تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اهل بیت

فرشتگان نمی دانستند چگونه تسبیح کنند!!

میلاد امام صادق

 

مفضّل از یاران امام صادق علیه السلام از ایشان پرسید: "پیش از آن که خداوند زمین و آسمانها را بیافریند شما کجا بودید؟"

به نظر شما امام چه پاسخی دادند؟!! شاید با خود بگویید: این چه سوالی است؟!

پاسخ امام پاسخی شگفت انگیز و زیبا بود، پاسخی که از یک طرف سبب می شود بدانیم امامان ما چه گوهرهای گرانبهایی هستند و محبت و حبّ‌شان در دل هایمان افزوده شود و از سوی دیگر سبب می شود به سنگینی مسئولیت و وظیفه خود به عنوان کسانی که خود را پیروان مکتب جعفری می نامیم، بیشتر آگاهی یابیم.

وای! چقدر طول می دهید!! خوب بگویید امام چه پاسخ دادند! ما خودمان نتایجش را می گیریم!

عجله نکنید! می گویم:

امام فرمودند:"ما نورهایی بودیم که خداوند را تسبیح و تقدیس می کردیم تا آن که خداوند فرشتگان را آفرید. خداوند بلند مرتبه به فرشتگان فرمود: تسبیح کنید! آنها گفتند: ای پروردگار، ما نمی دانیم (چگونه تسبیح کنیم!)

پس خداوند به ما فرمود: تسبیح کنید. ما تسبیح کردیم و فرشتگان با تسبیح ما، تسبیح کردند.» 1 

خوب، این هم پاسخ امام، آیا شما هم همان احساسی را که من پیدا کردم، دارید؟!!

حس کوچکی در مقابل بزرگی کسانی که همواره در حال تسبیح بوده و هستند؛ حس محبت به کسانی که حتی فرشتگان از آنها یاد گرفتند که چگونه تسبیح کنند و خدا را بخوانند! پس چرا ما از آنها یاد نمی گیریم که خدا را بخوانیم و تسبیح کنیم؟ مگه آنها برای هدایت ما نیامده اند؟ آمده‌اند تا به ما هم بیاموزند چگونه خدا را تسبیح کنیم!!

شما چه فکر می کنید؟!!

 

نوشته ی: رادفر – گروه دین و اندیشه سایت تبیان


1. بحارالانوار- ج 26، ص 349

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

زیارت ائمّه بقیع عَلَیْهِمُ‏السَّلام‏

امام صادق علیه السلام

 

 یعنى حضرت امام حسن مجتبى و امام زین‏العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق‏علیهم السلام چون خواستى زیارت كنى این بزرگواران را باید به عمل آورى آنچه در آداب زیارات ذكر شد ازغسل و طهارت و پوشیدن جامه‏هاى پاك و پاكیزه و استعمال بوى خوش و رخصت‏طلبیدن در دخول و نحو اینها و بگو نیز:

 یامَوالِىَّ یا اَبْناءَ رَسُولِ اللَّهِ، عَبْدُكُمْ وَابْنُ اَمَتِكُمُ الذَّلیلُ بَیْنَ اَیْدیكُمْ،

اى آقایان من اى فرزندان رسول خدا من بنده شماو پسر كنیز شمایم كه

 وَالْمُضْعَِفُ فى‏عُلُوِّ قَدْرِكُمْ،وَالْمُعْتَرِفُ بِحَقِّكُمْ جآئَكُمْ مُسْتَجیراً بِكُمْ، قاصِداً

ذلیل در برابرتان و فزاینده در علو قدر و منزلتتان و اعتراف كننده به حق شمایم آمده‏ام به درگاهتان به حال پناه خواهى

 اِلى‏ حَرَمِكُمْ،مُتَقَرِّباً اِلى‏ مَقامِكُمْ، مُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ بِكُمْ، ءَاَدْخُلُ یا

و حرم شما را قصد كرده و بوسیله مقام شما تقرب جویم و متوسل شوم به خداى تعالى آیا داخل شوم اى سروران من‏

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

عصر ظهور در کلام امام باقر علیه‏السلام

امام پنجم علیه‏السلام در مورد استقامت و استوارى یاران حضرت مهدى علیه‏السلام به آیه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسیر آیه «هنگامى که نخستین وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پیکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگیزیم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و این وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «این بندگان پیکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خیزند، همان حضرت قائم و یاران وفادار او هستند.»



