تبلیغات
مذهبی فرهنگی - مطالب تصوف و عرفان

رسوائی خانقاه

احمد باقریان ساروی

قطبهای خانقاه سالیان متمادی به اسم حقیقت مردم ساده‌لوح را گرد خود جمع کرده بودند.

بزرگترین معجزه قرن به تحقق پیوست، فریادهای اسلام‌خواهی و انقلابی مردم مسلمان ایران نظام طاغوتی شاهنشاهی را سرنگون و پرده از چهره‌های تزویر و خیانت زدوده شد. سناگویان طاغوت و نوکران حلقه‌ به گوش آمریکا از انقلابیون و مجاهدان فی سبیل الله مشخص گردیدند. آنان که از شریعت و طریقت سخن میگفتند معلوم شد که حقیقتشان چیزی جز نوکری طاغوت و حمایت از ظالمان و ائمه کفر نیست

در اینجا نمونه‌های از عملکرد روحانیت شیعه در برابر دستگاه طاغوت را بیان کرده تا خواننده عزیز خود به داوری نشسته و آن را با عملکرد خانقاهیان و مدعیان رهبری طریقت مقایسه نماید.

در ایام سیاه ستمشاهی ـ که جوانان و علمای راستین اسلام به عنوان زندانی سیاسی در زندانهای طاغوت شکنجه می‌شدند ـ خانقاه بیدخت سالروز تولد شاه و تاجگذاری او را جشن می‌گرفت، و روز 21 فروردین و 15 بهمن هر سال مجلس دعا برای طاغوت زمان محمدرضا شاه گرفته و پیام‌های تبریک و تلگراف می‌فرستادند.

اما روحانیت گناباد ـ و من جمله نویسنده کتاب ـ به دنبال خدمت به مردم و پرهیز از سناگویی شاه بودند، به طوری که در اکثر روستاها از هر کس سؤالی درباره مسجد و حمام، حسینیه یا کتابخانه می‌شد مردم پاسخ می‌دادند: روحانیت گناباد و مخصوصاً حاجی مدنی با پول و کمک مردم این بناهای خیریه را ساخته‌اند.

خانقاه بیدخت نیز به جای خدمت به مردم به دنیال آن بود که به هر طریقی که امکان دارد مرا در یکی از جلسات دعا برای شاه برده تا موقعیت اجتماعی و مردمی مرا لکه‌دار نمایند، زیرا مردم چنان نفرتی از شاه داشتند که هر کس در جلسات مربوط به او شرکت می‌کردند به طور کلی آبرو و شخصیت اجتماعی خود را از دست می‌داد.

آری نه تنها رهبران خانقاه افتخار ـ و بلکه بهتر بگویم لکه ننگ نوکری و سناگویی شاه را داشتند بلکه تلاش می‌کردند تا دیگران را نیز در این ننگ سهیم گردانند، بنده همیشه قبل از فرا رسیدن روزهای جشن یا دعا برای شاه به مسافرت می‌رفتم.

اما یکسال بر اثر آنکه 21 فروردین مسادف با یازدهم محرم بود نتوانستم مسافرت بروم. عصر روز عاشورا نیز آقای هوسمی که فرماندار بود، و رئیس شهربانی آقای شیخ‌الاسلامی، و رئیس ژاندارمری آقای جوانمرد و آقای دیمی رئیس اداره اوقاف پای منبر بنده در حسینیه گناباد آمده و پس از سخنرانی تقاضا کردند که فردا صبح مجلس دعا برای شاه در مسجد جامع منعقد است و شما نیز شرکت کنید، فرماندار اضافه نمود که: چون جلسه دعا برای شخص اول مملک است باید شرکت کنید.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 مرداد 1389    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

فساد اخلاقی به مهمانی درویشان بوی باروت و دینامیت داد

مردی كه اعلام می‌كرد مسئول یك خانقاه دراویش از همسرش سوءاستفاده جنسی كرده است، با بستن دینامیت و نارنجك به خود قصد انتقام‌جویی داشت، كه در نهایت توسط پلیس دستگیر شد، گزارش لحظه به لحظه خبرنگار اجتماعی فارس كه در محل حادثه حضور یافته بود را می‌خوانید.

به گزارش فارس، شب گذشته آرامش و سكوت محله وحدت اسلامی معروف به شاه‌پور با انفجار چندین نارنجك در یك خانقاه دارویش نعمت‌اللهی به هم ریخت و مردم این محله 3 ساعت دلهره‌آور را پشت سر گذاشتند.

