتاده دست
بازو به ناتوانی من گریه می‌كند

گل‌های من هنوز شكوفا نگشته‌اند
شبنم به باغبانی من گریه می‌كند

در هر قدم نشینم و خیزم میان راه
پیری، بر این جوانی من گریه می‌كند

گردون، كه خود كمان شده با چشم ابرها
بر قامت كمانی من گریه می‌كند

این آبشار نیست كه ریزد كه چشم كوه
بر چهره‌ خزانی من گریه می‌كند

فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام
بر مرگ ناگهانی من گریه می‌كند

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اشعار،     | نظرات()

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت دوم)

نمونه ششم: درهای آسمان

به این سه مطلب توجه كنید:

الف: عرفان كیهانی (حلقه) نوعی سیر و سلوك عرفانی است، كه مباحث عرفانی را مورد بررسی نظری و عملی قرار می‌دهد؛ و از آن جا كه انسان شمول است، همه‌ی انسان‌ها صرف نظر از نژاد، ملیت، دین، مذهب و عقاید شخصی، می‌توانند جنبه‌ی نظری آن را پذیرفته و جنبه‌ی عملی آن را مورد تجربه و استفاده قرار دهند.54

ب: اصل 17: در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم و در مسایل زمینی(دنیوی) تلاش، عوامل تعیین كننده هستند.55

ج: اصل 33: تسلیم در حلقه، تنها شرط تحقق موضوع حلقه‌ی مورد نظر است؛ در غیر این صورت، باید از توان‌های فردی استفاده شود كه آن نیزمحدودیت خواهد داشت.56

حاصل جمع این سه فراز این است كه در عرفان كیهانی برای تشكیل حلقه و اتصال به شعور كیهانی و كسب فیض خدا و درمان، دین و مذهب شخص مهم نیست؛ زیرا این مكتب انسان‌شمول است. از سوی دیگر چون جریان اتصال كیهانی امری آسمانی(معنوی) است و در مسایل آسمانی (معنوی) تسلیم تعیین كننده است تنها كافی است شخص تسلیم باشد تا موضوع حلقه مورد نظر تحقق یابد. بنابراین درهای آسمان برای هركسی با هر دینی باز خواهد بود.

این معنا با آیه قرآن كه می‌فرماید:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

تناقض عرفان كیهانی با آیات قرآن (قسمت اول)

گزارشی از یک انحراف
مقاله‌ای كه در ذیل می‌آید به بررسی محتوایی جریان شعور كیهانی و نقد افكار آقای محمدعلی طاهری موسس جریان شبه عرفانی می‌پردازد. وی مدتی پیش به اتهام برخی از افكار انحرافی توسط مراجع ذیربط بازداشت شد.

درآمد

 الف‌. انسان امروز با وجود نابسامانی‌ها، پریشانی‌ها، نگرانی‌ها و گرفتاری‌ها و تلاش برای رهایی از بحران‌ها، در پی راهی هماهنگ‌تر و كم‌تعارض‌تر با خواسته‌های خود می‌گردد. در این میان ظهور مكاتب مختلف فكری و معنوی با رویكردی هر چند موافق‌تر و كم‌تنش‌تر با خواسته‌های انسان رو به فزونی است. به بیان دیگر انسان امروزه گرفتار است و برون رفتی می‌جوید اما برون‌رفتی تا حد امكان، موافق با خواسته خود. از این رو روح حاكم بر مكاتب معنوی نوظهور روح انسان‌محورانه است. در این عرفان‌ها یا خدا نیست و یا در حاشیه است.

ب‌. پایه‌گذاری مكتب عرفانی، مبتنی بر دیدگاه خاصی در خداشناسی، جهان‌شناسی و انسان‌شناسی است. این سه حوزه ستون‌های فكری یك مكتب را تشكیل می‌دهد و چگونگی یك مكتب عرفانی به نوع نگاه آن مكتب به این سه حوزه وابسته است.

ت‌. یكی از مكاتب نوظهور معنوی، مكتبی با عنوان «عرفان كیهانی» یا «عرفان حلقه» است. هدف اصلی این مكتب «ایجاد آشتی بین دنیای مذهب، عرفان و علم و نیز رفع سوء تفاهم‌های موجود بین آن‌ها»1، «كمك به انسان در راه رسیدن به كمال و تعالی»2 یعنی حركت انسان‌ها به سوی وحدت و دوری از تفرقه3 و درمان انواع بیماری‌ها4 و كسب «اعتباری بی‌سابقه برای عرفان ایران در دنیا»5 است. راهكار عملی كه در این زمینه ارائه نموده اتصال به شبكه‌ی شعور الهی است6.

