نماز باران
قحطی شده بود. مردم در تنگنا بودند. آسمان حتی از قطره آبی دریغ میورزید. جویبارها و رودها خشك شده بود. گیاهی توان روییدن نداشت. گرسنگی و تشنگی، امان مردم را بریده بود. برای لقمة غذایی، برای تكّه نانی، مردم حتی به جان هم میافتادند. آنقدر قحطی سخت بود كه خبر آن به كاخ معتمد عباسی هم رسید، تا جایی كه خلیفه دستور داد مردم به نماز استسقا برخیزند.مردم جمع شدند و برای طلب باران به مصلّیٰ رفتند، نماز خواندند و دعا كردند، امّا باران نیامد. روز دیگر هم رفتند، باز هم نماز خواندند، این بار هم از باران خبری نبود و زمین در حسرت قطرة آبی میسوخت. روز سوم باز هم مردم جمع شدند و نماز خواندند. دیگر از انتظار خسته شده بودند. زن و مرد، پیر و جوان، چشمانشان را به آسمان دوخته بودند و دعا میكردند، امّا این بار هم باران نیامد.
در چهارمین روز، جاثلیق، پیشوای اسقفان مسیحی، همراه مسیحیان و راهبان به صحرا رفت. در میانشان راهبی بود كه هر گاه دست خود را به سوی آسمان بلند میكرد، بارانی درشت فرو میریخت. زمین پس از عطشی طولانی، لب تر كرد. فردای آن روز نیز جاثلیق همان كار را كرد. باران شروع به باریدن كرد؛ آنقدر بارید كه زمین سیراب شد. آب در هر جویباری جاری گشت و رودهای خشك پر آب شدند. دانهها سر از خاك برداشتند، شادی و شور به میان مردم بازگشت و دیگر نیاز به باران نداشتند.
تبلیغات
در قرن 16 میلادی در تمام کشورهای اروپایی، حجامت امری متداول و رایج بود. پزشکان معروفی در این قرن از جمله Fallopio و Vidius و Dallacroce هر کدام ابزار خاصی جهت حجامت ابداع کرده بودند. معروفترین پزشک قرن نوزدهم آلمان به نام «کریستف وبلی بالدهوفلند» امر حجامت را درمانی معجزهآسا برای بیماریهای چشم، ریه، قلب، عروق و بیماریهای درد پشت توصیه میکرد. از اوایل قرن بیستم تا به امروز، عمل حجامت عمدتاً از سوی مراکز درمان طبیعی انجام میگیرد و بعضی از پزشکان طبّ جدید هم به این امر مبادرت میورزند.
رسول جعفریان
روزى از روزها نامه اى براى امام محمّد جواد علیه السلام نوشتم و سؤ ال كردم : حضرت ذوالكفل علیه السلام - كه پیامبر الهى است - نامش چه مى باشد؟ و آیا او از پیغمبران مرسل بوده است؟
پس از جریانهاى دردناك و ستمهایى كه به فاطمه زهرا علیهاالسلام شد، امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیهالسلام، خانهاى را در قبرستان بقیع - كه در سمت شرقى مدینه و بیرون از شهر بود - براى فاطمه علیهاالسلام ساخت كه به آن بیت الاحزان مىگفتند. این خانه كه خانه اسرار فاطمه (ع) است، در كنار قبور ائمه بقیع قرار داشت؛ تا آن كه در سال 1344ق. همزمان با تخریب بارگاه ائمه، توسط وهابیان، ویران گردید.
در ایران اوّلین كسانی كه برای دیدنِ من به عنوان زائر عتبات به منزل ما آمدند؛ دو نفر سیّد بودند. آنها را به اتاق راهنمایی كردم و خودم برای وسایل پذیرایی رفتم، وقتی داشتم به اتاق برمیگشتم؛ جلوی درِ اتاق، پردهها كنار رفت و حالتِ مكاشفهای به من دست داد در حالی كه سفره به دستم بود حدود بیست دقیقه در جای خود ثابت ماندم.
مدیر : 