تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب سیاسی

بمب ضدّ جمعیّت

 «یوژنیكس» به معنی «علم به نژادی» اصطلاحی است كه در نیمة پایانی قرن نوزدهم توسط فرانسیس گالتون انگلیسی ابداع شد. معنای مورد نظر وی از این واژه، توصیف علم اصلاح خصوصیّات نژاد انسان و حذف ویژگی‌های نامطلوب و افراد نامطلوب بود. گالتون اعتقاد داشت: یهودیان بر سایر اقوام برتری دارند و جز عقیم‌سازی راهی برای ممانعت از تولّد افراد نامطلوبی كه به آزادی دست می‌یابند امّا خارج از محدودة كنترل اخلاقی قرار دارند نیست.



برای مشكلی كه نخبگان آن را معضل افزایش جمعیت می‌نامند راه حلّ وجود دارد. چرا برای حلّ مشكل جلوی افزایش جمعیت فقرا را نگیریم؟ بیایید كلاً مانع بچّه‌دار شدن 99 درصد جمعیّت كرة زمین شویم. یا اگر این كار امكان‌پذیر نیست حدّاقل سرعت بچّه‌دار شدنشان را كاهش دهیم.

«یوژنیكس»2 به معنی «علم به نژادی» اصطلاحی است كه در نیمة پایانی قرن نوزدهم توسط فرانسیس گالتون3 انگلیسی ابداع شد. معنای مورد نظر وی از این واژه، توصیف علم اصلاح خصوصیّات نژاد انسان و حذف ویژگی‌های نامطلوب و افراد نامطلوب بود. گالتون اعتقاد داشت: یهودیان بر سایر اقوام برتری دارند و جز عقیم‌سازی راهی برای ممانعت از تولّد افراد نامطلوبی كه به آزادی دست می‌یابند امّا خارج از محدودة كنترل اخلاقی قرار دارند نیست. وی برای افزایش كیفیّت نژاد، پیشنهاد دخالت اجتماعی را ارائه داد.

مطالعه دربارة اجرای بحث اصلاح نژاد با وقایع جداگانه‌ای، همچون عقیم‌سازی بیماران ذهنی توسط مقامات بهداشتی دولت آمریكا در اواخر دهة 1800 و اخته‌سازی كودكان یك مدرسة كودكان عقب‌ماندة ذهنی پنسیلوانیا در سال 1889 آغاز شد. این جنبش به سرعت شتاب گرفت.

اوّلین آزمایشگاه ویژة مطالعه در این زمینه، كه قبلاً در سال 1904 در كالج یونیورسیتی لندن4 دارای كرسی شده بود، توسط چارلز بی. دونپورت5 در شهر كلداسپیرینگز هاربر6 در لانگ آیلند7 ساخته شد. شاید جالب توجّه باشد كه مركز برادران دالز و مراكز فعلی سازمان ژنتیك برای بررسی نقشة  DNAانسان در همین شهر واقع شده‌اند. این آزمایشگاه با بودجة 11 میلیون دلاری توسط هریمن و بنیاد راكفلر تأسیس شد.

علم اصلاح نژاد كه در آمریكا مورد حمایت بنیاد ایسترن8 بود در دانشگاه‌های هاروارد، كلمبیا و كورنل پیشرفت كرد. سوژة مذكور در آلمان توسط ارنست هكل9 شهرت یافت. وی كسی بود كه تفكّر برتری نژاد آلمانی را به سیاست‌های زیستی كه در كلینیك‌های هیتلر اجرا می‌شد پیوند داد.

هكل عقیده داشت میان گونه‌های بشر وحدت وجود ندارد، چون تفاوت ریخت‌شناسی میان دو گونة شناخته شده (مانند گوسفند و بز) بسیار كم‌اهمیّت‌تر از تفاوت میان دو نژاد متفاوت انسان است. او تقارن همة اعضا و رشد همگون آنها را كه موجب زیبایی كامل انسان می‌شود، در نژاد آریایی یافت.

هكل احساس می‌كرد باید هدف دولت اجرای طرح تولید مثل گزینشی باشد. او اعمال اسپارتان‌ها را كه همة خردسالان جز بچّه‌های كاملاً سالم و قوی را می‌كشتند و در نتیجه همیشه در قدرت و توان عالی بودند، می‌ستود.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

منتظری چه کرد که امام مرگ خود را از خدا خواست؟

امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟
 
 

گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بین همین گروه‏هائى كه در دوران پیش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بودیم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) با همه‏ى این اختلافات یك جور برخورد نكرد. همین طور كه در روش امیرالمؤمنین عرض كردیم، روش امام (رضوان اللَّه علیه) هم همین جور بود؛ یعنى اول با مدارا، با نصیحت؛ لیكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»

رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«یك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، یك گروه آن كسانى بودند كه علیه لایحه‏ى قصاص آن حركت را انجام دادند، یك گروه حتّى كار را به ترور و درگیرى‏هاى خیابانى كشیدند؛ با هر كدام از اینها امام یك نحوى برخورد كرد.»

ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخست‏وزیر بود، رئیس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه علیه) در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نمیشود با اینها بیش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»

و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خیلى‏شان هم در سطوح بالا بودند؛ لیكن خوب، اینجور شد دیگر؛ این انشعابها پیش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را ندیده گرفتند. امام به همین گروهك منافقین كه خواسته بودند بیایند با ایشان ملاقات كنند، پیغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنید، من مى‏آیم سراغ شما؛ اگر دست از این كارهاى خلاف بردارید، خود من مى‏آیم سراغ شما. یعنى امام تا این حد با اینها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئله‏ى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعایت نكردند، مدارا نكردند.»

در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 4 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دو ركعت نماز یكشنبه قربة الی الایالات المتحده!

قادر طراوت‌پور، شاعر انقلاب و دفاع مقدس، در آستانه روز قدس، شعری را در این زمینه با نام «المنار را آتش زدند» سروده است.

