متن سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین محرابی درباره تصوف با اشاره به فعالیت فرقه ضاله ذهبیه در دزفول (قسمت دوم)

صوفی نهاد دام و سر حقه باز كرد
بنیاد مكر با فلك حقه باز كرد
صوفیان جمله حریفند و نظر باز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
كجاست صوفی دجال فعل ملحد شكل
بگو بسوز كه مهدی دین پناه رسید
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
شطح و تامات به بازار خرافات بریم
اما اینها اینشو كه نمی‌گن، می‌یان یك شعر عرفانی رو پیدا می‌كنن یك حرف عرفانی رو پیدا می‌كنن، فلان آیت الله و مرجع تقلید، فلان كس و همه رو می‌چسبونن می‌گن اینا صوفی بودن. از ادبیات استفاده كردند كم كم رشد كردند و بعد فرقه‌ها راه افتاد. جریان ملامتیه، قلندرها و بعدها فرقه‌ها رشد كرد تا اینكه در قرن هشتم نور الدین نعمت الله ولی مشهور به شاه نعمت الله اهل حلب سوریه بود رفت در مصر شاگرد یك سنی به نام ابو عبدالله یافی كه اصلا ناصبی است. تصوف رو از اون گرفت و به عنوان خلیفه اون مرشد، آمد وارد ایران شد. آمد در ایران در كرمان و فرقة نعمت اللهیه رو در ایران بنیان نهاد. حالا خود شاه نعمت الله رو ما الان با صوفیها كه دعوا می‌كنیم می‌گیم آقا این چیه. می‌گن مثلا همون نماینده امامه، همون قطب ماست. می‌گیم حالا مكتبش چیه؟ میگه شیعه خالص. می‌گیم خب خودش تو دیوانش می‌گه:
ره سنی گزین كه مذهب ماست ورنه گمگشته‌ای و در خللی
رافضی كیست؟ دشمن بوبكر خارجی كیست؟ دشمنان علی
هر كه او چار یار دارد دوست، امت پاك مذهب است و ولی
دوستان صحابه ام به تمام یار سنی و خصم معتزلی
یا می‌گه:
گویند مرا چه كیش داری؟ بی‌خبران چه كیش دارم
از شافعی و ابوحنیفه ایین خویش كیش دارم
اینها همه بر طریق جدند. من مذهب جد خویش دارم

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

متن سخنرانی حجه الاسلام و المسلمین محرابی درباره تصوف با اشاره به فعالیت فرقه ضاله ذهبیه در دزفول

