چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست!

حسین قدیانی

تقدیم به طلبه سیرجانی

دلت خوش است تو هم ای طلبه سیرجانی ها. همه دارند چادر از سر بر می دارند، تو نشسته ای در چادر؟ چادر محل زندگی کودک آواره فلسطینی است. تو را حکما بی عدالتی آواره کرده. تو هم می رفتی زمین می خوردی خب. زمین خواری روزه را باطل نمی کند. بگذار من هم به تو طعنه بزنم؛ بنز به تو نرسیده یا بی ام و؟ ای بابا! تو الان برای خودت طلبه معروفی شده ای. برو صیغه محرمیت بخوان برای سارا و ندار. برو پای منبر. من خودم می شوم راننده ات. تو چرا نمی خواهی یک روحانی باکلاس باشی؟ سیرجان اصلا کجاست، تا وقتی رفسنجان هست؟ تو غصه بخور، پسته خوردنش با آقازاده ها. تو عرضه نداشتی که با امام عکس بگیری، تو عرضه نداشتی در هواپیما، در پلکان ششم دست امام را بگیری، تقصیر قوه قضاییه چیست؟ تو دیر به دنیا آمدی، همه کاخها پر شد، آقازاده ها مقصرند؟ تو داری اکسیژن می خوری، هوا می خوری، باد می خوری، غصه می خوری، چیزی نیست، زمین خواری عده ای اما گناه است! چادر تو دمار از روزگار تراکم درآورده. می خواهی من هم برایت حرف دربیاورم؟ تو نمازت در این چادر باطل است؛ مکان غصبی است. تو چشم دیدن پیشرفت آقازاده ها را نداری. تو دلت خوش است. حجره و حوزه را ول کرده ای و داری یک تنه بار نواب را به دوش می کشی. اگر مردی تونل توحید را تو افتتاح می کردی. تنگه احد همین چادر توست. ول کن این تنگه را. تو بمیری بنیاد شهید حتی تو را منافق هم حساب نمی کند و هیچ مسئولی زیر تابوتت را نمی گیرد. ول کن این تنگه را. غنیمت را بچسب. بعد هم خودت یک پا ملایی. ۴ تا کلاه شرعی برایش بدوز و خلاص. وسواس خوب نیست. تو وسواسی هستی و می خواهی شمع بیت المال را با وسواس خاموش کنی. چه کسی به تو این ماموریت را داده است؟ گور بابای عدالت. سرت درد می کندها. پس فردا خود تو را می کنند مصداق ظلم به سران فتنه، که چرا مثلا در چادرت از گل نازکتر گفتی به فلان زالوصفت. تو متهمی. پس فردا همین عدالت را چماق می کنند بر سرت. به اسم مالک اشتر علی، ملک و املاک خود، شترهای خود را می کوبانند بر سرت. تو داری تند می روی. این خبرها هم نیست. همه جا امن و امان است و تو داری شورش را در می آوری. آخر چادر هم شد جای زندگی؟ خودت را آواره کوه و بیابان کرده ای که چه؟ امنیت ملی ما را جان سران فتنه تعیین می کند. تو باید با عباس بمیری و حاج کاظم باز هم باید بنشیند روی زمین و برای “ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی”، قصه حسین کرد بخواند. من به جای تو بودم به جای غصه، پسته می خوردم و برای نسل آینده در زیرزمین متروی تهران کار فرهنگی انجام می دادم. دغدغه عدالت داری؟ بنده خدا، برایت حرف در می آورند که عشق شهرتی. دلت را می شکنند. خون می کنند به دلت. پشت سرت حرف در می آورند. بیا بیرون از چادر و دختران مانتویی را جذب اسلام کن. بگو که اسلام دین گل و بلبل است. مخ عدالت الان دارد سوت می کشد و هیچ قطاری به مقصد دوکوهه سوت نمی کشد. تو اگر می خواهی مثل رزمنده ها با نان خشک افطار کنی، آقازاده ها هم حق دارند همه ما را خرمقدس خطاب کنند. ناراحت نشوی ها. این حرفها را دارند پشت سر تو می زنند. بیا بیرون از چادر و در مصاحبه زنده با فرزاد جمشیدی از فواید سبک خوردن سحری برایمان بگو. حافظ بخوان. کلیله و دمنه که زمین خوار نبودند. برای ما از نصرالله منشی بگو و از عبدالله ابن مقفع که آخر سر هم نفهمدیم کدام شان مترجم بود، کدامشان مولف! بیا بیرون از چادر و مجنون کوی لیلی باش. عدالت هم خدا بزرگ است و چادر تو از خانه خدا هم ساده تر. پس فردا برایت حرف در می آورند که تو می خواهی ادعای خدایی کنی. تو هم می توانی عمار علی باشی و در عین حال سایت بالاترین تحویلت بگیرد. به وقتش شمر باش، به وقتش بسیجی، به وقتش ابوموسی و به وقتش در تنب کوچک خم شو تا کمر جلوی آقازاده بزرگ. چادر تو منطقه آزاد تجاری نیست. یکی دیگر از صحن های “سیدالکریم” است و این امنیت سرمایه داری را به خطر می اندازد. تو باید کیش شوی وقتی در کیش، بچه فیل هم به تو رخ نشان می دهد. بیا بیرون از چادر و برای دخترکان دم بخت استخاره بگیر. بیا بیرون از چادر و ول کن این بساط را. تو چهره شهر را خراب کرده ای. چادر تو زیر خط فقر است.

