تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب اهل بیت

شاخه‎ای از درخت نبوت

حضرت زینب علیهاالسلام

برای شناخت مقام علمی حضرت زینب(‏علیهاالسلام) می‏توان به موارد بسیار زیادی استناد کرد از جمله:

- خطبه‏های بسیار بلند و پرمحتوایی که از آن بانوی گرامی به جای مانده است.

- به شهادت همه تاریخ نویسان در کوفه، کلاس‏های تفسیر و آموزش قرآن داشتند و زن‏های کوفه را با قرآن و احکام اسلامی آشنا می‏ساختند.

- راویان بزرگی چون عبدالله بن عباس از ایشان روایت‏های زیادی را نقل می‏کنند که از جمله این روایات خطبه تاریخی حضرت زهرا علیها السلام است‏. این در حالی است که زینب در زمان خوانده شدن این خطبه پنج ‏یا شش سال بیشتر نداشتند و ابن عباس با این عبارت از آن حضرت در روایاتی که از او نقل می‏کند، یاد کرده است: «حدثنی عقیلتنا زینب (5)؛ «بانوی فهیم و اندیشمند ما زینب بر من چنین روایت کردند.»

و برخی از او با تعبیر "حبر" و "بحر" یعنی سرشار از علم و دریای علم یاد می‏کنند. حتی زمانی که در مجلس یزید آن خطبه آتشین را بیان کردند، یزید درباره‏اش گفت: اینان خاندانی هستند که فصاحت و دانش و معرفت را از پیامبر به ارث برده‏اند و آن را با شیر مادر نوشیده‏اند.(6) 

از شیخ صدوق روایت ‏شده است که حضرت زینب(علیهاالسلام) به جهت علم و دانش زیادی که داشتند، از سوی امام حسین‏(علیه‎السلام) نیابت ‏خاص داشت و مردم در مسائل شرعی(حلال و حرام) به ایشان رجوع می‏کردند. در یک مورد نقل شده است روزی امام حسن و امام حسین ‏(علیهماالسلام) درباره بعضی از سخنان پیامبر اکرم‏(صلی الله علیه و آله) با هم گفت‏وگو می‏کردند، حضرت زینب(علیهاالسلام) وارد شدند و در بحث ایشان شرکت کردند و مساله را با تمام صوری که داشت ‏با تفصیل تمام تبیین فرمودند.

امام حسن‏(علیه‎السلام) وقتی این توانایی فوق‏العاده خواهر را دیدند، خطاب به او فرمودند: «انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة»(7)؛ به راستی که تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستی.


پی‎نوشت‎ها:

1- سفینة‏البحار، ج 1، ص 558 .

2- بحارالانوار، ج 45، ص 137 .

3- السیدة زینب، محمود شرقادی، ص 98 .

تنظیم تبیان: گروه دین و اندیشه، فراوری هدهدی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

عفت؛ ارثی برگرفته از مادر

حضرت زینب علیهاالسلام

عفت و پاکدامنی، برازنده‏ترین زینت زنان و گران قیمت‏ترین گوهر برای آنان است. حضرت زینب(سلام الله علیها) از یک سو، به زیبایی درس عفت را، در مکتب پدر آموخت، آن‏جا که فرمود: «ما المُجاهِدُ الشَّهیدُ فی سَبِیل اللهِ بِاَعظَمَ اَجراً ممَّن قَدَرَ فَعَفَّ یَکادُ العَفیفُ اَن یَکُونَ مَلَکاً مِنَ المَلائِکَة؛ مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت دارد، اما عفت می‏ورزد، نزدیک است که انسان عفیف فرشته‏ای از فرشتگان باشد.»(1) و از طرف دیگر، حیای ذاتی حضرت زینب(علیهاالسلام) می‏طلبید که در اوج عفت و پاکدامنی باشد، چرا که بارزترین ثمره و پی‏آمد حیا، عفت و پاکدامنی است.

