تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب امام زمان (عج)

بر لوح سبز

ابراهیم شفیعی سروستانی
 1. شرایط اجتماعی عصر میلاد
دوران 250 سالة امامت شیعی كه با وفات پیامبر گرامی اسلام‏(ص) در سال 11ق. آغاز گردید و با شروع غیبت صغرا و قطع رابطة مستقیم امام معصوم(ع) با جامعة اسلامی در سال 260 ق. پایان پذیرفت، به مقاطع مختلف با ویژگی‏ها و خصوصیات متفاوت قابل تقسیم است.
در این میان دوران چهل سالة امامت امام هادی و امام عسكری‏علیهما السلام كه از سال 220 ق. آغاز و تا سال 260 ق. امتداد می‏یابد، به لحاظ واقع شدن در آستانة دوران غیبت صغرا، جایگاه خاصی داشته و از ویژگی‏های متفاوتی برخوردار است.
یكی از ویژگی‏های این دوران شدت مراقبت و محدودیت‏های فراوانی است كه از سوی حكّام جور نسبت به این دو امام بزرگوار اعمال می‏شد.
اگرچه حاكمان ستم‏پیشة اموی و عباسی همواره بیش‏ترین سخت‌گیری‏ها را نسبت به امامان شیعه روا می‏داشتند و آنها را از هر جهت در تنگنا قرار می‏دادند، امّا در دوران امامت حضرت هادی و حضرت عسكری‏علیهما السلام این سختگیری‏ها شدت بیشتری گرفت و محدودیت‏های بیشتری برای این دو امام ارجمند در نظر گرفته شد تا آنجا كه در سال 243 ق. به دستور متوكل عباسی، حضرت هادی(ع) به اجبار از مدینه به سامرا (عسكر) كه در آن زمان مركز خلافت بود، آورده شدند و تا زمان شهادت، یعنی سال 254 ق.
در این شهر تحت نظر قرار داشتند.1
حضرت امام حسن عسكری(ع) نیز بیش از نیمی از ایام عمر شریف خود را در سامرا گذراندند و از سال 243 ق. كه در سن یازده سالگی به همراه پدر به این شهر آمدند، تا سال 260 ق. كه چشم از جهان فرو بستند، امكان خروج از این شهر را نیافتند.
امّا علت این همه سختگیری نسبت به این دو امام بزرگوار چه بود؟ و چرا دشمنان اهل بیت‏(ع) تا به این حد این پدر و پسر را در تنگنا قرار داده بودند؟
حضرت امام حسن عسكری(ع) خود در تحلیل علل و انگیزه‏های برخورد شدید حاكمان ستم پیشه با ائمة اهل بیت‏(ع) می‏فرماید:
 بنی امیه و بنی‏عباس به دو دلیل شمشیرهایشان را بر ضدّ ما افراشتند: نخست اینكه آنها می‏دانستند هیچ حقی در خلافت ندارند، و به همین دلیل همواره در هراس بودند كه مبادا ما در پی به دست آوردن خلافت و برگرداندن آن به جایگاه اصلی‏اش برآییم؛ و دوم اینكه، آنها بر اساس روایات متواتر این موضوع را می‏دانستند كه پادشاهی گردنكشان و ستم‏پیشگان به دست قائم ما از بین خواهد رفت و تردیدی هم نداشتند كه آنها از جملة گردنكشان و ستم پیشگان هستند، از همین رو برای كشتن خاندان رسول خدا(ص) و از بین بردن نسل او به تلاش وسیعی دست زدند، بدان امید كه با این كارها بتوانند جلوی تولد قائم را بگیرند یا او را به قتل برسانند. امّا، خداوند از اینكه امر خود را بر یكی از آنها آشكار سازد پرهیز داشت و می‏خواست نور خودش را بر خلاف میل كافران به حد تمام برساند.2
با توجه به شرایط و موقعیتی كه حضرت امام حسن عسكری(ع) در آن قرار داشت، روشن است كه موضوع تعیین و انتخاب جانشین آن حضرت، یعنی آخرین امام از نسل پیامبر اكرم‏(ص) كه بر اساس روایات تردیدناپذیر بنیاد ظلم و بیداد را برخواهد كند، از چه اهمیت و حساسیتی برخوردار است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

یا لثارات الحسین علیه السلام

مجتبی‌الساده / مترجم: ابوذر یاسری
فتح محمدی، فتح حسینی، فتح مهدوی

در روایات اهل بیت(ع) آمده است، در روز ظهور امام مهدی(ع) كه مصادف با عاشورای آن سال است، یاران آن حضرت(ع) پرچم‌هایی را با شعار «یالثارات‌الحسین؛ای خون‌خواهان حسین‌» برمی‌افرازند و با بلندترین صداها آن شعار را سر می‌دهند، زیرا آن روز، روز شهادت جدّ مظلوم آن حضرت ـ امام حسین(ع) ـ است. می‌توان گفت كه قیام
سیدالشهدا و قیام امام مهدی(ع) در هدف با یكدیگر مشترك‌اند. قیام امام حسین(ع) در واقع از زمینه‌های قیام مهدوی و فرا رسیدن روز موعود آن؛ و به عبارت دیگر بخشی از طرح خداوند جهت آماده نمودن امت (اسلامی) برای روز مورد انتظار است. همچنان كه قیام امام مهدی(ع) نیز در دفاع از هدف حسین(ع) و انتقام از ظالمان آن حضرت به منظور تحقق مقصود اساسی مشترك بین ایشان كه عبارت از استقرار قسط و عدل و برچیدن ظلم و جور، انحراف و كفر است، صورت خواهد پذیرفت. بنابراین، در صحت و تناسب اطلاق شعار«یالثارات‌ الحسین» بر قیام امام عصر(ع) ، تردیدی باقی نمی‌ماند. به ویژه آن كه مهم‌ترین مناسبت ممكن برای گفت‌وگو از امام حسین(ع) و اهداف‌شان، روز شهادت آن حضرت(ع) ـ دهم محرم ـ است و از این‌جا معلوم می‌شود كه در تعیین روز عاشورا به عنوان روز ظهور، حكمتی نهفته است. علاوه بر این، وجود امام حسین(ع) در كالبد امت اسلام ـ خصوصاً ـ و در تمام بشریت ـ عموماً ـ همواره و در همة سطوح آن تا به حال و آینده، زنده و تپنده است، و روح قیام، فداكاری و اخلاص را به نسل‌ها الهام می‌كند. از آن‌جا كه شعار «یالثارات الحسین» نشانه‌های بزرگ و آشكاری از اهداف و مقصد امام مهدی(ع) را در خود دارد، لازم است تا شرایط دو قیام، اهداف و نقاط مشترك آن دو را بشناسیم. ضمن توجه  به این نكته كه آرمان هر دو قیام، تحقق اسلام و شریعت والای آن می‌باشد.
اما قبل از آن ناگزیر از شناختن روش رسول اكرم(ص) در «فتح‌ مكه» و ارتباط آن با «فتح حسینی» و «فتح مهدوی»(ع) هستیم، زیرا این سه فتح، در حفاظت و نگهداری دین اسلام نقش مؤثری داشتند.