www.ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چرا مشایی ولو مسئله صدم ماست؟!

حسین قدیانی

نه “سکوت”، نه “فریاد”؛ به پیروی از ولایت، حرف مان را می زنیم

خوب یادم هست برخی روزنامه های دوم خردادی و نیز رسانه های خواص بی بصیرت چقدر به دکتر الهام بابت چند شغله بودن، تذکر می دادند اما تا به حال ندیده ام یکی شان به هزار شغله بودن اسفندیار رحیم مشایی خرده گرفته باشد. بر عکس، او را تیتر یک می کنند و سخنانش را به شکلی وسیع پوشش می دهند و او را تبدیل به مسئله اول کشور می کنند و دلسوزان را مجبور می کنند اگر نه در حد مسئله اول که لااقل در همان حد که آقا گفت؛ “حرف تان را بزنید”، بر مشایی خرده بگیرند و اگر نه در تیتر یک لااقل در خبر ویژه و سرمقاله به وی بپردازند. رحیم مشایی خواسته یا ناخواسته آن روی سکه خواص بی بصیرت و سران فتنه است و هرچند به روایت ولایت مسئله درجه اول ما نیست اما مسئله ما ولو مسئله صدم ما که هست. کسی که خود را برای نظام تبدیل به مسئله ولو مسئله ای کوچک می کند، آن روی سکه فتنه گران است. مشایی بسیار دوست دارد مسئله باشد و اصولا فتنه یعنی همین مسئله سازی. یعنی عمل مشایی به گونه ای تنظیم می شود که عکس العمل بسیاری را در پی داشته باشد و تو مجبور باشی بعد از چند بار خود را به ندیدن و نشنیدن زدن، عاقبت واکنش نشان دهی. مشایی پازل را طوری چیده که سکوت و بی خیال شدن ما بازی در زمین اوست و فریاد و داد و بیداد ماهم به هکذا اما ما می توانیم در زمین خودمان بازی کنیم و نه سکوت کنیم و نه فریاد برآوریم، بلکه همانطور که “آقا” گفت؛ “حرف مان را بزنیم”. حرف زدن نه سکوت کردن است نه داد زدن و حرف ما این است؛ دوم خردادی ها و سران فتنه و خواص بی بصیرت به جای خدمات دکتر احمدی نژاد، از مسئله سازی های مشایی استقبال می کنند و دقیقا از همین روست که سفرهای استانی دولت را محروم نوازی دولت را عدالت محوری دولت را خدمات دولت را و کار شبانه روز احمدی نژاد عزیز را انعکاس نمی دهند اما مشایی را در حد مسئله اول و تیتر یک برجسته می کنند. یعنی احمدی نژاد را با هزار نمره خوبش کتمان می کنند و کار او را گداپروی می خوانند اما از دیکته غلط مشایی با شور و شوق استقبال می کنند. مشایی را در حد تیتر یک نباید تحویل گرفت اما در حد خبر ویژه چرا، آنهم نه به سبب خودش که به سبب همکاری خواسته و یا ناخواسته با جبهه مقابلی که با اصول ما مشکلات اساسی دارد. یعنی ما با کسانی که به فرموده ولی امر نباید وحدت کنیم، مع الاسف مشایی را در عمل، متحد ایشان می بینیم. باورم هست که مسئله مشایی و حتی مسئله طرف مقابل ما اصلا احمدی نژاد و دولت نیست، بلکه ولایت است و حکومت. آیا جز این است که سران فتنه عمود خیمه را نظام را به پشتیبانی آمریکا نشانه گرفته اند؟ و آیا جز این است که مسئله سازان در تضعیف جایگاه ولایت به یک نقطه واحد می رسند؟ هیچ اندیشیده اید که اصولا چرا از نظر همه ما و از منظر مولای ما برخی ها تبدیل به مسئله ولو نه مسئله درجه اول ما شده اند؟ آیا مشایی دقیقا همان جایی را نشانه نگرفته که سران فتنه نشانه گرفته اند؟ این وسط به نظر می رسد مظلوم بزرگ دکتر احمدی نژاد و مظلوم بزرگتر رای ما به دکتر است. این چه صدایی است که دارد در گوش دکتر، ادبیاتی متفاوت را زمزمه می کند؛ “اگر حرفهای ارزشی نمی زدی، بیشتر رای می آوردی”، “حمایت حزب اللهی ها اگر نبود رای شما بیشتر می شد”، “من بدون واسطه ماه، شما را به خورشید وصل می کنم”؟! چه کسانی دارند به رئیس جمهور خط خطا می دهند؟ چرا خواص بی بصیرت و به خصوص سران فتنه از مشایی خوش شان می آید؟ چرا دشمن سخنان مشایی را در بوق می کند؟ چرا عده ای احمدی نژاد را نه با هزار حسنش که فقط با همین یک عیبش می خواهند و کارهای خوبش را بد می خوانند و اندک معایبش را مشایی را حسن می شمرند؟ چرا دوم خردادی ها به شرط مشایی از احمدی نژاد خوب می گویند ولی به شرط عدالت و خدمت و ولایت، دکتر را تخریب می کنند؟ چرا همان کسانی که متاثر از مناظره می خواهند سر به تن دکتر نباشد اما روی رئیس دفتر رئیس جمهور حساب ویژه  باز کرده اند؟ آیا این بار گوشت قربانی به جای عباس، همان راهی نیست که عباس برایش به شهادت رسید؟

http://ghadiany.com

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 4 شهریور 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

روایت شجونی از جلسات خوئینی‌ها و شکل‌گیری گروه فرقان

ایران: در آستانه پیروزی انقلاب، آقایی در مسجد «جوستان» منبر می‌رفت و علیه آقای مطهری بد و بیراه می‌گفت. ما در آستانه تحول بودیم، ولی ایشان بالای منبر پرت و پلا می‌گفت. مسجد جوستان فعال بود و ایشان هم منبر می‌رفت و بعداً گرفتار شد. بعد هم بازاری‌ها می‌خواستند برایش خانه بسازند، پیغام داد حالا که می‌سازید یک کمی بزرگتر بسازید! به هر حال این شخص در مسجد جوستان کارش گرفته بود و فکر می‌کرد تا ابد ادامه دارد.

