آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری

آیت الله سیّد علی شفیعی

مرحوم رئیس المحدّثین، شیخ صدوق(ره) در كتاب شریف «اكمال الدّین» روایت می‌كند از سعید بن جبیر كه او گفت: شنیدم از سیّد العابدین، حضرت علیّ بن الحسین(ع) كه می‌فرمود:

«در وجود امام قائم ما چند سنّت از سنّت‌های پیامبران وجود دارد. یك سنّت از حضرت آدم و یكی از نوح و د یگری از ابراهیم و یكی از موسی و دیگری از عیسی و سنّتی از ایّوب و سنّتی از حضرت محمّد(ص)، امّا سنّت مأخوذ از آدم و نوح همان طول عمر است. سنّت از ابراهیم استتار زایمان و دوری از مردم می‌باشد. سنّت موسی همانا ترس و غایب بودن. سنّت عیسی اختلاف عقاید مردم دربارة او. سنّت ایّوب گشایش پس از بلاهای الهی و سنّت مأخوذ از پیامبر اكرم(ص) قیام مسلّحانه است.»1

این نشانه‌‌های متعدّد از پیامبران پیشین چون در امام زمان(ع) جمع گردد، او خود تنها مجمع انبیا می‌گردد كه خود برهان قاطعی است بر حقّانیت امام مهدی(ع) و اینكه او بقیّـ[ السّلف الصّالح است و آینة تمام نمای انبیای قبل اوست كه بدین وسیله آخرالزّمان را به اوّل الزّمان پیوند می‌زند و این خود حقیقتی ارزشمند است كه در دیگران یافت نمی‌شود.

فأمّا من آدم و من نوح فطول العمر...
امّا نشانه و علامت موجود در قائم(ع) از حضرت آدم و حضرت نوح، طول عمر و درازی مدّت زندگانی آنان است.

1. حضرت آدم ابوالبشر(ع):
او سر حلقة انبیای الهی و نخستین فرد انسان از نسل بشر كنونی و اوّلین فرد مصرّح و یاد شده در قرآن كریم است.
علّامه محدّث جزایری در كتاب «النور المبین فی قصص الانبیا و المرسلین» (معروف به قصص الانبیای محدّث جزایری) از كتاب اكمال الدّین شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) و او از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند كه فرمود: «آدم ابوالبشر 930 سال عمر كرد.»

اكنون ملاحظه و مقایسه7 می‌شود كه ما فعلاً و تا این تاریخ كه در سال 1431 ق. هستیم و امام زمان(ع) ما در سال 255 ق. ولادت یافته است. پس عمر مبارك ایشان تا این تاریخ به 1176 سال می‌رسد.

حال نمی‌خواهیم بگوییم طول عمر مهدی(ع) از عمر آدم(ع) گذر كرده و افزون شده است؛ با اینكه چنین است؛ زیرا تشبیه میان آدم و مهدی(ع) اجمالاً از جهت اصل درازی عمر است نه از جهت تطابق دقیق عمر هر دو. منظور امام چهارم(ع) این است كه آدم ابوالبشر هنگامی كه عمر او به بالای 900 یا پایین هزار سال (یا بالای هزار سال) رسید و هر كس آن را شنیده یا خوانده، تعجّب نكرده، چگونه است كه عمر طولانی حضرت مهدی(ع) را مورد استنكار یا استعجاب قرار می‌دهند؟

