جزیره خضرا، افسانه یا واقعیت؟!

شخصی به نام «زین‏الدّین علی بن فضل مازندرانی»، در سال 690 ق. از سرزمین «بربر»، طی سفری به اقیانوس اطلس، سه روز با كشتی در دل آب، حركت می‏كند تا به جزایر روافض (شیعیان) می‏رسد. در آنجا مطلع می‏شود كه جزیره‏ای به نام جزیرة خضرا وجود دارد كه فرزندان حضرت ولی‏عصر(ع) در آنجا زندگی می‏كنند. وی مدت چهل روز در همان محل اسكانش می‏ماند. پس از چهل روز، هفت كشتی حامل مواد غذایی، از جزیره خضرا، به این جزیره می‏آید.


یكی از موضوع‏های مرتبط با زندگی و شخصیت امام مهدی‏(ع) كه در مجامع مختلف درباره آن پرسش می‏شود، موضوع «جزیره خضرا» است. بسیاری می‏پرسند آیا واقعاً امام زمان‏(ع) در این جزیره دوردست در اقیانوس اطلس زندگی می‏كند؟ آیا چنان‌كه برخی می‏گویند: یاران و فرزندان آن حضرت نیز در این جزیره‏اند؟ و... در پاسخ این پرسش‏ها باید گفت كه موضوع «جزیره خضرا» به عنوان محل اقامت و زندگانی حضرت ولی‏عصر(ع) در عصر غیبت كبری، برگرفته از حكایتی است كه عالمان شیعه، درباره استناد آن، اتّفاق‏نظر ندارند؛ گروهی آن را پذیرفته و در نتیجه معتقد به وجود جزیره خضرا هستند و جمعی، آن را بی‏اعتبار دانسته و اساساً وجود چنین جزیره‏ای را رد می‏كنند. در اینجا برای روشن‏تر شدن موضوع به بررسی این دیدگاه‏ها مهم‏ترین دلایل دو گروه می‏پردازیم.
 

 1. دیدگاه موافقان

 این گروه از عالمان شیعه حكایت جزیره خضرا را این‏گونه نقل می‏كنند:
 شخصی به نام «زین‏الدّین علی بن فضل مازندرانی»، در سال 690 ق. از سرزمین «بربر»، طی سفری به اقیانوس اطلس، سه روز با كشتی در دل آب، حركت می‏كند تا به جزایر روافض (شیعیان) می‏رسد. در آنجا مطلع می‏شود كه جزیره‏ای به نام جزیرة خضرا وجود دارد كه فرزندان حضرت ولی‏عصر(ع) در آنجا زندگی می‏كنند. وی مدت چهل روز در همان محل اسكانش می‏ماند. پس از چهل روز، هفت كشتی حامل مواد غذایی، از جزیره خضرا، به این جزیره می‏آید. ناخدای كشتی، او را با نام و نام پدرش، صدا می‏زند و می‏گوید: «مشخصات تو را به من گفته‏اند و اجازه داده‏اند كه تو را به جزیره خضرا ببرم». آنگاه او را به آنجا می‏برد. پس از شانزده روز دریانوردی، سرانجام به «آب‏های سفید»ی می‏رسند و ناخدا توضیح می‏دهد كه این آب‏ها، مانند «سور بلد» (دیوار شهر) جزیره را در بر گرفته است و كشتی‏های دشمنان، هرگز نمی‏توانند از آنها بگذرند و به بركت وجود حضرت ولی‏عصر(ع) در آن غرق می‏شوند.

 سپس به جزیره خضرا می‏رسد. در آنجا جمعیت انبوهی را با بهترین لباس‏ها و نیكوترین وضع مشاهده می‏كند و شهری بسیار آباد، با درختانی سرسبز و انواع میوه‏ها و بازارهای بسیار و ساختمان‏های مجلل از سنگ‏های شفاف رخام می‏بیند. شخص بزرگواری به نام سیّد شمس‏الدّین كه او را نوة پنجم امام زمان‏(ع) معرفی می‏كنند، مسئول تعلیم، تربیت و اداره جزیره خضرا و نایب خاص حضرت‏(ع) در آن جزیره است. او مستقیماً از امام‏(ع) فرمان می‏گیرد، ولی آن حضرت را نمی‏بیند و تنها، هر صبح جمعه نامه‏ای به خط امام‏(ع) در نقطه معینی گذاشته می‏شود كه در آن، اوامر آن حضرت و آنچه تا یك هفته مورد نیاز خواهد بود، نوشته شده است.
 
علی بن فاضل، مدت هجده روز، در آن جزیره اقامت می‏كند، و از محضر سیّد شمس‏الدّین، استفاده می‏كند و پس از آن، به او دستور می‏رسد كه به وطنش بازگردد. 1
 
علی بن فاضل، آنچه را از سخنان سیّد شمس‏الدّین، استفاده می‏كند در كتابی به نام الفوائد الشّمسیّه گرد می‏آورد و ماجرای تشرف خود را برای تنی چند از عالمان معاصر خویش بازگو می‏كند.

«فضل بن یحیی طیبی»، نویسنده قرن هفتم هجری قمری، در 11 شوال 669 ق، این حكایت را از زبان علی بن فاضل در شهر حلّه می‏شنود و آن را در كتابی با نام جزیرة الخضراء گرد می‏آورد. این كتاب، از سوی عالمان زیر مورد توجه واقع شده است:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

صفات امام

 شش ویژگی به ما عطا شده و در هفت ویژگی از دیگران برتری یافته‌ایم: علم، حلم، جوانمردی، فصاحت، شجاعت، و محبت در قلب‌ها به ما عطا شد. و برتری یافتیم به اینكه: پیامبر برگزیدة خدا حضرت محمد(ص) از ماست، صدّیق از ماست، طیّار از ماست، اسدالله و اسدالرسول از ماست، و سرور زنان جهانیان حضرت فاطمة بتول (سلام الله علیه) از ماست، و دو فرزند این امت و دو سرور جوانان اهل بهشت از مایند8.