روزی ایشان منبر بود. آقای کروبی پائین نشسته بود. شیخ قاسمی نامی هم پهلوی او نشسته بود، ولی دو سه تا از این جوان‌ها محو سخنرانی او بودند. یکی از آنها اکبر گودرزی بود که بعدها رئیس گروه فرقان شد، یکی محمود کشانی بود که شهید مفتح را او کشت. محمود کشانی را من خودم شخصاً دیده بودم، چون هشت ماه در مسجد المتقین کنار بولینگ عبده پیش‌نماز بودم.

قبل از من آخوندی آنجا بود که می‌گفتند ساواکی است و وقتی او را بیرون بردند، مرا بردند که آنجا تطهیر شود! هر روز پلیس از کلانتری قلهک به آنجا می‌آمد و مزاحمت ایجاد می‌کرد و می‌گفت که من ممنوع‌المنبر هستم.

موسوی خوئینی‌ها آیه «یصدون عن سبیل‌الله» را این‌طور معنی می‌کرد که یک عده‌ای سد راه انقلاب هستند، با دولت‌ها سازش می‌کنند، بعد هم بهشتی و باهنر را جزو آموزش و پرورش و معاونین فرخ‌رو پارسا معرفی می‌کردند. آقای مطهری را هم علناً اسم می‌برد و می‌گفت با دولت سازش کرده است و اینها را مزاحم انقلاب می‌دانست. می‌گفت که اینها مزاحم و سد راه انقلاب هستند و نمی‌گذارند انقلاب خمینی پیروز شود. این شیخ قاسمی به آقای کروبی می‌گوید: «ببین! این جوانها چه جوری او را نگاه می‌کنند؟ من گمان می‌کنم انقلاب که پیروز شود اینها آن سه چهار نفر را بکشند.» یک مرتبه آقای کروبی دستش را بلند کرد و محکم روی پای قاسمی زد و گفت: «نه بابا!» آقای آقارضی شیرازی به اتفاق آقای مطهری به دیدن آیت‌الله انواری که از زندان آزاد شده بود، رفت.

دیدند آقای موسوی خوئینی‌ها آنجا نشسته است. آقای رضی می‌گوید تا من و آقای مطهری وارد خانه انواری شدیم، ... از جا بلند شد و رفت و مطهری به انواری گفت: «آقای انواری! این را می‌شناسی؟» گفت: «نه!» گفت: «از کسانی است که مسائل اسلامی را به شیوه مارکسیستی و کمونیستی تفسیر می‌کند.»
واقعاً این مرد چه افکار بلندی داشت و چطور همه چیز را خوب تشخیص می‌داد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

مدافعان علوم انسانی غرب یا غرب‌زده‌های وابسته؟

سید حسین طاهری

كسانی كه این روزها روشنفكرمابانه از علوم انسانی غرب دفاع می كنند و هر گونه نقدی بر آن را بر نمی‌تابند و به حساب عقب ماندگی ذهنی منتقدین می گذارند، در یك كلام در زمره جریانی جا می گیرند كه اساساً مقوله‌ای به عنوان غرب‌زدگی را قبول ندارد. آن هم هیچ قرائتی از غرب‌زدگی را! اعم از نظر مخالفان سطحی‌نگر غرب‌زدگی و یا مخالفانی كه غرب‌زدگی را به‌طور عمیق كاویده و به اصطلاح ته و توی شیطانی آن را در آورده اند.

اگر علوم انسانی غرب مقبول است، پس آنچه به‌عنوان غرب‌زدگی در خلال چند دهه گذشته تا كنون مطرح شده است، چه موضوعاتی را در بر می گیرد؟ آیا مراد از غرب‌زدگی این است كه از علوم تجربی و ریاضی غرب كه ریشه در كاوش های علمی عالمان دنیای اسلام چون ابن سینا و زكریای ریاضی و جابربن حیان و... دارد، نباید استفاده كرد؟! این كه می شود ارتجاع محض!

