تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اهل بیت

كسی‌ جز من ‌نیست! - احتجاج امیر المومنین(ع)

در بعضی از كتاب‌های اهل سنّت1 به نقل از «عامربن واثله»2 آمده است: در روز شورا، نزد علی در خانة شوری بودم، پس شنیدم كه علی خطاب به مردم می‌گفت:
«من با شما با دلایل و حجّت‌هایی سخن می‌گویم، كه هیچ عرب و عجمی از شما نتواند در این احتجاج تغییری بدهد. ای مردم، خدا را گواه می‌گیرم و می‌خواهم كه با در نظر گرفتن خدا بگویید كه آیا در میان شما كسی هست كه توحید خدا را قبل از من پذیرفته باشد؟»
گفتند: «نه به خدا قسم».
فرمود:
«خداوند را گواه می‌گیرم، كدام یك از شما در بهشت، همراه با ملائكه، برادری مثل برادر من، جعفر طیار دارد؟»
گفتند: «به خدا قسم هیچ كس ندارد.»
فرمود:
«شما را به خدا، هیچ یك از شما، مثل من، عمویی چون حمزه، شیر خدا و شیر پیامبر خدا و آقای شهیدان دارد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی از شما، همسری چون فاطمه زهرا، دختر پیامبر و بانوی زنان اهل بهشت، دارد»؟
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی از شما هست كه فرزندانی چون دو فرزند من، حسن و حسین كه آقای اهل بهشت هستند، داشته باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:«شما را به خدا، كسی در میان شما جز من هست كه ده بار با پیامبر نجوا كرده و هر بار صدقه‌ای داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، به جز من كسی در میان شما هست كه رسول خدا(ص) درباره‌اش گفته باشد، هر كه من مولای او هستم، این علی مولای اوست، و خدایا هر كه با او دوستی كند تو با او دوستی، و هر كه با او دشمن است، تو دشمنش باش، و هر كه او را خوار گرداند، تو او را خوارش كن؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی در میان شما هست كه پیامبر اكرم(ص) به او فرموده باشد: خدایا محبوب‌ترین فرد در نزد خودت و در نزد من، آنكه بیش از همه تو و مرا دوست دارد را حاضر كن، تا با من این پرنده را بخورد. پس من به سوی ایشان رفتم و آن طعام را با من میل فرمودند، آیا كسی جز من این گونه است؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی در میان شما جز من وجود دارد كه رسول خدا به او فرموده باشد: فردا این پرچم را به دست كسی می‌دهم كه خدا و رسول‌ را دوست دارد، خدا و رسول نیز او را دوست دارند و از جنگ باز نمی‌گردد، مگر آنكه فتح و پیروزی را خداوند به دست او انجام داده باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، در میان شما فردی كه رسول خدا دربارة او به بنی امیّه گفته باشد: یا دست از مخاصمت‌های خود بردارید، یا مردی را خواهم فرستاد كه مثل خودم بوده و اطاعتش مثل اطاعت من و سرپیچی از او مثل سرپیچی از من باشد و با شمشیر در میان شما حكم نماید، آیا جز من فردی این‌گونه هست؟»
گفتند: «پروردگارا، نه».
فرمود:
«شما را به خدا، كسی جز من در میان شما هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: كسی گمان نكند كه مرا دوست  دارد ولی با این مرد دشمن باشد؟»
گفتند: «پروردگارا، نه.»
فرمود:
«شما را به خدا، كسی جز من در میان شما هست كه وقتی از چاه آب آوردم، سه هزار تن از ملائكه، از جمله جبرئیل و میكائیل و اسرافیل به او سلام كرده باشند.»
گفتند: «نه، به خدا.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه از آسمان درباره‌اش ندا شده باشد: هیچ شمشیری جز ذوالفقار، و هیچ جوانی جز علی وجود ندارد؟»
گفتند: «نه، به خدا.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی هست كه جبرئیل در جنگ حنین درباره‌اش گفته باشد: این معنای برابری است، آن گاه رسول خدا درباره‌اش گفته باشد: علی از من و من از او هستم، سپس جبرئیل بگوید: من هم از شما دو نفر هستم؟»
گفتند: «نه به خدا، كسی در میان ما این‌گونه نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه پیامبر درباره‌اش فرموده باشد، با فرمان پیامبر با قاسطین و مارقین و ناكثین می‌جنگی؟»
گفتند: «به خدا، كسی نیست.»
گفتند: «نه، به خدا، كسی در میان ما این‌گونه نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، در میان شما كسی جز من هست كه رسول خدا درباره‌اش فرموده باشد: من بر اساس تنزیل قرآن جنگیدم و ای علی تو بر اساس تأویل آن می‌جنگی؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست»
فرمود:
«شما را به خدا جز من كسی در میان شما هست كه آفتاب بعد از غروبش برای او برگردانده شود تا نماز عصر را در وقتش بخواند؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من در میان شما كسی هست كه پیامبر در شأن او فرموده باشد: جز مؤمن كسی تو را دوست نمی‌دارد و جز كافر كسی تو را دشمن نمی‌دارد؟»
گفتند: «به خدا كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم(ص) درِ تمامی خانه‌های اصحاب را به مسجد بست و درِ خانة مرا باز گذاشت، آن‌گاه شما اعتراض كردید و پیامبر اكرم در جواب شما فرمود: از پیش خود چنین نكردم، بلكه خداوند بود كه درِ منزل دیگران را بست و درِ خانة علی را باز گذاشت؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیرم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه در روز طائف پیامبر اكرم(ص) با من به نجوا پرداخت و این مسئله به طول انجامید و شما اعتراض كردید و پیامبر فرمود: من خودسرانه این چنین نكردم، بلكه خداوند مرا به این نجوا واداشت؟»
گفتند: «خدا را شاهد می‌گیرم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم فرمود: حق با علی و علی با حق است و به هر سو كه بچرخد حق هم با او می‌چرخد؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیریم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا آیا می‌دانید كه پیامبر اكرم فرمود: من دو امانت بزرگ، در میان شما به یادگار می‌گذارم كه تا وقتی به این دو چنگ زنید، گمراه نمی‌شوید كه یكی كتاب خدا و دیگری عترت من است و از هم جدا نمی‌شوند تا روز قیامت در كنار حوض كوثر به من برسند؟»
گفتند: «خدا را گواه می‌گیریم كه همین طور است.»
فرمود:
«شما را به خدا، آیا در میان شما كسی جز من هست كه پیامبر اكرم(ص) هنگامی كه از مشركان هراس داشت به او فرموده باشد: چه كسی جانش را فدای من می‌كند؟ و من جان خود را فدای ایشان كردم و در بسترشان آرمیدم؟»
گفتند: «به خدا، در میان ما، كسی جز تو این چنین نیست.»
فرمود:
«از میان شما، كسی جز من با عمرو بن عبدود عامری آن‌جا كه شما را به مبارزه می‌خواند، زورآزمایی كرد؟»
گفتند: «نه به خدا فقط تو بودی.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه «آیة تطهیر» درباره‌اش نازل شده باشد، آن جا كه خداوند فرمود: خدا اراده كرده است كه از شما اهل بیت هر گونه پلیدی را بردارد و شما را كاملاً پاك سازد؟»
گفتند: «به خدا فقط تو هستی.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من در میان شما كسی هست كه پیامبر اكرم به او گفته باشد: تو سرور مؤمنین هستی؟»
گفتند: «به خدا قسم جز تو كسی نیست.»
فرمود:
«شما را به خدا، جز من كسی در میان شما هست كه پیامبر اكرم(ص) به او فرموده باشد: هر چه از خدا برای خودم خواستم، برای تو نیز عین همان را خواستم؟»
گفتند: «نه به خدا، كسی جز تو نیست.»

