تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب امام زمان (عج)

پاسخ صاحب الزمان (عج) به شکاکین

 نامه حضرت ولی عصر"عج" خطاب به کسانی است که در وجود حضرت شک کرده بودند و شیخ ابی عمر عامری جواب حضرت را برای اینان آوردند :


بسم الله الرحمن الرحیم
خدا ما و شما را از فتنه ها عافیت دهد،و به ما و شما روح یقین را هدیه دهد.خدا ما را در پناه خودش قراردهد،شما را هم ازعاقبت بد درپناه خودش قراردهد،به من خبررسیده که شک کردید جماعتی از شما در دین، پس غمناک شدیم از شما که این (شک شما) بین ما وشما پرده انداخت (غصّه ما ) برای شماست نه برای خودمان،به درستی که خدا با ماست پس هیچ نیازی ما به غیر خدا نداریم،حق همیشه با ماست پس به وحشت  نمی اندازد ما راهر کس که بنشیند. و ما صنعت دست خداییم؛ومخلوقات،صنعت دست ما.

ای گروه چه شده است شما را تردد شما در شک است و در حیرت برگردانده شدید ،آیا این آیه قرآن را نشنیدید که خداوند عزّوجل می فرماید:

"ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید رسول و اولی الامر از ایشان را "

آیاندانستید آن آثاری که به شما رسیده،آن چه که بوده و ایجاد شده از ائمه گذشته و باقی مانده شماست؟

آیا ندیدید که خدای سبحان چگونه برای شما پناهگاه هایی قرار داده است که شما در آن پناهگاه ها به آرامش برسید؟

آیا ندیدید که خداوند برایتان چه عَلَم هایی را قرار داده است که شما به واسطه  آن هدایت شوید؟

از حضرت آدم این پرچم بوده تا امامی که گذشت (امام حسن عسگری(ع)) هر زمان علمی ناپدید می شود علم دیگری پدید می آید وقتی خدا ستاره قبلی را گرفت شما گمان بی جا کردید که خدا دینش را باطل کرد،وسیله بین خود و مخلوق را برید این چنین نیست که شما گمان می کنید نه هیچ وقت بوده  و خواهد بود،تا زمان قیامت،و امر خدا ظاهر می شود در حالی که مردم کراهت دارند.

و پدرم با سعادت کامل بر روش پدرانش گذشت گام به گام جای آن ها قدم گذاشت،وصیت او و علم او در بین ما هست،و کسی که جانشین او باشد،وکسی که بنشیند جای او  هم در بین ما هست.هیچ کس با ما دعوا نمی کند  (در مورد موضوع جانشینی ) مگر کسی که ظالم و گناه کار باشد .

اگر فرمان خدا که هیچ گاه مغلوب نمی شود نبود،حتماً از موقعیت ما چیزی بر شما ظاهر می شد که عقل هایتان سرگردان شود،و شکهایتان از بین برود،ولی هر چه خدا بخواهد می شود .

پس تقوا داشته باشید، وتسلیم ما شوید،امر شما بر ما وارد می شود ،پس بر ماست صادر کردن (پاسخگویی به شما)،و اراده نکنید بر پرده برداری از چیزی که پرده افتاده بر شما (منظور خود حضرت هستند که در پس پرده غیبت به سر می برند) میل نکنید از طرف راست و برنگردید به چپ.

من خیرخواهی شما را کردم و خدا شاهد بر من و شماست. اگر نبود نزد ما که دوست داشتیم صلاح شما و رحمت بر شما و دوست داشتیم دلسوزی بر شما را،ما از مورد خطاب قراردادن شما مشغول به کار دیگری می شدیم.

 خدا ما و شما را حفظ کند از قرار گرفتن در مهلکه ها و مرض ها و آفت ها به رحمت خودش، به درستی که خدا قادر بر هر چیزی است،وخدا هم برای ما و هم برای شما سرپرست و حافظ است و سلام بر همه اوصیاء و اولیاء و مؤمنین " و رحمة الله وبرکاته و صلی الله علی محمد النبی وسلم تسلیما"
مکیال المکارم

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

رفاه اقتصادى و معیشتى از برنامه های امام زمان(عج)

رفاه?اقتصادى و معیشتى

استاد محمد حكیمى

از برنامه?ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پدید آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشرى واحدى تشكیل مى?گردد كه مانند خانواده?اى زندگى مى?كنند، و مساله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابرقدرت، و جامعه?هاى در حال رشد، و جامعه?هاى عقب?مانده و محروم از میان مى?رود (1) و بشریت?به طور كلى به رفاه اقتصادى و بى?نیازى دست مى?یابد، و همین چگونگى زمینه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى?سازد.
طبق تحقیقات كارشناسان و متخصصان، (2) بخش عظیم و مهمى از مسائل عقب?ماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذایى و معیشتى (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباط?اند:
1- نظام اقتصادى حاكم بر جهان.
2- نظام سیاسى حاكم بر جامعه.
1- «نظام اقتصادى حاكم بر جهان?»، یعنى نظام و سیستمى كه قدرتهاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پدید آورده?اند، و هدف و آرمان آنها دستیابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهاى سلطه?گر، با برنامه?ریزیهاى دقیق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفایى و رشد تولید و پیشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگهداشته شده?اند. این قدرتها از راههاى گوناگون و شیوه?هاى تبلیغى و برنامه?ریزیهاى گسترده و عمیق، در سایه سلطه نظامى و سیاسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى?گیرند، و روشها و شیوه?هایى در همه مسائل زندگى از جمله در تولید و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راههاى معیشت، بر آنان تحمیل مى?كنند كه به سود سرمایه?داران بزرگ و سلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فكر و سلب شخصیت و سلب آزادى و آزادفكرى، پدیده عقب?ماندگى ویى و خودیابى و اعتماد به نفس مى?میرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب?مانده گسترش مى?یابد. از این رو، صاحب?نظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مى?گویند: كمك به كشورهاى عقب?مانده (3) تنها در این است كه آنها را به خودشان واگذارند. (4)