دشداشه‌های اتو كشیده!
چفیه‌های عربی!
جنازه‌ها‌ی مومیایی شده!
غسل برائت از بن لادن
قربة الی الایالات
چه می‌كند در استخرهایتان!
عینك ریبن
پادشاه اردن
كعبه و پنتاگون
امیر عربستان
شب جولای المبارك 1 + 5
در كلیسای گفت‌وگوی تمدن‌ها
دو ركعت نماز یكشنبه
قربة الی الایالات
بالهجه فصیح عبری
الله اكبر
از مناره‌های مسجد‌الاقصی صدای شیپور می‌آید
از سقیفه بنی ساعده
كنفرانس صلح متصاعد می‌شود
لیوان‌های خونین صلح تعارف می‌كنند
عین صاعقه در حنجره جبل‌النور می‌پیچد
صلح صلح صلح
دیگر كسی بر شانه‌های رسول‌الله خاكستر نمی‌ریزد
رادیوها زوزه می‌كشند
قطع‌نامه شورای امنیت را موریانه خورده
اوضاع قمر در عقب شد
گرگ‌ها یازده تا بودند
یوسف یكی بود
شنوندگان عزیز! توجه فرمائید توجه فرمائید
اینجا بیت‌المقدس است
اینجا مدینه‌النبی است
خرمشهر آزاد شد
غزه خونین شهر شد
بوی باروت می‌آید
بوی تابوت می‌آید
فیا اخوان الیوسف!
یا اتحادیه العرب!
ان الفلسطین اخوكم
الحمدلله الذی جعلكم من المتمسكین بولایه ابوشیطان
كه حتی اگر خلیج فارس را به استخرهایتان اخوكم
الحمدلله الذی جعلكم من المتمسكین بولایه ابوشیطان
كه حتی اگر خلیج فارس را به استخرهایتان بریزند
ننگتان پاك نمی‌شود
گل‌های دامن «زینو» دختر 3 ساله فلسطینی
در آتش می‌سوزد اما پیپ‌های شما خاموش نمی‌شود
مواضعتان خمیازه می‌ كشد
نمی‌دانیم «اوبا مائید»
یا با مائید؟
ذی‌الحجه الحرامین ریاض و قاهره
در عصر ابرهه و عرفات
7 بار به مسجد‌الاقصی سنگ بزنید
7 بار عینك‌های‌ربین‌‌تان را عوض كنید
كله‌هایتان را پرفسری بتراشید
از خدا برائت بجویید
«حج بی‌برائت حج نیست»
خدا شما را رو سفید كند
كه به كاخ سیاه رو آوردید
به كعبه و بورس جزیره
طواف نساء : «رایس و لیونی و آنگلا مركل»
حجكم مقبول
سعیكم مشكوك
فیا شیوخ:
یا خادم الحرامین
شما را سوگند می‌دهم
به مظلومیت شارن
و سربازان بی‌پناه المرت
در سعی واشینگتن
و صفای نیویورك
اگر دلتان شكست
یك دقیقه سكوت كنید
تا الاقصی آژیر بكشد
شنوندگان عزیز!
بچه‌های غزه تروریسم نیستند
جنوب لبنان را خط نزنید
احمدی‌نژاد از دانشگاه كلمبیا برگشته
آمریكای جنوبی را به دنیا آورده
باید گردن‌بند همسر بوش كه از مرواریدهای خلیج فارس ساخته شده به خزانه مسلمین برگردد
رایس گوشواره‌های زینور را پس دهد
بیسیم ابوذر هنوز كار می‌كند
سید! سید! به گوشم
سید! جنوب لبنان تشنه است
المنار را آتش زدند
به بچه‌ها بگو به داد خالد مشعل برسند
كه پاپ محترم
سربازانش را در كربلا نگه داشته
برای پاسداری از خیمه‌های حسنی مبارك
محرم فرا رسیده
عاشورا در یك قدمی است
علقه در محاصره افتاد
سید حسن نصرالله رفته است آب بیاورد برای سه ساله‌های قانا
اسماعیل هنیه را قربانی كردند
خرمشهر آزاد شد
غزه خونین‌شهر شد
زینو را به اسارت بردند
سرها زیر آوار است
بوی باروت می‌آید
بوی صلح می‌آید!!!

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی، اشعار،     | نظرات()

امام خمینی کجاها مدارا نکرد؟/1

شما منافقینی را که توطئه‌اتان بر ضد ملت ثابت شد، سرکوب خواهیم کرد

گروه تاریخ- محمد مهدی تهرانی: نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب ضمن هشدار نسبت به جریاناتی که در مقابل مردم و رأی مردم قرار گرفته اند، مستنداتی تاریخی را مورد اشاره قرار دهند و از مدارا و برخورد امام راحل با جریانات و گروهک ها و اشخاص سیاسی مختلف سخن به میان آورند؛ سخنانی که به نوعی هشداری تلقی می شد برای بانیان آشوب و ناآرامی ها در کشور. ایشان فرمودند:«از اول انقلاب در بین همین گروه‏هائى كه در دوران پیش از انقلاب و در حوادث سالهاى مبارزات، همه در كنار هم بودیم، اختلافهائى به وجود آمد. امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) با همه‏ى این اختلافات یك جور برخورد نكرد. همین طور كه در روش امیرالمؤمنین عرض كردیم، روش امام (رضوان اللَّه علیه) هم همین جور بود؛ یعنى اول با مدارا، با نصیحت؛ لیكن آن وقتى كه اقتضاء كرد، برخورد كرد.»

رهبر انقلاب از گروه هایی هم نام بردند. ایشان فرمودند:«یك گروه مربوط به دولت موقت بودند و مشكلات آنها بود، یك گروه آن كسانى بودند كه علیه لایحه‏ى قصاص آن حركت را انجام دادند، یك گروه حتّى كار را به ترور و درگیرى‏هاى خیابانى كشیدند؛ با هر كدام از اینها امام یك نحوى برخورد كرد.»

ایشان البته از برخوردهای امام با شخصیت هایی که در سطوح بالای حکومت قرار داشتند هم سخن به میان آوردند:«در سطوح بالاى حكومت هم بود؛ نخست‏وزیر بود، رئیس جمهور بود، حتّى بعدها در اواخر عمر امام (رضوان اللَّه علیه) در سطوح بالاتر از رئیس جمهور هم بود. امام با كسانى كه احساس كردند نمیشود با اینها بیش از آن مدارا كرد، برخورد كردند.»

و توضیح دادند که:«همه هم سوابق انقلابى داشتند، سوابق مذهبى داشتند، خیلى‏شان هم در سطوح بالا بودند؛ لیكن خوب، اینجور شد دیگر؛ این انشعابها پیش آمد. بعضى واقعاً با امام درافتادند... بعضى با امام درافتادند و مداراى امام را ندیده گرفتند. امام به همین گروهك منافقین كه خواسته بودند بیایند با ایشان ملاقات كنند، پیغام دادند كه اگر شما به حق عمل كنید، من مى‏آیم سراغ شما؛ اگر دست از این كارهاى خلاف بردارید، خود من مى‏آیم سراغ شما. یعنى امام تا این حد با اینها مدارا كردند و حرف زدند. خوب، وقتى احساس خطر شد؛ بخصوص آن وقتى كه مسئله، مسئله‏ى رسوخ دادن مبانى غلط در كالبد نظام و انقلاب است، این دیگر مثل سمِ مهلك است. آن وقت امام رعایت نكردند، مدارا نكردند.»