شب گذشته مردی با بستن نارنجك و دینامیت به خود، وارد خانقاه دارویش شد و بزم شبانه آنان را به هم ریخت، هنوز هم سفره شام و كاسه‌های آبگوشت این مهمانی در محل حادثه پهن بود اما مهمانان همه رفته بودند.

فردی 48 ساله كه به شدت عصبانی بود با همراه داشتن یك قبضه كلاشینكف، كلت كمری، تعداد زیادی نارنجك و دینامیت‌ قصد داشت ‌خانقاه را منفجر كند.

این فرد به محض ورود به خانقاه 2 نفر را به ضرب گلوله مجروح و یكی از نارنجك‌ها را نیز منفجر كرد، این اقدام ‌باعث ایجاد رعب و وحشت میان ساكنان محل‌ و باعث ‌شد موضوع به پلیس 110 گزارش داده شود.

نیروهای پلیس پس از حضور در صحنه، متوجه شدند چندین نفر در خانقاه حضور دارند و هر لحظه امكان انفجار وجود دارد و جان افراد حاضر در محل در خطر است به همین دلیل برای نجات مهمانان خانقاه، با قرار دادن یك نردبان مهمانان را از طبقه دوم ساختمان به بیرون هدایت ‌‌كردند اما هنوز دلهره و اضطراب ادامه داشت.

فرد مسلح 25 سال عضو فرقه نعمت‌اللهی بوده و با هدف انتقام جویی از مسئولان این فرقه دست به این اقدام زده بود. این فرد مطالبی را درباره برخی مدیران خانقاه مطرح می‌كرد كه محور اصلی آن فساد اخلاقی بود.

نوشته شده در تاریخ جمعه 20 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان، اخبار عمومی،     | نظرات()

فرقه ها،صوفیه و مداخله در مسائل سیاسی

زیر پرده عرفان و معنویت در پی دکان سازی و جلب عوام الناس و فریب آنها هستند.

- یکی از مهم ترین انتقاداتی که به فرقه صوفیه گنابادیه و دیگر فرقه های نعمت اللهی وارد است، مسئله مداخله در مسائل سیاسی می باشد، حال آنکه شعار این فرقه، جدایی دین از سیاست و عدم مداخله در مسائل سیاسی است.

سوال این است : لم تقولون ما لا تفعلون . چرا بر خلاف شعارتان عمل می کنید....!؟
دخالت های شما در مسائل سیاسی اجتماعی مشهود است، از جمله :

1. فعالیت های سیاسی، در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری 1388 در ایران

2. بیانیه های متفاوت و زیادی که بر علیه نظام و یا به نفع فرقه خود صادر می کنید

3. توهین به مراجع

4. وارد کردن اتهامات به مسئولین نظام

5. راه انداختن قائله در کشور (از جمله قائله شهر مقدس قم)

6. هیاهو های سیاسی دروایش ماجراجو

7. حمایت از برخی رجال سیاسی

8. شکایت به سازمان ملل و بیاینه های مختلف در زمینه نقض حقوق بشر

9. راه اندازی وب سایت ها و وبلاگ ها به صورت گسترده برای تبلیغ تصوف و تضعیف نظام

10. راه اندازی مراکز هنری آموزشی در استانها و شهرستانها برای فعالیت های فرقه

11. همایش های گوناگون درباره شخصیت های صوفیه در ایران برای تبلیغ فرقه

و ....
بنابراین، نفاق این سالوسان ریاکار و دورو بسیار واضح است که زیر پرده عرفان و معنویت در پی دکان سازی و جلب عوام الناس و فریب آنها هستند، از جمله فرقه صوفی گنابادی که بر خلاف اعتقاد و شعارشان عمل می کنند.

همچنین صوفیه به این سوالات هم پاسخ دهد ....

(البته باید گفت که طرح این سوالات از باب استفهام توبیخی و انکاری است نه برای پاسخ گرفتن، چراکه صوفیه پاسخ روشنی برای این سوالات ندارند)

1. نظر خود را راجع به مراجع تقلید و آیات عظام صریحاً بیان نمایید. البته معلوم است که مرام و طریقت تصوف به علت تباین فاحشی که با تشیع دارد با مراجع تقلید و مسئله تقلید از مراجع عظام در زمان غیبت مخالفت دارند.

