|
اشباع [ذهن] نسلی از خوانندگان جوان با اخلاقیات و باورهای ظلمانی که به صورت داستانی جذاب در آمده است، آثار طولانی مدتی خواهد داشت. کمترین این آثار، ترویج نسبیتگرایی اخلاقی است که در اقسام فرهنگی، نه تنها به دیکتاتوری نسبیتگرایی اخلاقی تبدیل شده است
این مقاله به بررسی پیامها و محتوای اصلی داستانهای هری پاتر میپردازد. نویسنده نشان میدهد که مهمترین مسئلهای که در این داستانها میتوان به آن اشاره کرد و آن را محوریترین پیام داستان دانست، وجود دنیای بدون خداوند یا به تعبیر او «مرگ خدا» میباشد. این مجموعه در پی اثبات این مطلب است که انسان در این دنیا، بدون وجود هیچ قدرت متعالی و والاتری رها شده است و این وظیفة خود اوست که برای رسیدن به کمال مطلوبش تلاش کند و در این راه از هر وسیلهای استفاده کند. در واقع، از دیدگاه «رولینگ»، هدف وسیله را توجیه میکند و این پیام غلط دیگری است که مجموعه کتابهای هری پاتر به اذهان فرزندان ما القا میکند.
بیست و یک جولای، آمد و رفت، و جهان بدون هیچگونه قدرت جادویی ادامه دارد. این تاریخ، روز انتشار هفتمین و آخرین جلد از کتابهای هری پاتر با نام «هری پاتر و یادگاران مرگ» میباشد. شش جلد قبلی این کتاب تا کنون به 66 زبان ترجمه شده و نزدیک به چهارصد میلیون نسخه فروش داشته است و این رقم تا زمانی که دنیای هری پاتر تکمیل شود، افزایش خواهد یافت. ویرایشهای جدید این کتاب؛ مثل ویرایش مخصوص با جلد چرمی، ویرایش جعبهای، کتابهای صوتی و ویرایش دیجیتال مصور و... نیز در حال انتشار است. علاوه بر این، در یازدهم جولای، پنجمین فیلم هری پاتر پخش شد و بیشک دو فیلم دیگر (و شاید دنبالههای دیگری از این فیلمها) نیز پخش خواهند شد. روی هم رفته، این حادثهای فراملی، در زمینة حماسی و رزمی تاریخ است که تنها کتاب «بابل» میتواند با آن رقابت کند.
من به چند دلیل از کلمة رقابت استفاده کردم؛ اوّل، به خاطر تأثیری که این مجموعه بر دنیای مدرن دارد و بعد، به دلیل جهانبینیای که نیرومندانه به طرفداران خود القا میکند. در کل، این مجموعه نوعی بیانیة ضد مسیح درام، در مورد اخلاق و ایمان میباشد که توسط شخصیتهای دوستداشتنی، ستودنی و تخیلی آن تجسم یافته است؛ شخصیتهایی که ویژگیهای امروزی بشر دوستی را به آخرین حدّ خود رساندهاند. سراسر این مجموعه در مورد ما انسانها است. در مورد تمایلات اخیر غرب به «هموساپینس» و انسان به عنوان آگاه و دانای کل؛ به طور دقیقتر، دربارة «هموسین دئو» یا انسان بدون خدا. انسانی که برای پیدا کردن هویت خود در پهنة گیتی، بایستی به هر قیمتی به دنبال قدرت و دانش باشد تا مبادا به واسطة نفرین مرگبار به نابودی فرستاده شود. او احساس میکند که تنها و رها شده است و از این رو باید به خودش متکی باشد و تا حدّ زیادی، به کسانی که او را در آشکارسازی و پیشرفت هویت نهانش یاری میکنند، متعهد و ملتزم شود. وقتی او برای دستیابی به هدف نهاییاش تلاش میکند، در بالاترین حدّ خطر قرار دارد و برای زندگی فانیاش مخاطرات بسیاری را پیش رو دارد. در این راه، مرگهای بسیار زیاد و به گونههای مختلف، وجود دارد.
لوگراسمن در 23 جولای سال 2007 در مقالهای در «مجلة تایم» مینویسد: «اگر میخواهید بدانید در هری پاتر چه کسی میمیرد، پاسخ آن آسان است: خدا». او در این مقاله، هدف اصلی و ریشهای مجموعه هری پاتر را بیان کرده است. مسائل زیادی در مورد موضوعات خاصّ این مجموعه برای نوشتن وجود دارد و نوشته شده است. این نکته که یک داستان خوب نباید کاملاً مذهبی یا مسیحی باشد، قابل انکار نیست؛ امّا باید در مورد این حقیقت کوچک تعمّق کنیم که استعارة کلی و طرح اصلی این مجموعه (جادو و سحر)، فعالیتهایی میباشند که به طور مطلق از سوی خداوند حرام گردیده است. اشباع [ذهن] نسلی از خوانندگان جوان با اخلاقیات و باورهای ظلمانی که به صورت داستانی جذاب در آمده است، آثار طولانی مدتی خواهد داشت. کمترین این آثار، ترویج نسبیتگرایی اخلاقی است که در اقسام فرهنگی، نه تنها به دیکتاتوری نسبیتگرایی اخلاقی تبدیل شده است بلکه در حال تبدیل شدن به اعتیاد نسبیتگرایی اخلاقی است. مانند تمامی اعتیادها، زندگی بدون اعتیاد برای معتاد سخت میباشد و در واقع، مادهای که به آن معتاد است، به زندگی معتاد تبدیل میشود. |
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 دی 1387 | توسط:
امین | طبقه بندی:
سینما و رسانه، |
نظرات()