شناخت امام
عظمت مقام امامت، ایجاب می‌نماید، كسی كه حائز آن می‌شود از بالاترین صفات كمالی برخوردار باشد زیرا امامت، جایگاه راهبری، هدایت و نیابت رسول اللّه(ص) است. به همین دلیل، دربارة كسی كه به این مقام راه می‌یابد، ویژگی‌های ممتازی بیان شده است و لذا هر كس در پی كسب شناخت امام باشد، ناگزیر از جست‌وجوی این ویژگی‌هاست و هركس واجد آن باشد، امام خواهد بود و در غیر این صورت، نه.

در كتاب امام مهدی(ع)؛ ردّی بر مدعیان امامت آمده است:
«... پس میان ایشان و برادران، پسرعموها و همة خویشاوندانشان تمایزی آشكار قرار داده شده كه به واسطة آن حجت ‌‍[خدا] از احتجاج‌شدگان و امام از مأموم بازشناخته می‌‌شود. از جمله اینكه آنان را در برابر گناهان عصمت بخشیده، از عیب‌ها به دور، از آلودگی‌ها پاك، و از شبهات عاری ساخته و ایشان را نگاهبانان علم‌اش، امانتداران حكمت‌اش و جایگاه سرّش قرار داده و به وسیلة برهان‌ها حمایت‌شان نموده است. در حالی كه اگر چنین نبود، همة مردم با هم یكسان بودند و هر كسی می‌‌توانست مدّعی امر خدا باشد»1.

اكنون، در ادامه متونی را كه ویژگی‌های جامع امامت را بیان كرده مرور می‌كنیم و سرانجام به دو ویژگی ممتاز عصمت و علم خواهیم پرداخت.

صفات امام
حضرت امیرالمؤمنین، امام علی(ع) در روایتی می‌فرمایند:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

راهكار عملی ارتباط با حضرت صاحب (عج)

حاج اسماعیل دولابی
« ... در حرم حضرت اباعبدا... (ع) در بالاسر حضرت همه چیز حل شد و هر چه را می خواستم به من عنایت كردند، ... دیگر اتاق ما شد بالای سر ضریح حضرت و تا سی سال عزا خانه ابا عبدا... (ع) بود و اشخاصی كه به آن جا می آمدند، بی آنكه لازم باشد كسی ذكر مصیبت بكند، می گریستند.

بر اثر عنایات حضرت اباعبدا... (ع) كار به گونه ای بود كه خیلی از بزرگان مثل مرحوم حاج ملا آقا جان، مرحوم آیت ا... شیخ محمد تقی بافقی و مرحوم آیت ا... شاه آبادی، بدون این كه من به دنبال آنها بروم و از آن ها التماس و درخواست كنم، با علاقه خودشان به آنجا آمدند. به هر تقدیر همه عنایاتی كه به من شد از بركات امام حسین (ع) بود. از راه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید، ولی راه امام حسین (ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند. چون كشتی امام حسین (ع) در آسمان های غیب خیلی سریع راه می رود، هر كس در سیر معنوی خود حركتش را از آن حضرت آغاز كند، خیلی زود به مقصد می رسد »

اینك بنگرید گوشه ای از بیانات قدسی آن رادمرد و الهی را درباره امام زمان (ع) و راهكار عملی ارتباط با آن حضرت:« اگر كامل شود و محبت به حد كمال برسد، طوری می شود كه حضرت در ظاهر ببیند یا نبیند، در یقین او اثر ندارد، بلكه در هر وقت با قلب خود او را مشاهده می كند. مثل پیامبر (ص) و اویس قرنی كه به ظاهر اصلاً‌ یكدیگر را ندیدند، اما هرگز از هم جدا نبودند. كسی كه غیبت و حضور حضرت حجت برایش یكسان باشد، به حضرت راه پیدا می كند .»


منبع:

طیب، مصباح الهدی، صص 11ـ13، و نیزص 319.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدویت از دیدگاه آیت‌الله‌العظمی بهجت

 اهل‌بیت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر كدام متوسل شود از دیگری جواب می‌گیرد. البته مصالحی در كار است همچنان‌كه حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ایشان، به حضرت امیر(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله  داده‌اند. زیرا مجری امور در این زمان آن حضرت است؛ نه فقط به لحاظ ظاهری بلكه به لحاظ ولایت باطنی نیز «نزدیك‌ترین ائمه به ما حضرت حجت(عج) می‌باشد.


محسن قنبریان

  • اشاره:
بی‌تردید حضرت آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت كه از مفاخر زندة تشیع است، برای بسیاری  شناخته شده‌اند. ایشان كه شیخ الفقهاء این عصرند از بزرگان اهل عرفان عملی نیز به شمار می‌آیند. شهادت بزرگان معرفت چون میرزا علی آقای قاضی، امام خمینی، آیت‌الله بهاءالدینی و ... بر این مطلب صحّه نهاده و ده‌ها نقل كرامت عملاً ایشان را بین خاص و عام شهرة این مقامات نموده است. لكن سلوك خاصّ ایشان؛ كم حرفی و فقدان تألیفات موجب شده كه سخنانی از ایشان نقل و گاه به شكل گلچین چاپ شود كه نوعاً فاقد نظمی منطقی و ارائة یك نظام منسجم به خواننده می‌باشد.

نبودن چنین تقدیر نظام‌مندی از فرمایشات ایشان منجر شده گاه شایعاتی پیرامون موضوعات مختلفی از جمله مسائل پیرامون مهدویت در بین مردم رواج یابد و پس از مدتی انكار و تكذیب گردد. در این مقاله به دنبال دسته‌بندی و ارائه فرمایشات به ظاهر پراكندة معظمٌ له دربارة موضوع مهدویت هستیم. علی‌القاعده منابع اصلی ما نیز همان كتاب‌هایند لذا نمی‌توان ادعا كرد توانسته باشیم به همة ابعاد نظر ایشان دربارة این موضوع مهم دست یافته باشیم. اما اهمیت مطلب از یك سو، و اهمیت، ارجمندی و وجاهت صاحبِ نظر از سوی دیگر ما را بر آن داشت تا همین اندك را هم دریغ نورزیم و آن را توشة راه نماییم. بدین منظور، مطالب را در چهار بخش مرتبط به هم تقدیم می‌داریم.

