تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب سیاسی

پازل دشمن و شناخت وظیفه در این روزهای پر التهاب

یاسر انصاری

این از خصوصیات فضای سیاسی- رسانه ای است كه "اهمیت" را در حوزه آن، "جدید" بودن سوژه تعیین می كند.

اگر در سرزمین های اشغالی و در یك تهاجم وحشیانه، صدها زن وكودك و انسان بی گناه كشته می شوند، این مسئله تنها تا زمانی مورد توجه قرار می گیرد كه آقای اوباما در یك رویداد خبری جدیدتر مراسم رسمی احراز پست ریاست كاخ سفید را برگزار نكرده باشد، وگرنه خبر جدیدی درباره تغییر وتحولات عالی در ینگه دنیا حتی رسانه های مستقل را هم به خود مشغول می كند.

در داخل كشور ما هم این اصل روانی طبیعی است كه مصداق داشته باشد و بر همین اساس است كه رسانه ها سعی می كنند سوژه های جدیدی را كه قضای روزگار درپیش پای آن ها قرار می دهد و یا بعضاً ممكن است دوستانشان در عرصه سیاسی و حزبی تولید كرده باشند، به منظور انحراف اذهان عمومی مورد توجه ویژه قرار دهند.

در این میان، البته تأثیرگذاری این پروژه در جابه‌جایی افكار عمومی بستگی تام دارد، به واكنش دیگر نخبگان سیاسی رسانه‌ای و راهبرد آنان در شناخت سوژه اصلی.

حالا این مسئله شده حكایت رفتارهای سیاسی این روزها در كشور ما.

در حالی كه نامه اهانت آمیز وبی‌سابقه هاشمی رفسنجانی و موضع‌گیری های اخیر وی از یك‌سو و ساختارشكنی های متعدد موسوی و خاتمی علیه نظام و رهبر معظم انقلاب مهم ترین خبر روزهای قبل و بعد از انتخابات بود كه در پی رخ دادن آن ها، به مدت نزدیك به یك ماه امنیت روانی مردم تهران دستخوش خواسته های غیرقانونی شد، موضوع تعلل 6 روزه و تأسف برانگیز احمدی‌نژاد در اجرای امر رهبر معظم انقلاب، این روزها دستمایه عملیات روانی رسانه های حامی آنان برای انحراف افكار عمومی شده است.

این رسانه ها سعی دارند فشار سنگین سیاسی بر هاشمی رفسنجانی به دلیل مواضع غیرشرعی و نامه تهدیدآمیز اخیرش را كه با نامه اكثریت قریب به اتفاق نخبگان مردم در مجلس خبرگان، ابعاد تازه ای هم یافت، با پرداختن به تعلل بهت آور احمدی‌نژاد در اجرای مطالبه رهبری انقلاب به حاشیه برانند.

آنان در این راستا برای حق به جانب و مظلوم نمایاندن هاشمی در تنازع سیاسی 4 ساله با احمدی‌نژاد (كه در حقیقت تنازع با عدالت خواهان و اصولگرایان بود) حتی این سؤال خجالت آور را مطرح می كنند كه شهردار سابق تهران از اساس با چه هدفی رئیس دولت نهم شد و سپس خیال خام "فروپاشی نظام" را كه خود در دوره حاكمیت‌اشان و در رسانه های وابسته دم از آن می زدند و البته در اجرای آن ناكام ماندند، به عنوان پاسخ مطرح می كنند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

چه كسی او را اداره می‌كند؟!

یادداشت روز به قلم حسین شریعتمداری؛
چه كسی او را اداره می‌كند؟!

مشایی و كسانی كه او را اداره می كنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالا ببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریكا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تأخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه كند!!...

 روزنامه کیهان در یادداشت روز خود به قلم "حسین شریعتمداری" آورده است:
1- شاید این برداشت «بدبینانه» باشد كه حضور آقای رحیم مشایی را در كنار رئیس جمهور محترم، بخشی از یك پروژه بیرونی تلقی كنیم ولی متأسفانه برخی از شواهد و قرائن موجود این احتمال را قوت می بخشند و نشان می دهند رحیم مشایی در كنار آقای دكتراحمدی نژاد همان نقشی را برعهده دارد كه افراطیون مدعی اصلاحات و سردمداران آنها به گونه ای دیگر برعهده داشته و دارند، به بیان دیگر می توان حدس زد رحیم مشایی نیز یكی از مهره های كودتای مخملی است كه فقط محل مأموریت او با سایر توطئه گران اخیر متفاوت است و نه «هویت» او!

به یقین جناب دكتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای كه با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب كرده و ابرو درهم می كشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاك و معیار برای حساس بودن نسبت به یك احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلكه میزان اهمیتی است كه «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست كه افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه كنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یك قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد كه احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یك درصد احتمال داده شود كه فلان بطری آب، آلوده به سم مهلك است به یقین هیچكس قبل از بررسی و اطمینان كامل از آن نمی نوشد. چرا كه در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.
و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری كه از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می كند خیلی بیشتر از یك احتمال ساده و اندك است و نكته درخور توجه این كه رئیس جمهور محترم، آقای دكتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاكنون در درك این نكته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.

2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دكتراحمدی نژاد درباره ضرورت بركناری رحیم مشایی از پست حساس و كلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» كه كلیشه آن در صفحه اول كیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است كه تأخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا كه رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و كم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود كه بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را كه از ابتدا نیز بدون كمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب كرده بود، از این پست حساس و كلیدی عزل كند.

ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش كرده اند كه انتظار مردم برای عزل مشایی یك «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست كه پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلكه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یك وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تكلیف صریح و روشن «شرعی» است كه حق عدول از آن را ندارند، چرا كه مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است كه وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.

3- در این جملات دقت كنید؛
«راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه كربلا و ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی كنیم»...

این اظهارنظرها از كیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دكتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است كه طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.

اكنون این سوال پیش می آید كه آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!

به نظر نگارنده و با شناختی كه از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم كماكان بر همان دیدگاه و نظر خویش كه برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تأخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت كه این تأخیر و درنگ آقای احمدی نژاد كمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاكی از آن است كه رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه كار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی كوتاه- جلب كند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می كند - و صد البته تأسف آور نیز هست- اما با اندكی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از كم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته كم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند كه این ضعف بینش، كم نقیصه ای نیست.

4-درباره مواضع و عملكرد آقای رحیم مشایی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشكار اشاره می كنیم. نمونه هایی كه احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.

الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس كه به قیمت آواره كردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا كرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و كودك فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد كرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریكایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا كه رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممكن است گفته شود كه این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت كه وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلكه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبكسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع كرد!

ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب كه حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت كه با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود كردن حساب های بانكی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت كه از این اقدام وی جلوگیری شد.

ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی كه فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی كرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تكنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت كه نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریكا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و كلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.

د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده كشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود كه ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلكه محكوم كردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.

هـ : جدیدترین «شاه» كار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست كلیدی تاكید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید كه نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...

و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون كم و كاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملكرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراك او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در كنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترك و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تأسف آور نیست كه رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در كنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.

5- و بالاخره بدیهی است كه رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد كرد ولی چرا با اینهمه تأخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!

6- آقای احمدی نژاد باید به این نكته توجه داشته باشد كه رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می كند؟ و ازاین تأخیر چه هدفی دارد؟

نگارنده براین باور است كه مشایی و كسانی كه او را اداره می كنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالا ببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریكا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تأخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه كند!!... این نكته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دكتر احمدی نژاد كه در ضدیت با آمریكا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند!