1. فتح محمدی (مكّه)

خداوند متعال در كتاب آسمانی خود فرموده است:
إذا جاء نصرالله والفتح ٭ و رأیت‌الناس یدخلون فی‌دین الله أفواجاً...١ 
چون یاری خدا و پیروزی فرا رسد، و ببینی كه مردم دسته دسته در دین خدا درآیند...
و او همچنین فرموده است:
إنّا فتحنا لك فتحاً مبیناً.2
ما تو را پیروزی بخشیدیم، ‍[چه] پیروزی درخشانی!
اما [سؤال این است كه] جبهة اصلی رو به روی پیامبر(ص) كدام گروه بودكه فتح مكه ـ محل بعثت و آغاز دعوت پیامبرـ را چندین سال به تأخیر انداخت، تا آن كه به سبب اهمیت مسئله سال فتح مكّه ، از سوی آن حضرت(ص) «سال پیروزی» نام گرفت. برای توضیح مسئله اصلی كه پیامبر اكرم(ص) با آن مواجه بود، لازم است به وقایع سال موسوم به «عام الفیل» (570 م) ـ سال ولادت رسول خدا(ص) ـ باز گردیم.
وقتی كه «ابرهه» پادشاه یمن، قصد حمله به مكه مكرمه و انهدام بیت‌الله الحرام ـ كعبه ـ را نمود، اهالی مكه، منازل خود را ترك كردند و به كوه‌های اطراف‌ پناه بردند. در آن حال بود كه بزرگ آنان ـ عبدالمطلب ـ این عبارت را به زبان راند كه «كعبه پروردگاری دارد كه از آن محافظت می‌نماید».
آنگاه خداوند معجزة خود را برای حفظ كعبة شریف آشكار ساخت، و پرندگان ابابیل را همراه با سنگ ریزه‌های سجّیل ـ درشت‌تر از عدس و ریزتر از نخود ـ بدان جا فرستاد.
پس از این واقعه بود كه نظریة جدیدی در اذهان مردم ریشه دواند، و آن عبارت از وجود نوعی تلازم بین تقدس كعبه و سروری قریش بر مكّه بود. عاملی كه باعث شكل‌گیری قوت ادبی و در نتیجه نفوذ قریش نزد دیگر قبایل عرب شد. آنان به دلیل آن كه زائران خود را مجاور و محافظ بیت‌الله می‌دانستند، لذا نفوذ ادبی قریش، دشوارترین مانعی بود كه در آغاز دعوت و همچنان در مدت سیزده سال حضور پیامبر(ص) در مكه بر سر راه آن حضرت قرار داشت. تا آنجا كه اندك بودن اسلام آورندگان، نه از ضعف در شیوه‌های تبلیغ یا كاستی در آن، بلكه به دلیل وجود و استمرار همین تفكر رسوخ یافته یعنی نسبت قائل بودن بین تقدس كعبه و سیادت قریش بر مكه، بود. از این جا حكمت هجرت آن حضرت(ص) به یثرب آشكار می‌شود. و به دلیل شناخت این حقیقت از سوی آن رهبر بزرگ(ص)، در صلح حدیبیه با قریش بر این پیمان گرفت كه واسطه‌گری قریش از رابطه میان او و دیگر اعراب برداشته شود، قریش دست از توسعة نفوذ ادبی خود در میان اعراب، به منظور ممانعت از ارتباط آنان با پیامبر بكشد، و تبلیغات دروغ خود را علیه پیامبر و دین او متوقف سازد.
پیروزی پیامبر اكرم(ص) بر قریش و فتح مكه در سال هشتم هجری، دشوارترین مانع را از راه پیشرفت و انتشار اسلام برداشت. این امر حاصل از بین رفتن تلازم ذهنی مذكور از افكار مردم بود. به همین دلیل، مردم بدون زحمت و مشقت گروه گروه به دین خدا وارد شدند. بر همین اساس سال فتح مكه، «عام‌الفتح» عنوان گرفت، و آن به دلیل كثرت ورود قبایل عرب بر پیامبر اكرم(ص) جهت اعلام پذیرش ولایت و رهبری ایشان و گردن نهادن به اسلام بود. بدین ترتیب حضرت محمد(ص) رهبر بلا منازع جزیرةالعرب گردید.

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

سیمای حضرت مهدی(ع)دركلام نبوی

اشاره:
پیامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل یافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ درخشان‌ترین كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و كرامت را در خود جای داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی‌های سیاسی از ویژگی‌هیا بارز پیامبر اكرم(ص) است.
جلوة آشكار و مظهر اسمای خداوندی، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پیامبران و ختم رسل است.
پیامبر رحمت و رأفت دربارة ویژگی‌های یاران آخرین جانشین خود، یعنی حضرت مهدی(ع) بیاناتی دارند كه به اجمال به چند نمونه از آن‌ها اشاره می‌كنیم.
از بارزترین صفات گروهی كه در آخرالزمان برای حق می‌جنگند و تا روز قیامت همیشه پیروز و سربلندند، می‌توان از ایستادگی و ایمان راسخ آن‌ها در دین، جهاد و مبارزه و مقابلة با دشمنان دین، توجه آن‌ها به حضرت مهدی(ع) در هنگامه ظهور و سرسپردگی و اطاعت از این امام نام برد.
در مورد این طائفه از امت آخرالزمان، تعابیر مختلفی در بیانات مبارك پیامبر اعظم(ص) مشاهده می‌شود. به پیروزی، و سربلندی، حقانیت، جهاد و مبارزة آن‌ها با مخالفان دین تا ظهور حضرت مهدی(ع) ادامه دارد. آن حضرت، در برخی از روایات با دو كلمة «حتّی» و «إلی»، در برخی دیگر با جملة «حتّی تقوم الساعة» و در گونه‌ای دیگر از روایات با «حتی یخرج المسیح» الدّجال» و یا «حتی امر الله و ینزل عیسی بن مریم»، پیروزی آن‌ها را تا روز موعود متذكر می‌شود.
همیشه گروهی از امت من برای حق مبارزه می‌كنند و تا روز قیامت پیروز خواهند بود. سپس فرمود: بعد از نزول حضرت عیسی بن مریم(ع) امیر آن‌ها به او (مسیح) می‌گوید: بیا و با ما نماز بخوان [مسیح] در جواب می‌گوید:‌ نه، برخی از شما سرور و آقای برخی دیگر هستید، خداوند این امت را گرامی داشته است.1
در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) آمده است:
همیشه گروهی از امت من برای حق مبارزه می‌كنند و نسبت به آنچه مقصودشان است پیروزند، تا این كه امر خداوند عزوجل بیاید و عیسی‌بن مریم ظاهر گردد.2
روایات فراوانی به این مطلب اشاره دارد كه منظور از «امر خداوند عزوجل»، ظهور حضرت مهدی(ع) است. به عنوان مثال روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است كه ایشان در تفسیر آیة «أتی أمر الله فلا تستعجلوه سبحانه و تعالی عما یشركون؛ [هان] امر خدا در رسید پس در آن شتاب مكنید. او منزّه و فراتر است از آن‌چه [با وی] شریك می‌سازند.»3 می‌فرمایند:
نخستین كسی كه با قائم(ع) بیعت می‌كند جبرییل است كه به صورت پرنده‌ای سفید نازل می‌شود و با آن حضرت بیعت می‌نماید. سپس یك پای بر بیت‌الله الحرام و پای دیگر بر بیت‌المقدس می‌گذارد. آن‌گاه با صدای فصیح بلیغی كه خلایق می‌شنوند فریاد خواهد زد: «امر الهی آمد، پس آن را زود مشمارید.»4
و در روایتی دیگر از ایشان آمده است:

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

مهدویت در اندیشه شهید مطهری

سیما محمد پور دهكردی

همة گروه‌های اسلامی بر این قول متفق‌اند كه در آخرالزمان, مردی ظهور می‌كند كه دنیا را پر از عدل و داد می‌كند و دولت حق را برپا می‌سازد, دولتی كه تمام جهان را فرا می‌گیرد. این دیدگاه به استناد آیات كریمة قرآن از جمله:‌105 سورة انبیا, 5 قصص, 32 و 33 توبه و ... است. اهل سنّت با شیعیان اتفاق نظر دارند بر این‌كه مهدی از خلفای دوازده‌گانه‌ای است كه رسول اكرم(ص) به آن‌ها در احادیث گوناگون بشارت داده است. از آن‌جا كه حقایق وحی و وجود رهبران الهی در بین بشر, منطبق با نیازهای طبیعی و فطری است, چنین اعتقادی نیز ریشه در نهاد انسان دارد و پاسخی به نیاز آرمانی بشریت است.
استاد شهید مرتضی مطهری, در چند اثر ارزشمند خود به بررسی مسئله مهدویت و انتظار پرداخته‌اند. یكی از تعابیر ارزشمند ایشان, در وصف جایگاه حضرت حجّت(ع) در زمین,‌ تعبیر «صاحب» است. در كتاب گفتارهای معنوی, ضمن بیان حدیثی از رسول اكرم(ص) پیرامون امدادهای الهی نسبت به بشریت به واسطة حضرت مهدی (ع), چنین نتیجه می‌گیرند:
خدا هرگز دنیا را بی‌صاحب نگذاشته است,‌ و بی صاحب هم نخواهد گذاشت.1

  • مطهری و فلسفة انتظار

«انتظار» از مفاهیم دو پهلو و لغزنده‌ای همانند: تقدیر, توكل, صبر و ... است،2 كه در طول تاریخ اندیشة اسلامی, برداشت‌های متفاوتی از آن شده است. هر بار كسی به تناسب فهم و درك خود, دستی بر این واژه كشیده و به این درك خشنود گشته, حق را همان پنداشته است و سپس به تعبیر زیبای قرآن: «كل حزب بمالدیهم فرحون؛ هر فرقه‌ای بدان چه نزد آن‌هاست دل‌خوش شدند.»3

استاد مطهری در این باره می‌فرمایند: «معلوم است كه بدعت در دین خاتم هم امكان‌پذیر است چنان‌كه ما هم كه شیعه هستیم و اعتقاد داریم به وجود مقدس حضرت حجت‌بن الحسن, می‌گوییم ایشان كه می‌آیند «یأتی بدینٍ جدیدٍ» . تفسیرش این است كه آن‌قدر تغییرات و اضافات در اسلام پیدا شده است كه وقتی او می‌آید و حقیقت دین جدّش را می‌گوید به نظر مردم می‌رسد كه این دین غیر از دینی است كه داشته‌اند و حال این اسلام حقیقی همانی است كه آن حضرت می‌آورد.»4

دربارة مفهوم انتظار هم, متناسب با برداشت‌های متفاوت, این اندیشه منشأ رشد و پویایی یا ركورد و عقب ماندگی دانسته است. استاد مطهری خصوصیات دو گونه انتظار (مثبت) و (منفی) را این گونه بیان می‌كنند:
انتظار فرج و آرزو و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: ‌انتظاری كه سازنده و نگهدارنده،‌ تعهدآور, نیرو آفرین و تحرك بخش است, به گونه‌ای كه می‌تواند نوعی عبادت و حق‌پرستی شمرده شود؛ و انتظاری كه گناه است:‌ ویرانگر,‌ اسارت‌بخش و فلج‌كننده و نوعی (اباحی‌گری) باید محسوب شود. این دو نوع انتظار فرج, معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم مهدی موعود است و این دو نوع برداشت به نوبة خود, از دو نوع بینش دربارة‌ تحولات در انقلاب‌های تاریخی ناشی می‌شود.5

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

كلام حكمت‌آمیز حضرت در گهواره

طریف ابی‌نصر خادم می‌گوید: بر حضرت صاحب‌الزمان(ع) وارد شدم، و به من فرمودند:
برایم صندل سرخ بیاور.
آن را برایشان آوردم، سپس فرمودند:
آیا مرا می‌شناسی؟
عرض كردم: آری. فرمودند:
من كیستم؟
عرض كردم: شما سرور من و فرزند سرورم می‌باشید. فرمودند: از این نپرسیدم.
عرض نمودم: فدای شما شوم، برایم بیان نمایید. فرمودند:
من خاتم‌الاوصیا هستم و خدای تعالی، به واسطة من، بلاد را از خاندان و شیعیانم برطرف می‌كند. 1