ث‌. پایه‌گذار این مكتب تاكنون دو كتاب به نام‌های «عرفان كیهانی» و «انسان از منظری دیگر» منتشر نموده است و این مكتب را « قادر به ارایه‌ی آسان، ساده و همه فهم این عرفان»7 معرفی نموده است و سایر مكاتب را به «كلی‌گویی و حرف‌های صرفا زیبا»8 مبتلا دانسته و از نوعی رقابت سخن گفته است اما واقعیت این است كه با ملاحظه متن كتاب «عرفان كیهانی» این كتاب را پر از مبهم‌گویی و یا خلاف تصریحات قرآنی می‌یابیم. بیشتر اصل‌های این كتاب و بلكه مقدمه آن نیز حرف‌های مبهم دارد. این ابهامات ممكن است این مكتب را برای افراد غیر متخصص در زمینه معارف دینی، بزرگ جلوه داده و آنان را گمراه نماید اما از نگاه كسانی كه با اصطلاحات دینی آشنایی دارند یا نویسنده از روی غرض‌ورزی مطالب خود را چنین بیان كرده است و یا ناآشنا به معارف دینی است. اگر چنین كاری از روی غرض‌ورزی باشد كه قضاوت آن با خود نویسنده است و اگر از روی ناآشنایی باشد این سؤال جدّی مطرح می‌شود كه چرا كسی كه نسبت به معارف اسلامی آشنایی كامل ندارد دست به تأسیس یك مكتب عرفانی بزند. آیا در طول تاریخ كم نبوده‌اند كسانی كه بر اثر عدم آشنایی كامل به مبانی دین اسلام و ساده انگاشتن دین الهی با تلفیق مطالبی از این و آن و افزودن چند مطلب و اصطلاح دینی، به ایجاد مكاتب و فرقه‌های متعدد دست زده‌اند.

در این نوشته و ان شاء الله در نوشته‌های آتی به موارد یاد شده خواهیم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()

