پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی جنایت رژیم صهیونیستی

اعراب نباید به كمتر از برداشتن محاصره‌ی غزه قانع شوند
این کار نمادین باید در دهها شكل دیگر بارها تكرار شود

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در پیامی، حمله جنایتكارانه و قساوت آمیز رژیم صهیونیستی به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه را ، حمله به افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان خواندند و تاكید كردند: امروز فلسطین دیگر نه مسئله عربی و حتی نه فقط اسلامی، بلكه مسئله حقوق بشری جهان معاصر است و حامیان این رژیم سفاك و گستاخ بویژه آمریكا، انگلیس و فرانسه جداً باید پاسخگو باشند.

 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:


بسم‌الله الرحمن الرحیم
حمله‌ی جنایتكارانه و قساوت‌آمیز رژیم صهیونیست به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه، حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی جنایتهای بزرگی است كه آن حكومت شریر و خبیث، هفتمین دهه‌ی حیات ننگین خود را با آن انباشته است. این نمونه‌ئی است از رفتار گستاخانه و بی‌رحمانه‌ئی كه مسلمانان در این منطقه و بخصوص در سرزمین مظلوم فلسطین دهها سال است كه با آن دست و پنجه نرم میكنند. این بار این كاروان، اسلامی یا عربی نبود، بلكه افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان را نمایندگی میكرد. این حمله‌ی جنایتبار باید برای همه مدلّل كرده باشد كه صهیونیزم، چهره‌ی جدید و خشن‌تری از فاشیزم است كه این بار از سوی دولتهای مدّعی آزادی و حقوق بشر و بیش از همه دولت ایالات متحده آمریكا، حمایت و كمك میشود.

آمریكا و انگلیس، فرانسه و دیگر دولتهای اروپائی كه از این جانیان بالفطره، حمایت سیاسی و رسانه‌ئی و نظامی و اقتصادی كرده و همواره پشت سر فاجعه‌آفرینی‌های آنان ایستاده‌اند، جداً باید پاسخگو باشند. وجدانهای بیدار در سراسر جهان باید جداً بیندیشند كه بشریت امروز با چه پدیده‌ی خطرناكی در منطقه‌ی حساس خاورمیانه روبرو است؟ چه رژیم سفاك و گستاخ و دیوانه‌ئی امروز بر كشور غصب شده‌ی فلسطین و مردم مظلوم و داغدیده‌ی آن تحكّم میكند؛ سه سال محاصره‌ی غذائی و داروئی و حیاتی یك و نیم میلیون زن و مرد و كودك در غزه، به چه معنی است؛ كشتار و حبس و شكنجه‌ی روزانه‌ی جوانان در غزه و ساحل غربی چگونه قابل فهم است.

فلسطین، دیگر نه مسأله‌ئی عربی و حتی نه فقط مسأله‌ئی اسلامی، بلكه مهمترین مسأله‌ی حقوق بشری جهان معاصر است.

كار نمادین و درخشان اعزام كاروان دریائی به غزه، باید در دهها شكل و شیوه‌ی دیگر بارها و بارها تكرار شود. حكومت سفاك صهیونیست و حامیان آن بویژه آمریكا و انگلیس باید قدرتِ شكست‌ناپذیر عزم و بیداریِ وجدان عمومی جهان را در برابر خود ببینند و حسّ كنند.

دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته‌اند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه میكنند. كنفرانس اسلامی و اتحادیه‌ی عرب نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصره‌ی غزه و توقف كامل دست‌اندازی به خانه‌ها و سرزمینهای فلسطینی در كرانه‌ی غربی و محاكمه‌ی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند.

ملت مجاهد فلسطین و مردم و دولت مردمی غزه نیز بدانند كه دشمن خبیث آنان اكنون از همیشه ضعیفتر و آسیب‌پذیرتر است. جنایت دریائی روز دوشنبه نه نشانه‌ی قدرت، كه نشان درماندگی و سراسیمگی رژیم غاصب است. سنت الهی بر این جاری شده كه ستمگران در اواخر دوران ننگ‌آلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیكتر كنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهای پیش، از جمله‌ی همین اقدامهای دیوانه‌وار بود كه تروریستهای اریكه‌نشین صهیونیست را به دره‌ی سقوط نهائی نزدیكتر كرد.حمله به كاروان امدادی بین‌المللی در آبهای مدیترانه نیز اقدام ابلهانه‌ی دیگری از همان قبیل است.

برادران و خواهران فلسطینی! به خداوند حكیم و قدیر اعتماد كنید، قدرت خود را باور كنید و بر آن بیفزائید. و به پیروزی نهائی یقین داشته باشید. و بدانید كه: وَلَیَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَنْ یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ1.

سید علی خامنه‌ای
11/خرداد/1389

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی، سخنان مقام معظم رهبری،     | نظرات()

بار دیگر جام جهانی فوتبال؛ بار دیگر حمله تروریستی صهیونیست‌ ها

حمله روز دوشنبه کماندوهای نیروی دریایی رژیم صهیونیستی علیه ناوگان آزادی غزه، در شرایطی صورت می‌گیرد که سران این رژیم آتش بازی و جنگ 33 روزه علیه لبنان را نیز در روزهای برگزاری جام جهانی 2006 کلید زدند.