2. آیا شما معتقد به حلول، اتحاد و یا وحدت وجود باطل هستید یا خیر؟ نظر خود را اظهار نمایید. (منظور، وحدت وجود مصطلح تصوف است)

3. خرقه پوشیدن یعنی چه و مدرک دقیق آن را از مبانی اسلام بیان نمایید.؟

4. اگر ممکن است، سلسله ارشادی خود را با ذکر مذهب آنها برای ما روشن نمایید. البته روشن است که شما صوفیان نمی توانید خود را شیعه معرفی نمایید چراکه سرسلسله های شما سنی مذهب بوده اند.

5. درباره روایاتی که در مذمت صوفیه رسیده و در کتب حدیثی، موجود است چه نظری دارید؟ البته هر توجیهی در اینباره از سوی شما مردود است چراکه قبلا به آنها پاسخ داده شده.

6. درباره حسن بصری و سفیان ثوری چه نظری دارید؟ آیا از مفاخر شما می باشند یا خیر؟ لطفا برخورد آن ها با امام علی و امام صادق _علیهما السلام_ را برای ما بنویسید. (البته از روی انصاف و مستند)

7. آیا همه شما اعم از قطب و غیره، تا آخر عمرتان، به قوانین دین و شریعت عمل می کنید یا بعد از مدتی قوانین و رسوم شریعت از شما برداشته میشود؟

8. آیا شما امامت را شخصی می دانید یا نوعی؟ یعنی ولایت را فقط مخصوص دوازده امام معصوم می دانید یا خیر؟ درباره ی امام زمان (عجل الله فرجه) چه می گویید.

9. به کسی که سرسپرده او هستید چرا قطب می گویید مقام و موقعیت او و مدرک انتصاب او به قطبیت و ولایت را به طور واضح بنویسید.

10. آیا مرشد ولی امر است یا خیر، و مدرک این که مرید باید همانند میّت در دست غسّال در اختیار مرشد قرار بگیرد، چیست؟ و مرشد از چه مقامی اجازه ارشاد گرفته.

11. آیا غیر مسلمان ها در نظر شما پاک اند یا نجس، عقیده و مدرک خود را بیان نمایید. البته با اعتقاد شما به « صلح کل » بعید می دانیم همانند شیعیان و مسلمانان، کفار را نجس بدانید.

12. مدرکِ رقصِ سماع خود را از متون و آموزه های دینی، بیان نمایید.

13. شما با چه مدرکی، افرادی همچون فیض کاشانی، ملا صدرا، مجلسی اول و .... را به خود منتسب می نمایید؟ در حالیکه آن ها متصوفه را رد نموده و مطالبی در بطلان آن نوشته اند.

14. آیا همه فرق صوفیه بر حق و همه اقطاب، ولیّ هستند یا یک فرقه بر حق است؛ و بقیه باطل؟ لطفا معین نمایید. (بعید است جواب روشنی داده شود)

15. چرامساجد را ترک کرده و به خانقاهی که موسس آن مسیحی است پناه برده اید، خواهشمندیم شرافت خانقاه بر مسجد را بنویسید.

16. راه شناسایی قطب حقیقی و بر حق بودن آن قطب از میان اقطاب کدام است؟ لطفا روشن نمایید.

17. آیا قطب امام است یا نایب امام یا بالاتر از امام یا معاند با امام، در هر حال اقطاب قبلی چگونه بودند؟ توضیح دهید.

18. آیا می شود قطب را امتحان کرد یا از او دلیل و استدلال خواست یا خیر؟ چرا و چگونه؟

19. آیا صحیح است تمام عبادات و معاملات مرید با اجازه قطب باشد؟ چه مدرکی در آیات و روایات بر این اعتقاد دارید؟

20. آیا مهدویت، در مرام شما نوعی است یا شخصی؟ و غایب بودن یا ظاهر بودن امام در مرام شما به چه معناست؟(بر اساس چه مدرکی، معتقد به امامت نوعی می باشید)

21. روی چه معیاری، اقطاب، عنوان « شاه » را پسوند القاب خود قرار می دهند؟

22. آیا قطب مفترض الطاعه و لازم الخدمة و لازم الحفظ است یا خیر؟ برای چه و روی چه معیار؟

23. آیا خصائص پیامبر یا خصائص ائمه از جمله « عصمت » و « غیره »، به قطب هم اختصاص دارد یا خیر؟

24. سند و مدرکِ « الشریعة اقوالی و الطریقة افعالی و الحقیقة حالی » و همچنین سند و مدرک روایاتی که راجع به عشق بیان می کنید کدام است؟ برای ما بنویسید.