نوشته شده در تاریخ شنبه 28 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

خیزش باور مهدوی در قرن بیست و یكم

 مهدویت، عنوان اسلامى براى اعتقاد به عصر طلایى، به آیین یهودیت و مسیحیت پیش از خود شباهت دارد، هر چند كه در عین حال تفاوت چشم‌گیرى با هریك از آنها دارد. مهدویت به لحاظ تأكید بر عدالت اجتماعى، اقتصادى بیشترین شباهت را به یهودیت دارد، اما به لحاظ دارا بودن عیسى و سایر چهره‏هاى مطرح در فرجام‏شناسى، به نظر مى‏رسد كه بیشتر به مسیحیت شباهت دارد، اما نهایتاً مهدویت را باید بر اساس شرایط خود آن سنجید كه ذاتاً اسلامى است.

مقاله حاضر، ترجمه ای است از دائرة‌المعارف هزاره گرایی كه در سال 2001 میلادی توسط انتشارات راتلیج در امریكا و انگلستان به چاپ رسیده است.
محور بحث مقاله حاضر عبارت است از فرجام شناسی تطبیقی میان سه دین ابراهیمی بزرگ معاصر یعنی یهودیت، مسیحیت و اسلام.

البته تیموتی آر، فرنیش مؤلف مقاله، پس از مقایسه كلی فرجام شناسی اسلامی با فرجام شناسی در سنت یهود و مسیحیت، به تجزیه و تحلیل مهدویت در اسلام می پردازد و در قسمت نتیجه‌گیری مقاله، دلایل افزایش شدید توجه به مهدی علیه السلام و مهدویت را در جهان، بر می‌شمارد و در ضمن به نقش بسیار حیاتی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در الگودهی به دكترین مهدویت در میان ملت‌های جهان اشاره میكند.

تفكیك پیام‌هاى سیاسى كل ایده مربوط به عصر‌طلایى در اسلام از ایده‏هاى فرجام شناختى امر بسیار دشوارى است. امید به ظهور آینده‏اى بهتر، سرشت الاهیات و نیز آرمان‌هاى سیاسى، اجتماعى را تشكیل مى‏دهد و وعدة ظهور دوران صلح و عدالت جهانى به راحتى از این عصر به عصر آینده منتقل مى‏شود [و بار دیگر باز مى‏گردد]. (حداد و اسمیت 1981: 70)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

انتظار یعنی مقابله با ظلم

امام زمان علیه السلام

امام خمینی(ره) ضمن سخنانی انتظار را معنا كرده و در مورد نحوه انتظار می‌فرماید:

ما منتظران مقدم مبارکش، مکلف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولی عصر علیه السلام حاکم کنیم و از تفرقه و نفاق و دغل‏بازی بپرهیزیم و رضای خداوند متعال را در نظر بگیریم. (1)

برای این ‏که گسترش بدهند عدالت را . برای این ‏که حکومت را تقویت کنند. برای این ‏که ان شاءالله، اسلام را به آن طور که هست، در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کنند و دنیا، دنیای اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف بشود و مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر ارواحنا له الفداء . (2)

این چیزی که ما در این وقت، در این عصر وظیفه داریم، این مهم است. همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را، لکن با انتظار تنها نمی‏شود. بلکه با وضعی که بسیاری دارند، انتظار نیست . (3)

فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم . کار را هم‏چو بکنیم که مهیا بشود عالم، برای آمدن حضرت علیه السلام . (4)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- صحیفه‏ نور ، ج 15، ص 22 .

2- همان، ج 15، ص 170 .

3- همان، ج 19، ص 154 .

4- همان، ج 20، ص 199 .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدویت از دیدگاه مستشرقان

اشاره:
از دو قرن پیش ، مستشرقان با انگیزه های تبشیری و استعماری و در برخی موارد علمی. راهی مشرق زمین گشتند و به جهت ناآشنایی و عدم دسترسی به منابع اولیه چهره ناقص و نادرستی از تعالیم اسلام ارائه دادند.
برخورد آنان با مهدویت نیز به دنبال ظهور متمهدیانی چون مهدی سودانی یا مطالعه كتبی مانند مقدمة ابن خلدون بوده،كه احادیث مهدویت را مجعول ونادرست می شمرد.
البته كسانی چون پروفسور هانری كربن ، به جهت آشنایی با مرحوم علامه طباطبایی، به حقایقی در این زمینه دست یافته اند.