1. وضعیت امام غائب(عج)

آیت‌الله بهجهت چونان سایر عالمان شیعی، امام را بزرگ‌ترین آیت حق، «آینه‌ای كه تمام عالم را نشان می‌دهد»1، «ولیّ نعمت‌ها و مجرای رساندن فیض به ما»2 دانسته، دربارة امام عصر(ع) می‌فرمایند: «اهل‌بیت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر كدام متوسل شود از دیگری جواب می‌گیرد. البته مصالحی در كار است همچنان‌كه حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ایشان، به حضرت امیر(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله  داده‌اند. زیرا مجری امور در این زمان آن حضرت است؛3 نه فقط به لحاظ ظاهری بلكه به لحاظ ولایت باطنی نیز «نزدیك‌ترین ائمه به ما حضرت حجت(عج) می‌باشد».4 آیت‌الله بهجت به رغم اینكه آن حضرت را مالك كرة زمین و واسطة همة ارزاق و خیرات به ما ‌دانسته‌، اما دربارة وضعیت ایشان چنین می‌گوید:

«چه مصائبی بر امام زمان(عج) ـ كه مالك همة كرة زمین است و تمام امور به دست او انجام می‌گیرد ـ وارد می‌شود، و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از این مطلب غافل‌ایم و توجّهی نداریم.»5 همچنین در جایی دیگر از دست‌بسته بودن امام سخن می‌گوید. و مثال او را مثال ناقة صالح می‌خوانند. «ما از غم‌خوار، هادی، حامی و ناصر خود قدردانی و شكرگزاری نمی‌كنیم و واسطة خیر را پی می‌كنیم كه: «فعقروها».6

پس به عكس آنچه برخی عوام تصور دارند، امام غائب، فارغ از ما، در نعمت و سرور و در باغی خوش آب و هوا منزل ندارد بلكه در صبری جان‌كاه روزگار می‌گذراند. حضرت غائب(عج) عجب صبری دارد با اینكه از تمام آنچه كه ما می‌دانیم و نمی‌دانیم اطلاع دارد و از همة  امور و مشكلات و گرفتاری‌های ما باخبر است...7. خدا عجب صبری به ولی‌عصر(ع) داده كه هزار سال است می‌بیند بر سر مسلمانان چه بلاهایی می‌آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می‌آورند، و همه را تحمل می‌كند.8

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

خانه مهدی(ع) كجاست؟

در برخی دیگر از روایات نیز ذكر شده كه حضرت مهدی(ع) قبل از ظهور در «ذی‏طوی» به سر می‏برد و آن‏گاه كه اراده الهی بر ظهور آن حضرت تعلق گیرد از آنجا وارد مسجدالحرام می‏شود.
قائم(ع) در میان گروهی به شمار اهل بدر ـ سیصد و سیزده تن ـ از گردنه ذی‏طوی پایین می‏آیند تا آنكه پشت خود را به حجرالاسود تكیه می‏دهد و پرچم پیروز را به اهتزاز درمی‏آورد.



اشاره:

پنهان زیستی امام مهدی(ع) نه تنها چگونگی زندگی آن حضرت را در هاله‏ای از اسرار فرو برده كه بسیاری از موضوعات مربوط به حیات آن امام را نیز جزو امور پنهان نظام هستی قرار داده است.
یكی از مهم‏ترین این امور پنهان، محل زندگی آن حضرت در طول غیبت ایشان است. از این رو بسیاری علاقه‏مندند بدانند كه خورشید پنهان در كدامین بخش از این كره خاكی به گذران عمر می‏پردازد و به بیان دیگر كدامین قسمت از زمین این منزلت را دارد؟
در این مقاله تلاش شده كه به این پرسش پاسخ داده شود.


میلیون‌ها انسان عاشق و شیفته صدها سال است كه در هر پگاه آدینه زبان به ندبه می‏گشایند و این‏گونه می‏سرایند:
 
ای كاش می‏دانستم در چه جایی منزل گرفته‏ای و چه سرزمین و مكانی تو را دربر گرفته است! آیا در كوه رضوایی و یا جای دیگری و یا در ذی‏طوی هستی؟ دشوار است بر من كه مردمان را ببینم و تو دیده نشوی.1

حال برای روشن شدن این موضوع، پای به گلستان كلام معصومین(ع) می‏گشاییم و با سیری در كلام نورانی ایشان از آن انفاس قدسی برای حل این معما استمداد می‏طلبیم.

با یك نگاه كلی در این بوستان پر طراوت به چهار دسته روایت در این موضوع برمی‏خوریم كه هر یك، محل زندگی آن حضرت را در دوره‏ای از حیات پر بركت ایشان به تصویر كشیده است. اگر چه در مورد برخی دوره‏ها صراحت و روشنی بیشتری وجود دارد و برخی از دوره‏ها بنا بر عللی به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است.
این دوره‏ها عبارتند از:

  1. دوران زندگی با پدر بزرگوار خود امام حسن عسكری(ع) (255ـ260ق)

شكی نیست كه آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسكری(ع) دیده به جهان گشود و تا پایان عمر شریف پدر خود در كنار آن حضرت می‏زیست.
این دوران بنا بر قول مشهور از نیمه شعبان سال 255ق آغاز و در هشتم ربیع‏الاول سال 260ق پایان یافت.

علاوه بر نقل موثق تاریخی، افراد فراوانی از این حادثه بزرگ پرده برداشته‏اند:
شیخ صدوق(ره) در كتاب شریف كمال الدین و تمام النعمه ـ كه یكی از مهم‏ترین كتابهای نگاشته شده در موضوع مهدویت است ـ داستان ولادت حضرت مهدی(ع) را این‏گونه نقل كرده است:
 
حكیمه، دختر امام جواد(ع) گوید: امام حسن عسكری(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش كه شب نیمه شعبان است و خدای متعال امشب حجت خود را كه حجت او بر روی زمین است ظاهر سازد. گفتم: مادر او كیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدای شما شوم اثری در او نیست. فرمود: همین است كه به تو می‏گویم. آمدم و چون سلام كردم و نشستم نرجس آمد كفش مرا بردارد و گفت: ای بانوی من و بانوی خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی. از كلام من ناخرسند شد و گفت: ای عمه جان! این چه فرمایشی است؟ بدو گفتم: ای دخترجان! خدای متعال امشب به تو فرزندی عطا فرمایدكه در دنیا و آخرت آقاست...2 .