ارتش رژیم صهیونیستی در 21 تیرماه سال 85 چند روز قبل از فینال مسابقات جام جهانی 2006 آلمان، جنوب لبنان را از زمین، دریا و هوا آماج حملات خود قرار داد که البته در این جنگ 33 روزه متحمل شکست سخت از نیروی مقاومت و مردم این کشور شد.

رقابت های جام جهانی 2006 نهم ژوئن و حمله صهیونیست‌ها به جنوب لبنان نیز چهار روز بعد یعنی 12 ژوئن آغاز شد.

آن روزها بسیاری از کارشناسان، انتخاب این زمان برای حمله به لبنان را با توجه به مشغول بودن افکار عمومی به اخبار جام جهانی فوتبال "معنادار" ارزیابی کردند.

پس از شکست این رژیم در جنگ 33 روزه اما شاید فجیع ترین جنایت صهیونیستها در جنگ 22 روزه غزه اتفاق افتاد.

فرضیه کارشناسان رسانه ای درباره انتخاب زمان جنگ از سوی صهیونیستها در این تجاوز وحشیانه هم اثبات شد و در حالیکه در آستانه سال نو میلادی و روی کارآمدن رئیس جمهور جدید آمریکا، رسانه ها بهانه خوبی برای سرگرمی افکار عمومی پیدا کرده بودند، رژیم صهیونیستی روزانه دست به جنایت های هولناکی علیه فلسطینیان مظلوم می زد. در مقابل قتل وحشیانه هزاران ساکن بی دفاع غزه اما صدایی در رسانه های جهانی شنیده نمی شد جز اخبار جشن و شادمانی سال نو و تصویری دیده نمی شد به جز ژست های دیپلماتیک اوباما.

اما جدیدترین جنایت نظامیان صهیونیستی هم در آستانه شروع رقابت‌های جام جهانی فوتبال 2010 در کشور آفریقای جنوبی انجام شد تا برای صحت فرضیه تحلیلگران درباره برنامه ریزی شده بودن این اقدامات دیگر شکی باقی نماند.

اکنون تا پایان رقابتهای جام جهانی 2010 نزدیک به یک ماه باقی مانده است و شاید از همین روست که کارشناسان بین‌الملل حمله وحشیانه امروز صهیونیستها به یک کشتی حامل موادغذایی و کمکهای بشردوستانه را مقدمه ای می دانند برای اقدامات غیرانسانی بعدی این رژیم که طی آن قرار است تابستان داغ منطقه در زمانی که اخبار جام جهانی داغ‌تر از این هم می شود، رقم بخورد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

سندی برای افشاگران ،برادر احمد! «بس کن راه طی شده و باطل را»

شترسواری دولا دولا نمی‌شود . اگر آنان غاصبند یقین بدان که تو نیز از آنان غاصب‌تری، چرا که تو هم از نفوذت و هم از محبوبیتت در آن زمان برای آنان مایه گذاشتی و هم از جایگاه قانونی نمایندگی‌ات.

دروغ بد دردی است که برخی افراد جهت مطرح کردن خود و حمله به دیگران به آن مبتلا می‌شوند . این درد گروه سنی خاص و یا افراد خاص را در بر نمی‌گیرد، بلکه هرکه در هر مقامی ممکن است دچار توهم و دروغ پردازی شود. نمونه بارز آن را در برخی افراد پس از انتخابات ۸۸ شاهد بودیم و دیدیم که چگونه بر اثر این بیماری کشور را دچار آشوب و بلوا کردند.

در دیار ما نیز انگار نماینده شهرمان دچار این بیماری شده است سندی که در ذیل این مرقومه ارائه داده ایم دلیلمان است. آقای نماینده در نشریه‌ای متعلق به دفترش در مصاحبه‌ای خیالی اشخاصی را و بنیاد خیریه ای غاصب خوانده که خود والاحضرت طبق سند موجود در سال ۸۳ هم‌پیاله با آنان بوده است وبه گفته خود تا آن سال نمک گیر آنان.

حال چه شده است که امروز آبشان با آنان دریک جوی نرفته و این گونه به جان این بنیاد افتاده به ما ربطی ندارد. ولی به حضرت ایشان عرض می کنیم که احمد جان! خدا نکند عاقبت شما همانند عاقبت سران فتنه سبز شود.

و این را بدان که در عصر رسانه چیزی پشت ابر نمی‌ماند .

و شترسواری دولا دولا نمی‌شود . اگر آنان غاصبند یقین بدان که تو نیز از آنان غاصب‌تری، چرا که تو هم از نفوذت و هم از محبوبیتت در آن زمان برای آنان مایه گذاشتی و هم از جایگاه قانونی نمایندگی‌ات .

راستی همرزم دیروزم، سال ۸۳ نیز نماینده مردم بودی، پس چرا با آنان؟! نگی که الان متوجه شدم که آن وقت باید به شما عرض کرد: بعد از این همه ادعا این قدر ساده بوده‌ای که گول خوردی.

اما سخنی با خوانندگان: سند ذیل گویای همه چیز است فقط وجدانی صادق می‌خواهد که به همرزم دیروزمان بفهماند که بس کن این راه طی شده و باطل را.

این هم اسناد

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

جوابیه ای از انصار حزب الله دزفول خطاب به آقای آوایی

به گزارش شبکه خبری دزفول انصار حزب الله شهرستان دزفول در پاسخ به انتشار نشریه «افشاگری» از سوی نماینده دزفول  در رابطه با وقایع اخیر وبرخی اتفاقات گذشته بر روی پایگاه خود اقدام به انتشار جوابیه نموده که یک نسخه از آن در اختیار شبکه خبری دزفول قرار گرفته است متن این جوابیه بدین شرح است:

جناب آوایی!