پی‌نوشت:
1. خوارزمی این روایت را با دو لفظ و در دو جا در كتاب مناقب، صفحات 238 و 248 و «ابن حجر» در كتاب الصواعق المحرقه، ص 77 بعضی الفاظ آن را نقل كرده‌اند.
2. به نقل از بحرانی، سیّد هاشم، علی و السنّة.


ماهنامه موعود شماره 78

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

سیمای امیر المؤمنین(ع) در روایات اهل ‌سنت

 خداوند بعد از آفرینش زمین و آسمان و قبول فرمان خدا، نبوت من و ولایت علی ابن ابی‌طالب را بر آنها عرضه كرده و پذیرفتند، آنگاه تمامی بشر را آفرید و امر دین را به ما واگذار فرمود، بنابراین سعادتمند كسی است كه به راه ما آید و با شقاوت كسی است كه از راه ما جدا شود، ما حلال خدا را حلال كرده و حرامش را حرام می‌كنیم.



با وجود اینكه چهرة راستین امیرالمؤمنین(ع) را منحصراً خدا و پیامبرش می‌شناسند و فضایل آن حضرت قابل احصا و احاطه نیست، و رسول خدا(ص) نیز به دلیل عدم ظرفیت و خوف افراط امت، همة آن را بازگو ننموده‌اند، و از میان اندك مكارمی هم كه نقل شده، نیمی را دشمنان آن حضرت از سر جسارت و گروهی را دوستان به سبب تقیه كتمان داشته‌اند، اما همان اندك فضایلی كه به دست ما رسیده، بدان اندازه است كه صدها هزار ورق از متون و آثار اندیشمندان اسلامی را به خود اختصاص داده است.

یكی از دانشمندان بزرگ اسلامی كه سهمی سترگ در این جهاد عظیم دارد و به حق از پاسداران حریم ثقلین ـ قرآن و عترت ـ شمرده می‌شود، مفسر و محدث، علامة بزرگوار سید هاشم بحرانی است، كه بیش از نیمی از آثار چهل‌گانه‌اش، به اثبات حقانیت و فضایل اهل بیت(ع) اختصاص یافته است. مطلبی كه پیش رو دارید، گزیده‌ای از اثر ارزشمند این بزرگ به نام علی و السنّة است كه به مناسبت فرا رسیدن ایّام غدیر، به محضر گرامیتان تقدیم می‌شود.


  • علی(ع)، امیرالمؤمنین
«امیرالمؤمنین» لقبی است ویژة حضرت علی(ع). فخر رازی در نهایة العقول از رسول خدا(ص) نقل می‌كند كه آن حضرت فرمودند:
با كلمة امیرالمؤمنین به علی سلام دهید.
و از قول صحابة پیامبر خدا(ص) نقل می‌كند كه آن حضرت(ص) به ما دستور دادند كه بر حضرت علی(ع) با كلمة امیرالمؤمنین سلام دهیم. البته این كلمه در زمان برخی از زمامداران، به اشتباه برای آنان استفاده شده است.
این روایت را چندین روایت دیگر تأیید می‌كند كه رسول خدا فرمودند: «خداوند هیچ آیه‌ای را با جمله «یا ایّها الّذین آمنوا» بر من نازل نكرد مگر اینكه در رأس و امیر آنها علی بن ابی طالب وجود دارد».

