تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اهل بیت

امام حاضر و ناظر

 علی(ع) از مسجد برگشت و داخل جایی به نام «قصر» شد، من هم همراه ایشان داخل شدم. ایشان به من فرمود: «ای رمیله! دیدم به خودت می‌پیچیدی». گفتم: بلی، داستان بیماری خود را برای ایشان تعریف كردم. ایشان فرمود: «ای رمیله! هیچ مؤمنی بیمار نمی‌شود مگر اینكه ما هم به خاطر بیماری او بیمار می‌شویم و غمگین نمی‌شود مگر آنكه ما هم در غم او، غمگین می‌شویم و دعایی نمی‌كند مگر آنكه به دعای او آمین می‌گوییم و سكوت نمی‌كند مگر آنكه ما برایش دعا می‌كنیم».
 
 
 
به عقیدة شیعه، با توجّه به دلایل نقلی موجود، امامان معصوم(ع) بر اعمال و احوال همة آفریدگان خدا، چه در روی زمین و چه در آسمان‌ها و منظومه‌ها، آگاهی دارند.

رمیله می‌گوید: در زمان امیرالمؤمنین، علی(ع) سخت بیمار شدم؛ تا آنكه در روز جمعه، قدری احساس سبكی كردم. با خود گفتم بهتر از هر چیز این است كه آبی بر روی خود بریزم و نماز را به جماعت  و امامت حضرت امیرالمؤمنین(ع) اقامه كنم. همین كار را كردم. وقتی حضرت بالای منبر رفت، حال من دوباره بد شد. وقتی امیرالمؤمنین، علی(ع) از مسجد برگشت و داخل جایی به نام «قصر» شد، من هم همراه ایشان داخل شدم. ایشان به من فرمود: «ای رمیله! دیدم به خودت می‌پیچیدی». گفتم: بلی، داستان بیماری خود را برای ایشان تعریف كردم. ایشان فرمود: «ای رمیله! هیچ مؤمنی بیمار نمی‌شود مگر اینكه ما هم به خاطر بیماری او بیمار می‌شویم و غمگین نمی‌شود مگر آنكه ما هم در غم او، غمگین می‌شویم و دعایی نمی‌كند مگر آنكه به دعای او آمین می‌گوییم و سكوت نمی‌كند مگر آنكه ما برایش دعا می‌كنیم».

گفتم: ای امیرمؤمنان! فدایت گردم. این مربوط به كسانی است كه با شما در این مكان هستند. آن كسانی كه در اطراف زمین هستند، چطور؟ فرمود: «ای رمیله! هیچ مؤمنی در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست».1

وقتی چنین توجّهی از سوی امام عصر(ع) به مؤمنان وجود دارد، چه سعادتی بالاتر از اینكه انسان به جای هر چیز، مراقب اعمال خود باشد و برای تعجیل فرج خود آن حضرت دعا كند. بی‌شك، امام بسیار كریم‌تر از آن است كه یاد كنندگانش را فراموش كند. امام زمان(ع) در توقیع مباركشان به شیخ مفید(ره) فرمودند:

«ما به آنچه بر شما می‌گذرد احاطة علمی داریم و هیچ یك از خبرهای شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمی‌كنیم و یاد كردن شما را فراموش نمی‌كنیم».2

تا دل آشفته‌ام، شیفتة روی توست
هر طرفی رو كنم، روی دلم سوی توست
به گرد بیت الحرام، طواف بر من حرام
ای صنم خوش خرام،3 كعبة من كوی توست
دل ندهم از قصور، به صحبت حُسن حور
بهشت اهل حضور، صحبت دلجوی توست
سوز و گذار جهان، از غم غمّازی‌ات
راز و نیاز همه در خم ابروی توست4

امام عصر(ع) هر چند از دیدگان بندگان، غایب است، ولی به شرق و غرب عالم، آگاه است. ایشان از راز پنهان دل مؤمنان با خبر است، آن گونه كه هیچ ظاهر و باطنی از چشمان پر فروغ‌شان پنهان نیست و هیچ‌كس از سلطة ولایت ایشان خارج نخواهد بود.5


فاطمه كارشناس
ماهنامه موعود شماره 102

پی‌نوشت‌ها:

1. بصائر الدرجات، جزء 5، باب 16، ح 1.
2. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 323.
3. ای محبوبی كه با ناز و به آرامی راه می‌روی.
4. شیخ محمّد حسین غروی (معروف به كمپانی)، دیوان شعر، ص 269.
5. سیّد محمّد بنی هاشمی، معرفت امام عصر(ع)، ص 414.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

کوتاه ترین بهار عصمت

شهادت حضرت زهرا

مدینه در انتظار وقوع فاجعه ای سترگ بود و پیامبر در انتظار تحقق وعده ای الهی.