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

تکرار تاریخ

                                                    تکرار تاریخ

اولین نوبت بنــی صدر نسل خود را خوار کرد             هجـــده تـــیر آن یکی بر دشمنی اقرار کرد

ایـن زمــان هــم دیگری آمـد بـــنام مــــدعی             دشــمنی را با ولایــــت باز هـــم تکرار کرد

هر سـه تن چــون جعفر کذاب اگرچه سیدند              مــیخ در بر پـهلوی مادر چه کس انکار کرد

دین فروشانند که با دشمن نمودند همرهی              دیــدی! آخر حــرمت خون شهیدان کار کرد

شــیخ آنها گرچــه بـــوده  مدتــی با انقــلاب             باطــن زشــت خــودش را عاقبت اظهار کرد

کودتـــای نــرم و رنـگین بوده است در فکر او             زین جهت با عده ای هم وزن خود دیدار کرد

تـــلـخ شـــد پـیـروزی مـــلـت و آن رای قــوی             لاکــن از لـــطـــف خــدا جـمـعیتی بیدار کرد

بانــگ تــکبیرش بـلنـد شــد بر بلندای نفاق          بر جمل بنشست دختش شیطنت بسیار کرد

خار و خسها چون حبابی عربده سر داده اند            گـشته از قـانــون فـراری تا رهــا افـسار کرد

یاد کــن از گفتــه هـای ســـاقی پـیر خمین              وای اگر دشـمن به خوبی از شما اخبار کرد

انقـلاب را ایـن زمــان پالایـشی دیگر رسید              شاخــص حـب المتین را رهــبری معیار کرد

دیــدی! آخـــر پـیـش مـلـت آبـروی او بــرفت             بهر حفظش رهبری هر چند بسی اصرار کرد

رهبـــری آمـد برای حــفـظ او از مــنـجـــلاب               لاکــن آن یار قدیــمی تـــکیه بر اشـــرار کرد

گــرد او جـــمع آمـدند از دشمنان اهل بیت               خفت و خواری همین بس یاریش اغیار کرد

پــــرچم سبز علـــی را کـرده اند بر نیزه ها               بـــرمـــلا دیــــدی خــداونـد فــتـنـه مـکار کرد

نـــور حـق با دیـن احـمد بر جهان آمد پدید               انـقـــلاب مـا دوبـاره روشـــن آن انـــــوار کرد

از محمد تا علـــی آمــد سه دولت روی کار               زآن سـپس یاری علـی را مالک و عمار کرد

این زمان هم آمدند با جنگ صفین و جمل               هــمـرهـی با کــید آنها مشـــرک و کفار کرد

حــب دنیا مــنــشاء رسـوایی امروز اوست                بهر خویشان ثروت و مکنت بسی انبار کرد

عاقبت خیری طلب کن از خدا(طوفان) فقط              طلحــه را بـنگر که اجـرش طعمهء دیــنار کرد

 

                                                                                                   هدایت افشاری

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی، اشعار،     | نظرات()

احمدی‌نژاد در آزمون اعتماد شخصی و تشخیص مولا

محمد شفیع ‌نژاد

انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاونت اولی رئیس دولت دهم اگرچه از همان ابتدا با تعجب متدینین و علاقمندان به احیای گفتمان انقلابی از سوی دولت نهم، مواجه شد اما آنچه این روزها موجب "بهت" آنان شده، نه موضوع سوابق مشایی یا نگرانی از سخنان بعضاً نسنجیده‌ی وی در پست حساسی چون معاونت اولی، بلكه احتمال نادیده انگاشته شدن یك مطالبه محكم و غیرقابل خدشه شرعی است.

این مسئله پس از آن جدی شد كه اخبار موثق از اعلام نظر كتبی رهبر معظم انقلاب در این باره حكایت دارند. این اخبار حاكی است كه وی، این انتصاب و احراز هر پست دیگری از معاونت رئیس‌جمهور توسط مشایی را به مصلحت كشور، رئیس‌جمهور و شخص وی ندانسته اند.

با معلوم شدن نظر رهبر معظم انقلاب، اكنون مشخص است كه صورت مسئله عوض شده و موضوع همچون سریال گفت‌وشنودهای سیاسی درباره سخنان و اقدام های مشایی در سالیان اخیر، یك مباحثه و یا مجادله سیاسی نیست كه در كشاكش آن قرار باشد بركناری یا برقراری وی در مقامش به "اختیارات مقام مافوق" و یا تحلیل‌های شخصی درباره صحت و سقم آن معطوف شود.

با صدورقطعی نظر ولی فقیه كه مطابق مبانی شرعی و استدلال‌های عقلی، نایب مناب ولایت مطلقه رسول الله (صلی‌الله علیه و آله وسلم) است، مجال استدلال و گفت‌وشنود پایان می یابد و بر همگان لازم است تا به اقتضای اطاعت از خدا و رسول و اوصیاء طاهرین آن حضرت (علیهم‌السلام)، ورزیدگی و پهلوانی خود را در میدان اطاعت به معرض دید همگان بگذارند.

از این روست كه با صدور دستور رهبر انقلاب، انتظار از هر مسئول اصولگرا و انقلابی آن خواهد بود كه تشخیص‌ها و صلاحدیدهای شخصی را به نفع آنچه شرع مقدس حكم فرموده، به كنار گذارد.

تقید به این مسئله، البته متأسفانه و علی‌رغم انتظار توده های مردم انقلابی ومتدین، در سالیان اخیر كه اصولگرایان با اقبال مردم مصادر اموردر قوای سه گانه را در دست گرفتند، هیچگاه رویه نشد و توصیه‌ها و حتی دستورهایی از این دست، بعضاً حتی با پخش از سیما در معرض اطلاع همگان قرار می گرفت اما در برابر تشخیص سیاسی مشاهیر این جریان نادیده انگاشته می شد.

نقض تأكیدات فراوان رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم تضعیف و تخریب دولت و لزوم انجام نقد منصفانه توسط یكی از مشاهیر اصولگرا كه نماینده مردم تهران در مجالس هفتم و هشتم تهران، بی اعتنایی به دستور صریح ایشان به رئیس یك نهاد خدماتی در پایتخت مبنی بر كنترل تخریب دولت و رئیس‌جمهوردر رسانه‌هایش، نادیده انگاشتن پاسخ كتبی رهبر انقلاب به نامه 5 تن از نمایندگان مشهور اصولگرای تهران در مجلس درباره چگونگی برخورد با استیضاح یكی از وزرا، بیان جملات و موضع‌گیری‌های متضاد با بیانات تاریخی و فصل الخطاب رهبری معظم انقلاب در 29 خرداد تنها با فاصله 2 روز از ایراد آن و... نمونه های تأسف آوری از این مصادیق است كه اگر نبود اهمیت ریشه یابی انتظارات از رئیس‌جمهور، شاید تلخی بیان آن ها، نویسنده را از یادآوری برحذر می داشت.

با این حال، انتظار از "دكتر محمود احمدی‌نژاد" فراتر از این بود و متدینینی كه در دفاع از آرمان های رئیس دولت نهم، احیای شعارهای فراموش شده انقلاب را دنبال می كردند، انتظار داشتند تا وی در این زمینه به صورت عملی (و نه مانند گروهی از نخبگان سیاسی مدعی ولایت‌مداری، شعاری) این آرمان اساسی را نه تنها احیا، كه رویه كند.

این مطالبه البته دور از انتظار نبود و احمدی‌نژاد پیش از این نیز نشان داده است كه برای اجرای این مطالبه حتی از آبروی خود هم می گذرد.

موضوع پیگیری ابهامات درباره مدیریت دانشگاه آزاد كه از تذكر احمدی‌نژاد به مدیریت آن شروع شد و با بی اعتنایی رئیس آن تا مرحله اصلاح ساختار در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم پیش رفت، یكی از این موارد است.