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد رب العالمین و صلی....
قال رضا(ع): من ذكر عنده الصوفیه و لم ینكرهم بلسانه و قلبه فلیس منا و من ینكرهم فكانما جاهد بین یدی رسول ا... .
به دلیل اینكه وقت خیلی فشرده شد و ساعت برنامه تغییر كرد مجبوریم كه بحث‌ها رو خیلی خلاصه و MP3 خدمت دوستان عرض كنیم. خیلی از مباحث تو ذهن من بود الان دیگه فرصتش نیست. قصد داشتم در ابتدا وارد جریان شناسی فرقه‌های مختلف در دنیای معاصر بشم. چون معمولاً شناخت یك جریان نیازمند مطالعه محیط بیرونی و درونی آن است. خیلی وقت‌ها اعتقاد یك جریان رو می‌شناسیم اما چون از حواشی اون جریان اطلاع نداریم وارد عرصه مقابله با اون جریان می‌شیم و بعد هم شكست می‌خوریم. انشا ا... بحثمون رو شروع می‌كنم سعی می كنم خیلی خلاصه بگم جزوه‌ای هم دوستان در اختیارتون قرار دادن سعی شده تو جزوه مباحثی كه به درد دوستان می‌خوره مطرح بشه ولی خب شناخت دقیق یك جریان 1200 ساله نیازمند مطالعه بسیار بیشتر، عمیقتر و دقت در مباحث است. یك نكته را من خدمت دوستان عرض كنم. امروز در دنیای فعلی وضعیت شیعه وضعیت مطلوبی است. از آن جهت كه تشیع به شدت در دنیا در حال گسترش می باشد و مرزهای همه تفكرات بشری رو به هم ریخته. و اینكه می‌بینید به بهانه‌های مختلف به ما حمله می‌شه دلیل عمده‌اش فقط همینه كه قدرت تشیع داره جهان رو تسخیر می‌كنه. برای مقابله با این جریان راه‌های مختلفی طراحی شده و كارهای مختلفی انجام شد. از برخوردهای نظامی گرفته تا بحث هجمه فرهنگی و مسائل اخلاقی. ولی جواب خیلی زیادی نداده. در یك مرحله ای جواب داد، حداقل سرعت رشد رو كند كرد. تقریبا از سال 70-71 بحث عوض شد نوع تهاجم عوض شد اینكه مقام معظم رهبری فرمودند شبیخون فرهنگی بعضی از مسئولین شبیخون رو فقط در حد نازل آن یعنی بحث فیلم و ماهواره و كتاب و بعضی از این چیزها دیدند. اون هم در حیطه مسائل اخلاقی، در حالی كه شاید عمده‌ترین بخش تهاجم بخش حمله عقیدتی به مذهب تشیع بود و مكتب تشیع. طراحی عجیبی شد یك جریان هماهنگ از اون سال 70-71 و 72 در كشور شروع شد. رشد زیادی پیدا كرد. در مرزهای ما وهابیت شروع كرد به فعالیت جدی. مشكلات خاصی رو بوجود آورد كه بعد نمودش را در این چند ساله ما بیشتر دیدیم و الان به مراحل حتی امنیتی كشیده شده. بهائیت كه شما هیچ وقت از بهائیت در ایران صدایی نمی‌شنیدید به دلیل این كه از قبل از انقلاب علما طوری با این جریان در ایران مقابله كرده بودند كه جرأت نمی‌كرد یك شخص خودش رو بهائی معرفی كنه كار به جایی رسید كه از سال 76 ، 77 و 78 و این چند سال گذشته هی رشد بیشتری كردند بچه‌های این‌ها رو حتی در مدارس ما اون روزهای اعیادشون از عمد مرخصی گرفتند. یعنی گفتند ما مرخصی می‌خواهیم كه می‌خواهیم بریم مثلا در فلان عیدمون شركت كنیم. برنامه طراحی شده بود. مسیحیت همین طور. بحث‌های عرفان‌های نو و فرقه‌های نو و صوفیه هم به همین شكل. بعضی از این فرقه‌ها كه شاید 100 سال خاموش شده بود چراغشون، دوباره چراغشون روشن شد. الان یكی از خطرات جدی كه ما رو تهدید می‌كنه بحث فرقه‌های داخلی است. یعنی فرقه‌هایی كه درون خود تشیع اند و از درون تشیع رو داره تخلیه می‌كنه. چه در داخل كشور و چه در خارج كشور این كار رو كردن. در خارج كشور گاهی وقتها گزارش‌هایی می‌رسه آلمان، فرانسه و بعضی از كشورهای اروپایی حتی كشورهای آفریقایی اون جاهایی كه می‌دیدن عده‌ای مسلمان می‌شن و شیعه می‌شن یا از اهل سنت رو كه شیعه می‌شن می‌رن سراغ اونها و اونها رو سعی می‌كنن تبدیل كنن به صوفی. چرا؟ به خاطر ویژگی‌های تصوف كه الان من انشا الله وارد می‌شم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 14 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

تاریخچه تصوف

در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( 110-53 هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و ... نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود .
تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند .
بسیاری از جنبشهای ایرانیان علیه تشکیلات حکومتی و دستگهاههای دولتی از همان قرون اولیه اسلامی تا دوره کار آمدن صفویان درقرن دهم هجری – قمری توسط اهل تصوف به وقوع پیوسته است ، خصوصا" که تشیع درعمق تعالیم و معانی خود قیام علیه جور و احقاق حق را تقویت می کند .