در این مجال به تفصیل تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که در سال های آغازین انقلاب مورد مدارا و برخورد امام قرار گرفتند، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تاریخ گروهک ها و شخصیت هایی که روزگاری شاید جزیی از نهضت به حساب می آمدند و بعضا مورد اعتماد کامل انقلابیون بودند اما کم کم راهشان از انقلاب جدا شد. برخی شرایط و مستندات تاریخی قرابت بالایی با شرایط امروز دارد و از قابلیت تطابق بالایی نیز برخوردار است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

جومونگ هم صهیونیستی از آب درآمد

در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال این بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سریعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهیه كنند.

به گزارش روزنامه جوان، در سریال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خیزد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نیل را تداعى مى كند) به سرزمین خالى از سكنه (!) پدرانش یعنى چوسان قدیم (ارض موعود) وارد مى كند.

چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» یعنى خورشید یهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشید در تورات، نماد ارض موعود یا سرزمین مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى این قوم - جومونگ - نیز راهبى یهودى مى شود (jew monk = راهب یهودى) و پایه هاى ابتدایى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان یهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كلیدى این افسانه كره اى، «جو» یا چیزى شبیه آن (كه دقیقاً با همین تلفظ، در زبان لاتین به معناى یهودى است) به كار رفته است. شایان ذكر است، لازم نیست دقیقاً املاى این لغات صحیح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامى یا كلماتى بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامى و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهیونیستى عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى دیگر، تغییر نكنند.

البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرایى تصویرى صهیونیستى این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم كه روى پوست ترسیم شده را دیده باشید فقط كافیست نقشه فرضى ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلاً دیده باشید تا از این شباهت بى اندازه به شگفت آیید. در پس زمینه سكانس هاى مختلف این سریال با ستاره شش گوش یا تصاویر متعدد پرچم هایى داراى نقش خورشید كه نماد ارض موعود صهیونیست هاست، مواجه مى شوید.

نقش «كابالا» یا عرفان و سنت شفاهى یهود و پیشگویى هایشان در این سریال غوغا مى كند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمى بدون اذن پیشگوهاى زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یك «نوستراداموس» یا «ربى یهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و دیگر كابالیست هاى یهودى لازم دارند تا برایشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پیشگویى كنند و از آینده روشن قومشان بگویند. تاكید بسیار بر مساله پیشگویى، پرده از نیتى شوم و شیطانى بر مى دارد كه آن چیز جز نامگذارى دهه دوم قرن بیست و یكم به نام دهه كابالا نیست.

آنچه در این سریال و دیگر فعالیت هاى فرهنگى - رسانه اى یهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پیاده شدن مفاهیم دلخواهشان است. همان گونه كه فیلم ها، سریال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنیسم كه همان Satanism یا شیطان پرستى بود، آماده كرد.

جومونگ كه گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنایت الهى است و حتى همچون پیامبران بنى اسراییل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسیار خود از امپراتورى چینى ها (هان) پیروز مى شود.
نقش زنان در این سریال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود یا حداقل دیگرانى چون ریوقا، ساره، یائل و ... مى اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق بر سربازان سیسرا پیروز مى گردد یا اقدامات تجارى وى «گراسیا ناسى» زن تاجر معروف یهودى و عامل اصلى نفوذ یهودیان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سویا (همسرجومونگ) نیز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را یاد داستان «هدسه» كه بنابر فیلم صهیونیستى «یك شب با پادشاه» به زور از خانه عمویش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشایار شاه درآمد، مى اندازد.

در بررسى شخصیت هاى زن این سریال، از هدسه كه با نفوذ در دربار ایران، مقدمات قتل ۷۷۰۰۰ ایرانى را فراهم كرد، بگذریم (كه شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است)، به یاد «ركسلانه» یا «خرم سلطان» یهودى مى افتیم كه با نفوذ در دربار سلیمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ایران و عثمانى شد. در دیالوگ هاى این سریال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمین مادرى و تاریخى، كوچ و ... به چشم مى خورد كه همگى یادآور فرازهایى از تورات است.

جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادى، بمب هاى آتشزا و ... علیه دشمنان خود استفاده كند تا جایى كه بیننده، این برترى تسلیحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند كه حاصل هوشمندى و تخصص كارگزاران اوست.

دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چینى ها یا همان «هان» است كه سربازهایش با پرى كه روى كلاهخودهایشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقى هم به نظر مى رسد. باید در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چینى هاى كمونیست در مقابل ایالات متحده كه ۸۰ درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداكثر ۶ درصدى یهودیان است، ایستاد. یكى از این راه ها، قدرت گرفتن كره به عنوان متحد آمریكا و اسراییل در حیاط خلوت چین است.

توجه بیش از حد این سریال به مقوله تجارت، بى شك براى یهودیان زرپرست، زیبنده تر است تا شینتویست ها و مائویست هاى روح گراى شرق آسیا، شاید هم صهیونیست نمى تواند قبول كند كه پیروان مكتب كمونیسم (چین) امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.

لابد كره هم به عنوان هم پیمان ایالات متحده و اسراییل با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازیر كردن هر چه بیشتر تولیدات خود در كشورهاى هدف (مانند ایران) است؛ چرا كه مناسبات اقتصادى ۱۲ میلیارد دلارى بین ایران و كره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران، چشم طمع چشم بادامى هاى كره اى را هر چه بیشتر به سوى این مرز پرگهر جلب كرده است.

این در حالى است كه نوادگان جومونگ بارها در مجامع بین المللى همداستان با آمریكا و اسراییل، فعالیت هاى صلح آمیز هسته اى ما را محكوم كرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا باید بازارمان را در اختیار كشورى بگذاریم كه حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گزاره اقتصادى - تجارى این مجموعه نیست بلكه موارد دیگرى همچون نقش شركت گوگل در القاى تبلیغات غیر مستقیم نیز در این سریال مشهود است.

آنجا كه قرار است امپراتورى نو بنیاد جومونگ «گوگورى یو» نام گیرد، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنى بر تاسیس كشورى به نام گوگورى یو یا گوگ لند در جزیره اى G شكل «لوگوى اصلى شركت گوگل» در اقیانوس آرام از سوى مدیران گوگل مى اندازد.