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

می آیی و لبخند می نشانی بر لب پابرهنه ها

حسین قدیانی

عنکبوت صبر» تارش پاره شده آقا. از «ثور غیبت» بیرون بیا. رحمی کن به ما. گناه داریم. ما طفل معصوم بشریتیم و بی‌تو که آقای مایی، چون می‌مانیم به کودکان یتیم. آینه تویی و ما بی‌تو، دل‌مان برای خودمان تنگ می‌شود و آدینه تویی و جمعه‌های ما خسته‌اند از جمله‌های تکراری غیبت. کوچ کرده‌ای از کوچه ظهور و بی‌تو چه سخت می‌گذرد روزگار ماه. دیرکنی، می‌ترسم عادت کند پرستو به هجرت و عشق به پاییز و آدمی به غیبت. دیر کنی، شب‌پرستی تبدیل به مد روز می‌شود و فردا خلاصه در امروز می‌شود. دیرکنی، یاس بوی یأس می‌گیرد و لاله پرپر می‌شود و شقایق دلش می‌گیرد. زودتر بیا آقا. پژمرده شد بال پروانه و شکست دل شمع، از بس نیامدی. سینه ستاره‌ها آتش گرفته است و آه ماه بالا گرفته. زودتر بیا آقا. ای سید و مولای ما، زودتر بیا. این همه ریسه را به عشق تو کشیده‌ایم و کودک گردوفروش فکر می‌کند اگر تو بیایی، روزگارش بهتر می‌شود. زودتر بیا آقا. ما طفل معصوم بشریتیم. گناه داریم. دست‌مان به جایی بند نیست. صدای‌مان به جایی نمی‌رسد. زودتر بیا آقا. تو هرچه بگذرد، جوان می‌مانی. ما داریم پیر می‌شویم و زود به زود دیر می‌شویم. زودتر بیا آقا. عجله کن. اینجا آخرالزمان است اما خبری از امام زمان نیست. ابوسفیان هست و معاویه هست و عمروعاص هست و معاریو و بی‌بی‌سی همه هستند و علی نیست. شب هست و خورشید نیست. تاریکی هست و نور نیست و ماه باید به تنهایی جور غیبت را بکشد. زودتر بیا آقا. طلوع کن خورشید، لااقل به خاطر دل ماه که آه دارد و حتی چاه ندارد. علی است اما عمار ندارد. فرمانده است و یار ندارد و من مانده‌ام وقتی دل ماه می‌گیرد با چه کسی درد دل می‌کند. دیدم بغض او را در نماز آدینه و دلم شکست و بی‌تو، چرا برای دشمن رجز بخوانم. راستش را که بخواهی ما تنهاییم و اگر دست خدا بر سر ما نبود و خامنه‌ای رهبر ما نبود، دل‌تنگی غروب آدینه می‌کشت ما را. زودتر بیا آقا. قول می‌دهیم تکذیبت نکنیم. ما عالم نیستیم. دفتر و دستک نداریم. شاگرد نداریم. ادعای فضل نداریم. ما عامی هستیم و درد داریم و در راه ولایت، فقط یک جان ناقابل. جان ما آنقدر ارزشی ندارد که وقتی تو بیایی احساس خطر کنیم. وقتی تو بیایی ما دنبال سهم نیستیم. آن روز اصلا وقت سهم‌خواهی نیست. سهم‌خواهان اما دنبال سهم‌شان حتی از تو می‌گردند و اگر سهم‌شان ندهی که می‌دانم نمی‌دهی، تکذیبت می‌کنند و تو را دیکتاتور می‌خوانند و آمدنت را خرافه می‌نامند. اینجا جماعتی منتظر آمدن تو نیستند. صف کشیده‌اند تا با تو عکس بگیرند و بسط نشسته‌اند تو با کدام پرواز می‌آیی تا با تو در یک قاب قرار بگیرند. زود‌تر بیا آقا که ناکثین با ذوالفقار در یک قاب نمی‌گنجند و ناکسینی که در شب دل ماه را خون کردند، غلط کردند اگر در سحر، منتظر خورشید باشند. اینها منتظرند اما انتظار بازگشت آمریکا را می‌کشند و هر شب با BBC و VOA همبستر می‌شوند و آن وقتی که ستاره‌ها دارند دعای عهد می‌خوانند، اینها در گوش چپ طفل نامشروع تقلب، ورد سقیفه می‌خوانند. اینها استاد تکذیب‌اند و با تکذیب ماه، دارند تمرین می‌کنند که چگونه خورشید را تکذیب کنند. زودتر بیا آقا. خدا ما را دوست داشت که تو را از چشم دشمن دور کرد والا اینها تو را هم کشته بودند اما زودتر بیا آقا. مهم‌ترین نشانه ظهور تو، دل بی‌تاب ماست و اینکه دیگر قرار از دست داده‌‌ایم.
***
به دلم افتاده آقا می‌آید. دیگر خبری در راه نیست؛ مردی در راه است؛ از کوچه پس کوچه‌های روزگار. «۹ دی» ظهور آن مرد را جلو انداخت و خورشید دید که حتی در غروب و در غیبت هوادار دارد. ما که به عشق ماه حماسه می‌آفرینیم برای خورشید چه خواهیم کرد. آری، ما ستاره‌ها به امید زنده‌ایم. امید ما دارد جوانه می‌زند. سَحَر را نمی‌توان سِحر کرد. از جادو، کاری ساخته نیست. خورشید ما جای دوری نرفته. همین جاست. کمی طوفان بیاید، ابرها به کناری خواهند رفت. ما در «۹ دی» نسیم بودیم و نوازش دادیم تن گلبرگ را. باد بودیم و بر انداختیم شب‌پرستی را. فتنه دیگر، طوفان خواهیم کرد و با دست خدا، ابرها را جا به جا می‌کنیم و همراه با مقتدای‌مان حضرت ماه به خورشید، سلام می‌کنیم. السلام ای امام خوبی‌ها. بیا که دل‌مان برای تو تنگ شده. بیا که ما هم هوس امام کرده‌ایم. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت آفتاب! ما ممنون ماهیم. چه خوب به نیابت از تو، هوای نور را داشت و پاسداری کرد از آیین روشنایی. در این مدت که تو نبودی، ای حضرت مهدی! ما گاه گاهی که دل‌مان  برای تو تنگ می‌شد، نگاه می‌کردیم به نائب‌ات. امام معصوم نبود اما چه خوب بر آمد از پس ناکثین. علی نبود اما دشمنانش بدتر از معاویه بودند. علی نبود اما چه بسیار طلحه و زبیر داشت که نه طلحه الخیر بودند و نه سیف‌الاسلام. فقط با خمینی عکس داشتند اما ما همه وقت‌مان صرف این شد که ملت برتر از قوم حجاز باشیم و وقت نکردیم عکس یادگاری بگیریم. ما عامی هستیم و پیامبر امی بود و تو ای امام آخرالزمان، خواهی آمد به زودی. به زودی زود و لبخند را آشتی خواهی داد با لب پا برهنه‌ها.

http://ghadiany.com/

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

عوامل پیروزی حضرت مهدی(ع)

علی اكبر حسنی
در ضمن بررسی ویژگی‌های حكومت جهانی حضرت مهدی(عج)، این سؤال مطرح است كه با وجود جهان‌خوارانِ تا دندان مسلّح و ارتش‌های عظیم و منظّم و پیچیده و سلاح‌های فوق مدرن الكترونیكی و تكنیك برتر ابرقدرت‌ها و سلاح‌های هسته‏ای و طرح‌های جنگ ستارگان و ... پیروزی جهانی ‏برای امام زمان(ع) چگونه میسّر است؟

اصولاً چون چنین پیروزی عظیمی، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نیست، ‏باید دید زمینه و عوامل چنین پیروزی‌ای چیست و راه آن كدام است؟ در این بحث ‏به عوامل پیروزی آن حضرت در این قیام جهانی و فتح نهایی عالم توسط ایشان می‏پردازیم و با توجّه به روایات و احادیث رسیده، این عوامل را بررسی می‏كنیم.