آنچه در طول چند دهه از جانب بزرگان شریعت و روشنفكران دینی در خصوص غرب‌زدگی مطرح بوده، رجوعش در نهایت به علوم انسانی غرب و نوع نگرش اندیشه غربی از دریچه علوم انسانی به انسان بوده است كه دلیل آن هم روشن است چرا كه انسان قرآنی و انسان طراز تفكر و آموزه های وحیانی هیچ نسبتی با موجود ممسوخ و بی هویتی كه امثال كارل پوپر صهیونی و اسپینوزای ماسونی و هنا آرنت یهودی در كتاب‌های خود مطرح می كنند، ندارد؟

آیا عقل معاد كه فلسفه حیات بر مبنای آن شكل می گیرد، با عقل معاش صرفاً مادی و دنیا زده غرب یكی است؟ آیا آزادی شكورانه ای كه قرآن برای انسان رقم می زند تا كرامت او را محفوظ بدارد با آزادی كفورانه‌ای كه دنیای استكباری غرب منادی آن است و هویت آدمی را می گیرد تا از او ابزاری در دست تولید انبوه و مصرف زدگی مسرفانه بسازد، سنخیتی دارد؟!

آیا عقل رحمانی قرآنی همان عقل شیطانی است كه علوم انسانی غرب برای طاغی ساختن انسان در مقابل خداوند تدارك می بینند كه عده‌ای مغرضانه و بعضی ساده لوحانه این دو را در یك كفه قرار می دهند و منافقانه التقاطی از خدا و شیطان می سازند و دانشگاه‌های ام القرای اسلام را به دانشی قلب شده به نام اصل آلوده می كنند؟

 آیا انسان را از مقام خلیفة اللهی بر كشیدن و در جای خدا به بهانه لیبرال دموكراسی و اومانیسم و اصالت بشر نشاندن و در نهایت مقام خالق و مخلوق را وارونه كردن، چیزی غیر از سوغات علوم انسانی است كه در غرب تدریس می شود؟

آیا مقام محمود آدم كه او را تا اعلی علیین بر می كشد با مقام معلومی كه غربی ها برای بشر تدارك دیده اند و سر از اسفل السافلین بر می آورد، یكی است كه عده ای اینگونه بی محابا سنگ علوم انسانی غرب را به سینه می زنند و تلاش می كنند حق الناس قرآن را با حقوق بشر غرب با یك سنگ محك بزنند؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: غرب شناسی، سیاسی،     | نظرات()

شاخصه ‌های حكومت امام زمان(عج) از زبان رحیم ‌پور ازغدی

انقلاب مهدی(عج) یك انقلاب قاطع است كه نبرد را رها نمی‌كند

كارنامه تمام ایدئولوژی های بشری كبود است، هر كدام به نقطه ای درست اشاره كردند و هزار نكته درست تر را از قلم انداختند لذا علی رغم آن شور بدوی كه برای حل مشكلات بشری داشتند بعد از مدت كوتاهی همه آنها از احكام مرده تغذیه كردند و در عین حال همه ایدئولوژی ها تقریبا خود مركزبین بودند و خودشان را نگین و بقیه بشریت را مانند حلقه اطراف خود می دیدند.

 علاوه بر این موضوع، این ایدئولوژی های شرق و غرب مشكل دیگری هم داشتند و آن اینكه حرفهای بزرگ و رفتار پستی در قبال بشریت در دورانی كه به اقتدار رسیدند داشتند، با ایده های بسیار شكستنی ادعاهای بزرگی كردند و با نظریه های بسیار ضعیف و سست وارد عرصه های عمل تاریخی و اجتماعی شدند به عبارت دیگر باید گفت كه این ایدئولوژی ها با بار شیشه به بازار آهنگران آمدند و نتیجه مستقیمش را هم دیدند و امروز از همه ایدئولوزی های خود اظهار خستگی و كسالت می كنند و از ماركسیسم، فاشیسم، لیبرالیسم و صهیونیزم به ستوه آمدند.


