صف اول نماز جماعت امامزاده صالح تجریش -امام زاده بالاشهری های تهرانی- نشسته ام!درست پشت سر امام جماعت مشغول نافله عشا، گوش است دیگر نمی توانم جلوش رو بگیرم، می شونم که یک نفر نشسته کنار امام و از او می پرسد :«... یک حالتی که الهام می شه، یک حالتی که هر اتفاقی که می خواد بیفته متوجه می شود[یا می شوم]!» -اونقدرها هم بلندنمی گفت که من درست بشنوم ولی هر چه بود یک حس خاص الهی برای خودش یا یکی از آشنایانش پیش آمده بود. کارشناس مذهبی و مَحرَمی که انتخاب کرده بود،«حجت الاسلام ادیبیان» امام جماعت حرم امامزاده شمال شهری است! چندان برایم جذاب نیست، که بدانم چه می گوید، نمازم تمام شده، جورابهایم را پا می کنم! اولا که فضول نیستم ثانیا از این مسائل زیاد پیش می آید! وقتی یکی از دوستانم که ابن الآخوند است می گفت یک چند سالی است تعداد آدمهایی که نزد پدرم می آیند و می گویند شاهد خورشیدی هستند که از غرب طلوع می کند و امثال آن زیاد شده است! تعجب نکردم! حتی خودم شاهد بودم که حضرت آیت الله حسن زاده آملی نقل می کرد که یک کاسبی نزد ایشان رفته و گفته که هنگام اذان و اقامه بعد از گفتن اشهد أنّ علی ولی الله صدا از زاویه دیوار مقابل می آید که و أشهد أنّ فاطمه حجه الله علی الحجج!
البته گفتن این مطالب نزد مردم عادی ممنوع شده است، چرا که اولا تخصص و ورودی به این مسائل ندارند و از دیگر سو این تجارب معنوی کاملا شخصی و زمان مند است و برای غیر، باعث انحراف اذهان می شود! تبعا علمای ربانی و فقهای وارسته که خود صاحبان این کرامات و این مقامات هستند می توانند فرد را از شیطانی بودن و یا رحمانی بودن این حالات روحی و غیرجسمی که بر دیگران پوشیده است، خبر دهند!
اما چه کنیم که اطرافیان مرجع عالیقدر و فیلسوف و فقیه و شاگرد برجسته امام، در قم هم چون دل کوچک من قدرت نگه داری راز و امانت مردم را نداشته اند. مثل منی که چهار ساعت بعد از شنیدن آن چندجمله آنها را در وبلاگم نقل می کنم! او فیلمش را منتشر می کند!
بعد از سالها هنوز این مسئله حل نشده است که چرا احمدی نژاد ماجرای «دیده شدن هاله نور در کنار او توسط یکی از حضار و نقل آن برای آیت الله جوادی آملی» را انکار می کند؟ این بار آقای کروبی که نقش ترمز بریده را در سه قلوهای افسانه ای بازی می کند، مطرح شد؟ با آب و تاب و بالا و پایین و ... سایت آینده نیوز هم زحمت کشیده فیلم را با دو استنکار احمدی نژاد در برابر خبرنگاران داخلی و خارجی منتشر کرده است! سایت آینده همان بازتاب سابق چون دیگر دوستان صداقت سنج، ایمان احمدی نژاد را نفی و کذّاب بودن او را اثبات می کند!!!
در مقدمه بالا همه حرف آمده است! ولی جهت فهم بیشتر مخاطبانی که چندان با قلم و بیان نگارنده آشنا نیستند اضافه کنم: اگر محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک چنین ماجرایی بر او گذشته باشد، باید آن را برتریبون ها نقل کند و مردم را با آن بفریبد، یا بهتر است نزد عالم و کارشناسی بازگو کند تا او را راهنمایی کند!
جهت یادآوری باید گفت دقیقا همان هایی که این قصه را نقّّالی می کنند، خودشان هم بر این طبل می کوبند که مملکت را نمی توان با خرافه اداره کرد و رئیس جمهور را به عوام فریبی متهم می کنند! آیا منظور آنها از اداره مملکت بیت آیت الله جوادی است و عوام فریبی منظورشان خود آیت الله جوادی است!
