تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب امام حسین(ع) و عاشورا

سخنرانی علی‌گونه زینب كبری(علیهماالسلام)

خطبه زینب كبرى(علیهاالسلام) در دربار یزید

حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب عقیله بنى هاشم(علیها‏السلام) وقتی دید كه جسارت و بى حیائى یزید از حد گذشته، و از طرف دیگر جوّ و فضاى مجلس را بسیار مناسب دید بپا خاست و خطبه‌ای غرّا خواند و فرمود:

الحمدلله رب العالمین و صلى الله على رسوله و آله اجمعین، صدق الله كذلك یقول «ثم كان عاقبة الذین اساؤا السؤى ان كذبوا بآیات الله و كانوا بها ستهزون»... (1)

سپاس خدایى شایسته است كه پروردگار جهانیان است و درود خدا بر پیامبر و خاندان او باد! خداى تعالى راست گفت كه فرمود: "عاقبت آنان كه كار زشت كردند، این بود كه آیات خدا را تكذیب نموده و آن را به سخره گرفتند."

اى پسر آزادشده جد بزرگ ما! آیا از عدل است كه تو زنان و كنیزان خود را در پرده بنشانى و ناموس رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) را اسیر كرده و از شهرى به شهر دیگر ببرى؟! گرده آبروى آنها را بدرى و صورت آنان را بگشایى كه مردم چشم به آنها دوزند، و نزدیك و دور و فرومایه و شریف، چهره آنها را بنگرند؛ از مردان آنان كسى به همراهشان نیست، نه یاور و نه نگهدارنده و نه مددكارى.

اى یزید! اكنون كه به گمان خویش بر ما سخت گرفته‏اى و زمین و آفاق آسمان و راه چاره را به روى ما بسته‏اى، و ما را همانند اسیران به گردش در آوردى، مى‏پندارى كه خدا تو را عزیز و ما را خوار و ذلیل ساخته است؟! و این پیروزى به خاطر آبروى تو در نزد خداست؟! پس از روى كبر مى‏خرامى و با نظر عُجب و تكبر مى‏نگرى! و به خود خرم و شادان مى‏بالى كه دنیا به تو روى آورده، و كارهاى تو آراسته و حكومت ما را به تو اختصاص داده است! اندكى آهسته‏تر! آیا كلام خداى متعال را فراموش كرده‏اى كه فرمود:

«گمان نكنند آنان كه به راه كفر رفتند مهلتى كه به آنان دهیم به حال آنان بهتر خواهد بود، بلكه مهلت براى امتحان مى‏دهیم تا بر سركشى بیفزایند و آنان را عذابى است خوار و ذلیل كننده.

اى پسر آزادشده جد بزرگ ما! آیا از عدل است كه تو زنان و كنیزان خود را در پرده بنشانى و ناموس رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) را اسیر كرده و از شهرى به شهر دیگر ببرى؟! گرده آبروى آنها را بدرى و صورت آنان را بگشایى كه مردم چشم به آنها دوزند، و نزدیك و دور و فرومایه و شریف، چهره آنها را بنگرند؛ از مردان آنان كسى به همراهشان نیست، نه یاور و نه نگهدارنده و نه مددكارى.

چگونه مى‏توان امید بست به دلسوزى و غمگسارى كسى كه مادرش جگر پاكان را جویده و گوشتش از خون شهیدان روئیده؟! و این رفتار از آن كس كه پیوسته چشم دشمنى به ما دوخته است بعید نباشد، و این گناه بزرگ را چیزى نشمارى، و خود را بر این كردار ناپسند و زشت، بزهكار نپندارى، و به اجداد كافر خویش مباهات و تمناى حضورشان را كنى تا كشتار بیرحمانه تو را ببینند و شاد شوند و از تو تشكر كنند! و با چوب بر لب و دندان ابى عبدالله سید جوانان بهشت مى‏زنى! و چرا چنین نكنى و نگویى كه این جراحت را ناسور كردى و ریشه‏اش را ریشه‌كن ساختى و سوختى و خون فرزندان پیامبر(صلى الله علیه و آله) را - كه از آل عبدالمطلب و ستارگان روى زمین بودند - ریختى و اكنون گذشتگان خویش را مى‏خوانى.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

سفیر روم در مجلس یزید

لعنت بر یزید

سفیر روم كه شاهد صحنه‏هاى دلخراش در مجلس یزید بود؛ رو به یزید كرد و گفت: این سر كیست كه در مقابل توست؟

یزید با تعجب پرسید: براى چه این سؤال را مى‏كنى؟

گفت: چون وقتی به روم بازگردم، از من درباره آنچه كه دیده‏ام سؤال می‌كنند، و باید علت این شادى و سرور را بدانم كه با قیصر روم در میان بگذارم تا او نیز خشنود گردد!