اتمام حجت توسط حضرت

ازدی می‌گوید:
هنگامی كه مشغول طواف بودم و شش شوط را به جای آورده، می‌خواستم شوط هفتم را به جای آورم، جمعی را مشاهده كردم كه در سمت راست كعبه حلقه زده‌اند، و جوانی خوش‌رو، خوش‌بو و باهیبت و وقار نزد آن‌ها ایستاده و با آن‌ها سخن می‌گوید و من كسی را مانند او نیكو سخن و شیرین‌كلام و خوش‌مجلس ندیده بودم. پیش رفتم تا با او سخن بگویم اما مردم مرا راندند.
از یكی از آنان پرسیدم، این مرد كیست؟ گفت: فرزند رسول‌الله(ص) است كه در هر سال یك روز ظاهر می‌شود و برای خواص خود سخن می‌گوید.
به آن حضرت(ع) عرض كردم: سرورم! نزد شما آمده‌ام تا مرا راهنمایی كنید، خدا راهنمای شما باشد. ریگی به من دادند و من بازگشتم. یكی از همنشینانش به من گفت: به تو چه دادند؟ گفتم: ریگی، و دستم را گشودم، و دیدم طلاست. جلو رفتم تا به مقابلشان رسیدم، آنگاه حجت بر تو تمام شد و حق آشكار گردید و نابینایی‌ات زایل شد؛ آیا مرا می‌شناسی؟
عرض كردم: خیر، فرمودند:
من مهدی و قائم زمان هستم. من كسی هستم كه زمین را پس از پر شدن از جور، پر از عدل و داد می‌كنم. زمین از حجت خالی نمی‌ماند و مردم بی‌پیشوا نمی‌مانند و این امانتی نزد توست و آن را جز برای برادران حق‌جوی ‍[شیعه] خود باز مگو.2

پی‌نوشت
:
1. راوندی، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 466، ح 3.
2. شیخ‌صدوق، كمال‌الدین، ج 2، باب 44، ح 18.
 


ماهنامه موعود شماره 74

 

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

ده گـام تا امـام زمـان(عج)

علی سرائی

سلام
یکی از سؤال هایی که همواره ذهن شیعیان و عاشقان امام زمان (عج) را به خود مشغول نموده، این است  که چطور می‌توان فاصله خود را با آن خورشید عالم تاب کم کرد و از پرتو نور و رحمت وجودی وی بهتر بهره گرفت.  

لذا تصمیم گرفتم تا با بهره گیری از  قرآن، احادیث و روایات،  و مجموعه اعمالی را  که باعث نزدیک شدن قدم به قدم ما به امام زمان (عج) می‌شود در قالب ده عنوان و تحت نام « ده گام تا امام زمان(عج)» تقدیم شما عزیزان نمائیم.باشد که با برداشتن این «ده گام»،  از گروه یاران ویژه و خالصش قرار گیریم. (ان‌شاء ا...)

فقط کافیست خود امام زمان(عج) بخواهد، چرا که می‌فرماید :
« دل های ما (خاندان رسالت) جایگاه مشیّت الهی است. پس هرگاه او بخواهد، ما هم می‌خواهیم. و (خداوند در این باره) می‌فرماید :
 شما نمی‌خواهید، مگر این که خدا بخواهد».1
حال اگر آماده‌اید، بسم ا...
گام اول : شناخت
سؤال :  امام زمان(عج) کیست ؟
 وجودش چه فایده ای برای ما دارد ؟

به راستی امام زمان(عج) کیست ؟ آیا با یادگیری نام ها و القاب و تاریخ ولادت و غیبت و نام پدر و مادر آن امام همام به شناخت حقیقی وی خواهیم رسید؟ یا باید در حکمت این نام ها و نشان ها اندیشه کرد و در شگفتی های ولادت و حیات او تأمل نمود.

آیا نباید برای شناخت صحیح و کامل، علت غیبت پر رمز و راز او را بررسی و اهداف غیبت و ظهور او را جستجو و درک کرد؟ و در سخنان و فرمان‌های وی اندیشه كرد؟

او می‌فرماید :
«من موجب آسایش و آرامش (امنیت) اهل زمین هستم، هم‌ چنان‌ که ستارگان سبب آرامش و آسایش (امنیت) اهل آسمان هستند ».2

چه مفهوم  قابل تأملی در عمق آن وجود دارد؟

چرا نشناختن امام زمان(عج) مساوی جاهلیت است و گمراهی در دین را به دنبال دارد؟ همان‌ طور که پیامبر اکرم(ص) فرموده اند :
« کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است».3

و هم‌چنین در دعای معرفت می‌خوانیم و اعتراف و تقاضا می‌کنیم که:
« بار خدایا، حجت خویش را بر من بشناسان،که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم گمراه خواهم شد».4
گاهی برای اقتدا به یک امام جماعت چنان وسواس و حساسیتی به خرج می‌دهیم که حتماً باید وی را بشناسیم، آن هم برای یک عمل عبادی. حال برای شناخت میزان حق، راه هدایت، منشـاء هـمه اعـمال عـبادی، اخـلاقی و... و دلیل وجـود هستی و حجت خدا که امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید:
« اگر زمین حتی یک ساعت از حجت خدا خالی بماند، اهلش را در خود فرو می‌برد».5

و یا خود وجود مقدسش می‌فرماید :
« زمین هیچ‌ گاه از حجت خداوند ـ چه آشکار باشد یا نهان ـ خالی نمی‌ماند».6
چقدر حساسیت و وسواس داشته و در راه این شناخت تلاش می‌کنیم؟

تلاشی که لازمه آن درک فایده وجودی امام زمان(عج) است. فایده ای که تمام موجودات به طور مستقیم و غیرمستقیم از آن بهره می‌برند، چرا که خود،  منبع همه فایده‌ها و محور خلقت و دلیل هستی است. همان‌ طور که در حدیث امیرالمؤمنین(ع) گذشت به بركت وجود ایشان است که ما در این دنیا زندگـی می‌کنیم، روزی می‌خوریم ، عنایات خداوند متعال شـامل حال‌مان می‌شود وآسمان و زمین ثابت و پا برجاست.