آن‏گاه به صورت مفصل داستان را ذكر كرده است. این روایت از مهم‏ترین روایات درباره ولادت حضرت مهدی(ع) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدی(ع) در خانه امام عسكری(ع) در سامرا دارد.

«ضوء ابن علی» از مردی از اهل فارس كه نامش را برده نقل می‏كند كه:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

ارتباط معنوی با ساحت مقدس مهدوی (ع)

حجت الاسلام محمود عالی

زمانی كه از ارتباط معنوی سخن می‌گوییم، اصولاً این نوع ارتباط، در مقابل ارتباط فیزیكی مطرح می‌شود.

ارتباط معنوی از لحاظ رتبه‌ای، بسیار بالاتر از ارتباط فیزیكی است. اگر كسی به ارتباط معنوی برسد ولو حضرت را به ظاهر نبیند، ضرر نكرده است و اگر كسی به این ارتباط معنوی نرسد ولو اینكه ایشان را ببیند، نفعی نبرده است.
این ارتباط فیزیكی و ظاهری یا دیدن حضرت، اگرچه سعادت بزرگی است و دعاهایی هم، چون:
اللّهم أرنی الطلعة الرشیدة
خداوندا آن چهرة ارجمند را به من بنمایان.

 در این زمینه داریم ولی هدف نیست و در روز قیامت هم ما را بازخواست نمی‌كنند كه چرا حضرت را ندیدی. ولی اگر ارتباط معنوی با حضرت نباشد، آن طرف بازخواست می‌كنند. چون مقصود و هدف، همین ارتباط است. البتّه باید توجه داشت هدف نهایی، قرب پروردگار است و قرب پروردگار بدون ارتباط معنوی كه همان ارتباط ولایی و معرفتی با امام زمان(ع) است، حاصل نمی‌شود.

در ابتدا باید مقدمه‌ای را ذكر كنم:

از فرهنگ اهل بیت(ع)، به دست می‌آید كه لطف خداوند متعال كه بر عالم نازل می‌شود، محصول بلاهایی است كه بر سر انبیا و اولیا می‌آید یعنی آنها زیر بار سنگین‌ترین بلاها می‌روند و به بركت آن بلاها، چیزی از رحمت خدای متعال نصیب ما می‌شود.

روایتی از وجود مقدس حضرت امام صادق(ع) است كه فرموده‌اند: حضرت یوسف(ع) از نه سالگی، آن بلاها را تحمل نمود (ربوده شدن، افتادن درون چاه، بردگی، ماجرای زلیخا، زندان و...) اما در این بلاها صبر جمیل كرد تا اینكه به واسطة او، امتی مورد رحمت خدای متعال قرار گرفت؛ به طوری كه وقتی بلاها و آزمایش‌ها تمام شد، خشك‌سالی هم از بین مردم مصر رفت و حضرت یعقوب(ع) نیز كه در دوران غیبت غافل نبود و اشك می‌ریخت، به مقاماتی رسید. البته بیشتر از همه خود یوسف(ع) مورد رحمت خداوند سبحان قرار گرفت. پس می‌توانیم از این روایت، یك قاعدة كلی دربیاوریم. رشدهایی كه مردم در طول دوران به دست آورده‌اند، بر اساس همین قاعده است. یعنی بلاهای اولیا، سبب رشد مردم شده است. اگر از حضرت امیر(ع) می‌شنوید كه وقت نماز خواندن، تیر از پایشان بیرون می‌كشند یا اینكه هر شب هزار ركعت نماز می‌خوانند، اینها بالاترین عبادات حضرت نیست. بالاترین عبادت ایشان، آن سختی‌ها و بلاهایی است كه می‌كشند و این بلاها را صبورانه تحمل می‌كنند و هیچ شكایتی هم نمی‌كنند و بالاترین عبادت ایشان، آن ماجرایی است كه پس از رحلت پیامبر اكرم(ص) برای ایشان درست كردند كه در پشت در، آن طور با خانمشان رفتار كردند، در حالی كه خود حضرت هیچ كار نتوانستند بكنند. اگر پیامبر اكرم(ص) فرمود: «ضربة علیٍّ یوم الخندق أفضل من عبادة الثقلین؛ ضربة (شمشیر) علی(ع) در روز جنگ خندق (و كشتن عمروبن عبدود) از همة عبادات جن و انس با فضیلت‌تر است» اینها بالاترین عبادت حضرت نیست. بالاترین عبادت ایشان، غصب خلافت و شهادت همسرشان است. در آن روز حضرت امیر(ع) نه تنها ایستادند كه پشت در خانمشان را بزنند، بلكه اجازة شهادت حضرت را دادند و این خیلی سنگین بود. خانم فاطمة زهرا(س) هیچ كاری را بدون اذن حضرت امیر(ع) انجام نمی‌دادند. حالا در این وقت اگر ایشان در را باز می‌كند، حتماً به اذن شوهرشان بوده است. چون اولاً وقتی مرد در خانه باشد، زن برای باز كردن در نمی‌رود و ثانیاً این مورد، اصلاً یك مورد عادی نبود. هم حضرت زهرا(س) و هم حضرت امیر(ع) می‌دانستند چه كسانی پشت در آمده‌اند و می‌دانستند كه اینها قصد اهانت دارند. «زمخشری» در كشاف نقل می‌كند:

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

دانستی‌هایی دربارة فرهنگ مهدویت

«بقیة‌الله» یكی از القاب معروف حضرت مهدی(ع) است. بقیة‌الله، یعنی بقیه و بازماندة خلفای خدا در زمین ـ از انبیا، یا كسانی كه خدا به وسیلة ایشان بندگانش را باقی می‌دارد و مورد رحمت قرار می‌دهد ـ از برخی روایات معصومین(ع) فهمیده می‌شود كه این لقب، بر همة خاندان رسالت اطلاق می‌شود و همة ایشان بقیة‌الله هستند؛

چنانكه در «زیارت جامعة كبیره» از امام هادی(ع) نقل شده است:

سلام بر امامان فرا خواننده [به سوی حقّ]، رهبران هدایت، سروران صاحب ولایت، حامیان، اهل ذكر، اولی‌الأمر، بقیة‌الله و ..1.