تا کی قرار است این افشاگری‌ها به قول خودتان ادامه پیدا کند؟ آیا راه حل قانونی یعنی این روشی که در پیش گرفته‌اید؟! هدف از این مرقومه دفاع از بنیاد خیریه امام خمینی(ره) و شخص آقای اراکی چیست؟ چرا  که نامبردگان خودشان هم وکیل دارندو هم قدرت کافی؛ این نکته را نیز متذکر شویم که تشکل انصارحزب‌الله نیز در سال ۱۳۸۰ بنا به وظیفه خود در این خصوص سوالاتی را درشماره ۳۶ نشریه پلاک مطرح کرد که با شکایت بنیاد به دادگاه نیز رفت ( امام جمعه سابق دزفول حجت الاسلام  تقوی در جریان این موضوع هستند)، اما جنابعالی و این افشاگری و حمله به آقای اراکی در شرایط حاضر برای ما باتوجه به ارتباطات با این مجموعه و اسناد موجود قدری عجیب است و این گونه برای ما جا افتاده است که شما می‌خواهید از آب گل‌آلود ماهی خود را صید کنید.

جنابعالی از آقای اراکی به عنوان غاصب فدک نام برده‌اید و در مصاحبه با نشریه افشاگری گفتید: که در کنار امام جمعه سابق جهت بازپس‌گیری اموال از آقای اراکی و بنیاد خیریه بودید در حالی که باید به خوانندگان پاسخ دهید که چرا در تاریخ ۸۳/۰۷/۱۷ در بیت آیت‌الله اراکی در جلسه هیات امنای این بنیاد حضور پیدا کردید و وعده هر نوع همکاری را دادید؟ ! آیا اینان تا آن روز غاصب نبودند؟ دقیقا در همان سالها آقای تقوی با بنیاد به مخالفت برخاستند. صحبت امروزتان با رفتار دیروزتان چگونه جمع می‌شود؟! مگر شما در آن جلسه وعده پگیری زمین ده هکتاری جنب دانشگاه آزاد را به بنیاد ندادید؟! هنوز امضای حضرتعالی در پای این صورتجلسه وجود دارد. حال چه اتفاقی افتاده است که امروز آنان غاصبان فدک وحضرتعالی و اعوان شما بازپس‌گیران آن شده‌اید؟!

آقا سید، ضربه اصلی را به اسلام و شیعه افراد دوپهلو و فرصت‌طلب وارد کردند که خدا کند ما و شما جزو آنان نباشیم.

شما در آن جلسه در حضور اعضای هیأت امنای بنیاد خیریه و شخص آقای اراکی گفتید: در خصوص تغییر کاربری و سایر اموری که لازم است بنده پیگیری نمایم، اعلام آمادگی می‌نمایم!!

این دومین جوابیه ای است که مجموعه انصارحزب‌الله به شما می‌نگارد و خدا را شاکریم که تاکنون این مجموعه نه از بنیاد پول و ملکی دریافت کرده است و  نه وامدار شما و یا نمک‌گیر دیگر آقایان بوده و نه هست. اما دلمان می‌سوزد که ببینیم آقایان مسئول این چنین فرصت خدمت به مردم و شهر را هدر می‌دهند و همه هم مدعی دفاع از مردم و شهرند!!

حال  چه شده است که بعد از این همه سال  به فکر بازپس‌گیری اموال بنیاد فوق افتاده‌اید؟! برای همه آگاهان به مسائل روز شهر پرواضح است که طرح این موضوع در شرایط حاضر یک طرح انحرافی است که صورت مسأله و ابهامات موجود از عملکرد جنابعالی را در اذهان عمومی پاک می‌کند.

آقای آوایی!

ای کاش در عملکردهای خود تقوا و مصالح شهر را نیز در نظر می‌گرفتید و ای کاش این‌گونه منکر گذشته خود نمی‌شدید و در آخر امیدواریم پاسخ دهید چگونه این دوگانگی رفتارتان را در اذهان موکلانتان حل خواهید کرد؟!! آیا امروز پیشرفت کار خود را در کتمان ارتباط دیروز خود می‌دانید؟ آیا این مرام یک انقلابی است؟! آیا این گونه رفتارها را باعث رضایت جده‌ات حضرت زهرا(س) می‌دانید؟

منبع: شیکه خبری دزفول

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

جرم،عشق به خمینی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی، تصاویر،     | نظرات()

فرمانده معظم كل قوا در دانشگاه امام حسین(ع):

فتح خرمشهر ضربه اساسی بر پیكره‌ نظام استكبار جهانی بود

 حضرت آیت الله خامنه‌ای اظهار داشتند: عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر نه تنها یك ضربه عظیم بر پیكر ارتش بعثی بود بلكه ضربه اساسی بر پیكره‌ نظام استكبار جهانی بود كه در پشت سر ماشین جنگی صدام قرار گرفته بودند.