  • روشن‌كنندة حق از باطل پس از پیامبر(ص)
ابونعیم در كتاب حلیة الاولیا با اسنادش از «انس» نقل می‌كند كه گوید:
رسول خدا به من دستور داد كه آب وضو برایش بیاورم و به دست مباركش بریزم، سپس ایستاد و دو ركعت نماز خواند و آنگاه فرمود: ای انس، اولین كسی كه از این در بر تو وارد شود، امیرالمؤمنین و سید مسلمانان و پیشوای رو سفیدان بهشتی و آخرین اوصیای پیامبران است. انس گوید: در دل با خود گفتم ای كاش یكی از انصار رسول خدا وارد شود ولی چیزی در ظاهر نگفتم، كه در این هنگام حضرت علی(ع) وارد شد.
رسول خدا پرسید: ای انس كیست كه وارد شد؟
عرض كردم: علی است.
رسول خدا با خوشحالی از جا حركت كرد و او را در آغوش گرفت و عرق پیشانی و صورت خود را به صورت او مالید و عرق صورت و پیشانی او را به صورت خود كشید.
علی(ع) گفت: ای رسول خدا چه شده است كه تا كنون این چنین با من برخورد نمی‌فرمودید؟
حضرت فرمودند: چرا این‌چنین نكنم و حال آنكه تو هستی كه از سوی من سخن می‌گویی و صدای مرا به مردم می‌رسانی و [حقیقت را] در آنچه كه بعد از من در آن اختلاف می‌كنند برایشان روشن می‌گردانی.

  • فضایل بی‌شمار
در همان اثر نقل شده است كه پیامبر اكرم(ص) فرمود:
خداوند برای برادرم علی، فضایل بی‌شماری قرار داده است كه اگر كسی از روی اعتقاد، یكی از آن فضایل را بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشد، اگر كسی یكی از فضایل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی كه آن نوشته باقی است، ملائكه برای او استغفار می‌كنند، و اگر كسی یكی از فضایل آن حضرت را استماع نماید، خداوند همة گناهانی را كه از راه گوش انجام داده است می‌بخشد، و اگر كسی به نوشته‌ای دربارة فضایل علی(ع) نگاه كند، خداوند از تمام گناهانی كه از راه چشم كسب كرده است در می‌گذرد.
همچنین خوارزم به روایت ابن عباس از پیامبر اكرم(ص) نقل كرده است، كه فرمود:
اگر تمامی باغ‌ها، قلم، و دریاها، مركب، و همة جنیان، حسابگر، و همة انسان‌ها نویسنده باشند، قادر به شمارش فضایل علی ابن ابی‌طالب(ع) نخواهند بود.1

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، امام علی(ع) و واقعه غدیر خم،     | نظرات()

احتجاج امام باقر (ع) با قتادة بن دعامه بصرى

امام محمد باقر

 

. شیخ كلینى در كافى به نقل از ابو حمزه ثمالى روایت كرده است كه: در مسجد رسول خدا (ص) نشسته بودم كه مردى به سویم آمد و سلام داد و پرسید اى بنده خدا كیستى؟گفتم: از اهالى كوفه هستم، با من چكار دارى؟پرسید: آیا محمد بن على (امام باقر (ع) ) را مى‏شناسى؟ گفتم: آرى، اگر حق و باطل را مى‏دانى با او چكار دارى؟ گفت: اى كوفیان شما طاقت ندارید، اگر ابو جعفر را دیدى به من خبر ده. هنوز كلامش تمام نشده بود كه ابو جعفر آمد. عده‏اى از مردم خراسان و نیز گروهى دیگر اطراف آن حضرت را گرفته بودند و درباره مناسك حج از وى سؤال مى‏كردند. امام (ع) آمد و در جایگاه خود نشست. آن مرد نیز در نزدیك آن حضرت جاى گرفت. من در جایى نشستم كه سخنان آنان را بشنوم. اطراف امام عده‏اى نشسته بودند. وقتى هر یك كار خود را انجام دادند و رفتند، امام رو به آن مرد كرد و پرسید: تو كیستى؟ پاسخ داد: من قتادة بن دعامه بصرى هستم. امام پرسید: تو فقیه بصریان هستى؟ گفت: آرى. امام گفت: واى بر تو اى قتاده!خداوند مردمى را آفرید و براى آنان حجتهایى قرار داد. آنان ستونهایى در زمینش هستند و به اجراى فرمانهاى خداوند قائمند. آنان در علم خداوند برگزیدگانند. پیش از خلقت آنان را برگزید و ایشان از جانب راست عرش او سایه‏بانند. قتاده مدتی  خاموش ماند. سپس گفت: خداوند ترا نیكو گرداند! به خدا سوگند من رویاروى فقها و ابن عباس نشستم اما قلبم در برابر هیچ یك از آنان چنان كه در برابر تو به اضطراب افتاده است، به ناآرامى و اضطراب دچار نگشته بود.

 امام (ع) به او گفت: مگر نمى‏دانى كجایى؟ تو اینك در برابر خانه‏هایى هستى كه خداوند اجازه داده در آنها نام مقدسش بلندى گیرد و یاد شود، در این خانه‏ها مردانى شامگاهان و صبحگاهان او را تسبیح مى‏كنند. كسانى كه هیچ سوداگرى و داد و ستدى آنان را از یاد خدا و اقامه نماز و دادن زكات غافل نمى‏سازد. تو چنینى و ما همان كسانیم كه خداوند چنین توصیفشان كرده است.