با اینكه برخی از امامان(ع) خود را به عنوان بقیة‌الله معرفی نموده‌اند. از جمله هنگامی كه حضرت امام باقر(ع) از مسافرت پر ماجرای شام ـ كه به اجبار خلیفة مروانی صورت گرفته بود ـ باز می‌گشتند، نزدیك مدین كه رسیدند، مردم به دنبال سم‌پاشی‌های دستگاه خلافت، دروازه‌ها را بسته، مانع از ورود آن حضرت و همراهانشان به شهر شدند، حتی از فروختن آذوقه به آنان هم خودداری نمودند. امام(ع) بر فراز كوهی كه مشرف بر شهر بود، بالا رفتند و با صدای بلندی بانگ برآوردند:

ای اهل شهری كه ساكنانش ستم پیشه‌اند! من بقیة‌الله هستم. خداوند می‌فرماید: بقیة‌الله برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید.2

نجمه خاتون، مادر گرامی امام رضا(ع) نیز نقل می‌كند:

چون فرزندم به دنیا آمد، پسر را در پارچة سفیدی پیچیدم و او را به دست پدر گرامی‌اش دادم. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفتند و كامش را با آب فرات برداشتند، و او را به من بازگرداندند و فرمودند: «بگیر او را. به درستی كه او بقیة‌الله عزوجلّ، در زمین است».3

اما در مجموعة روایات اسلامی، این عنوان، یكی از القاب ویژة امام عصر(ع) است. و آن حضرت(ع) خود را با این عنوان معرفی نموده‌اند، و دیگر امامان كه خود صاحب این نام بوده‌اند، آن بزرگوار را ـ خصوصاً ـ به این عنوان توصیف كرده‌اند، چنانكه وقتی «بقیة‌الله» بر زبان رانده می‌شود، كسی جز آن حجّت پروردگار،  در نظر نمی‌آید.

شاید بتوان گفت كه دلیل مطلب آن باشد كه، این حضرت، بقیة سایر بقیة‌الله‌ها بوده و پس از حضرتش دیگر بقیة‌اللهینخواهد بود. هر یك از حجّت‌های خدا كه از آغاز پیدایش عالم آمده‌اند، گرچه حجّت و بقیّة خدا بودند، ولی امام زمان ما خاتم اولیا و اوصیاست. در سخن مفصّلی از امیر سخن، امام علی(ع) در پاسخ به پرسشی دربارة آیة كریمه: «بقیة‌الله برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید»، آن حضرت فرمودند:

آنان [یعنی اولیای خدا] بقیة‌الله‌اند، [اما در اینجا] مقصود، مهدی(ع) است كه در هنگام پایان‌پذیری این مهلت خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر خواهد ساخت، چنان‌كه از ظلم و ستم پر شده است. از نشانه‌های او، غیبت است و پنهان بودن، تا آنگاه كه طغیان گسترش یابد و انتقام فرا رسد.4

از دیگر معصومان(ع) نیز سخنان گران‌سنگی در این باره نقل شده است. از آن جمله، از امام صادق(ع) كه در پاسخ به پرسشی بدین مضمون كه: آیا می‌توان به قائم آل محمد(ص) به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام كرد؟ حضرت(ع) فرمودند: «نه! این اسمی است كه خداوند حضرت علی(ع) را به آن نامیده و قبل و بعد از او، جز افراد كافر، آن را برای خود به كار نمی‌برند».

عرض كرد: فدایتان شوم؛ پس چگونه باید به آن حضرت(ع) سلام كرد؟
امام(ع) فرمودند: باید گفت:
السّلام علیك یا بقیّة‌الله

و آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند:
بقیـّةالله خیرٌ لكم إن كنتم مؤمنین.5

از وجود شریف امام زمان(ع) در آغاز ولادت‌شان نیز نقل شده كه، به احمدبن اسحاق ـ از وكلای امام عسكری و امام زمان(ع) و افراد مورد اعتماد خاندان اهل بیت(ع) ـ فرمودند:

من بقیة‌الله در زمین او و انتقام گیرنده از دشمنانش هستم.6

ماهنامه موعود شماره 89

پی‌نوشت‌ها:
٭ با استفاده از: مجتبی تونه‌ای، موعود نامه، ص 171.
1. عیون اخبارالرضا(ع)، ج 2، ص 273.
2. اصول كافی، ج 1، صص 471 ـ 472.
3. عیون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 20.
4. بحارالانوار، ج 93، صص 106 و 119.
5. اصول كافی، ج 1، ص 411.
6. ماهنامة موعود، ش 21، ص 54.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

سیمای ظاهری امام مهدی‏(ع)

 حضرت رضا(ع) در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی كه از ایشان پرسید: «نشانه‏های قائم شما هنگام ظهور چیست؟» می‏فرماید: نشانه‏اش این است كه در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه‏ای كه بیننده می‏پندارد چهل ساله یا كمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است كه به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنكه اَجَلش فرا رسد.


نویسنده ارجمند كتاب مكیال المكارم، در بخش چهارم كتاب خود، جمال و زیبایی حضرت مهدی‏(ع) را یكی از ویژگی‏های آن حضرت می‏شمرد و می‏نویسد:

 بدان كه مولای ما حضرت صاحب‏الزمان‏(ع)، زیباترین و خوش صورت‏ترین مردم است؛ زیرا شبیه‏ترین مردم به پیامبر اكرم‏(ص) است.1

 از بررسی روایات و مطالعه حكایت‏های نیك‏بختانی كه توفیق زیارت آن امام را یافته‏اند، برمی‏آید كه قامت و رخسار نازنین امام عصر(ع) در كمال زیبایی و اعتدال بوده و سیمای مباركش، دل‏ربا و خیره‏كننده است.