به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر، امروز مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع)، با حضور حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه ای فرمانده كل قوا در ابتدای این مراسم با حضور در محل یادمان شهدا، با قرائت فاتحه برای آنان علو درجات مسئلت كردند. سپس رهبر انقلاب اسلامی از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مراسم با گرامیداشت سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر، این روز را یك روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب و تاریخ كشور خواندند و تأكید كردند: عامل اصلی آن حادثه بزرگ و درس آموز، روح اعتماد به خدا و نیروی خود بود كه وجود این عامل همیشه می تواند، همانند فتح خرمشهر شگفتی بیافریند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به كلام امام خمینی(ره) مبنی بر اینكه "خرمشهر را خدا آزاد كرد "، افزودند: این سخن امام(ره)، دقیق ترین و حكیمانه ترین سخنی است كه درباره این موضوع گفته شده است زیرا در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر، قدرت خداوند متعال در دلها، عزم پولادین، و قدرت ابتكار رزمندگان اسلام تجلی یافت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده كل قوا با تجلیل از ایمان، ایثار، فداكاری، و دلاوری رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس بویژه سردار شجاع، آزاده و فداكار، حاج احمد متوسلیان، خاطر نشان كردند: در طول یك ماه عملیات بیت المقدس، نشانه های اعجاب انگیز فداكاری موج می زد و فتح خرمشهر قلّه این افتخارات است.
ایشان جوانان را به مطالعه گوشه هایی از این عملیات افتخار آفرین كه به رشته تحریر درآمده است، توصیه كردند و افزودند: عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر نه تنها یك ضربه عظیم بر پیكر ارتش بعثی بود بلكه ضربه اساسی بر پیكره‌ نظام استكبار جهانی بود كه در پشت سر ماشین جنگی صدام قرار گرفته بودند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: اخبار سیاسی، سخنان مقام معظم رهبری،     | نظرات()

آیا علمای با تقوا هیچ مشکلی با دراویش نداشته‌اند؟

انتشار این برگه ها با این هدف صورت می گیرد تا محورهای مطرح شده توسط آوایی در جلسه مذکور به گونه ای که مصلحت نماینده اقتضا می کند اطلاع رسانی شود و تقابل دو دیدگاه و دو تفکر به تقابل میان نماینده و امام جمعه آن هم یکی در جایگاه دفاع از مردم و دیگری در جایگاه طرد افراد خیّر و پارسا (بخوانید دراویش ذهبیه) تاویل و ترویج نماید.
 

مقدمه:

به دنبال افشای مواضع سید احمد آوایی در حمایت از دراویش ذهبیه در حضور امام جمعه محترم و فرماندار دزفول، اخیرا برگه های زنجیره ای از طرف دفتر نماینده دزفول تحت عنوان افشاگری در شمارگان وسیع تکثیر و منتشر گردیده است.

انتشار این برگه ها با این هدف صورت می گیرد تا محورهای مطرح شده توسط آوایی در جلسه مذکور به گونه ای که مصلحت نماینده اقتضا می کند اطلاع رسانی شود و تقابل دو دیدگاه و دو تفکر به تقابل میان نماینده و امام جمعه آن هم یکی در جایگاه دفاع از مردم و دیگری در جایگاه طرد افراد خیّر و پارسا (بخوانید دراویش ذهبیه) تاویل و ترویج نماید.

البته مردم هوشمند دزفول به فراست دریافته اند در طول شش سال اخیر جریانی استحاله شده با رها کردن خط ولایت و پیوستن به فتنه گران اموی و در تقابل با روحانیت اصیل و بسترسازی برای مسلط کردن دراویش و سکولارها بر گُرده مردم و فراموش کردن مشکلات مردم و لشکر جوانان متعهد و متخصص جویای کار، وجهه همت خود را حاکمیت مستبدانه بر مقدرات شهرستان قرار داده و برای همگان از جمله انقلاب، مسئولان، روحانیت، امام جمعه، مردم، متدینین تعیین تکلیف کرده و حتی در مقام یک فقیه و اسلام شناس، ادعا می کند علمای با تقوا هیچ مشکلی با اینها (دراویش) ندارند. جمله ای که هیچ کس قبل از او بر زبان نرانده و هیچ فردی در آینده بر زبان نخواهد راند. چرا که علاوه بر احادیث متعدد از ائمه معصومین در طرد و نفی صوفیه، تاکنون بیش از 200 کتاب مستقل در نقد تصوف و آراء صوفیان نگاشته شده که بسیاری از آنها را علمای بزرگ و فقهای جلیل القدر نوشته اند. همچنین درباره فرقه ذهبیه و خانقاه آنان دهها فتوا از مراجع معاصر صادر شده است.

آیا بر آوایی که در خانواده ای منتسب به فرقه ذهبیه و در دامان پدری صوفی و ذهبی بزرگ شده این حقیقت بزرگ نامکشوف مانده است؟ در این صورت باید این سخن امیرالمومنین (ع) در نامه ی سی ام نهج البلاغه را به او یادآور شد که «اِرجِع اِلی معرفهِ مالا تُعذَرُ بجَهاله» به شناخت چیزی اقدام کن که در ندانستن آن معذور نیستی.

و اگر می داند ولی وارونه قضاوت می کند بر عالمان و بزرگان و روحانیت اصیل و شجاع است که روشنگری کنند و مواضع بدعت و انحراف و گمراهی را برای مردم بنمایانند.

در همین مسیر است که رسانه جنوب، حسب قولی که در شماره گذشته داده است به انعکاس برخی از روایات ائمه معصومین (ع) و دیدگاه های علما و فتاوای مراجع درباره پدیده ی انحرافی صوفیه مبادرت ورزیده است. هر چند بررسی و استقصای نظرگاه همه ی عالمان بیدار و مرزبانان حریم ایمان، اخلاق و عقیده و احکام، فضای موسع و مفصلی را می طلبد.