در جریان مقابله با این معضل فرهنگی- اجتماعی،هنگامی كه احمدی‌نژاد در مقام ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی تا مرحله اجرای پروژه اصلاح ساختار و اساسنامه این دانشگاه و رسانه ای كردن آن پیش رفت، به ناگاه و در میان تعجب همگان از انجام هرگونه اقدام مؤثری در این زمینه پا پس كشید. این مسئله موجب شد تا طرفداران جاسبی و خصوصاً رئیس مجمع تشخیص با انجام سخنرانی های مختلف به احمدی‌نژاد حمله و به‌اصطلاح، فریاد "هل من مبارز" سر دهند.

بعدها البته مشخص شد كه علت عقب نشینی احمدی‌نژاد توصیه رهبر معظم انقلاب به وی در این باره و به جهت حفظ مصالح مهم‌تر كشور بوده است.

این واقعیت را احمدی‌نژاد حاضر نشد تا به صورت علنی بیان كند و در این زمینه در جلسات خصوصی سخن به میان آورده بود. احتمال ایجاد بحران داخلی از سوی جریانی كه به دانشگاه آزاد به‌عنوان حزب سیاسی خود می‌نگرد، آن‌هم در حساس‌ترین مراحل چالش با دشمن بیرونی در قضیه‌ی هسته‌ای مصلحتی بالاتر برای ترمز در پرونده دانشگاه آزاد و به تأخیر انداختن پیگیری آن بود.

از این نمونه‌ها درباره رفتار رئیس‌جمهور در رویكردهای سیاسی و سیاست خارجی به حدی متعدد بوده كه در مورد اخیر، عدم اجابت فوری حكم رهبر انقلاب درباره انتصاب مشایی به معاونت اولی، حیرت انگیز و البته تأسف آور شده است.

برای هیچ كس پوشیده نیست كه رئیس دولت نهم و دهم، به دلایلی كه خودش تعداد آن را "هزار" و یكی از آن ها را "شفافیت و صداقت" بیان كرده، به كارآمدی و صحت عقیده اسفندیار رحیم مشایی اعتقاد دارد.

نزدیكان رئیس‌جمهور هم می دانند كه این مسئله برخلاف ادعای برخی نویسندگان و گویندگان بی‌انصاف و البته بی‌تقوا، هیچ ارتباطی با وصلت خانوادگی یك ساله میان فرزندان این دو نفر ندارد و حداقل سابقه 4، 5 ساله دارد. این اعتماد البته در عین آن كه به دلیل جایگاه والای رئیس‌جمهور و به تبع آن معاونینش در قانون و مراتب كشوری، قابل مناقشه و چالش است، اما نمی توان انكار كرد كه یك واقعیت هم هست.

سخنان این روزهای احمدی‌نژاد در تجلیل از شخصیت مشایی هم مشخص است كه در این راستا است و البته برخلاف برخی رسانه ها كه در راستای پروژه های براندازانه بعد از انتخابات خود قصد دارند تا توهم كور "مقابله" را با بزرگ‌نمایی و چیدن ژورنالیستی این اظهارات در كنار اظهارنظربرخی افراد درباره حكم رهبرمعظم انقلاب، به مخاطب القاء كنند، فقط حاكی از همان حس اعتماد بی سابقه احمدی‌نژاد به مشایی است كه تا كنون بارها تكرار شده است.

در این میان انتظار از احمدی‌نژاد هم حتماً آن نیست كه با تلقین و یا از راه‌های ماوراء الطبیعة این اعتماد را از خود سلب كند، بلكه انتظار از كسی كه هدفش از انجام فعالیت های بی‌وقفه و خدمت‌های صادقانه به مردم را "نشاندن لبخند به لبان رهبری عزیز" خوانده و رضایت ایشان را به حق، نشانه و دلیل "رضایت حضرت ولی‌عصر(عج)" می‌دانست و معتقدم كه می‌داند، آن است كه به حساب جایگاه منحصر به فرد تاریخی‌اش در داخل و خارج و در این مقطع حساس، در برابر تضاد میان اعتماد خود و تشخیص مولایش، در انجام وظیفه "اطاعت"، حتی لحظه‌ای هم درنگ نكند؛ همین!

چنین باد...

والسلام.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 مرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

رفسنجانی جزءنخبگان مورد آزمایش است

عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به سخنان رهبر انقلاب مبنی بر در معرض آزمایش بودن نخبگان در شرایط امروز كشور، گفت: هاشمی رفسنجانی جزو آن نخبگانی است كه مورد آزمایش قرار گرفته و باید مراقب گفته‌ها و ناگفته‌های خود باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز در گفتگو با فارس درخصوص آن بخش از سخنرانی امروز مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولین نظام مبنی بر اینكه "نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد "، اظهار داشت: شخصیت‌های موجود در این انقلاب و كاندیداها جزو نخبگان هستند و زمان آزمایش نیز چنین موقعی است؛ اگر كسی به واقع از قانون سخن می‌گوید باید حرفهایش نیز قانونی باشد همانطور كه در قانون نیز لحاظ شده كه شورای نگهبان باید این معضلات را حل كند.

وی افزود: هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران از تردید حرف زد، در حالیكه این تردید را سكوت بسیار او آفرید و با این مسایل همگام كرد.

عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز با بیان اینكه هاشمی پس از نماز جمعه رهبر انقلاب در 29 خرداد ماه سكوتی طولانی كرد، ادامه داد: پس از اینكه كمابیش همه افراد و مسئولان از صحبت‌های رهبری حمایت كردند هاشمی سكوت كرد و حتی در قبل از انتخابات نیز نامه‌ای به رهبری نوشت و از اغتشاشات و آشوب‌هایی كه می‌دید سخن گفت.

شجونی با اشاره به اینكه یكی از نخبگانی كه شامل سخنان مقام معظم رهبری می‌شود "هاشمی رفسنجانی " است، ادامه داد: هاشمی نباید با طناب پوسیده فرزندانش به چاه برود.

وی اضافه كرد: هاشمی در نماز جمعه تهران میتینگ برگزار كرد چرا كه اگر نماز جمعه می‌خواند باید اینگونه می‌گفت كه مردم قانون، شورای نگهبان و رهبری انتخابات را قبول كرده‌اند پس شما نیز باید آن را قبول كنید و كسی حق اغتشاش ندارد و اگر اینگونه صحبت می‌كرد آبی بر روی آتش فتنه‌ها ریخته می‌شد.

عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز در ادامه تصریح كرد: هاشمی در نماز جمعه یك عده اغتشاشگر را به رسمیت شناخت و آنها را طلبكار نظام و این انقلاب معرفی كرد.

شجونی در خصوص اشكالاتی كه به هاشمی وارد است، گفت: او در صحبت‌هایش تائیدی از رهبری نداشت، سخنی از پذیرفتن نتایج انتخابات نكرد، حرفی از تائید دولت و رسمیت و مشروعیت آن بر زبان نیاورد و در نقش مخالفت با دولت و ولایت موضع‌ گرفت.

وی افزود: اگر نخبگان همین كاندیداها باشد باید مواضع منطقی اتخاذ كرده و فاصله خود را با رهبری زیاد نكند چون احترام به رهبری در واقع احترام به خودشان است.

عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز با تاكید بر اینكه هاشمی حریم نماز جمعه را شكست و یك جنبش سبز را با حرارت نگه داشت، خاطرنشان كرد: سخنان هاشمی در نماز جمعه سخنانی فراجناحی نبود، او باید مجمع و سایر احزاب را ساكت نگه می‌داشت اما اینكار را نكرد.

شجونی با اشاره به اینكه نماز جمعه‌ای كه در آن عده‌ای برای نماز نخواندن جمع شوند و برخی با كفش نماز بخوانند نماز جمعه نیست، یادآور شد: هیچ علامت مثبتی در نماز جمعه هاشمی دیده نشد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آنانی که در «توفان فتنه» «بذر تردید» افکندند

الیاس نادران*

آقای ‌هاشمی در سخنان خود در نمازجمعه تهران نسبت به در خطر قرار گرفتن وحدت جامعه ابراز نگرانی کرد.