او اینک در آستانه مرگ ایستاده است، کسان و بستگانس همه گرداگرد او، ملتهب و در تاب و تب.

دخت یگانه اش اما از همه بی تابتر.

افول ستاره های اشک بر آسمان گونه زهرا(س) تنها صحنه دلخراشی بود که بیش از هر چیزجان پیامبر(ص) را می آزرد.

براستی چه سخت وغم انگیزاست که کسی پاره ای از وجودش را، میوه دلش را، غرق در طوفان اشک و اه ببیند و طاقت بیاورد.

او اگر لب فرو می بست و به اشاره و ایمایی فلب دختر را آرام نمی ساخت بیم آن بود که مرغ روح از سینه زهرا به آسمان پر کشد.

پس باید چیزی بگوید تا خود و دختر را از این رنج جانگزا برهاند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

واقعه رد الشمس

پیش از آن که به توضیح این ماجرا بپردازیم چند نکته را تذکر می دهیم.

الف: درباره این جریان علاوه بر آن که بیشتر دانشمندان شیعه آن را در کتاب های خویش آورده و تأیید کرده اند[1] بسیاری از کتب معتبر اهل سنت نیز آن را به طرق خویش روایت نموده و مورد قبول قرار داده اند[2] حتی برخی از دانشمندان اهل سنت درباره تأیید این جریان و رد اشکال هایی که به سند یا متن روایت شده کتابی مستقل تألیف کرده اند.[3]

ب: امام علی ـ علیه السّلام ـ حداقل دوبار این اعجاز را به عنوان یکی از فضیلت ها و افتخارات خویش به مخالفان گوش زد نموده و آنان نیز آن را تأیید نمودند یکی در احتجاج با ابوبکر پس از جریان سقیفه[4] و دیگری در روز شورا خطاب به اصحاب شورا[5].

ج: جریان ردالشمس به عنوان یکی از موضوع های مسلم تاریخی در شعر بسیاری از شعرای قرن اول و دوم آمده است[6] از جمله سید حمیری اشعار معروفی در این زمینه دارد[7].

امّا شرح و توضیح این جریان: همانطور که اشاره کردیم این معجزه دوبار اتفاق افتاده است در این قسمت هر دو واقعه را بطور خلاصه از کتاب ارشاد شیخ مفید نقل می کنیم.[8]

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

ارتباط علی(ع) با خضر نبی و شاهان جن


علی ـ علیه السّلام ـ همان گونه که برای جوامع بشری شناخته شده است، برای طایفة جن نیز شناخته شده است. چنان که شیخ مفید نقل کرده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ مأموریت داد تا با گروهی از کفار جن جنگ کند، و علی ـ علیه السّلام ـ با آنها در وادی وغر جنگ نموده و عده‌ای را مسلمان کرد.[1]
مقام و فضایل امیرالمومنین ـ علیه السّلام ـ بسیار برتر است. او بعد از رسول خدا برترین انسان هستی است، قطعاً خضر ـ علیه السّلام ـ به حضور امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ کراراً رسیده است. چنان که در منابع معتبر نقل شده است.[2]

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

بیکاری؛ درد بی درمان

درد

توحید مفضل 22

خدا شناسی در كلاس امام صادق علیه السلام

 

... پایان روز بود و مفضل در "روضه"، میان قبر و منبر رسول خدا نشسته بود. "ابن ابی العوجاء" و دوستش مشغول گفتگو بودند و مفضل حرفهای آنان را می‌شنید تا آنكه صحبت آنان به اینجا رسید كه ابن ابی العوجاء ‏گفت: هیچ پردازش، تدبیر و تقدیری نبوده و آفرینش، صانع و تدبیرگری ندارد، بلكه همه ‏چیز خود به خود و بدون تدبیرِ مدبری پدید آمده و دنیا همیشه چنین بوده و چنین خواهد ‏بود. مفضل سخت از این سخن برآشفت ولی توان مقابله‌ی علمی با آن را نداشت و همین باعث شد تا به سراغ امام صادق -كه سلام و درود خدا برو باد- برود...

 

در 21شماره پیش، كلام دلنشین امام را در عجایت خلقت و تدبیر آفریدگار آن، نوش كردید و اكنون ادامه بحث را پذیرا باشید. برای اطلاع از موضوع بحث و فرایند آن حتماً سری به مقالات پیشین این مجموعه بزنید!