آوایی: علمای با تقوا هیچ مشکلی با اینها (دراویش) ندارند!

1- امام حسن عسکری (ع) می فرماید: از امام جعفر صادق (ع) پرسیدند: ابوهاشم کوفی (موسس صوفیه) چگونه آدمی است؟ فرمود: وی شخصی فاسدالعقیده است که مذهبی را بدعت می گذارد که آن را تصوف می نامند و وی این مذهب را پناهگاهی برای عقیده زشت خود قرار داده است.

2- امام صادق (ع): صوفیه دشمنان ما هستند هر کس به سوی آنها اظهار تمایل کند از آنها محسوب می شود و با آنها محشور خواهد شد. زود است که عده ای از مدعیان دوستی ما اهل بیت نسبت به آنان تمایل خواهند نمود خود را به آنها تشبیه کرده و به نام و لقب آنها ملقب خواهند شد و گفته های آنان را تاویل و توصیه خواهند کرد. آگاه باش هر کس به آنها تمایل پیدا کند از ما نیست و من از او بیزارم.

3- استاد مطهری در پانزدهمین داستان از کتاب داستان راستان، مطلب جامعی را در رد طرز تفکر صوفیه به نقل از گفتگوی سفیان ثوری (یکی از صوفیه) با امام صادق(ع) آورده است که خواندن آن را به علاقه مندان توصیه می کنیم.

فتاوای مراجع عظام تقلید

فتواهایی که با علامت (*) مشخص شده اند ناظر به فرقه ذهبیه درفول و خانقاه آنها صادر شده است.

1- چون فتوایی که مرحوم آیت ا... العظمی بروجردی «ره» دربارة فرقه ذهبیه داده اند مربوط به سال 1330 شمسی و ناظر به استفتای مفصل یکی از پیوستگان به فرقه ذهبیه دزفول است لذا بخش اعظم این استفتاء را به جهت روشنگری در اینجا و فتوای آیت ا... بروجردی را در ادامه می آوریم.

متن استفتاء:

قریب دو سال است اشخاصی که نسبتاً سابقه خوب و ظاهری کاملا متشرع دارند خلاصه از مردمانی هستند که تمام اهالی اطمینان دیانتی و اخلاقی به ایشان دارند شب های شنبه و دوشنبه بطور نسبتاً لازم و سایر شب ها به استثنا شب چهارشنبه که تعطیل است جلسه دارند و اعمال و اذکاری می خوانند. بنده از ایشان خواستار شدم که در جلسه آنها شرکت کنم ابتدا حاضر نشدند بعد از مدتی گفتند باید شما تقاضایی بنویسید مبنی بر این که اینجانب می خواهم در این مجمع شرکت کنم به قول خودشان تقاضای دستگیری نمائید و درخواست شما را شیراز یا تهران که شعبه ای از شیراز است بفرستیم اگر قبول شدید آن وقت ورود شما در مجمع ممکن می شود به هر صورت این آقایان می گویند ما طریقه حقّة ذهبی را پیروی می کنیم و بطوریکه اظهار می کنند تمام بزرگان ایشان صاحب اجازه هستند که اولی ایشان را امام هشتم اجازه داده خلاصه بنده همین تقاضا را کردم درجواب دستوری دادند که ذیلاً بطور مسأله سئوال می شود و چون حقیر مقلّد شما هستم از شما سئوال می کنم آیا به این دستور می شود عمل نمود یا خیر یعنی آیا چنین دستوری از خانواده عصمت رسیده یا خیر؟

اینک صورت مسأله و دستور: بسمه تعالی  شأنه- بعد از غسل توبه از غفلت از حق، بعد از نمازهای عشا و صبح در هر کدام سیصد مرتبه بگوئید سبحان ا... العظیم و بحمده استغفرا... و بعد سیصد مرتبه بگوئید اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و فرجنا بهم، بعد از نمازهای پنج‌گانه تسبیح حضرت فاطمه زهرا علیها السلام فراموش نشود و خوانده شود از کلام ا... هر مقدار ممکن باشد روزانه قرائت شود که از روزی یک جزء کمتر نباشد. از کتب اولیا! هم در روز خوانده شود کمتر از 120 کلمه نباشد. اگر چنانچه تا حال در خواب و غیره حضور حضرات معصومین(ع) مشرف شده اند در موقع ذکر و عبادت همان جمال مبارک را در نظر بگیرید اگر چنانچه تا حال به این دولت نائل نشده اند تا موقع درک این نعمت وقت اشتغال به قلب متوجه باشند. اگر این توجه در همه حال باشد تا ملکه گردد خیلی اثرات دارد اواخر شب هم اگر اتفاقاً بیدار شدند یا عادت به بیداری داشته باشند از هر دو ذکر بعد از ادای دو رکعت نماز هر مقدار ممکن باشد بخواند ولی عددشان مطابق باشد. التماس دعا دارم.