چنانکه حضرت علی(علیه‎السلام) فرمود: «سَبَبُ العفَّةِ اَلحَیا؛ علت عفت و پاکدامنی، شرم و حیا است.»(2)

و نیز فرمود: «اَصلُ المُرُوءَةِ اَلحَیاء وَ ثَمَرُها العِفَّة؛ به هر اندازه که حیا باشد، عفت و پاکدامنی خواهد بود.»(3)

تربیت خانوادگی، و حیای ذاتی زینب کبری(سلام اللّه علیها) باعث شد تا او عفت خویش را حتی در سخت‏ترین شرایط به نمایش گذارد. ایشان در دوران اسارت و در مسیر کربلا تا شام، سخت بر عفت خویش پای می‏فشرد. مورخین نوشته‏اند: «وَ هِیَ تَستُرُ وَجهَها بکَفِها لانَّ قِناعَها قد اُخِذ مِنها؛ او صورت خود را با دستش می‏پوشاند چون مقنعه‏اش از او گرفته شده بود.(منظور پوشش بالای حجابش مثل چادر است)» شاعر عرب به همین قضیه اشاره کرده و می‏گوید:

وَرِثَت زینَبُ مِن اُمِّها                                                                                  کُلَّ الَّذی جَری عَلَیها وَ صارَ 

زادَت ابنَةٌ عَلی اُمِّها                                                                                  تَهدی مِن دارِها اِلی شَرِّ دار 

تَستُرُ بِالیُمنی وُجُوهاً فَاِن                                                                          اَعوَزَها اسَّترُ تَمَدّ الیَسار 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

عقیل در برابر برادرش على (ع )

یكى از كسانى كه در زمان خلافت امام على (ع ) به معاویه پیوست ، عقیل برادر امام بود. و دلیل پیوستن وى به معاویه هم ، توقع غیر عادلانه عقیل از سهمیه بیت المال بود. روزى از حضرت درخواست نمود كه مقدارى بر سهمش بیفزاید تا بهتر بتواند زندگیش را اداره كند. براى اینكار مقدارى غذا آماده نمود و حضرت را به خانه خود دعوت كرد. پس از اینكه امام به خانه وى آمد، عقیل ابرار فقر و بى چیزى نمود و از على (ع ) خواهش و تمنا كرد كه مقدارى بر حقوقش بیفزاید. امام على (ع ) پرسید: پول این غذا و طعامى كه با آن مرا دعوت نمودى ، از كجا آورده اى ؟ عقیل در جواب امام عرض كرد: بعضى از روزها یك درهم و نیم را خرج زندگى مى كردم و نیم درهم آن را پس انداز مى نمودم و پول این سفره را به این شكل جمع آورى كردم . امام فرمود: با این حال و با این حساب همان یك درهم و نیم براى خرج زندگى تو بس است . چگونه از فقر و تنگدستى و كمى سهم خود شكایت مى نمایى ؟

                                                        

مدتى از این ماجرا گذشت تا این كه عقیل باز هم نزد اما رفت و در مورد افزایش سهم خود پافشارى و اصرار نمود. امام عقیل را به درون خانه برد و آهنى را در شعله آتش گذاشت و سرخ كرد و به عقیل گفت : بگیر. عقیل كه نابینا بود و نمى دانست كه در دست امام چیست ، دست خود را جلو آورد و امام آهن گداخته را بر دست وى گذاشت . عقیل غمگین و مضطرب شد و گفت : اى برادر چرا دست مرا سوزاندى ؟ امام فرمود:

تو كه تحمل این آتش اندك را ندارى ، چگونه روا مى دارى كه من از حقوق مردم بیشتر از آنچه حق تو مى شود، به تو بپردازم و به جزاى آن عیاذ بالله در آتش همیشگى آخرت گرفتار شوم ؟ عقیل وقتى كه وضع را این چنین دید و عدالت سنگین على را لمس كرد، از آن حضرت رویگردان شده و به دمشق نزد معاویه رفت .