امام زمان(عج) ولی خدا و سرپرست  ما در این عالم هستی است که هم‌ واره به یاد ماست و دایره عنایات وتوجهاتش همچون حصاری ما را احاطه کرده است، چنان که خود فرموده:

« در نقطه‌ای دور و پنهان از دیـده‌ها به سـر می‌بریم، ولی از حـوادث و مـاجراهـایی که بر شـما می‌گذرد مطّلع هستیم و هیچ چیز بر ما پوشیده نیست».7

«همانا ما شما را بی سرپرست نگذاشته و مراعاتتان را می‌کنیم و به یاد شما هستیم. اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حـوادث زندگی، شـما را در بر می‌گرفت و دشمنان‌تان شـما را از بین می‌بردند».8

پس برای شناخت سرپرست خود و امام زمان‌مان(عج)، باید ویژگی‌های او را دوباره و با دیدی عمیق‌تر بررسی کرد و در گستره ای وسیع‌تر پیرامون امامت و نقش وی تدّبر، تأمل و اندیشه نمود. این نوع شناخت خود مقدمه‌ای است برای یک اقتدا و پیروی آگاهانه که اطاعتی تعبد آمیز از امام زمان(عج) را در پی خواهد داشت که عین اطاعت از خدا و رسول خدا(ص)  است.
التماس دعا


پی نوشت ها :    

1. الغیبه شیخ طوسی، ص 51 ـ 52
2. کمال الدین، ج 2، ص 485   ـ   منتخب الاثر، ص 267
3. میزان الحکمه، جلد 1، ص 171
4. اصول کافی، جلد 1، ص 337   ـ  صحیفه مهدیه، ص 356 و ص 366
5. بحارالانوار، جلد 51 ، ص 113
6. کمال الدین، ج 2، ص 115
7. بحارالانوار، جلد 53، ص 175
8. همان


ماهنامه موعود شماره 71

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

ظهور حضرت مسیح در عصر حضرت مهدی (ع)

قربانعلی دری نجف‌آبادی
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، كسی را نرسد كه بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.



مسیح در خدمت حضرت مهدی(ع)
ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدان‌های بیدار و تجارب بشری نیز این معنا را تأیید می‌نماید كه سمت و سوی كاروان بشریت به سوی حكومت واحد جهانی عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقی است.
قرآن كریم و روایات اسلامی نیز بر این معنا تأكید و تصریح دارد كه صالحان، وارثان زمین خواهند شد.
جالب آن است كه درمنابع اسلامی به طور دقیق و شفاف ولادت و شخصیت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذریة فاطمه زهرا(س) و یازدهمین امام از فرزندان حضرت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب(ع) و نهمین فرزند حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و همینطور از نسل و ذریه ائمه هدی(ع) و چهارمین فرزند از فرزندان حضرت علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) تا آخر می‌باشند. علاقمندان می‌توانند در این باره به كتاب شریف منتخب‌الاثر تألیف آیت‌الله صافی گلپایگانی ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمایند كه 49 باب دارد و صدها حدیث ارزشمند در این باره از كتب شیعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصیات آن حضرت و نسبت و ویژگی‌های آن بزرگوار و نشانه‌های ظاهری و اینكه از فرزندان ائمه اهل البیت(ع) می‌باشند و فرزند سیده اماء(س) و از سبطین رسول‌الله(ص) هستند و از نسل ائمه اثنی‌عشر و خلف صالح امام عسكری(ع) مراجعه نمایند.
آری مهدی(عج) دوازدهمین امام از اهل بیت عصمت و طهارت است. خصوصیات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كیفیت ولادت، غیبت صغری و كبرای آن بزرگوار، شرایط عصر غیبت و عصر ظهور، و ده‌ها مسئله دیگر توضیح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، كسی را نرسد كه بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخب‌الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عیسی(ع) می‌گوید:
بیایید بر ما امامت كنید.2
و حضرت عیسی(ع) می‌گوید:
بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.
آنگاه می‌گوید این حدیث صحیح و نیكو است كه بزرگان نقل نموده‌اند و دلالت دارد بر اینكه مهدی(عج) به جز عیسی(ع) است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت(ع) خواهد بود. چیزی كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذیرفته‌اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌های صلیبی و صهیونیستی و تهمت‌ها و نسبت‌های ناروا و جنگ روانی و تبلیغاتی و عملیات تخریبی تلاش كرده‌اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته این ظلم بزرگی است كه نسبت به بشریت و ارزش‌های الهی و ادیان الهی و حضرت مسیح(ع) و حضرت موسی كلیم(ع) و پیروان راستین این دو دین و پیامبر بزرگ الهی روا داشته‌اند.
دربارة حدیثی كه به این مضمون نقل شده است: «لامهدیّ إلّا عیسی بن مریم(ع)؛ مهدی نیست مگر ـ همان ـ عیسی‌بن مریم» باید گفت:
1. این حدیث سند قابل اعتماد و قابل قبولی ندارد و نمی‌توان به آن استناد كرد و راوی آن متهم به سهل‌انگاری در نقل است. راوی علی‌بن محمدبن خالد جندی (موذن ‌الجند) است.
مرحوم مجلسی(ره) در این‌باره می‌گوید:
علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتی كه راوی خبر معروف به تساهل در روایت باشد خبر و حدیث او قابل قبول نخواهد بود.3
2. حدیث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجیت دارد نه در مسائل اعتقادی و مباحث عقلی در مسائل اعتقادی علم و حجت شرعی لازم است.
3. احتمالاً حدیث یادشده توسط جریان‌های مسیحی و نفوذی ساخته و پرداخته و در احادیث دست برده شده باشد.
4. به فرض آنكه چنین حدیثی در روایات ما آمده باشد لكن در روایات فراوان دیگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدی(ع) اقامه نماز خواهند كرد و این حدیث با احادیث دیگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافی ظهور ولی عصر(عج) نمی‌باشد. ممكن است تحریف در لفظ نیز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ یعنی «لا مهدی الا مع عیسی بن مریم؛ مهدی نیست مگر همراه عیسی‌بن مریم.»
5. این حدیث به این معناست كه تصور نشود حضرت مسیح(ع) خود مستقلاً ظاهر می‌شوند و یا حضرت مهدی(ع) بدون حضرت مسیح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش این موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه این حدیث شریف در كتاب تذكرةالاولیا با این سبك آمده است:

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

آثار شناخت امام

سید حسین نجیب محمّد  
مترجم:  ابوذر یاسری

شناخت امامان اطهار(ع) دارای فواید بزرگی در زندگانی دنیوی و اخروی است كه در زیر بدان اشاره می‌كنیم.