مسئله ای که یکی از دوستان با پیامک از من می خواهد و برای خیلی از دوستان دیگر نیز لاینحل مانده، سوال از علت فرار احمدی نژاد از جواب مستقیم به این ماجرا است!
وقتی خوب به این مسئله فکر می کنی می بینی احمدی نژاد نفیا و اثباتاً نمی تواند جوابی بدهد! چون جنس مسئله ای که در آن «مَحرَم خانه» که نامحرمان حضور داشته اند، گذشته است از سنخی نیست که بخواهد برای عموم مردم بیان کند!
اگر بخواهد آن را تأیید کند، خود به دست خود بر اتهام خرافه گرایی و عوام فریبی صحه گذاشته است! فراموش نشود این مسائل اصالتا به هیچ وجه خرافه نیستند بلکه تجربیات شخصی معنوی افراد هستند که جز کارشناسان نمی توانند نظر بدهند!
اگر بخواهد آن حرف را تکذیب کند، مرتکب دروغ شده است! لذا احمدی نژاد مثل دو سوالی که نجف زاده و خبرنگار خارجی از او پرسیده اند، در جواب مهدی کروبی نیز، سعی می کند نه به این سوال پاسخ بدهد و نه به این سوال پاسخ ندهد! اما فضای رسانه ای چشم و گوش ها را پر کرده است که احمدی نژاد دروغگو است لذا دیگر دقت نمی کند که این بشر چگونه می خواهد از این مسئله فرار کند! فرار بله فرار!
اگر این مسئله کرامت و معجزه ای است که برای او رخ داده است، پس اثبات کردن آن خلاف تواضع و سیره شایع کتمان مقام معنوی اهل دل است! و اگر این مسئله رخ نداده باشد جز خود کسی که این مسئله را برای احمدی نژاد نقل کرده است و خدای متعال و آگاهان غیب نسبت به این مسئله آگاه نیست!
اما نکته پایانی و بسیار مهم که نباید فراموش کنیم، این است که: چه کسانی و به چه دلیل هر گاه صحبت از سیاست خارجی دولت نهم می شود، این مسئله را متذکر می شوند و به صورت صفر و یک خواستار پاسخ به این شبهه هستند و جواب مطلوب خود به آن را تعیین کننده عدم صداقت و حقانیت صددرصدی احمدی نژاد عنوان می کنند!
مسئله چیست؟ مسئله ذکر نام ائمه معصومین صلوات الله علیهم بر منابر جهانی به نام سیاست خارجی است! مسئله آن است دعوت مردم به عدالت و معنویت اسلامی و مهدوی در جهان، کاری خجلت آور است و دور از سیاست رایج این دوستان روحانی و غیرروحانی است! آنها مشکل خود را با سیاست خارجی «دعوت محور» نبوی و مهدوی علنی نمی کننند، بلکه تلاش می کنند با حاشیه سازی و اتهام زنی به فرع، بدون اشاره به اصل، مرکز را مخدوش کنند!
البته شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی و امثال آنها، در برابر ملت متدین ایران جرات سوال از علت نام بردن امام زمان در سازمان ملل و ژنو و... را ندارند، ولی غصه و عقده آنها از این ماجرا آنها را بر این می دارد تا نسبت به رئیس جمهور محجوب و مأخوذ به حیا با شعار «ما نمی خواهیم پرده دری کنیم» «ما اهل متانت هستیم» هتاکی کنند، و با قیافه حق به جانب و نگاه صادق بر کذاب عقب می نشینند، و تو بر میخ آهنی هزار باره بکوب و بر مَشک محکمتر بزن که او عرضی ندارد ولی تو زحمت خود داشته ای!
پس فراموش نکنیم آنها هاله مکدّر تردید و خجلت خویش را از تاکید بر مواضع انقلابی و اسلامی رئیس دولت نهم با هاله نور پنهان می کنند! ولی نور همیشه بر تیرگی غلبه خواهد کرد!
http://bazrafkan.blogfa.com/post-152.aspx
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 خرداد 1388 | توسط:
امین | طبقه بندی:
مقالات تخصصی،
سیاسی، |
نظرات()