در ضمن ‏بررسی ‏ویژگی‌های ‏یاران حضرت مهدی(ع) و خصوصیّات لشكریانش به این نكته برمی‏خوریم كه آنان «منصور بالرّعب‏» هستند.

منصور بالرّعب بودن، یعنی آنكه پیروزی آن حضرت ظاهراً در سایة رعب و وحشتی است كه در دل دشمنان، از او و لشكریانش ایجاد می‏شود و آنها از قدرت و پیروزی‌های او به قدری به هراس می‏افتند كه توان استقامت ‏خویش را از دست می‏دهند یا تسلیم می‏شوند و سلاح‌ها را بر زمین می‏گذارند و فرار می‏كنند و این خود زمینة پیروزی و فتح بدون درگیری و خونریزی و جنگ را برای آن حضرت فراهم می‏سازد.

دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامی و درگیری با امام، سلاح‌های خود را بر زمین می‏گذارند و با بلندكردن پرچم سفید، تسلیم می‏شوند و از پیشاپیش لشكر او می‏گریزند.

در تاریخ از این گونه پیروزی‌ها دیده شده كه سپاهی با مشاهدة قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب شده و سرانجام قبل از رسیدن لشكر، خود را تسلیم می‏كردند.

پیامبر اكرم(ص) طبق شواهد تاریخی و آیات قرآن از این موهبت ‏برخوردار بوده و در مواردی ‏صلابت و ابهّت آن حضرت و تصمیم و ارادة شكست‏ناپذیر او دل‌های دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پریشان ساخته است و پیش از درگیری یا به مجرّد رویارویی، شكست‏ خورده و پا به فرار نهاده یا تسلیم شده‏اند.

پیامبر اعظم(ص) در «غزوة بدر» با اقلیّتی غیر مجهّز و بسیار كم در برابر سپاهی مجهّز و چندین برابر، نه تنها ایستاد؛ بلكه به پیروزی جالبی هم رسید و این خود از مواردی است كه دشمن با رعبی كه در دلش از پیامبر اكرم(ص) توسط خداوند افتاد و با دادن بیش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسیران زیاد، پا به فرار گذاشت. ابوسفیان در این باره می‏گوید: به محض ‏رساندن كاروان به مكّه به سرعت‏ به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس می‏گفتم: بایست! می‏گفت: علی(ع) سوار بر اسب مرا تعقیب می‏كند.

در جنگ خندق پس از محاصرة مدینه توسط نیروهای قریش و احزاب و عبور عمرو بن‏ عبدود و همراهان او از خندق و رجزخوانی عمرو، اضطراب و دلهره‏ای بین مسلمانان رخ داده بود كه به تعبیر قرآن «و زلزلوا زلزالاً شدیداً»1 و فریاد «متی نصرالله‏» سر می‏دادند.

آنگاه كه حضرت علی(ع) عمرو را با یك ضربت از پا درآورد و پیامبر(ص) فرمود: «ضربةعلی یوم الخندق افضل من عبادة ‏الثّقلین‏» ترس و رعب عجیبی در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

آیا امام زمان (عج) در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد؟


 




ابراهیم شفیعی سروستانی

یکی از پرسش‌های مطرح دربارة امام مهدی(عج) این است که آیا آن حضرت در دوران غیبت یاران و همراهانی دارد یا خیر؟ در پاسخ این پرسش باید گفت: از برخی روایات و سخنان دانشوران بزرگ شیعه چنین برمی‌آید که در این دوران، گروه‌های برگزیده‌ای از مؤمنان راستین، مسئولیت یاری امام عصر(ع) و انجام دستورهای ایشان را برعهده دارند.

برای روشن‌تر شدن این موضوع، ابتدا به برخی از این روایت و سخنان اشاره می‌کنیم و در ادامه نیز به بررسی طبقات مختلف یاران آن حضرت می‌پردازیم.


   1. بررسی روایات و سخنان علمای شیعه


در روایتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «صاحب این امر [امام مهدی(ع)] ناگزیر از کناره‌گیری است و او در [زمان] کناره‌گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.»1

از این روایت برمی‌آید که در دوران غیبت، حداقل سی نفر در خدمت امام مهدی(ع) هستند و آن حضرت را یاری می‌کنند. در روایت دیگری که از آن بزرگوار نقل شده است، ایشان به ترکیب یاران آن حضرت اشاره کرده، می‌فرماید: «سیصد و اندی به عدد اهل بدر، بین رکن و مقام با قائم بیعت می‌کنند. در میان آنها، برگزیدگان (نجبا) از اهل مصر، مردان صالح و پرهیزکار (ابدال) از اهل شام و نیک مردان (اخیار) از اهل عراق وجود دارند.»2