نطق پیش از دستور علیرضا زمانی راد عضو شورای اسلامی شهر دزفول

با سلام به قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عج) و نائب بر حقش حضرت آیت اله العظمی امام خامنه ای و با سلام و درود به مردم فهیم و با لیاقت پایتخت مقاومت ایران اسلامی ، دزفول قهرمان .
ابتدا ایام حزن و ماتم اهل البیت ایام فاطمیه را تسلیت عرض نموده و مناسبتهای متعدد اردیبهشت بویژه روز پرستار ، روز بهورز ، روز ماما ، روز شورا ، روز کارگر و روز معلم را گرامی میداریم .
رئیس و اعضاء محترم شورای اسلامی شهر
بر اساس اصول مصرح قانون اساسی اداره امور شهر باید زیر نظر شورای اسلامی شهر امور شهرستان زیر نظر شورای اسلامی شهرستان و امور استان زیر نظر شورای اسلامی استان صورت گیرد . لیکن به دلیل ضعف شورا در مطالبه این حق و عدم دخالت مؤثر برای تحقق این امر ، کار را به آنجا رسانده که امروز اگر شورائی بخواهد در راستای وظایف خود که بررسی و شناخت کمبودها ، نیازها و نارسائی های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و سایر امور رفاهی و ارائه راه کار اجرائی به متصدیان امور است اقدام نماید ، بدون شک به زیاده طلبی و دخالت در امور متهم می گردد در حالیکه برخی نمایندگان مجلس که براساس نص صریح قانون هیچگونه مسئولیتی در اداره امور ندارند براحتی و تقریباً در سراسر کشور در امور اجرائی دخالت می کنند و کم کم این اقدام غیر قانونی برخی نمایندگان مجلس به یک عرف پذیرفته شده تبدیل شده است .
حکومت جمهوری اسلامی بر مبنای تفکیک قوا و شامل قوای مقننه ، مجریه و قضائیه زیر نظر ولایت مطلقه امر امامت امت و مستقل از یکدیگر شکل گرفته اند . اعضای قوه مقننه یعنی نمایندگان محترم مجلس علاوه بر تصویب قوانین وظیفه نظارت بر قانون را نیز بر عهده دارند و در مقابل تمامی ملت ایران مسئولیت دارند و حق دارند تا در همة مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نمایند و رئیس جمهور که عالیترین مقام مسئول کشور است ، رئیس قوه مجریه و مسئولیت اجرای قانون اساسی به جز در مواردی که مستقیماً به رهبری مربوط می شود را بر عهده دارد . و بازوهای اجرائی قوه مجریه یعنی وزراء در مقابل رئیس جمهور و مجلس پاسخگو هستند .
با این همه واضحات ومصرّحات قانون اساسی ، رویه حاکم در کشور دخالت بی حد و حصر برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اجرا از طریق دخالت در عزل و نصب مدیریت هاست بطوریکه این دخالت از دخالت در انتخاب استاندار هم فراتر رفته و علاوه برآن به  دخالت در انتخاب فرمانداران ، بخشداران ، تا مدیران دستگاه های اجرائی نیز تسّری یافته است. این دخالت ها اگر چه به هیچ وجه مورد تأیید نیست لیکن در مواردی که نمایندگان منتخب مجلس هم رأی و نظر با منتخب اکثریت مردم یعنی رئیس جمهور باشند از آثار سوء کمتری برخوردار است .(نمایندگان مجلس با کسب حداقل      آرا و رئیس جمهور با کسب ۵۰% به اضافه یک رای انتخاب می شوند.)
لیکن در مواردی که مردم با اکثریت بسیار بالائی به خط و راه و مرام و شعار رئیس جمهور رأی بدهند و اتفاقاً نماینده مردم همان منطقه که نوعاً با رأی اکثریت یک سوم رأی دهندگان بر کرسی نمایندگی تکیه زده است .مخالف و مغایر باشد ، این دخالت ها هنجار شکن بوده و مردم آنرا نمی پذیرند و نمایندگان دولت در استان و شهرستان می بایست این موضوع مهم را  با جدیت مورد توجه قرار دهند .
نماینده مردم دزفول در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از مجموع ۱۲۱۰۱۳رای اخذ شده تعداد۳۷۲۸۱  رأی از آراء را به خود اختصاص داده در حالیکه در دهمین انتخابات ریاست جمهوری که یکسال پس از آغاز به کار مجلس هشتم صورت گرفته آقای دکتر احمدی نژاد از مجموع۱۹۱۴۸۴ رای اخذ شده تعداد ۱۳۱۱۷۴ رأی آراء و از نظر تعداد سه و نیم برابر آراء نماینده را به خود اختصاص داده است .
بنابراین و بویژه در شرایط خاص سیاسی دهمین انتخاب که مخالفین به جای پذیرش قاعدة بازی تا مرز سرنگونی نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی نمودند و متأسفانه نماینده منتسب به مردم دزفول در مجلس شورای اسلامی علی رغم رأی و نظر قاطع مردم در حمایت از دکتر احمدی نژاد، در صف مخالفان ایشان ایستاد و هم اینک نیز به انتخاب خود مباهات می کند .
نمی بایستی به خود اجازه بدهد که در عزل و نصب مسئولین اجرائی استان یا شهرستان دخالت نمایند و مدیران اجرائی استان و شهرستان باید به این مهم توجه داشته باشند که تأمین نظر چنین نماینده ای در عزل و نصب ها هیچگونه وجاهت شرعی و قانونی و عرفی ندارد مدیران و نمایندگان دولت باید توجه داشته باشند که درعزل و نصب و بکارگیری نیروها درهر رده مدیریتی و اجرائی علاوه بر تعهد و تخصص ، همراهی وهماهنگی و اعتقاد به راه و برنامه دولت دکتر احمدی نژاد باید ملاک انتخاب قرار گیرد .
و به آقای سید احمد آوائی یادآور می شود که درست است که نماینده مجلس حق اظهار نظر در همة امور کشور را دارد لیکن باید فراموش نکند که ایشان وکالت مردمی را بر عهده دارند که در دو نوبت انتخاب ریاست جمهوری نهم و دهم هر بار نزدیک به۷۰% آنان به آقای دکتر محمود احمدی نژاد رأی داده اند . بنابر این نباید در جایگاه نمایندگی این مردم در صف مخالفان دولت ایستاده و نطق و سخنرانی هائی شبیه آنچه را که در جبهه سبز نفاق و دیکتاتورهای قانون شکن طراحی می شوند بر زبان جاری کند . یاران احمدی نژاد در شهرستان حق خود را در مخالفت با گزینه هائی که فاقد ویژگیهای تعهد،تخصص و اعتقاد به راه و مرام ولایت و رهبری
و ریاست محترم جمهوری ، برای تصدی موقعیت های اجرائی توسط هر کسی پیشنهاد شوند محفوظ دانسته و برای جلوگیری از تنش پیشنهاد می شود ازورود به عزل و نصب ها که هیچ ارتباطی به قوه مقننه ندارد جداً  خود داری نمایند.
والسلام علی من التبع الهدی