تصوف :
1.تعریف تصوف : مسلکی است که با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلک عقیده دارند که دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفکر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوک می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد .
2.
معانی واژه صوفی ، صوفی به معنای پشم یا پشمین است و اهل تصوف به مناسبت پوشیدن چنین جامعه هایی بدین نام شهرت یافتند
3.
منشا تصوف : درباره منشا تصوف عقاید مختلف است
       ‌أ.
نظریه اول : عده ای معتقدند تصوف منشعب از مذهب بود می باشد
       ‌ب.
نظریه دوم : بعضی تصوف را از فلسفه و مخصوصا " فلسفه افلاطونی اقتباس شده می دانند
       ‌ج.
نظریه سوم : عده ای عقیده دارند تصوف کشورهای اسلامی از امور خارجی سرچشمه نگرفته بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده است این مسلک به وجود آید
       ‌د.
نظریه چهارم : دیگر اینکه خود صفویه همه این عقاید و افکار را ناستوده می دانند و می گویند این گونه انتسابات به فرقه صوفیه گناه بزرگی است ، آنها می گویند تصوف عبارت است از لبّ عصاره و باطن قرآن و احادیث پیغمبر .0بنابر این در مسلک صوفیان ، شریعت نقطه خروج است و رهبر انسان است برای وصول به حقیقت
4.عقاید صوفیه :
       1.
پیروان این مسلک عقیده دارند که خداوند بوده است و بقیه امور نبود . چنانچه مولوی می گوید : ما عدمهائیم و هستی ها نما بر وجود مطلق و هستی ما .
       2.
راز پوشی یکی از دیگر عقاید فرقه صوفیه است و می گویند چون هر کسی نمی تواند از حقیقت این مسلک وقوف یابد در نتیجه اظهار و عقاید صوفیه برای این دسته از مردم و نه تنها سودی در بر ندارد بلکه زیانی واهم مشاغل می شود .
       3.
عقیده سوم : عواطف و احساسات صوفیه همیشه با احساسات عواطف سر و کار دارند و با ذوق و عشق حلاجی قی کنند و با عقل چندان مشورتی ندارند .
       4.
خویشتن پرستی و تنفر از آن صوفیه از خویشتن پرستی متنفرند .

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()

صوفیگری انحرافی خطرناك

یزدان نصر

ائمه اطهار(ع) را می‌توان اولین مخالفان تصوف دانست. برای نمونه به برخی از این احادیث و روایات توجه می‌كنیم:


امام رضا (ع) فرمود: «کسی که به نزد او نامی از صوفیه برده شود و نسبت به آن‌ها ابراز تنفر و مخالفت نکند، از ما نیست و کسی که آنان را انکار نماید چنان است که در رکاب پیامبر(ص) با کفار جهاد کرده است.»


مردی از اصحاب ما به امام صادق(ع) عرض کرد: در زمان ما دسته‌ای پیدا شده‌اند که به آن‌ها صوفیه گفته می‌شود. شما درباره آن‌ها چه می‌فرمایید؟ امام(ع) فرمود: «آنان دشمنان ما هستند. هر کس به سوی آن‌ها اظهار تمایل کند، از آن‌ها محسوب می‌شود و با آن‌ها محشور. زود است که عده‌ای از مدعیان دوستی ما اهلبیت نسبت به آن‌ها تمایل خواهند نمود و خود را تشبیه به آن‌ها کرده و به نام و لقب آن‌ها ملقب خواهند شد و گفته‌های آنان را تأویل و توجیه خواهند کرد. آگاه باش، هر کس به آن‌ها تمایل نماید، از ما نیست و من از او بیزارم و هر کس نسبت به آنان ابراز مخالفت و انکار و آن‌ها را رد نماید، مانند کسی است که پیش روی پیامبر(ص) با کفار جهاد کرده باشد.»


یكی از اصحاب امام ‌هادی(ع) نقل می‌كند كه روی با امام در مسجد النبی بودم، عده‌ای از اصحاب به خدمتش رسیدند. مدتی بعد جماعتی از صوفیه وارد مسجد شدند و در گوشه‌ای به حالت دایره‌ای نشستند و شروع به گفتن لا اله ‌الا ‌الله نمودند. امام ‌هادی(ع) فرمود: «به این مردم فریبکار توجه نکنید. این‌ها هم‌ پیمانان شیاطین و ویران‌کننده مبانی دین هستند.»


از امام صادق(ع) پرسیدند: «ابوهاشم کوفی (مؤسس تصوف) چگونه آدمی است؟» فرمود: «وی شخص فاسدالعقیده‌ای بوده و او همان کسی است که مذهبی را بدعت گذارد که آن را تصوف می‌نامند و وی این مذهب را پناهگاهی برای عقیده زشت و ناپسند خود قرار داد.»


رسول اكرم(ص) ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود: «ای اباذر! در امت من افرادی خواهند آمد كه در تابستان لباس پشمی می‌پوشند و این كار را برای خود فضل و مقام می‌پندارند. لعنت ساكنان آسمان و زمین بر این‌ها باد!»