اگرچه این روایت دربارة زمان ظهور است، ولی از برخی کلمات بزرگان می‌توان استفاده کرد که همین گروه‌ها در دوران غیبت هم در خدمت آن حضرت هستند.
شیخ کفعمی(ره) در حاشیة كتاب «المصباح» خود در شرح بخشی از دعای «ام داوود» كه در آن از «اوتاد» و «ابدال» سخن به میان آمده است،3 مطلبی نقل می‌کند که در زمینة پرسش مورد نظر ما بسیار راهگشاست. ایشان می‌گوید:

«گفته شده است زمین هرگز از [یک] قطب، چهار نفر از اوتاد، چهل نفر از ابدال، هفتاد نفر از نجبا و سیصد و شصت نفر از صالحان خالی نمی‌ماند. پس قطب همان مهدی است که درود خدا بر او باد. اوتاد هم کمتر از چهار نفر نخواهند بود؛ زیرا جهان مانند خیمه‌ای است و [امام] مهدی مانند عمود این خیمه و اوتاد طناب‌های آن هستند. البته گاهی اوتاد از چهار نفر هم بیشتر می‌شوند. ابدال بیش از چهل نفر، نجبا بیش از هفتاد نفر و صالحان بیش از سیصد و شصت نفرند. چنین به نظر می‌رسد که خضر و الیاس از اوتاد و پیوسته پیرامون  قطب هستند.»4

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

امام زمان(ع)؛ متعلّق به همه است!

 از جمله نعمت‌های باطنی و ارزشمند که خداوند به ما ارزانی داشته و ما آن گونه که شایسته است قدر آن را نمی‌دانیم، نعمت وجود امام زمان(ع) است. ایشان متعلّق به گروه یا فرقة خاصّی نیست؛ او متعلّق به همه است. او واسطة رحمت و فیض الهی است. هر کس هر چه دارد، به برکت وجود اوست، امّا اکثر مردم او را نمی‌شناسند و با وی ارتباط ندارند.



  • استاد  شیخ  مرتضی آقا تهرانی
تمامی نعمت‌های خداوند را می‌توان در دو گروه قرار داد؛ برخی از این نعمت‌ها مادّی وظاهری و برخی دیگر غیر مادّی و باطنی هستند.
«وَ اَسبَغَ عَلَیکُم نِعَمَهٌ ظاهِرَةً و باطِنةً؛
نعمت‌های ظاهر و باطن را بر شما سرازیر کرده است.»

نعمت‌های باطن، از نعمت‌های ظاهر ارزشمندترند. نعمت‌های ظاهر، همین چیزهایی هستند که با چشم سر می‌بینیم و متوجّه می‌شویم؛ امّا نعمت‌های باطنی مثل نعمت«هدایت» با چشم ظاهر دیده نمی‌شوند.

خدای متعال در قبال هیچ نعمتی بر بندگان خود منّت ننهاده، امّا در مورد خلقت پیامبر(ص) مسئله به گونة دیگری است. او این نعمت را به رایگان نداده است. او می‌خواهد تمام بندگانش قدر این نعمت را بدانند. خداوند در قبال نعمت هدایت و ولایت رسول اکرم(ص) بر مسلمان‌ها و حتّی غیر مسلمان‌ها منّت می‌نهد و بر ماست که نعمت باطنی«هدایت» و «ولایت» را قدر بدانیم. اگر امیرالمؤمنین(ع) را دوست می‌داریم، باید قدر این نعمت را بدانیم؛ ما نه توان آن را داریم که مانند امیرالمؤمنین(ع) شویم و نه توان آنکه به معنی حقیقی کلمه، شیعة او باشیم، امّا آن حضرت و دیگر امامان را دوست می‌داریم و در این مسیر گام می‌نهیم.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 اردیبهشت 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدویت و دموکراسی

اعلامیه‌ای که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در 10 دسامبر 1947 م. به نام «اعلامیة جهانی حقوق بشر» تصویب کرد، اساسش همان «اعلامیة حقوق بشر»ی است که در مقدمة قانون اساسی 1791 فرانسه گنجانده شده است و قصه‌ای دور و دراز دارد. اساس این اعلامیه مبتنی بر نظریة «حق طبیعی» است که آن نیز خود مبتنی بر «فردباوری» (individualism) می‌باشد.
 

اشاره:

به نظر می‌رسد در حال حاضر، فرهنگ مهدوی در جامعة ما با آسیب‌های مختلفی روبروست که می‌توان آنها را در ذیل دو عنوان کلّی دسته‌بندی کرد:

1. عوام‌زدگی و سطحی‌نگری؛
2. روشنفکرزدگی و تأویل‌گرایی.

تفکر دوم که بیشتر با موضوع این نوشتار مرتبط است، جهان پیرامون خود را از منظر مدرنیسم می‌نگرد و سعی در تجزیه و تحلیل حقایق آن بر مبنای علوم تجربی و انسانی غربی دارد. از همین روست که در این اندیشه، برداشت‌ها از قیام و انقلاب مهدوی(ع)، صبغة روشنفکرانه یافته، با شاخصه‌های دموکراسی لیبرال ارزیابی می‌گردد.