1. هدایت از گمراهی

انسانی كه امام را نمی‌شناسد، هدایت‌گر و راهبر به سوی نور و كمال را نشناخته است. علاوه بر این، چنین شخصی در تاریكی‌های نادانی و گمراهی فرو می‌افتد، همچنان كه در مورد بنی‌اسرائیل اتفاق افتاد، آن هنگام كه از اطاعت هارون(ع) سرباز زدند و سامری را فرمان برده، گوساله را پرستیدند. از همین رو امام باقر(ع) مثالی دربارة شناخت امام به محمد بن مسلم فرمودند:

هر كس كه نفس خود را در عبودیت خدای متعال به زحمت و سختی اندازد، در حالی كه امام از سوی خداوند ندارد، تلاشش مقبول نیست. او گمراهی متحیر است، و خداوند اعمالش را مبغوض می‌دارد. مثال او همانند گوسفندی است كه از چوپان و گلة خود گم شده و تمام روز، سرگردان می‌رود و برمی‌گردد، چون شب فرا رسد، گله‌ای با شبان به چشمش آید، به سوی آن رود و فریفته‌اش شود و شب را در خوابگاه آن گله به سر برده چون چوپان گله را حركت دهد، گوسفند گمشده گله و چوپان را ناشناس ببیند، باز متحیر و سرگردان در جست و جوی شبان و گلة خود باشد كه گوسفندانی را با چوپانش ببیند. به سوی آن رود و به آن فریفته گردد. شبان او را صدا زند كه بیا و به چوپان و گله خود بپیوند كه تو سرگردانی و از چوپان و گله‌ات گم گشته‌ای. پس ترسان و سرگردان و گمراه حركت كند اما چوپانی كه او را به چرا‌گاه رهبری كند و یا به جایش برگرداند، نباشد. در همین میان گرگ، گم شدنش را غنیمت شمرده، او را بخورد. به خدا ای محمد، كسی كه از این امت باشد اما امامی هویدا و عادل از سوی خدای عزوجل نداشته باشد، این چنین گم گشته و گمراه است. و اگر در این راه بمیرد، با كفر و نفاق از دنیا رفته است. ای محمد، آگاه باش كه امامان ظالم و پیروانشان از دین خدا بركنارند. آنان خود گمراهند و مردم را گمراه می‌كنند. اعمالی را كه انجام می‌دهند، چون خاكستری كه تندبادی در روز طوفانی بر آن بتازد، از كردارشان چیزی دست‌گیرشان نشود. این است گمراهی دور.1
همانا، ابعاد دلالت این مثال بسیار عمیق است و چه بسیار افرادی از انسان‌ها ـ میلیون‌ها نفر ـ كه از گذشته تا به امروز، به راه آن گوسفند گم شده رفته، میان گله ها و صله‌های چوپان‌های دیگر متحیر مانده و سرانجام طعمة گرگ‌های كمین گرفته شده‌اند.

2. قبولی اعمال

از امام صادق(ع) روایت شده است كه طی نامه‌ای به مفضل فرمودند: «خداوند فقط از بندگان، انجام فرایض را با حدود آن همراه با شناخت كسی كه آنان را به سوی او فرا خوانده، می‌پذیرد.»2 آن حضرت، در بیانی دیگر می‌فرمایند:
رأس امور، نهایت و كلید آن‌ها، و راه رسیدن به خواسته‌ها، و رضایت پروردگار بخشاینده، اطاعت امام پس از شناخت اوست. چنانچه شخصی شب‌ها را به عبادت خدا ایستاده، روزها را روزه داشته، همة اموالش را صدقه داده، همة عمرش را مشغول حج باشد اما ولایت ولی‌الله ـ امام عصر خود ـ را نشناخته و او را سرپرست خویش قرار نداده و همة كردارش را با اذن او انجام نداده باشد، وی هیچ حقی بر خدا در ثواب اعمالش ندارد و از اهل ایمان نیست.3
امام خمینی(ره) نیز در این باره می‌فرمایند:
ولایت اهل‌بیت(ع) و شناخت ایمان، شرط پذیرش اعمال و از امور مسلم و غیر قابل تردید، بلكه از ضروریات مذهب مقدس تشیع است.4
سرّ پذیرفته نشدن اعمال، بدون شناخت (امام) آن است كه عباداتی كه انسان بدون شناخت امام انجام می‌دهد، صرفاً به «صورت» عبادت است، نه حقیقت آن. زیرا «حقیقت» عبادت، عبارت از؛ تسلیم كامل، انقیاد و اطاعت مطلق است. ما این مطلب را در ماجرای ابلیس می‌بینیم، كه خداوند متعال همة اعمال او را به سبب آن‌كه دارای حقیقت شناخت و اطاعت نسبت به حضرت آدم(ع) نبود، حبط و باطل ساخت.

3. بالا رفتن مرتب
ه
از معصومین(ع) روایت شده كه فرمودند:
بعضی از شما نمازشان از بعضی دیگر بیشتر، بعضی حج‌شان بیشتر، بعضی صدقات‌شان بیشتر است، اما برترین شما كسی است كه شناخت و معرفتش بیشتر باشد.5
امام صادق(ع) به نقل از پدر گرامی‌شان حضرت باقر(ع) فرمودند:
ای فرزندم، مراتب شیعیان را بر حسب میزان روایت و معرفتشان بسنج. همانا معرفت، همان درایت روایات است و به سبب آن، انسان مؤمن به بالاترین مراتب ایمان راه می‌یابد. من در كتاب علی(ع) نگریستم و در آن چنین یافتم، كه ارزش و منزلت هر فردی، [به قدر] معرفت اوست.6
تفاوت ثواب و اجر دعاكننده، زائر و عابد به تفاوت معرفت آنان باز می‌گردد. به همین سبب در بعضی از روایات، معرفت شرط وصول به آثار و نتایج زیارت دانسته شده است، مانند این روایات: «هر كس امامان(ع) را با معرفت به حق‌ّشان زیارت كند، برایش كذا و كذا ... خواهد بود.»7

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

جهانی شدن و حكومت جهانی حضرت مهدی(عج)

جهانی‌شدن الهی، با بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بشر و عظیم‌ترین و گسترده‌ترین انقلاب تاریخ، یعنی انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(عج) روی خواهد داد. در دوران ظهور مهدی آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم می‌گردد و قطعاً حكومت جهانی اسلامی تشكیل خواهد شد.
 


  • مهدویت، الهام‌بخش جهانی‌شدن اسلام
جهانی‌شدن الهی، با بزرگ‌ترین رویداد تاریخ بشر و عظیم‌ترین و گسترده‌ترین انقلاب تاریخ، یعنی انقلاب بزرگ جهانی حضرت مهدی(عج) روی خواهد داد. در دوران ظهور مهدی آل محمّد(ص) اسلام بر سراسر جهان حاكم می‌گردد و قطعاً حكومت جهانی اسلامی تشكیل خواهد شد. آری، گسترش اسلام در سراسر جهان، وهم و خیال نیست؛ یك حقیقت قطعی است كه در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) در سطح عالی و به طور تمام و كمال، واقع می‌شود. احادیث پیامبر و اهل بیت نبوی(ص) پیرامون مهدویت، فراوان است و در منابع معتبر شیعه و سنّی وجود دارد و در این احادیث، جهانی بودن انقلاب حضرت مهدی(عج) و جهانی شدن دولت ایشان، پیش‌بینی شده است.

