افسانه اسراییل (مروری بر چگونگی تشكیل اسراییل)
امروز به جز ایالات متحده كه مرعوب لابی صهیونیستی است، برای كمتر كشوری دفاع از جنایات آشكار اسراییل معقول مینماید. حتی اروپاییان كه آرزوهای استعماری خود در خاورمیانه را در استقرار و ثبات این رژیم جستجو میكردند، از استمرار حمایت این رژیم هراسناكند.
در حال حاضر نظرسنجیها حاكی از انزجار روزافزون افكار عمومی جهان نسبت به اسرائیل و اقدامات این كشور در جهت به خطر افتادن صلح جهانی دارد. این در حالی است كه غولهای رسانهای غرب به این رژیم و یا حامیان تعلق دارد و همواره تلاش شده تا افكار عمومی جهان تسلیم مظلومنمایی و ظاهر حق به جانب اسرائیل گردد.
پس از پیروزی شكوهمند حزبالله در آزادسازی مناطق اشغالی جنوب لبنان، انتفاضه تنها راه مشروع برای احقاق حقوق ملت آواره فلسطین، در رفع تجاوز به شمار میرود و از زمان آغاز تا اكنون، ثمرات آن برای ملت فلسطین كاملا مشهود است.
مقاله حاضر، نگاهی مستدل و مستند به تعلق قطعی این سرزمین به ملت فلسطین و جعلیبودن مدعیات رژیم صهیونیستی دارد. امید است مورد توجه شما قرار گیرد.
مناقشه فلسطینیها و رژیم اسراییل، طولانیترین كشمكش در قرون اخیر میباشد و بارزترین ویژگی این مناقشه، زور، خشونت و سبعیت است كه از سوی اسراییل اعمال میشود. همچنین، این مساله بلوغ فكری و عقلانیت بشر را در قرن بیست و یكم مخدوش ساخته و به شدت زیر سوال برده است؛ زیرا پایمال شدن حق و عدالت انسانی و كشته و مجروح شدن هزاران انسان ـــ شامل پیر، جوان، زن و كودك به فجیعترین وضع و با دست خالی ـــ لكه ننگی است كه رشد عقلانیت و بلوغ فكری بشر در جهان معاصر را مورد تردید قرارداده است. اگرچه تلاشهای فراوانی برای حل این مشكل صورت گرفته؛ اما وقتی به كنه این تلاشها توجه كنیم، خواهیم دید كه باز هم انگیزههای سیاسی و منفعتطلبی بر انگیزههای اخلاقی و انسانی، پیشی گرفته است.1
این عملكرد بهخاطر حفظ منافع استعمار و امپریالیسم در منطقه میباشد و در حقیقت، فلسفه وجودی اسرائیل همین است؛ یعنی: تبدیل اسرائیل به یك جانور درنده در جهت حفظ منافع استعمار. حمایت بیدریغ آمریكا و اروپا از دولت اسرائیل درهمین رابطه تنظیم شده است. یك روزنامهنگار ناراضی اسرائیلی چنین اظهار میدارد:2
«اگر آمریكا از این زیادهرویهای احمقانه خشمگین شده و جریان كمكها را قطع كند، همه افسانهپردازیهای قدرت امپراتوری خاتمه خواهد یافت.»
مجله اكونومیست، چاپ لندن مینویسد:3
«معمولا آمریكا میتواند با خودداری از ارسال سلاحهای نو و براق، اسرائیل را متنبه سازد؛ اما این تحریم در صورتی موثر خواهدبود كه بتوان به ادامه آن باور داشت. اگر این بار اسرائیل باوركند كه رئیسجمهور آمریكا در سیاست خود پابرجاست و در صورت لزوم، صدور اسلحه را تا مدت مدیدی تحریم [نماید] و در میزان كمكهای اعطایی تجدید نظر كند، بسیار موثر خواهدبود.»
جنبههای اساسی كمك آمریكا در راه تشكیل «اسراییل بزرگ» با كشتار فلسطینیها در بیروت، در سپتامبر 1982، به صورتی خشن و بیرحمانه ظاهر شد كه فریادهای اعتراض گستردهای را هرچند به طور موقت به همراه داشت، بهطور كلی آمریكا و تفسیرهای مطبوعاتی از حمله اسراییل پشتیبانی كردند و اشغال غرب بیروت در 15 سپتامبر نیز هیچگونه انتقاد رسمی آمریكا را برنینگیخت؛ هرچند كشتارهای صبرا و شتیلا را كه به دنبال آن صورت گرفت با خشم فراوان محكوم كردند.4
ارتباط ویژه این دو كشور را میتوان به شكل ملموستری از میزان كمكهای نظامی و اقتصادی آمریكا به اسراییل در سالهای گذشته دریافت. میزان كمكهای دریافتی اسراییل از آمریكا به طور سرانه از دریافت هر كشور دیگری بالاتر بوده است. در سالهای مالی 1978 ـــ 1982م، از مجموع كمكهای نظامی و اقتصادی آمریكا در همه كشورها به ترتیب 48درصد و 35درصد عاید اسراییل شده است و برای سال مالی 1983 دولت ریگان از 1/8 میلیارد دلار بودجهای كه برای كمكهای خارجی درخواست كرده است، 5/2 میلیارد آن را به اسراییل تخصیص داده بود.5
با توجه به این عملكرد نژادپرستانه اسراییل به كمك اروپا و آمریكا، شاهد شكلگیری انتفاضه میباشیم كه هنوز هم ادامه دارد. نخستین حركت خودجوش مردم فلسطین علیه اشغالگران اسراییل كه برای اولین بار واژه انتفاضه را وارد فرهنگ سیاسی كرد، در سال 1987 آغازشد و انتفاضه اول تا سال 1993 ادامه یافت. اگرچه فلسطینیها در این انتفاضه، بیش از 1500 شهید دادند؛ اما توانستند اسراییل را به نوعی در اعتراف به حقوق مردم فلسطین مجبور كنند تا این كشور در عرصه سیاست داخلی و نظام بینالملل، واقعیتی به نام فلسطین و فلسطینی را به رسمیت بشناسد. انتفاضه نخست، تجربه بسیار ارزشمندی برای فلسطینیها در انتفاضه اقصی بود.6
مورخان، هنرمندان و باستان شناسان بر این امر تأكید دارند كه ستاره داوود یك افسانه دروغ صهیونیستی است و در اصل یك شكل مورد استفاده عربی بوده است كه توسط یهودیان به سرقت رفته است. همه حقایق تاریخی موید این امر است كه اسراییل، دولتی بدون اصل و تاریخ و یك نبات شیطانیاست كه توسط استعمار در قلب امت اسلامی كاشته شده است.
چرا اسرائیل که قبلا این آزمایشات را در عمق زیاد انجام می داده و یا با کمک امریکا در صحرای نوادا و یا مکانهای خالی از سکنه مثل صحرای سینا در مصر دست به این امور می زده الان حاضر شده با پذیرش تخریب قسمتهایی از شهر ها و شهرکهای خود دست به این کار بزند؟
«اگر در ارتباط با دیگران دست روی حساسترین عصب ذهن انسان بگذاریم خیلی زود به پیروزی خواهیم رسید. این اعصاب حساس ذهن آدمی عبارتند از زراندوزی، مال پرستی و تنوع طلبی در ارضای نیازهای مادی كه هر یك از این خواسته ها به تنهایی می تواند آدمی را تسلیم ما بكند.»
مدیر : 