و اما فقهای عصر حاضر به اجماع صوفیه را دارای انحرافات فراوان می‌دانند و می‌گویند باید به شدت از آنها پرهیز نمود.  علمای گذشته نیز نه تنها با صوفیه قویا مخالفت داشته‌اند، بلكه در رد آن‌ها نیز كتاب‌ها نوشته‌اند. سلطان الواعظین شیرازی -رحمه الله- در كتاب فضایح الصوفیه 120 كتاب علمی و تحقیقی از علمای بزرگ را ذكر می‌كند كه هر یك به رد صوفیه پرداخته‌اند. اجمالا در بین علمای درگذشته بزرگانی چون حسین بن سعید اهوازی،  ابوسهل نوبختی،  قطب راوندی،  شیخ مفید،  شیخ طوسی،  شیخ طبرسی، ابن ندیم،  علامه حلی، صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)،  مقدس اردبیلی، شیخ حر عاملی، شهید اول، شهید ثانی،  قاضی نور الله شوشتری، شیخ بهائی، علامه مجلسی، ملا محمد صالح مازندرانی سمعانی، ملامحسن فیض كاشانی، علامه وحید بهبهانی، ملا محمدی مهدی نراقی، ملا احمد نراقی، علامه بحرانی، میرزای قمی، ملاعلی‌اكبر اژه‌ای، میرزا جواد تهرانی، ملا محمد طاهر قمی، سید نعمت الله جزائری، سلطان الواعظین شیرازی، علامه محمد تقی جعفری تبریزی، شهید مرتضی مطهری، ... كه هر یك استوانه‌هایی در تشیع بوده‌اند، بر خلاف صوفیه رعایت دستورات شریعت را برای رسیدن به حقیقت تا پایان عمر واجب می‌دانند و صوفیه را منحرف دانسته و آن‌ها را رد كرده‌اند. برخی از این بزرگان كتب خود را تماما در مقابل سلك صوفی‌گری و یا رد آنان تالیف كرده‌اند، كه در پی‌نوشت تنها نام كتاب آمده است. زیرا كتاب تماما در مقابل صوفیه نوشته شده است. اما در برخی دیگر هدف كتاب چیز دیگری بوده و در قسمت‌هایی صوفیه را رد كرده است، كه در پی‌نوشت به صورت دقیق مشخص شده است كه در كدام قسمت این كتاب‌ها صوفیه تخطئه شده‌اند.


شایسته است در این‌جا اشاره‌ای كنیم به سخنان محی‌الدین ابن عربی، بزرگ عالم عرفان نظری كه شاید كمتر هم اهل علوم فقهی بوده است، در مورد لزوم پایبندی به شرع و مذمت صوفیه.


ابن عربی می‌گوید: «شریعت هرگز كنار نمی‌رود. زیرا آن بهترین سخن گویندگان و بهترین اعتقاد معتقدان است.»  مساله اعتقاد و التزام به شریعت بارها توسط ابن عربی تصریح شده است.  و اما در مذمت صوفیه ابن عربی می‌گوید: «بعد از مراسم سماع به یكدیگر تبریك می‌گویید، در حالی كه فرشتگان به جهت از دست دادن دین و ایمانتان به شما تسلیت می‌گویند. به جهت این اعمال از خدا حیا نمی‌كنید؟! در تسخیر و قبضه شیطان بودید و بازیچه دست او. با این همه ذوق می‌کردید و لذت می‌بردید. از همه بدتر در حالی كه ادعا می‌كنید با خدا و در خدا هستید، شطحیات  بر زبان می‌رانید.»  و نیز در جای دیگر می‌گوید: «رقص و پایکوبی  لایق حضرت حق نیست. رقص کنید و بدانید که تنها رقاصید و بدانید که هنوز در مرحله نفسانیات باقی هستید و اگر قبول ندارید، پس دروغ‌گو هستید.»


و اكنون می‌پردازیم به آن‌چه عرفای معاصر به صراحت در مورد صوفیه گفته‌اند. در این جا قصد معرفی این عارفان راستین را نداریم، چه قلمی توان معرفی آن‌ها را ندارد. اما از خواننده تقاضا داریم در صورتی كه این بزرگان را نمی‌شناسد، مطالعه‌ای جزیی در مورد شخصیت آن‌ها بنماید كه هر چند تا حدی ضعیف ببیند آن‌ها كه بوده‌اند و چگونه با گمنامی به عنوان آیات و نشانه‌های الهی بر روی زمین در حركت! بدون شك حرف این بزرگان برای همه حجت است و راهنمایی آشكار! این بزرگواران كسانی بوده‌اند كه خود قطب عرفان و فلسفه بوده و حتی عده‌ای از جهال با آنان مخالفت می‌كردند و می‌بینیم كه حتی اینان نیز صوفیه را به شدت رد كرده‌اند.


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 دی 1387    | توسط: امین    | طبقه بندی: تصوف و عرفان،     | نظرات()