در این اندیشه تلاش می‌شود که روایات مربوط به ظهور و حوادث پس از آن، به گونه‌ای تأویل و توجیه شود که با چارچوب‌های به ظاهر علمی ارائه شده در دوران مدرن تعارض و تهافتی پیدا نکند!1 هر یک از دو اندیشة فوق آثار و پیامدهای مخرّبی برای اندیشة مهدوی و فرهنگ انتظار داشته و لطمات جبران‌ناپذیری بر کارکردها و آثار آن وارد می‌سازد. با این مقدمه به بررسی کتابی می‌پردازیم که چندی پیش با عنوان «چکیده اندیشه‌ها»(آشنایی با دیدگاه های آیت الله صانعی) از سوی «مؤسسة ثقلین» به چاپ رسیده و در آن مطالب قابل تأمّلی در زمینة «ارتباط مهدویت و دموکراسی» مطرح شده است.

       1. مهدویت و دموکراسی

در صفحة 63 این رساله تحت عنوان «مهدویت و دموکراسی» می‌خوانیم:
«امروز کسانی طرفدار مهدویت و منتظر ظهور مصلح به حساب می‌آیند که در جهت برقراری صلح جهانی تلاش و کوشش نمایند و مروّج واقعی دموکراسی و حقوق بشر باشند و حرکتشان در مسیر علم و دانش باشد».

در این جملات نویسنده به طور واضح، انتظار فرج را به ترویج دموکراسی و حقوق بشر تأویل می‌برد!
برای اینکه خواننده گمان نکند از دموکراسی و حقوق بشر چیزی غیر از همین مقولات شایع در زمان ما ـ که همة محصول غرب مدرن می‌باشند ـ منظور است چند جملة دیگر از این رساله کوچک را در این‌باره می‌آوریم:

«من براساس مذهب شیعه معتقدم اصل بر کرامت و بزرگواری انسان استوار است و روزی سرشار از عدالت برای بشریت فرا خواهد رسید که ستمگران از جوامع طرد می‌شوند یا به خود می‌آیند و افکار مخالف آزادی و عدالت انسانی از بین خواهد رفت. روند تحوّلات جهانی به‌خصوص پس از جنگ جهانی دوم و تدوین منشور حقوق بشر و حقوق ملل نیز نشانه‌هایی از همین مدّعاست».2
 
پس به نظر نویسنده، تدوین منشور حقوق بشر، شروع حرکت بشر به سمت آن روز سرشار از عدالت (ظهور) بوده است! همچنین بیان شده:

«همة انسان‌ها منتظر یک مصلح حقیقی هستند که جهان را سرشار از صلح و عدالت می‌کند. امروز بشریت به طرف زمینه‌سازی ظهور مصلح در حرکت است و شاید مهم‌ترین نشانه آن هم، نفرت انسان‌ها از جنگ و خشونت و طرفداری از حقوق بشر، عدالت و صلح باشد».3

اینجا نیز به طور واضح طرفداری از اعلامیة حقوق بشر، زمینه‌سازی ظهور مصلح معرفی شده است!
ایشان همین سازمان‌های بین‌المللی و مجامع به ظاهر طرفدار حقوق بشر را مقدمة آمدن منجی می‌خواند:

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 فروردین 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

میعاد و موعود

 انسان از ابتدا در حال تکامل، ترقی و تعالی بوده و به سوی بهتر شدن گام برداشته است. آدمی مطمئن است که شرایط برتر برای او امکان‌پذیر است و از همین رو برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. اگر آن‌گونه که برخی اعتقاد دارند، بشر رو به سقوط و نابودی داشت یا جهان در حال پس رفت و حرکت قهقرایی بود و در امور مختلف به وضع نامطلوب‌تر راه می‌پیمود، انسان با امید و قدرت و ایمان، برای آینده تلاش نمی‌کرد.
 
 

امام موسی صدر

اندیشه ظهور مهدی(ع) به شیعیان اختصاص ندارد، این عقیده در کتب روایی همة مذاهب اسلامی یافت می‌شود. صدها و هزارها روایت دلالت دارند و ثابت می‌کنند که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اگر حتی یک روز از جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می‌گرداند، چندان که مردی از اهل بیت(ع) من، هم‌نام و هم‌کنیة من، ظهور کند و زمین پر از ظلم و بیداد را از عدل و قسط پر کند». این حدیث در همة مذاهب اسلامی متواتر است. انتظار منجی، انتظار روح حق و انتظار یک حادثة عظیم در همة مذاهب و ادیان وجود دارد. این اندیشه از حوزة فعالیت‌های دینی فراتر رفته، فعالیت‌های تکوینی را نیز شامل می‌شود. هرگاه به تلاش انسان‌ها در حوزه‌های گوناگون نظری افکنیم، مشاهده می‌کنیم که در همة عرصه‌ها، همچون علم، فلسفه، ادبیات و تجارب اجتماعی، نظام‌ها و مقررات رو به کمال دارند و در همة مسائل زندگی به سوی اوضاع و احوال برتر پیش می‌روند. گرچه آدمی گاهی می‌لغزد، گاه اشتباه می‌کند و منحرف می‌گردد، امّا این لغزش‌ها، در حرکت اصلی زندگی بشر و در روند کلی آن، اموری جزئی‌اند. انسان از ابتدا در حال تکامل، ترقی و تعالی بوده و به سوی بهتر شدن گام برداشته است. آدمی مطمئن است که شرایط برتر برای او امکان‌پذیر است و از همین رو برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. اگر آن‌گونه که برخی اعتقاد دارند، بشر رو به سقوط و نابودی داشت یا جهان در حال پس رفت و حرکت قهقرایی بود و در امور مختلف به وضع نامطلوب‌تر راه می‌پیمود، انسان با امید و قدرت و ایمان، برای آینده تلاش نمی‌کرد. زنجیرة مستحکم علم از حوزه‌های مختلف علمی و نظام‌های اجتماعی می‌جوشد. تلاش‌هایی که برای تجربه‌اندوزی در حوزه‌های اجتماعی و نیز در نجوم، ابزار و وسایل و حمل و نقل به عمل می‌آید، همه و همه، آیندة بهتر را نوید می‌دهند، آینده‌ای که در آن همة افراد بشر توان و امکانات و شایستگی خود را برای رسیدن به زندگی سعادتمندانه به کار می‌گیرند.