یزید گفت: این سر حسین پسر فاطمه دختر محمد است.

سفیر پرسید: این محمد، همان پیغمبر شماست؟!

یزید گفت: آرى.

سفیر دگر باره پرسید: پدر او كیست؟

یزید گفت: على بن ابى طالب، پسر عموى رسول خدا است.

سفیر گفت: نابود شوید با چنین آئینى كه دارید!! دین من بهتر از دین توست! زیرا پدر من از نبیرگان داود است و میان من و داود، پدران بسیار قرار گرفته‏اند و پیروان آئین مرا احترام كنند و جاى سم آن الاغی كه عیسى یك بار بر آن سوار شده بود در كلیسائى حفظ و مردم به زیارت آن مى‏روند، و شما فرزند پیغمبر خویش را مى‏كشید! با این كه جز دخترى در میان واسطه و فاصله نیست!! این دین شما چگونه دینى است ؟!(1)

در نقل دیگرى آمده است كه: یزید چون این سخنان را شنید گفت: باید این نصرانى را كشت كه ما را در مملكت خود رسوا نكند!

سفیر چون چنان دید گفت: اكنون كه مرا خواهى كشت پس این سخن را نیز گوش كن! شب گذشته رسول خدا را در خواب دیدم و او مرا به بهشت مژده داد، و من از این خواب بسى در حیرت بودم، اكنون تعبیر آن خواب بر من آشكار شد كه آن بشارت درست بوده است.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

دختر سه ساله امام حسین(علیه‏السلام)

 

حضرت رقیه علیهاالسلام

بنا بر ذكر برخی كتب تاریخی روز پنجم صفر، روز شهادت حضرت رقیه(علیه السلام) دختر سه یا چهار ساله امام حسین(علیه السلام) است.

در برخی كتب تاریخی آمده است: یزید، اهل بیت را در محلى خرابه‌گونه جاى داد در حالى كه زنان خاندان نبوت و اهل بیت طهارت، جریان شهادت حسین(علیه‏السلام) و اهل بیت و یارانش را از كودكان مخفى نگاهداشته و مى‏گفتند پدرانشان به مسافرت رفته‏اند، و این جریان ادامه داشت تا این كه یزید اهل بیت را در سراى خویش جاى داد.(1)

امام حسین(علیه‏السلام) دخترى خردسال داشت كه چهار سال از عمر مباركش مى‏گذشت،(2) شبى از خواب پرید در حالى كه سخت پریشان به نظر مى‏رسید و جویاى پدر شد! و پرسید: پدرم كجاست كه من هم اكنون او را دیدم؟!(3)

بانوان حرم چون این سخن را از او شنیدند، گریستند و كودكان دیگر نیز ناله و زارى سر دادند.

چون صداى شیوه و گریه آنان بلند شد، یزید از خواب بیدار شد و پرسید: این گریه و زارى از كجاست؟

پس از جستجو، یزید را از جریان باخبر كردند، یزید گفت: سر پدرش را نزد او ببرید!

آن سر مقدس را در زیر سرپوشى قرار داده در مقابل او نهادند.

كودك پرسید: این چیست؟

گفتند: سر پدرت حسین(علیه السلام) است.