25. آیا مرام ها و سلاسل دیگر تصوف، مورد تایید شماست یا نه؟ و اگر نیست، چه دلیل و مدرکی بر حقانیت فرقه خود و باطل بودن دیگر فرقه های صوفیه دارید؟

26. آیا این حرف درست است که تا زمانیکه کسی به قطبیّت نرسد، درهای حقیقت به روی او باز نمی شود؟ لطفاً مدرک ارائه دهید و آیا این حرف صحیح است که همه اسرار، پشت پرده ی قطبیت است و پیش از آن چیزی نمودار نیست بلکه آنی الحصول است؟ مدرک ارائه دهید.

27. قطب با چه مجوزی، عشریه، فطر و نذر را از مریدان گرفته و باقی اموال را بر مریدان حلال می نماید. آیا او شارع است و از طرف خدا دستور گرفته است؟

28. روشن کنید که در صوفیه مُشرِّع (تشریع کننده احکام) کیست؟ قطب؟ با چه مجوزی؟ شیخ مجاز؟ با چه مدرکی؟ .... مگر در اعتقاد شیعه غیر از پیامبر اکرم _صلی الله علیه و آله_ و دوازده امامان معصوم _علیهم السلام_ کسی می تواند مشرّع احکام باشد؟

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 آذر 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

عرفان کیهانی شفاعت به اهل بیت را نشانه رفته است

نماینده سابق ولی فقیه در دانشگاه تبریز:
عرفان کیهانی شفاعت به اهل بیت را نشانه رفته است

خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه های تبریز گفت: عرفان کیهانی شفاعت به اهل بیت را نشانه رفته است.



حجت الاسلام مجتبی نظری، استاد حوزه و دانشگاه های تبریز و مسؤول سابق نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه تبریز در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری رسا در این شهر به تشریح فعالیت و نظریات عرفان کیهانی در تبریز پرداخت.

وی با بیان اینکه مدعیان عرفان با نام عرفان کیهانی فعالیت های خود را به صورت گسترده ای ترتیب داده اند، گفت: این افراد به نام دین و مقدسات در مجالس مذهبی نیز نفوذ کرده اند.

وی با بیان اینکه این افراد با ادعای درمان بیماری های ناعلاج و درمان نازایی به عنوان دلیلی برای حقانیت خود استفاده می کنند، تاکید کرد: این در حالی است که نتایج مشخصی از ادعاهای این افراد در دست نیست.

مسؤول سابق نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه تبریز با انتقاد از سکوت وازرت علوم پزشکی دراین باره گفت: مسؤولان بهداشتی با عدم موضع گیری در این مورد مردم را سرگردان ساخته اند، در حالی که تائید یا رد ادعاهای این افراد را باید به مردم اعلام کنند.

استاد حوزه و دانشگاه های تبریز با اشاره به موضع گیری این گروه در مورد شفاعت و توسل به اهل بیت گفت: عرفان کیهانی شفاعت به اهل بیت را نشانه رفته است.

وی تاکید کرد: اهل بیت به عنوان راهبر و نیز شافع در مذهب تشیع مطرح هستند، در حالی که مدعیان عرفان کیهانی تنها مقام راهبری را برای ایشان قایل هستند.



پایان خبر - خبرگزاری رسا

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 خرداد 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

دانلود چند فیلم از فرقه منحط گنابادی

سجده و ركوع بر قطب این فرقه   (حجم 7.06 MB )

 

محجوبی از مشایخ بزرگ این فرقه    (حجم 7.23 MB )

 

مردانی از مشایخ بزرگ فرقه گنابادی   (حجم 8.07 MB )

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1388    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

معروف كرخی اولین قطب فرقه ضاله صوفیه ذهبیه را بهتر بشناسیم

این مقاله با نگاهی تازه به زندگی، آثار، احوال و افکار معروف کرخی می کوشد:1
. ابعاد مختلف زندگی فردی، اجتماعی، تربیتی، عبادی و عرفانی معروف را روشن سازد.
2. ارتباط معروف کرخی با امام رضا (ع) را به استناد منابع رد کند؛
3. تاثیر پذیری معروف را از صابئیان معلوم سازد؛
4. گفتار و اقوال و ادعیه معروف را بررسی و تحلیل نماید؛
5. نقش معروف را در تکوین تصوف اسلامی از زهد به تصوف روشن نماید؛
6. انعکاس داستان های وی را در ادب فارسی نشان دهد.این مقاله با اتکا به منابع معتبر درباره معروف نگاشته شده و ضمن بحثی کوتاه به نقد منابع درباره معروف می پردازد.