در حال حاضر، تنها بخشی از توان انسان یا به تعبیر بهتر، بخش اندکی از توانایی بشر در راه زندگی به کار می‌رود و بخش عمدة استعدادها و همچنین اغلب افراد همواره خارج از گود هستند و توان و شایستگی آنان برای زندگی و سعادت انسانی، برای رسیدن به قلّه در تلاش است. امّا کدامین قله؟ کمال آن است که همة انسان‌ها با تمام شایستگی‌ها ـ نه فقط با توان مادی یا فکری ـ در جهت خیر و صلاح بشریت تلاش کنند. شکی نیست که این نظام، همانند یک آرزو، بر فکر و اندیشة هر انسان تلاشگری سایه افکنده است. عقیدة شیعه به امام مهدی(ع) در حقیقت انتظار برانگیزاننده و بشارت‌دهندة این آینده است، آینده‌ای که آرزوی همه و آیندة همه است. من قصد ندارم در تفصیل و توضیح این عقیده وارد شوم، بلکه به «بُعد تربیتی» آن خواهم پرداخت.

نوشته شده در تاریخ شنبه 22 اسفند 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

معرفت امام زمان(ع)؛ چیستی، چرایی و چگونگی

 «ای اباخالد! به خدا سوگند بنده‌ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نكند تا اینكه خدا قلبش را پاكیزه كرده باشد و خدا قلب بنده‌ای را پاكیزه نمی‌كند تا اینكه تسلیم محض ما شده و با ما آشتی كرده باشد. پس چون با ما از در آشتی درآمد، خدا از حساب سخت نگاهش دارد و از هراس بزرگ روز رستاخیز ایمنش سازد».


اشاره:
همة ما كم و بیش تاكنون در مورد لزوم «معرفت امام زمان(ع)»، مطالبی خوانده یا شنیده‌ایم و به اجمال می‌دانیم براساس روایات قطعی و تردیدناپذیری كه از پیامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) نقل شده، نداشتن معرفت نسبت به امام زمان(ع) به منزلة مرگ در زمان جاهلیّت؛ یعنی مردن در حال كفر و شرك است. همچنین از جایگاه و نقشی كه در آموزه‌های اسلامی برای امامان معصوم(ع) ترسیم شده است، شناخت داریم، ولی شاید بسیاری از ما نسبت به كمّ و كیف و لوازم این معرفت چندان آگاه نباشیم و به درستی ندانیم كه چه شناخت تفصیلی باید نسبت به امام عصر خود داشته باشیم. این وضعیت برای كسانی كه همة افتخار خود را در پذیرش امامان معصوم و اعتقاد به امام عصر(ع) می‌دانند، هرگز زیبنده نیست. از این رو، همه باید در حدّ توان و درك خود برای رسیدن به سطحی قابل قبول از شناخت و معرفت امام بكوشیم و معرفت اجمالی خود را به معرفت تفصیلی تبدیل كنیم.
عید غدیر، عید امامت و ولایت، فرصت ارزشمندی برای شناخت بیشتر امامان(ع) و مروری بر دانسته‌هایمان در این زمینه است. با تبریك این عید سعید، توجّه شما را به مقاله‌ای كه به این مناسبت تهیه شده است، جلب می‌كنیم.

1. معنای لغوی و اصطلاحی امام

الف) معنای لغوی
امام، واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا، سرپرست و مقتداست.1 راغب اصفهانی دربارة این واژه می‌نویسد: «امام كسی است كه به او اقتدا می‌شود، چه شی‌ء مورد اقتدا انسان باشد كه به گفتار و كردارش اقتدا شود یا كتابی باشد یا شی‌ء دیگری، چه این اقتدا حق و صواب باشد و چه باطل و ناصواب».2

برخی دیگر از لغت‌نگاران نیز چنین معنایی را از امام ارائه داده‌اند.3 برخی متكلّمان كه به معنای لغوی این واژه پرداخته‌اند، نوشته‌اند: «معنای لغوی واژة امامت آن است كه دیگری مورد تبعیّت و پیروی قرار گیرد؛ یعنی رئیس باشد و امام كسی است كه مورد تبعیت و اقتدا قرار می‌گیرد. از آن جهت كه در مفهوم امامت تبعیّت و اقتدا نهفته است، به كسی كه نماز جماعت برگزار می‌كند امام گویند؛ زیرا مردم در قیام و ركوع و سجده و تشهّد به وی اقتدا كرده و از او تبعیت می‌كنند، بنابراین او مورد تبعیّت است».4