مقدمه
استشراق، شرق شناسی یا خاور شناسی ، معادل كلمه Orientalism ، از ماده Orient، به معنای شرق، بر اعمال مستشرقان در قبال فرهنگ مشرق زمین اطلاق می شود كه عناصر زبان، ادبیات، هنر، آداب و رسوم ،افكار و عقاید ودیگر عادات و سنن را در بر می گیرد.1

اهداف مستشرقان متفاوت بوده است؛ برخی با انگیزه های تبشیری و تبلیغ مسیحیت ، برخی با اَغراض استعماری و به منظور استیلای سیاسی ، فرهنگی و گروهی نیز صرفاً با انگیزه های علمی و به منظور فرونشاندن عطش دانایی، عازم دیار شرق گشته اند.2

عمده ترین موضوع تحقیق مستشرقان در باره اسلام، قرآن كریم و موضوعات مربوط به آن؛ همچنین ترتیب نزول ، نحوه جمع آوری و كتابت، ترجمه وتفسیر قرآن بوده است و بیشتر نوشته های آنان در این زمینه می باشد. چنانكه مهمترین كتاب گلدزیهر ، مستشرق یهودی الاصل آلمانی، «مذاهب تفسیری در میان مسلمانان » است . نولد كه ، دیگر مستشرق آلمانی با نگارش رسالة «تاریخ قرآن» به درجة دكترا نائل آمد و رژی بلاشر، مستشرق فرانسوی اقدام به ترجمه قرآن به این زبان نمود و كتاب «در آستانة قرآن» را به نگارش در آورد؛ كه توسط مرحوم دكتر رامیار به فارسی ترجمه شده است.3

از آنجا كه عموم مستشرقان ،‌غیر مسلمان و اكثراً مسیحی یا یهودی بوده اند، برخورد آنان با فرهنگ دینی شرق، یعنی اسلام، واقع بینانه نبوده و در مقالات و كتبی كه در زمینه معرفی اسلام و قرآن به نگارش در آورده اند، چهرة‌ناقص، نادرست و نازیبایی ارائه كردها ند. این پژوهش های مكتوب، امروزه در دانشگاه های مختلف اروپا، به عنوان مرجع اصلی آموزش و پژوهش ، در كرسی های اسلام شناسی مورد پذیرش واقع شده است.

دانشمندان مسلمان، در برابر جریان استشراق دو موضع متفاوت اتخاذ كرده اند؛ گروهی از سر افراط فعالیت های آنان را ستوده و آنان را پایه گذار روش های صحیح تحقیق در متون دینی و احیاگر میراث بر باد رفتة شرق به غرب می دانند . در مقابل،‌گروهی دیگر از دانشمندان، این فعالیت را به شدت نكوهیده و معتقدند؛ شرق شناسی ، طبق یك نفشه از پیش تعیین شده و با هدف توهین به مقدسات و تضعیف عقاید مسلمانان، پا به عرصه گذارده است.

اما انصاف اقتضا دارد كه همه را به یك چوب نرانیم و خدمت برخی را به واسطه خیانتف گروهی دیگر، نادیدده نیانگاریم. خدمات خاورشناسان را در شناسایی، گردآوری، فهرست نگاری شیوه های نوین پژوهش در متون دینی، كه محصول تجارب آنان در پژوهش های علوم انسانی است ، بپذیریم و از خیانت برخی از آنان در تحریف، تدلیس،‌ تأویل ، درستكاری ، زشت سازی تعالیم قرآنی واستناد به روایات ضعیف، افسانه ها ،‌خرافه ها ، جعلیات ، شایعات و گفته های احبار و رهبان،‌ غافل نباشیم.4

در نهمین كنگره بین المللی خاورشناسان، كه درسال 1893 میلادی در لندن برگزار گردید، اندیشة‌تدوین دائرهالمعارف اسلام به تصویب رسید وگلدزیهر، سرپرستی یك هیأت دوازده نفری را برای انجام این امر به عهده گرفت. اولین مجلّد این مجموعه در سال 1913 م منتشر گردید و چاپ دوم آن، با اصلاح، تكمیل و افزوده های بی شمار، از سال 1960 م ، آغاز شده و در ده جلد كامل می شود.

نقص عمدة این دائره المعارف ، نادیده گرفتن فرهنگ تشیع و ایران است؛ به گونه ای كه در بارة‌امام صادق(ع) تنها هجده سطر، در باره ابوذر غفاری ، چهار سطر و در باره شیخ طوسی، از بزرگان علمی جهان تشیع، سخنی به میان نیامده است.

ترجمه دائره المعارف اسلام به زبان فارسی ، توسط «بنگاه ترجمه ونشر كتاب» آغاز و نخستین دفتر آن در سال 1354 شمسی منتشر گردید اما پس از انتشار ده دفتر، در سال 1361 متوقف گردید.5

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدی(عج الله) می‌آید!