البته شاید سخت باشد اگر بگویم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است یا اینكه نرم افزار google earth هیچگاه آنگونه كه پایگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص كرده پایگاه اتمى دیموناى اسراییل را به دلایل امنیتى تصویر نكرده است. نمى دانم شاید این هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!

البته با تمام تلاش و زبردستى كه نویسندگان و دست اندركاران كره اى- اسراییلى این مجموعه به خرج داده اند، هیچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصیت ها و كاراكترهاى این سریال مانند «مگول»، «یا گاك» و «ماگاك» را كه از دیدگاه ترمینولوژى یا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «یاجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا كه همواره در پشت این اسامى قتل و غارت، خونریزى و توحش نهفته است. البته بد نیست بدانند كه مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگى هستند كه از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسیر این ذوالقرنین یا كوروش ایرانى بود كه اسلاف و اجداد آنها یعنى یاجوج و ماجوج را از این سرزمین بیرون راند. به هر حال اگر یكى از قسمت هاى این سریال را از دست دادید، چندان نگران نباشید چون صدا و سیما آن را سه بار برایتان پخش خواهد كرد!

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 شهریور 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

دكان زدن جلوی نایب امام زمان(ع) نفاق است

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دانشگاه تهران
دكان زدن جلوی نایب امام زمان(ع) نفاق است

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی تأكید كرد: نفاق، یك تعبیر قرآنی است كه در سوره منافقون به آن اشاره شده است؛ دكان زدن جلوی خانه اهل بیت نفاق است، دكان زدن جلوی نایب امام زمان نفاق است و شاخه زدن در ایمان واقعی نیز خود شعبه‌ای از نفاق است.

به گزارش رجانیوز، محمدحسین صفارهرندی در همایش "چگونه یك‌روزه منافق شویم؟" كه به همت بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در تالار "دهشت‌ور" دانشكده علوم پایه این دانشگاه برگزار شد، به بررسی عملكرد جریان نفاق در تاریخ انقلاب و سال‌های بعد از آن پرداخت و با تأكید براینكه نفاق یك‌روزه رخ نمی‌دهد، اظهار داشت:‌ چنین اتفاقاتی در باز‌ه‌های زمانی كوتاه یا طولانی‌مدت شكل می‌گیرد و حالات درونی انسان دچار تغییرات اساسی می‌شود كه در نهایت انسان را از فردی مؤمن به كفر و نفاق می‌رساند.

وی افزود: منافق، همان كافر است، اما كافری كه كفر خود را با لباس ایمان پنهان می‌كند و این فرد در مرتبه سقوط از كفار هم برتر است.

هرندی با بیان اینكه در فضای پراختناق اوایل انقلاب شنیدن و باور كردن خبر تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین بسیار سخت بود، ادامه داد:‌ سقوط سازمان مجاهدین در نگاه ضددینی این سازمان از سال 52 آغاز شده بود، اما با توجه به شرایط جامعه اعلام رسمی آن به مرور و آرام آرام انجام می‌شد، اما سرانجام در سال 53 این روند سرعت بیشتری می‌گیرد.

وی با بیان اینكه در سال 53، برخی از نیروهای سازمان كه ماركسیست شده بودند، برای ماركسیست كردن سایر اعضا تلاش كردند، گفت: در مقابل این اقدامات، برخی از اعضا مقاومت كردند كه منجر به اتفاقات تلخی چون قربانی شدن شهید مجید شریف‌واقفی شد و امروز دانشگاه شریف به نام ایشان زینت یافته است.

صفار هرندی با بیان اینكه سازمان مجاهدین خلق یك تفكر كاملا لیبرالی داشت، اظهار داشت: پس از گذشت مدت زمانی از گردش ایدئولوژیك سازمان، ماهیت سازمان را شاخه ای از جوانان نهضت آزادی فرا گرفت كه پس از سال 44 با اعلام برائت از پدرانشان فاصله گرفتند و به این اعتقاد رسیده بودند كه باید به یك روند ماركسیستی همچون مبارزات مردم كوبا، كره و... وارد شویم.

وی در ادامه افزود: این افراد باید كتاب های ماركسیستی را می خواندند و این به عنوان مقدمه ای برای عضو شدن جوانان مسلمان به سازمان بود و این افراد پایبند به مبنای دیالكتیكی بودند و تحلیل های خود را بر مبنای تحلیل های طبقاتی قرار داده بودند.

وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین اظهار داشت: آنها با سرهم كردن قرآن به این نتیجه می رسیدند كه اسلام و ماركسیسم اشتراك دارند و به همین طریق جوانان شاخه نهضت آزادی را فریب می دادند كه تعارضی میان مبارزه اسلامی و اعتقادی با پیگیری آرمان های سوسیالیستی وجود ندارد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

ملت ایران از تیز هوشی مقام معظم رهبری تشكر كنند

ابطحی عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز:
ملت ایران از تیز هوشی مقام معظم رهبری تشكر كنند

عضو شورای مركزی مجمع روحانیون مبارز گفت: اگر مقام معظم رهبری نبودند و یا اگر ایشان یك قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاكستان شكل می‌گرفت. از این رو ملت ایران باید از تیزهوشی مقام معظم رهبری تشكر كنند.


گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

 محمد علی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه سخنان خود در جلسه علنی دادگاه رسیدگی به جرایم پس از انتخابات (در روز شنبه 10 مردادماه 88) گفت: زمانی كه قرار بود موسوی مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانیون مبارز وقتی بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد یكی از دوستان كه قبلا وزیر كشور هم بود گفت‌ همه این مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار رای بیشتر نمی‌شود. بنده وقتی از موسوی به عنوان هندوانه سربسته یاد كردم به خاطر همین توهمات بود كه در موسوی وجود داشت كه وی امكان تقلب 11 میلیونی را امكان پذیر می‌دانست.
وی افزود: پس از انتخابات هاشمی رفسنجانی، موسوی و خاتمی در جلسه مشتركی هم‌قسم شدند كه پشت یكدیگر را خالی نكنند و بنده نمی‌دانم كه این تنها نگذاشتن و یاری كردن یكدیگر پس از 11 میلیون فاصله برای چه بود.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح كرد: شاید خاتمی دلیل خود را داشت، موسوی شاید كشور را نمی‌شناخت ولی خاتمی با همه ارادتی كه به وی دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را می‌دانست، توانایی و اقتدار مقام معظم رهبری را می‌شناخت اما به خاطر اتفاقات موسوی را همراهی كرد كه این همراهی خائنانه بود.
ابطحی اضافه كرد: هاشمی در ذهن خود قصد انتقام از احمدی‌نژاد و مقام معظم رهبری را داشت؛ این‌ها همه مسائلی بود كه در ذهن موسوی به عنوان توهم همراهی شكل گرفته بود.
وی با اشاره به نقش مجمع روحانیون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانیون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل باید این انتصاب را نگه می‌داشت.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح كرد: بنده خودم را نیروی اصلاح‌طلب می‌دانم؛ لذا می‌گویم كه خاتمی حق نداشت ظرفیت اصلاحات را به پای موسوی بریزد حتی موسوی هم این ظرفیت را نداشت. البته بنده طرفدار ریاست جمهوری احمدی‌نژاد نبودم ولی زمانی كه 11 میلیون در انتخابات فاصله ایجاد شد به عنوان كسی كه طرفدار مردم‌سالاری هستم این مسئله را نپذیرفتم و با این موضوع جلوی فضای رشد مدنی را گرفته و به فرهنگ و تاریخ ایران خیانت كرده‌ام. ولی اگر به جای پیام به موسوی به احمدی‌نژاد تبریك می‌گفتیم امروز بهترین وضعیت را در تاریخ ایران دارا بودیم.
ابطحی با اشاره به حضور خود در برخی راهپیمایی‌های غیرقانونی خیابانی تاكید كرد: كار بدی كردم كه در راهپیمایی‌ها شركت كردم ولی كروبی به بنده گفت كه ما با این رای كم نمی‌توانیم مردم را به خیابان‌ها دعوت كنیم. ولی خود برویم تا به نوعی اعتراضمان را نشان بدهیم.
وی اظهار داشت: موسوی به كروبی پیغام داده بود كه من چیزی برای از دست دادن ندارم، موسوی اگرچه چیزی برای از دست دادن نداشت ولی با توجه به رای 13 میلیونی با این پیگیری آشوب‌ها خیلی‌ چیزها را از دست داد و ما افتخار این حضور 40 میلیونی را از دست داده و آنرا خدشه‌دار كردیم ما می‌توانستیم در دنیا بهتر از این باشیم.
عضو مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: موسوی در بسیاری از موارد می‌گفت من طرفدار مردم مسلمان هستم. این درحالی است كه این آشوب‌ها دلبستگی‌های مردم مسلمان را نسبت به ایران قطع كرد، موسوی می‌گفت كه من طرفدار خط امام هستم و همیشه روی نظام و امام تاكید می‌كرد، بنده می‌گویم كه هیچكس نمی‌تواند روی امام و نظام تاكید كند ولی در عین حال كوچكترین عملی انجام دهد كه نظام را هم به خطر بیندازد. چرا كه امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
ابطحی اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبری نبودند یا اگر ایشان یك قدم به عقب می‌نشستند امروز هلال ناامنی ایران، افغانستان و پاكستان شكل می‌گرفت و درصورتی كه این هلال تشكیل می‌شد دیگر هیچ جا اثری از انقلاب نمی‌ماند. از این رو ملت ایران باید از تیزهوشی مقام معظم رهبری و سربازان با نام و بی نام ایران كه این كشور را از این مسئله نجات دادند تشكر كند.
وی با بیان اینكه معمولا ما نیمی از شجاعت را تعریف كرده‌ایم اظهار داشت: شجاعت بزرگتری هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده می‌كنم لذا اگر انسانی احساس كند كه به دیدگاهی رسیده و این دیدگاه به نفع نظام است بیان آن شجاعانه‌تر است از بیان دیدگاه و نظر اپوزیسیون در مقابل حكومت و نظام.
عضو مجمع روحانیون مبارز در ادامه تاكید كرد: به همه دوستان می‌گویم و همه دوستانی كه صدای ما را می‌شنوند بدانند كه موضوع تقلب در ایران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعی بود تا آشوب‌ها شكل بگیرد تا ایران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جایی كه كشور دچار آسیب و سختی بشود.

ابطحی: مردم از رفتارهای موسوی و خاتمی پس از انتخابات آسیب دیدند
خبرگزاری فارس: عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: متاسفانه مردم از رفتارهای میرحسین موسوی و خاتمی پس از انتخابات آسیب دیدند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز بعد از ظهر امروز شنبه پس از پایان دادگاه رسیدگی به جرائم متهمان اغتشاشات اخیر، در نشستی خبری به همراه محمد عطریانفر در مجتمع امام خمینی(ره) گفت: كشور مشكلات سختی را در این چند وقت تحمل كرد كه می‌توانست با توجه به رای 40 میلیونی در شرایط بهتری باشد و در واقع بایستی فضا بهتر می بود.
وی افزود: پس از این رای 40 میلیونی مردم در انتخابات 22 خرداد، باید كشور ما یكی از بزرگترین كشورهایی باشد كه دموكراسی در آن حاكم است. متاسفانه رفتارهایی كه از سوی میرحسین موسوی پس از انتخابات دیدیم و همچنین رفتارهایی كه از سوی خاتمی و موسوی صورت گرفت مردم در واقع از این رفتارها آسیب دیدند.
عضو مجمع روحانیون مبارز تصریح كرد: اینكه بنده این شجاعت را پیدا كردم كه دیدگاه‌های خود را بگویم خوشحال هستم؛ توهماتی كه موسوی از ابتدا داشت و پس از انتخابات به صورت امروزی درآمد، مهمترین این توهمات را می‌توان اعلام پیروزی خود توسط موسوی دانست و از آن بدتر پس از دیدن فاصله 11 میلیونی رای، باز هم وی روی تقلب تاكید كرد.
ابطحی ادامه داد: اینكه كسی 11 میلیون اختلاف را به عنوان تقلب و به جامعه ارائه كند نشان دهنده این است كه وی جامعه را نمی‌شناسد. چیزی كه بنده قبل از انتخابات به عنوان هندوانه سربسته از موسوی یاد كردم.
وی تاكید كرد: گلایه‌مندی از هاشمی، به خاطر انتقام‌گیری از احمدی‌نژاد و حتی انتقام‌گریری از مقام معظم رهبری است. البته در این بین خاتمی اقتدار مقام معظم رهبری را می شناخت، ولی باز این اقدامات را انجام داد.
این متهم دستگیر شده در جریان اغتشاشات اخیر گفت: در جریان اصلاح‌طلبی اقدامات بزرگی شكل گرفت و خاتمی حق نداشت همه ظرفیت‌های این جریان را به پای موسوی بریزد چرا كه موسوی خود هم این جریان را قبول نداشت.
ابطحی اضافه كرد: موسوی خود را پیرو خط امام می‌دانست اما امام خمینی (ره) حفظ نظام را از اوجب واجبات می‌دانستند. در چنین شرایطی كسی كه خود را طرفدار خط امام می‌داند، نمیتواند كاری كند كه كل نظام دچار آسیب شود.
وی با اشاره به اینكه مقام معظم رهبری حتی یك قدم هم در مقابل این مسائل عقب‌نشینی نكردند، ‌اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب اگر یك قدم عقب‌نشینی می‌كردند ما امروز مثلث افغانستان، ایران و عراق را داشتیم و این بزرگترین آسیبی بود كه نظام، كشور و منطقه را تهدید می‌كرد. از این رو بنده از طرف خودم و از طرف همه مردمی كه امروز در امنیت كامل زندگی می‌كنند از مقام معظم رهبری تشكر و قدردانی می‌كنم.
عضو مجمع روحانیون مبارز اضافه كرد: بنده اگر جای موسوی بودم این 13 میلیون رایی را كه مردم به وی دادند، به جای اینكه در چنین جایی صرف كنند، در پیشرفت مدنی صرف می‌كردم. یك پیام تبریك به رئیس‌جمهور می‌توانست آینده را رقم بزند البته جوانان را هم امیدوار كند لذا امیدوارم در آینده نخبگان كشور تجربه بدی كه در انتخابات دهم نشان دادند را جبران كنند.
ابطحی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینكه مردم گذشته شما را می‌دانستند و چگونه این تغییر جهت یك باره‌ای شما را باور كنند، گفت: شعار تقلب، شعاری بود كه مطرح شد و این تغییر جهت نیست و این در واقع یك اشتباه بزرگی بوده كه از سوی نخبگان شكل گرفت كه البته ما هم در این بین چند روزی به آن تاكید كردیم، از این رو از مسائل مثبت انجام شده توسط اصلاحات دفاع می‌كنیم ولی از مشكل‌آفرینی‌ها هم انتقاد داریم.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