 همین قامت رعنا و رخسار دل‏ربا موجب شده است هزاران عاشق دل‏سوخته در آغاز هر صبح با زاری و التماس از خدای خود چنین بخواهند:

 خداوندا! آن چهره زیبا و جمال دل‏آرا را به من بنمای و چشمان مرا با یك نظر به او روشنایی بخش.2

 از آنجا كه آشنایی بیشتر با صفات و خصال یوسف زهرا، حضرت مهدی‏(ع) راهی برای شناخت مدعیان دروغین به شمار می‏آید و افزون بر این می‏تواند موجب انس و ارتباط شیعیان با آن عزیز غایب از نظر باشد، با بهره‏گیری از كلمات معصومان‏(ع) و حكایت‏های نقل شده از تشرّف یافتگان، به بررسی این موضوع می‏پردازیم. باشد تا به مصداق «وصف العیش نصف العیش»، ما هم از آن جمال دل‏آرا بهره‏مند شویم.

روایات فراوانی در توصیف جمال دل‏آرای آخرین حجت خدا، حضرت مهدی‏(ع) وارد شده است كه در مجموع آنها را به دو بخش می‏توان تقسیم كرد:

الف) روایاتی كه به توصیف كلی سیرت و صورت آن حضرت، بسنده و از ایشان به عنوان شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص) یاد كرده‏اند كه از آن جمله به روایات زیر می‏توان اشاره كرد:

 1. از «جابر بن عبدالله انصاری» نقل شده است كه پیامبر گرامی اسلام فرمود:
مهدی از فرزندان من است. اسم او، اسم من و كنیه او، كنیه من است. او از نظر خَلق و خُلق، شبیه‏ترین مردم به من است.3

 2. «احمد بن اسحاق بن سعد قمی» می‏گوید: از امام حسن عسكری‏(ع) شنیدم كه می‏فرمود:

سپاس از آن خدایی است كه مرا از دنیا نبرد تا آنكه جانشین مرا به من نشان داد. او از نظر آفرینش و اخلاق، شبیه‏ترین مردم به رسول خدا(ص) است.4

 با توجه به این روایات، همه خصال و صفاتی را كه در قرآن و روایات به پیامبر گرامی اسلام نسبت داده شده است، به وجود مقدس امام مهدی‏(ع) نیز می‏توان نسبت داد. روایاتی كه به توصیف ویژگی‏های ظاهری پیامبر اكرم‏(ص) پرداخته‏اند، فراوانند. در اینجا به یكی از آنها اشاره می‏كنیم. در روایتی كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده، ویژگی‏های ظاهری پیامبر خاتم چنین توصیف شده است:

 رخسار پیامبر خدا، سپید آمیخته به سرخی و چشمانش سیاه و درشت و ابروانش به هم پیوسته و كف دست و پایش پر گوشت و درشت بود؛ بدان سان كه گویی طلا بر انگشتانش ریخته باشد. استخوان دو شانه‏اش بزرگ بود. چون به كسی روی می‏كرد، به خاطر مهربانی شدیدی كه داشت، با همه بدن به جانب او توجه می‏كرد. یك رشته موی از گودی گلو تا نافش روییده بود، انگار كه میانه صفحه نقره خالص، خطی كشیده شده باشد. گردن و شانه‏هایش مانند گلاب‏پاش سیمین بود. بینی كشیده‏ای داشت كه هنگام آشامیدن آب نزدیك بود به آب برسد. هنگام راه رفتن محكم قدم برمی‏داشت كه گویا به سرازیری فرود می‏آید. باری، نه قبل و نه پس از پیامبر خدا كسی مثل او دیده نشده است.5

 ب) روایاتی كه خصال و سیمای امام مهدی‏(ع) را به تفصیل بیان كرده و ویژگی‏های آن حضرت را یك به یك برشمرده‏اند. برخی از روایاتی كه در این زمینه وارد شده، به شرح زیر است:

 1. پیامبر گرامی اسلام(ص)، امام مهدی(ع) را شبیه خود معرفی كرده، در توصیف او می‏فرماید:

 پدر و مادرم به فدای او كه هم نام من، شبیه من و شبیه موسی، زاده عمران است. بر [بدن] او نوارهایی [جامه‏هایی] از نور است كه از شعاع قدس است.6

 2. آن حضرت در روایت دیگری در توصیف چهره فرزندش، امام مهدی‏(ع) می‏فرماید:
مهدی از فرزندان من است. چهرة او مانند چهره ماه درخشنده است.7

 3. پیامبر اعظم‏(ص) در روایتی پیشانی و بینی امام مهدی‏(ع) را این‏گونه توصیف می‏كند:
 مهدی از من است، پیشانی گشاده و بینی كشیده دارد.8

 4. در روایت دیگری از پیامبر خاتم‏(ص) نقل شده، رنگ چهره و اندام امام مهدی‏(ص) چنین توصیف شده است:
مهدی مردی از فرزندان من است. رنگ [چهره] او رنگ عربی9 و اندام او اندام اسرائیلی10 است. بر گونة راست او خالی است كه همانند ستاره درخشان است.11

 5. با توجه به همه ویژگی‏های یادشده است كه پیامبر اسلام‏(ص) در وصف امام مهدی‏(ع) می‏فرماید:
 مهدی، طاووس اهل بهشت است.12

 6. امام باقر(ع) از پدرش و جدش روایت می‏كند كه روزی امام علی‏(ع) در حالی كه بالای منبر بود، فرمود:
از فرزندان من در آخرالزمان، مردی ظهور می‏كند كه رنگ [صورتش] سفید متمایل به سرخی و سینه‏اش فراخ و ران‏هایش ستبر و شانه‏هایش قوی است و در پشتش دو خال است، یكی، به رنگ پوستش و دیگری، مشابه خال پیامبر اكرم‏(ص).13

 7. امام رضا(ع) نیز در بیان صفات و ویژگی‏های امام عصر(ع) می‏فرماید:
قائم كسی است كه در سن پیرمردان و با چهرة جوانان قیام كند و نیرومند باشد تا بدانجا كه اگر دستش را به سوی بزرگ‏ترین درخت روی زمین دراز كند، آن را از جای بركند و اگر بین كوه‏ها فریاد برآورد، صخره‏های آن فروپاشد.14