بنابراین، امامت در لغت به معنای رهبری و ریاست امّت است كه طبعاً نوعی تبعیّت و پیروی گروهی را به همراه دارد.
از آنچه گفتیم می‌توان دریافت كه واژة امامت از یك سو «پیشوایی و راهبری» و از سوی دیگر «تبعیّت و پیروی» را می‌رساند، ولی اینكه این پیشوایی و پیروی در چه حوزه و قلمروی باشد یا در چه بعدی از ابعاد زندگی انسان مطرح شود، از مفهوم لغوی واژة امامت خارج است؛ همچنان‌كه عمومیّت یا اختصاص در حوزه‌ای كه تبعیّت و پیشوایی انجام می‌شود از این واژه استفاده نمی‌شود. همچنین این واژه به خودی خود تعیین‌كنندة بار ارزشی مثبت یا منفی نیست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

توصیه‌ها و اندرزهای آیت الله العظمی بهجت(ره)

علت غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم
سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم، زیرا دستمان به او نمی‌رسد، وگرنه اگر در میان ما بیاید و ظاهر و حاضر شود چه كسی او را می‌كشد؟! آیا جنّیان آن حضرت را می‌كشند، یا قاتل او انسان است؟! ما از پیش در طول تاریخ ائمه(ع) امتحان خود را پس داده‌ایم كه آیا از امام تحفّظ و اطاعت می‌كنیم یا اینكه او را به قتل می‌رسانیم؟! انحطاط و پستی انسان به حدّی است كه قوم حضرت صالح(ع) ناقة صالح را با اینكه وسیلة ارتزاق و نعمت آنها بود، پی كردند، چنان‌كه قرآن كریم دربارة آن می‌فرماید: «لها شربٌ و لكم شرب یوم معلوم،6 یعنی، یك روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، آن ناقه، یك روز آب چاه را می‌خورد و در عوض به آنها شیر می‌داد! بنابراین، همان‌گونه كه ممكن است عقلاً خزینه و انبار نعمت خود را نابود كنند، همچنان كه ناقة صالح را كشتند، امكان دارد كه ما انسان‌های عاقل(!) نیز امام زمان(ع) را كه تمام خیرات از او است و از ناقة صالح بالاتر و پرفیض‌تر است برای اغراض شخصیة خود به قتل برسانیم!

لزوم احتیاط در فتنه‌های آخرالزّمان

سؤال: از حضرت رسول(ص) دربارة آخرالزّمان و فتنه‌های آن نقل شد كه فرموده‌اند: تشخیص تكلیف در آن زمان مشكل است. پس چه باید كرد؟
جواب: اگر به دست آوردن تكلیف مشكل باشد، احتیاط كردن كه مشكل نیست، باید توقّف كرد و احتیاط نمود. ریختن خون مردم، هتك اَعراض [آبروهای] آنها و از بین بردن اموال و دین آنها شوخی نیست، برای ما اتمام حجّت شده است.

گویا به كلی از «عین الله الناظرة» غافل هستیم!

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بندگانی هستند كه علم و صوابشان مطرد (فراگیر) است، یعنی با داشتن مقام عصمت نه خطا می‌كنند و نه خطیئه و امام زمان(ع) «عین الله النّاظرة و اُذنه السّامعة و لسانه النّاطق، و یده الباسطة؛ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادة خداوند است و از اقوال، افعال، افكار و نیّات ما اطلاع دارد؛ مع ذلك گویا ما، ائمه(ع) و به خصوص امام زمان(ع) را حاضر و ناظر نمی‌دانیم، بلكه گویا مانند عامّه، اصلاً زنده نمی‌دانیم و به كلّی از آن حضرت غافل هستیم!

اشراف امام(ع) بر اعمال بندگان

گویا بنا بر این است كه در عمل، خدا، نادیده گرفته شود، با اینكه در روایت «كافی» دارد كه: «در هر شهری عمودی از نور است كه امام(ع) اعمال بندگان را در آن می‌بیند یا ملَكی برای او خبر می‌آورد».1 همچنین «روح القدس» مؤیّد او با او است، غیر از آن روحی كه هر سال یك بار در شب قدر بر او نازل می‌شود.2 بنابراین، اگر مثلاً پرده‌ای هم دور عمل خود بكشیم، فایده ندارد و دید امام(ع) نافذتر است و در برابر چشمان واقع بین او مانع و حائل ایجاد نمی‌كند. همچنین در رؤیت امام(ع) مقابله و محاذات (هم‌سویی) شرط نیست، بلكه هر جا كه نشسته، بر أرضین سفلیٰ و سماوات سبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ اشراف دارد. خداوند متعال می‌فرماید:
«و آتیناه الحكم صبیّاً؛3 در حال كودكی، حكم را به او عطا كردیم» و نیز می‌فرماید: «قال إنّی عبدالله آتانی الكتاب و جعلنی نبیّاً؛4 گفت: من بندة خدایم، خداوند به من كتاب عطا كرده و مرا پیامبر قرار داده است. اگر مسئلة امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می‌رود؛ زیرا چه آیتی بالاتر از امام(ع)؟ امام آیینه‌ای است كه حقیقت تمام عالم را نشان می‌دهد.