اگر 313 سیاست ‌مدار باتقوا بود، امام زمان ظهور می‌كرد

حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان
اگر 313 سیاست ‌مدار باتقوا بود، امام زمان ظهور می‌كرد

مشاور رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها گفت: ‌امروز در جامعه ما اگر تنها 313 سیاستمدار با تقوا و درجه یک وجود داشت، حضرت ولی عصر(عج) ظهور می‌كردند و همین موضوع نشان می‌دهد كه هنوز ما نتوانسته‌ایم رابطه درستی میان سیاست و تقوا برقرار كنیم.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در اردوی آموزش سیاسی دانشجویان دانشگاه‌های كشور كه به همت معاونت سیاسی نهاد نمایندگی برگزار شد، با اشاره به اولویت نقش سیاسی بر كاركردهای تربیتی، اخلاقی و معنوی گفت: وقتی به تاریخ نگاه می‌كنید می‌بینید، 3 امام اول ما تمركز خود را در مسئله سیاست و ولایت قرار دادند و در ادامه امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) به نقش تربیتی و معنوی پرداختند، چون تا جامعه از سلامت سیاسی برخوردار نباشد، از سلامت فرهنگی و معنوی برخوردار نخواهد بود.

مشاور رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها تصریح كرد: اگر امروز معنویتی در جامعه ما وجود دارد، ثمره و نتیجه سیاست ورزی امام(ره) و خون صدها هزار شهید و سیاست‌مداری صحیح متدینان است، که همیشه در بدنه‌ی نظام کم و بیش بوده اند. همچنان كه اگر مشكلات اخلاقی در سطوح و انواع مختلف در میان مردم وجود دارد، میوه تلخ حضور سیاسیون بی تقوا و یا بی تقوایی های سیاسیون است. باید به رابطه‌ی این دو، هوشمندانه نگاه کرد.

وی در تشریح رابطه تقوا و سیاست گفت: ‌امروز در جامعه ما اگر تنها 313 سیاستمدار با تقوا و درجه یک وجود داشت، حضرت ولی عصر(عج) ظهور می‌كردند، همین موضوع نشان می‌دهد كه هنوز ما نتوانسته‌ایم رابطه درستی میان سیاست و تقوا برقرار كنیم. ممکن است سیاسیون از چنین حرف هایی ناراحت بشوند اما ما از آنها این‌قدر انتظارمان بالاست و باید بدون تعارف بیان کنیم و آنها نیز بدون تکبر بپذیرند و متواضعانه در اندیشه کم کردن فاصله خود با یاران حضرت باشند.

پناهیان با اشاره به ظرایف موجود در امر دیانت گفت: اگر قرار است سیاست ما عین دیانت ما باشد، باید بپذیریم كه همان ظرایف و دقایقی كه در دیانت وجود دارد، در حوزه سیاست هم باید دنبال ‌شود.

مشاور رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در بخش دیگری از اظهارات خود با انتقاد شدید از تقسیم‌بندی‌های سیاه و سفید یا راست و چپ در عرصه سیاسی كشور گفت: نفرین خدا بر كسانی در عرصه‌ی ژورنالیسم سیاسی، جامعه ما را سیاه و سفید كردند، و بر طبل اختلاف کوبیدند. چنان خفقانی ایجاد کردند كه کسی نتوانست حق را علیه گروهی و یا به نفع گروهی دیگر بیان کند. چنان جوی را به وجود آوردند، که تو یا با مایی یا با آنها و اگر با آنهایی، هیچ سخن‌ات شنیده نمی شود و اگر با مایی، هیج علیه ما حرف نزن. اینجنین خفقان روانی ایجاد کردند.

وی با اشاره به اینکه روزنامه نگاری و عرصه‌ی رسانه یک جایگاه سیاسی است، گفت: اگر بخواهیم اسلامی نگاه کنیم، عدالت روزنامه نگاران باید مثل عدالت امامان نماز جمعه باشد و هیچ سخن غیر منصفانه از آنها شنیده نشود.

وی از دانشجویان خواست برای بهبود وضع معنوی جامعه سیاسی تلاش كنند، از بینش سیاسی عمیق برخوردار باشند و از شهید دیالمه به عنوان یک دانشگاهی سیاسی نمونه نام برد.

این استاد اخلاق، با استناد به نوار سخنرانی شهید دیالمه به عنوان نمونه‌ای از هوشمندی سیاسی یك جوان در اوایل انقلاب گفت: شهید دیالمه 2، 3 روز پیش از شهادت به خط مشی و دیدگاه‌های مهندس میرحسین موسوی می‌پردازد و طرز تفکر او را شدیداً زیر سؤال ‌می برد و مخالفت خود را به عنوان یک نماینده مجلس با وزیر امورخارجه شدن او بیان می کند و حقایقی را مطرح می کند که ما امروز بعد از 27 سال به آن پی برده‌ایم.