بی مورد نیست جریان جلسه ایشان را هم عرض کنم که مطلب را کاملاً رسانیده باشم. عصرهای جمعه زیارت جامعه کبیره می خوانند. شب ها هم پس از نماز یومیه همان ذکر فوق را می خوانند (ذکر فوق ممکن است در بعضی تفاوت کند یعنی ممکن است بعضی دستور داشته باشند ذکر دیگر بخوانند)، بعد دو سوره و چند آیه از قرآن می خوانند بعد قدری اشعار از شمس تبریزی و شیخ عطار در مدح علی علیه السلام و سایر ائمه می خوانند. در موقع خواندن ذکر، اظهار مشاهداتی می کنند که بعضی از مشاهدات را مدرک می دانند و به آن عمل می کنند و عبارت مشاهدات ایشان این است که مثلاً حضرت مولا آمد و چه گفت و یا جناب پیر آمد و فلان چیز را گفت!

و مطلب دیگر این است که این آقایان سابقاً علاقه زیادی به نماز جماعت داشتند ولی از آن وقتی که این طریقه (ذهبیه) راگرفته‌اند کمتر به نماز جماعت حاضرمی شوند ولی نهی هم نمی‌کنند.

آیت ا... العظمی بروجردی:

«1- در موقع عبادت صورت پیغمبر صلی ا... علیه واله یا یکی از ائمه صلوات ا... علیهم را به نظر آورده شرک است و خداوند تعالی توبه از تمام گناهان را وعده قبول فرموده الّا شرک را- ان ا... لایغفر الا یشرک به و یغفر مادون ذالک لمن یشاء

2- اذکار و قرائت قرآن که نحو اطلاق استحباب آن از شرع رسیده اگر به اذن و تعیین عدد و اوقات مخصوص کسی تعیین کند و داعی بر عمل، اذن و تعیین آن شخص باشد تشریع و حرام است.

3- خوب است مردم بیدار باشند و به هر چیزی گوش ندهند.

استفتای دوم

جواب مسأله که راجع به طریقه حضرات ذهبی مرقوم داشته اید جایز است به اطلاع مردم و اشخاصی که وارد این طریقه هستند برسانم، یا نه؟

* آیت‌ا... العظمی بروجردی:

باسمه تعالی- البته هر فتوا نسبت به هر موضوعی داده می شود حکایت کردن آن برای غیر مانع ندارد، بلکه در صورت احتیاج غیر، لازم است. کتاب الحجه ص 131

استفتاء از آیت‌ا... العظمی گلپایگانی

س) چند ماهی است ضمن انجام تکالیف دینی، شب های جمعه برای دعا و انابه به درگاه خدا، در خانقاه شرکت می کنم چون مشاهده کردم به جز قرائت قرآن و دعا و ثنا و یک ذکری برای مولا، چیز دیگری در آنجا انجام نمی دهند. حالا رفتن من به آنجا ثواب دارد یا نه؟

بسمه تعالی- واضح است که معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر برای این باشند که گمان کنید آنجا خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد بدعت و حرام است و به علاوه این تشکیلات موجب تفرقه مسلمین و اختلاف و ضعف آنها می شود و ذکرهایی که در آنجا خوانده می شود اگر مدرک و سند معتبری نداشته باشد خواندنش به قصد ورود جایز نیست و اگر اعتبار آن با عقاید حقه موافق نباشد خواندنش مطلقاً حرام است. شما در وظایف خود به رساله های عملیه و در اذکار و ادعیه به کتب دعا مانند مفاتیح الجنان رجوع کنید.

سئوال: شرکت کردن در مجالس صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقای آنها چه صورتی دارد؟

حضرت آیت‌ا... العظمی خامنه ای:

جایز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه علیه السلام معتقدند چه بهتر است که اسم جداگانه ای را که لازم نیست بلکه مضّر است کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلک باشند.

حضرت آیت‌ا... العظمی مکارم شیرازی:

تمام فرقه صوفیه دارای انحرافاتی هستند و شرکت در فعالیت های آنان و کمک به اهدافشان جایز نیست.

فتوای دوم: تمام فرق صوفیه و از جمله فرقه ذهبیه احمدیه دارای انحرافاتی هستند و خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی بسیاری از مراکز آنان تعطیل شد. مسئوولین محترم دزفول هم نباید اجازه تاسیس یا تعمیر خانقاه تحت هر اسم و عنوانی به آنها بدهند. همیشه موفق باشد 29/2/78

* حضرت آیت‌ا... العظمی بهجت:

هر چه سبب تفرقه در بین مسلمانها باشد جائز نیست و آنچه در اسلام معروف است همان مساجد و حسینیه ها و امثال آنهاست و هر عنوانی که سبب تشکیل حزب و گروهی شود که مولد فرقه ای از 72 فرقه شود باطل است و تاسیس و ترویج آن جائز نیست. وا... العالم 26/10/83

حضرت آیت‌ا... العظمی سیستانی:

اجتناب از حضور در مجامع آنان و دور کردن مردم از آنها لازم است.

* حضرت آیت ا... فاضل لنکرانی: معبد مسلمانان مسجد است و رفتن به خانقاه اگر برای این باشد که گمان کنند خصوصیت و شرافتی بر سایر امکنه دارد صحیح نیست بلکه اگر به عنوان این بروند که آنجا شرعا پایگاه ذکر و مدح و منقبت است حرام می باشد لذا بر عموم مسلمانان است که برای امور عبادی، مذهبی و اعیاد موالید ائمه علیهم السلام در مساجد اجتماع کنند که «انما یعمر مساجد الله من آمن بالله» و شما هم در مقابله با این حرکت، طبق شرایط و مراحل امر به معروف و نهی از منکر عمل کنید. 13/2/78

* حضرت آیت‌ا... العظمی صافی گلپایگانی:

صوفیه با فرقه ها و انشعابات زیادی که دارند اگر چه در انحراف در یک سطح نیستند و بسا که برخی از آنها از ربقه ی اسلام شمرده نشوند در مجموع منحرف اند و عقاید خاصه ای که دارند غیر اسلامی است. بنابراین مشارکت در ایجاد بناها و مراکز تبلیغی آنها و شرکت در محافل آنها خلاف شرع و حرام است.