پیامبر اسلام (ص) فرمود:
شما را به مهدی، بشارت می‌دهم. او در بین امت من برانگیخته می‌شود... پس زمین را از قسط و عدل پر می‌نماید، همان طوری كه از ستم لبریز شده است  و ساكن آسمان و زمین از او راضی می‌شوند و مال ثروت را صحیح تقسیم می‌كند.

 مردی به پیامبر خدا(ص) عرض كرد، تقسیم صحیح چیست؟ فرمود:
 رعایت مساوات بین مردم.
در این حدیث دو بار واژه «زمین» و یك‌بار «مردم» وجود دارد و این هر دو جهانی بودن و جهانی‌شدن اقدامات حضرت مهدی(ع) را می‌رساند. او زمین را پر از عدالت می‌نماید، زمینیان از او رضایت دارند. ثروت را بین مردم با رعایت مساوات توزیع می‌كند، هرگز سخن از یك كشور یا یك ملت در گوشه‌ای از كره زمین نیست، بلكه تحول جهانی است و خشنودی مردم جهان را كه از بی‌عدالتی، ظهور ظلم، تبعیض، شكاف‌های طبقاتی و توزیع نادرست ثروت، خسته و بیزارند، به همراه دارد.

در حدیثی دیگر از حكومت حضرت مهدی(عج) بر سراسر كرة زمین خبر داده و فرمود:
قیامت به پا نمی‌شود تا اینكه مردی از اهل‌بیت من مالك و حاكم زمین گردد و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان‌طور كه لبریز از بیداد شده است.1

حدیث اخیر را «ابوسعید خدری» از پیامبر(ص) نقل كرده است؛ همین حدیث به نقل از «عبدالله بن عمر» چنین است:
قیامت به پا نمی‌شود تا اینكه مردی از اهل‌بیت من مالك و حاكم گردد كه نام او نام من است و زمین را از عدل و قسط پر می‌نماید، همان‌طور كه از ستم لبریز شده است.2

«حذیفة بن یمان» از قول پیامبر(ص) رضایت اهل آسمان و زمین از خلافت جهانی حضرت مهدی(عج) را چنین گزارش كرده است:
مهدی از فرزندان من است، سیمایش مثل ماه شب چهارده است... زمین را از عدل و داد پر می‌نماید، همان طور كه از ستم لبریز شده است. اهل آسمان‌ها، اهل زمین و پرندگان در هوا از خلافات و حكومت جهانی او راضی و خشنود می‌باشند.3

«ابوداود سجستانی» در كتاب السّنن از طرق مختلف، این حدیث نبوی را نقل می‌كند:
اگر از دنیا جز یك روز نمانده باشد، خداوند آن روز را آن‌قدر طولانی خواهد كرد تا در آن مردی از اهل‌بیتم را برانگیزد. نام او نام من است؛ زمین را از قسط و عدل پر می‌كند، پس از اینكه از ستم لبریز شده باشد.

امام حسن عسكری(ع) پدر گرامی حضرت مهدی(عج) نیز به خاطر دیدن فرزند خویش، خداوند را ستایش نموده و از عدالت‌گستری جهانی ایشان خبر داده و فرمود:
ستایش خدای را كه مرا از دنیا نبرد تا جانشین پس از مرا كه در آفرینش و اخلاق شبیه‌ترین مردم به رسول خدا است، به من نمایاند. خدای تبارك و تعالی او را در غیبتش حفظ می‌كند و سپس او را آشكار می‌نماید؛ پس زمین را از عدل و عداد پر می‌كند، همان‌طور كه از ستم لبریز شده باشد.4

ایشان در صلوات بر ولی‌الله الأعظم، حضرت مهدی(عج) نیز چنین دعا كرده‌اند:

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()

از انتخاب تا ازدواج

من در آن شب در خواب دیدم كه مسیح و شمعون و جمعی از حواریون در كاخ جدّم گرد آمدند و در همان موضعی كه جدّم تخت را قرار داده بود منبری نصب كردند كه از بلندی سر به آسمان می‌كشید و محمد(ص) به همراه جوانان و شماری از فرزندانش وارد شدند. مسیح به استقبال او آمد و با او معانقه كرد.


محمد بن بحر شیبانی گوید: در سال 286 ق. وارد كربلا شدم و قبر آن غریب ـ رسول خدا(ص) ـ را زیارت كردم سپس به جانب بغداد رو كردم تا مقابر قریش را زیارت كنم و در آن وقت گرما در نهایت خود بود و بادهای حارّه می‌وزید و چون به مشهد امام كاظم(ع) رسیدم، نسیم تربت آكنده از رحمت وی را استشمام نمودم كه در باغ‌های مغفرت در پیچیده بود. با اشك‌های پیاپی و ناله‌های دمادم بر وی گریستم و اشك، چشمانم را فرا گرفته بود و نمی‌توانستم ببینم و چون از گریه باز ایستادم و ناله‌ام قطع گردید، دیدگانم را گشودم. پیرمردی را دیدم پشت خمیده با شانه‌های منحنی كه پیشانی و هر دو كفِ دستش پینة سجده داشت و به شخص دیگری كه نزد قبر همراه او بود می‌گفت: ای برادرزاده! عمویت به واسطة علوم شریف و غیوب دشواری كه آن دو سیّد به وی سپرده‌اند شرف بزرگی یافته كه كسی جز سلمان بدان شرف نرسیده است و هم‌اكنون مدّت حیات وی استكمال پذیرفته و عمرش سپری گردیده است و از اهل ولایت مردی را نمی‌یابد كه سرّش را به وی بسپارد. با خود گفتم: ای نفس! همیشه از جانب تو رنج و تعب می‌كشم و در همه حال برای كسب علم بدین سو و آن سو می‌روم و اكنون گوشم از این شخص سخنی را می‌شنود كه بر علم فراوان و آثار عظیم وی دلالت دارد. گفتم: ای شیخ! آن دو سیّد چه كسانی هستند؟ گفت: آن دو ستارة نهان كه در سُرّ من رأی خفته‌اند. گفتم: من به موالات و شرافت محلّ آن دو در امامت و وراثت سوگند یاد می‌كنم، كه من جویای علوم و طالب آثار آنها هستم و به جان خود سوگند كه حافظ اسرار آنان باشم.