8. حضرت رضا(ع) در روایت دیگری، در پاسخ اباصلت هروی كه از ایشان پرسید: «نشانه‏های قائم شما هنگام ظهور چیست؟» می‏فرماید:
نشانه‏اش این است كه در سنّ پیری است، ولی منظرش جوان است، به گونه‏ای كه بیننده می‏پندارد چهل ساله یا كمتر از آن است. نشانه دیگرش آن است كه به گذشت شب و روز پیر نشود تا آنكه اَجَلش فرا رسد.15

 9. «علی بن ابراهیم بن مهزیار اهوازی» كه بیست مرتبه به شوق دیدار مولایش ـ امام مهدی(ع)  ـ به حج مشرف شد و سرانجام به آرزوی خود دست یافت، در گزارش دیدار خود، آن حضرت را این گونه توصیف می‌كند.

او میانه بالابود،  نه بسیار بلند قد و نه بسیار كوتاه قد. صورتی گرد، سینه‏ای فراخ، پیشانی سفید و ابروانی به هم پیوسته داشت. بر گونه راست او خالی بود؛ چون دانه مشك كه بر قطعه عنبر ساییده باشد.16

10. «ابراهیم بن مهزیار» نیز كه به شرف ملاقات امام مهدی‏(ع) رسیده است، در بیان خصال آن امام می‏گوید:
 او جوانی نورس و نورانی و سپید پیشانی بود با ابروانی گشاده و گونه‏ها و بینی كشیده و قامتی بلند و نیكو چون شاخه سرو. گویا پیشانی‏اش ستاره‏ای درخشان بود و برگونه راستش، خالی بود كه مانند مشك و عنبر بر صفحه‏ای نقره‏ای می‏درخشید. بر سرش، گیسوانی پرپشت و سیاه و افشان بود كه روی گوشش را پوشانده بود. سیمایی داشت كه هیچ چشمی برازنده‏تر و زیباتر و با طمأنینه‏تر و باحیاتر از آن ندیده است.17

ابراهیم شفیعی سروستانی
ماهنامه موعود شماره 86
 
پی‌نوشت‌ها:
1. حائری قزوینی، مكیال المكارم، ج 1، ص 132.
2. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 99، ص 111، (قسمتی از دعای عهد).
3. شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمة، ترجمه: منصور پهلوان، ج 1، باب 25، صص 534 و 535، ح 1.
4. همان، ج 2، باب 38، ص 118، ح 7.
5. كلینی، الكافی، ج1، ص 443.
6. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج 36، ص 337-338، ح 200.
7.  همان، ج 51، ص 91.
8. همان، ص 90.
9. رنگ عربی، گندمگون یا سفید است. در برخی روایات وارد شده است كه رنگ چهره امام مهدی همانند رنگ چهره پیامبر اكرم(ص)؛ یعنی سپید آمیخته به سرخی است.
10. اندام اسرائیلی، اندام فرزندان یعقوب(ع) است كه به داشتن قد بلند و اندام رشید مشهور بودند.
11. همان، ص 95.
12.علامه مجلسی، همان، ج 51، ص 91.
13.شیخ صدوق، همان، ج2، باب 57 ، ص 560 ، ح 17.
14. همان، ج 2، باب 35، ص 69 ، ح 8 .
15. همان، باب 57 ، ص 558 ، ح 12.
16. علامه مجلسی، همان، ج 52، .
17.شیخ صدوق، همان، ج 2، باب 43، صص 180 و 181.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

دردناکترین مصیبت حضرت حجت(عج)

عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.



در واقعه حادثه خونبار کربلا مصائب بسیاری بر سالار شهیدان و اهل بیت ایشان وارد آمد که هر یک از دیگری دردناک تر است. اما در این میان مصیبت اسارت اهل بیت از همه سخت تر است.

حاج ملا سلطان علی روضه خوان تبریزی که از جمله عباد و زهاد بود، نقل کرد:
در عالم رؤیا به حضور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مشرف شدم و خدمت ایشان عرض کردم: مولای من، آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذکر شده است که می فرمایید: «فلأ ندبنک صباحاً و مساءً و لأ بکین علیک بدل الدموع دماً»، صحیح است؟

فرمودند: بلی صحیح است. عرض کردم: آن مصیبتی که در آن به جای اشک خون گریه می کنید، کدام است؟ آیا مصیبت حضرت علی اکبر است؟ فرمودند: نه، اگر علی اکبر زنده بود، در این مصیبت او هم خون گریه می کرد.

گفتم: آیا مصیبت حضرت عباس است؟
فرمود: نه؛ بلکه اگر حضرت عباس علیه السلام در حیات بود، او هم در این مصیبت خون گریه می کرد.

عرض کردم: لابد مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام است.
فرمود: نه، حضرت سید الشهداء علیه السلام هم اگر در حیات بود، در این مصیبت، خون گریه می کرد.

عرض کردم: پس این کدام مصیبت است که من نمی دانم؟ فرمودند: «آن مصیبت، مصیبت اسیری حضرت زینب علیها السلام است.»

شبستان

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

محل اقامت امام عصر(ع)

 «طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.


موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت از جمله موضوع‏هایی است كه ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می‏گیرد.

 پیش از پاسخ‏گویی به این پرسش یادآوری این نكته ضروری است كه برای غیبت امام مهدی‏(ع) دو معنا قابل تصور است:

 نخست ناپیدا بودن امام؛ یعنی اینكه آن حضرت در دوران غیبت از نظر جسمی از دیدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را می‏بیند و از حال آنها باخبر می‏شود، ولی كسی توان دیدن ایشان را ندارد.

 دوم، ناشناس بودن امام: در این فرض آن حضرت در طول زمان غیبت در میان مسلمانان حضور می‏یابد و با آنها مواجه می‏شود، ولی كسی او را نمی‏شناسد و به هویت واقعی‏اش پی نمی‏برد.1

 بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح می‏شود، ولی به نظر می‏رسد در فرض دوم این موضوع كمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود در هر كجا كه بخواهد می‏تواند زندگی كند.