منبع : سایت شورای اسلامی شهر دزفول

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

سهمگین ‏ترین کلمات امام(ره) علیه انواع اسلام‏ هاست

گروه فرهنگی: ششمین جسله از جلسات هفتگی هیئت محبین اهل بیت(ع) هنر نیز به همان بحث انسان انقلابی اختصاص داشت تاتفکیک چهار اسلام متظاهرانه، منافقانه، عافیت‌طلبانه،و صوفی مئابانه از اسلام انقلابی میسر شود.

اگر چه بحث ها حول یک مفهوم کلی که همان انسان انقلابی است، پیش می رود، اما در حواشی بحث و آنجا که سخن از انحرافات و اسلام های غیرانقلابی می شود، می توان رگه هایی از نقد را نسبت به انقلابیون شرمنده یا کسانی که از خط امام فاصله گرفتند، دید.

جلسات سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین پناهیان چند وقتی است کهدر میدان آرژانتین، ابتدای خ احمد قصیر، کوچه 19، پ4، دفتر هنر و ادبیات دانشجویی برگزار می‌شود. گزیده و متن کامل سخنرانی جلسه ششم در پی می آید:

بریده‌هایی از بحث

تابه‌حال برایتان سؤال پیش آمده که چرا سهمگین‌ترین کلمات حضرت امام(ره) علیه انواع اسلام‌هاست؟!

غرض ما برای سخن گفتن از اسلام انقلابی مقابله با چهار مدل اسلام تحریف شده و رواج یافته است. یکی از این اسلام‌ها اسلام متظاهرانه است.

دومین اسلامی که در مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام منافقانه است. مردم ما هنوز مسلمانی منافقانه را تجربه نکرده‌اند و نشناخته‌اند. مسلمانی منافقانه این است مثلاً کسی در عرصة سیاست سال‌ها قشنگ‌ترین و بهترین حرف‌ها را علیه اسرائیل بزند، اما در روابط پنهانش بگوید من معتقد نیستم که باید با اسرائیل درگیر شد. ولی چون جو اقتضا می‌کند، من اینگونه می‌گویم. این خیلی نامردی است.

منافق ویژگی‌های عجیبی دارد. مثلاً رسول خدا می‌فرماید: منافق یکی از کارهایی که خیلی برایش راحت است، گریه کردن است. المُنافِقُ یَملِکُ عَینَیهِ یَبکی کما یَشاءُ(میزان الحکمه، ج12،حدیث20603). منافق اختیار چشمِ خودش را دارد. هر وقت بخواهد گریه می‌کند.

منافق کسی است که وقتی می‌گوید امام، اشک بریزد و در تمام مدت علیه خط امام کار کرده باشد و کار بکند. ما هنوز منافق را به صورت جدّی تجربه نکرده‌ایم.

اسلام انقلابی مقابل مسلمانی عافیت‌طلبانه نیز هست. برخی از کسانی که به کربلا آمدند و با امام حسین(ع) جنگیدند، همه چیز را قبول داشتند، بغض هم نداشتند، اما شمشیر می‌زدند، فقط تحمّل بلا نداشتند. شنیده بودند یزید با لشکرش به سمت کوفه در حرکت است.

چهارمین نوع مسلمانی که مقابل اسلام انقلابی قرار دارد، اسلام صوفی‌گرایانه است. مسلمانی صوفی‌مآبانه هم یک نحوه تبدیل و تحریف اسلام است به آن چیزی که نفس می‌طلبد. امروز برخی روشنفکرنماها اسلام صوفی مآبانه را ترویج می‌کنند. بعضی‌هایشان هم پشت ادبیات عرفانی پنهان شده‌اند و اسلام معنوی، عرفانی و حداقلی را ترویج می‌کنند. در اتاق فکرهای جنگ روانی‌شان می‌گویند ما باید روی اسلام صوفی‌مآبانه تأکید کنیم، تا عشق به مقدّسات، عشق به اسلام و معنویت جوانان ارضاء شود، و اسلام انقلابی بمیرد و نابود بشود.