آخرالزمان' اصطلاحی است كه طی سال‌های اخیر بارها شنیده‌ایم و هرچه پیش می‌رویم بر كاربرد آن افزوده می‌شود .
گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شیعه و ریشه‌ی آن در تفكر اسلامی است اما منحصر به مسلمانان نبوده و معادل‌های این كلمه ، در ادیان دیگر كاربرد وسیع و متنوعی دارد . حتی در مكاتب و مباحث سیاسی غیردینی نیز بحث‌های متعددی راجع به آن صورت گرفته است .
آنچه كه در بین تمامی ادیان و حتی مكاتب غیردینی راجع به 'آخرالزمان' اشتراك دارد ، اشاره به مقطعی از تاریخ انسان است كه در آن ، بشر به عالی‌ترین برنامه و اسلوب اداره‌ی زندگی اجتماعی دست یافته و به وسیله‌ی آن فصل نوینی از همزیستی متعالی توأم با صلح ، آرامش ، عدالت و رفاه جهانی را آغاز می‌كند . تأكید ادیان و فرهنگ‌های متأثر از آن بر اجتماع انسان‌ها در غالب 'مدینه‌ی فاضله' ، 'آرمان‌شهر' ، 'شهر سالم' ، 'اورشلیم' ، 'اتوپیا' و ... دقیقا مبتنی بر همین اعتقاد می‌باشد . البته یكی از وجوه تمایز اعتقاد به آخرالزمان بر پایه‌ی ادیان الهی با اعتقاد به این اصل بر پایه‌ی مكاتب دست‌ساز بشر (مكاتب اومانیستی) ، باورهای پیرامون ریشه‌ی تأسیس چنین جامعه‌ای است كه پیروان ادیان آسمانی ، ریشه‌ی آن را در 'ظهور منجی آخرالزمان' می‌دانند و پیروان ایسم‌های منحرف غیردینی ، آن را ثمره‌ی سیر تكاملی جوامع انسانی دانسته و پایان تاریخ می‌نامند(1) .
به هر حال آنچه مسلم و انكارناپذیر است ، انتظار تمام عالم برای فرارسیدن روز موعود و نجات انسان از پلیدی‌ها و زشتی‌ها و آغاز حكومت صالحان بر كره‌ی خاكی است و البته مترقی‌ترین ، كامل‌ترین و صحیح‌ترین باور ، اعتقاد آخرالزمانی شیعه مبنی بر ظهور امام دوازدهم(س) ، حجت غایب ، حضرت ولی‌الله‌الاعظم(ارواحنا فداه) می‌باشد .
شیعیان بر اساس وعده‌های داده شده از سوی رسول اكرم(ص) و ائمه‌ی طاهرین(س) منتظر تحقق موعد قیام و ظهور قائم‌آل‌محمد(ع) هستند و برای این انتظار نیز تكالیف و وظایفی دارند . فرهنگ انتظار طی قرون گذشته ، نیروی محركه‌ی خیزش‌های بزرگ عدالت‌خواهانه و ظلم‌ستیز بوده كه قیام شكوهمند امام راحل(ره) را می‌توان آخرین آن نامید . از سوی دیگر روایات و متون متعدد ، نشانه‌های مختلفی را برای مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذكر كرده‌اند كه این بخش ، همیشه مورد توجه خاص و عام بوده است .