مقاله با حجم 300 کیلوبایت را از اینجا دانلود کنید



با تشکر از وبلاگ خاکیان ناسپاس
و
سایت خوب همکلاسی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

عاقبت ارتباط صوفی و بهایی(جزئیات تخریب خانقاه اصفهان)

بالاخره بعد از سال ها مسئولین به خود جرات دادند و بجز مقبره درویش ناصرعلی که در فهرست یونسکو است، کل ساختمان صوفی های اصفهان را تخریب نمودند. البته اینکار شبانه انجام شد و تعدادی نیز در این میان دستگیر شدند.


صبح روز بعد وقتی صوفیان به محل آمدند و ساختمان را تخریب شده دیدند شروع به فراخوانی همدیگر نمودند و با جمع شدن تعدادی زیادی از صوفی ها درگیری بین نیروی انتظامی و صوفیان آغاز شد چرا که دراویش گنابادی با پرتاب سنگ به سمت ناجا قصد داشتند کلانتری آن محل را تصرف کنند و البته با اینکار تعدادی از مامورین جان بر کف نیروی انتظامی را مجروح کردند.

البته سنگ پراکنی صوفیان گریبان مردم محل را هم گرفت و تعدادی از آن ها نیز مجروح شدند و شیشه های منازل و اتومبیل های آنان هم شکسته شد.

دروایش گنابادی در این محل سالیان درازی بود که مشغول برگزاری آیین و مراسمات خودشان بودند. اما چند وقتی بود با بهاییان نیز ارتباط گرفته بودند و پای بهاییان نیز به این مکان باز شده بود و آنان نیز به برگزاری جلسه در این مکان می پرداختند.



این مسئله باعث شد چند باری به مسئولین این فرقه تذکر داده شود و ولی مورد توجه قرار نگرفت و همین بی توجهی باعث شد ساختمان آنان در عین ناباوری تخریب شود.



البته بنابر گفته های برخی مسئولین استانی که در محل حاضر شده بودند، اداره کل اطلاعات استان اصفهان تمامی فعالیت های صوفی ها و بهاییان را در این مکان زیر نظر داشته و متوجه شده است در این مکان به کارهای جاسوسی نیز پرداخته می شود و بهاییان توانسته اند صوفی ها را برای جاسوسی اجیر کنند. زیرا این مکان به چند مرکز نظامی حساس نزدیک بوده و به راحتی میتوانستند فعالیت های آن مرکز نظامی را رصد کنند.



اما آنچه در این میان قابل توجه است حضور بهاییان و صوفیان با همدیگر در آوارهای ساختمان تخریب شده می باشد و البته در بعضی مواقع حضور بهاییان بیش از صوفیان بوده است. و این نشان از فعالیت کثیف بهاییان در این محل بوده است.



نکته قابل توجه دیگر اینکه مردم آن محل نیز از این واقعه خوشحال بودند و به مسئولین برای این حرکت تبریک می گفتند. شادی مردم از این جهت بود که به چشم می دیدند چگونه عده ای با برداشت غلط از دین اینگونه در گمراهی هستند و حتی بعضا اینجا را به محلی برای فساد تبدیل میکردند تا راحت تر جوانان را جذب نمایند.