دختر امام حسین(علیه‏السلام) سرپوش را برداشت و چون چشمش به سر مبارك پدر افتاد ناله‏اى از دل كشید و بیتاب شد و گفت: اى پدر! چه كسى تو را به خونت زنگین كرد؟!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

ورود اهل‌بیت به شام و وقایع آن

ورود اسرای اهل بیت به شام

شناسایی مردم شام

شام و نواحى آن كه معاویه قریب چهل سال بر آن تسلط داشته و اهالى آن عموما تازه مسلمان بودند و از روزى كه از مسیحیت به اسلام گرویدند جز خاندان ابوسفیان و دست نشانده‏هاى آنان كه در این منطقه حكومت مى‏كردند كسى را نمى‌شناختند، لذا اسلام مردم شام، اسلامى بود كه بنى امیه به آنها تعلیم كرده بودند!

بنابراین اهل بیت(علیهم السلام) در چنین منطقه‏اى وارد شدند كه معاویه آنان را با اسلام دلخواه خود تربیت كرده بود و از نظر اخلاق و دستورات عملى اسلام از معاویه و دست نشانده‏هاى او پیروى مى‏كردند! فراموش نكنیم كه در جنگ صفین، معاویه با حیله‌های لطیف، آن جمعیت فراوان را كه متجاوز از صد هزار نفر بودند، به مخالفت با امیرالمؤمنین علی(علیه‏السلام) بسیج كرد و آنچنان بر ضد على (علیه‏السلام) تبلیغات كرده بود كه مردم شام او و خاندان او را واجب القتل مى‏دانستند! و بر منابر، على و خاندان او را دشنام مى‏دادند!!

به همین جهت آنقدر بر اهل بیت(علیهم السلام) در شام سخت ‏گذشت كه وقتى ظاهرا از امام سجاد (علیه السلام) سؤال كردند كه در این سفر در كجا به شما سخت‏تر گذشت؟! در پاسخ فرمود: الشام! الشام، الشام .

در همین رابطه نقل شده كه امام سجاد(علیه‏السلام) فرمود:

«فیالیت لم انظر دمشق و لم اكنیرانى یزید فى البلاد اسیره؛ اى كاش وارد دمشق نشده بودم و یزید مرا بدینسان اسیر در هر شهر و دیارى نمى‌دید.»(1)

شام و نواحى آن كه معاویه قریب چهل سال بر آن تسلط داشته و اهالى آن عموما تازه مسلمان بودند و از روزى كه از مسیحیت به اسلام گرویدند جز خاندان ابوسفیان و دست نشانده‏هاى آنان كه در این منطقه حكومت مى‏كردند كسى را نمى‌شناختند، لذا اسلام مردم شام، اسلامى بود كه بنى امیه به آنها تعلیم كرده بودند!

البته در میان اهالى شهرهاى شام افرادى علاقمند به خاندان پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم ‏السلام) وجود داشته‏اند كه با طرفداران بنى امیه و احیانا با حاملان سر مقدس امام حسین (علیه‏السلام) برخورد كرده و درگیر شده‏اند، ولى تعداد آنها نسبت به مخالفان بسیار ناچیز بوده است!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

مردم شناسی كوفه(7) منابع مالى مردم كوفه

پول

 

نظام اقتصادی حاكم بر كوفه بر دو بخش منابع مالى حكومت كوفه و منابع مالى مردم تقسیم می‌شود: بخش منابع مالی حكومت كوفه مورد بررسی قرار گرفت و حال به بررسی منابع مالی مردم كوفه می‌پردازیم. 

به طور كلى طرق درآمد مردم را مى‏توان به دو بخش كسب و كار، دریافت عطاء و رزق از حكومت كوفه تقسیم نمود:

 

الف: كسب و كار

كسب و كار مردم در آن زمان معمولا زراعت، صناعت، تجارت و یا كارهاى دولتى و حكومتى مانند خدمت در شرطه بود.

به نظر مى‏رسد با توجه به وابستگى شدید مردم به عطاء و حقوق حكومتى، مردم عرب كوفه كمتر به كسب و كار مى‏پرداختند، به طورى كه گفته شده است: اكثر حرفه‏هاى كوفه را موالى بر عهده داشتند و اصولا عرب‌ها اشتغال به حرفه و صنعت را لایق شان خود نمى‏دانستند. (1)

 

ب: عطاء و رزق

عطاء مقدار پرداخت نقدى بود كه از سوى حكومت كوفه، یكجا یا طى چند مرتبه، سالانه به مردم مقاتل این شهر پرداخت مى‏شد، چنانكه «رزق‏» كمك‌هاى جنسى مانند خرما، گندم، جو، روغن و ... بود كه هر ماه به صورت بلاعوض به آنان تحویل مى‏شد.