در سال‌های اخیر مباحث پیرامون فرارسیدن دوره‌ی آخرالزمان در میان پیروان ادیان مختلف رشد چشمگیری یافته كه اعتقاد به رجعت و ظهور مسیح در سال 2000 میلادی در میان برخی از فرق مسیحی ، از آن جمله بود . همچنین اعتقادات بحث‌انگیز مسیحیان انجیلی (مسیحیان صهیونیست) ، یهودیان و ... و طرح تفكرات جنجالی همچون نبرد آرماگدون(هرمجدون) ، تخریب مسجدالاقصی و ... از این دست است . ارائه‌ی عجولانه‌ی تزهایی همچون پایان تاریخ ، به منظور منحرف نمودن تفكر فطری منجی‌خواهی نیز دلیل بر رشد همین باور ارزیابی می‌شود . البته هدف این نوشتار پرداختن به این دسته از مطالب نیست و واشكافی آنها نیاز به مباحث مشروح جداگانه‌ای دارد ، اما توجه به موارد اخیرالذكر لازم است ، تا بدانیم احساس فرارسیدن آخرالزمان در تمام ادیان شكل گرفته است .
آنچه در اینجا مورد توجه است ، باور نزدیك بودن تحقق وعده‌ی ظهور مهدی موعود(عج) ، در بین اكثریت شیعیان و محبین خاندان عترت(س) است . شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر این امر دارند كه این مسأله از حد یك آرزو و امید صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدی در حال فرا رسیدن و محقق شدن است . انشاءالله
به نظر می‌رسد برای اثبات این مدعا ذكر نكاتی كه در زیر می‌آید كفایت كند :
اول _ آیةالله ناصری در سخنرانی‌ای در مدینةالنبی كه در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبی را راجع به مبشراتی پیرامون حضرت بقیةالله‌الاعظم(ص) بیان كرده‌اند . این مطالب كه به نقل از حضرت آیةالله‌العظمی بهجت می‌باشد به این شرح است : « من خراسان بودم ، یكی از دوستان ما كه تشرف دارد محضر حضرت [صاحب‌الزمان(عج)] به منزل ما آمد ، از او پرسیدم 'شما تازگی تشرف محضر حضرت داشته‌اید؟' ، فرمودند 'بله' ، عرض كردم 'راجع به ظهور سؤال نكردید؟' ، فرمودند كه 'چرا' ، گفتم كه 'حضرت چه فرمودند؟' ، گفت من از حضرت سؤال كردم 'یابن رسول‌الله ظهور چه وقت خواهد بود؟' فرمودند 'نزدیك است' عرض كردم 'من هم درك می‌كنم ظهور شما را؟' حضرت فرمودند 'پیرمردتر از شما هم درك می‌كنند ظهور مرا' » [انشاءالله] . آیةالله بهجت فرموده بودند آن پیرمرد كه تشرف به محضر حضرت دارد حدود 60 سال سن دارد! . سپس آیةالله ناصری خطاب به مخاطبین می‌گویند « خدا می‌داند زمان ظهور نزدیك است . » (2)
دوم _ حضرت آیةالله‌العظمی مكارم شیرازی فرموده‌اند « همانطور كه برای حضرت مهدی علیه‌السلام یك غیبت صغری و یك غیبت كبری است یعنی درست مانند آفتاب [كه] وقتی می‌خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشید پشت افق پنهان می‌شود ولی هوا نیمه‌روشن است و كم‌كم این روشنایی برچیده می‌شود و تاریك می‌شود ، برای ظهورش هم یك ظهور كبری و یك ظهور صغری است مانند موقعی كه آفتاب می‌خواهد طلوع كند قرص خورشید هنوز پیدا نشده اما هوا نیمه‌روشن است و بعد خورشید دیده می‌شود . مرحله‌ی غیبت ایشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ایشان هم ظهور صغری و هم ظهور كبری دارد . در ظهور صغری توجه مردم به امام زمان علیه‌السلام زیاد می‌شود و همه جا صحبت از امام زمان علیه‌السلام است و جلسات امام زمان علیه‌السلام پرشور می‌شود و بحث‌های امام زمان علیه‌السلام همه جا را می‌گیرد . وضع طوری می‌شود كه مردم تشنه می‌شود[ند] و آماده می‌شوند . ما تصور می‌كنیم كه در این عصر و زمان ، 'ما انشاء‌الله در بین‌الطلوعین ظهور حضرت مهدی علیه‌السلام قرار داریم' . من فراموش نمی‌كنم پنجاه سال قبل مؤسساتی كه به نام حضرت مهدی علیه‌السلام بود خیلی كم بود و كتاب‌هایی كه درباره‌ی حضرت مهدی علیه‌السلام نوشته شده بود به اندازه‌ی امروز نبود و سخن از امام مهدی علیه‌السلام به این گستردگی نبود ، اگر كسی چهل یا پنجاه سال قبل مسجد جمكران می‌رفت در بهترین شب‌ها ده یا بیست نفر بودند اما الان صدهاهزار نفر در بعضی از شب‌های حساس هستند . 'ما به سوی طلوع كبری پیش می‌رویم' . » (3)
سخنان فوق از بزرگانی است كه ما به راستگویی و تقوای آنها اعتماد كامل داریم و ضمنا این مطالب در لفافه و ابهام بیان نگردیده بلكه صراحتا نوید نزدیك بودن زمان ظهور را می‌دهد .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