این‌که آقای ‌هاشمی نگران وحدت جامعه باشد و توصیه کند که همه افراد سیاسی و نهادهای مدنی برای وحدت تلاش کنند بسیار پسندیده است اما در مورد عوامل تحقق وحدت در جامعه ما و عواملی که این وحدت را مورد خطر قرار می‌دهد، مسائلی مطرح است که بدون توجه به آنها محتوای این توصیه را مخدوش می‌کند و هدف گوینده را خیلی روشن نمی‌کند. تا شنوندگان و مخاطبان سخنان ایشان متوجه شوند که آقای ‌هاشمی بر چه مبنایی به دنبال تحقق این خواسته برحق است. به همین دلیل موضع‌گیری‌های ایشان در طول چهار هفته و قبل از آن و مجموع صحبت‌هایی که روز جمعه داشتند سؤالات و ابهاماتی ایجاد می‌کند که لازم است در افکار عمومی به آن پاسخ داده شود:

1. اگر ایشان و دوستانشان مسئله اعتماد به قانون و فعالیت‌های سیاسی در چارچوب قانون را قبول دارند، چرا به بیانات 29 خرداد مقام معظم رهبری اعتنا نکردند و مجموعه منتسب به ایشان به قانون‌شکنی و ساختارشکنی اقدام کردند؟ مگر نه این‌که این مسئله بخصوص در اتفاقات روز شنبه 30 خرداد ماه نمود بسیار بارزی داشت؟

2. بنده به همراه هیأت منتخب مجلس برای پیگیری حوادث بعد از انتخابات، چهارشنبه 27 خرداد خدمت ایشان رسیدیم، ایشان در آن نشست فرمودند که «آقای موسوی به فراتر از ابطال انتخابات فکر می‌کند.» آیا در مقابل این خواسته موسوی اقدامی انجام داده‌اند که ایشان را به تمکین به قانون و ساختارهای قانونی نظام متقاعد کنند؟

3. این‌که بعد از یک ماه از گذشت انتخابات و آشکار شدن نشانه‌های انقلاب مخملی و فرو نشاندن التهابات و دستگیری بخشی از سران آشوب و اغتشاش، ایشان دعوت به پیگیری مطالبات در مسیر قانون می‌کنند، هرچند دیرهنگام اما پذیرفتنی است، اما این سؤال همچنان باقی است که آنهایی که قانون‌شکنی و آشوب‌های خیابانی را ایجاد کردند و از طریق شبکه‌های هرمی فراخوانی اغتشاش می‌کردند، به نظر ایشان باید محاکمه و مجازات بشوند یا نه؟

4. این‌که مسئولین دغدغه آزادی افرادی را داشته باشند که ممکن است به خطا دستگیر شده باشند و یا جرم‌های سبکی داشته باشند امر پسندیده‌ای است اما اگر برادر همسر یکی از سردمداران جریان آشوب، مدیریت بخشی از اغتشاشات را بر عهده داشت و از 10 سال پیش با خانمی که سابقه نفاق داشته در خانه تیمی دستگیر شده و اعتراف کرده است که توسط او بخشی از آشوب‌ها مدیریت شده و سفرهای متعدد در سال‌های اخیر به امریکا داشته و حتی برای سهولت در رفت‌وآمد گرین‌کارت دریافت کرده، باید آزاد شود؟

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آیا مشایی معاون اول دولت دهم است؟

حجت‌الاسلام حمید رسایی

در آخرین ساعات روز پنجشنبه،‌ خبرگزاری ها خبر از انتصاب آقای مشایی به‌عنوان معاون اول رییس‌جمهور دادند. این انتصاب که توسط رییس‌جمهور محترم در پایان جلسه دولت در مشهد مقدس اعلام شده بود، تعجب برخی از دوستان و دشمنان احمدی‌نژاد را برانگیخت و البته برای بسیاری از دوستان و هواداران رییس‌جمهور قابل پیش بینی بود. با این حال، به‌عنوان یکی از حامیان دولت نهم و شخص رییس‌جمهور -که همچنان بر این حمایت اصرار دارد و بر آن افتخار می کند-، ضمن بیان انتقاداتی نسبت به این انتصاب،‌ نکاتی را خطاب به مخالفان سیاسی ایشان که همگی در یک جبهه سیاسی گرد هم آمده اند و بدون توجه به همسویی‌اشان با ضد انقلاب، از هر بهانه ای برای تخریب دولت استفاده می کنند، در قالب چند تذکر یادآور می شوم:

1. ارتقای آقای مشایی را عادی و دور از انتظار برای همراهان و فعالان ستادی دکتر ندانستم -برخلاف آنچه برخی سایت های خبری با شیطنت به دنبال القای آن هستند- به دلیل این که قبل از انتخابات و در طول عمر دولت نهم، بارها و بارها علی رغم اعتراض های مکرر به مشایی،‌ شاهد اعتماد بالای رییس‌جمهور به وی بودیم، در سفرهای خارجی، ‌در مقاطع حساس و حتی در زمان ثبت نام برای حضور در انتخابات دهم،‌ آقای احمدی‌نژاد به همراه جمعی از یارانش در ستاد انتخابات کشور حاضر شد که یکی از آنها مشایی بود. البته این دور از انتظار نبودن، دلیلی برای عدم اعتراض و انتقاد به این انتصاب نمی شود،‌ هرچند هم نباید عاملی برای عدم توجه به موضوعات مهم سیاسی دیگر در جامعه باشد.

2. انتخاب معاونان و وزیران کابینه از جمله اختیارات رییس‌جمهور است، با این تفاوت که در خصوص وزرا تصمیم مجلس هم نقش آفرینی می کند ولی در خصوص معاونان، این فیلتر وجود ندارد. با این وجود به نظر می رسد که رییس‌جمهور در انتخاب معاونین خود باید به شکلی عمل کند که حساسیت نخبگان دینی و سیاسی و همچنین خواص جامعه را که در انتخابات نقش موتور محرکه، رأی سازی و موج آفرینی داشته اند، برنیانگیزد و لزوم مقبولیت عمومی افراد منتخب را در نظر بگیرد. به یقین از نظر دکتر احمدی‌نژاد، آقای مشایی دارای ویژگی های مثبت و توانمندی‌های لازم جهت قرار گرفتن در این جایگاه است،‌ اما وقتی در جامعه نسبت به فردی حساسیت بالایی وجود دارد، ‌از نشانه های حسن تدبیر این است که تا آن حساسیت برطرف نشده،‌ به تشدید آن نپردازیم و هزینه اضافی پرداخت نکنیم. حداقل لازم است ایشان دلایل حسن اعتماد و اصرار خود در اعتماد به وی را علی رغم همه اعتراضات بیان کند و شبهات لانه کرده در اذهان را پاک نماید.