منتظران مژده باد

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد که «یأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِک الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یکونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ ینادِیهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَجَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَصَدَّقْتُمْ بِغَیبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى؛ بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

آن‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى از چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو مى‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏کنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مى‏کردم.»

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

امامی در روزگار خلفای جور

امام جعفر صادق علیہ السلام

 

امام ششم حضرت جعفر صادق در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه متولد شد. دوران امامت آن امام همام سی و چهار سال ( از سال 114 تا 148 هـ.ق) بود، آن حضرت از فرصت نزاع میان بنی امیه و بنی عباس، کمال استفاده را کردند و حدود چهار هزار شاگرد تربیت نمودند که اسلام راستین را از زیر پرده های حجاب حاکمان ظلم و جور آشکار ساخت و تا امروز به دست ما رساند.

سال های آخر عصر امامت حضرت صادق علیه السلام (حدود 12سال) در عصر خلافت منصور دوانیقی بود. او دومین طاغوت عباسی و بسیار خونخوار و جنایتکار بود و برای حفظ حکومت خود بسیاری از آل علی (علیه‌السلام) و سادات را به شهاددت رساند. منصور چندین بار تصمیم گرفت امام صادق (علیه‌السلام) را به شهادت برساند اما موفق نمی شد تا آنکه سرانجام در روز 25 شوال سال 148 هـ. ق امام را مسموم نمود و آن حضرت در سن 65 سالگی در مدینه به شهادت رسید. قبر شریفش در قبرستان بقیع کنار مزار امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) می باشد. 1

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

آینه حُسن‏

امام حسن عسکری

 

ای کــه خــورشـید فلک محو لقای تو بود

مـاه را روشـنی از نـور ضـیـای تـو بود

تــویـی آن آیـنـه حـسـن خـداونـد کـریــم

کـه عـیـان نـور الـهـی زلـقـای تـو بـود

مـعـدن جود و سخـایی تـو که از فرط کرم

دو جـهـان ریزه‏خور خوان عطای تـو بود

ولی حق حسن العسکری ای آن که قضا

مـجـری امـر تـو و بــنــده رای تــو بـود

حــجـت‏ یـــازدهــم نـــور خـداونـد جــلــی

ای کـه ایـجـاد دو عـالم ز بـرای تـو بـود

مـن کـجــا مــدح و ثـنـای تـو تـوانـم گـفتن

کـه بـه قـرآن خـدا مـدح و ثـنـای تو بود

نـه هـمـیـن جـای تـو در سامره تنـها باشد

کـه بـه دلـهـای مـحبـان تـو جای تو بود

بـی ‏ولای تـو عـبـادت زکسی نیست قبول

شـرط مـقـبـولـی طـاعـات ولای تو بود

نـسـبـت قـامـت‏سـرو تـو بـه طوبی ندهم

زآن که طـوبی خجل از قد رسای تو بود

چـه غـم از تـابـش خـورشـیـد قـیامت دارد

آن کــه در روز جــزا زیـر لـوای تــو بــود

هـمـه شـب قـرب جـوارت زخدا می‏طلبم

کــه مـرا در سر شوریـده هـوای تو بود

در جـوار تـو زحـق خـواهـش جـنـت نـکنم

جنـت مـا بـه خدا صحن و سرای تـو بود

دیــده گــریـان نـشـود روز جـزا در مـحشر

هـر کـه گـریان به جهان بهر عزای تو بود

تـو ظـهـور پـسـر خـویـش طـلب کـن زخدا

چــون کـه مـقبـول خـداونـد دعای تو بود

تـا ابــد بـر تــو  و  اجــداد کـــرام تــو درود

غیر از این هر چه بگویم نه سزای تو بود

 

 

 

سید محمد خسرو نژاد

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، اشعار،     | نظرات()

کتاب‏شناسی امام عسکری علیه السلام

عسکری علیه السلام
امام حسن عسکری علیہ السلام

 

از آنجا که امر «پژوهش» نیازمند «منابع» می‏باشد، در این نوشتار سعی شده کتاب‏های مربوط به زندگانی امام حسن عسکری علیه‏السلام ، فهرست‏وار، به پیشگاه خوانند و محقّقان گرامی تقدیم گردد.1

 

1- آخرین خورشید پیدا؛

نگرش کوتاه بر زندگانی امام حسن عسکری علیه‏السلام ، واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران، 1375، رقعی، 96 ص.

2- آشنایی با معصومین؛

معصوم سیزدهم امام حسن عسکری علیه‏السلام ، مهدی آیت اللهی، تهران، جهان‏آرا، 1370، خشتی، 24 ص.