فتوای دوم: چون روش گروه مذکور برخلاف روش رسول اکرم (ص) و ائمه هدی (ع) است و در اسلام محلی به نام خانقاه وجود ندارد و بالاخره این روش، انحراف از طریقه متشرعه که متلّقاه از ائمه هدی (ع) است و موجب اضلال می باشد مباشرت در ساختن خانقاه و کمک مالی برای ساختن آن و همکاری با این گروه و موافقت با ساختن آن به هر شکل حرام است. خداوند مومنین را از فتن مضلّه محفوظ بدارد. وا... العالم لطف ا... صافی 19 المحرم الحرام 1420

حضرت آیت‌ا... العظمی تبریزی:

هر مسلمانی که برخلاف آنچه علمای شیعه در رساله های عملیه فرمودند عمل کند باطل است و ترویج و اعانت و شرکت در مجالسی که برخلاف آنچه علمای شیعه فرمودند تشکیل شود مشروعیت ندارد.

حضرت آیت‌ا... العظمی مدنی تبریزی:

1- شرکت در مجالس فرق صوفیه جایز نیست و بر جوانان عزیز امت اسلامی لازم است که هوشیاری خود را کاملا حفظ نمایند و با اینگونه فرقه ها که راهی جدا از قاطبه ی امت اسلامی طی می کنند همکاری ننمایند و در مجالس آنها که معمولا برای فریب جوانان است به هیچ وجه حضور پیدا نکنند. 2- تحت هیچ عنوان از عناوین خیریه کمک به آنها جایز نیست. 31/2/84

* حضرت آیت‌ا... سید علی شفیعی:

1) عرفان اسلامی دارای تفاوت ها و فرق های اساسی با تصوف می باشد که فرق عمده آنها همانا مخالفت و مباینت اصول تصوف با مبانی اصیل اسلام و تشیع است.

2) فرقه های گوناگون تصوف هر چند دارای مراتب مختلف و درجات شدت و ضعف می باشند لکن تماما جدای از اصول دینی و مذهبی بوده و تشرع ظاهری برخی از افراد که چه بسا معلول جهل و ناآگاهی هم باشد سودی نخواهد داشت چنانکه با وجود اشکالات اساسی و عقیدتی که با اصول شریعت دارند، انجام اعمال به ظاهر عام المنفعه دالّ بر مشروعیت آنان نبوده هر چند در دنیا آثار سطحی هم داشته باشند.

3) اصولا آنچه در قرآن کریم و لسان روایات اهل بیت علیهم السلام مطرح شده همانا مسجد است که با دست مبارک خاتم الانبیاء (ص) ساخته شده است لهذا عنوان خانقاه در متن اسلام وجود ندارد. بنابراین جز بدعت چیزی نیست و حدیث متواتر نبوی هم تعیین تکلیف فرموده که «کل بدعهٍ ضلال و کلُ ضلالهٍ سبیلها الی النار» لذا وظیفه شرعی همگان اعم از مسئولین و سایر اقشار محترم مردم مقابله و مبارزه با هر بدعت و ضلالت می باشد که در شرایط گوناگون به حسب موارد باید ابراز مخالفت و برخورد نمایند. خداوند همه مسلمین را به وظایف شرعیه عالم و عامل فرماید و از نفوذ استعمارگران و سلطه اجانب حفظ نماید. انشاءا...- الاحقر: سید علی شفیعی 30/11/83

س) سالهاست در دارالمومنین دزفول فرقه ای به نام ذهبیه احمدیه مشغول به فعالیت می باشند که البته امور عام المنفعه هم انجام می دهند لطفا بفرمایید:

1- این گروه مصداق بدعت هستند یا خیر؟

2- شرکت در مجالس این فرقه که در خانقاه خود برگزار می کنند چه حکمی دارد؟

3- استفاده از امور خیریه آنها جایز می باشد؟

* حضرت آیت‌ا... العظمی بهجت:

از این گروه ها که معمولا عقاید انحرافی دارند کلا باید اجتناب و دوری کرد.

* حضرت آیت‌ا... العظمی نوری همدانی:

این گروه دارای انحراف هایی هستند و شرکت در مجالس آنها جایز نیست و استفاده از کمک های آنها چنانچه موجب تقویت و ترویج آنان باشد نیز جایز نیست.

* حضرت آیت‌ا... العظمی علوی گرگانی:

1- این گروه از فرقه های صوفیه می باشند و از فرق ضاله هستند. بر مومنین و جوانان است که فریب اینگونه فرقه ها را نخورند. 2- جایز نیست و مومنین شایسته است که تبلیغات این فرقه ها را نقش بر آب کنند. 3- اگر موجب تقویت آنها باشد قطعا استفاده از این امور جایز نیست.