پناهیان با بیان این كه چرا عرصه سیاست در نظام جمهوری اسلامی ایران باید این‌قدر تشنج زا باشد، گفت: امروز عرصه سیاست در كشور ما از معنویت آنچنان که باید پر بهره نیست كه باید به دست شما جوانان دانشجو به مسیر اصلی‌اش باز گردد تا یك ذره غل و غش در سیاست نباشد.

وی این انتخابات را با همه مشکلاتی که داشت، مایه‌ی روشنگری هر چه بیشتر خواند و اظهار داشت: این روشنگری ها همچنان ادامه خواهد داشت منتها هر چه شما دانشجویان به عنوان گروه پیشتاز در فضایی آکنده از عقلانیت و انصاف روشنگری کنید، هزینه ها کمتر خواهد بود.

وی در ادامه سخنرانی خود با تشریح ویژگی‌ها و ماهیت تفكر كوفی گفت: كوفه، 3 امام ما را به شهادت رساند. کوفه محل رسالت و درگیری اصلی 3 امام اولین ما بود. كوفه كجاست كه بزرگترین امامان ما را به گرفتار خود می کند و به مسلخ می‌برد. كوفه یعنی شهر جمعی از نخبگان و خواص جامعه‌ اسلامی آن زمان كه اگر بد باشند، ولایت پذیر نیستند و استعداد جنایتكاری در وجودشان موج می‌زند. اگر خوب باشند، عمار، مالک اشتر و حبیب‌ابن مظاهر می شوند.

پناهیان افزود: بعد از مطالعه شهر كوفه دیگر به نخبگان جامعه اسلامی به طور مطلق مهربان نگاه نمی‌كنم، چرا كه همان خوب های كوفه حسین(ع) را كشتند. امروز هم دور از انتظار نیست كه از برخی خواص، بدترین رفتارها را ببینیم، از این رو، هیچ كس نباید خود را در حاشیه امن ببیند. همه باید از عاقبت بخیری خود بترسند و مردم هم نباید تعجب کنند چون تجربه کوفه مقابل چشمان ماست.

پناهیان با تشریح ابعاد و وجوه پدیده "تحمیل به ولایت" گفت: بعد از تحمیل آتش بس نبرد صفین به امیرالمؤمنین و تحمیل حکمیت به حضرت و حتی تحمیل نماینده ابوموسی اشعری به حضرت، فرمودند من امیر بودم اما الآن مأمور شده‌ام و فقط به حرف های شما گوش می‌دهم. در وقایع اخیر هم برخی می خواستند همان جریان تحمیل را به گونه ای مشابه تکرار کنند اما این امتیاز برجسته‌ی جامعه ماست که ولایت با پشتوانه معرفت و ایمان مردم این قدرت را داشت که بایستد.

وی افزود: آقا بعد از وقایع 18 تیر 78 در جمع پرشور جوانان در مصلی فرمودند اگر كسی بخواهد چیزی را بر نظام تحمیل كند، انتظار صلح امام حسن(ع) را نداشته باشد، ما مثل امام حسین(ع) رفتار می‌كنیم. آن روز موضع نظام روشن شد که دیگر راه تحمیل بسته است و باید هر روز بسته تر شود تا ظهور محقق گردد.

مشاور رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها گفت: امام حسین(ع) جلوی تحمیل ایستاد و به شهادت رسید، اگر امروز ما بتوانیم جلوی تحمیل ها بایستیم، انشاءالله به فرج آقا امام زمان(عج) می‌رسیم؛ تردید نکنید.

وی با اشاره به تحمیل هایی كه از جانب برخی افراد و جریان ها طی انقلاب به امام(ره) صورت گرفت، اظهار داشت:‌ امام(ره) فرمودند والله من به بنی صدر راضی نبودم، از این جا معلوم می‌شود بنی صدر به امام(ره) تحمیل شده است. امام(ره) جای دیگری فرمودند از اول مخالف منتظری بودم، معلوم می‌شود این هم تحمیلی بوده که امام بالاخره برطرف کردند. به خاطرات آقای ری‌شهری مراجعه کنید، جزییات را ببینید. در جریان پذیرش قطعنامه هم معلوم است که تحمیل داخلی در کار بوده. در حالی كه امام(ره) 10 روز پیش از پذیرش قطعنامه با صدور بیانیه‌ای می‌فرمایند امروز ما باید توجه بیشتری به جنگ كنیم و در جبهه ها تحول ایجاد كنیم. امام(ره) همان جا می‌فرمایند كوتاهی كردن درباره جنگ خیانت به رسول الله است. مقام معظم رهبری نیز یک بار در مرقد امام فرمودند، پذیرش قطعنامه یک امر داخلی بوده است.

وی در پایان به روش‌های تحمیل و انواع آن اشاره کرده و گفت اگر خط تحمیل پایان پذیرد و در اوج شفافیت ما شاهد اقتدار ولایت باشیم، مردم سالاری در نهایت درجه رخ داده است و از خیانت‌های خواص بد در جامعه جلوگیری می شود و مهمتر از آن، راه نفوذ بیگانگان مسدود خواهد شد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

روحانیون نگذارند تفكر امام(ره) تهدید شود

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: روحانیون نباید بگذارند تفكر امام(ره) تهدید شود و هرجا كه فكر امام(ره)تهدید می‌شود، طلبه‌ها باید در جلوگیری از آن پیش‌قدم باشند.

به گزارش رجانیوز، حسن رحیم‌پور ازغدی در آستانه برگزاری اولین یادواره شهدای روحانی مدرسه علمیه سلیمانیه در مشهد افزود: ما در مرجعیت هم كسانی را داشتیم كه از جان و آبروی خود نگذشتند و مقابل امام(ره) اعلان جنگ كردند و حتی در كودتای نوژه در كنار آمریكایی ها بودند كه ممكن بود منجر به قتل امام(ره) شود.

وی ادامه داد: در دوران دفاع مقدس طلاب به لحاظ حضور كیفی در جبهه‌ها بسیار تاثیرگذار بودند و اگر روحانیون نبودند این جنگ نیز تبدیل به سایر جنگ‌های دنیا می‌شد.

وی عنوان كرد: روح دعا و نماز شب را طلبه‌ها در جبهه ترویج كردند و در كنار آن سخت‌ترین ماموریت‌ها را نیز آن‌ها انجام می دادند. طلبه‌ها بودند كه نوك خطر قرار می‌گرفتند و می‌رفتند كه بر نگردند.