انشاالله روزی خبر برچیده شدن بهاییان را نیز بشنویم چرا که مقصر اصلی در این برنامه نیز آنان بودند و دراویش گنابادی با طناب پوسیده آنان به چاه رفتند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 9 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

خانقاه اصفهان تخریب شد

خانقاه دراویش گنابادی واقع در تخت فولاد اصفهان، صبح روز چهارشنبه 30 بهمن امسال (1387) تخریب شد. این مکان که همانند دیگر مکان های غصبی توسط دراویش گنابادی به عنوان خانقاه انتخاب شده بود و برای حساسیت زدایی همچون دیگر خانقاه های فعال کشور مانند خانقاه احمدیه و مهدویه دزفول، نام «حسینه» را بر آن گذارده بودند، پس از عدم توجه و اعتنا سران آن به اخطارهای مکرر اداره اوقاف و شهرداری اصفهان مبنی بر تخلیه و ترک این محل، با اقدام قاطع شهرداری اصفهان مواجه شدند که منجر به تخریب کامل این خانقاه گردید. شایان ذکر است این تخریب بدون هیچ گونه درگیری صورت گرفت که خود دلیلی بر غصبی بودن محل خانقاه می باشد.
قابل توجه «اداره اوقاف» و «شهرداری دزفول»!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اسفند 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

فرقه نقشبندیه

فرقه های سنّی تصوف در ایران


قسمت اول


فرقه نقشبندیه


تاریخ فرقه نقشبندیه، به اوائل قرنهای اسلامی برمی گردد و در طول سده های گوناگون، نام آن تغییر یافته است. در این طریقه، گرچه شاه نقشبند شهرت بیشتری دارد، اما نقشبندیان، به پیش از او می رسند و طریقه او، در حقیقت، دنباله فرقه « خواجگان » است.


خواجه بهاءالدین محمد بن محمد اویسی بخاری مشهور به شاه نقشبند، متولد روستای « قصر عارفان » در یک فرسنگی شهر بخارا، به سال 718 قمری و متوفا در همانجا به سال 791 قمری است. وی گرچه دست پرورده سید امیر کلال (772 قمری) بود، اما در واقع اویسی و مستفید از روحانیت صوفی « خواجه عبدالخالق غجدوانی » است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدوانی افزود و با الهام از روح او، مأمور به تلقین « ذکر خفی » شد و ذکر جهر را منسوخ کرد.

در این فرقه، سالک مبتدی باید 11 اصل ذیل را رعایت کند :

1. هوش در دم       

2. نظر بر قدم       3. سفر در وطن     
4. خلوت در انجمن      5. یادکرد       

6. بازگشت       7. نگاهداشت        

8. یادداشت       9. وقوف زمانی       

10. وقوف عددی     11. وقوف قلبی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

انتسابات دروغین (قسمت سوم)

کتاب حدیقة الشیعه مقدس اردبیلی


سوال: عده ای در انتساب کتاب حدیقة الشیعه به مقدس اردبیلی تشکیک نموده اند، آیا این کتاب از مقدس اردبیلی است یا خیر؟


پاسخ: به طور قطع چون سران فرقه های گوناگون تصوف نتوانسته اند مراتب زهد و تقوا و درجات علمی و معنوی مقدس اردبیلی (قدس سره) را انکار نمایند و آن بزرگوار نیز در طعن و لعن صوفیه مطالب فراوانی در حدیقة الشیعه دارد. لذا کوشش نموده اند تا انتساب این کتاب را به مقدس اردبیلی نفی نمایند،  چنان که معصوم علیشاه شیرازی در کتاب « طرائق الحقایق » جلد 1،ص 186،درباره حدیقة الشیعه چنین نوشته است:


« بر حسب تحقیق این کتاب از مقدس نیست لوجه عدیده ».


در حالی که فقهای گرانقدر و علمای علم رجال کتاب حدبقة الشیعه را از تألیفات مقدس اردبیلی دانسته اند، مانند « شیخ حر عاملی » در کتاب: « امل الآمل »، جلد 2،ص 23 و آیت الله العظمی خوئی در کتاب: « معجم رجال الحدیث » جلد2، ص 225 چاپ بیروت و حاج آقا بزرگ تهرانی در کتاب: « الذرّیعة الی تصانیف الشیعه » جلد 6،ص 385 و محدث قمی در کتاب: « مشاهیر دانشمندان اسلام »، جلد 4، ص 242 ، « ترجمه ی الکنی و الالقاب » و میرزا محمد تنکابنی در کتاب: « قصص العلماء »، ص 342 و محدث نوری در کتاب: « مستدرک الوسایل رحلی » جلد3، ص 393 و علامه ممقانی در کتاب: « تنقیح المقال » جلد 1، ص 80 و علامه محمد طاهر قمی در کتاب: « ملاذالأخیار » و علامه محلاتی در کتاب: « کشف الاشتباه »،ص 276 و علامه خوئی در « شرح نهج البلاغه »، جلد 13، ص386.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 15 بهمن 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()