3. بنده در یکی از نطق های مجلس که پس از اظهارنظر آقای مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل بود،‌ خطاب به آقای احمدی‌نژاد گفتم که به فرموده امیر بیان،‌ علی علیه‌السلام لاتثق باخیک بکل الثقة. یعنی در برخورد با دوستانتان با اطمینان کامل برخورد نکنید و همواره درجه ای از احتمال خطا درباره وی را در نظر بگیرید. در این بند از یادداشت خود قصد ندارم که آقای مشایی را متهم کنم اما همواره در ایام انتخابات نکته ای ذهنم را به خود مشغول کرد و البته همچنان در ذهنم لانه کرده و آن این که: چرا در CD طراحی شده توسط جریان انقلاب مخملی با عنوان "90 سیاسی" که در چندین قسمت مجزا و کوتاه به منظور تخریب احمدی‌نژاد طراحی شده بود،‌ هیچ قسمتی به آقای مشایی اختصاص نیافته بود؟! همه شاهد بودیم که در لوح فشرده "90 سیاسی"، فیلم ها و تصاویر مختلفی در باره موضوعات مختلف که تلفیقی از راست و دروغ بود،‌ کنار هم چیده شده بود و این درحالی است که آقای مشایی با توجه به حساسیت بالای نخبگان و عموم جامعه می توانست یکی از موضوعات آن باشد! در این خصوص، هم فیلم اظهارنظر عجیب آقای مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل و هم موضع‌گیری مراجع تقلید،‌ مجلس،‌ مطبوعات و شخصیت های حامی احمدی‌نژاد و هم انتقاد رهبری در نمازجمعه نسبت به این موضع غلط آقای مشایی و البته پیگیری آن در آرشیوها مانند موارد دیگر موجود بود!؟ علاوه بر این، موضوعات مهم دیگری مانند جلسه رقص در ترکیه -که البته آقای مشایی آن را تکذیب کرد و هیچ مستندی مبنی بر حضور وی در آن جلسه وجود نداشت- و یا جلسه دف زدن در یک همایش سازمان میراث به هنگام حمل قرآن -که در این مورد هم آقای مشایی حضور نداشت و انتقاد جدی ای به وی وارد نبود-، وجود داشت که با توجه به هدف طراحان و تولید کنندگان لوح فشرده 90 سیاسی برای تخریب دکتر و ایجاد تشکیک در وی قابل استفاده بود، به‌ویژه که تمام این‌ها در مطبوعات و سایت های تخریب کننده دولت انتشار یافته بود و زمینه پذیرش آن وجود داشت. شاید تنها برخی از اطرافیان آقای مشایی در سازمان میراث که در گذشته ارتباط نزدیکی با شخصیت های جبهه رقیب داشته اند و یا تولید کنندگان این CD که در این انتخابات در یک جبهه سیاسی هم قسم شده بودند،‌ تنها کسانی باشند که بتوانند به این شبهه پاسخ دهند؟!

4. و اما نکته مهم تر که ظاهراً رییس‌جمهور به دلیل تعجیل در تغییرات کابینه به آن توجه نداشته ولی بنا بر ویژگی ولایت پذیری وی، ‌این نکته باید برای ایشان مهم و قابل توجه باشد، ‌این است که تمام انتصابات و از جمله انتصاب آقای مشایی به‌عنوان معاون اول، تنها شاید در مدت باقی مانده از عمر دولت نهم موجه جلوه کند و این حکم در دوره دهم نیاز به انشاء مجدد دارد. همه می دانیم که بر اساس مبانی دینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی،‌ فرد منتخب مردم، زمانی رییس‌جمهور قانونی است و احکام صادره وی نافذ است که ولی‌فقیه، رأی مردم را تنفیذ و رییس‌جمهور را به این سمت منصوب نماید و الا به تعبیر حضرت امام، بدون تنفیذ ولی‌فقیه دستورات رییس‌جمهور غیرقانونی است. با این حساب، احکام صادره طبعاً تا پایان عمر دولت نهم به دلیل حکم تنفیذ صادره در 4 سال قبل نافذ است، هر چند از جهاتی که برشمردیم، انتقاد به آن را در همین مدت کم هم وارد می دانیم.

5. همان‌طور که آشکار است، ‌مخالفان احمدی‌نژاد که عمده مخالفت آنها با وی به دلیل پافشاری او بر ارزش های انقلاب و هماهنگی این مواضع با جهت‌گیری‌های رهبری است،‌ در چند روز گذشته تلاش کرده اند که از این انتصاب در راستای اهداف سیاسی خود بهره ببرند و با سینه چاک کردن در برابر متدینین و به‌ویژه مراجع تقلید،‌ کوشیده اند تا این تصمیم رییس‌جمهور را نشانه ای برای مخالفت وی با نخبگان سیاسی و مراجع تقلید جلوه دهند. این دلسوزی ها با توجه به مواضع و عملکرد این جریان در گذشته، هرگز درباور جامعه از سر خیرخواهی تلقی نمی گردد. هیچ کس حمایت های این جریان سیاسی منحرف از برخی احزاب و شخصیت های سیاسی مانند مهاجرانی،‌ عبدالله نوری،‌ آغاجری،‌ گنجی و... را از یاد نبرده که همواره استفاده از آنها در دولت اصلاحات مورد اعتراض مردم،‌ متدینین، مراجع تقلید، ‌حوزه های علمیه و حتی رهبری معظم انقلاب بود و البته از یاد نبرده اند که همین افراد نه تنها دیروز که حتی در همین ایام، مورد حمایت شبکه های مالی و جاسوسی غرب و جریان رسانه ای ضد انقلاب هستند تا آنجا که امروز برخی از این افراد در خارج از کشور و رسماً به همنشینی با ضد انقلاب برای ضربه زدن به نهادهای قانونی و از همه مهم تر استوانه مهمی همچون ولایت فقیه کمر همت بسته اند و برخی از آنها با ریشه دواندن بغض و کینه شخصی و سیاسی، در داخل کشور جبهه ای برای تشکیک در نتیجه انتخابات دهم و کوبیدن بر طبل عدم مشروعیت دولت تشکیل داده اند.

مردم ما هنوز فحاشی ها و مقالات اهانت آمیز این جریان نسبت به مراجع و دفاع شخصیت های سیاسی آنها از این مواضع را از یاد نبرده اند و به این راحتی هم از یاد نمی برند. در سال 1378، حوزه علمیه قم در اعتراض به آقای خاتمی و مهاجرانی در مسجد اعظم قم برای اولین بار در تاریخ انقلاب به بست نشست و حتی شخصیت هایی مانند آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله جوادی آملی و... در آن حضور یافتند و سخنرانی کردند. به همین دلیل باید گفت که الحق و الانصاف با همه انتقادات وارد به برخی نظرات و مبانی فکری آقای مشایی،‌ تفاوت وی و افراد بدنامی که از آنها نام بردم و همواره مورد حمایت رؤسای جمهور قبل بودند،‌ بسیار زیاد است.

6. اینجانب به‌عنوان یکی از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی، همچنان به دفاع معقول از رییس دولت نهم و دهم افتخار می کنم و بر آن اصرار دارم،‌ هرچند برای حفظ سلامت این راه،‌ انتقادات درون گفتمانی را امری لازم می دانم و در موضوع اخیر، همان‌طور که اشاره کردم، اشکال این انتصاب را در خصوص دولت دهم، ساختاری و قانونی می دانم و با توجه به ویژگی های فردی و نوع حساسیت های جامعه نسبت به آقای مشایی، در مدت باقی مانده از دولت نهم و در طول عمر دولت دهم -در صورت اصرار رییس‌جمهوربر این حکم- اشکالی مبنایی و با هزینه اضافی می بینم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما نماد تغییر مواضع‌ اید

وحید یامین‌پور

نماز جمعه هفته‌ی گذشته تهران با حضور حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی برگزار شد. جمع كثیری از امت حزب الله كه در چند هفته‌ی اخیر در اوج كدورت از وی به سر می بردند، به نیت تجلی بیرونی حضور متدینین در برابر كسانی كه غالباً مسیر نمازجمعه را هم بلد نبودند (نماز اولی‌ها) خود را به صفوف نمازجمعه رساندند و البته همان‌طور كه پیش بینی می شد، این حضور معنادار امت حزب الله از طرف هاشمی رفسنجانی تلقی دیگری پیدا كرد!