قتاده بر آن حضرت گفت: به خدا راست گفتى. خدا مرا قربانت كند آن خانه‏ها سنگى و گلین نیستند. سپس گفت: درباره حكم ‏«پنیر» مرا آگاه كن. امام تبسمى كرد و فرمود: آیا پرسشهایت درباره این مسائل است؟ قتاده پاسخ داد: حكم آن را فراموش كرده‏ام. امام پاسخ داد: اشكالى در آن نیست. قتاده گفت: اگر از آن بوى مرده احساس شده باشد؟ امام گفت: اشكالى در آن نیست. زیرا هیچ رگ و استخوانى ندارد و خونى در آن نیست. بلكه از میان سرگین و خون بیرون مى‏آید. سپس فرمود: بو و نسیم به منزله مرغى مرده است كه از آن تخمى بیرون آمده باشد، آیا آن تخم را مى‏خورى؟ قتاده گفت: نه مى‏خورم و نه به كسى مى‏گویم بخورد. امام (ع) پرسید: چرا؟ گفت: چون این تخم از جوجه مرده‏اى به دست آمده است. امام (ع) گفت: اگر این تخم را مراقبت كنى و از آن جوجه‏اى به دست آید آیا آن جوجه را مى‏خورى؟گفت: آرى. امام پرسید: پس چه چیز آن تخم را بر تو حرام كرده بود و این جوجه را حلال؟ سپس فرمود: بوى مرده هم مانند تخم است، پنیر را از بازار مسلمانان و از نمازگزاران بخر و درباره آن تحقیق مكن، مگر آن كه كسى درباره آن چیزى به تو بگوید.

 

برگرفته از کتاب: سیره معصومان

 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

تفسیر حدیثی از باقرالعلوم(ع) توسط آیت‌الله وحید خراسانی

آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید شیعیان در بحث امروز خود گفت: امام باقر (ع) در حدیثی به «جابر بن یزید جعفی» وی را به پنج چیز وصیت می‌كند كه اولین و مهم‌ترین آن‌ها پرهیز از ظلم است.
 
 آیت‌الله حسین وحید خراسانی در درس امروز قواعد فقهیه خود با توجه به ایام شهادت امام باقر (ع) به جای تدریس به بیان برخی از فضائل امام باقر (ع) پرداخت.
آیت‌الله وحید با بیان این كه برای صحبت از امام باقر (ع) ابتدا باید فاصله‌مان با اهل ولایت او معین شود، گفت: نام بردن از امام باقر (ع) آسان است، اما درك معنای «باقر» و رسیدن به مفهوم آن بسیار مشكل است.
وی با اشاره به كمیت و كیفیت علوم منتشره از امام باقر (ع) گفت: تنها «محمد بن مسلم» 16 هزار حدیث از ایشان روایت كرده است كه درك برخی از آن‌ها حداقل احتیاج به یك ماه بحث دارد. به عنوان مثال، امام در حدیثی به «جابر بن یزید جعفی» كه در جلد 75 بحارالانوار آمده است، فرمود: «تو را به پنج چیز وصیت می‌كنم: اگر به تو ظلم شد، تو ظلم نكن!» امام در این حدیث از جابر می‌خواهد كه عنوان ظلم را از لوح وجود خود پاك كند. اگر همین قسمت از حدیث امام رعایت شود، برای اصلاح دنیا و آخرت بشر كافی است.
آیت‌الله وحید با اشاره به قسمت دوم حدیث گفت: امام دراین قسمت می‌فرماید «اگر كسی به تو خیانت كرد، تو به وی خیانت نكن». امام باقر (ع) در قسمت سوم می‌فرماید «اگر تكذیب شدی و تو را به دروغ نسبت دادند، غمگین مشو!»، منظور امام این است كه اگر انسان را نیز ستایش كردند، از این ستایش خشنود نشود. بیان همین لطایف از سوی امام است كه نشان می‌دهد «باقر علوم نبییّن» است.
این مرجع تقلید شیعیان با طرح این سؤال كه چرا امام باقر (ع) ابتدا بحث ظلم را بیان كرد و سپس به بیان خیانت پرداخت، گفت: در كلام معصوم (ع) داریم كه «دِعَامَةُ الْإِنْسَانِ الْعَقْل» یعنی «عقل» عمود خیمه آدمیت است.
همچنین در حدیثی در «مستدرك‏الوسائل» آمده است كه «مَثَلُ الْعَقْلِ فِی الْقَلْبِ كَمَثَلِ السرَاجِ فِی الْبَیْت»، بنابراین نسبت ظلم به عقل مانند نسبت ظلمات به نور است. اگر در انسان، ظلم راه یابد، نور عقل وی خاموش می‌شود. به همین دلیل امام باقر (ع) ابتدا انسان را به پرهیز از ظلم سفارش می‌كند.
آیت‌الله وحید، رسیدن به مرتبه‌ای كه انسان حتی به ظالم هم ظلم نكند را نشان از طهارت تربیت‌شدگان در درگاه الهی دانست و افزود: امام باقر (ع) در ادامه حدیث می‌فرماید كه ای جابر! ولی ما كسی نیست مگر آن كسی كه اگر تمام اهل مصر و بلد جمع شوند، تمام مردم شهر بر خوبی او اتفاق كنند، ابداً خشنود نشود و در او تأثیری نگذارد. اهل ولایت امام باقر (ع) اینچنین هستند.
وی افزود: اگر همین حدیث عملی شود، مقام آدمیت به رفعت و مقامات عالی می‌رسد.
این مرجع تشیع با اشاره به روایتی از پیامبر اكرم (ص) گفت: رسول خدا فرمود: «ای جابر! باید بمانی تا سلام مرا به باقر علم النبیین برسانی.»، اصلاً عمر طولانی جابر نیز به بركت همین دعای پیامبر بود تا سلام پیامبر را به فرزندش ابلاغ كند.
آیت‌الله وحید در پایان تصریح كرد: لقب «باقر» را كسی به امام پنجم، محمد بن علی (ع) داد كه خدا در قرآن درباره او می‌فرماید «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»، یعنی پیامبری كه از روی هوس سخن نمی‌گوید.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: احادیث و روایات، اهل بیت،     | نظرات()