خبرنامه دانشجویان گزارش داد:آخرین نتیجه‌ای هم كه از امتحان این ایدئولوژی‌ها به دست آمده این است كه ما اصلاً اصول نظری برای زندگی جمعی نمی‌خواهیم. ما احتیاجی به ایدئولوژی نداریم. اصلا انقلاب كبیر معنایی ندارد و تمام انقلاب ها صغیرند و نیاز به متولی دارند اما درست در این لحظه كه بشر به بن بست رسیده است و كاملا احساس خلا و پایان یافتگی می‌كند و با آن خاطره های مرده و آرزوهای مجروح خود را در بن بست حس می‌كند یك انقلاب واقعاً كبیر از راه خواهد رسید كه جهان را یك جا در خواهد نوردید و همه انقلاب های تاریخ روی هم در مقابل آن احساس حقارت خواهند كرد. آن وقت قرن ها انتظار قوی برای حرف زدن با بشریت به پایان می رسد و عرصه ظهور شروع می شود، او دست همه بشریت را خواهد فشرد و به آنها خواهد گفت كه برای شالوده شكنی موقعیت انسانی آمدم، من آمده ام تا اوضاع حاكم بر جهان را در شرق و غرب و شمال و جنوب به هم بزنم و همه نقاط جهان در دست من خواهد بود. برای مهدی (عج) هیچ چیز مانع نیست چون او از پدری شرقی و مادری غربی متولد شده است و با غرب و شرق جهان خویشاوند است. گرچه پیام او از حیث مكتبی نه شرقی و نه غربی است اما از حیث مخاطب هم شرقی و هم غربی است، مهدی (عج) مادرش رومی و مسیحی است و پدرش عرب و شرقی. مادرش در جنگ اسیر شد و بعد مسلمان شد شاید در این حادثه تاریخی رازی باشد كه برای فتح غرب و جهان مسیحی به دست مهدی (عج) روزی به كار خواهد آمد.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

حجت‌ الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان: فتنه آینده با ادبیات دینی به میدان می آید

مسئول اتاق فكر نهاد رهبری در دانشگاه‌ها گفت: در آینده فتنه‌هایی صورت می‌گیرد كه افرادی با ادبیات دینی و انقلابی به میدان می‌آیند و از منابع دینی هم سند می‌آورند و در تشخیص اهم و مهم دچار اشتباه هستند.

 

به گزارش خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان مسئول اتقاق فكر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها كه در نشست‌ " فتنه دیگری در راه است " در جمع خبرنگاران باشگاه خبری فارس «توانا» سخن می‌گفت، تحقق انقلاب فرهنگی را از آرمان‌های مهم انقلاب اسلامی خواند و اظهار داشت: انقلاب فرهنگی، ابعاد بسیار متنوع و گسترده‌ای دارد؛ یكی از ابعاد انقلاب فرهنگی، توزیع و تولید دانش است كه مراكز آموزش عالی و تحقیقاتی متكفل آن هستند.

وی با بیان اینكه انقلاب فرهنگی ابعاد دیگری نیز دارد كه به فرهنگ عمومی، آئین‌ها و روش‌ها بر می‌گردد، در تشریح نقش خبرگزاری‌ها و خبرنگاران در اطلاع‌رسانی درست و فرهنگ‌سازی صحیح در جامعه، گفت: یكی از بخش‌های مهم فرهنگ، مربوط به رسانه‌ها می‌شود كه فرهنگ‌سازان جامعه هستند و جایگاه خبر و خبرنگاری در رسانه‌ها نشان‌ می‌دهد كه اطلاع‌رسانی جایگاه كلیدی در فرهنگ‌سازی دارد. اگر تعریف این جایگاه را دقیق بدانیم، شاید بشود بهتر از گذشته از این جایگاه استفاده كرد و بركاتی را شاهد باشیم كه به شدت هزینه مبارزات انقلاب برای تحقق آرمان‌های نهایی آن كاهش یابد و موفقیت‌ها با سهولت و سرعت بیشتری به دست آید.