در متن و حاشیه‌ی نماز جمعه دیروز نكات فراوانی نهفته است كه قابل بررسی است و البته تاریخ این سخنرانی را به عنوان یكی دیگر از اسناد جریان های معنادار نظام جمهوی اسلامی، حفظ خواهد كرد و بار دیگر هاشمی رفسنجانی را به عنوان "نماد تغییر مواضع" معرفی خواهد كرد. با این وجود، در مورد برخی از اظهارات هاشمی رفسنجانی نكاتی به ذهن می رسد كه می تواند مبنای استیضاح او در برابر اذهان مردم قرار گیرد:

1.جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما طی درخواستی عجیب خواستار آزادی زندایان شدید. البته زندانی بودن هیچ‌كس با هر دلیلی اتفاق شایسته و مطلوبی نیست ولی اینكه این مطالبه از طرف شما طرح می شود، جای تعجب دارد. هنوز از خفقان سیاسی دوران ریاست جمهوری شما آنقدر فاصله نگرقته ایم كه برخورد طرفدارانتان را با منتقدین از یاد ببریم. ایفای نقش پدر مهربان از طرف شما برای زندانیان چندان باورپذیر نیست. رفتار خشونت بار برخی حامیان شما در دوران سازندگی بود كه قلم های هار اصلاح طلبان را به جانتان انداخت و از شما عالیجناب سرخ پوش و خاكستری درست كرد. اكنون در بطن ماجراهای خونباری كه غالباً طرفداران شما (حامیان موسوی) درست كرده اند، خواستار آزادی زندانیان شده اید! جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما نماد تغییر مواضع اید.

2.گفته بودید باید با خانواده ها و كسانی كه از آشوب ها لطمه دیده اند، همدردی كنیم و آنها را به نظام برگردانیم! جناب آقای هاشمی رفسنجانی! آنهایی را كه شما از آنها نام بردید، با نظام مشكلی ندارند. شاید اطلاع ندارید كه غالب لطمه دیدگان از بسیجیان و مردم عادی‌اند كه به‌خاطر دفاع از امنیت خود و همشهری‌هایشان با چماق آشوب طلبی طرفداران شما (حامیان موسوی) مكدر و دل خسته شده اند. اینان نه با نظام مشكلی دارند و نه با رهبری. شاید بهترین راه تسلای آنها، عذرخواهی شما از آنان باشد.

3.جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شاید یكی از شگفت آورترین سخنان شما در نماز جمعه، تأكیدتان بر آزادی روزنامه ها و رسانه ها بود. من به عنوان یك روزنامه نگار می دانم كه این دلسوزی طنزگونه‌ی شما چه حالت بهت آوری برای روزنامه نگاران به‌دنبال داشت.

جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما می توانید نام 3 روزنامه را بیاورید كه در دوران ریاست جمهوری‌اتان با فراغ بال به نقد دولت مشغول بوده اند؟! 2 روزنامه؟! یك روزنامه؟! عجیب است، امروز در دورانی كه بیش از 20 روزنامه با بودجه‌ی دولت و با خط سیاسی شما، چماق تهمت و تخریب را بر سر همان دولت گرفته‌اند، سخن از آزادی رسانه ها می زنید! برخی رسانه های امروز ایران حتی در تحریك به آشوب و هرج و مرج و در دروغ پردازی و كج نمایی حقایق، پیش خودشان هم رسوا شده اند و اكنون شما مدافع حقوق آنها شده اید! جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما نماد تغییر مواضع‌اید.

4.جناب آقای هاشمی رفسنجانی! در نمازجمعه از كسانی كه بذر تردید را در دل‌های مردم كاشتند، گلایه كردید و گفتید اینان همه چیز را تلخ و سیاه كردند. كاملاً موافقم. اما از شما می پرسم كه چه كسانی چنین كردند؟ چه كسی فقط پس از 5 روز از سخنان متقن و شفاف مقام معظم رهبری در روز آغازین سال 88 در مشهد مقدس، بر خلاف تأكید صریح ایشان بر سلامت انتخابات، بذر تردید را در دل مردم كاشت؟ گروهك مشكوك صیانت از حقوق مردم در منزل و در محضر چه كسی تشكیل جلسه داد؟ چه كسی 2 روز مانده به انتخابات در نامه ای به مقام معظم رهبری، همه‌ی تلاش ها را برای ایجاد آرامش متانت عمومی به باد داد و بار دیگر صراحتاً به تردیدها دامن زد؟ همسر مكرمه‌ی چه كسی در صبح روز انتخابات هنگام رأی دادن در جماران در اظهارنظری عجیب ابراز داشت كه من به موسوی رأی می دهم و اگر او انتخاب نشود، پس حتماً تقلب صورت گرفته است؟! فرزندان چه كسی در متن آشوب های خیابانی و هنگام تحریك مردم به اغتشاش بازداشت شدند؟ چه كسی تلاش كرد تا برخی از علما و مراجع عظام تقلید را از اظهارنظرهای اطمینان بخش باز دارد؟ و...

5.جناب آقای هاشمی رفسنجانی! شما نماد تغییر مواضع‌اید. حتی اگر در دیدارهای 2 نفره‌ی شما با امام عظیم‌الشأنمان كه كسی جز شما آنجا نبود، ایشان هیچ نكته ای راجع به نقش و جایگاه ولایت مطلقه‌ی فقیه به شما نفرموده باشند، ولی تمام اسناد تاریخی و بیانات آینده نگرانه‌اشان دلالت می كند كه ایشان عمود خیمه‌ی وحدت ملی و آرامش و امنیت عمومی را ولایت و رهبری می دانند. عجیب است كه شما در سراسر سخنرانی طولانی‌اتان هیچ‌گاه به این نقش و جایگاه اشاره ای نكردید. آیا آن خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام كه شما را در تهیه‌ی پیشنهاداتتان یاری كردند، نگفتند كه تنها راه بازگرداندن یقین و آرامش و رفع فتنه‌ها، التزام به ولایت فقیه است؟! عجیب است كه شما از همه‌ی ظرفیت ها برای رفع اختلاف نام می برید ولی بر اصل ماجرا چشم می پوشید! مگر امام راحلمان -كه شما بسیار سعی در ابراز تعلق به ایشان دارید-، نفرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد؟ مگر ولایت مطلقه را ادامه‌ی ولایت انبیاء و ائمه‌ی طاهرین ندانستند؟ مگر بنابر نظر ایشان، مشروعیت احكام قانونی به حضور و تنفیذ ولایت مطلقه‌ی فقیه نیست؟

6.اگر استیضاح ادامه یابد، از قالب یك یادداشت رسانه ای خارج خواهد شد. فقط یك نكته می ماند. آنجا كه روایت مربوط به زیارت حضرت رسول(ص) از اهل قبور را گفتید، هنگامی كه حضرت از نزدیكی مرگ سخن می گفت، من هم مانند شما بغض كردم و گریستم.

7.در درس جامعه شناسی سیاسی، اغلب وقتی از چرخش های شما در عرصه سیاست صحبت به میان آید، از عبارت هاشمی اول، هاشمی دوم، هاشمی سوم و... استفاده می كنم. شما نماد تغییر مواضع در نظام جمهوری اسلامی هستید. البته این تعبیری مودبانه و سیاسی برای شماست. چراكه در ادبیات دینی، این مفهوم تعبیری مخاطره آمیز دارد كه از به‌كاربردنش پرهیز می كنم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

واى بر نمازگزاران...

وحید جلیلی

شكست دیروزمغز پسته اى ها جلوه دیگرى از بى فرجامى پیوند زدن دین با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران این جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست ریاكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دیر یا زود خود را مجبور خواهند دید كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبیات جدیدى دست و پا كنند .

 

 اواسط هفته گذشته یكى از دوستان سبز كه مدیرمسئول یكى از روزنامه  هاى مغز پسته اى است بعد از مدت ها زنگ زد كه: «جمعه ببینیم همو!» گفتم: «در خدمتیم» گفت: «پس میدون امام حسین(ع) قرار بذاریم، چون ما قراره سجاده مونو اونجا پهن كنیم!»

دیروز آن دوست عزیز را كه زیارت نكردم، ولى از دیدار خیل نمازگزارانى كه صفوفشان در خیابان طالقانى به میدان فلسطین هم نرسیده بود محظوظ شدیم.

نمازگزارانى كه بسیاریشان پس از خطبه هاى سبز آقاى رفسنجانى و پیش از شروع نماز به سمت منازلشان در شمال تهران راه افتادند.