رونوشت:نرم افزار شهر الرمضان

كپی از وبلاگ عصر دینداری

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

پاسخ حضرت علی(ع) به چند شوهرى زنان

گروهى از زنان در حدود چهل نفر، گرد آمدند و به حضور حضرت على (ع ) رسیدند، گفتند: چرا اسلام به مردان اجازه چند زنى داده اما به زنان اجازه چند شوهرى نداده است ؟ آیا این یك تبعیض ناروا نیست ؟ حضرت على (ع ) دستور داد ظرفهاى كوچكى از آب آوردند و هر یك از آنان را به دست یكى از زنان دادند. سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف بزرگى كه وسط مجلس گذاشته بودند خالى كنند. دستور اطاعت شد، آنگاه فرمود: اكنون هر یك از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر كنید اما باید هر كدام از شما عین همان آبى كه در ظرف خود داشته بردارید. گفتند: این چگونه ممكن است ؟ آبها با یكدیگر ممزوج شده اند و تشخیص آنها ممكن نیست . حضرت على (ع ) فرمود:

                                     

اگر یك زن چند شوهر داشته باشد خواه ناخواه با همه آنها هم بستر مى شود و بعد آبستن مى گردد چگونه مى توان تشخیص داد كه فرزندى كه بدنیا آمده است از نسل كدام شوهر است این از نظر مرد.

اما از نظر زن . چند شوهرى هم با طبیعت زن منافى است و هم با منافع وى : زن از مرد فقط عاملى براى ارضاء غریزه جنسى خود نمى خواهد كه گفته شود هر چه بیشتر براى زن بهتر، زن از مرد موجودى مى خواهد كه قلب آن موجود را در اختیار داشته باشد، حامى و مدافع او باشد. براى او فداكارى نماید، زحمت بكشد و پول در بیاورد و محصول كار و زحمت خود را نثار او نماید و غمخوار او باشد. علیهذا چند شوهرى نه با تمایلات و خواسته هاى مرد موافقت دارد نه با خواسته ها و تمایلات زن .

منبع: نظام حقوق زن در اسلام ص 345.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

لذت دنبال نون دویدن!

کارگر
توحید مفضل 21
خدا شناسی در كلاس امام صادق علیه السلام
... پایان روز بود و مفضل در "روضه"، میان قبر و منبر رسول خدا نشسته بود. "ابن ابی العوجاء" و دوستش مشغول گفتگو بودند و مفضل حرفهای آنان را می‌شنید تا آنكه صحبت آنان به اینجا رسید كه ابن ابی العوجاء ‏گفت: هیچ پردازش، تدبیر و تقدیری نبوده و آفرینش، صانع و تدبیرگری ندارد، بلكه همه ‏چیز خود به خود و بدون تدبیرِ مدبری پدید آمده و دنیا همیشه چنین بوده و چنین خواهد ‏بود. مفضل سخت از این سخن برآشفت ولی توان مقابله‌ی علمی با آن را نداشت و همین باعث شد تا به سراغ امام صادق -كه سلام و درود خدا برو باد- برود...
در 20شماره پیش، كلام دلنشین امام را در عجایت خلقت و تدبیر آفریدگار آن، نوش كردید و اكنون ادامه بحث را پذیرا باشید. برای اطلاع از موضوع بحث و فرایند آن حتماً سری به مقالات پیشین این مجموعه بزنید!

خواب و راز در هم آمیختگى راست و دروغ آن

اى مفضل! درباره خوابها و حكمت درهم آمیختگى راست و دروغ آن نیك بیندیش. اگر تمام خوابها راست و صادق بود همه مردم پیامبر (و از اخبار غیب آگاه) بودند و اگر تمام آنها نادرست و كاذب بود، چیزى زاید و بى معنى بود و سودى نداشت. از این رو گاه راست است و مردم از آن سود می‌برند و با آن به سوى نیكى می‌روند و از بدى پرهیز می‌نمایند و بسیارى از آنها نیز دروغ است تا بر خوابها اعتماد كامل نشود.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

مجلس شیرینی خوران

شیرینی قرابیه

دشوارترین سختی‏ها یا شیرین‏ترین شیرینی

 

اگر یادتان باشد در مسابقه حدیث‏شناسی، این کلام نورانی را به شما تقدیم نمودیم که «حدیثنا صعب مستصعب، لا یحتمله ملک مقرب و لا نبی مرسل، و لا مومن امتحن الله قلبه للایمان»

ترجمه: کلام، خاندان اهل بیت بسیار دشوار و سنگین است به گونه‏ای که هیچ فرشته‏ی مقربی و هیچ پیامبر و هیچ مومنی که خداوند ایمان قلبی او را آزموده باشد نمی‏تواند آن‏را تحمل کند.