3- آشنایی با معصومین؛

معصوم سیزدهم حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام ، مهدی آیت اللهی، (به زبان تاجیکی)، قم، انصاریان، 1375، وزیری، 28 ص.

4- آفتاب در زندان،

سعید آل رسول، تهران، بنیاد بعثت، 1375، رقعی، 36 ص.

5- امام حسن عسکری علیه‏السلام ،

کاظم ارفع، تهران، فیض کاشانی، 1379، رقعی، 48 ص.

6- امام حسن عسکری علیه‏السلام (امام یازدهم)،

عباس قدیانی، تهران، فردا به، 1378، رقعی، 28 ص.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، معرفی كتاب،     | نظرات()

معرفی كتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسکریعلیه‌السلام

ویژه نامه شهادت امام حسن عسكری علیه السلام

درآمد

معجم نگاری و تدوین موسوعه و مجموعه‏ای از کلمات هریک از پیشوایان معصوم علیهم‏السلام، کاری است ضروری و سودمند و گامی ابتدایی در معرّفی فرهنگ و معارف اهل‏بیت علیهم‏السلام به شیفتگان این خاندان.

یکی از آثار گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم علیه‏السلام فرهنگ سخنان امام حسن عسکری علیه‏السلام است که در حجمی نزدیک به سیصد صفحه، در قطع وزیری می‏باشد.

 

آشنایی با بخشها

روایاتی که در این مجلّد از موسوعه از منابع مختلف گرد آمده، از این قرار است:

فصل اوّل: در عقاید.                         فصل دوم: در احکام.

فصل سوم: در اخلاق.                      فصل چهارم: در ادعیه و زیارات.

 

«فصل اوّل» که به مباحث اعتقادی اختصاص دارد، مبسوط‏ترین فصل این کتاب است که بیش از نیمی از حجم آن را به خود اختصاص داده است و شامل 186 حدیث از امام حسن عسکری علیه‏السلام در موضوعات مختلف اعتقادی است.

تقسیم‏بندی احادیث این فصل، براساس اصول اعتقادی است. مثلاً در بحث از توحید، موضوعاتی چون: اسم اعظم خدا، رؤیت خدا و معنای شرک دیده می‏شود. در بحث نبوت، مباحثی چون: خبرهای غیبی پیامبر، تغییر قبله، قرآن، تأویل و تفسیر، تفسیر آیات متعدّدی از قرآن و حروف مقطّعه. و در موضوع امامت، محورهایی چون: علائم و خصایص امامت، حجّت در روی زمین، اهل‏بیت علیهم‏السلام، ایام ولادت امامان معصوم، امامت ائمه، امامت حضرت مهدی علیه‏السلام، تولّد، غیبت، ظهور و حکومت جهانی آن حضرت، کرامات و پیشگویی‏های امام عسکری علیه‏السلام، علم آن حضرت به طبّ، لغات و زبان‏های مختلف و تکلّم با حیوانات، شیعه و اصحاب آن حضرت، مذاهب مختلفه، توقیعات آن حضرت و... دیده می‏شود. و در پایان، احادیثی هم در زمینه معاد آمده است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، معرفی كتاب،     | نظرات()

فرشته‌های گنهكار!

ویژه نامه شهادت امام حسن عسكری علیه السلام

داستان هاروت و ماروت

 

روزی به امام حسن عسكری علیه السلام عرض كردیم: قومی نزد ما هستند كه گمان كنند، هاروت و ماروت دو ملك بوده‌اند كه ملایكه چون عصیان بنی آدم بسیار شد آن دو را برگزیدند و خداوند، آنها را با كسی دیگر به دنیا فرو فرستاد. آن دو، به واسطه زهره به فتنه افتادند و اراده زنا كرده، شرب خمر كردند و مرتكب قتل نفس محرمه شدند و خداوند آن دو را در بابِل عذاب فرمود و آن زن را مسخ كرد و به صورت همین ستاره‌ای كه زهره نام دارد، مبدل نمود.