بیانات رهبر انقلاب پیرامون شخصیت امام جواد (ع)

مبتكر بحث‌های آزاد اجتماعى
بحث آزاد كار خوبى است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. این نكته‌ى اول كه بحث آزاد را ما رد نمى‌كنیم بلكه استقبال هم مى‌كنیم .مبتكر بحث آزاد اجتماعى امام جواد صلوات‌الله‌علیه است. البته قبل از امام جواد هم در زمان ائمه بحث زیاد مى‌شد، اما اینى‌كه حالا بنشینند جمعا صحبت كنند امام جواد اول بار این كار را كردند.
02/03/1360

او امام و پیشاهنگ حركت ملت ایران بود
خاطره‌ى خونین 17 شهریور؛ دنباله‌ى درس جاوید فراموش‌نشدنى است كه امام جواد به ما داده است. چرا یك امام بزرگوار در 25 سالگى به شهادت مى‌رسد؟ و دستگاه جبار زمان این ذریه‌ى پیغمبر را بیش از آن تحمل نمى‌كند؟ پاسخ به این سخن را زندگى و شخصیت امام جواد به ما مى‌دهد. او مظهر مبارزه‌ى با باطل بود، او كوششگر براى حكومت الله بود. او براى خدا و قرآن مبارزه مى‌كرد، او از قدرت‌ها نمى‌ترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حركتى بود كه امروز ملت ایران همگى دست به دست آن را تعقیب مى‌كند.
سخنرانى به مناسبت 17 شهریور در مصلى نماز جمعه‌ى تبریز 17/06/1362

زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان
زندگى امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام - امامى با آن همه مقامات، با آن همه عظمت - در بیست‌وپنج سالگى از دنیا رفت. این نیست كه ما بگوییم؛ تاریخ مى‌گوید؛ تاریخى كه غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانى و خردسالى و نوجوانى، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتى پیدا كرد. اینها چیزهاى خیلى مهمى است؛ اینها مى‌تواند براى ما الگو باشد.
گفت و شنود در دیدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 07/02/1377

برنامه‌ریزی هوشمندانه مذهبی
براى مراسم دینى، اعیاد و عزادارى‌ها برنامه‌ریزى هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‌هایى كه اجرا مى‌شود، كاملا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه صحبتى در تلویزیون یا رادیو مى‌كنید؟ راجع به امام جواد، امام هادى، امام عسكرى، امام رضا و دیگر ائمه مطالب خیلى خوبى نوشته شده است. بنده كه عمرم را در این زمینه‌ها گذرانده‌ام، وقتى به این مطالب نگاه مى‌كنم، استفاده مى‌كنم و لذت مى‌برم؛ چرا از اینها استفاده نمى‌شود؟ نوشته‌هاى خوب، تحقیقات خوب و مطالب شیوا و ایمان‌آور در این زمینه‌ها فراوان است.
بیانات در دیدار رئیس و مدیران سازمان صدا و سیما 11/09/1383

درس بزرگ امام جواد(ع)
امام جواد مانند دیگر ائمه‌ى معصومین براى ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگى كوتاه این بنده‌ى شایسته‌ى خدا، به جهاد با كفر و طغیان گذشت. در نوجوانى به رهبرى امت اسلام منصوب شد و در سالهایى كوتاه، جهادى فشرده، با دشمن خدا كرد به طورى كه در سن 25 سالگى یعنى هنوز در جوانى، وجودش براى دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید كردند. همان‌طورى كه ائمه‌ى دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر كدام برگى بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ى مهمى از جهاد همه جانبه‌ى اسلام را در عمل خود پیاده كرد و درس بزرگى را به ما آموخت. آن درس بزرگ این است كه در هنگامى كه در مقابل قدرتهاى منافق و ریاكار قرار مى‌گیریم، باید همت كنیم كه هوشیارى مردم را براى مقابله‌ى با این قدرتها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشكار دشمنى بكند و اگر ادعا و ریاكارى نداشته باشد، كار او آسان‌تر است. اما وقتى دشمنى مانند مأمون عباسى چهره‌اى از قداست و طرفدارى از اسلام براى خود مى‌آراید، شناختن او براى مردم مشكل است. در دوران ما و در همه‌ى دورانهاى تاریخ، قدرتمندان همیشه سعى كرده‌اند وقتى از مقابله‌ى رویاروى با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ى ریاكارى و نفاق بزنند.
بیانات در خطبه‌ى نماز جمعه 18/07/1359

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، سخنان مقام معظم رهبری،     | نظرات()

حكومت و سیاست در سیره امام جواد (ع)

منش و رفتار سیاسی حضرت امام جواد (ع)، پایه هاى امامت را استوار ساخت و خط وصایت و رهبرى را در اهلبیت حفظ كرد, لیاقت و برازندگى آن حضرت را براى امامت امت به اثبات رساند.