دردش این شده که چهار تا خانم کنار سفره نذری حضرت ابالفضل غیبت می‌کنند. رفته یک لبنانی که در خط مقدم انقلاب جهانی اسلام است را آورده، او را از آن درد بلند جهانی پاکیزه می‌کند. او را از لب مرز ظهور و نابودی استکبار آورده، آنوقت دردش را این قرار می‌دهد که چرا این دو نفر با هم قهر هستند؟!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

افزایش فعالیت دراویش در آستانه 22خرداد

فرقه‌های مختلف دراویش  فعالیت‌های سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی را تشدید كرده‌اند.

جوان نوشت؛ اخیراً اعضای فرقه دراویش از ابتدای سال‌جاری اقدام به فراخوانی گسترده اعضای خود نموده‌اند بطوریكه درجلسات برگزار شده آنان تعداد افراد شركت كننده نسبت به گذشته بیشتر شده است.

برپایه این خبر پس از برگزاری جلسه نور علی تابنده از سران دراویش گنابادی بابرخی از اعضای نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها و درخواست آنان مبنی بر كمك به جنبش سبز برای برگزاری تظاهراتی در روز 22 خرداد، جذب نیرو و فراخوانی اعضای از اولویت‌های فعالیت كاری دراویش در چند وقت اخیر می باشد.

همچنین از سوی دیگر گفته می‌شود رهبران چندفرقه صوفی‌گری به تازگی به هواداران خود توصیه نموده‌اند باتوجه برنامه‌ریزی دولت جهت استخدام كارمند در ادارات مختلف بخصوص در آموزش و پرورش و علوم پزشكی، هریك از دراویش كه حائز این شرایط باشند می‌بایست تلاش خود را برای استخدام در این ادارات جهت پیگیری اهداف تصوف بكار بندند. تاازطریق نفوذ در دولت بتوانند برنامه‌های تشكیلاتی خود را دنبال كنند. ذكر این نكته ضروری است كه پس از پایان ریاست جمهوری خاتمی در سال 84 و همچنین همزمان با انتخابات88 و اغتشاشات پس از آن، فرقه‌های مختلف دراویش نیز با حركت در مسیر اربابان خارجی خود فعالیت‌های سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی را تشدید كرده‌اند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی،     | نظر()

عرفان ‌های نو ظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت (قسمت دوم)

4ـ مكاتب شیطان پرستی

1ـ4. شیطان پرستی فلسفی
این شاخه از شیطان پرستی، منتسب به آنتوان لاوی است.
او اولین كلیسای شیطان پرستی جدید را تأسیس كرد. و اولین فردی بود كه از لغت شیطان پرستی فلسفی، استفاده نمود. از نظر آنها محور و اساس عالم هستی، انسان است و به خدایی كه برتر عالمیان باشد، اعتقادی ندارند، پس نه پرستش خدا در كار است و نه اعتقاد به زندگی پس از مرگ و قیامت.
در این شاخه شیطان پرستی خدای هر شخص، خود فرد است و هر كس به پرستش خویش مشغول و هدفش برتری یافتن خود بر دیگران است. نمی توان به قاطعیت گفت، این مشرب خالی از معنویت است و عبادت در آن مفهومی ندارد، آنها با فرار از حقیقت و وجود عالم پس از مرگ، به همین واقعیت وجود انسان بسنده كرده و زندگی را منحصر در همین عالم دانسته و به پرستش خویش مشغول
می شوند.

2ـ4. شیطان پرستی لاوی
این شاخه از شیطان پرستی بر مبنای فلسفی آنتوان لاوی، كه در كتاب «انجیل شیطان» و دیگر آثارش آمده، تشكیل شده است.
لاوی، تحت تأثیر نوشته های فردریك نیچه، آلیستر كوالی، اینرند ماركی دوساد، ویندهام لویس، چارلزداروین، مارك تواین بوده است، شیطان در نظر او مثبت می باشد، در حالی كه تعالیم خداجویانه كلیساها را مورد تمسخر قرار داده و افراد را دعوت به انزوا و دوری از گرایشات جمع می نماید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 25 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: عرفان ‌های نو ظهور،     | نظرات()