بله، سخت‏ترین سخت‏ها تحمل و درک این حدیث است. آیا جواب و معنای این حدیث را می‏خواهی بدانی. پاسخ این سوال را از زبان امام حسن عسکری- علیه‏السلام- تقدیمتان می‏نماییم.

شیخ صدوق روایت می‏کند که بعضی از شیعیان مدائن معنای این حدیث را از امام حسن عسکری علیه‏السلام پرسیدند. امام حسن عسکری علیه‏السلام- در جواب این‏گونه جواب دادند:

«معنای آن این است که فرشته آن سخنی را در دل خود نمی‏تواند نگه دارد، تا آنکه آن را به فرشته‏ای مانند خود باز گوید و پیامبری نمی‏تواند تحمل کند تا به پیامبری مانند خویش منتقل کند و مومنی آن را تحمل نمی‏کند تا آن را به مومنی مانند خود برسانند معنایش آن است که آنچه در سینه اوست، از بس شیرین است نمی‏تواند آن را در دل خود نگه دارد تا به دیگری بگوید. »1

کام جانتان با کلام شیرین گوارا باد. پس دیگران را در احادیثی که می‏دانید به شیرینی دعوت کنید.

اصلاً مجلس شیرینی خوران بر پا کنید .

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: سلطانی- دین و اندیشه


1-فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسکری علیع السلام

نوشته شده در تاریخ شنبه 29 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

این شعر غلط است: ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار

توحید مفضل 20

خدا شناسی در كلاس امام صادق علیه السلام

 

... پایان روز بود و مفضل در "روضه"، میان قبر و منبر رسول خدا نشسته بود. "ابن ابی العوجاء" و دوستش مشغول گفتگو بودند و مفضل حرفهای آنان را می‌شنید تا آنكه صحبت آنان به اینجا رسید كه ابن ابی العوجاء ‏گفت: هیچ پردازش، تدبیر و تقدیری نبوده و آفرینش، صانع و تدبیرگری ندارد، بلكه همه ‏چیز خود به خود و بدون تدبیرِ مدبری پدید آمده و دنیا همیشه چنین بوده و چنین خواهد ‏بود. مفضل سخت از این سخن برآشفت ولی توان مقابله‌ی علمی با آن را نداشت و همین باعث شد تا به سراغ امام صادق -كه سلام و درود خدا برو باد- برود...

 

در 19 شماره پیش، كلام دلنشین امام را در عجایت خلقت و تدبیر آفریدگار آن، نوش كردید و اكنون ادامه بحث را پذیرا باشید. برای اطلاع از موضوع بحث و فرایند آن حتماً سری به مقالات پیشین این مجموعه بزنید!

یاد

عدم آگاهى انسان به مدت عمر خود

اینك اى مفضل! در عدم آگاهى انسان به مدت عمرش اندیشه كن. اگر او به عمر كوتاهش پى می‌برد، هیچ لذتى نمی‌برد و با علم به مرگ و انتظار آن، زندگى براى او گوارا و شیرین نبود. چنین كسى همانند شخصى است كه مالش نابود شده و یا در شرف نابودى است و احساس فقر و نابودى مال، او را هراسناك كرده. حال آنكه آثار و عواقب ناگوار شناخت پایان عمر بمراتب از آثار و نابودى مال بزرگتر و دشوارتر است؛ زیرا كمبود مال جبران شدنى است و این امر باعث آرامش نسبى شخص می‌گردد. ولى كسى كه به پایان پذیرى عمر یقین و باور داشته باشد اگر چه عمرش ‍ طولانى شود، هیچ امیدى ندارد.

نیز اگر شخص به طول عمر و بقاى خود اطمینان بیابد، در دریاى لذات و معاصى غرق می‌گردد. او به این امید كه در پایان عمر توبه خواهد كرد همواره در رسیدن به شهوات می‌كوشد. بى شك خداى جل و علا از این عقیده خشنود نیست و آن را از بندگانش نمی‌پذیرد. اگر تو غلامى داشته باشى كه یك سال خشم و نارضایتى تو را باعث شود و یك روز یا یك ماه خشنودت سازد. آیا از او می‌پذیرى؟ بى تردید نمی‌پذیرى و تا وقتى كه در همه كار و همه وقت فرمان تو را نبرد و سفارشت را گوش فرا ندهد، او را بنده اى صالح نمی‌شمارى.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

تفسیر قرآن از زبان امام حسن عسکری

امام عسکری علیه السلام

تفسیر «بسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم»

 

از مقدّمه تفسیر، چنین به دست می‏آید که ناقل و شنونده تفسیر امام حسن عسکری، دو نفر بوده اند.

