آزادی» و «آزادگی» واژه های فارسی، به معنای وارستگی و رهایی ، مترادف با كلمه «حرّیّت» در عربی است . این واژه كلمه ای كلیدی ، و ریشه ای در حماسه عاشورا است . تردید نیست كه آزادی یكی از اصول بنیادین در حماسه حسینی و قیام عاشورا است . این دو مفهوم در فرهنگ مسلمانان، به ویژه در معارف شیعی، تا آنجا پیش رفته است كه می توان گفت: دو كلمه «آزادی » و «عاشورا» پیوسته یادآور یكدیگرند حتی گاه معنای یكی به حوزه دیگری وارد می شود، درست مانند دو كلمه «عدالت » و «علی(ع)» كه همیشه تداعی گر یكدیگرند، چنان كه اگر علی(ع) نبود، عدالت معنای صحیح خود را در حوزه عمل و میدان اقدام باز نمی یافت.
اگرچه از امام حسین (ع) در كتاب های تاریخی و متون روایی، بیشتر با كفنیت ف پرآوازه «ابوعبدالله» نام برده شده است، اما در متون ادبی و قصاید حماسی و نیز در لسان شاعران ف شیعی و بیشتر با كفنیت ف «ابوالاحرار» و «سرور آزادگان » شناخته شده است. سخن مستند و معروفی كه امام حسین(ع) در واپسین لحظات عمرش می گفت، «منشور آزادی » و «حدیث حرّیّت » خوانده شده است .(۹)
مقدمه:
آنان كه دیندارانه به آزادی می نگرند، گاهی توهمی را پیش می كشند و می پرسند آیا آزادی بر عدالت نیز مقدم است ؟ و با شگفتی دیده می شود كه عدالت را از آزادی برتر می انگارند و وجودف این را به بود یا نمودف آن مشروط می سازند. در میان اینان آزادی هنوز هم آواره ای بیش نیست؛ چرا كه فرع را بر اصل مقدم انگاشته اند.
در پاسخی ساده می توان گفت : خواهش می كنیم برگردید و یك بار دیگر اصول دین ومذهب خویش را برشمارید كه اصول دین ، پنج است و اول توحید و دوم عدل . و «توحید» همان اصلی است كه در روزگار ما «آزادی » نامیده می شود و آنان كه با آزادی مخالفند، با اساس ادیان آسمانی سَرف ستیز دارند. به این گروه باید همان سخنی را گفت كه پیامبر اسلام(ص) دعوت خویش را با آن آغاز كرد: «قولوا لا اله الاّ الله تفلحوا»(۱)
امیر آزادگان حضرت علی (ع) نیز در تأیید و تفسیر همین اصل بود كه می گفت : «لا تكن عبد غیرك فقد جعلك الله حفرّاً؛(۲) بنده دیگری مباش كه خداوند تو را آزاد آفریده است».
امام حسن و حسین(ع) و امامان دیگر نیز، همه و همه، برای تكامل و تداوم همین اصل می زیستند كه سخن همه باورمندان به قرآن كریم هم صدا با خدا همین است كه می گفتند: «كلمه لا اله الاّ الله حصنی فمن دخل حصنی اَمفن من عذابی ».(۳) امام حسین (ع) را نیز فقط باید در سلسله همین «سلسله الذهب » جست وجو كرد، صد البته با اجتناب و احتراز از باورهای بنیان برافكن ف غالیان و افراطیان كه آنان غافل از «انّك میّت و انهم میّتون »(۴)اند و «انّما انا بشر مثلكم »(۵) و «كنت من قَبْلهف لمن الغافلین »(۶) و ده ها آیه دیگر را فراموش كرده اند. كتاب كربلا را تنها با همین رمز می توان گشود كه سرور آزادگان خود گفت : «ان لم یكن لكم دین و لاتخافون المعاد فكونوا احراراً فی دنیاكم »(۷).
دقت در اصلف عدل ـ از اصول مذهب و دین ـ، معلوم می كند كه منظور از طرح بحث عدل، نفی ف جبر و اثبات اختیار و آزادی و انتخاب بوده است ؛ اصل توحید آزادی عقیده و اندیشه را ـ پس از رهایی از هرچه و هركه غیر خداست ـ تأمین می كند و تعمیم می دهد. اصل دوم (عدل ) نیز آزادی بیان و قلم و عمل را از انسان های زنده و باورمند و اندیشه مند می خواهد. انسانف بما هو انسان ، انسانیت خود را مدیون و محصول ف همان آزادی فطری و ذاتی خود می داند و اینك در غربت خویشتن خویش هم صدا با حافظ خدا را می خواند:
در ازل پرتو حفسنت ز تجلّی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
مدعی خواست كه آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
آیا آفریننده انسان به خود نمی بالد آن گاه كه می گوید: انّا عرضنا الامانه علی السموَات و الارض و الجبال فأبین أن یحملنها و اشفقن منها وحملها الانسان انّه كان ظلوماً جهولا.(۸)
دوش دیدم كه ملایك در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست كشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
آری، دیوانه بودن حتی به معنای عوامانه و نازل ف واژه و حتی با فهم فرودین آن ، بسیار بهتر و برتر از متملّق ماندن و برده بودن است كه خفّت و خواری بردگی را حیوان نجس العینی چون سگ نیز برنمی تابد.
آدم از بی بصری بندگی آدم كرد
گوهری داشت ولی نزد قباد و جم كرد
یعنی در خوی غلامی زسگان پست تر است
من ندیدم كه سگی نزد سگی سرخم كرد
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 دی 1387 | توسط:
امین | طبقه بندی:
امام حسین(ع) و عاشورا، |
نظرات()