عاشورا و مهدویت

ماجرای خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را به «مهدی موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روایات به طور مکرر از پیامبر (ص) به عنوان مصلح و منجی عالم بشریت، نقل شده بود، به طوری که آنها به دنبال چنین شخصی می‌گشتند.
امویان از این موقعیت سوء استفاده کردند و گفتند وقتی که علویان دارای مهدی هستند، و عباسیان نیز مهدی دارند، چرا ما نداشته باشیم، از این رو برای خود مهدی تراشیدند و او را با لقب «سفیانی» خواندند.
گروه دیگر با نام «جارودیه»، محمدبن عبدالله بن حسین را مهدی غایب دانسته و در انتظار ظهورش به سر می‌برند.
گروه دیگری به نام «ناووسیه» حضرت امام صادق(ع) را هنوز زنده و مهدی می‌دانند و «فرقه زیدیه»، به زیدبن امام سجاد(ع) به عنوان مهدی موعود اعتقاد دارند.
واقفیه» گروه دیگری هستند که امام کاظم (ع) را زنده و غایب می‌دانند و معتقدند او ظهور می‌کند و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند.
به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که جاه طلبی و استعمار و تحمیق مردم و سوء استفاده برای رسیدن به منافع نامشروع، گروه‌هایی از مردم را زیر ماسک مهدویت و بابیت، به وادی دین سازی و فرقه‌پردازی افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهی بگیرند.
به این ترتیب فرقه «باقریه»، امام باقر (ع) را مهدی موعود می‌دانند، و «اسماعیلیه»، اسماعیل فرزند امام صادق (ع) را مهدی موعود دانسته و فرقه «محمدیه» به حضرت محمدبن علی (فرزند امام هادی) به عنوان مهدی موعود، دل بسته‌اند. «جوازیه» فرقه‌ دیگری هستند که حضرت حجت ‌ابن الحسن (عج) را دارای فرزندی دانسته و او را مهدی موعود خوانده‌اند.
ابومسلم خراسانی نیز ادعای مهدویت کرد، و در سال 138 هـ. ق کشته شد.
در دوران عباسیان، عده‌ای منصور دوانیقی را مهدی موعود دانستند، و معتقد شدند که روح خدا در پیکر او حلول کرده است.
تا آنجا که منصور دوانیقی، پسرش را به نام مهدی نام گذاری کرد، تا در آینده از این نام سوء استفاده کند و خود را همان مهدی موعود بخواند و مردم از او به این عنوان اطاعت کنند.
بعضی نخستین خلیفه عباسی، ابوالعباس عبدالله سفاح را مهدی موعود خواندند.
ابن مقفع نقابدار معروف خراسان که در علوم غریبه مانند شعبده، طلسم و ... مهارت داشت، مدعی مهدویت شد و گروهی به او پیوستند.
حاکم نصرالله که در سال 386هـ. ق خلیفه شد، نخست ادعای مهدویت کرد، سپس ادعای خدایی نمود.
افراد دیگری مانند عبدالله عجمی در ماه رمضان 1081 هـ. ق در مسجدالحرام، محمدبن احمد سودانی در سال 1299 هـ. ق، سیدمحمدبن علی بن احمد ادریس در سال 1323هـ. ق و ابن سعید یمانی ملقب به فقیه در سال 1256 ادعای مهدویت کردند.
این مسئله هم چنان در طول تاریخ ادامه یافت مثلاً در سال 1213 میلادی شخصی به نام «مهدی مصر» خود را همان مهدی موعود خواند و گروهی به او پیوستند.
و در قرن 19 میلادی در سال 1848 میلادی، مهدی سودانی متولد شد، پس از آن که بزرگ شد، ادعای مهدویت کرد و گروهی او را مهدی موعود خواندند و سرانجام در سال 1885 کشته شد.
یکی از این مدعیان مهدویت، درویش رضا بود که در سال سوم سلطنت شاه صفی (ششمین شاه صفویه، وفات یافته سال 1052 هـ. ق) به نام مهدی در قزوین خروج کرد.
تا این که حدود صد و اندی سال قبل «غلام احمد قادیانی» در شبه قاره هند خود را مهدی موعود نامید و پیروانی پیدا کرد، که هم اکنون فرقه «قادیانی گری» در هندوستان معروف هستند، و در سال 1260 (به ادعای بابیان) سیدعلی محمد باب در کنار کعبه ادعا کرد که من همان قائم مننتظر هستم.
وقتی که به بررسی علل و ریشه‌ها می‌پردازیم می‌بینیم در همه این موارد، طاغوت‌ها و جاه طلبان و استعمارگران، برای وصول به منافع نامشروع خود، از ساده لوحی مردم سوء استفاده کرده و با فرقه سازی، مردم را نسبت به همدیگر دریگر و مشغول نموده‌اند.
در قرن 19 و 20 میلادی، استعمار پیر انگلستان، و روسیه تزار، دست به دست هم دادند، و به مهدی سازی پرداختند، در ایران سید علی محمد باب و حسین علی بهاء و ... را برای این کار برگزیدند.
ماجرای خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را به «مهدی موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روایات به طور مکرر از پیامبر (ص) به عنوان مصلح و منجی عالم بشریت، نقل شده بود، به طوری که آنها به دنبال چنین شخصی می‌گشتند.
در این دو قرن، دست‌های استعمار به کار افتاده و به این مسئله استعماری رونق بیشتری داد. به عنوان مثال، حدود صد و اندی سال قبل، مردم هندوستان به رهبری نهرو، با استعمار انگلستان مبارزه کرده و استقلال خود را به دست آوردند.
در همین بحران، استعمار انگلیس شخصی به نام «غلام احمد قادیانی» را راست کرد، او خود را مهدی موعود خواند، و اعلام کرد: «همه احکام اسلام ثابت و به قوت خود باقی است، جز جهاد و امر به معروف و نهی از منکر، که من آنها را نسخ کردم و به جای آن اطاعت از والی و حاکم را (که در آن روز، آن حاکم، دست نشانده استعمار انگلیس بود) بر همه واجب می‌کنم»
جمعیت قادیانی، زشت‌ترین جمعیتی هستند که هنگام اشغال هند توسط انگلیس، با دست مرموز انگلیسی‌ها پدیدار شد، این جمعیت پیوسته برای ایجاد فساد و مبارزه با اسلام، به خصوص در افریقا تلاش می‌نماید.
نظیر این مطلب در مورد سیدعلی محمد باب، و حسین علی بهاء در ایران به وجود آمد که جدایی دین از سیاست و عدم دخالت و نظارت در امور، از دستورهای اولیه آنها است.
به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که جاه طلبی و استعمار و تحمیق مردم و سوء استفاده برای رسیدن به منافع نامشروع، گروه‌هایی از مردم را زیر ماسک مهدویت و بابیت، به وادی دین سازی و فرقه‌پردازی افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهی بگیرند.
در صورتی که ویژگی‌های حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) در ابعاد گوناگون از توحید، عدالت، امنیت فراگیر، صلح جهانی، اقتصاد خوب، اوج رشد علوم، تکامل همه جانبه امور معنوی و اخلاقی، و پذیرش عمومی با تشکیل حکومت واحد جهانی و ... هزارها فرسخ با عملکرد این مدعیان دروغین مهدویت فاصله دارد.