شیعیان بطور عموم خصوصاً علویان كه امامان شیعه در رأس آن ها بودند, در عصر خلفاى بنى امیه و عصر خلافت منصور و مهدى عباسى , در بدترین حالت بسر مى بردند, و قیام هاى شیعى یكى پشت سر دیگرى توسط دستگاه حاكم سركوب مى شد, و بطور كلى شیعه بودن جرم بزرگى بود كه بواسطه ى آن , كشتن و زندان و مصادره ى اموال و ویرانى خانه هاى شیعیان , براى دستگاه خلافت امر مشروع و قانونى بود, و امامان شیعه نیز در حال تقیه بسر مى بردند, و ارتباطهاى سیاسى با شیعیان بشكل پنهانى انجام مى گرفت . اما بعد از امام كاظم (ع ) كه فعالیت هاى سیاسى زیر پردهء امامان (ع ) كم كم به ثمر مى رسید, شیعه توانست ابراز وجود نماید و جمعیت شان روبفزونى گرفت . پس از گذشت سالیان درازى كه شیعه هانمى توانستند در مورد امامت امامان ابراز عقیده نمایند, هم اكنون عظمت و منزلت ائمه (ع ) نزد مردم تا بدان جا رسیده بود كه خلفاى عباسى دیدند, نمى توانند بطور علنى و بى پرده عواطف مردم را بر انگیزند, و احساساتشان را جریحه دار سازند و به ائمه (ع ) آسیب برسانند و از طرف دیگر نمى توانستند امامان را بحال خود واگذارند, تا آزادانه و مطابق خواست ];ك ك 5 و اراده خود هر چه مى خواهند بكنند, ازین رو مناسب دیدند در برابر امامان , سیاست جدیدى اتخاذ نمایند. سازش مأمون با امام هشتم (ع ) ـ رهبر و مقتداى شیعیان ـ میزان نفوذ و توان این فرقه را در صحنه هاى فكرى و سیاسى بالا برد, مقر حضرت رضا (ع ) به خراسان و شبكه ى و كلاى آن حضرت و حضرت جواد (ع ) در نواحى و نقاط مختلف مملكت اسلامى , موجب شد كه شیعه ها بتوانند ابراز وجود نمایند, و ارتباطات سیاسى خود را مستقیماً در مقر حج در مدینه و مكه با خود امام جواد و یا با وكلاى آن حضرت برقرار نمایند. شیعیان امام جواد (ع ) در بغداد و مداین , سواد عراق و در مصر در صحنه ظاهر شدند, خراسان و رى بصورت دو مركز بزرگ شیعى درآمد, اینان علاوه بر ارتباط با وكلاى امام (ع ) خود نیز در سفر حج در مدینه و مكه به دیدار امام (ع ) مى شتافتند, بدین ترتیب ارتباط خود را با امام حفظ مى كردند. قم یكى از مراكز اصلى شیعه بود, و در دوران امامت امام جواد (ع ) ارتباط خود را با آنجناب حفظ كرده بود, و در عین حال در آن زمان مردم قم با عاملان حكومتى كه از طرف مأمون مى آمدند, مخالفت مى كردند, و درگیرى هایى را بوجود آوردند, كه موجب آن درخواست كاهش خراج و مالیات بود كه از طرف حكومت پذیرفته نشد, تا این كه با لشكر كشى مأمون توسط على ابن هشام سركوب گردید, ولى باز هم بطور پراكنده براى مدتى ادامه داشت .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

پیامک های تبریک به مناسبت میلاد مسعود امام علی بن موسی الرضا علیه السلام

1. ای پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا رضا
آینه ی قبله نما یا رضا
...
میلاد هشتمین امام، هفتمین قبله و دهمین کشتی نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.


2. السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.


3. امام رضا-ع:
هرگز بر کسی خشم نگیر، از کسی چیزی مخواه و هرچه
برای خودت می خواهی برای دیگران نیز بخواه.
...
میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،
نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا-ع مبارک باد.


4. از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند
با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند
...
میلاد نور مبارک


5. امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن
زیاد از همنوعان را دشمن می دارد.
...
میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،
برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.


6. امام رضا-ع:
هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزی
که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.
...
اگه به مراسم جشن میلاد آقا امام رضا-ع رفتی، ما رو هم دعا کن.


7. به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده ... که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد


8. نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند
...
ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.


9. حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم
...
میلاد نور مبارک


10. امام رضا-ع:
مؤمن کسی است که چون نیکی کند مسرور می شود
و چون بدی کند، استغفار می کند.
...
خدایا بحق این امام همام، شادی و سرور واقعی و دائمی را
در دلهای ما برقرار ساز/آمین.


11. کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را
...
بهترین شادباش ها تقدیم به شما،
بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا-ع


12. شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها


در پایان، این حدیث های عارفانه و زیبا رو به عنوان عیدی به همه ی شما تقدیم می کنم،
شما هم با دقت بخونید و یه کم روشون فکر کنید، چون تو زندگی خیلی کاربردی اند!:


امام رضا-ع فرمود: باید هریک از شماها امر به معروف و نهی از منکر نمایید، وگرنه
شرورترین افراد بر شما تسلط یافته و آنچه که خوبان شما،
دعا و نفرین کنند مستجاب نخواهد شد.