 

نان و آب، عوامل اصلى معاش و حیات آدمى

 

اى مفضل! بدان كه نان و آب اصل و رأس معاش و زندگى انسان به شمار می‌روند. به حكمتها و تدابیر نهفته در آنها بنگر. نیاز آدمى به آب شدیدتر از نیازش به نان است و شكیبایى او بر گرسنگى بیش از صبر او در تشنگى است. این به خاطر آن است كه بدن انسان به آب بیشتر از نان محتاج است. چون آدمى براى نوشیدن، شستن خود و لباس (و ظروفش) و سیراب كردن حیوانات و آبیارى مزرعه به آب نیازمند است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

توسل به حضرت زینب (علیهاالسلام)

حضرت زینب علیهاالسلام

سرت را پایین مى‏اندازى، طاقت این كه سر بلند كنى و به چشمان مادر خیره شوى را ندارى. نگاهت را به گوشه تاقچه روى عكس پدر، كه خیره نگاهت مى‏كند، ثابت مى‏كنى؛ این روزها عجیب دلِ گرفته‏اى دارى!

هنوز نتوانسته‏اى باور كنى كه براى همیشه، خانه‎نشین شده‏اى. وقتى یادت مى‏آید كه درس و مدرسه را براى همیشه مى‏خواهى ترك كنى، دلت مى‏سوزد. احساس مى‏كنى از نوك پا تا سرت تیر مى‏كشد و اندوهى عمیق تو را از بودن، پشیمان مى‏كند.

ـ فوزیه، دخترم! اینقدر به خودت فشار نیار، من تحمّل غصّه‏هاى تو را ندارم.

نگاهت را بر مى‏گردانى؛ به گوشه اتاق كه مادر نشسته خیره مى‏شوى؛ یك لحظه آرزو مى‏كنى كاش پاهایت رمقى در خود داشت و مى‏توانستى بلند شوى، مى‏دویدى و مادر را در آغوش مى‏كشیدى!

آب دهانت را قورت مى‏دهى. بغضى سنگین، گلویت را مى‏فشارد. مى‏خواهى چیزى به مادر بگویى؛ مى‏خواهى چیزى بگویى و درد مادر را كمى تسكین دهى. زبان در دهانت نمى‏چرخد. پرده اشك جلوى چشمانت را مى‏گیرد و چهره شكسته و خسته مادر را تار مى‏بینى.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

سومین مولود خانه وحی

حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب(‏علیهاالسلام) سومین فرزند حضرت فاطمه و حضرت علی(علیهماالسلام) در روز پنجم جمادی‏الاول سال پنجم یا ششم هجری چشم به جهان گشودند. در این زمان، پیامبر اکرم(‏صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند. امیرالمؤمنین (‏علیه‎السلام) نام‏گذاری این کودک را به تاخیر انداختند تا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدینه بازگشتند.

آن حضرت به فرمان الهی نام این مولود مبارک را «زینب» گذاشتند و توصیه فرمودند که این طفل را همواره گرامی بدارید؛ چون او شبیه جده‏اش خدیجه کبری(‏علیهاالسلام) است. یعنی همانگونه که حضرت خدیجه(‏علیهاالسلام) در آغاز بعثت ‏با شجاعت و فداکاری متحمل زحمات زیادی شد تا نهال نورسته اسلام حفظ و بارور شود، حضرت زینب(‏علیهاالسلام) نیز با صبر و ایثار و تحملِ سخت‏ترین فشارها از به خطر افتادن اساس اسلام جلوگیری به عمل می‏آورند.

در توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت زهرا(علیهاالسلام) بودند.

در توصیف آن زینب کبری(علیهاالسلام) می‏گویند: حضرت در وقار و شخصیت چون جده‏اش حضرت خدیجه‏(علیهاالسلام) و در عفاف و عصمت همانند مادرش حضرت زهرا (علیهاالسلام) بودند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

عابده آل علی (علیه‎السلام)

حضرت زینب علیهاالسلام

گرچه تمام عمر حضرت زینب(‏علیهاالسلام) برای حفظ و احیای معارف اسلامی سپری شد، و همه آنها با هدف اطاعت از اوامر الهی انجام می‏گرفت، اما آن حضرت در عبادت به معنی خاص نیز از موقعیت ‏برجسته‏ای برخوردار بودند. و در سخت‏ترین شرایط نیز به طور کامل به انجام وظایف عبادی اهتمام می‏ورزیدند.

امام سجاد(علیه‎السلام) می‏فرماید: عمه‏ام زینب در جریان حادثه کربلا با آن همه مشکلات و مصائب، حتی در شب عاشورا و شب یازدهم محرم نیز نماز شب را ترک نکردند.(1)

امام حسین(‏علیه‎السلام) به اندازه‏ای به خلوص و بندگی زینب اعتقاد داشتند که هنگام وداع، خطاب به ایشان فرمودند: یا اختاه لا تنسینی عند نافلة اللیل(2)؛ خواهرم مرا در نماز شب خود فراموش مکن.