هولوكاست سبزى كه جریان روشنفكرى ایران در ائتلاف با سرمایه دارى داخلى و خارجى براى سوزاندن و انكار ۲۴ میلیون ایرانى مسلمان آغاز كرده است، دیروز شكست سنگینى را متحمل شد و به رغم فراخوان گسترده و در اختیار داشتن شبكه هاى متعدد ماهواره اى و اینترنتى و پیام هاى حماسى «رهبران جنبش مغز پسته اى» حتى نتوانست ۵ درصد رایى را كه در انتخابات تهران به دست آمده بود به این نمایش سیاسى تبلیغاتى بكشاند.

اگرچه این شكست را از زوایاى گوناگون سیاسى و جامعه شناختى مى توان تحلیل كرد، اما سطح تحلیل را مى توان تا عمق مبانى معرفتى نظام جمهورى اسلامى پیش برد. مبانى اى كه ریشه در قرآن و سیره انبیاى الهى دارد و استحكام خود را از جایى مى گیرد كه دست هیچ متوهم زیاده خواه و برترى طلبى یاراى خدشه در آن ندارد.

نماز در منظومه معرفتى آرمانى دین نقشى كلیدى و محورى دارد. قرآن در كنار تبیین و تشریع اصل نماز، صفاتى را براى نماز و نمازگزار واقعى برشمرده است كه راه سوء استفاده از این شعار مهم دین در جوامع بصیر و هوشیار را بسته است.

جامعه ایران سى سال پس از انقلاب اسلامى كه مهم ترین غایتش بیرون كشیدن اسلام ناب از زیر آوار اسلام آمریكایى با همه وجوه متحجر، التقاطى، سلطنتى آن بود به بلوغ رسیده است كه امكان ایجاد فتنه در آن با درآمیختن حق وباطل و سوءاستفاده از مظاهر و شعائر دین به حداقل رسیده است، چرا كه رویكرد انقلاب اسلامى به دین، رویكرد منظومه اى و جامع است و دین انقلاب اسلامى، همه «دین » است و ده ها هزار تن از بهترین جوانان ایران خون خود را نثار این قرائت از دین كه قرائت اهل بیت علیهم السلام است كرده اند.
سوره معارج نمازگزاران را این گونه معرفى كرده است:

«المصلین الذین هم فى صلاتهم دائمون و الذین هم فى اموالهم حق معلوم اللسائل و المحروم»؛

نمازگزاران كسانى هستند كه همیشه نماز مى گزارند [نه آنكه براى حفظ منافع طبقاتى یا شخصى شان به نماز روى بیاورند] و در اموالشان حتى براى محرومان و مستمندان قائلند [نه آنكه حق محرومان و مستضعفان را هم براى خود بخواهند]

نماز و زكات در ادبیات قرآنى در كنار هم  هستند. یكى اتصال ملكوتى فرد است با خدا و دیگرى اتصال ملكوتى فرد است با جامعه. ارتفاع از عالم ماده و نزدیك شدن به خدا با فاصله گرفتن از مردم و ایجاد طبقه ممتازه مرفه در كنار دره هاى فقر ممكن نیست و نماز واقعى ملازم همیشگى دغدغه دیگران داشتن و تنها به منافع شخصى و طبقاتى خود نیندیشیدن است:

«اقیموا الصلواه و اتوا الزكوه» و «و یقیمون الصلوه و یوتون الزكوه» بارها و بارها در قرآن تكرار شده است و نیز «یقیمون الصلوه و ممارزقناهم ینفقون»

حركت انفاق كه جنبش جامعه مؤمنین براى پر كردن فاصله هاى اقتصادى است از ویژگى هاى اصلى نمازگزاران در قرآن محسوب مى شود.

جالب اینجاست كه بسیارى چالش هاى انبیاى الهى نیز بر سر همین قرائت از «نماز» و رابطه با خدا پیش مى آمده است. هنگامى كه شعیب(ع) خطاب به منكران آنها را به «قسط» و عدالت و شهروند درجه دو نخواندن دیگران دعوت مى كرد آنها خطاب به وى مى گفتند:

«اصلوتك تامرك ان نترك ما یعبد ءاباؤنا او نفعل فى اموالنا ما نشاء» یعنى: «آیا امتداد نماز تو به دخالت در امور مالى شخصى ما مى رسد؟» (سوره هود ۸۷)

نماز واقعى ربط وثیقى با مساله ولایت و حكومت در قرآن دارد:
«انما ولیكم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزكوه و هم راكعون».

در آیه ولایت، حكومت دینى حق نمازگزاران واقعى است. یعنى آن كه نماز را بهانه و دستاویزى براى فرار از مسؤولیت هاى اقتصادى دینى نمى كند، تا چه برسد بهانه اى براى دفاع از اختلاف طبقاتى و منافع طبقه ممتازه.

امیرالمؤمنین(ع) از این جهت به ولایت برگزیده مى شود كه نمازش با دغدغه محرومان و بیچارگان همراه است و ولایت در مفهوم قرآنى پاسدار جامعیت دین است: معنویت در كنار عدالت و عدالت در كنار معنویت.
نمازى كه در منظومه معرفتى آرمانى قرآن و مكتب اهل بیت(س) تبیین شده است قابل بهره بردارى و سوء استفاده از سوى طبقه ممتازه و زیاده خواه نیست، اگر چه همواره این تمنا از سوى برترى طلبان و زیاده خواهان وجود داشته است.

ماجراى مسجد ضرار كه به دستور پیامبر (ص) تخریب شد گوشه دیگرى از اقدام عملى رسول خدا (در كنار تبیین نظرى نماز قرآنى) براى مقابله با توطئه گران است.

در نماز جمعه مستحب است كه سوره جمعه و سوره «منافقون» خوانده شود كه ضمن حفظ وحدت جامعه اسلامى از رخنه منافقان (با صفات پیچیده و ظاهرسازى ها و ریاكارى هاى متنوعشان) به فضاهاى ناب و منزه دینى جلوگیرى كند.

اما سوره دیگرى در قرآن است كه شاید مى توانست در نماز جمعه دیروز همان كاركرد را داشته باشد:

«بسم الله الرحمن الرحیم
ا رایت الذى یكذب بالدین فذلك الذى یدع الیتیم ولا یحض على طعام المسكین فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون الذین هم یرائون و یمنعون الماعون
... پس واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان سهل انگارند.
آنها ریا مى كنند و از برخوردارى محرومان از امكانات اولیه هم مانع مى شوند.»

شكست دیروزمغز پسته اى ها جلوه دیگرى از بى فرجامى پیوند زدن دین با منافع طبقه ممتازه است . بدعتى از سوى سردمداران این جنبش كه عمق فاصله آنها با مبانى انقلاب اسلامى را آشكار تر كرده است . انقلابى كه امامش آن را انقلاب مستضعفان و پابرهنگان مى نامد نمى تواند ابزار دست ریاكاران مغز پسته اى براى تحقق توهمات برترى طلبانه طبقه ممتازه شود .و آنها دیر یا زود خود را مجبور خواهند دید كه براى دفاع از منافع كاستى و طبقاتى شان ادبیات جدیدى دست و پا كنند .

نوشته شده در تاریخ شنبه 27 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: سیاسی،     | نظرات()

آقای شجریان روراستی را از ساسی مانکن بیاموزید!

نامه انصار حزب‌الله خطاب به شجریان که از صدا و سیما خواسته بود صدایش را پخش نکنند؛
آقای شجریان روراستی را از ساسی مانکن بیاموزید!


 

سینمای ما - پایگاه انصار نیوز ارگان انصارحزب الله در واکنش به درخواست استاد محمدرضا شجریان از صدا سیما مبنی بر پخش نکردن صدایش در این شرایط، نوشت:

مصاحبه محمدرضا شجریان با بی‌بی‌سی فارسی را که شنیدم طاقت از کف دادم .

زمانی او را «استاد» می خواندم، اگر کسی نامش را بدون پیشوند استاد در برابرم می‌برد محترمانه تذکرش می‌دادم که: شجریان نه! استاد شجریان.