س) شرکت در مجالس ذکر و دعای فرقه های صوفیه از جمله ذهبیه احمدیه که در اماکنی همچون خانقاه و حسینیه و نام هایی از این دست که ویژه عبادت این فرق ساخته می شود چه حکمی دارد؟

کمک مادی یا معنوی (مثل دادن مجوز قانونی از طریق دولت) در ساخت و عمران اماکن عبادت و ذکر فرقه های منحرفی همچون ذهبیه احمدیه چه حکمی دارد؟

وظیفه مومنین نسبت به قصور و احیانا تعمد بعضی مسئولین در صدور مجوز قانونی (برای ساختن حسینیه احمدی) که هیچ وجهه شرعیه ای ندارد چیست؟

با توجه به قصور و اهمال مسئولین شهر دزفول، آیا از باب وظیفه نهی از منکر، تخریب این حسینیه که معبد فرقه ذهبیه احمدی و بدعتی آشکار در دین اسلام است چگونه است؟

* حضرت آیت ا... العظمی بهجت:

تاسیس و ترویج این قبیل اماکن و مجالس کلا جایز نیست و نهی از منکر و جلوگیری از آنها با احراز شرایط امر به معروف بر همگان واجب است.

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389    | توسط: علی    | طبقه بندی: دزفول و خوزستان،     | نظرات()

گفت‌وگو با آیت الله حاج شیخ محمّد آل اسحاق

 الآن طب دو بخش است: طبّ مافیایی و طبّ سنتی. طبّ سنتی  مثل تعلیم قرآن، مقدّس است و معلّم طبّ حقّ پول گرفتن ندارد. ما از اوّل در اینجا یك قِران از كسی پول نگرفتیم؛ نه برای تدریس و نه برای معالجه. اینجا هم مثل قضاوت و تعلیم قرآن نمی‌شود اجرت گرفت؛ [بلكه] دولت باید از بیت‌المال زندگی طبیعی و آبرومندی برای آنها تأمین كند. امّا طبّ مافیایی بر گرد گوسالة طلایی، یعنی پول طواف می‌كند. آنها تاكتیك‌هایی دارند؛ اوّلاً آنها می‌ترسانند؛ در مقابل در طبّ سنّتی طبیب تا مریض را می‌بیند می‌گوید: «بسم الله الرّحمن الرّحیم»، شفا دست خداست و طبیب بهانه است.
 
 
 
 
گفت‌وگو با آیت الله حاج شیخ محمّد آل اسحاق؛ مؤسّس و مدیر مجمع پژوهشگران طبّ سنّتی بوعلی سینا

اشاره

در هیاهوی كر كنندة مراكز گوناگون پزشكی، درست وسط این همه مطبّ دكترهای از فرنگ برگشته، این همه داروخانه، آزمایشگاه‌های عظیم بیمارستانی، این همه مجلّات پزشكی با مقالات فوق تخصّصی، توصیه‌های درمانی و... گوشه‌ای از خاكی كه روزی بوعلی سینا و زكریّا زاده شدند. خانه‌ای پُر از شكوفه‌های انار را می‌توانی بیابی كه در آن، هر روز به نام خدا و بی‌نیاز از خلق خدا به روی مریض‌های دكتر جواب كردة امروزی، باز است. از هر جای قم كه به یك تاكسی آشنا به شهر، بگویی مرا ببر مطبّ آیت‌الله آل اسحاق، او چند دقیقه بعد جایی در نزدیكی «جمكران» معروف به «زاویه» تو را پیاده می‌كند.

ساعت 10 صبح جمعه، روزی، با قرار قبلی برای انجام مصاحبه‌ای با آیت الله آل اسحاق، به منزل ایشان رفتیم. می‌گفت اگر دیروز اینجا بودید، می‌دیدید كه از كنار من تا داخل حیاط بزرگ خانه، به ردیف آدم ایستاده بود، برای طبابت...


  • چه شد كه شما به حوزة طبّ روی آوردید و در ادامة تحصیلات حوزوی خود، طبّ را انتخاب كردید؟ در این زمینه آیا خودتان كار كردید، یا استاد داشتید؟

من در «مسجد امام قم» حدیثی شنیدم و به این دلیل جذب طبّ شدم. آن حدیث این بود: «العلم علمان؛ علم الأدیان و علم الأبدان؛1 دو علم از همة علوم ارزش و اهمّیت بیشتری دارد. اوّل علم دین و مذهب و دوم علم الأبدان (علم طب).» من ابتدا مدّتی در «حوزة زنجان» و قم بودم و بعد به «نجف» به دنبال علوم دینی رفتم. آخرین مرحله را برای شما عرض می‌كنم، امام خمینی(ره) تازه به قم آمده بود و [تدریس] مكاسب را شروع كرده بود. من كه می‌خواستم به ایران بیایم آیت‌الله سیّد نصرالله مستنبط، كه به جای آقای خویی نماز جماعت می‌خواند و مورد اعتماد همه بود و طلبه‌ها به او اقتدا می‌كردند تا ساعت 12 شب، سه مرتبه به منزل ما آمد و گفت: فلانی، علمای نجف به تقوا و علم تو ایمان دارند. تو بیشتر از یك وجب تا مرجعیّت فاصله نداری. من می‌دانم تو می‌روی و جذب امام كه به ضدّیت با سلطنت و شاه معروف بود، می‌شوی و دیگر برنمی‌گردی؛ نرو. من گفتم: تابستان است و ما می‌خواهیم به ییلاق برویم؛ چون نجف گرم است. گفت: این بهانه است. تو می‌روی و دیگر برنمی‌گردی.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: طب اسلامی،     | نظرات()