امام سجاد(علیه‎السلام) در جای دیگری می‏فرماید: عمه‏ام زینب در طول راه کوفه و شام، همواره نماز شب را به پا می‏داشت. در برخی از منازل بین راه می‏دیدم که او از فرط خستگی و رنجوری ناشی از آزار دشمن، نمازهایش را در حال نشسته می‏خواند.(3)

همه این وقایع به خوبی از اهتمام و تلاش کامل حضرت زینب(علیهاالسلام) به عبادات خبر می‏دهد و ‏به دلیل برخورداری از این ویژگی بوده که یکی از القاب آن حضرت «عابده آل علی‏ علیه‎السلام‏» انتخاب شده است.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- زینب کبری، فریادی بر اعصار، ص 23 .

2- زینب کبری، ص 62 .

3- زینب کبری، ص 63 .

تنظیم تبیان: گروه دین و اندیشه، فراوری هدهدی .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

مجلس یزید؛ اوج بروز حیای حضرت زینب علیهاالسلام

حضرت زینب علیهاالسلام

«وَ مِمّا یُزِیلَ القَلب عَن مُستَقَرِّها                                                                وَ یَترُکُ زَندَ الغَیظِ فی‏الصَّدرِ وارِیا 

وقُوفُ بَناتِ الوَحیِ عِندَ طَلِیقها                                                                    بِحالٍ بِها تَشجِینُ حَتّی الاَعادِیا(1) 

از مواردی که دل ما را از جا می‏کند و سینه را آتش می‏زند، ایستادن دختران وحی به حال اسارت، در نزد آزاد شده‏های خود با حالت و وضعیتی که دشمنان هم بر آنها اندوهگین شدند؛ است.»

یزید، بزرگان اهل شام و سفرای خارجی را دعوت کرده بود. آنگاه دستور داد که اسیران را وارد کنند. اهل مجلس به دختران و دودمان پیامبر نگاه می‏کردند، که تا دیروز در پسِ پرده عزّت و احترام قرار داشتند و بیگانه‏ای رخسار آنان را ندیده بود.

هنگامی که دعوت شدگان؛ بزرگواری، ارجمندی و حیای این خاندان را به خاطر آوردند، همه از شرم و خجالت چشم بر هم نهادند، ولی در آن جمع، مرد تنومند شامی، با چشمانی از حدقه درآمده به فاطمه دختر امام حسین(علیه‎السلام) می‏نگریست و با نگاه‏های آزمندانه خود می‏خواست او را ببلعد. فاطمه هراسان و لرزان به عمه‏اش زینب(سلام الله علیها) پناه برد.

مردک شامی برخاست و به یزید گفت: یا امیرالمؤمنین! این دوشیزه را به من ببخش! فاطمه در حالتی که از وحشت می‏لرزید، دامن عمه‏اش زینب را گرفت. زینب او را در آغوش گرفت و فرمود: «گمان دروغ بردی و فرومایگی کردی! نه تو چنین حقّی داری و نه یزید!»(2)

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

حضرت زینب (علیهاالسلام)، معلم قرآن

حضرت زینب علیهاالسلام

یك سال پس از استقرار امیرمؤمنان علی (علیه‎السلام) در كوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیده‏ایم كه دختر شما حضرت زینب (علیهاالسلام) همانند مادرش فاطمه زهرا (علیهاالسلام) منبع سرشار دانش و داراى علوم و كمالات است. اگر اجازه دهید در صبح یكى از روزهاى عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم .

حضرت على (علیه‎السلام) اجازه داد تا دختر عالمه‏اش زینب كبرى (علیهاالسلام)، بانوان مسلمان كوفه را آموزش دهد و مشكلات علمى و دینى آنان را حل كند. حضرت زینب (علیهاالسلام) نیز آمادگى خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهاى مقدماتى، جلسه تفسیر قرآن براى آنان تشكیل داده و پرسش‏ها و شبهات آنان را پاسخ مى‏داد. (1)

روزى در یكى از جلساتى كه حضرت زینب (علیهاالسلام) براى زنان كوفى تفسیر مى‏گفت، امیر مؤمنان علی (علیه‎السلام) وارد جلسه شد تا كلاس درس دخترش را از نزدیك ببیند. آن روز حضرت زینب (علیهاالسلام) در مورد تفسیر «كهیعص‏» سخن مى‏گفت.

حضرت على (علیه‎السلام) ضمن اشاره به تفسیر دیگرى از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزى است در مصیبت‎هایى كه بر شما عترت پیامبر (صلى الله علیه و آله) وارد خواهد شد. سپس آن حضرت تمام مصائب كربلا را براى دخترش و حاضرین شرح داد.

حضرت زینب (علیهاالسلام) با شنیدن سخنان پدر متاثر شده و صداى ناله‏اش بلند گردید و فضاى جلسه قرآن تغییر کرد. (2)


پی‎نوشت‎ها:

1- ریاحین الشریعه، ج‏3، ص‏57 .

2- خصائص الزینبیه، ص‏27 .

تنظیم تبیان: گروه دین و اندیشه، هدهدی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()