مشاور رئیس نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‌ها با ارائه بازتعریفی از خبر، خبررسانی و خبرنگاری، افزود: اگر خبر به معنای انعكاس واقعیت‌ها با گزاره‌های توصیفی باشد، باید گفت هیچ‌یك از واقعیت‌های جهان از سنت‌های الهی حاكم بر هستی خارج نیستند؛ كسی كه از سنت‌های الهی خبر نداشته باشد، انعكاس تحقق سنت‌های الهی را در هر یك از اخبار خود می‌بیند اما فردی كه از سنت‌های حاكم بر حیات بشر آگاهی نداشته باشد، واقعیت‌ها را به گونه‌ دیگری خواهد دید و حتی به گونه‌ غیر واقعی آنها را حكایت می‌كند.

* مهمترین درس اخلاق، خبر از واقعیت‌های جهان هستی است

حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان مهمترین درس اخلاق و موعظه‌های بشری برای رشد معنوی انسان‌ها را خبر از واقعیت‌های جامعه بشری و جهان هستی دانست و گفت:‌این نشان‌دهنده جایگاه خبر‌رسانی است چرا كه در این موقعیت‌ها قدرت خداوند، قهر و غلبه دنیا و ارزش امور معنوی دیده می‌شود.

وی ادامه داد: به همین دلیل است كه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) در نامه 31 خود به فرزندش تأكید می‌كنند كه "تاریخ بخوان تا واقعیت‌ها را ببینی و خدا را دریابی و برای اجرای فرامین الهی خوب ملتزم شوی. "

این كارشناس مسائل دینی، خبر را حكایت‌‌كننده سنت‌ الهی حاكم بر حیات بشری دانست و اضافه كرد: فردی كه از این سنت‌ها خبر نداشته باشد، مانند این است كه ذهنش از انگیزه وقوع یك حادثه خالی است و در نهایت موجب اشتباه توصیف كردن یك واقعیت می‌شود و خبر مضحكی ارائه می‌دهد كه در عین حال می‌تواند واقعی و درست باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان در ادامه خاطر نشان كرد: همه حوادثی كه در عالم رخ می‌دهد به اذن پروردگار و در قالب سنت‌های الهی است و فردی كه بخواهد خبر تنظیم كند باید از سنت‌های الهی آگاه باشد لذا خبرنگارانی كه بر اساس انگیزه‌های معرفتی و دینی وارد این عرصه شده‌اند باید دوره‌های آموزشی را بگذرانند كه از سنت‌های الهی حاكم بر حیات بشر سخن بگوید.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

اعزام کشتی ایرانی به غزه/بی بی سی

...از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا در آوریم.

حضرت روح الله


همه كشتی هایی كه به سمت غزه حركت كرده اند و حركت خواهند كرد را،


خمینی



فرستاده است و می فرستد!


 



بی بی سی خفه شو!

بی بی سی: ایران اعزام کشتی کمک رسانی به غزه را لغو کرد

بماند اینکه اولین کشتی هایی که طی سه سال قبل به سمت غزه فرستاده شد از طرف ایران فرستاده شد.

بغض و حقد و کینه لابی رسانه ای صهیونیسم بین الملل از این نکته است که ایران کانون فرماندهی بیداری اسلامی و انسانی کل جهان شده است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

نقش وهابیون سعودی در حمایت از فتنه‌ گران و قطعنامه ‌های تحریم

وهابیون سعودی نقش فعالی در حمایت از جریان فتنه پس از انتخابات ایران و به موازات آن حمایت عملیاتی برای متقاعد كردن سایر كشورها در اعمال تحریم‌ها علیه ایران انجام داده‌اند.

به گزارش رجانیوز، سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان سعودی در جلسه فوریه 2010 خود با هیلاری كلینتون وزیر خارجه امریكا در شهر ریاض به تفصیل ادعاهایی در مورد آنچه كه آن را تهدید هسته‌ای ایران می‌خواند، مطالبی عنوان كرده و گفته بود که این برنامه نیازمند راه حل‌های فوری! است، به طوری كه تحریم‌ها در این زمینه جواب نمی‌دهد.

