9 دی، یوم الله حضرت ماه است
حسین قدیانی
تقدیم به سید شهیدان اهل قلم
زندگی گردش خون است در رگ حیات و مرگ می تواند پایان زندگی نباشد. بسیجی ها حیات واقعی خود را در شهادت جست و جو می کنند. جنگ نرم آمده بود تا در باغ شهادت را دوباره باز کند. با خود می گفتم؛ حسین غلام کبیری چه دیده بود در شهادت که از زندگی گذشت؟ خبر شهادت او را در سیدالکریم قاصدکی به گوش مادرش رساند. سحر بود و هنوز صبح سر نرسیده بود. یا فالق الاصباح. این بچه بسیجی جنوب شهری در نبود تانک بعثی ها، رفت زیر شنی شایعات بعضی ها. دشمن گاهی با خمپاره می آید و این بار با دروغ و نیرنگ با ماهواره آمده بود. تنها سلاح بسیجی های مظلوم ما در جنگ نرم، ایمان بود و جز اسلحه ای به نام باتوم مجهز به سلاح دیگری نبودند. باز هم جنگ ۸ ساله که لااقل سازمان مللی پیدا شد و عراق را متجاوز اعلام کرد. اینجا اما آن دستگاهی که سمفونی عدالت را باید محکم بنوازد، متجاوز نمی خواند سران فتنه را. داغ جنگ نرم هنوز بر دل ماست و ای خوشا پرنده ایی که کوچ کرد از این کوچه بن بست و رهسپار بهار شد. در این فصل خزان زده، برگ غیرت دارد از درخت بصیرت پایین می ریزد و شلاق باد دارد تن رنجور عدالت را می نوازد. چه غریبانه بود و چه غریبانه است این جنگ نرم ما. آهنگ جنگ نواخته شد اما آهنگرانی نداشتیم. هیچ کس نبود تا به ما روحیه دهد الا نور ماه. وظیفه ستاره هم افتاد روی دوش ماه. آهنگ جنگ نواخته شد و این بار هم خط را خط مقدم اینترنت را خدا شکست اما آوینی فتح ما را روایت نکرد. از آن حنجره محزون هر چه انتظار کشیدیم، صدایی بلند نشد. شاید هم گوش ما کر بود. شاید چشم ما کور بود و در ۹ دی، شهدا را ندیدیم. عارفی می گفت: پروانه ها جملگی آمده بودند. پندار ما این است که شهدا در بهشت برین راحت نشسته اند و کاری با عاقبت انقلاب اسلامی ندارند اما حقیقت آن است که زمان هر چه از بهمن ۵۷ بیشتر می گذرد، پرستوها بیشتر هوای انقلاب را دارند. اگر شهدا نبودند و بسیجی ها، ۹ دی چه فرقی با دیگر روزها دارد؟ شرف الزمان بالزمین. شرف زمان به زمینیانی است که به ایام مجروح، روح دوباره می دمند. مسیحا نفسان را اگر چشم معیوب ما در ۹ دی نتوانست ببیند، آن مادر شهیدی که آمده بود راهپیمایی، به خوبی مشاهده کرد. کاش گوش نامحرمان کر بود تا حاجیه خانم شعبانی، به ما می گفت که در ۹ دی چه ها دیده. ای روز خوب خدا، ای ۹ دی! اندک اندک دوباره برگ های پائیزی از اشجار تقویم بی روح، تقدیم زمین می شوند و ما باز به تو می رسیم. سکوت ما در تو شکست و بغض ما نیز. برای ما ۹ دی، همان ۲۲ بهمن است. هر که می خواهد ۹/ ۱۰ را بشناسد، باید داستان تاسوعا و عاشورا را بخواند. ۹ دی، ۲۲ بهمن خامنه ای است. ۹ دی امام را ندید اما شهدا آمده بودند تا عطر امام را در خیابان انقلاب جاری کنند. این بار هم ۹ دی عاشورا بود و خیابان انقلاب، کربلا اما امام عاشورا این بار تنها نماند، چون بسیجی ها بودند و شعار “ما اهل کوفه نیستیم” می دادند تا علی تنها نماند. ۹ دی یک روز نیست؛ یوم الله حضرت ماه است. ۹ دی مظهر شهدا بود. امام کو، تا بر دست و بازوی ستاره ها بوسه زند؟ ما در ۹ دی گنج های جنگ نرم را دیدیم. ما در ۹ دی از این موهبت برخوردار بودیم که در روی همین زمین ستاره ببینیم. منافقین می پنداشتند گرد ماه را آه فرا می گیرد و دور آینه را غروب آدینه، و خامنه ای تنها می ماند. دشمن در جنگ نرم متکی به شایعه است و زود باور می کند توهمات خود را. مگر ما مرده ایم که در میان ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی دشمن، در میان این همه ماهواره اغیار، تنها بماند این ماهپاره علوی تبار؟ خامنه ای خود، عمار دین خداست در این روزگار. خامنه ای آخرین عمار علی است و اولین یار حضرت حجت. جهان به زودی از این ظلمتکده جهال نجات خواهد یافت. در چشمان ماه این روزها خوب که خیره شوی، نور خورشید را خواهی یافت. تا خامنه ای هست، ما را از پیچیدگی فتنه هراسی نیست. بیت رهبری مسجد جامع خونین شهر ستاره هاست. قلب ما در خانه ماه می تپد. اگر ماه نباشد، شب پرستان آه ما ستاره ها را به سینه چاه گره می زنند. اگر ماه نباشد، خفاشان سر از بدن سحر خواهند برید و سپیده را یتیم خواهند کرد. ما از مرگ در پای ماه نمی ترسیم و خدا را شکر می کنیم بابت آفرینش ماه. خمس ستاره بودن، زکات این نور، قربانی شدن در راه ماه است و حسین غلام کبیری تمام آبروی ماست. شهادت جان مایه جنگ نرم است و اگر حقیقت را بخواهی قبل از شهادت در جنگ نرم زیاد باید خون دل خورد که هنوز فتنه باقی است و هنوز روز ۹ دی به شب نرسیده است. سرخی این غروب از دل ماست؛ یا فالق الاصباح!
تبلیغات
من منشور کوروش نمیخواهم،قرآنم را پس بده! منشور کوروش باشد برای تو تا بخوانی و بفهمی "ابتداییترین" سطح تمدن چیست...قرآن برای من تا بخوانم و بیدار باشم تا با خود قرآن که سر نیزه زدهاند هم مرا از حقیقتش غافل نکنند چه رسد با یک تکهسنگ! 



مدیر : 