امام رضا-ع فرمود: اولین عملی که از انسان محاسبه و بررسی می شود نماز است، چنانچه
صحیح و مقبول واقع شود بقیه ی اعمال و عبادات قبول میگردد وگرنه مردود خواهند شد.


امام رضا-ع فرمود: دین ندارد، کسی که ورع ندارد.
( ورع یعنی: انجام واجبات الهی و پرهیز از گناهان. ورع مرحله ی بالاتری از تقوا است.)


معولاً خیلی از ماها وقتی مریض میشیم، ناراحت میشیم و صبرمون رو از دست میدیم و حتی
گاهی هم از خدا بخاطر بیمار کردنمون شکایت می کنیم!
اما اگه این حدیث زیبا رو بدونیم یه کم فکرمون باز میشه و درجه ی صبر و تحمل مون بالا میره و
می فهمیم خدای مهربون، تموم کارهاش حکیمانه و از روی حساب و کتابه:


امام رضا-ع می فرماید:
بیماری برای مؤمن، رحمت و موجب پاک شدن است و برای کافر، عذاب و لعنت است،
و بیماری از مؤمن زائل نمی شود تا اینکه گناهی بر گردن او نماند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

هشت شعر از هشت شاعر معاصر برای امام هشتم(ع)

به مناسبت 8/8/88 سالروز میلاد امام رضا(ع)
هشت شعر از هشت شاعر معاصر برای امام هشتم(ع)

 فردا میلاد باسعادت هشتمین امام شیعیان جهان است؛ به همین مناسبت هشت شعر از هشت شاعر معاصر ایران را درباره حضرت رضا(ع) منتشر می‌كنیم.


* میلاد گل سروده نصرالله مردانی
-------------------------------------

میلاد گل به فصل بهاران خجسته باد
آواز دلنواز هزاران خجسته باد

در گلشن همیشه گل افشان سرمدی
رقص نسیم و جوش بهاران خجسته باد

سرزد ز آسمان رضا كوكب و لا
این مژده بر شكسته حصاران خجسته باد

سیراب شد ز ابر كرامت كویر دل
بر دشت تشنه، ریزش باران خجسته باد

ای میر صبح، فاتح اقلیم روشنی
در یاد عشق، فتح سواران خجسته باد

شب را شكسته باده شبگیر آفتاب
گلبانگ نوش‌نوش خماران خجسته باد

میلاد هشتمین گل باغ محمدی
بر پیروان پیر جماران خجسته باد


* چشمانم به من دروغ نمی‌گویند سروده ابوالقاسم حسینجانی
-----------------------------------------------------------------------

قرار ما
حرم توست

هر كه درد ندارد
نباید هم كه بیاید!
چشمانم، به من دروغ نمی‌گویند
خودم دیدم:
خادمان حرم داشتند
بی‌دردی را
- نامردی را-
جارو می‌كردند!

هر چند
درد ما، هم، قابل نیست
و گرنه
- دوری-
این همه به درازا نمی‌كشید!

نشانی كامل تو را
آهو بچه‌هایی
- كه خاطرشان جمع بود-
به خاطرم سپردند؛

و من
صاف پیچیدم
به سمت چشمانت!
ای كاش می‌توانستم
چیزی بگویم-
تا رضا دهی!
رضای من، تویی!
دل‌ها را، آب می‌كنی؛
و گرنه - این همه دریا-
مگر می‌شود
از چشمخانه‌یی بتراود؟!

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، اشعار،     | نظرات()

مهمان امام رضا(علیه السلام) باش!

امام رضا(ع)

امروز می خواهیم با هم به یک مهمانی حقیقی برویم. در این مهمانی کریم ترین خاندان پذیرای من وشماست و ارزنده ترین هدایا و ماندگارترین مهمان نوازی را شاهد خواهیم بود.

امام رضا علیه السلام در حق ما ایرانی ها و مسلمانان سنگ تمام گذاشتند. اگر از ایشان سوال می شد پاسخ سوال را سریع و بدون مقدمه نمی گفتند بلکه دست  پرسشگر را می گرفتند و آهسته و آرام، قدم قدم تا به محضر رسول الله می بردند و جواب را از زبان ایشان تقدیم جان تشنه کامان می نمودند.

بد نیست بدانید احادیث فراوانی از امام رضا علیه السلام رسیده است که ایشان می فرمایند من این حدیث را از پدرم و پدرم از پدر بزرگوارش تا...از امیر المومنین (علیهم السلام) و امیر المومنین از پیامبر اکرم شنیدند و روایت کردند. در واقع امامت همواره متصل به نبوت نشان داده شده است.در کتاب شریف "عیون اخبار الرضا" 352 حدیث به همین ترتیب از امام رضا علیه السلام نقل شده است که امروزدو  در درخشان از این دریای پر گهر تقدیمتان می گردد.

شیطان را بترسان و فرار کن!

می خواهی شیطان از تو بترسد وتو از او نترسی ؟ می خواهی شیطان با دیدنت دمش را روی کولش بگذارد و تا مدتها به تو نزدیک نشود؟ پس این هدیه را از امام رضا علیه السلام پذیرا باش:قال رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم):

  لا یزال الشیطان ذعرا من المومن ما حفظ الصلوات الخمس؛فاذا ضیعهن تجراعلیه واوقعه فی العظائم

ترجمه: تا هنگامیکه انسان بر ادای نمازهای پنج گانه مراقبت می کند ،شیطان از انسان مومن نالان و ترسان است .پس از زمانیکه نمازها را ضایع کند شیطان جرات جسارت پیدا می کند و انسان را در گانهان کبیره می اندازد.