مارس 2010 امارات متحده عربی به‌همراه عربستان سعودی به امریکا کمک کردند تا ایالات متحده بتواند در مذاکرات خود با چینی‌ها به آن‌ها اطمینان دهد که هیچ‌گونه مشکلی از بابت صدور نفت و کاهش صادرات نفت ایران به‌دلیل تحریم‌های جهانی علیه صنایع نفت و گاز ایران در صورت موافقت این کشور با تحریم نخواهد داشت و این دو کشور با افزایش تولید نفت، جبران عقب ماندگی ایران را خواهند كرد.

در نوامبر 2009 نیز نیروهای زمینی پادشاهی سعودی وارد خاک یمن شدند و با حمایتی که از سوی نیروی هوایی امریکا برای خود ایجاد کردند و نتیجه آن جنگ با شیعیان یمنی 133 کشته و 500 سرباز اسیرشده و زخمی برای سعودی به‌جای گذاشت.

براساس گزارش شبکه خبری "نهارین نت" عراق، مقامات امنیتی سعودی در ماه گذشته سرمایه گذاری رسانه‌ای در سراسر خلیج فارس به‌عمل آورده اند تا علیه رئیس‌جمهوری ایران یک کمپین راه اندازی شود و جریان فتنه در ایران را در سالروز مراسم انتخابات ریاست جمهوری تقویت کنند. بر اساس گزارش این شبکه خبری، هدف سعودی‌ها از این اقدام، نمایش یک بحران واقعی در ایران و تقویت و روحیه دادن به جریانی است كه ضعیف‌تر از قبل شده است.

منابع اطلاعاتی غربی که این گزارشات از سوی آنها به بیرون درز کرده است، می گویند که "بخش ایران" در شعباتی از سازمان MI6 انگلستان و سازمان سیا امریکا همکاری جدی دارند و نحوه تقویت جریان مخالف موسوم به جنبش سبز را برآورد اطلاعاتی كرده‌اند.

شبکه رسانه ای که سعودی‌ها در سالگرد انتخابات ایران برای تقویت این جریان تجهیز کرده بودند، شامل شبکه تلویزیونی العربیه و رقیب آن، یعنی الجزیره بوده است.

عطاالله مهاجرانی، علیرضا نوری زاده و یک مامور اطلاعاتی غربی، طراحی برنامه‌های شبکه العربیه برای این كارویژه را در دست داشتند.

با این حال، مرموزترین اقدام وهابیون سعودی که چند و چون آن هنوز در پرده ای از ابهام مانده است، نحوه قتل خواهر زاده موسوی در حین پیاده روی در خیابان‌های تهران و شناسایی اطلاعاتی این شخص توسط عوامل وهابی است که می تواند فرضیه های حمایت اطلاعاتی و عملیاتی آن‌ها از فتنه‌گران در ایران را کامل كند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 تیر 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

کاریکاتور / تکان هایی که موسوی را هرگز از خواب بیدار نکرد

تکان هایی که موسوی را هرگز از خواب بیدار نکرد 

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی، تصاویر،     | نظرات()

مرجع تقلید دکتر شریعتی چه کسی بود؟

برنا: در شبستان مسجد جامع نارمک تهران جای سوزن انداختن نبود. شب شام غریبان امام حسین( ع) بود و دکتر داشت با شور و حرارتی وصف ناپذیر از امامت و نقش آن در حادثه عاشورا می گفت. جوانها به هم نگاه می کردند: "حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه تمام می گذارد و شهادت را انتخاب می کند؛ مراسمرجع تقلید دکتر شریعتی چه کسی بود؟ مرجع تقلید دکتر شریعتی چه کسی بود؟ م حج را به پایان نمی برد، تا به همه حج گذاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که: اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت، مساوی است."

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 خرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()