عطاء مقدار پرداخت نقدى بود كه از سوى حكومت كوفه، یكجا یا طى چند مرتبه، سالانه به مردم مقاتل این شهر پرداخت مى‏شد، چنانكه «رزق‏» كمك‌هاى جنسى مانند خرما، گندم، جو، روغن و ... بود كه هر ماه به صورت بلاعوض به آنان تحویل مى‏شد.

نظام عطاء و رزق به وسیله عمر بن خطاب بنیانگذارى شد؛ بدین‏ترتیب كه عمر براى برپا داشتن یك لشگر همیشه آماده و به منظور جلوگیرى از اشتغال سربازان به كار دیگر، براى آنان حقوقى سالیانه تعیین نمود كه ملاك‌هاى خاصى مانند صحابى بودن، دفعات شركت در جنگ‌ها و ... را در آن مد نظر داشت. این حقوق سالیانه كه عمدتا از فتوحات و خراج سرزمین‌هاى تازه گشوده شده تامین مى‏گشت، به تناسب افراد، مبلغى بین 300 تا 2000 درهم در سال را شامل مى‏گشت (2) كه مقدار حداكثر آن به نام «شرف العطاء» نامیده مى‏شد و به افراد داراى ویژگی‌هاى برجسته مانند شجاعت و رشادت فراوان، پرداخت مى‏گردید.(3)

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

مردم شناسی كوفه(6) منابع مالی حكومت كوفه

پول

در این بخش نظام اقتصادی حاكم بر كوفه مورد برسی قرار می‌گیرد كه بر دو بخش منابع مالى حكومت كوفه و منابع مالى مردم تقسیم می‌شود:

منابع مالى حكومت كوفه

منابع مالى حكومت كوفه در زمان واقعه عاشورا یعنی سال 60 هجری از قرار زیر بود:

 

الف: خراج

حكم اولیه سرزمین‌هایى كه به وسیله جنگ گشوده مى‏شد آن بود كه میان مقاتلین و جنگجویان سپاه اسلام تقسیم گردد، اما عمر به جهت‏ حفظ این سرمایه براى آیندگان و نیز حفظ روحیه جنگ در میان مقاتلین با مشورت با صحابه و از جمله حضرت على(‏علیه‏السلام) دست ‏به تقسیم این سرزمین‌ها نزد بلكه تصمیم گرفت كه آنها در دست اهالى باقى بماند و در عوض هر سال مقدارى به عنوان خراج پرداخت نمایند و خراج هر شهر مفتوح به سوى شهر فاتح حمل گردد(1) و بدین‏ترتیب هر ساله خراج شهرهایى مانند آذربایجان، گرگان، كابل، سیستان، انبار و ... كه به دست كوفیان فتح شده بود به سوى كوفه حمل مى‏شد و به محل مخصوص كه نام بیت‏المال كوفه را به خود گرفته بود، منتقل مى‏گردید و حاكم كوفه پس از تامین مایحتاج شهر و مردم و پرداخت عطاء، مازاد آن را به سوى حكومت مركزى مى‏فرستاد.(2)

حضرت على‏(علیه‏السلام) پس از رسیدن به حكومت، تصمیم عمر را تایید نمود و نظام خراج و عدم تقسیم سرزمین‌هاى فتح شده را تثبیت كرد.

این نكته قابل تذكر است كه عمده درآمد حكومت از این منبع مالى بود.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

مردم شناسی كوفه(5) نظام ادارى جامعه كوفه

نظام اداری جامعه كوفه

مى‏توان مهمترین عناصر دخیل در اداره جامعه كوفه آن روز را چنین برشمرد:

1- والى، 2- رؤساى ارباع، 3- عرفاء، 4- مناكب.

در این گفتار به بررسى اجمالى هر یك از این عناصر مى‏پردازیم:

 

1- والى

والى مهمترین مقام اجرایى كوفه بود كه به دست رئیس حكومت مركزى منصوب مى‏شد و اداره حكومت كوفه و توابع آن را در دست مى‏گرفت.