تو هم مستجاب الدعوه شو!

امام رضا(ع)

آیا دلت نمی خواهد دعاهایت برآورده شود؟کار خیلی سختی نیست با خدا باش وهر چه خواهی کن !اگر باور کنی نماز کلید گنج های خداست دیگر کارت درست و تمام است.پس این حدیث زیبا  را بعد از هر نماز به جای آور:

قال رسول الله: من ادی فریضه فله عند الله دعوه مستجابه

ترجمه:پیامبر اکرم فرمودند:هر کس نماز واجبش را به جای آورد ،به دنبال آن در نزد خدا یک دعای مستجاب _به عنوان پاداش _دارد.

حال این تو واین خوان رحمت خدا پس به قدر همت خویش توشه برگیر که فان خیر الزاد التقوی.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آبان 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

امام‌‌معصوم(علیه السلام)بقیّة‌‌الله است

یا بقیت الله

 

بقیه در لغت به معناى باقى مانده، بازمانده و زیادى چیزى آمده است. این واژه از ریشه «ب‌‌ـ‌‌ق‌‌ـ‌‌ى» در برابر فناست، از این رو دربردارنده نوعى ثبات و دوام و به معناى باقى‌‌مانده ثابت و پایدار است.

واژه مذكور نزد عرب به صورت ضرب‌‌المثلى براى خوبى و فضیلت نیز به كار مى‌‌رود: «فلانٌ بقیة‌‌القوم» یعنى آن شخص از برگزیدگان قوم است.

واژه «بقیة الله» در قرآن تنها یك بار و در داستان‌‌حضرت شعیب(علیه السلام) آمده است كه وى پس از برحذر داشتن قوم خویش از كم‌‌فروشى در داد‌‌و‌‌ستدها فرمود: آنچه خداوند براى شما باقى گذارده بهتر است براى شما، اگر ایمان داشته باشید: «بَقِیَّةُ اللّهِ خَیرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنینَ».(هود/11،86) واژه «بقیه» بدون اضافه به «الله» و دیگر مشتقات از ریشه بقاء در موارد متعددى به كار رفته و در آنها از مسائلى چند سخن به میان آمده است؛ مانند لزوم دورى جستن از سود حاصل از ربا (بقره/2،278)، ماندگار بودن خداى متعالى (طه/20،73) و آنچه نزد اوست (نحل/16،96؛ قصص/28،60؛ شورى/42،36)، باقى ماندن آخرت (اعلىَ/87،17) و رزق الهى (طه/20،131) و اظهار شگفتى از نبودن بقایایى از‌‌نسل قدیم كه از فساد در زمین نهى كنند. (هود/11،116)

بررسى آیات یاد شده نشان مى‌‌دهد كه اساساً، بقا و ماندگارى تنها از آن خداى متعالى و اسماى‌‌حسناى وى و چیزى است كه وجهه خدایى داشته: «و یَبقى وجهُ رَبِّـكَ ...»(الرحمن/55،27) یا نزد او باشد: «و ما عِندَاللّهِ باق»(نحل /16، 96) و جز آن از بین رفتنى است:

«كُلُّ مَن عَلَیها فَان» (الرحمن/55،26)، «ما عِندَكُم یَنفَدُ»(نحل/16،96)، چنان كه سودى كه از راه حرام (ربا) به دست آید ناپایدار است: «یَمحَقُ اللّهُ الرِّبوا».(بقره/2،276)

 

مقصود از بقیّة الله در آیه یاد شده (هود/11،86) سود حلالى است كه پس از رعایت پیمانه صحیح و دقیق باقى مى‌‌ماند، از این رو مال* باقى مانده و متمایز از حرام به «الله» اضافه گشته و چنین اضافه‌‌اى حاكى از نوعى شرافت و ارزش است. برخى گفته‌‌اند: مراد از بقیه‌‌الله یا مالى است‌‌كه در دنیا در دست شخص مى‌‌ماند یا ثواب خدا (كه در آخرت به او مى‌‌رسد) یا خشنودى خداست (كه نصیب وى مى‌‌گردد) و در هر سه صورت بقیة الله خیر است، زیرا اگر مراد از بقیة‌‌الله مال باشد خیر

بقیة الله

 بودن آن از این روست كه چنین شخصى كه در داد و ستد خویش به سود حلال بسنده مى‌‌كند، مورد اعتماد مردم واقع مى‌‌شود و معامله او رونق یافته، از این راه درهاى روزى بر روى او گشوده مى‌‌شود و اگر آن را بر ثواب اخروى حمل كنیم، روشن است كه دنیا و آنچه در آن است فانى مى‌‌شود و ثواب و اجر اخروى، جاوید و از این جهت خیر است و اگر آن را به خشنودى خداوند معنا كنیم خیر بودن بقیة اللّه نیازى به توضیح ندارد. برخى محققان، «بقیة‌‌الله» را در آیه یاد شده به قسط و عدل* تفسیر كرده و گفته‌‌اند: خداى سبحان مال را زینت زندگى دنیا مى‌‌داند (كهف/18،46)؛ اما قسط و عدل را جزو بقیة‌‌الله و باقیات صالحات دانسته، مى‌‌فرماید: اگر قسط و عدل را رعایت كنید عدل الهى زنده مى‌‌شود و این براى شما بهتر است و‌‌ مى‌‌ماند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()