حدیث ثقلین و اثبات غیبت امام زمان(ع)

«حدیث ثقلین» از ادلّة اثبات غیبت امام زمان(ع) است، زیرا در آن حدیث می‌فرماید: «إنّهما لن یفترقا،5 قرآن و عترت از هم جدا نمی‌شوند»، یعنی، چه حاضر باشند یا غایب، اگر كسی این حدیث را تحقیق و معنای آن را تحصیل كند، مسئلة غیبت خیلی برای او واضح خواهد بود؛ زیرا در غیر این صورت، «لزم الإنفكاك بین القرآن و العترة؛ لازمة آن جدایی بین قرآن و عترت خواهد بود».


ماهنامه موعود شماره 101

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

«گشایش» در «انتظار» است

 ابو بصیر می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدایت شوم این گشایش كی فرا می‌رسد؟ آن حضرت فرمودند: «ای ابا بصیر! آیا تو از آن گروه هستی كه به دنبال دنیایند؟ هر كس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش برای او گشایش حاصل می‌شود».


قطعاً تا كنون دربارة فضیلت انتظار فرج مطالب بسیاری شنیده و خوانده‌اید. امّا نكته‌ای كه شاید شنیدن آن برای شما تازگی داشته باشد این است كه از دیدگاه اهل بیت عصمت و طهارت(ع) «انتظار فرج» یا «چشم به راه گشایش بودن» به خودی خود، در عصر غیبت برای منتظران مایة گشایش، نجات و رستگاری است و از این‌رو شیعیان به جای گله و شكایت از طولانی شدن غیبت و سختی‌ها و رنج‌های این دوران باید تلاش كنند كه منتظران خوبی باشند تا همین انتظارشان، «فرج» را در عصر غیبت برای آنها به ارمغان آورد.
برای روشن‌تر شدن این موضوع، چند روایت را با هم مرور می‌كنیم.

ابو بصیر می‌گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: فدایت شوم این گشایش كی فرا می‌رسد؟ آن حضرت فرمودند: «ای ابا بصیر! آیا تو از آن گروه هستی كه به دنبال دنیایند؟ هر كس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش برای او گشایش حاصل می‌شود».1

امام رضا(ع) نیز در پاسخ حسن بن جهم، كه از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش می‌پرسد، می‌فرمایند: «آیا تو نمی‌دانی كه چشم به راه گشایش بودن، خود [جزئی] از گشایش است؟» او در پاسخ می‌گوید: «نمی‌دانم، مگر اینكه شما به من بیاموزید». آن حضرت با دیگر می‌فرمایند: «آری، انتظار گشایش، [جزئی] از گشایش است».2

بر اساس همین نگرش است كه در روایت‌های متعدّدی تأكید شده كه برای منتظران واقعی تفاوتی ندارد كه ظهور را درك كنند یا نكنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنان‌كه در روایتی از امام صادق(ع) می‌خوانیم: «هر كس بمیرد در حالی كه منتظر این امر باشد، همانند كسی است كه با حضرت قائم(ع) و در خیمه‌اش بوده باشد...»3

در این‌باره روایت دیگری از امام رضا(ع) نقل شده است. حضرت می‌فرمایند: «چقدر زیباست صبر و انتظار فرج، مگر سخن خدای تعالی را نشنیده‌اید كه می‌فرماید: «و ارتقبوا إنّی معكم رقیب»4و «فانتظروا انّی معكم من المنتظرین؛5 و انتظار برید كه من [هم] با شما منتظرم». پس صبر پیشه كنید، فرج و گشایش پس از ناامیدی خواهد آمد و گذشتگان شما صبوتر از شما بودند».6

از دیگر اسرار گشایش در امور، در زمان غیبت امام معصوم(ع) «وقف نمودن خود برای ایشان» است.
این مطلب به زیبایی هر چه تمام‌تر، در فرمایش امام باقر(ع) به عبدالحمید واسطی مورد تأكید قرار گرفته است؛ وقتی او از سختی دوران انتظار سخن گفت، به او فرمودند: «ای عبدالحمید، آیا گمان می‌كنی كسی كه خودش را وقف خدای عزّوجلّ كند، خداوند فرجی برای او قرار نمی‌دهد؟! آری؛ به خدا قسم قطعاً و یقیناً خداوند برای او فرج و گشایشی قرار می‌دهد. خدا رحمت كند بنده‌ای را كه خود را وقف ما گرداند. خدا رحمت كند بنده‌ای را كه امر ما را زنده بدارد».7

در ادامة همین روایت، عبدالحمید واسطی از امام باقر(ع) می‌پرسد: اگر من قبل از آنكه ظهور حضرت قائم(ع) را درك كنم، از دنیا بروم چه خواهد شد؟ حضرت در پاسخ به او بشارتی را برای منتظران واقعی امام عصر(ع) به طور كلّی نوید می‌دهند: «هر كس از شما بگوید كه اگر قائم آل محمّد(ص) را درك می‌كردم، ایشان را یاری می‌نمودم، چنین كسی همچون كسی است كه با شمشیر خود در پیش روی ایشان بجنگد، بلكه (بالاتر)، به منزلة كسی است كه همراه ایشان شهید شود».


ماهنامه موعود شماره 104

پی‌نوشت‌ها:

1.كلینی، الكافی، ج1، ص371، ح3.
2. شیخ طوسی، كتاب الغیبـة، ص276.
3. بحارالانوار، ج52، ص126، ح18.
4. سورة هود (11)، آیة 93.
5. سورة اعراف (7)، آیة 71.
6. بحارالانوار، ج 52، ص129.
7. صدوق، كمال‌الدّین و تمام النعمة، باب 55، ح2

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()