منظور از توابع كوفه، شهرهاى بزرگ ایران بود كه به وسیله لشگر كوفه فتح شده و اداره آن در اختیار امیر كوفه قرار داشت و عمده خراج آن شهرها نیز در كوفه مصرف مى‏گردید.

بعضى از این شهرها عبارت بودند از:

قزوین، زنجان، طبرستان، آذربایجان، رى، كابل، سیستان و انبار.(1) والیان این شهرها معمولا از سوى امیر كوفه تعیین مى‏شدند چنانكه مى‏بینیم «عبیدالله بن زیاد»، «عمر بن سعد» را به عنوان والى «رى‏» انتخاب نموده و بهاى آن را شركت در جنگ با امام حسین‏(علیه‏السلام) قرار داد.

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

مردم شناسی كوفه(4) علل نامه‏نگارى كوفیان به امام حسین‏ علیه ‏السلام

علل نامه نگاری كوفیان به امام

میزان جمعیت كوفه در واقعه عاشورا

تقسیم بندی شیعیان كوفه

علل بی وفایی مردم كوفه

 

نامه‏نگارى و دعوت كوفیان از امام حسین(‏علیه‏السلام) اولین بار در سال ‏49 یا سال 50 هجرى، یعنى پس از شهادت امام حسن(‏علیه‏السلام) و به وسیله «جعدة بن هبیرة بن ابى‏وهب‏» آغاز شد(1) كه پس از جواب امام حسین(‏علیه‏السلام) مبنى بر احترام گذاشتن آن حضرت‏ به عهدنامه‏اى كه با معاویه امضا شده است، متوقف ماند.

پس از مرگ معاویه در سال 60 هجرى و استنكاف امام حسین(علیه‏السلام) از بیعت ‏با یزید و حركت از مدینه به مكه، این نامه‏نگارى دوباره شروع شد و سپس شدت گرفت؛ به گونه‏اى كه تعداد نامه‏هاى رسیده به آن حضرت را تا 600 نامه در روز و تعداد كل نامه‏ها را 12 هزار نوشته‏اند(2) كه البته شاید تعبیر 12 هزار نامه‏نگار درست‏تر به نظر رسد، زیرا در یك نامه ممكن بود اسامى بسیارى مندرج گردد، و امام حسین‏(علیه‏السلام) همه یا بعضى از این نامه‏ها را در خورجینى قرار داده بود و در سفر به سمت كوفه آنها را همراه مى‏برد. (3)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

آیا گریه كردن كافیست؟! چگونه حسینی شویم؟

حسینی شویم

حادثه کربلا، حادثه‌ای است که دیگر تکرار نمی‌شود و تنها یکبار در سال 61 هجری قمری رخ داده است. اما این حادثه حاوی درس‌ها و محتوای غنی فرهنگ انسانی از سوی امام حسین (علیه‌السلام) و اصحابش می‌باشد و از سوی دیگر شامل وحشیانه‌ترین اعمال پست و غیرانسانی است که از سوی اردوگاه کفر و نفاق یعنی یزید و یارانش اتفاق افتاده است. 

امروز که پس از 1369 سال، این حادثه سینه به سینه و دست به دست به ما رسیده است باید چه کنیم؟ وظیفه ما چیست؟ آیا فقط وظیفه ما اینست كه با فرارسیدن ماه محرم شهر را سیه‌پوش کنیم و بیرق‌های عزا بپا کنیم و لباس مشکی بر تن کنیم و ماتم گرفته و گریه کنیم؟!

در این شکی نیست که برای حفظ و برپایی شعائر الهی باید قطعاً این کارها انجام شود. ولی سوال ما اینست که باید به اینها بسنده شود؟!

پر واضح است که در چنین حادثه‌ای بس عظیم، درس‌های بسیاری نهفته است. و بلاشک در آن قیام خونین چیزی‌هایی نهفته است که فقط منحصر به آن زمان نبوده و آن موارد مربوط به تمامی زمان‌ها می‌شود.