 در زمینه محل اقامت امام مهدی‏(ع)، روایت‏های گوناگونی وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏های احتمالی اقامت آن حضرت را می‏توان به سه دسته تقسیم كرد:


 1. محل‏های دور دست و ناآشنا

 برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی‏(ع) تعیین نمی‏كنند و جایگاه ایشان را در بیابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏های دوردست و محل‏هایی می‏دانند كه هیچ كس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی كه از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می‏فرماید:

«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت كه هرگز با قومی كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشین نباشم و به من دستور داد كه برای اقامت، كوه‏های سخت و سرزمین‏های خشك و دور دست را برگزینم».2

 همچنین آن حضرت در توقیع شریفی كه خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می‏فرماید:
«ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمن‏مان مصلحت دیده، تا زمانی كه دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین‏های دوردستی كه از جایگاه ستمگران دور است، سكنا گزیده‏ایم، ولی از آنچه بر شما می‏گذرد، آگاهیم و هیچ یك از اخبار شما بر ما پوشیده نمی‏ماند».3

 در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی‏(ع) را جایی ناشناس معرفی می‏كند كه جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند:

«و هیچ‏كس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی‏یابد مگر همان خدمت‏گزاری كه به كارهای او می‏رسد».4

 این‏گونه روایات گویای آن است كه امام مهدی‏(ع) بر اساس امر الهی، در مكان‏هایی ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادی‏ها زندگی می‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.


 2. محل‏های خاص و شناخته شده

 در برخی روایات، از مكان‏هایی خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدی‏(ع) در دوران غیبت یاد شده است كه از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره كرد:


 الف) مدینه

 در برخی روایات، از مدینه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده است. در روایتی كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:

صاحب این امر ناگزیر از كناره‏گیری است و او در [زمان] كناره‏گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.5

 در كتاب شریف «بحارالأنوار» ذیل این روایت چنین آمده است:
«طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.5

 در روایت دیگری كه از امام حسن عسكری‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش راوی كه می‏پرسد: «اگر حادثه‏ای برای شما روی دهد سراغ فرزندتان را از كجا بگیریم؟» می‏فرماید: «در مدینه».6


 ب) كوه رضوی

 برخی روایات، «كوه رضوی» در نزدیكی مدینه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفی كرده‏اند كه روایت زیر از آن جمله است:
 عبدالاعلی مولی آل سام می‏گوید: به همراه ابی عبدالله [امام صادق](ع) [از مدینه] خارج شدیم، زمانی كه به روحاء [در اطراف مدینه] رسیدیم، آن حضرت دقایقی نگاهش را به كوهی كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:

«این كوه را می‏بینی؟ این كوه «رضوی» نام دارد و از كوه‏های فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوی ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏های میوه‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‏گاهی خوب برای خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه برای صاحب این امر دو غیبت است كه یكی از آنها كوتاه و دیگری بلند است».7

 در دعای ندبه نیز از این مكان نام برده شده است.8

 یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» می‏نویسد:
«رضوی، كوهی است میان مكه و مدینه در نزدیكی ینبع و دارای آب فراوان و درختان زیادی است. كیسانیه9 می‏پندارند كه محمد بن حنفیه در آنجا زنده و مقیم است».10

 گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است.11


 ج) ذی طوی

 مكان دیگری كه در روایات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده، «ذی طوی» است. «ذی طوی»، نام كوهی در اطراف مكه است. در روایتی كه از محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:

«صاحب این امر را در یكی از این دره‏ها غیبتی است. [در این حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره كرد».12

 گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مكان اشاره شده و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی‏(ع) یاد شده است.13


 3. در میان مردم

 دسته سوم از روایات مانند دسته اول، از جایگاه و مكان خاصی نام نمی‏برند و از آنها استفاده می‏شود كه امام مهدی‏(ع) به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می‏كند. در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:

«چگونه این مردم، این موضوع را انكار می‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار می‏كند كه با یوسف رفتار كرد؟ همچنین چگونه انكار می‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت همان كه از حقش محروم شده و صاحب این امر [حكومت] است ت در میان ایشان رفت و آمد می‏كند، در بازارهایشان راه می‏رود و بر فرش‏های آنها قدم می‏نهد، ولی او را نمی‏شناسند، تا زمانی كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفی كند، چنان كه به یوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسیدند: «آیا تو یوسف هستی؟» پاسخ دهد كه «آری، من یوسف هستم».14

 حال این پرسش مطرح می‏شود كه كدام‏یك از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع كردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟

 به نظر می‏رسد میان این سه دسته روایت منافاتی وجود دارد و آن حضرت بسته به شرایط و موقعیت‏های مختلفی كه پیش می‏آید، زندگی به صورت ناشناس در میان مردم و اقامت در مكان‏هایی چون مدینه منوره یا دوری گزیدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب می‏كند.

 به بیان دیگر، براساس دومین معنایی كه برای غیبت قابل تصور است؛ یعنی ناشناس بودن امام مهدی‏(ع)، آن حضرت، الزامی برای اقامت در محلی خاص یا دور از دست‏رس ندارد و می‏تواند به صورت طبیعی در میان مردم زندگی كند. البته ممكن است رعایت مصالحی دیگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بیابان‏ها را اقامت‏گاه خود برگزیند.

 بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی كند، مكان‏هایی چون مدینه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مكان خواهد بود.

ماهنامه موعود شماره 93


پی‌نوشت‌ها:

1. برای مطالعه بیشتر در این زمینه‏ر.ك: همین كتاب، ص  .
2. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 172، ح 5.
5. الكافی، ج 1، ص 340؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الكافی، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. كیسانیه پیروان مختار بن ابوعبیده ثفقی بودند. او نخست برای پیشرفت كار خود دعوت به علی بن الحسین‏علیه السلام سپس دعوت به محمد حنفیه می‏كرد. البته كار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلكه می‏خواست از آن بهره‏برداری سیاسی كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوی دریافت وحی از خداوند كرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان می‏راند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص 373)
11. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 182.
14. ر.ك: كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 164؛ الكافی، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()