این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان‌كرد: طلبه‌ها اكثرا در گردان‌های خط شكن حضور داشتند و در صف خط مقدم آماده شهادت بودند و این‌كه 3 هزار طلبه شهید داریم افتخار بزرگی است و در برابر دیگر اقشار نسبت به جمعیت خود بیشترین نسبت را شهدای روحانی دارند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 9 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

ولایت ‌پذیری تبعیت از ولی ‌فقیه درزمان تفاوت دیدگاه‌ است

دكتر حسن رحیم ‌پور ازغدی
ولایت‌پذیری تبعیت از ولی‌فقیه درزمان تفاوت دیدگاه‌ است

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأكید كرد: زمانی كه نظرات موجود، با نظر رهبری یكی باشد ولایت‌پذیری محقق نمی‌شود، بلكه ولایت‌پذیری زمانی اثبات می‌شود كه علی‌رغم تفاوت دیدگاه، تابع ولی‌فقیه بود و به نظرات ایشان تمكین كنیم.

به گزارش رجانیوز، دكتر حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی شب گذشته در هشتمین اردوی آموزشی سیاسی دانشجویان دختر دانشگاه‌های سراسر كشور به بررسی اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (ره) پرداخت و اظهار داشت: امام خمینی به عنوان یك فقیه و فیلسوف دینی كه اهل حدیث بود به جامعه یادآوری كرد كه باید به دانسته‌ها عمل كنیم و فقط نمی‌توان به حجره‌ها محدود شد.


وی افزود: امام خمینی(ره) تاكید داشتند كه در زمینه اجرای عدالت باید در حد وسع حركت كرد و نباید این مباحث را تنها به گفتگو و كتاب محدود كرد، ایشان تاكید داشتند كه این ارزش‌ها را از بین كتاب‌ها و گفتگوی خواص به صحنه اجتماعی كشور بكشانیم.


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینكه همه ما انسان هستیم و عقل و عدل مطلق نداریم، ادامه داد: هیچ كدام از این كمبودها مسئولیت ما را كم نمی‌كند و باید به مواردی كه می‌دانیم عمل كرده و نسبت به آنها مسئول هستیم.


رحیم‌پورازغدی با تاكید بر اینكه خط اصیل انقلاب خط ولایت‌فقیه است، خاطرنشان كرد: مقام معظم رهبری بارها تاكید كرده‌اند كه جوانان باید اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) را بشناسند تا در دعواهای سیاسی چپ و راست فریب نخوردند.


وی اولین نوآوری حضرت امام خمینی(ره) را در اجرای عدالت و تشكیل حكومت اسلامی دانست و گفت: در تشكیل حكومت اسلامی نباید به مسائل، صفر و صدی نگاه كرد و هر كس باید به اندازه توانایی خود عمل كند چون نسبت به همین توانایی‌ها مسئول است.


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه اظهار داشت: برخی از ترس اشتباه و خطا وارد عمل نمی‌شوند كه این تز از پایه اشتباه است و سرانجام به بی‌عملی، انزوا و سقوط می‌انجامد، از سوی دیگر باید متوجه باشیم كه اگر ما كاری نكنیم، طرف مقابل بیكار نمی‌نشیند و قدرت را در دست می‌گیرد.


رحیم‌پور ازغدی با بیان اینكه نباید خود را با اولیاء معصوم در تشكیل حكومت اسلامی مقایسه كنیم اظهار داشت: در طرف مقابل ما جریان‌های پلید سیاسی حاضر هستند كه باید متوجه آنها باشیم و بر همین اساس تلاش كنیم قدرت را به سمت ارزش‌ها و انسانیت بكشانیم و در این زمینه لازم است كه خطاها را كم كنیم اما مسئولیت خطاهای جزئی رخ داده را بپذیریم.


وی با تاكید بر اینكه هر یك از ما در حد توان خود برای پر كردن شكاف میان نظر و عمل مسئول هستیم، ادامه داد: برخی مدعی هستند كه باید سكوت كرد تا دشمنی نداشته باشیم كه این تز نیز اشتباه است و می‌بینیم كه هیچ كدام از انبیاء الهی به آن توجه نكردند چون نتیجه آن احترام نیست بلكه به طرد شدن و انزوا می‌انجامد.


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینكه برخی تلاش می‌كنند از درگیری با مخالفان فرار كنند، اظهار داشت: فرار از این درگیری شدنی نبوده و همیشه خوب نیست، درگیری با مخالفان در صورتی كه برای حق باشد، پسندیده بوده و حتی لازم است برای آن هزینه پرداخت كنند.


رحیم‌پور پورازغدی نوآوری دوم حضرت امام خمینی(ره) در كنار «عمل كردن» را، «چگونه عمل كردن» خواند و خاطرنشان كرد: حضرت امام خمینی(ره) مشخص كردند كه چگونه از حوزه نظر وارد عمل شویم و چگونه حكومت اسلامی را تشكیل دهیم كه در این زمینه نظریه ولایت‌فقیه را مطرح كردند.


وی افزود: طرح نظریه ولایت‌فقیه ابداع حضرت امام (ره) بود، هر چند كه برخی مخالفان تلاش می‌كنند این نوآوری را بدعت بنامند، اما بدعت سنت‌ستیزی است، در حالی كه به صحنه آوردن نظریه ولایت‌فقیه از میان كتب، به هیچ وجه سنت‌ستیزی نبوده و خود حضرت امام نیز بارها بر این نكته تاكید كردند.


عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاكید بر اینكه مبانی خط امام، ولایت‌فقیه است و بدون آن خط امام دروغ است، یادآور شد: حضرت امام خمینی(ره) بارها در فرمایشات خود مشخص كرده‌اند كه منظورشان از ولایت‌فقیه چیست.


رحیم‌پور ازغدی در ادامه به بازخوانی برخی از نظرات حضرت امام خمینی(ره) در خصوص نظریه ولایت‌فقیه پرداخت و گفت: ولایت‌فقیه به معنای زمامداری جامعه اسلامی است كه محدود به احكام دینی و صدور دستور اسلامی و یا قضاوت نیست.


وی ولایت را در سه زمینه قضا، افتاء و ولایت حسبه دانست و اظهار داشت: ولایت قضا به همان معنای قضاوت و حكمیت است و ولایت افتاء در خصوص صدور فتواهای دینی بوده و ولایت حسبه نیز در خصوص اموری جاری است كه متولی خصوصی ندارند اما مورد نیاز جامعه بوده و این امور همان مواردی هستند كه امروزه به نام امور دولتی شناخته می‌شوند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی، ولایت فقیه،     | نظرات()