منبع:
محمد محمدی اشتهاردی، بابی گری و بهایی گری، با تلخیص

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

آقای من!

مولای غریب و تنهای من! مضطر فاطمه علیها السلام!
 پدر مهربان اهل عالم!
 می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت ، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
متحیرم کدامین مصرع از این مثنوی « هفتاد من کاغذ» را بازخوانی کنم؟
کدام سطر، کدام صفحه و کدام فصل از مجلدات این کتاب قطور را باز نویسم؟
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
از کجا آغاز کنم؟ از خود بگویم یا از دیگران؟ از نسل های گذشته بگویم یا از نسل امروز؟ از دوستان شکوه کنم یا از دشمنان؟ از عوام گلایه کنم یا از خواص؟
از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آن ها که دستان پدرانه و مهربانت را خونریز معرفی می کنند؟ از آن ها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آن ها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آن ها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟ از آن ها که همواره بر طبل نومیدی می کوبند و زمان ظهورت را دور می پندارند؟ از آن ها که تو را آن گونه که خود می پسندند- و نه آنگونه که هستی و می خواهی – نشان می دهند؟ آن ها که غیبتت را به منزله « نبودنت» تلقی می کنند؟
مولای من .... گویا همه چیز، دست به دست هم داده است تا شما در غربت بمانید! لشکریان ابلیس هم روز و شب در کارند. نمی دانم چه کسانی واقعا تو را و ظهور تو را می خواهند؟ خدا می داند و تو! اما این را می دانم که پس از گذشت دوازده قرن از شروع غیبت، هنوز پیروز این میدان، ابلیس و لشکریان انس و جن اویند که در کشاکش غیبت و ظهور، شب ظلمانی غیبت را تا هم اکنون امتداد داده اند.
از خود آغاز می کنم که اگر هرکس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد...


ماهنامه موعود شماره 84

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

شناخت امام

سید حسین نجیب محمد
واحد ترجمة موعود


  • فطری بودن شناخت

خداوند متعال انسان را ـ فطرتاً ـ  همراه علم و معرفت آفرید. به همین دلیل است كه او از بدو خلقت و طفولیت به دنبال شناخت حركت كرده، می‌پرسد: چرا؟ چگونه؟ و كجا؟ در روایات مذهبی آمده است كه خداوند متعال، بندگان را جز برای شناخت نیافرید.
در تفسیر این كلام خداوند كه:
و ما خلقت الجنّ و الانس إلاّ لیعبدون.1
و جنّ و انس را نیافریدیم جز برای آن‌كه مرا بپرستند.
از امام باقر(ع) روایت شده كه فرمودند: «برای آن‌كه او را بشناسند.»2
امام حسین(ع) نیز می‌فرمایkد: «همانا خداوند عزوجلّ بندگان را نیافرید، جز برای آن كه او را بشناسند.» به ایشان عرض شد: معرفت خدا چیست؟ فرمودند: «شناخت اهل هر زمانی، امام‌شان را كه اطاعت و پیروی‌اش بر آنان واجب است.»3

از مهم‌ترین شناخت‌ها كه انسان بدان نیازمند است، شناخت آغاز و انجام است. امام علی(ع) می‌فرمایند: «خداوند رحمت كند كسی را كه بداند از كجا [آمده]؟ در كجا [به سر می‌برد]؟، و به سوی كجا [در حركت] است؟»4 و از آن جا كه انسان به سوی خداوند متعال در حركت است در مسیر خود از شناخت راهی كه می‌پیماید، هدفی كه به سوی آن گام برمی‌دارد، و شخصی كه او را راهنمایی می‌كند، ناگزیر است. به تعبیر امام علی(ع) خطاب به كمیل: «ای كمیل، هیچ حركتی نیست  مگر آن كه تو در آن نیازمند شناخت هستی.»5

بنابراین ما انسان‌ها ناگزیر از شناخت راهنمایان و هادیان راه خدای متعال هستیم. از همین جاست كه امام حسین(ع) بین شناخت امامان(ع) و شناخت خدا ارتباط مستقیم برقرار می‌نمایند: «همانا شناخت خدا، همان شناخت امام است.» در «زیارت جامعة كبیره» نیز خطاب به امامان(ع) آمده است: «هر كه شما را شناخت، خدا را شناخته است.»6
امام علی(ع) فرمودند: «شناخت من به نورانیت، شناخت خداوند عزوجل است»7 و همچنین از آن حضرت(ع) نقل شده كه: «منظور از « اعراف» ما هستیم كه خداوند جز از راه معرفت ما شناخته نمی‌شود.»8

از امام صادق(ع) نیز روایت شده كه فرمود: «هر یك از شما برای مسافرتی چند فرسخی به دنبال راهنما می‌گردد در حالی كه شما به راه‌های آسمان ناآگاه‌تر از راه‌های زمین هستید. پس برای خود راهنمایی جستجو كنید.»9