من دشمن کراوات و کراواتی‌ها نیستم، اما اینکه کسی با تاختن بر موسیقی پاپ و سخیف‌شمردن موسیقی غربی، خود را علمدار حفظ «سنت» نشان دهد و همچنان با آویختن زنار (کراوات) بر گردن، خود را دلبسته فرهنگ غربی به‌جا مانده از دوره طاغوت بداند نفاق با مردم است .

نمی‌خواهم وارد زندگی خصوصی شجریان شوم که[...]

شجریان سی‌سال است که مشخص نیست با نظام جمهوری اسلامی قهر است یا آشتی؟ سی‌سال است که با دست پس می‌زند و با پا پیش.

محمدرضا شجریان روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌یی که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای «غیرمردمی‌اش» از آنتن صداوسیما پخش نشود. او با این موضع فتنه‌جویانه، به این دروغ دامن زد که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک همه 12‌میلیون نفری بوده‌اند که به موسوی رای داده‌اند، و این خیانتی نابخشودنی است. شجریان در ادبیاتی گستاخانه به رسانه جاسوس بی‌بی‌سی گفت که: «با پخش ترانه‌هایم در این روزها تنم می‌لرزد، مردم در بهت و ماتم فرو رفته‌اند.»

او همچنین اضافه کرد که «من در سال 74 هم گفته‌ام که از پخش صدایم از هیچ‌کدام از آنتن‌های صداوسیما راضی نیستم».

این گفته شیطنت‌آمیز شجریان، سعی در القاء این نکته به آشوبگران سبز داشت که «من از سال 74 سبز بوده‌ام»، تا این چنین سابقه‌‌ی طلب «حنجره مزد» خویش را از رسانه ملی پاک کند.

اینکه شجریان نیز مانند معتمد آریا و دیگر «هنرنمامندان» این سرزمین با موج سبز بوی کباب شنیده‌اند و هر کدام از ظن خویش یار این موج فتنه شده‌اند، امری است علی‌حده، اما اگر کسانی مانند محسن مهملباف بدهی «استاد»شدن‌شان را به این نظام فراموش کرده و در آن‌سوی مرزها زنجیر پاره کرده‌اند را به لقای اینکه پرده از چهره برانداخته‌اند و آن‌روی ... خود را نشان می‌دهند و چیزی برای پنهان کردن نگذاشته‌اند ببخشیم، شما (شجریان) را چه کنیم که سی‌سال است از قبل نازی که جمهوری اسلامی از شما خریده، دکان دونبش گلویتان را تبدیل به یک فروشگاه زنجیره‌ای برای خاندان خود نموده و اکنون سر بزنگاه، نمک به حرامی را علنا به حد اعلی رسانده‌اید؟

خدا را گواه می‌گیرم که هیچ‌کدام از این سخنان را به قصد اسائه ادب نمی‌گویم بلکه حقیقتا واجد آنید.

شما نبودید که حاضر نشدید نامه تسلیت هنرمندان به مناسبت فوت مرحوم حاج سید احمد را امضاء کنید؟ و تنها دلیل اینکار را «وارد نشدن به سیاست» عنوان کردید؟ اکنون چه شده که به ناگاه سیاسی شده‌اید؟ راستی آیا در نامه‌تان به ضرغامی نوشتید که صدای شازده پسرتان را نیز از آنتن ملی پخش نکنند؟

به راستی این نمک به حرامی نیست که طی دو سال اخیر صدای مخملی همایون‌تان از همین آنتن به مردم شناسانده شد و خدا می‌داند چه میزان زمان و هزینه لازم داشتید تا پیوستن پسرتان به دکان‌تان را به هفتاد میلیون مخاطب اطلاع‌رسانی کنید؟

من به همه جوانان 18 تا بیست و پنج سال کشور عزیزمان یادآوری می‌کنم و شهادت می‌دهم که :

هیچ‌کس، در زمانی که دشمن کثیف بعثی شمشیر خود را برای جان و مال و ناموس این ملت از روبسته بود و جوانان رشید این کشور، روی خاک گرم جنوب در خون خویش غوطه‌ور بودند، ندید و نشنید که محمدرضا شجریان به درون جبهه‌ها رفته و دل شیرمردان این مرز و بوم را با صدای خویش گرم کند.

همه می‌دانند «ام کلثوم» خواننده زن مصری کیست؟ او در جنگ اعراب و اسراییل برای کمک مالی به جبهه اعراب، «نام خویش» را در بلیط‌های بخت‌آزمایی قرار داد تا هوادارانش به هوای به همسری گرفتن ام‌کلثوم اقدام به خریدن بلیط‌های بخت‌آزمایی نمایند و بدین‌سان یک زن آوازه‌خوان «بینش هنری‌اش» در قیاس کسی مانند شجریان به مراتب بیشتر بود.

جامعه‌شناسی این آوازخوان به اصطلاح مردمی آن قدر پایین است که نمی‌داند، در بستر هجوم انواع موسیقی غربی از راک و جاز گرفته تا پاپ و رپ، ذائقه جوانان در حال فرار از موسیقی سنتی است و امثال شجریان برای دیده شدن و شنیده شدن و ماندگار ماندن صدا و هنرشان سخت نیازمند لطف و همکاری رسانه ملی هستند.

جناب شجریان، شما حقیقتا گمان کرده‌اید که مردم ایران ماه رمضان‌شان سر نمی‌شود، مگر با صدای ربنای شما؟

حقیقتا شرم نمی‌کنید از اینکه سال هاست صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وجود این همه مداح خوش الحان در کشور، فقط و فقط با پخش ربنای شما، برایتان جایگاهی معنوی و محترم به هم زده است؟ و این بزرگ‌ترین بدهی «مادی» و معنوی شما به رسانه ملی ایرانیان است.

اینجانب از رییس غیور رسانه ملی عاجزانه درخواست دارم تا صدا و تصویر شجریان و خاندانش را برای همیشه از آنتن (همانگونه که خودش خواسته است) کنار بگذارد تا زمانی که این آوازخوان فرصت‌طلب به خویش آید و بداند که بیشترین شنوندگان صدایش در همان جمعیت 24‌میلیونی که به احمدی‌نژاد رای دادند هستند، نه کسانی که رنگ سادات را به دم سگ بسته و اکثرشان دیوانه موسیقی ساسی‌مانکنی‌اند، نه «نوا»ی شما.

جناب شجریان فراموش کرده اید که :

اگر «حسین فهمیده» پیکرش را فدای من و شما نمی‌کرد، اگر «همت» جانش را به من و شما هدیه نمی‌نمود، اگر «متوسلیان» لشکر محمد رسول الله را به راه نمی‌انداخت، اگر مردم دزفول زمانی که شما در کوه‌های شمال به شکار قوچ مشغول بودید و در تهران آروغ می‌زدید زیر جهنم موشک‌های اسکاد نمی‌ماندند و قطعه قطعه نمی‌شدند و اگر جهان‌آرا آن حماسه را خلق نمی‌کرد، اکنون نه شما با کراوات زیبایتان در کنسرت‌های داخل و خارج صدایتان رابه رخ همه می‌کشیدید، نه دخترتان مژگان شجریان می‌توانست برای کاست‌های شما و همایون عزیزتان طرح جلد کاست بکشد و معروف شود و نه آنتنی بود تا از رانت آن برای پسرتان بهره‌برداری کنید، شاید بگویید که صداوسیما، خود خواسته صدای فرزندنتان را پخش می‌کند که این عشوه‌ای کریه بیش نیست، چرا که از قدیم گفته‌اند سکوت علامت رضایت است.

آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید.
باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید.
 
+ برای دانلود صوت مربوط به مصاحبه آقای شجریان و این جریان به اینجا مراجعه کنید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: مقالات، اخبار سیاسی، سیاسی،     | نظرات()