محمد بن علی بن محمد بن جعفر بن دقّاق می‏گوید: روایت کردند برای من دو شیخ فقیه، ابوالحسن محمّد بن احمد بن علی بن حسن بن شاذان و ابو محمد جعفر بن علی قمیاز شیخ فقیه، «ابوجعفر ابن بابویه قمی» که او فرمود: روایت کرد برای ما محمّد بن قاسم مفسّر استرآبادی خطیب، از ابویعقوب یوسف بن محمد بن زیاد و علی بن محمد بن سیّار (و کانا من الشّیعة الامامیّة) که می‏گویند:

پدران ما شیعه امامی بودند و در شهر ما (استرآباد) زیدی‏ها غالب بوده و ما تحت حاکمیّت امام زیدیّه، حسن بن زید علوی ملقّب به «داعی الحق» بودیم. او به اندک بهانه‏ای شیعیان را به قتل می‏رسانید؛ لذا برای حفظ جان، پدران ما همراه خانواده خود، شهر را به مقصد سامرّا ترک کردند. در آنجا در یکی از کاروانسراها اقامت کرده و سپس خدمت امام حسن عسکری رسیدیم. چون ما را دید، فرمود:

«مرحبابالآوین الینا...؛ خوش آمدید ای کسانی که به ما پناهنده شدید! خداوند سعی شما را بپذیرد و شما را در امان قرار دهد و از شرّ دشمن حفظ کرده، پس به شهر خود در کمال امنیت و آرامش باز گردید.»

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()

همه حرفهای امام رضا

عیون اخبار الرضا

معرفی کتاب عیون أخبار الرضا

 

نویسنده:

این کتاب نوشته شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى (305 - 381 هجرى).

نویسنده از دانشمندان برجسته و چهره هاى سرشناس و از راویان شیعه در قرن چهارم هجرى به شمار مى آید.

 

موضوع:

روایات مربوط به امام رضا علیه السلام.

شیخ صدوق در این كتاب روایت هاى پیرامون امام رضا علیه السلام و مجموعه روایاتى كه از آن حضرت روایت شده را جمع آورى كرده است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت، معرفی كتاب،     | نظرات()

آدمهای درخت پرست

درخت

اصحاب رس كیانند

امام رضا "علیه السلام" فرمود: مردى از اشراف قبیله بنى تمیم بنام عمرو سه روز پیش از شهادت امیرالمؤ منین "علیه السلام" به حضور آن حضرت رسید و عرض كرد: اى مولاى من تقاضا دارم داستان اصحاب رس را براى من بیان فرمایید تا بدانم آنها در چه عصر و زمانى زندگى مى كرده اند و سرزمین آنها در كجا بوده است و پادشاه آنها چه كسى بوده است؟ آیا خداوند پیغمبرى براى آن قوم مبعوث فرموده و به چه علت آنها به هلاكت رسیدند؟ زیرا كه در قرآن كریم آز آنها نام برده شده ولى شرح حال آنها بیان نشده است.

امیرالمؤ منین على "علیه السلام" فرمودند: پرسشى نمودى كه پیش از تو كسى از من سؤ ال ننموده و بعد از من نیز كسى خبر آنها را به تو نخواهد گفت مگر آنكه از من حدیث كند. بدان اى مرد در كتاب خدا هیچ آیه اى نیست مگر آنكه تفسیر آنرا من مى دانم و حتى موقع نزول و شاءن نزول آن را مطلع هستم سپس به سینه مبارك خود اشاره نموده و فرمودند: در اینجا علم و دانش بى پایانى است اما جویندگان آن بسیار كم هستند و بزودى وقتى كه دیگر مرا در بین خود نبینند پشیمان خواهند شد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: اهل بیت،     | نظرات()