امامان(ع) راهنمایان به سوی خداوند متعال‌اند. هر كس ایشان را بشناسد و در گفتار و رفتار از آنان پیروی كند، به خداوند متعال واصل شده است. و هر كس ایشان را نشناسد،‌ از گمراهان ناآگاه است. لذا در حدیث مستفیض از طریق شیعه و سنی از رسول‌خدا(ص) نقل شده كه فرمودند:‌ «هر كس بمیرد در حالی كه امامی نداشته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.» و جاهلیت همان «گمراهی» است، چنان‌كه امام صادق(ع) فرمودند.10و در روایت دیگری از آن حضرت(ع) بیان شده است: «جاهلیت، كفر و نفاق و گمراهی است.»11

امام باقر(ع) می‌فرمایند: «فقط كسی خداوند را می‌شناسد و او را عبادت می‌كند كه نسبت به او معرفت داشته و امامش از ما اهل‌بیت را بشناسد. و هر كس خدای عزّوجلّ را نشناخته و نسبت به امام خود [از میان] ما اهل بیت معرفت نیافته، معبودی غیر خدا را شناخته و عبادت كرده است و به خدا سوگند، این ضلالت است.»12

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

امام مهدی در قرآن

اشاره:
مقالة حاضر به بررسی آیاتی از قرآن كریم پرداخته است كه دو فرقة شیعه و سنی در ذیل آنها روایاتی تفسیری دربارة امام مهدی(ع) نقل كرده‌اند. این آیات كه تعدادشان بالغ بر هشت آیه است به ترتیب از ابتدا تا انتهای قرآن به صورت ذیل بررسی شده‌اند:
ابتدا روایات تفسیری فریقین در ذیل هشت آیه كه مجموعاً 44 روایت از شیعه و 65 روایت از اهل سنت می‌باشد به صورت دسته‌بندی نقل شده و سپس به بررسی مقارنه‌ای و تطبیقی این روایات از نظر محتوا و سند پرداخته شده است.
لازم به ذكر است كه به دلیل اختصار از ذكر متن عربی روایات و سند آنها خودداری شده است.
در قسمت اول این مقاله پس از بیان مقدمه‌ای در زمینة تبیین موضوع و آشنایی با اصطلاحاتی چون تفسیر و تأویل، به بررسی روایات تفسیری ذیل آیة 69 سورة نساء پرداخته شد و روایاتی كه در مصادر شیعی در این زمینه نقل شده است، بررسی شد. در این قسمت ابتدا روایات تفسیری سنی در ذیل آیة یاد شده، و در ادامه سایر آیات مرتبط با موعود قرآن بررسی خواهد شد.

روایات تفسیری اهل سنت

روایاتی كه در منابع روایی اهل سنت در ذیل آیه 159 سوره نساء آمده، چهار دسته هستند:

دستة یكم، ایمان همة اهل كتاب به عیسی(ع) پس از نزول وی از آسمان: در این دسته از روایات، ضمیر «به» و «قبل موته» هر دو، به حضرت عیسی(ع) برمی‌گردد. طبق این تفسیر، حضرت عیسی(ع) هنوز زنده است و پس از فرود آمدن از آسمان در آخرالزمان، همة اهل كتاب اعم از یهودی و مسیحی به او ایمان می‌آورند. طبری در تفسیرش شانزده روایت از صحابه و تابعین نقل كرده كه آیة شریفة مورد بحث را به این صورت تفسیر كرده‌اند. روایت ذیل نمونه‌ای از آنهاست:
از ابن عباس روایت شده كه منظور از عبارت «قبل موته» در آیه شریفه «و إن من أهل الكتاب إلّا لیؤمننّ به قبل موته»، قبل از مرگ عیسی بن مریم(ع) است.1

دستة دوم، ایمان همة اهل كتاب به عیسی(ع) در لحظة مرگ: در این روایات، ضمیر «به» به حضرت عیسی(ع) و ضمیر «قبل موته» به اهل كتاب برمی‌گردد. بر طبق این تفسیر، همة یهودیان و مسیحیان در هنگام مرگ، با كنار رفتن پرده‌ها، حقایق را درك كرده و به حقانیت حضرت عیسی(ع) پی می‌برند، ولی ایمان در آن لحظه برای آنان هیچ ثمره‌ای ندارد. هجده روایت در تفسیر طبری از صحابه و تابعین نقل شده كه آیه مذكور را چنین تفسیر كرده‌اند. یكی از این روایات چنین است:
از ابن عباس روایت شده كه منظور از آیة شریفه «و إن من أهل الكتاب...» این است كه: هیچ یهودی نمی‌میرد تا اینكه به عیسی(ع) ایمان بیاورد.2

دستة سوم، ایمان همة اهل كتاب به رسول خدا(ص) در لحظه مرگ: در این روایات، ضمیر «به» به رسول مكرم اسلام(ص) و ضمیر «قبل موته» به اهل كتاب برمی‌گردد. طبق این تفسیر، همة یهود و نصارا در لحظة مردن، به حقیقت نبوت رسول اكرم(ص) پی برده و ایمان می‌آورند، ولی این ایمان برای آنها سودی ندارد؛ زیرا در آن لحظه، زمان تكلیف سپری شده است. دو روایت در تفسیر طبری آمده كه آیة مورد بحث را چنین تفسیر كرده‌اند.3

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()