امام علیه السلام در پاسخ فرمود: معاذ الله! ملائكه، معصومند و به الطاف الهی، از كیفر و زشتیها محفوظند؛ چنان كه خدای عز و جل درباره آنها فرماید: لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون؛ هرگز نافرمانی خدای نكنند و آنچه امر شوند انجام دهند.1

و نیز فرمود: و له من فی السموات والارض و من عنده لا یستكبرون عن عبادته و لا یستحسرون یسبحون اللیل و النهار لا یفترون؛ آنچه در آسمانها و زمین است، همه ملك اوست و آنان كه در پیشگاهش مقربند ( فرشتگان ) از عبادتش سرپیچی نكنند و خسته و ملول نشوند.2

و نیز درباره‌شان فرماید: بل عباد مكرمون، لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون ... مشفقون 3

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

مسافری از آسمان هفتم

ویژه نامه شهادت امام حسن عسكری علیه السلام

 

نزدیکی‏های ظهر بود . مردهای قبیله دوان دوان از راه می‏رسیدند . بعضی‏ها با اسب، بعضی‏ها با شتر، خیلیها هم با پای پیاده. سرانجام بیشتر آنها پشت کوه سنگی، پای چشمه‏ی کوچکی جمع شدند. آنها برای گوش کردن به صحبت ریش سفید قبیله‏شان - ابوجعفر - به آن‏جا آمده بودند . ابوجعفر به آن‏ها گفته بود که برای گفتن حرف‏های مهمش، بهترین راه این است که پشت کوه سنگی که در نزدیکی‏های بادیه‏شان بود، جمع بشوند . هم جای امنی بود، هم پای ماموران (1) خلیفه به آنجا نمی‏رسید .

وقتی همه آمدند، نوبت ‏به صحبتهای ابوجعفر رسید. او به تازگی از سفرسامراء بازگشته بود. دوستان هم‏قبیله‏ای‏اش چشم به دهان او دوخته بودند. آنها مشتاق بودند که بدانند امام عسکری علیه السلام چه کسی را به عنوان جانشین خود معرفی کرده است. ابوجعفر به همه خوش‏آمد گفت. بعد، دیدارش از سامراء را تعریف کرد.

- ما چهل نفر از شیعیان خاص امام عسکری علیه السلام بودیم که مخفیانه وارد سامرا شدیم و به صورت جداگانه به خانه‏ی ایشان رفتیم. امام عسکری علیه السلام به گرمی از ما پذیرایی کرد . ما هنوز با حیرت منتظر صحبت‏هایش بودیم . هرکس چیزی می‏گفت: سؤالی مهم، دایم در ذهن من بود. مثل همه فکر می‏کردم که راستی امام عسکری که فرزندی ندارد، پس اگر خدای ناکرده برایش اتفاقی بیفتد و یا ماموران حاکم او را به شهادت برسانند، چه کسی امام خواهد بود! بالاخره عثمان بن سعید از میان ما برخاست و پرسید: ای فرزند رسول خدا! می‏خواستم از سوی جمع، سؤالی از شما بپرسم . سؤالی که برای ما خیلی مهم است!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

كو آن دل شكسته و آن حالت؟

قلب
داستان عبرت انگیز مردی كه هتك حرمت كرد!

حاج جواد صباغ كه از معتبرترین تجار و معتمد سامرا بود حكایت كرده‌ كه سید علی نامی بود كه سابق بر این از جانب وزیر بغداد حاكم سامرا بود.

او از زوار غیر عرب نفری یك ریال بود می‌گرفت تا رخص ‍ زیارت و دخول در حرم عسكرین علیهما السلام دهد و برای مشخص شدند آنانكه وجه را پرداخته‌اند مهری به ساق پای ایشان می‌زد تا دفعات دیگر كه داخل روضه می‌شوند نشان باشد.

روزی بر در صحن مقدس نشسته بود و سه نفر ملازم او هم ایستاده و چوبی بلند در پیش خود نهاده و قافله زواری از عجم وارد شده بود پای هر یك را مهر می‌كرد و وجه را می‌گرفت و رخصت دخول می‌داد.

در این میان جوانی از اخیار عجم به همراه زنش كه از جمله اهل شرف و ناموس و حیاء و جمال بود آمد. جوان دو ریال داد، سید علی ساق پای آن جوان را مهر كرد و گفت: ساق آن زن را نیز باید مهر كنم . جوان گفت: هر دفعه كه این زن آمد یك ریال می‌دهد و نیازی به این فضیحت نیست!

سید علی گفت: ای رافضی بی دین! عصبیت و غیرت می‌كنی كه ساق پای زن تو را ببینم!!

گفت: اگر در میان این جمعیت، غیرت كنم اشتباه نكرده‌ام.

سید علی گفت: ممكن نیست تا ساق پای او را مهر نكنم اذن دخول بدهم .

آن جوان دست زن را گرفته و گفت: اگر زیارت است همین قدر هم كافی است و خواست برگردد،

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()