گفت: اگر در گفتارت صادق هستی آنچه از آثار و اخبار آنان داری بیاور و چون كتب و روایات را وارسی كرد، گفت: راست می‌گویی. من بشر بن سلیمان نخّاس از فرزندان ابو ایّوب انصاری و از موالیان امام هادی و امام عسكری(ع) و همسایة آنها در «سرّ من رأی» بودم. گفتم: برادرت را به ذكر برخی از مشاهدات خود از آثار آنان گرامی بدار.

 گفت: مولای ما امام هادی(ع) مسائل بنده فروشی را به من آموخت و من جز با اذن او خرید و فروش نمی‌كردم و از این رو از موارد شبهه‌ناك اجتناب می‌كردم تا آنكه معرفتم در این باره كامل شد و فرق میان حلال و حرام را نیكو دانستم.

یك شب كه در «سرّ من رأی» (سامرا) در خانة خود بودم و پاسی از شب گذشته بود، كسی درِ خانه را كوفت، شتابان به پشت در آمدم دیدم كافور ـ فرستادة امام هادی(ع) ـ است كه مرا به نزد او فرا می‌خواند. لباس پوشیدم و بر او وارد شدم دیدم با فرزندش ابومحمد و خواهرش حكیمه خاتون از پس پرده گفت‌وگو می‌كند، چون نشستم فرمود: «ای بشر! تو از فرزندان انصاری و ولایت ائمه(ع) پشت در پشت، در میان شما بوده است و شما مورد اعتماد ما اهل‌بیت هستید و من می‌خواهم تو را مشرّف به فضیلتی سازم كه بدان بر سایر شیعیان در موالات ما سبقت بجویی، تو را از سرّی مطّلع می‌كنم و برای خرید كنیزی گسیل می‌دارم. آنگاه نامه‌ای به خط و زبان رومی نوشت و آن را در پیچید و به خاتم خود ممهور ساخت و دستمال زرد رنگی را كه در آن 220 دینار بود بیرون آورد و فرمود: آن را بگیر و به بغداد برو و ظهر فلان روز، در معبر نهر فرات حاضر شو و چون زورق‌های اسیران آمدند، جمعی از وكیلان فرماندهان بنی عباس، خریداران و جوانان عراقی دور آنها را بگیرند. چون چنین دیدی سراسر روز شخصی به نام عمر بن یزید برده فروش را زیر نظر بگیر و چون كنیزی را كه صفتش چنین و چنان است از خریداران و اطاعت آنان سرباز زند، تو به آن مكاشف مهلت بده و تأملی كن، بنده فروش آن كنیز را بزند و او به زبان رومی ناله و زاری كند و بدان كه گوید: وای از هتك ستر من! یكی از خریداران گوید من او را 300 دینار خواهم خرید كه عفاف او باعث مزید رغبت من شده است و او به زبان عربی گوید: اگر در لباس سلیمان و كرسی سلطنت او جلوه كنی در تو رغبتی ندارم، اموالت را بیهوده خرج مكن! برده فروش گوید: چاره چیست؟ گریزی از فروش تو نیست، آن كنیز گوید: چرا شتاب می‌كنی باید خریداری باشد كه دلم به امانت و دیانت او اطمینان یابد، در این هنگام برخیز و به نزد عمر بن یزید برو و بگو: من نامه‌ای سربسته از یكی از اشراف دارم كه به زبان و خطّ رومی نوشته و كرامت، وفا، بزرگواری و سخاوت خود را در آن نوشته است. نامه را به آن كنیز بده تا در خلق و خوی صاحب خود تأمّل كند اگر به او مایل شد و به آن رضا داد من وكیل آن شخص هستم تا این كنیز را برای وی خریداری كنم.

بشر بن سلیمان می‌گوید: همة دستورات مولای خود ـ امام هادی(ع) ـ را دربارة خریداری آن كنیز به جای آوردم و چون در نامه نگریست به سختی گریست و به عمر بن یزید گفت: مرا به صاحب این نامه بفروش! و سوگند اكید بر زبان جاری كرد كه اگر او را به صاحب نامه نفروشد خود را خواهد كشت و در بهای آن گفت‌وگو كردم تا آنكه بر همان مقداری كه مولایم در دستمال زرد رنگ همراهم كرده بود توافق كردیم و دینارها را از من گرفت و من هم كنیز را خندان و شادان تحویل گرفتم و به حجره‌ای كه در بغداد داشتم آمدیم. چون به حجره درآمد نامة مولایم را از جیب خود درآورده و آن را می‌بوسید و به گونه‌ها و چشمان و بدن خود می‌نهاد و من از روی تعجب به او گفتم: آیا نامة كسی را می‌بوسی كه او را نمی‌شناسی؟ گفت: ای درمانده و ای كسی كه به مقام اولاد انبیا معرفت اندكی داری! به سخن من گوش فرا دار و دل به من بسپار كه من «ملیكه» دختر یشوعا ـ فرزند قیصر روم ـ هستم و مادرم از فرزندان حواریون یعنی شمعون وصیّ مسیح است و برای تو داستان شگفتی نقل می‌كنم: جدم قیصر روم می‌خواست مرا در سنّ سیزده سالگی به عقد برادرزاده‌اش درآورد و در كاخش محفلی از افراد زیر تشكیل داد: از اولاد حواریون و كشیشان و رهبانان سیصد تن، از رجال و بزرگان هفتصد تن، از امیران لشكری و كشوری و امیران عشایر چهار هزار تن و تخت زیبایی كه با انواع جواهر آراسته شده بود، در پیشاپیش صحن كاخش و بر بالای چهل سكّو قرار داد. چون برادرزاده‌اش بر بالای آن رفت و صلیب‌ها افراشته شد و كشیش‌ها به دعا ایستادند و انجیل‌ها را گشودند، ناگهان صلیب‌ها به زمین سرنگون شد و ستون‌ها فرو ریخت و به سمت میهمانان جاری گردید و آنكه بر بالای تخت رفته بود بیهوش بر زمین افتاد و رنگ از روی كشیشان پرید و پشتشان لرزید. بزرگ آنها به جدّم گفت: ما را از ملاقات این نحس‌ها كه دلالت بر زوال دین مسیحی و مذهب ملكانی دارد معاف كن! جدّم از این حادثه فال بد زد و به كشیش‌ها گفت: این ستون‌ها را برپا سازید و صلیب‌ها را برافرازید و برادر این بخت برگشتة بدبخت را بیاورید تا این دختر را به ازدواج او درآورم و نحوست او را به سعادت آن دیگری دفع سازم و چون دوباره مجلس جشن برپا كردند همان پیشامد اوّل برای دومی نیز تكرار شد و مردم پراكنده شدند و جدّم قیصر اندوهناك گردید و به داخل كاخ خود درآمد و پرده‌ها افكنده شد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام زمان (عج)،     | نظرات()