حال امروز دین به دست ما رسیده و در مقابل این دو دغدغه فرزند رسول خدا مسئولیت داریم. آیا ما برای زنده نگهداشتن سنت پیامبر اکرم تلاش می‌کنیم؟ آیا سنت‌های رسول خدا را عمل می‌کنیم؟

چقدر روش‌های اخلاقی رسول خدا را شناخته‌ایم و به کار می‌گیریم؟ چقدر پایبند به اصول اخلاقی هستیم؟ تا چه میزان به دنبال اجرای عدالت نبوی هستیم؟ چقدر به احكام و دستورات دین توجه داریم؟ در برپایی نماز چقدر حساسیت داریم؟ چقدر در مورد بدعت گذاری‌های در دین حساس هستیم؟ چقدر در مقابل بدعت‌ها می‌ایستیم و با آنها مبارزه می‌كنیم تا دین از آسیب‌ها در امان بماند؟ و ...

قیام امام حسین(علیه السلام) از چنان عظمتی برخوردار است که در روایات آمده اگر کربلا نبود کعبه باقی نمی‌ماند. چنانکه به کعبه حمله کردند و آن را تخریب نمودند. یعنی اگر قیام امام حسین (علیه‌السلام) نبود، اسلام از بین می‌رفت.

خوردن هر خاکی، حرام است ولی خوردن تربت حرم امام حسین(علیه السلام) اگر به قصد استشفاء باشد، مستحب و خداوند شفای بیماری‌ها را در آن قرار داده است.

سجده بر تربت پاک سیدالشهدا در نماز باعث قبولی نماز می‌شود و نُه امام معصوم بعد از واقعه کربلا بر تربت حرم امام حسین(علیه السلام) سجده نموده‌اند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()

مردم شناسی كوفه(3) خصوصیات مردم كوفه

علل بی وفایی كوفیان

روان‏شناسى جامعه كوفه

به طور كلى مى‏توان خصوصیات روانى جامعه كوفه را كه در شكست ظاهرى نهضت امام حسین(‏علیه‏السلام) دخیل بود، چنین برشمرد:

 

الف: نظام ناپذیرى

هسته اولیه شهر كوفه را قبایل بدوى و صحرانشین تشكیل مى‏دادند كه بنا به علل مختلف در فتوحات اسلامى شركت جستند و سپس از صحرانشینى و كوچ‌روى به شهرنشینى روى كردند، اما با این حال، خلق و خوى صحرانشینى خود را از دست ندادند.

یكى از صفات صحرانشینان، آزادى بى حد و حصر در صحراها و بیابان‌ها است. و لذا مردم كوفه از همان ابتدا به درگیرى با امیران خود پرداختند، به گونه‏اى كه خلیفه دوم را به ستوه آوردند تا جایى كه از دست آنان این چنین شكوه مى‏كند:

«واى نائب اعظم من ماة الف لایرضون عن امیر و لا یرضى عنهم امیر»(1)؛ چه مصیبتى بالاتر از این كه با صدهزار جمعیت روبرو باشى كه نه آنها از امیران خود خشنودند و نه امیران آنها از آنان رضایت دارند.»

لذا مى‏بینیم كه آنان در سیر تاریخى كوفه چه با امیران و فرماندهان عادل همچون على‏بن ابى‏طالب‏(علیه‏السلام) و عمار یاسر و چه با امیران ظالم مانند «زیادبن ابیه‏» ناسازگار بودند.

در طول تاریخ كوفه تا سال 61 هجرى تنها با یك مورد روبرو مى‏شویم كه كوفیان، بیشترین رضایت را از امیر خود داشته‏اند و او همان سیّاس معروف عرب؛ یعنى «مغیرة‏ بن شعبه است! این سیاستمدار كهنه‏كار كه از سال 41 هجرى تا سال مرگش؛ یعنى سال 50 هجرى از سوى معاویه عهده‏دار حكومت كوفه بود، سعى مى‏كرد طورى رفتار نماید تا كمترین تعارض را با مردم و گروههاى مختلف داشته باشد لذا وقتى به او مى‏گفتند: فلان شخص داراى عقیده شیعى یا خارجى است، جواب مى‏داد: خداوند چنین حكم كرده كه مردم مختلف باشند و خود بین بندگانش حكم خواهد نمود.(2)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: امام حسین(ع) و عاشورا،     | نظرات()